یه موضوع دیگه که در مورد وجود عواملی در ذات خود انسان برای پیشگویی به نظر بنده رسیده زنگ زدن گوش در موارد خاصی است .
یه مثال مصداقی برایتان می آورم که بیشتر متوجه موضوع شوید .
ایناتفاق بیشتر برای خودم در دوران نامزدی محسوس تر بود شاید دوستانی که تازهنامزد شده اند با دقت کردن در این موضوع بیشتر مفهوم آنرا بفهمند .
بگذریم. در دوران نامزدی هر موقع که گوشم زنگ می زد نا خود آگاه به یاد نامزدممی افتادم . بعدا بطوریکه او متوجه موضوع نشود از حرفهایش می فهمیدم که درهمان موقع او هم داشته به من فکر میکرده یا در مورد من موضوعی را در جمعیمطرح می کرده است . البته این نکته را هم باید ذکر کنم که گوش سمت راستممربوط به حرفهای خوب و گوش سمت چپم مربوط به حرفهای بد بود . البته باالهام از گفته های گذشتگان که در این مورد نظرهای متفاوتی هست و بعضی هاخلاف این گفته را تایید می کنند .
شاید در اکثر قریب به اتفاق مواردپیش آمده همه گوش زنگ زدنهای من با پیشگویی هایی که در ذهنم انجام می دادمتطبیق داشت یعنی گوش راست که زنگ می زد بعدا می فهمیدم که او نسبت به مننظر خوب داشته و در موردم حرفهای خوبی می زده و در زنگ زدن گوش چپ عکس اینموارد بود .
نکته قابل توجه اینست که بعد از دوران نامزدی که با همازدواج کردیم و روابط روحی و القائیمان که گذشت دیگر از آن گوش زنگ زدنهابه مقدار قابل توجهی کم شده و خیلی به ندرت برایم اتفاق می افتد .
حالابا توجه به گفته های فوق آیا می توان به طور قطع گفت که زنگ زدن گوش نوعیپیش گویی از آینده و یا پیشگویی اتفاقاتی است که در اطراف ما در حال اتفاقاست و ما در آنجا نیستیم.