نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: بيداري انرژي خلاق روح

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    بيداري انرژي خلاق روح

    بيداري انرژي خلاق روح



    در طول زمان بشر از حقيقت ذاتيخود دور شده و ناتوان و ضعيف گشته است. روح انسان داراي انرژي و قدرتيذاتي است كه در عموم انسان‏ها به صورت خفته و راكد وجود دارد. اين نيرو درميان فرهنگ‏هاي مختلف شناخته شده است و به اسامي گوناگوني چون "پرانا"،"چي" ، "مانا"، "كنداليني" ، "روح‏القدس" و... از آن نام برده مي‏شود. درعلوم و مكاتب باطني، روش‏هاي متعددي جهت بيدار و آزاد سازي اين نيروي خفتهابداع شده است. رشد معنوي و اتفاقات شگفت‏انگيز در زندگي روحي و تحققخواسته‏ها حتي موفقيت در زندگي ظاهري، با بيداري انرژي خلاق روح ياكنداليني ارتباط دارد. در شرق اعتقاد براين است كه نيروي خفته كنداليني درمركز اولين چاكرا مولاداهارا كه مركز آگاهي و غرايز حيواني و پايين‏ترينچاكراست، مستقر مي‏باشد. بيدار شدن كنداليني، به معني صعود از اين چاكرا ورسيدن به بالاترين چاكرا، مكاني در تاج سر و مركز آگاهي برتر ساهاسرارااست. در حقيقت هر شكلي از زندگي و حيات باطني كه به نام‏هاي "فنافي الله"،"سامادهي"، "موكشا"، "اتحاد"، "كاواليا" و... شناخته شده‏اند، بيدار شدنكنداليني است. وقتي كنداليني بيدار مي‏شود جسم فيزيكي تغييرات بسياري راكه عمدتاً مثبت هستند تجربه مي‏كند. با بيداري نيروي حياتي تمام سلول‏هايبدن شارژ مي‏شوند و جرياني از تجديد حيات آغاز مي‏گردد. صدا، احساس‏ها حتياحساس به بدن و هورمون‏هاي پنهاني تغيير مي‏يابند. در حقيقت تظاهرات سلوليدر بدن و ذهن، بالاتراز سطح معمول، در سطح عالي‏تر رخ مي‏دهند. بيداريجزئي و كلي در علوم باطني مغز رابه شش بخش و تجلياتش را هم تقريباً به ششحوزه دسته‏بندي مي‏كنند و قسمت‏هاي مختلف آن را با چاكراها مرتبطمي‏دانند. بر حسب درجات بيداري چاكراها، قسمت‏هاي خاموش مغز روشن مي‏شود واين خود نيز باعث فعال شدن نيروهاي روحي و رواني مي‏گردد. همان طوري كهبراي روشن نمودن يك لامپ الكتريكي، آن را به وسيله كليدي كه بر روي ديوارنصب شده است، روشن مي‏كنيم، براي روشن كردن چراغ مغز نيز اقدام ديگريمقدور نيست بلكه نياز به كليد است. كليد روشن كردن قسمت‏هاي مختلف مغز درچاكراها قرار دارد. گاه در كسي بيداري به ميزاني رخ مي‏دهد كه شخصمي‏تواند روشن‏بين يا تله‏پات باشد اما گاه بيداري به حدي است كه يكنوازنده و يا يك نويسنده نابغه بشود. نابغه كسي است كه يك يا تعداد بيشترياز سطوح مغزش بيدار شده باشد. نبوغ داراي انواع و مراحل متفاوت است؛ بهطور مثال گاه كودكي از لحاط هوش استثنايي مي‏شود، ديگري شاعراست و به اوالهام مي‏گردد، نوجواني هم موسيقيدان يا مخترع و يا مكتشف مي‏شود. در مغزگروه نوابغ، بيداري به صورت جزئي رخ داده است. كساني كه ذهن آنها با تبلورنور، حركت كرده ، بيدار شده و به روشنايي نبوغ رسيده باشد، دريافته‏اندآنچه كه در آنها متبلور شده كل آگاهي نيست و بيداري كلي مغز هنوز حاصلنشده است.


    منبع: نشريه علوم باطني

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: بيداري انرژي خلاق روح

    تمام اديان الهي اذعان دارند كه انسان تجسم قدرت‏هاي آسماني است. اين گفته حضرت علي كه مي‏فرمايند: «آيا گمان مي‏كني تو جرم صغيري هستي، در حاليكه در وجود تو جهان بزرگتري در هم پيچيده و متمركز شده است»، اشاره به همين مضمون دارد. در قرآن و ديگر كتب مقدس آمده كه خداوند از روح خود در انسان دميده، پس حقيقت وجودي انسان روح خداوند است و روح خدا كه از خداست تمامي قدرت‏ها و دانايي‏هاي خداوند را دارا مي‏باشد. ولي در طول زمان بشر از حقيقت ذاتي خود دور شده و ناتوان و ضعيف گشته است. در حال حاضر ارتباط لحظه‏اي و عميق بين انسان و روح‏اش وجود ندارد و نيروهاي روحي به صورت بالقوه در وجود انسان نهفته گرديده است.

    روان انسان (كالبد انرژيك) كه در كالبد فيزيكي وي نفوذ دارد و نقاط اتصال و ارتباط آنها به صورت مراكز انرژي يا چاكراها شكل گرفته‏اند، واسط ارتباط بين روح و انسان بشمار مي‏آيد. در طول زمان به دليل جهالت طولاني و دوري از اصل رب، انبوهي از زنگارها و چسبندگي‏ها بر گرد اين مراكز انرژي پديدار گشته و اين مراكز قدرت را بسته و غيرفعال ساخته و ارتباط انسان را با نيروهاي الهي قطع كرده‏است. اگر بخواهيم عوامل اصلي مسدود شدن مراكز انرژي را بيشتر بررسي كنيم، مي‏توانيم علت‏هاي تعيين‏كننده زير را مد نظر قرار بدهيم: ترس‏ها، ترديدها، شرطي شدگي‏ها، عقده‏هاي رواني، تعارضات ذهني، تمايلات منفي، نيات و برداشت‏هاي مخرب، جهت‏هاي رو به پايين دانش و آگاهي، جهت‏هاي رو به پايين تفكر، نوع و جهت تجارب گذشته و...

    هدف، فعال كردن، پاك كردن و بهبود طرز كار اين مراكز قدرت دروني است. تصحيح و تغيير مسيرهاي ناصواب در زندگي و پيروي از روح خدا موجبات پاكسازي مسيرهاي انرژي را فراهم مي‏آورد و اگر انرژي روحي از پايين‏ترين چاكرا به بالاترين چاكرا برسد انسان به سعادت و خوشبختي دست مي‏يابد، بدين معنا كه نيروهاي روحي فعال گشته و خودآگاهي به بالاترين سطوح هوشياري كه همانا عشق و خلاقيت است دست پيدا مي‏كند.

    عوامل مؤثر بيداري انرژي روحي (هماهنگي)

    برخورداري از توانايي‏هاي غيرمتعارف، اتفاقي عجيب و غيرطبيعي نيست. اين توانايي‏ها با ذهن و خودآگاه ما ارتباط دارد. مغز به عنوان سخت افزار ذهن عمل مي‏كند و قادر است به سطح بالاتري از آگاهي و حواس پنج‏گانه برود. نيرويي كه موجب بروز پديده‏هاي فوق طبيعي مي‏گردد از سطوح مادي و فيزيكي ناشي نمي‏شود بلكه به سطوح بالاتر هوشياري و آگاهي و در جريان بودن نيروي ذاتي روح مربوط است. بروز اين گونه اعمال به انرژي بالاي روحي نيازمند است. بنابراين با تمركز و اراده براي انجام عمل خارق‏العاده نمي‏توان به جايي راه ‏برد، بلكه بايد به سطوح بالاتري از انرژي و هوشياري دست يافت. اين توانايي‏ها عموماً براي ذهن‏هاي آزاد و رها كه در سطوح بالاي آگاهي و انرژي مستقر هستند، رخ مي‏دهد.

    همانطور كه گفته شد توانايي بالقوه انجام اعمال خارق‏العاده در هر كسي وجود دارد، اما براي به فعل درآوردن اين توان عوامل بسياري وجود دارد، عواملي كه بر روي فعاليت‏هاي ذهني و رفتارهاي ادراكي مانند حالات رواني فرد اثر مي‏گذارند. از جمله اين عوامل نيروي باور و ايمان است. تا زماني كه شخص به اين باور نرسيده باشد كه توانايي‏هاي روحي در انسان وجود دارد، شكوفايي و آشكاري آن را مشاهده نخواهد كرد و هر قدر كه نيروي باور از قدرت بيشتري برخوردار و به ايماني قوي بدل شده باشد هر عملي، شدني محسوب مي‏گردد. گفته حضرت مسيح(ع) نيز به همين موضوع اشاره دارد: «اگر به اندازه دانه خردلي ايمان داشته باشيد مي‏توانيد كوهي راجابجا كنيد».

    اين‏موضوع نيز به اثبات رسيده كه مي‏توان از طريق تمرينات متناسب، پرورش توانايي‏هاي روحي را تسريع كرد و كيفيت شكوفايي و رشد آن را بهبود بخشيد. همچنين اگر شخصي به صورت محوري بر روي يك نوع مهارت خاص مانند تله‏پاتي يا جابجايي اشياء و يا هر نوع مهارت ديگري تمرين كند در انجام بهترِ آن عمل از توانايي بيشتري برخوردار مي‏گردد. از عوامل مؤثر ديگر زمان و مكان ويژه را مي‏توان نام برد. براي مثال در اديان براي دعا و عبادت زمان‏هاي بخصوصي تعيين شده است.

    مي‏توان اذعان نمود كه در دسترس‏ترين عامل و اصلي‏ترين روش بيداري انرژي روحي تسليم و عشق به خداوند است. در مقام تسليم حقيقي و عشق به خدا، طبيعت به بهترين شكل عمل مي‏كند و هماهنگي ايجاد مي‏گردد. نيروي عشق از بين برنده موانع جذب روح الهي است.

    تحقيق و تأليف: فريبا جليليان

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •