Metaphysics & Trance
Dr Motaleb Barazandeh

متافیزیک و خلسه - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب نگاهی برتر، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
«خلسه»حالت خاصي است كه انسان در آن ميتواند با ابعاد ماورائي و الهيِوجود خودارتباط برقرار كند. در اين حالت، توجه انسان از امور عادي و معمولي جداشده، حركات ارادي بدن متوقف ميگردد، حواس فيزيكي پنجگانه غيرفعال ميشودو جسم فيزيكي فراموش ميگردد. همچنين در حالت خلسه بخش خودآگاه ذهن كناررفته، ناخودآگاه هويدا و فعال ميشود. بخش ناخودآگاه ذهن انسان، بسيارتلقينپذير است، از اين حالت ميتوان حسن استفاده – براي القاء معروفات -و يا سوء استفاده - براي القاء منكرات - نمود.

بعضي خلسه را حالتيبين خواب و بيداري ميدانند، حالتي شبيه به چرت زدن، حالتي مانند گيجي،ماتي، منگي و كرخي؛ عدهاي نيز معتقدند كه خلسه حالتي است كه مديومها درآن قرار گرفته، در اين حالت تحت تأثير نيروهاي ديگر ميتوانند با ابعادماورايي ارتباط برقرار كنند.
اختلال يا تغييرات موقت در سيستم عصبي،پريشاني وسيع روحي و اختلال در آگاهي نيز تعبير عدهاي ديگر از حالت خلسهميباشد. گروهي نيز خلسه را نوع خاصي از آگاهي به نام آگاهي برتر يا اَبَرآگاهي ميدانند.

هر يك از تعاريف مذكور، از يك ديد و زاويه خاص بهخلسه نگاه ميكند و بخشي از اين حالت را بيان مينمايد، لذا هر يك از اينتعاريف به تنهايي ناقص بوده، كامل نيست.
صرف نظر از تمام اين تعاريف،آنچه مهم است اينكه در حالت خلسه تلقينپذيري فرد افزايش مييابد.بهطوركلي بيشتر انسانها تلقينپذير هستند، ولي درجات تلقينپذيري آنهامتفاوت است. برخي درجات تلقينپذيري بسيار پايين و عدهاي درجاتتلقينپذيري بسيار بالا دارند، مابقي افراد نيز در حد واسط اين دو درجهقرار ميگيرند. عدة بسيار كمي نيز وجود دارند كه بهطوركلي تلقينناپذيرند.

تلقين ميتواند سبب اِعمال يك فكر و يا يك عمل گردد، يايك فكر و يا يك عمل را در انسان تغيير دهد. اين اِعمال و يا تغييراتميتواند مثبت و يا منفي باشد، نتايج حاصل از آنها نيز ميتواند خوب يا بدباشد.
قابل ذكر است كه علاوه بر حالت خلسه، در هنگام شوكهاي جسمي،رواني و روحي نيز تلقينپذيري افراد افزايش مييابد. براي مثال درشكستها، موفقيتها، غمها، شاديها، بيماريها، مرگ عزيزان و… در اينحالتها شخص بهراحتي تحت تأثير حرف و عمل ديگران قرار ميگيرد، لذا تن بهانجام اَعمالي ميدهد كه در حالت عادي تن دادن به آن غيرممكن است. ايناَعمال ميتواند مثبت (معروف) يا منفي (منكر) باشد. برخي جوانان در اينحالتها تن به انجام منكراتي ميدهند كه براي خودشان نيز انجام آن غيرقابلباور است. لذا در اين حالتها، جوانان و نوجوانان به مراقبت و مواظبتبيشتري نياز دارند و لازم است در اينباره اطلاعات و آگاهي بيشتري به آنانداده شود.
خلسه از نظر عامل بوجود آورنده به چهار نوع خلسة تلقيني،خلسة مرضي، خلسة دارويي و خلسة محيطي تقسيم ميگردد. خلسة تلقيني با تلقينكلامي و غيركلامي حاصل ميشود. خلسة مرضي و خلسة دارويي به پزشكي مربوطميگردد، ولي نوع خاصي از خلسة دارويي همان حالتي است كه در معتادان توسطمواد مخدر بهصورت پست و نازل ايجاد ميشود.

مصرف مواد مخدر سببميشود كه فرد در يك حالت خلسه قرار گرفته، از خود بيخود شود، محيط واطرافيان خود را فراموش كند. به همين دليل براي آنان كه با محيط واطرافيان خود مشكلات فراوان دارند بسيار لذتبخش است. بايد به اين دسته ازافراد فهماند كه براي رسيدن به اين منظور، راههاي مثبت نيز وجود دارد ولازم نيست كه با توسل به مواد مخدر تمام زندگي خود را به آتش بكشند.

خلسةمحيطي به دليل غيرمعمول، غيرطبيعي و غيرمنتظره بودن محيط ايجاد ميشود.براي مثال اگر محيط بينهايت زيبا يا بسيار ترسناك يا خيلي عجيب و غريبباشد، شخص از خود بيخود شده، كنترل خود را از دست ميدهد. كساني كهبهصورت برنامهريزي شده و سازمان يافته و حرفهاي جلسات فساد و منكراتتشكيل داده و جوانان را به اين محافل راهنمايي ميكنند، بهصورت تجربي ازاين حربه استفاده ميكنند. اين افراد محل فساد را آنقدر غيرمعمول،غيرطبيعي و بعضاً زيبا و جذاب ميكنند تا افراد بهمحض ورود خودبهخودوارد خلسه شوند، در اين حالت به هر درخواست و پيشنهادي تن داده، در برابرهر چيز تسليم ميشوند و هيچ مقاومتي از خود نشان نميدهند.
خلسه از نظركيفيت به دو نوع مثبت و منفي تقسيم ميگردد. خلسة مثبت همراه با آرامش،نفسهاي عميق و شمرده و ضربان قلب آرام است. خلسة منفي با اضطراب، تنفسسطحي و تند، ضربان قلب تند و سريع، خشك شدن دهان، بعضاً سيخ شدن موهايپوست و انقباض مثانه همراه ميباشد. خلسة مثبت بسيار مفيد بوده، باتكنيكهاي متافيزيك قابل حصول است و استفادههاي فراوان دارد. خلسة منفيبسيار مضر بوده بهصورت ارادي توسط شخص و يا در بيشتر موارد بهصورتناخواسته توسط ديگران براي شخص ايجاد ميشود و آسيبهاي فراوان بهدنبالدارد.

براي مثال حالت جذبههاي خاصيكه به عرفا دست ميدهد، نوعي خلسة مثبت و عالي مرتبه است. اين نوع خاص ازخلسه بهدليل اشتياق فراوان به حضرت حقتعالي و در اثر اخلاص و معرفت حاصلميشود. اين خلسههاي عرفاني و الهي در كساني ايجاد ميشود كه مؤمن، عابد،زاهد و عارف باشند، هر يك از اين چهار مرحله پيشنياز و مقدمة مرحلة بعدياست و نميشود بدون طي سه مرحله اول به مرحلة آخر - يعني عرفان - رسيد.

درعصر جديد شاهد ظهور عرفايي هستيم كه بدون طي اين مراحل به عرفانرسيدهاند! از ابتداييترين احكام دين بياطلاعند! مدعي رفتن در خلسه ويكي شدن با خدا هستند! از همه جالبتر آنكه خود ادعا ميكنند كه عارفهستند! اين گونه افراد يا در توهم، گمراهي و بيخبري گرفتار شدهاند و فكرميكنند كه بهجايي رسيدهاند، يا خود نيز ميدانند كه خبري نيست وبهجايي نرسيدهاند و فقط دكاني باز كردهاند تا امورات دنيايي خود راسپري كنند. در هر صورت اينگونه افراد سبب انحراف ديگران بهخصوص جوانان ونوجوانان آن هم به اسم معنويت ميشوند. خداوند تبارك و تعالي ما و ايشانرا هدايت فرمايد(انشاءا..).

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, A Super Vision, Navid publications, 1382
منبع: وبلاگ دكتر برازنده