نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: دانش باستاني پيشگويي

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    دانش باستاني پيشگويي

    ضمن عرض سلام به تمامي دوستان مي خواستم كه از دانشي صحبت كنم كه براي تمامي انسانها از دير باز مهم تلقي مي شده است.
    دانشباستاني پيشگويي يا اك-ويديا كه اين كلمه از دو بخش "اك" كه در زبانسانسكريت به معناي "حق" و "ويديا" به معناي "علم" مي باشد تشكيل شده وليكندر تركيب
    اين دو واژه سه تعريف مشخص دارد:معناي اول آن مقوله اي استكه به مطالعه و توضيح كاربرد اعداد-سمبل هاي عددي-سمبل هاي تصويري-رنگها-دوره ها و ...مي پردازد.معناي دوم اين كلمه در ارتباط با دوره هايزماني است.ضمن توضيح درباره شاخص هاي دوره هاي زماني در "اك-ويديا" شيوههايي مورد بررسي قرار گرفته اند كه امكان سفر در بعد زمان را ميسرميسازند.بارزترين مثال هاي تاريخي به كار رفته در اين مقوله پيامبران ميباشند كه با بهره وري از اين قابليت در خويش پيامهايي را از ماوراء ابعادزمان و مكان فيزيكي به اين جهان آوردند.در توضيح معناي سوم اين واژه تجربهانعكاس يا فرافكني اركان هوشياري فرد به ابعاد خارج از زمان حاضر در اينطبقه مورد نظر مي باشد.بيشتر افراد داراي چنين تجربياتي در عالم رويا و درهنگام مراقبه هستند وليكن از روي نا آشنايي توجه چنداني به آن مبذولنميدارند.
    به اين ترتيب تجربه "اك-ويديا"يعني سپري كردن دقايق يا ساعاتي در ابعاد زماني ديگر. بركت باشد.

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: دانش باستاني پيشگويي

    پیشگویی تورات

    مطالب و موضوعات فراوانی در این دنیا وجود دارد که اثبات آنها احتیاج به دلیل و برهان ندارند و کسی هم راجع به آنها دلیل و برهانی از ما نمی خواهد. مثلا ً یک نفر که برادر و یا پدر خود را به دوستش معرفی می کند، آن دوست نمی گوید دلیل و یا برهان شما چیست که این شخص پدر و یا برادر شما می باشد و یا بگوید، چطور می توانی ثابت کنی که گفتارت درست است و یا بگوید آیا شاهدی دارید که گفتار شما را تصدیق و تأیید نماید که این شخص پدر و یا برادر شما می باشد.
    در چنین مواردی هیچگاه کسی نه دلیلی از ما می خواهد و نه ما از کسی دلیلی خواهیم خواست. و یا اگر برای اولین بار داخل خانۀ دوستی بشویم و سئوال کنیم که این منزل مال کیست که شما در آن زندگی می کنید؟ او به ما می گوید مال خودم است. هیچگاه از او دلیل نمی خواهیم و یا نمی گوییم که سند خانه را به من نشان بده تا قبول کنم که منزل مال شماست. زندگی ما پر است از اینگونه مطالب که اصلا ً احتیاج به دلیل و برهان و یا شاهدانی ندارند و ما با کمال اعتماد و اطمینان گفتار همدیگر را قبول می کنیم. در مقابل اینگونه مطالب موضوعات فراوانی وجود دارد که همگی آنها احتیاج به دلیل و برهان دارند و حتی شاهدانی لازم دارد. مثلا ً اگر کسی بخواهد شخصی را به عنوان دزد به دولت معرفی نماید، بایستی دلیل و برهان کافی و یا برگه ای در دست داشته باشد و حتی شاهد هم لازم دارد، وگرنه نمی تواند موضوع دزد بودن آن شخص را ثابت نماید.

    در کتاب تورات نیز ذکر شده است که هر موضوع و یا مطلبی با شهادت دو یا سه نفر شاهد به ثبوت می رسد. عیسی مسیح نیز به یهودیان گفت: شهادت من راست است، چون که من تنها نیستم، بلکه پدری که در من ساکن است او نیز بر من شهادت می دهد که از جانب خدا آمده ام و به جانب او خواهم رفت. در حقیقت زندگی عیسی مسیح نیز دارای دو قسمت است. یک قسمت آن عبارتست از آن مطالبی که با برخورد به آنها فورا ً مورد قبول ما واقع می شوند و احتیاج به هیچگونه دلیل و یا برهانی ندارند. مانند اینکه شخصی بگوید، عیسی مسیح خسته شد و یا اینکه بگوید، او گرسنه شد و یا اینکه دلتنگ شده برای ساکنان شهر اورشلیم گریه کرد و یا اینکه بگوید، عیسی مسیح به شغل نجاری اشتغال داشته است. اینگونه مطالب را به سهولت و بدون خواستن دلیل و برهان با کمال ایمان و اطمینان قبول می کنیم و احتیاج به شاهدان هم نداریم. اما مطالب دیگری در زندگی عیسی مسیح و تاریخ عمر او وجود دارد که احتیاج به دلیل و برهان و حتی شاهدان دارد. یکی از آن مطالب واقعۀ قیام عیسی مسیح می باشد. هر چند قیام عیسی مسیح از مردگان برای کلیۀ مسیحیان جهان بدون دلیل و برهان قابل قبول واقع شده است، ولی باز هم جا دارد که دلایل زنده ای را که دربارۀ زنده شدن و قیام او در روز سوم داریم تذکر دهیم تا پایۀ ایمان ما نسبت به قیام او استوارتر گردد. عدۀ زیادی از مسیحیان که یقین کامل بر زنده شدن و قیام عیسی مسیح از مردگان دارند، باز هم علاقه دارند که هر چه بیشتر دلایلی تازه تری در این باره بشنوند. چون که بزرگترین واقعه ای که در تاریخ جهان رخ داده است، همان قیام عیسی مسیح از مردگان می باشد.

    اولین دلیلی که برای زنده شدن و قیام عیسی مسیح از مردگان داریم شهادت تورات و صحف انبیاء و زبور داود می باشد که هر یک به نوبۀ خود صدها سال قبل از وقوع تولد و صلیب و قیام عیسی مسیح موضوع را به عنوان پیشگویی بیان داشته اند که اگر بخواهیم کلیۀ آنها را بیان کنیم این کتاب گنجایش آن را نخواهد داشت. فقط به عنوان نمونه به مزمور 16 : 9 رجوع می کنیم که داود از زبان عیسی مسیح می فرماید: از این جهت دلم شادی می کند و جلالم به وجود می آید و جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد بود که تو ای خداوند جانم را حتی در عالم اموات ترک نخواهی کرد و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را ببیند. یعنی جسد عیسی مسیح در عالم اموات نخواهد ماند و فساد را نخواهد دید، بلکه متبدل شده قیام خواهد نمود.

    دلیل دوم، گذشته از شهادات تورات و صحف انبیاء و زبور داود، خود عیسی مسیح هم به کرات راجع به قیامش از مردگان در روز سوم برای شاگردان خود قبل از وقت توضیح داده، چنانکه در انجیل یوحنا 3 : 14 می فرماید: همچنانکه موسی مار را در بیابان بلند نمود، من نیز می بایستی از قبر بلند کرده شوم. در انجیل متی 17 : 22 نیز عیسی مسیح راجع به قیامش از مردگان این طور بیان کرده که چون عیسی مسیح و شاگردانش در جلیل می گشتند به ایشان فرمود: من به دست گناهکاران تسلیم کرده خواهم شد و مرا خواهند کشت. اما در روز سوم خواهم برخاست. مجددا ً در انجیل یوحنا 2 : 1 – 32 درخصوص قیام عیسی مسیح از مردگان چنین شرح داده شده است که عیسی مسیح می فرماید: چون از زمین بلند کرده شوم همه را به سوی خود خواهم کشید.

    دلیل سوم برای قیام عیسی مسیح از مردگان شهادت حواریون و ایمانداران به او می باشد که در سرتاسر انجیل و رسالات رسولان او به طور واضح و روشن مشاهده می شود که سیزده بار فقط در کتاب رسولان می فرماید: خدا عیسی را از مردگان برخیزانید. نویسندگان اناجیل نه فقط بر اعمال و اقوال عیسی مسیح شهادت می دهند، بلکه چهار شاهد امین بر قیام عیسی مسیح از مردگان نیز می باشند که بزرگترین سند و مدرک تاریخی محسوب می گردد. اما هرگاه کتاب انجیل را به سه قسمت تقسیم کنیم، یک قسمت آن به زنده شدن و قیام عیسی مسیح مربوط می شود که به وسیلۀ شاهدانی که ناظر بر وقایع زندگی عیسی مسیح بوده اند به رشته تحریر درآمده، چنانکه پولس رسول در باب 15 رساله خود به مسیحیان شهر قرنتس می فرماید: بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است.

    دلیل چهارمی که برای قیام عیسی مسیح از مردگان داریم، تغییر حالتی است که در شاگردان او مشاهده می گردد. آنانی که با انجیل آشنایی دارند، می دانند که در هنگام دستگیری عیسی مسیح شاگردانش از ترس یهودیان او را تنها گذارده پراکنده شدند. به غیر از پطرس و یوحنا، کسی دیگر در آن لحظۀ بحرانی با عیسی مسیح نماند. در حقیقت همه شاگردان بی وفایی خود را نسبت به استاد خویش نشان دادند. چنانکه خود عیسی مسیح قبلا ً پیشگویی کرده به آنها گفت: امشب همه شما دربارۀ من لغزش خواهید خورد و مرا ترک کرده به نزد خاصان خود خواهید رفت. همین طور هم شد. شاگردان به دنبال ماهیگیری که شغل قبلی آنها بود، رفتند. ولی مشاهده می کنیم که با زنده شدن و قیام عیسی مسیح از قبر، مجددا ً شاگردان او بنا شدند و گرد هم جمع شده به دعا و نیایش مشغول گردیدند و طبق خواسته و دستور خداوند خویش به جهان پراکنده شدند و به انتشار انجیل و تعالیم سماوی او مشغول گردیده و حتی از جان خود برای پیشبرد ملکوت او دریغ ننمودند.

    طبق پیشگویی عیسی مسیح، پطرس در شب محاکمۀ او در حضور عده ای سه بار خداوند و استاد خویش را انکار نموده گفت: من عیسی را نمی شناسم و پس از صلیب هم شاگردان از شدت ترس از قوم یهود، در بالاخانه ای جمع شده درها را به روی خود بسته بودند. اما با ظاهر شدن عیسی زنده در میان آنها و نزول روح القدس بر آنها جرأت یافته در پیشبرد ملکوت او کوشیدند و با موعظه ای که پطرس ترسو در شهر اورشلیم نمود، سه هزار نفر ایمان آورده تعمید یافتند. شاگردان عیسی قبل از صلیب و قیام عیسی مسیح، شاگردانی خودخواه و جاه طلب بودند، به طوری که دو نفر از آنها مادر خود را نزد عیسی فرستاده تا مقام دست راست و چپ او را برای آنها بطلبد و همچنین در میان سایرین نیز این بحث پیش آمد که کدام یکی از آنها بزرگتر می باشد. اما پس از زنده شدن و قیام عیسی از مردگان، آنها عوض شده و فروتن گردیدند و نسبت به همدیگر مهربان و حلیم شدند. به طوری که زندگی مشترکی را شروع نمودند و هر کس هر آنچه داشت فروخته با همدیگر چون یک فامیل صرف می نمودند.

    شاگردان قبل از صلیب و قیام عیسی از مردگان روح انتقام جویی در وجودشان مشاهده می گردید، به طوری که پطرس شب قبل از صلیب عیسی، شمشیر کشیده و گوش غلام رییس کاهنان را زد و هنگامی که سامریان عیسی و شاگردانش را نپذیرفتند و آنها را از سرزمین خود بیرون راندند، شاگردان عیسی اجازه خواستند تا دعا کرده از آسمان آتش فرو ریزد و همه اهل سامره را بسوزاند، اما پس از صلیب و قیام عیسی مسیح زنده آنها عوض شدند و برای نجات مردم سامره و حتی مردم جهان پراکنده شدند و آنها را به سوی نجات و حیات دعوت نمودند و در این راه از دادن جان خویش هم دریغ نکردند. قوم یهود از حفظ و نگهداری روز شنبه تعصب خاصی نشان می داند. چنانکه در تورات ذکر شده است، خانواده ای که روز شنبه هیزم جمع می کردند به دستور موسی سنگسار شدند. چون که حرمت روز شنبه را نگه نداشتند. اما ایمانداران به مسیح که از همان قوم یهود بودند، پس از صلیب و قیام عیسی مسیح نگهداری روز شنبه را ترک کرده و یکشنبه را روز آرامش و عبادت خود قرار دادند تا شاهد بر قیام عیسی مسیح از مردگان باشند.

    عیسی مسیح از حیث بضاعت شخص فقیری بود، به طوری که زنان مقدسه و با ایمان او را یاری می دادند. روزی شخصی خواست او را پیروی نماید، عیسی به او گفت: روباهان صحرا سوراخ ها و مرغان هوا را آشیانه هاست اما مرا جای سر نهادن نیست. و هنگام به صلیب کشیدن او جز ردایی که بر تن داشت، چیزی از او به جای نماند. شاگردان او نیز مردمانی فقیر و بی چیز بودند و با شغل ضعیف ماهیگیری امرار معاش می نمودند. وقتی مالیات سرانه از عیسی و پطرس مطالبه کردند، پولی در دست نداشتند که بپردازند. پطرس به دستور عیسی به وسیله گرفتن ماهی آن وجه را تهیه نمود. حتی عیسی مسیح قشونی نداشت و وعدۀ مقام به شاگردانش نداده بود، بلکه برعکس آنها را از زحماتی که در پیشبرد اوامر او متحمل خواهند شد، خبر می داد. سئوال این است که محرک اصلی شاگردان عیسی مسیح در پیشرفت این نهضت مقدس چه بوده که شاگردان در تبشیر کلام و پیام او بکوشند و مسیحیت را به حدّ اعلای ترقی برسانند؟ جز زنده شدن و قیام عیسی مسیح از قبر و ظاهر شدن او بر آنها و نیروی روح القدس چیز دیگری محرک حواریون او نبوده است.

    دوستان عزیز زمانی انبیاء خدا در تورات و صحف و زبور به عنوان پیشگویی بر زنده شدن و قیام عیسی مسیح از مردگان شهادت داده اند. زمانی خود عیسی مسیح به عنوان پیشگویی راجع به قیامش، شاگردانش را خبر داده و زمانی حواریون و ایمانداران بر زنده شدن و قیام عیسی از مردگان شهادت داده اند. امروزه آن شهادت همچنان به وسیلۀ ایمانداران و مسیحیان جهان داده می شود و این خود نیز دلیل و برهان قاطعی برای قیام و زنده شدن او از مردگان می باشد. اجتماع مسیحیان عالم در هر یکشنبه و مخصوصا ً روز عید قیام نیز دلیل دیگری بر زنده شدن و قیام او می باشد.

    دوستان عزیز هرگاه ما قیام عیسی مسیح از مردگان را قبول نداشته باشیم، پیشگویی های تورات و صحف انبیاء و زبور داود را هم رد کرده ایم. اگر قیام عیسی مسیح را از مردگان قبول نداشته باشیم، پیشگویی های خود عیسی مسیح را هم دربارۀ قیام خود او رد کرده یم. هرگاه قیام عیسی مسیح را قبول نداشته باشیم، در حقیقت مثل این است که خود انجیل را هم رد کرده ایم. قیام عیسی مسیح از مردگان نه فقط بزرگترین و شگفت انگیزترین عمل خدا در تاریخ جهان می باشد، بلکه جاودانی ترین عمل خدا برای ایمان به قیامت و حیات جاودانی و زندگی با خدا می باشد. پس لازم است که در این ساعت ما نیز با پولس رسول هم آهنگ شده بگوییم: بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مردي با كشيدن خميازهاي محكم تا آستانه مرگ پيش رفت!
    توسط M.MEDICAL در انجمن بایگانی اخبار حوادث
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۹ آبان ۸۶, ۱۲:۳۰
  2. ستاره اي به پيري جهان
    توسط hrg1356 در انجمن كيهان شناسي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۷ شهریور ۸۶, ۲۲:۰۴
  3. پيشگويي با مغز اشعه ايکس
    توسط اعتقادات در انجمن مطالب ويژه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۴ مرداد ۸۶, ۲۱:۴۰
  4. پيشگويي با مغز اشعه ايکس
    توسط hrg1356 در انجمن دانش عمومی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۱ مرداد ۸۶, ۲۱:۰۹
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۰ مرداد ۸۶, ۱۱:۲۴

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •