نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: هاله ات چه رنگي است؟

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    هاله ات چه رنگي است؟


    نارنجي


    در سيستم طيفي شخصيتي، نارنجي رنگ افردي است كه احتياج دارند محدوديت هايي جسماني را در برابر محيطبسنجند. آنان افرادي بي باك و مقتدرند، و به ايمني شخصي خود اهميت چندانينميدهند.

    چالش نارنجي هارويارويي با جوامع مخلوط است. ما در اينجا بيشتر با سؤالهاي اخلاقي ومعنوي مواجه ميشويم تا با مشكلات جسماني براي حفظ بقا. ما با شرايطيسروكار داريم كه با حفظ بقاي به تنهايي ضديت دارد.


    نارنجيهاترجيح ميدهند پيش بيايد كه كي و كجا شجاعت داشته باشند، اما جامعه ما رامجبور ميكند حريف حد و مرزهاي دروني خود باشيم. سوالي كه مطرح مي شود ايناست كه آيا نارنجي توانايي دارد بين دو نوع شجاعتي كه در زير مي آيد تفاوتقائل شود؟شجاعتي كه مستلزم رويارويي با خطرات جسماني است، و شجاعتي كه ازذات فرد تراوش مي كند و مخالف آن يكي شجاعت است.

    مساله يي كه بهطور مكرردر مورد نارنجي ها تكرار شده اين است كه قابليت هاي انسان محدوديتهاي جسماني و حد و مرزهايي دارد. نارنجي ها بايد بدانند به جاي اينكهدائم به خود فشار بياورند كه اين حد و مرزهاي فيزيكي چيست، بايد يادبگيرند كه از همان انرژي براي كشف ابعاد دروني خود استفاده كنند. چالشنارنجي ها اين است كه به حد كافي عمر كنند تا تصورات درك ناپذير بيشترياز شجاعت معنوي و اخلاقي به ذهنشان راه يابد.


    روش دستيابي به واقعيت فيزيكي


    نارنجيها باهوشترين و قوي ترين و زيرك ترين ها در قلمرو جسماني هستند. و به نظرمي رسد ثابت كرده اند كه حتي از مار هم زيرك ترند وسريع تر از گوزن ،نارنجي ها ذهن خود را مهار مي نند تا در رقابت با طبيعت و تمام محتوياتشبه جسم آنان خدمت كند.

    نارنجيها عاشق هيجان و تلاش جسماني هستند.تصور دست خالي به مصاف شير رفتن، باعث مي شود ساير طيف هاي رنگي شخصيتي ازشدت ترس دچار شب بيداري شوند، اما نارنجي ها از تصور چنين مبارزه اي لذتمي برند. آنان تمام شب را با افكار مختلف در اين هيجان هستند، در حالي كهرنگ هاي ديگر در فكر نيروي بالقوه درد و رنج جراحت هستند.نارنجي ها غور وبررسي مي كنند كه تا اين حد پر جنب و جوش بودنچه احساسي در آنان ايجاد ميكند و خود را در تلاش و مبارزه براي زندگي محصور مي كنند. فقط در صورتي كهمساله مرگ و زندگي در ميان باشد، نارنجي ها ذوق و شوقي براي رسيدن به هدفندارند.


    در طيف رنگي نارنجي ها افرادي هيتند كه چه در ارتباطبا محيط فيزيكي ، يا در مورد دشمن يا قرباني شان، در قبال هر تلاشي، آن رابه عنوان احساسي در كالبدفيزيكي شان به حساب مي آورند. نارنجي ها مانندقرمزهاوقتي دست به اقدامي هيجان آور مي زنند، آدرنالين ترشح مي كنند،خواه بالا رفتن از دكل قايق باشد، يا آويزان شدن از ديوار ي كوه.و يادنبال كردن حيواني وحشي. وقتي نارنجي ها ببينند خودشان در صحنه خطرحضوردارند، شور و شوق نشان مي دهند.

    نارنجي ها حتي در دوران نوزاديپذيراي تلاش و مبارزه با محيط فيزيكي هستند و مبلماني را كه سد راهشانباشد، فتح مي كنند.مادراني كه كودكي نو پا با هاله نارنجي دارند، تمام مدتدر گيرند تا هر چيزي را بالاي قفسه ها بگذارند، اما كودك نارنجي از زخم وكبودي ناشي از بالارفتناز مانع ، ترسي ندارد.جراحات جسماني در كودكنارنجي، بيشتر باعث عذاب روحي پدر و مادرش مي شود تا درد جسماني خوداو.آنگار آنان هيچ خاطره يي از درد ندارند. بنابر اينحاضرند بيشتر خطركنند، و چالش پدران و مادران اين است كه چطور فرزندانشان آزادي و فضايبيشتر براي پرورش مهارت هاي لازم جهت بقا بدهند بي آن كه در مورد امنيت وطول عمر دچار پارانويا شوند.


    كنش هاي ذهني


    نارنجيها تمايل دارند با ذهنيت خود زندگي كنند، چالش هارا در ذهن بپرورانند وبرايش برنامه ريزي كنند. از آن جا كه نارنجي ها نمي توانند در قلمرو تصورو خيال بمانند، بايد درك كنند كه آيا مي توانند ضرب شستهاي تخيلي نشاندهند؟ آنان قبل از اينكه اقدامي كنند، تداركاتي پيچيده مي بينند و راهكارهاي برنامه شان را درذهن دوره مي كنند. وقتي صحنه هارا درذهن تكرار وتمرين مي كنند، در مقابل جنبه هاي متفاوت وقايع به راحتي خيال دست ميابند.معمولا آنان وسايل ايمني تهيه شده براي برنامه را كنار مي گذارند و خطريبزرگتر را براي خود خلق مي كنند، در نتيجه وقتي واقعه رخ مي دهد، برايشانشور و شعف بيشتري دارد.


    آنانروند تعليم و تربيت را غير فعالوكسالت بار مي پندارند، در حالي كه ترجيح مي دهند فعالانه به فعاليت هايزندگي بپردازند.افرادي بي باك هستند و غالبا" اينطرز رفتار باعث ايجادمشكلاتي براي ايشان ميشود.
    آن ها در محاسبات خود دقيق و موشكاف هستند.توازن بين فرصت بقا و خطر كردن را بادقت محك مي زنن. آن ها افرادي واقعبين هستند و واقعيات ملموس را به نظريه هاي تخيلي و آرماني ترجيح مي دهند.آنان قادرند جنبه هاي هر وضعيتي را ملاحظه كنند، خواه مربوط به جاندارباشد يا بي جان.آن ها مي توانند باذهن طرف مقابل خود ارتباط برقرار كنند.



    اوضاع روحي و عاطفي


    نارنجيها مابين لذت سادگي زندگي دو دل هستند. و كارهاي عادي و روزمره را وقتپركن مي دانند.آنان مواجه شدن با خطر ، شجاعت جسماني يا كارهاي مخاطرهآميز زندگي را سرزندگي و شور و هيجان و احساس مي دانند. نارنجي ها ميدانندكه سرزنده و شاداب هستند.

    آنها در ارتباط با زندگي كاملاخود محورند. مخاطرات زندگي برايشان در حكم جنب و جوش است و مشكل ديگرزندگي را رنج آور و بي روح مي دانند. بنابراين نميتوانند و نمي خواهندبراي خاطر همسر يا فرزندان شان بي خطر زندگي كنند.

    واكنش هاياحساسي آنان محدود است. اين طيف رنگي شخصيتي احساساتي نيستند، آنان فقطدر برابر شجاعت فيزيكي و احساسات تحريك شده واكنش نشان مي دهند. ملاطفت وهمدردي و ملاحظه كاري براي نارنجي ها هيچ مفهومي ندارد.آنان زندگي را بهشكل پرهيجان براي پاشيدن رنگ هاي غليظ به روي بوم به حساب مي آورند، نهپاستلهايي بي رنگ و رو. بنابر اين با ديگران ارتباط احساسي برقرار نميكنند. آنان از لحاظ روحي و عاطفي افرادي تنها هستند.ديگران ابهت نارنجيهار را محترم مي شمرند.



    ويژگي هاي اجتماعي


    ازنظر نارنجي ها، هيچ چيز مانند شور و شعف و تلاش و مبارزه نيست. هر چيزي،از جمله زندگي مترك، در درجه دوم قرار دارد.از نظر آنان زندگي مشترك يكعمل عادي استو چيزي نيست كه برايش خود را فدا كنند.چون بيشتر نارنجي هاخوش قيافه و خوش هيكل هستند، از نظر ديگران جذابند و در پيدا كردن جفتمشكلي ندارند، در حالي كه زندگي خانوادگي برايشان لذت بخش است، چيزي نيستكه برايش بميرند، از سوي ديگر ، اگر بتوانند خود را در ديواره ي كوه اورستمعلق نگه دارند ، براي اينكار دست به هر خطري مي زنند.


    سازگاري با ساير رنگ ها


    بسيارمهم است به خاطر داشته باشيم كه در طيف رنگي شخصيتي، نارنجي ها انزوا طلبهستند . آان در بازي هاي گروهي شركت نمي كنند. تنها نسبت به خودشان تعهد وسرسپردگي دارندو طبيعتشان ايجاب نمي كند با ديگران ارتباط برقرار كنند وخود را مقيد سازند.نارنجي ها هيچ خوششان نمي آيد كه همسر و فرزندانشان بهآنان چشم اميد ببندند.

    قرمز ها و نارنجي ها تركيب شيمياي خوبيبراي يكديگر نيستند وقتي با هم هستند، احساس بين آنان درست مثل اين استكه چرخ دنده ها لق بزند. موارد مورد بحث آنان مشابه نيست. بين مواضع سختآنان ، لايه نازكي وجود دارد. برخورد با يكديگر موجب عصبانيت هر دو مي شود.

    نارنجيبندرت با نارنجي جور مي شودو روابطشان ناپايدار خواهد بود. چون هيچ يك ازآنان نمي خواهد زير سلطه و كنترل ديگري قرار گيرد، اساسا" بايد از همكناره گيري كنند.

    سرخابي ها تمايل دارند نارنجي هارا عذاب دهند وكار هر دو به دندان قروچه مي كشد، نارنجي موقعيت را بر اساس خطرات آنسبك سنگين مي كند، در حالي كه سرخابي بر اساس تحريفجنبه هاي واقعي سبكسنگين مي كند. نارنجي رنگ بنفش را مشمئز كننده مي داند و سرخابي اعتقاددارد كه اعمال متهورانه نارنجي كاري بجه گانه است.

    زردها ازماجراجوييها و اعتماد بنفس نارنجي ها چه مذكر و چه مءنث مات و مبهوت ميشوند.به هر حال زرد ، بلافاصله با چشم انداز واقع گرايانه نارنجي هاسرخورده مي شودد.
    زردها دوست دارند تصور كنند كه خطر و شجاعت صرفا" در حكم بازي است، در حالي كه براي نارنجي ها خيلي هم جدي است.

    كرمفيزيكي و نارنجي مي توانند با آرامش در كنار هم زندگي كنند، اما فقط تاوقتي كه احساس كنند اينرابطه نوعي ازدواج بي دردسر است. كرم هاي فيزيكيجواب گوي خواسته ها و نياز هاي نارنجي ها هستنددر صورتي كه فاصله عاطفي وفيزيكي بين آنان وجود داشته باشد.


    همان طور كه شاپرك جذب نورمي شود، نارنجي ها جذب سبز ها مي شوند. جرقه ي شاد و درخشان سبز هاهمراه با قابليت آنان در ارائه راهكار و برنامه ريزي لشكر آرايي، وسيله يياست براي ورود نارنجي ها. اگر قرار باشد نارنجي ها آرام و قرار بگيرند،صرفا" براي خاطر سبز هاست و بس،چون سبز ها نيابت دارند نارنجي هارا سر ذوقبياورند بي آن كه نارنجي ها احساس تقصير كنند.

    خطر وجود بنفش ها براي نارنجي ها اين است كه ممكن است هر دوادعاي قدرت كنند و كار به درگيري بيانجامد.


    قدرت شخصي و روش رهبري


    نارنجيها رهبر و در بين جمعيت شاخص هستند. چون با هيبت مورد احترام واقع ميشوند. آنان دوست دارند هر كاري دلشان مي خواهد انجام دهندو از كسي اجازهنگيرند. از نظر نارنجي ، قهرمان كسي است كه به او فرصتي داده شود، يابخوبي كار را انجام مي دهد يا اصلاهيچ كاري نمي كند. از نظر نارنجي هازندگي ساكت و بي سرو صدا در اطراف شهر هم اقدامي قهرمانانه است.

    نارنجي ها رهبري را به ديگران واگذار مي كنند. و دوست دارند آزاد باشند و خود مختار عمل كنند..



    گزينش هاي مالي


    زمانيكه مشكل مالي باشد، نارنجي ها در مورد مايحتاج زندگي چندان مشكلي ندغولكار شوند و آزادي خود را حفظ كنند.و به خوبي كار خود را انجام مي دهند.نياز نارنجي ها مختصر و ساده است و در عين حال هم خرج بر نمي دارد. آناندر هر زمينه اي كردن را بر مي گزينند و از ابزارهايي استفاده مي كنند كهبهترين است و مرغوبيت داردو وسايلشان بايد بهترين جنس راداشته باشد.نارنجي ها عاشق جنس مرغوب هستند.

    پول براي نارنجي ها مفهوميندارد. اگر چيزي حكم مرگ و زندگي را نداشته باشد، نارنجي آن را غير ضروريمي داند. چون نارنجي ها هميشه انگار روي خرده شيشه راه مي روند، معمولا"جان خود را به خطر مي اندازند. آنان برنامه ريزي بلند مدت را تحسين نميكنند. در مرامشان نيست براي همسر و فرزندانشان برنامه ريزي كنند. برايقبول چنين مسؤليتي بايد با مسائل عمده زندگي به موافقت برسند، يعني تفاوتبين شجاعت اخلاقي و جسماني را تشخيص دهند.


    گزينش هاي شغلي


    نارنجيها بي باكهاي جامعه هستند و شغلهايي را انتخاب مي كنند كه هم شجاعانه باشد، هم خطرات جاني داشته باشد. آنان شغلهاي مخاطره آميز را ترجيح مي دهند،مانند غواصي، اكتشاف، بدل فيلم ها تعميركاري برج ها . آنان كل زندگي راهمچو ن مسابقه يي مي دانند كه بايد تا دم مرگ با آن دوئل كنند.


    معنويت


    نارنجيها اصلا دلشان نمي خواهد نظريه ها يا فلسفه هاي اخلاقي و تفكري در چهارديواري كليسا محصورشان كند. جستجوي معنويت برايشان حكم كنكاش برايدستيابي به مفهوم زندگي را در ماوراي وجودشان دارد.وقتي آنان خود را بهبالاي بلند ترين قله هاي دنيا مي رسانند يا به قعر دريا مي روند، چه چيزديگري وجود دارد كه در موردش كنكاش كنند؟ بنابر اين تنها جنبه اي كه براينارنجي ها باقي مي ماند، خود دروني است.

    تا وقتي آنان تمايل داشتهباشند كه با خود دروني شان مواجه شوند، دائم به نظر مي رسد كه شجاعانهخود را به خدا نزديك، و كاري مي كنند كه خدا به طريقي كه بر همه بجزخودشان و خدا پنهان است، دوستشان داشته باشد. افرادي كه هاله نارنجيدارنددر نظر ديگران هم با ابهت هستند.

    بههر حال امتحان واقعي نارنجي ها رودر رويي با نفس خودشان است. در مواجههحقيقت، تأييد محدوديت هاي فردي شان در عين حال كه تمايل دارند به سمت جلوحركت كنند، نشانه واقعي شجاعت است.


    شجاعتخلل ناپذير است كه به ما اجازه مي دهد زندگي با كيفيت و پر از وعده ووعيد و با مفهوم خلق كنيم. براي نارنجي ها اين آخرين اقدام در شجاعت وخطر نهايي است
    .





  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟

    قرمز

    ابراز احساس جسماني از نشانه هاي رنگ قرمز است. كليد موفقيت قرمزها، عمل كردن به آن چيزهايي است كه از واقعيت فيزيكي و محيط ملموس خود مي دانند. قرمزهادر تعبير و تفسير آن چه در اطرافشان مي گذرد، ساده و بي پيرايه هستندوآنان متفكراني خيالي نيستند. از نظر آنان ميز همان حكم ميز را دارد،والسلام. آان در دنياي طبيعت راحت و ايمن هستند و زندگي را شجاعانه و باذوق و شوق دنبال مي كنند.

    قدرتمند ترين جنبه هاي قرمز توانايي شان ، در حضور دنياست و اينكه با اطمينان و اعتماد به نفس ازعهده جنبه ها و واقعيت هاي زندگي روز مره بر مي آيند. موهبت خداداد آنانحفظ حرمت عظمت و بزرگي طبيعت است. به نظر مي رسد آنان از نقش خود درمعادله بشري و واقعيت فيزيكي آگاهند. آنان عاشق همان وضعيتي هستند كه درآن حضور دارند.

    قرمزها از طريقتأثير متقابل بر محيط فيزيكي ، با دنيا همخواني دارند. افراد اين طيفرنگي احساس سرزندگي و راحتي و قدرتمندي باخودشان مي كنندو وقتي بتوانندبا روشهاي فيزيكي ازتباط داشته باشند، خود را مسؤل مي دانند. واقعيت آنانملموس است. اگر بتوانند ببينند، بشنوند، بچشند، بو كنند و لمس كنند، همهآنها برايشان واقعي است. آنان در مورد تعبير و تفسير دنيا ساده و بيپيراسه اند.

    قرمز ها عاشق اين هستند كه محيط را تحت اختيار خود در آورند، از نظر آنان ، واقعيت به معنايچالش جسماني است. در ارتباط با اشياء، براي ادامه حيات، حسي واضح و آشكاردارند. آنان در بحواي زمان و مكان به پارامترهاي بخصوص فيزيكي احتياجدارند. در نتيجه ، قرمزها معمولا" خودرا در موقعيتي مي يابند كه مستلزم تلاش جسماني و قدرت و استقامت است. آنانتلاش جسماني را بر تلاش ذهني يا عاطفي ترجيح مي دهند.

    قرمزهاباهوش و قادر به كمك فكري هستند. هدف قرمزها در زندگي اين است كه بهانديشه ها و عواطف ، استحكام بخشند و به ديگران شور و اشتيااق بدهند.


    قرمزهادر اينجا هستند و به ما خاطر نشان مي كنند كه ما كالبدي فيزيكيي داريموماده اي هستيم كه به ما هوش و عاطفه و معنويت هم اضافه شده است. قرمزها به ما ياد آوري مي كنند كه كالبد ما بنايي است كه ساير قسمت هاي ما در آن خانه دارد. قرمزها دوست ندارند مادي بودنشان را از موجوديت خود دور كنند، در حالي كه رده هاي عاطفي و معنوي اين كار را مي كنند.

    در طيف رنگي ، قرمزها جزو افراد نيرومند هستند. وقتي تصميم مي گيرند كاري انجام دهند، تاآخر پاي آن مي ايستند، آن قدر كه به شم و غريزه خود گوش مي كنند ، بهطبالهاي مختلف گوش نميكنند. سريع شست شا ن خبر دار مي شود. به طور خودكارمتوجه خطر يا عوامل خطر آفرين مي شوند. احتياط و هوشياري فوق العاده ييدارند. و به موقع از مهلكه ها ميتوانند افراد را نجات دهند.

    كنشهاي ذهني

    قرمزطيف شخصيتي به درد بخوري است. اين افراد با الزامات واقعيت مواجه مي شوند.آنان از كارهاي شاق وحشتي ندارند و در مورد كارهايي كه مستلزم مهارتهايعملي كاربردي است، نسبت به رنگهاي رده معنوي و ذهني بردبارتر هستند، چوناحساس ميكنند بايد كاري كنند تا اتفاقي بيفتد. اما اصبوري ايشان كم است.آنان مقام و مرتبه هاي تهاجمي را به مقام هاي تدافعي ترجيح مي دهند.

    قرمزهامعمولا" مشاغل و علايقي را انتخاب مي كنند كه به آنان فرصت مي دهد در مورداوقات و منابع و انرژي شان، ارباب خودشان باشند. اعلب به كسب و كاري رويمي آورند كه بتوانند رئيس خودشان باشند.

    در مرحله ذهني ، قرمزهاسعي مي كنند سر در بياورند چه چيزي به دنيا نظم و ترتيب مي دهد. آنان دربرابر امور مجرد و غير عملي صبر و حوصله كمي دارند.آنان كنجكاو و مشتاقپرسش و ياد گيري هستند. در دوران كودكي تل مورچه را به هم مي ريزند تاببينند چه مي شود. در نظام جاري تعليم و تربيتي، قرمزها در زمينه حركت گامبه گام با بقيه مشكل دارند. آنان به آزادي عمل و اختيارداري احتياج دارندتا بتوانند ياد بگيرند و عمل كنند. در ذهن قرمز، تئوري به تنهايي جايگاهيراحت و آسوده ندارد. آنان نه تنها نياز دارند بدانند چرا چيزي كار ميكند، بلكه بايد بدانند چگونه كار مي كند و اصولا" چرا وجود دارد. قرمزهادر برابر روابط دراز مدت انگيزه صبر و حوصله ندارند. سؤال آنان اين است:در اين برهه از زمان، چگونه اين تئوري، اصول يا دانش به من خدمت مي كند؟

    قرمزها در مواجهه با واقعيت هاي ملموس تفوق مي يابند. آنان مايلند حرفه يي راانتخاب كنند كه احتياجات فيزيكي منطقه را پوشش دهد. و عاشق اين هستند كهاز كار يا عقايدشان نتيجه فوري بگيرند. آنان انيازمند فعاليت هايي هستندكه انرژي شان را هدايت مي كند. كار آرماني براي قرمزهاكاري است كه هدفي مشخص دارد. از نظر آنان ايده هاي پا در هوا ارزشي ندارد،بنابر اين دلشان مي خواهد هر چه زودتر ايده را عملي كنند. همچنين از نظرآنان، هيچ ايده اي ارزش و فايده ندارد مگر از حيطه فرضيه به حيطه عملكشيده شود.


    اوضاع روحي و عاطفي


    قرمزهااز لحاظ روحي و عاطفي، در ابراز احساسات و عواطف شان روراست و صادق هستندو اين كار را بي هيچ مكر و حيله يي انجام مي دهند. آنان در هر موقعيتي ميتوانند مشتاق و اميدوار يا دلواپس و متوقع باشند. قرمزهابهترين هارا پيش بيني مي كنند. فقط بعد از نا اميدي و استيصال زياد تسليممي شوند و احساس اندوه و شكست مي كنند، و سر انجام در اثر پيامدها اميدخود را از دست مي دهند. اما در هر حال، آنان در خلاصي از نااميدي سريعهستند و دوباره جرقه هاي اميد و اشتياق در وجودشان شعله ور مي شود. آنان مي توانند از لحاظ عاطفي مستحكم و پايدار باشند. علي رغم فراز و نشيب هايفراوان احساسي، از لحاظ جسماني قوي هستند. مي توانند فراز و نشيب هاياحساسي ديگران را هم تحمل كنند.

    اين رفتار نبايد با صداقت و ساده دلي اشتباه گرفته شود. قرمزهامرد عمل هستند و قوي و مطمئن و مأيوس نشدني. بزرگترين سرمايه و نعمتخدادادشان، شجاعت و صداقت و وفاداري است. به دليل بردباري شان در برابرشكست، مي توانند اميد را در دل ديگران هم زنده كنند، چون هم با خودشان صادق هستند، هم با ديگران. آنان افراديهستند كه اميد خود را از دست نميدهند ، بنابر اين هميشه وقار و متانت خود را حفظ مي كنند و در نتيجه، بازسازي برايشان امري شدني است. آنان قادرند هر آن چه را برايشان رخ مينمايد، ارزيابي كنند ، حتي زماني كه با ضرر و فقدان مواجه مي شوند.

    بزرگترينعيب آنان زود از كوره در رفتن است. وقتي با استيصال روحي لاينحلي مواجه ميشوند، از دو راه آن را براي خود حل مي كنند: فعاليت هاي فيزيكي سخت و يابا ابراز عصبانيت. وقتي قرمزها به بن بست مي رسند، دلشان مي خواهد دنيا راواژگون كنند. قرمزها دير عصباني مي شونداما وقتي عصباني مي شوند، سريعاحساس خود را بروز مي دهند. هرگز كينه كسي را به دل نمي گيرند . وقتيعصبانيت خود را بروز دادند ، انگار نه انگار، و فورا" فراموش مي كنند چهاتفاقي افتاده است.


    ويژگيهاي اجتماعي

    قرمزهاعاشق مردم و معاشرت با آنان هستند. به هر حال تجربه به آنان ياد داده استكه محتاط و گوش به زنگ باشند. در عين حال كه به مصاحبت دوستان و عزيزاناحتياج دارند، در برابر رنجهاي عاطفي آسيب پذيرند. و اما از طريق فيزيكيدرد خود را ابراز مي كنند. و در اين شرايط براي حفظ خود ممكن است ازديگران دوري كنند و اگر دوستان يا همسرشان اين خصوصيت آنان را درك نكنند،باعث جريحه دار شدن بيشتر احساسات و كناره گيري عاطفي شان مي شود.

    از لحاظ اجتماعي ، قرمزهادوست دارند در حاشيه باشند و هرگز با جمعيت نمي آميزند. آنان دوست دارنددر گروه يا فعاليتي بچرخند و وقتي جو مناسب باشد و احساس راحتي كنند، بهجمع مي پيوندند. قرمزها دوست دارند جا و مكاني به عنوان مأمن داشته باشندتا وقتي در زندگي و اجتماع عقب نشيني كردند، به آنجا پناه ببرند.ديگران به سختي مي توانند از كار قرمزها سر درآورندو بفهمند چرا در يكلحظه با نشاط هستند و لحظه يي ديگر از لحاظ روحي و عاطفي خود را كنار ميكشند. اما اين خصلت قرمزها براي به دست آوردن و حفظ اين توازن، بين اوقاتخوب پرسرو صدا و دوران طولاني انزواست. آنان اوقات خود را در تنهايي ميگذرانند تا اوازن لازم را در درون خود ايجاد كنند.

    آنان ميل شديدبه زندگي دارند، با شوق و ذوق زندگي مي كنندو هر يك از موهبت هاي زندگيرا در آغوش مي گيرند. آنان دوست دارند كه هر نوع احساسي را تجربه كنند ونهايت لذت راببرند.

    قرمزها دركيذاتي از آداب و رسوم كهن و بزرگداشت ها دارند و آوردن فرزند و ارتباط زن ومرد را را به عنوان امري مقدس مي دانند ، و اين كانون برايشان به منزلهتأييد و تصديق خداوند است.


    سازگاري با ساير رنگ ها


    قرمزهابا رنگهايي مانند قرمز، نارنجي، سرخابي_ جوردرمي آيند و مي توانندتضادهارا تجربه كنند. طيف رنگهاي شخصيتي بشدت مستقلي هستند و بدقت ازاستحكامات داخلي احساساتشان حراست مي كنند. و نكته ديگر اينكه باكوچكترين احتراقي اين روابط از هم مي پاشد.

    قرمزهاييكه با قرمز هاي ديگر جور مي شوند، ذاتا" نقاط قوت و ضعف مشابه دارند. هردو روراست و شمتاق حقيقت گويي هستند ، كه در فرم ساده ممكن است منجر بهرنج و عصبانيت شود. از آنجا كه قرمزها در زمينه درك احساساتشان مشكلدارند، مي توانند خود را در اين ونه روابط محصور كنند.

    قرمزها و نارنجيها به خلوت تمايل دارند و محتاجند ببيشتر اوقات تنها باشند. هر دوي اينرنگهاي هاله به سكوت گرايش دارند و دربرقراري ارتباط جمع از مهارت چندانيبرخوردار نيستند، در نتيجه، براي شان مشكل است كه با آرامش با يكديگرزندگي كنند، مگر برنامه هاي كاري متفاوت داشته باشند.

    سرخابي ها هرچيزي را تا سر حد آن هل قرمزها سليقه سرخابي هارا بع جاي پيشتازي ، بهعنوان چيزي عجيب و غريب تفسير مي كنند. قرمزها ريتم زندگي و برنامه هايسرخابي هارا بسيار غير قابل پيش بيني مي دانند، در نتيجه، در محدودهازتباطي نميتوانند احساس ثبات و پايداري كنند.

    زردها براي قرمزهالذت و خوشي مي آورند. و ارتباط بين آنها قدرتمند و پر تحرك است. چون هر دورنگ در زمان حال زندگي مي كنند. هر دو عاشق كار كردن هستند، دوستان زياديدارندو مي دانند چگونه زندگي كنند .

    كرمهايذهني منطقي و استوار از لحاظ شعور قابل اعتماد هستند، در حالي كه قرمزهامستقل و كوشا و گه گاه بي ثباتند، مادي گرايي قرمزها به كرمهاي ذهني كمكمي كند به سرعت از حالت رؤيا بيرون بيايند. مهارت هاي عقلاني كرم هاي ذهنيبه انرژي هاي قرمز ها توازن و سازمان مي دهد و به آنان كمك مي كند به گونهيي مثبت خود را اتراز كنند.

    سبز ها كه با ذهن چابك و خلاق خود براي كسب اطلاعات به اين در و ان در مي زنند، براي قرمزها بسيار جالب و در حكم معجزه هستند و آنان از سرعت عمل سبز ها برايدسترسي به اطلاعات خسته نمي شوند. قرمزها با ابراز احساسات صريح،احساسهاي نهفته سبز هارا بيدار مي كنند. زوجهايي كه با تركيب اين دورنگ، ايده هاي عالي خلق مي كنند و بعد از آن نيز انرژي جسماني زيادي برايسر هم كردند آن ها دارند.

    كرم هاي پرورشي كه به ادب و وقار تمايل دارند، براي قرمز ها مناسب هستند. آنان داراي تكبري هستند كه باعث مي شود قرمزها چندان تلاشي براي بر قراري ارتباط با آنان نكنند.

    كرم هاي دوست داشتني با روند فكري نا منظم خود، ان طور كه بايد و شايد به درد قرمز ها نميخوزند. كرم هاي دوست داشتني ريزه كاري هايي دارند كه نامشخص است، و اين باعث احساسعدم امنيت و سرخوردگي قرمزها مي شود. به هر حال قرمزها از حس قوي همدردي كرم هاي دوست داشتني در هر ارتباطي قدر داني مي كنند كه باعث مي شودزمينه درك و پرذيرش قرمز در برقراري رتباط مهيا شود.


    رنگ هاي عاطفي ، معنوي


    آبي ها و قرمز ها مانند تركيب آب و چربي هستند. آبي ها احساسي هستند. آنان از فعاليت هاي بي سرو صدا مانند خواندن و نوشتن لذت ميبرند. از سوي ديگر، قرمزهااز لحاظ فعاليت جسماني فعالند ولي از لحاظ عاطفي نمي توانند احساس عميقهم دلي معنوي را كه آبي ها در روابطشان مشتاق آنند، در خود پرورش دهند.


    به نظر مي رسد بنفش ها و قرمزها يكديگر را ميشناسندو درك مي كنند، گر چه اساسا" در طيف رنگ هاي شخصيتيمخالف يكديگرند، بنفش ها اصولا شهودي هستند، در حالي كه قرمز ها ، فيزيكياند. قرمز ها و بنفش ها مي توانند زوجي پر جنب و جوش را تشكيل دهند و ميدانند كه اين فرايند كارايي دارد، زيرا هر دو داراي ارزش هاي اخلاقي برابرندكه مي توانند آنرا وارد روابطشان كنند.

    ارغواني ها از اينكه از لحاظ روحي و جسمي اسير و درگير شوند، امتناع مي كنند. قرمزها دوست دارند تا آخر روابطشان به جفت خود اميد ببندند. نيروي جسماني خالصقرمزها باعث مي شود ارغواني ها به سوي دنياي تخيلي خود فرار كنند.

    بلورين ها قدرت قرمز ها را بيش از حد گيج كننده مي دانند. انان خاكي بودن قرمزهارا تحسين مي كنند و ممكن است براي مهار خودشان، به سوي انرژي آن هاكشيده شوند. از دست دادن اين انرژي ، قرمز هارا دلخور مي كند و باعث ميشود آنان اغلب از بلورين ها فاصله بگيرند.

    نيلي ها و قرمز ها صفات مشترك كمي دارند و رابطه بين شان مقتضي نيست.





    مشخصات اين رنگ ادامه دارد...

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟

    قرمز
    ( ادامه )


    قدرت شخصي و رهبري

    قرمزها شجاعانه رهبري مي كنند. آنان هرگز اسمي از مردن نمي آورند. مهم نيستتوانايي جسماني شان چقدر باشد به هر حال به راه خود ادامه مي دهندو ديگرانرا ا نيز از حاشيه به وسط مي كشند و به جلو هل مي دهند.قرمزها بايد يادبگيرند كه زمان آخرين هل چه موقع است. آنان بايد تشخيص دهند كه بفهمندكدام موقعيت مستلزم سعي و تلاش فوق العاده و كدام يك بيهوده است و صرفانرژي واراده و شجاعت را در زمان مقتضي ولازم استفاده كنند. آنان ميتوانند رؤسايي خوب باشند و مي توانند تا آخرين حد توان كار زا پيش ببرند.اعتبار و حيثيت بسياري از شركتها به علت انرژي زياد قرمزها كه مانده اندتا كار را تمام كنند، نجات پيدا كرده است.


    گزينشهاي مالي


    پول يكي از موارد انتزاعي و غير واقع بينانه اي است كه قرمزها از آن سر در نمي آورند.تا وقتي سقفي بالاي سر دارند و سفره شان پر است وجزئي لذت و تفريح دارند، قانع هستند. آنان هيچ ولعي براي مال اندوزيندارند.، و صرفا براي رفع احتياج و داشتن وسايل رفاهي اقدام به كاري ميكنند.

    قرمزها اغلب براي خودشانكار مي كنند، زيرا اين مسأله به آنان استقلال مي دهد و باعث مي شود اختيارزندگي خود را داشته باشند. قرمزها به هيچ وجه حال و حوصله كاغذ بازيندارند.بنابر اين به همكار اداري ماهري احتياج دارند تا بتوانند برايشانكاغذهارا جفت و جور كند. اينفرد مي تواند جفت قرمز باشد، كسي كه قدرت اينرنگ هاله را مي شناسد و مايل است محدوديت هارا بپذيرد. غالبا" اين جفت ميتواند امور تجاري قرمز هاراخارج از صيانت نفس اداره كند. در اين صورت جفتقرمز مي داند كه در آمد و هزينه هاي او چيست و مي تواند جو مالي خانوادهرا استحكام بخشد. در غير اينصورت اگر قرمزهارا به حال خود رها كنند، تمامكارهاي تجاري يا اداري روي هم جمع ميشود، كسب و كار دچار هرج و مرج مي شودوامور مالي خانواده از هم مي پاشد.

    چون پول براي قرمزها چيزي بي اهميت و ناملموس است، در بذل و بخشش يدي طولا دارند، كه از معايبآنهاست. قرمزها در مورد هر كسي كه قصه بدبختي سر هم كند يا محتاج باشد،دست و دلبازند. چون خود قرمزها قابل اعتمادند ، تصور مي كنند كه كسي هم كهبه او پول مي دهند ، قابل اعتماد است. آنان پول را مي دهند بي آنكه در فكرپس گرفتن يا نحوه پرداخت باشند.

    قرمزهاخود كفا هستند. هرگز در مورد پول ديگران نگران نمي شوند، هميشه دوست دارندكار كنند. از نظر آنان كار كار است و از كارهاي شاق وحشت ندارند، كه اينخود موهبتي است براي گروهي كاري.در نتيجه قرمزها غم كار را نمي خورند. هميشهمي دانند چطور پول به دست بياورند. در اين زمينه ، اقتدار شخصي آنانباعث مي شودبا خانوده مشكل داشته باشند كسي كه به يك نوع زندگي استانداردعدت كند، مشكل مي تواند تحمل كند در معيار زندگي اش كمي و كسري ايجادشود. اما قرمزها اينطور نيستند. در حالي كه ديگران به حقوق ماهيانه ي مرتبوابسته هستند، قرمزها قادرند خود را در تنگنا و مضيقه مالي قرار دهند.



    گزينش هاي شغلي


    قرمزها اساسا” براي هر كار و حرفه يي كه به آنان اجازه مي دهد ساعاتي متمادي رابه تنهايي كاري بدني كنند مناسبند.زندگي قرمزها مثل زندگي كابوي هاستكهشامل روزهاي تنهايي و دويدن به دنبال شكار، و بعد تفريح.

    قرمزها عاشق كار كردن با دستانشان هستند و هيچ ابايي ندارند كه كثيف شوند. زنان ومرداني كه هاله شان قرمز رنگ است، به طور مساوي عاشق حرفه يي هستند كهآنان را به پذيرش مسؤليتو رقابت با محيطشان واميدارد. قرمزها از كارمهندسي( مكانيك ، راه و ساختمان )، ساختماني ، مخصوصا” اپراتوري تجهيزاتسنگين و تعمير كاري، پزشك جرا، پليس، آتش نشاني، پيرا پزشكي، ، و ورزشكاربودن، مخصوصا” فوتبال ( قرمزته ها ) و وزنه برداري، رياست فرودگاه، و مديرتوليد خوششان مي آيد.



    معنويت


    مفهوممعنويت براي اين رنگ از طيفهاي شخصيتي مشكل است. قرمزها احتياج به اثباتمثبت چيزهاي ملموس زندگي دارند، مانند ارتباطشان با خداوند. اين رنگمستلزم عمل و نوعي حس عملي است.

    قرمزهاعاشق اين هستند كه در مسجد يا در كليسا باشند يا در مراسم مذهبي شركتكنند. احساس اميدواري، الكتريسيته موجود در هوا، جنب و جوش ، قيل و قال ،همه و همه براي قرمزها جاذبه دارد. جشن و سرور ، حركت هاي گروهي، رقص،آواز، كف زدن، ابراز احساسات خشنودانه فرصتي براي قرمز ها پيش مي آورد كهخدا يا معنويت را بشناسند، كه اين حالت برايشان مفهومي انتزاعي نيست بلكهيك نوع ويژگي خوب انساني در حال حركت است. آنان مثل آبي ها فورا" از خودبي خود نمي شوند. حواس آنان جمع است. آنان شاهداني هستند كه همه چيز را باچشمان خود مي بينند و ارزشمند بودن و دگر گوني و معنويت دوباره را احساسمي كنند. آواز شادمانه قرمز ها اين است:

    " من آدمي جديد هستم."

    آنان اعتقاد دارند كه هيچ كاري فرومايگي نيست، و به طور نمادين، صاحب اين رنگ هاله بوده كه پاهاي حضرت مسيح را مي شسته است.





  4. #4
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]زردها[/HIGHLIGHT]از طريق از طريق احساسات بيو شيميايي درون جسمشان، دنيارا حس ميكنند. آناندر طيفهاي رنگي شخصيتي يكي از رنگهاي جنبشي هستند، يعني در هر موقعيتي قبلاز اينكه واكنشي عاطفي و عقلاني نشان دهند، واكنش جسماني نشان مي دهند.جسمآنان انرژي موجوددر فضاهارا برايشان ثبت و ارزيابي ميكند، و سپس به آنانميگويد كه بمانند يا بروند، زردها ساختار بيولوژيكي حادي دارند كه از طريقآن نسبت به موقعيتها، وقايع، مردم و اماكن واكنش نشان مي دهند. آنان ازطريق زيست شيمي حس ميكنند، كه باعث مي شود در برابر ارتباطات غير كلاميتاثير پذير شوند. از اينرودر شرايط نامطلوب رفتارهايي از سر بي قراري ،مانند پا به زمين كوبيدن يا روي ميز ضربه گرفتن در پيش ميگيرند.در واقعاين فرمان جسمشان به آنهاست .

    فعاليتهايجسماني به آنان احساس خوشي و آرامش مي دهد. آنها قادرند بر مهارتها واستعدادهايي تمركز كنند كه عزت نفس و حس احترام به خود را افزايش ميدهد.

    ورزشبدني بايد جزيي از كارهاي روزمره آنها باشد. اما آن ها از فعاليت هاييمانند ورزشهاي ايروبيك ( اكسيژن زا ) كه باعث ميشود به ساختار اسكلتي فشاروارد بايد بپرهيزند زيرا آنها درمفاصل و ستون فقرات ، زانو ، بازو ، وكتف و كمر آسيب پذيرند.

    تايي چي ، آيكيدو و يوگا كه از اشكالفعالانه مراقبه هستند، براي زردها جنبه مثبت دارد.. اينها از انواع مراقبههايي هست كه ذهن بر جسم تمركز ميكند.و به ايشان فرصت ميدهد كه به جايبرخورداري از آگاهي مصنوعي ، حالت آگاهي طبيعي خود را تغيير دهند. وقتيذهن آنان متمركز شود، جسم آرام ميگيرد و باعث مي شود حس الهام بخشي ،نظريه هاي تازه و راه حل ها جاري شود. زردها با اين كار نه تنها جسم بلكهروح خود را تعادل مي بخشند.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    كنشهاي ذهني
    [/HIGHLIGHT]

    زردهاافرادي خلاق ، شاد و زيرك هستند. جسم آنان اجازه نميدهد مدت زيادي يك جابي حركت بنشينند تا اطلاعات و مفرضات را جمع آوري كنند.زردها افرادي منطقينيستند ، مهارتهاي ذهني آنان در حيطه كاربردي عملي است. اگر آن چه را يادمي گيرند به طور عملي انجام دهند، ميتوانند به اوج استعداد و درخشش برسند.

    آنهاعاشق ياد گيري هستند، در صورتي كه توام با حركت و جنبش باشد. آنان در موردخودشان احساسي خوب و خوشحال كننده دارند، چون رنگي پر تحرك هستند. از طريقعملي ياد مي گيرند.، چون نمي توانند براي مدتي طولاني يك جا دوام بياورند، به وضعيتي احتياج دارند كه به آنان اجازه دهد آن چه را ياد گرفته اند،از طريق فعاليت جسماني جذب و اجرا كنند.
    وقتي اين طيف رنگي شروع بهدويدن مي كند، به نوار هم گوش مي دهد، خيلي خوب ياد ميگيرد. دخالت دادنبدن در هر نوع روند آموزشي، اطلاعات و آگاهي را براي رنگ هاله مثل سيمانمحكم ميكند.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    اوضاع روحي و عاطفي
    [/HIGHLIGHT]

    زردهادوست داشتني هستند ، و مشتاق خوشحال كردن ديگران، پر عاطفه، سراپا ، سرگرمكننده وفادار و قابل اعتماد هستند. صراحت لهجه ي طبيعي زردهاباعث ميشود مشكل بتوانند روي مساله يي سرپوش بگذارند. آنان افرادي ساده دل هستند.احساساتشانبه سرعت جريحه دار مي شود و هرگز از نظر پنهان نميماند.

    آنهامتنفرند ا ز اينكه كسي را عصباني يا رنجور ببينند و در اين گونه مواقع ازطريق پرت كردن حواس خود و ديگران سعي ميكنند ناراحتي و نگراني بار رفع ورجوع كنند و به جاي اينكه سعي در رفع مشكل كنند ، فعاليتي ديگر را جايگزينميكنند. زردها اغلب به علت ذاتشان از جرو بحث گريزانند . وقتي احساس تضادو آشفتگي و نياز در آنان ايجاد ميشود ، وضعيت را ناديده ميگيرند گويياصلا چنين چيزي وجود ندارد.

    به نظر ميرسد زردها نسبت به ساير رنگهابچه تر هستند در حالي كه كاملا برعكس است. آنان روزاست و در مياناطرافيانشان پر ابهت هستند. زردها معصوميت و اعتمادي از خود نشان مي دهندكه به آدم جان تازه ميبخشد.آنان درست مثل بچه يي كه براي اولين بار به ديزني لند ميرود، مشتاقند دنيارا بررسي كنند و شاد و خرم به اجستجوبپردازند. بد بيني هيچ جايگاهي براي زردها ندارد، بنابر اين گاهي اعتمادبيش از حدشان برايشان درد سر مي شود.اين كردار نيست بلكه طبيعتا" اينطورهستند. وقتي با كودك درون خود مرتبط ميشوند كه دوستش دارند و استعدادشرا تحسين مي كنند.با خودشان آشتي هستند و از طريق خوشي و لذتي كه احساسمي كنند خدارا ميشناسند.




    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    ويژگيهاي اجتماعي
    [/HIGHLIGHT]

    زردها صميمي فعال و رك و بامزه هستند. عاشق اين هستند كه اوقاتي خوش داشته باشند. عاشق مردم و دامن طبيعت هستند.

    اينرنگ از طيفهاي شخصيتي يك دفعه و بي مقدمه داراي انرژي فوق العاده ييهستند . آنان براي تفريح و سرگرمي بازي ميكنند و در برابر ديگران صبورند.زردها بواقع درك ميكنند كه آنچه كه در هر ورزشي اهميت دارد ، گروه است.زردها از اين نوع سهيم شدن لذت ميبرند.

    از نظر غريبه ها ، انگارزردها هميشه در حال حركت هستند و اوقات خوشي دارند، چون دوستان دور آنهارا احاطه كرده اند. اما آنها يك بخش ساكت و آرام هم دارند، و آن بخشياست كه احتياج به خانه و خانواده و امنيت و احساس تعلق خاطر دارد. بهعلت طبيعتشان كه رك هستند و به همه اعتماد دارند، معمولااز آن ها سوءاستفاده مي شود. يك زوج يا خانواده ، يك پناه و ملجاء زردها در دنياستو وقتي چيزي عوضي از آب در مي آيد حكم بندري امن را دارد.

    آنهامعمولا در جواني ازدواج ميكنند. اما ازدواج زودرس ممكن است برايشان خطرناكباشد. آنان معمولا به زوج خود متكي ميشوند و در نتيجه ، مهارتهاي كافي وضروري را كه لازمه پدري و مادري كردن است را كسب نميكنند. از سوي ديگرآنان كسي را پيدا ميكنند ك بتواند پرورش شان دهد و كمكشان كند به مراحلتازه ي تواناييها و مهارت ها برسند. آن موقع است كه مي توانند در زندگيزناشويي به شادماني واقعي دست يابند.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    رنگهاي ذهني
    [/HIGHLIGHT]

    رنگزرد زردها ذهن سبزهارا به خود معطوف نمي كنند ، در حالي كه در موردبسياري رنگهاي ديگر غير از اين است. بنابر اين زرد و سبز زمينه هاي موافقيا انطباق چنداني با هم ندارند. سبز از نهايي نيست كه معطل شود تا بلكهزرد چيزي دستگيرش شود.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    رنگهاي عاطفي، روحي
    [/HIGHLIGHT]

    زردهاوآبي ها ها جفت هاي مكمل آرماني هستند. هر دو عاشق كمك به مردم هستند.آبي ها دوست دارند گوش دهند و به حل مشكلات عاطفي كمك كنند و زردها عاشقكمك درزمينه هاي فيزيكي .مانند كاشتن گل و گياه. هردو رنگ به "تا ابدشاد و خرم اعتقاد دارند .
    بنفشها وزردها نقطه مقابل يكديگرند. زردهامشتاق و ياور هستند و در هر فردي بهترين هارا ميبينند، در حالي كه بنفش هاتمايل دارند بدبين باشند. آنان در طيف رنگي خيلي خوش اخلاق نيستند و نسبتبه انگيزه هاي مردم واقع بين تر. زردها احساس ميكنند بايد در مقابلبنفشها از هر حرف يا عمل خود دفاع كنند، كه اين مساله اجازه نمي دهدارتباطي خوب برقرار شود.

    ارغواني ها و زردها وجوه مشترك زياديندارند. ارغواني ها دلشان مي خواهد بي هدف حركت كنند، و در عالم هپروتباشند، در حالي كه زردها مي خواهند با مردم سروكار داشته باشند.
    بلورينها مشكل مي توانند سرزندگي و نشاط زردهارا تحمل كنند. آنان ترجيح مي دهندزندگي آرام داشته باشند و گوشه نشيني اختيار كنند، و زردها عاشق اين هستندكه سرچشمه شور و نشاط ميهماني باشند.بلورين ها از اينكه مدتي طولاني درجمع باشند، آشفته مي شوند در حالي كه زردها دوست دارند در جمع بدرخشند.

    نيليها دوست دارند عقب بنشينند و زندگي را نظاره كنند، در حالي كه زردهادلشان مي خواهد زندگي شان پر از شور و حرارت باشد. زردها تمايل دارند بيشاز حد توانشان از خودمايه بگذارند، و وقتي براي كمك به نيلي ها رو ميآورند، نيلي ها از لحاظ عاطفي و جسماني در دسترس نيستند. مثل اين است كهنيلي مي گويد خودت خودت را به درد سر انداختي، حالا هم خودت خودت را ازمخمصه نجات بده. زردها ابتدا از اين حركت گيج مي شوند، سپس احساس مي كنندرها شده اند و پشت و پناهي ندارند، و عصباني مي شوند.




    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    قدرت شخصي و روش رهبري
    [/HIGHLIGHT]

    زرديكي از سه رنگ رهبري است.آن دو تاي ديگر كرم ذهني و بنفش هستند. زردها ازبودن با مردم غرق در لذت مي شوند. براي خنده هاي مسري و شوخ طبعي و رفتارراحتشان، همه دوستشان دارند. زردها اين قدرت را ندارند كه بين سازمانهايمختلف جنگ و جدل راه بيندازند، و نه آنقدر سنگدل هستند كه سرشان را پايينبيندازند و از نردبان ترقي سازمان بالا بروند.

    در عوض، آنان با اشتياق شان به كمك كردن، صرف وقت و استعداد و شوخ طبعي و صبر و حوصله شان، باعث ايجاد اعتماد به نفس مي شوند.

    زردهاعاشق عمل هستند. مي توانند مهارت و هنر خود را نشان دهند.عموما" مجذوبمشاغل مادي هستند. آنان دوست دارند با عمل به مردم نشان دهند چطور كاري راانجام مي دهند، نه با حرف. زردها در هر موقعيتي رهبراني خوب هستند كهمستلزم جهد و كوشش است.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    گزينش هاي مالي
    [/HIGHLIGHT]

    زردهادر زمينه امور مالي بچگانه رفتار مي كنند. آنان اعتماد مي كنند،كه اينمساله به ضررشان تمام مي شود. در ارتباط با پول عين خيالشان نيست. اصلاغم عواقب آتي را به دل راه نمي دهند. تا آخرين حد كارت اعتباري يا پولرا خرج ميكنند، و يادشان مي رود كه مسؤل باز پرداخت هستند.اگر كسي امورمالي زردهارا يرد، آنان وضعشان خوبمي شود. آنان به گونه يي آرماني در امورمالي نقدي بخوبي كار مي كنند و به هيچ گونه دفتر دار هم نياز ندارند! زوجزردها بايد امور مالي خانواده را به عهده بگيرد. ولخرج هستندو زير بار قرضمي روند. اگر بآنان متوجه شوند كه به برنامه مالي و تعيين بودجه احتياجدارند، مي توانند هر كاري بكنند ولي بايد دائم به آنان خاطر نشان كرد كاما آنان يكدفعه طغيان مي كنند و به علت عدم نيروي كمكي، در هر كاري كه تا به حال انجام نداده اند، كارشكني مي كنند. بنا بر اين، راهبرد و مرورهفتگي در برنامه ريزي مالي يا تصميم گيري، براي زردها امري ضروري است.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    گزينش هاي شغلي
    [/HIGHLIGHT]

    تواناييرهبري يكي از خصوصيات اين طيف رنگي شخصيتي است. زردها با كمك افراد ديگردر ياد گيري مهارت يا استعداد جلو مي روند. و در شغلهايي از قبيلآموزگاري، استاد ياري، و مربيگري بسيار خوب مي شوند همچنين ناظر وكارفرمايي بي نظير خواهند بود. چون در درجه اول در محل كار خود رابطهدوستانه با ديگران ايجاد مي كنند.

    زردها عاشق بيرون رفتن هستند.مشاغلي مانند سرپرستي جنگلباني ، نقشه برداري، كارگري ساختماني، پليس،مهندسي معماري و پيمانكاري برايشان عالي است. فروشنده هاي خوبي هم ميشوند،چون عاشق بيرون رفتن ، دنبال كردن برنامه هايشان، ملاقات با مردم، ومشاركت ، در عقايد و نظريات هستند. زردها مي توانند راهنماي تورهايمسافرتي و تفريحي بي نظيري شوند. آنان خستگي ناپذير ، نترس و ماجراجوهستند.اگر مراجعه كننده به زردها بتواند پا به پاي آنان پيش برود، اوقاتيخوش در انتظارش است.



    [HIGHLIGHT=#NaNNaNNaN]
    معنويت
    [/HIGHLIGHT]

    زردهامعنويت را بر اساس خداوند مي شناسند، موجودي برتر كه دنياي عجايب را خلقكرده است. از نظر زردها ، معنويت نه آگاهي عقلاني است و نه آگاهي عاطفي،بلكه احساسي فيزيكي است كه حكم ادرنالين را دارد. آن ها آماده اند درارتباط با خدا چنين جمله يي را بر زبان آورند:" دست خدارا روي شانه هايماحساس كردم. يا " احساس كردم قدرتي برتر مرا با خود حمل كرد." زردها هرچيز معنوي ، از جمله الهيات و اصول و عقايد مذهبي را به صورت فيزيكي توصيفمي كنند. جديت به مذاق زردها خوش نمي آيد. آنان زماني در اوج شاديهستند كه بتوانند راحت و آزاد خود راا ابراز كنند. نوعي عبادت فعالانهممكن است براي زردها پربارترين و زضايت بخش ترين باشد.

    زردهامعنويت خود را همچون معصوميت كودكانه حفظ مي كنند. آنان افرادي اميدوار ،قابل اعتماد، و چشم انتظار هستند. خود را در تك تك پروانه ها و رنگينكمان مي بينند. حتي در بزرگسالي ، طلوع خورشيد را روزي كه آغاز مي كنند،با شوق و ذوق فراوان عاطفي خوشامد مي گويند. زردها در برابر كمال فيزيكيكائنات سر تعظيم فرود مي آورند و با ترس و لرز مي ايستند. كوه دنيا و عظمتخداوند را در قطره يي شبنم كه روي چيزي نشسته باشد مي بينند ، از خود ميپرسند:" چگونه امكان دارد قدرتي برتر وجود نداشته باشد؟ معنويت براي زردهاحكم زنده بودن و لذت زندگي است.[/
    size][/b]





  5. #5
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟

    هاله آبي


    آبيها طيف رنگي يي هستند كه براي كمك به ديگران خيلي اهميت قائلند، و قدركار در خدمت مردم را مي دانند. خدمت شكلي از نوع دوستي و مايه گذاشتن ازخود است. هنر است كه اقدام به رفع نيازهاي ديگران مي كند و بر آورده كردننيازهاست كه به افراد فرصت مي دهد شأن خود را حفظ كنند. وقتي آبي ها درحق همسايه لطفي مي كنند يا به امور فردي بيمار مي رسند، آنان راه هاي رابر مي گزينند تا در زندگي از خودشان مايه بگذارند



    بزرگترينچالش آبي ها اين است كه بدانند براي خوشحالي و رضايت چه مي خواهند و وبعد آن را بطلبد،از آن جا كه آنان بيشتر در خدمت ديگران هستند، فرصت كميبراي رسيدگي به فعاليت هايي دارند كه موجب رشد روحي و معنوي شان مي شود.آنان بايد حد و حصري براي منابع روحي و عاطفي خود قائل شوند. بايد بتوانندنه بگويند و جدي هم نه بگويند. آبي ها از طريق رقابتي موفقيت آميز ميتوانند اقتدار شخصيتي خود را حفظ كنند. آنان بايد ياد بگيرند از طريق سبك سنگين كردن منابع دروني خود و استفاده از وقت و انرژي شان براي شاداب نگهداشتن خود از منابع دروني شان بهره برداري كنند.



    آبيها آن قدر در پي توصيه واقعيات فيزيكي نيستند. اين خبر ها از نظر آنان زشتو پست و نا خوش آيند است. حتي وقتي به دقت منظره اي جالب را بر رسيكنند، خزيدن هزاران حشره ي چندش آور را بر روز آن مي بينند. آبي ها دوستدارند در قلمرو عواطف و احساسات زندگي كنند كه از خارج واقعي تر به نظرشانمي رسد.



    اگرآبي ها را به حال خود رها شوند، هيچ توجهي به فعاليت ها و ورزش هاي طاقتفرسا ندارند، چون باعث مي شود آنان گرمشان شود و عرق كنند ، كه برايشانتجربه يي ناخوش آيند است. به هر حال از ورزش هايي لذت مي برند كه دوستانهاست ، مانند واليبال، بولينگ هم چنين ورزش هاي زيبا مانند رقص، شنا، اسبسواري. آنان از پياده روي به عنوان تجربه يي در طبيعت يا در كنار دوستان لذت مي برند. كلاسهاي ورزشي كه نرمش هاي ملايم دارد و نسبت به ايروبيك كم تحرك تر است، برايشان كشش دارد. ورزش هاي استقامت كه مستلزم آمادگي جسمانياست، براي آبي ها جذبه ندارد، زيرا مي پندارند ميزان توجه به خود، آنانرا لوس مي كند و خود پرستي است.



    آبيها از آن نوع بدن هايي دارند كه درون ريز است، اندام مادر طبيعت . آنان بهراحتي اضافه وزن پيدا مي كنند، . آبي ها در دوره يي كه ورزش سخت ، رژيمغذايي ، هيكل لاغر تاكيد مي شود، بازنده محسوب مي شوند.آبي ها بايد در ككنند كه زيبايي آنان در توانا ييشان در پرورش و حمايت ديگران و خشنودي شخصيت هاست.



    بزرگترينموهب آبي ها شم بسيار بالاي آنان است. آبي ها افرادي فوق العاده حساس دربرابر ارتعاشات ديگران هستند. به هر حال برايشان بسيار مشكل است كه ان چهرا به طور شمي ميدانند، به اطلاعاتي مفيد تبديل كنند. در مر حله ييتصميمگيري و عواطف و احساسات و حدس و گمان، كاري به محاسبات و واقعيت هاندارند، در نتيجه وقتي پاي كمك هاي منطقي پيش مي آيد ، آبي ها نسبت بهرنگهاي ديگر دست و پا چلفتي تر هستند. توانايي دسته بندي كردن و ايجاد نظمو ترتيب و كسب دوباره اطلاعات، مهارتي اكتسابي است كه آبي ها بايد ان راياد بگيرند، مخصوصا" از طريق تمرين در مواقع فكر كردن در مورد مسائل مهمو حياتي.



    آبيها هم مانند ديگر رنگ هاي روحي معنوي، متفكراني همه جانبه هستند. آنانهمزمان تمام نمو نه هاي مورد بحث يا تصميم گيري را ميقاپند و پيامد ها وبر آيند هاي موجود را از اين دست به آن دست مي دهند، علت را ارزيابي ميكنند و هميشه هم راه هاي چاره را باز مي گذارند.



    اگرسبز ها به حالت مضاعف فكر ميكنند و در موضوع هر انتخابي،گزينش هار ا جفتجفت مي كنند، آبي ها از لحاظ ذهني به كل مطلب مي چسبند و هر گز حتي يكگزينش بالقوه را هم ول نمي كنند. چون آبي ها همزمان تمام راه حل هاي فرعيرا در ذهن نگه مي دارند، تعجبي ندارد كه در تصميم گيري دچار مشكل ميشوند. آبي ها ممكن است در جزييات بمانند و در مورد اينكه كحا مي روند يا چگونه مي روند ، احساس عدم اطمينان كنند. مهم ترين مهارتي كه آبي ها ميتوانند ياد بگيرند، اين است كه چطور حواسشان را جمع كنند تا تمام مشكلاتو نگراني هايي را كه ربطي به مشكل موجود ندارد، از سر راه بردارند.



    درمدرسه ، آبي ها در درس هايي كه تأكيد زيادي بر شم و احساسات دارد، خيليخوب هستند، مانند ادبيات، انشاء، هنر و تئاتر. دروسي كه مستلزم دنبال كردنروش خطي است ، مانند رياضيات يا علوم، مهارت حفظ كردن و سازمان دهي و پايهو اساس دسته بندي را به آنان ياد مي دهد. و همين مطالب است كه به آبي هاكمك مي كند از عهده مفروضات دنياي واقعي بر آيند. آبي ها به شدت كلافه ومأيوس مي شوند اگر جواب مسأله يي رياضي را بدانند اما ندانند چطور به آنبرسند.



    بااين كه آبي ها بيش از حد عاطفي هستند، مي توانند در امور تجاري ، مخصوصا"در خدماتي كه فرصت كار كردن با ساير مردم را داشته باشند، به خوبي خود رانشان مي دهند. آبي ها قادر به تصميم گيري هستند، فقط نسبت به رنگ هاي ديگركند تر و محتاط تر عمل مي كنند. آنان فاقد توانايي سازمان دهي سبز ها وكرم ذهني ، و نفس قوي بنفش ها هستند.



    آبيها احتياج دارند براي خود برنامه ريزي كنند تا از عهده موفقيت هاي شغلي يابر نامه هايي كه به آنان امكان مي دهد وقت كافي براي كار كردن با سرعتخاص خود داشته باشند، بر آيند ، آنان براي تصميم گيري هاي مهم به سه تاهفت روز وقت احتياج دارند. وقتي زمان كافي و مكان مناسب و آرامش دراختيارشان گذاشته شود، تصميماتي خوب مي گيرند، تصميماتي كه حسابي درموردشان فكر شده و به آن متعهد شده اند. براي اينكه راحت و آسوده باشند،اختياج دارند به آنان اجازه داده شود تمام پيشنهاد ها و شكايت هايشان راكتبي ارائه بدهند. اين كار به آبي ها فرصت مي دهد احساسات را از عمل جداكنند و به راه حلي برسند كه بتوانند پاي آن بايستند.



    آبيها تمام عوامل لازم براي مرحله تصميم گيري را سبك سنگين مي كنند، تعهداتقبلي ، نياز هاي خود و خانواده شان، شايستگي طرح، نتيجه مورد نظر. وقتي آبي ها با كارمندان و مشترياني روبرو مي شوند كه خواستار تصميم گيري سريعهستند، بايد قبل از هر اقدامي در مورد انگيزه ها و التزاماتشان صادقباشند. آبي ها شكستهاي شغلي را شخصي تلقي مي كنند. در دنياي رنگهاي ردهذهني ، هر چيزي در وهله اول يك فرضيه است ، اما در دنياي آبي ها، احساسوعاطفه است. تأييد احساسات ، به آبي ها فرصت مي دهد در دنياي تجارت موفق شوند.



    بزرگترينسرمايه ي آبي ها تعهدات عاطفي آنان است كه جزئي از روند ذهني و عاطفي شاناست. آبي ها در ايده هاي خوب ، متوجه ويژگي بالقوه آن مي شوند و دلشان ميخواهد به ديگران كمك كنند كه به هدف خود برسند. هر طرح ، عقيده يا فردي كهآبي به آن مقيد شود، براستي مايه سعادت و خوشبختي اش است. آبي متعهد ،فردي قابل اعتماد، قابل اطمينان و وفادار است.




    اوضاع روحي و عاطفي

    آبيرنگ انرژي مؤنث است كه به گونه يي استثنايي يكي از جنبه هاي انرژي مؤنثرا منعكس مي كند، يعني توانايي تماس با احساسات فردي و ابزار آن، آبي هااز طريق احساس از دنيا سر در مي آورند، نه مثل زردها و كرم هاي فيزيكي ازطريق حواس فيزيكي. عشق و تنفر و اميدواري و نوميدي، از عوامل روزمره يزندگي آبي هاست. پايه و اساس اصلي تصميم گيري آنان عواطف و احساسات است.



    اينقابليت آبي ها كه از بعد عاطفي عمل مي كنند، بزرگترين سرمايه شان است. امادر عين حال ممكن است بزرگترين نقطه ضعفشان هم باشد. آبي ها دلشان مي خوادديگران دوستشان بدارند. با فكر و ملاحظه كار و مهربان به حساب بياورند.زماني سرو كله نقطه ضعفها پيدا مي شود كه غبارهاي سر در گمي سر راهموفقيتي را بگيرد و مانع شود كه آبي ها بهترين تصميم را بگيرند. آنان نميتوانند تشخيص دهند كه دارد از ايشان سوء استفاده مي شود يا از ايشان تقاضاشده است كه تلاش بيشتري براي رسيدن به موفقيت كند.



    ازآنجا كه آبي ها افرادي حساس هستند و علائم و اشارات غير كلامي را در حالتديگران مي گيرند ، بابت آن چه مي دانند، مورد تاييد قرار نمي گيرند.همسر يا كارمندي كه روشي منطقي تر رابه كار مي برد، مي پرسد آبي چهمفروضاتي دارد كه از عقايد او حمايت كند. چون مفروضات و دانسته هاي آبيها اساسا" احساسي است، نامربوط و پيش پا افتاده و غير عملي تلقي مي شود.در جامعه گاهي آگاهي هاي شمي آبي ها گيج كننده است و چه بسا به نظر افراديكه بيشتر ديدگاه منطقي دارند، نامربوط جلوه كند. به هر حال اين موهبت ويژهدر بعضي زمينه هاي زندگي ضروري است، و در مورد رسيدگي و توجه به خانوادهو تلاش براي رفاه و سعادت خانواده و جامعه، آبي ها را افرادي لازم الوجودو ارزشمند مي دانند.



    ادامه دارد...

  6. #6
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟

    هاله سبز



    سبزهااز لحاظ عقلاني و تفكري بسيار ژرف هستند، و مي توانند هر فكر يا نظريه ايرا تا آخرش بخوانند. آنان ارزش خود را در اين ميدانند كه سود بخش واقعشوند و طرح ها و نظريات بيشماري ارائه دهند. سبزها به علت قابليت خلاقيت وقوه ابتكارشان مي توانند نو آور باشند و هر مشكلي را حل كنند. آنان افراديبرنامه ريز و مدير و مدبر در طيف رنگي شخصيتي هستند.


    ترسآنان از اين است كه آن چه را ابداع و توليد مي كنند، به اندازه كافي خوبنباشد و كم و كسري داشته باشد. اين نوع مناعت طبع باعث مي شود آنان ازلحاظ احساسي و عاطفي در تنگنا قرار گيرند و بپندارند كه بي عيب و نقص بودنبراي كسب عشق و احترام اطرافيان ضروري است. درس مهمي كه تمام سبز ها بايدياد بگيرند، اين است كه زندگي ممكن است راحت و باشكوه و توأم با خوشي ولذت باشد و اگر دلشان بخواهد چنين زندگي يي اشته باشند ، بايد از نيازهايعاطفي خود دست بكشند تا كامل و بي نقص باشند.



    شيوه دست يابي به واقعيت فيزيكي


    سبزها ذهني هستند. واكنش آنان در برابر چالش هاي زندگي، فكر كردن در مورد آنهاست. به عبارتي ، آنان به واقعيات فيزيكي توجهي ندارند و بي اعتنا با آنمواجه مي شوند. اگر هم توجهي داشته باشند، چندان قابل ملاحظه نيست و دروضعيت اضطراري و حالت فوق العاده ي هر موقعيتي قرار نمي گيرند.


    سبزها دوست دارند راه حل هر مسأله يي را حدس بزنند، نه اينكه بابتش كاريانجام دهند، افكار سبز ها آرماني و تحليل گرايانه است.زماني كه با وضعيتيمواجه مي شوند كه مستلزم كار سخت جسماني است، افرادي را براي انجام دادن كار استخدام مي كنند.


    ارتباطسبز ها با دنياي موجودات و اشياء سرد و از سر بي اعتنايي است. آنان بسيارياز موقعيت ها را به شكل مشكلاتي مي بينند كه بايد حل شود. سبزها وقتي ميخواهند حركتي كنند يا براي بر گزاري ميهماني آماده مي شوند، دوست دارندكارها را از راه دور انجام دهند. ديگران را راهنمايي مي كنند كه كارهايشانرا به چه نحو انجام دهند. حتي اگر مجبور شوند خودشان كارها را انجام دهندبه نظر مي رسد از آنچه مي گذرد جدا هستند و روح احساسشان در گير كار نيست.


    بهنظر نمي رسد واقعيات فيزيكي آن چنان مفهومي براي سبز ها داشته باشد. وقتيپاي يك مورد فيزيكي تكامل در ميان باشد، مثلا" دانه يي كه كاشته مي شود،،بعد جوانه مي زند، تبديل به گياه مي شود، برگ و گل مي دهد و بالاخره خشكمي شود. سبزها فقط شاخه خشك گياه را مي بينند و از تمام مراحل تكامل مؤثر سر سري مي گذرند. وقتي سبز ها با سكون و خمودي مواجه مي شوند، ذهنشان بهشدت مغشوش و در هم بر هم مي شود و بي درنگ به سوي پيامدها و راه حل ها جهشمي كند، در حالي كه ساير رنگ ها در اين مرحله بسيار لذت مي برند و برايشانبا مفهوم است. هر كاري كه سبزها انجام دهند، از دنبال كردن كارهاي هنريگرفته تا خريد و پوشاك و غيره، با كفايت و مصلحت انديشي و كمترين ميزانتحرك و وقت تلف كردن است.




    كنش هاي ذهني


    سبزها جزو رده دوم طيف رنگي شخصيتي هستند. افرادي با هوش، سريع الانتقال،منطقي و خردمندند. براي اين كه خوشحال باشند، بايد مفيد واقع شوند. آنانزندگي را همچون غولي مي بينند كه فهرستي در دست دارد و به همه موارد آنبايد رسيدگي شود. كارها را انجام مي دهند و بعد از پايان هر يك، جلوي آندر فهرست خط مي كشند. هيچ چيز بيشتر از اين مايه خوشحالي سبزها نمي شود كهكاري را كه بنا بوده در يك روز انجام دهند، با موفقيت به پايان برسانند.سبزها به طور ذاتي نابغه هستند و دائم قطعات اطلاعاتي را در ذهن خودسازمان مي دهند و مرتب مي كنند و بعد به دنبال تركيبات و طرح هاي ديگر ميگردند. فعاليت، جاني تازه به آنان مي بخشد و موجب شادابي خود و دنيايشانمي شود. اگر مشكلي پيش بيايد، از نظر سبزها قدر مسلم اين است كه تمامفعاليت هاي ذهني بايد پاياني ثمر بخش داشته باشد و به جاي اينكه صرفا"برايآن فعاليت ارزش قائل باشند، هدفي ملموس را مد نظر قرار مي دهند. اگرفعاليت ذهني به صورت بازي در بيايد، كار براي سبزها سخت مي شود.


    سبزهابه زندگي به شكل جدولي نگاه مي كنند كه بايد حل شود و از دنبال كردن راهحل ها لذت مي برند. وقتي سبزها به نتيجه يا توجيهي دست يابند، خوشحالترين هستند. عقايد و انديشه هاي دو پهلو و مبهم يا كارهاي نا تمام باعثعذاب روحي و رواني سبز هاست و اينجاست كه با اصرار و پافشاري در مفيد واقعشدن، مي خواهند جبران كنند.

    الگوي تفكري سبزها منطقي، مرتب و منظم است.

    وقتيسبز ها سعي مي كنند با رنگ هايي ارتباط بر قرار كنندكه اهل تجزيه و تحليلنيستند، چنانچه راه چاره يي انتزاعي به بيش از يك نتيجه منتهي شود، مشكلايجاد مي شود. از دو گام اول، فرضياتي متفاوت به وجود مي آيد، اما سبزهابراي رسيدن به هدف فقط به يك راه حل رسيدگي كرده و آن را سرو سامان دادهاست، و سايرين هنوز در حال بحث و مذاكره در مورد راه اصلي هستند.


    سبزاز لحاظ ذهني روي يك هدف ايست مي كند و در ذهنش مي گردد تا ببيند برايدستيابي به آن چه كاري لازم است و بعد براي رسيدگن به جواب ، دوبارهمراحل را شكل مي دهد. به هر حال هيچ سبزي دوست ندارد صبر كند و انتظاربكشد، و تمام كارهاي لازم براي به پايان رساند طرح را انجام مي دهد. وقتيكارها تمام شد سبز ها دلشان مي خواهد به سوي نظريه خوب ديگري پيش بروند.آنان دوست ندارند جزئيات را مو به مو دنبال كنند.


    سبزهامتفكراني همه فن حريف هستند. از آنجا كه آنان متوجه طرح ها و برنامه ها ميشوند و ساختارها را مي شناسند، نمونه يي از اطلاعات ارائه مي دهند. بنابراين مي توانند به مفروضات ارائه شده نظم و ترتيب دهند. اين نوع مهارت هايآنان در كارهاي گروهي بسيار مفيد است.




    اوضاع روحي و عاطفي


    راهحل مبتكرانه مهم ترين راه رهايي سبزهاست. در بيشتر موارد سبزها در جنبه ثمر بخشي رنگ خودشان گير مي كنند و در نتيجه، ذوق و شوق خلاقانه ي خودراناديده مي گيرند. سبزها خلاقيت را وقت تلف كردن يا صرفا" مايه تفريح وسرگرمي مي دانند. چالش سبزها اين است كه بين سرشت سود بخش و نتيجه دهنده،ونتيجه خلاق و خود انگيز خودشان هماهنگي ايجاد كنند.


    برايسبز ها سخت است كه روندي عاطفي را حس كنند و به عواطف خود دست يابند.آنان مي دانند در مرحله دهم، راه حلي احساسي در انتظارشان است. به هرحال در مورد روند شتاب به خرج مي دهند تا از بروز احساس و عاطفه اجتنابكنند. زماني كه احساس كنند ترسيده اند، اختيارشان را از دست داده انديا ازلحاظ عاطفي مورد تهديد قرار گرفته اند، جدي و مقرراتي مي شوند و سعي ميكنند مواظب رفتارشان باشند. تمام اين واكنش ها ساختار هاي ايمني است كه درخودشان پرورش داده اند تا دوباره احساسات و عواطف خود را متعادل كنند و ازموقعيت سر در بياورند. وقتي سبزها شيرازه كار از دستشان در مي رود، تهديدمي كنند كه خود كشي خواهند كرد.



    سبزها به كسي احتياج دارند كه عقايد و افكارشان را براي او شرح دهند. ارتباطبا كسي كه از لحاظ فكري با هم سازگاري داشته باشند، براي آنان در اولويتاست. اساسا" سبزها به عقايد و افكار بيشتر علاقه دارند تا به افراد. وقتيآنان پي ببرند كه مورد تقدير و تحسين قرار گرفته اند و ديگران بابت ذهنيتو افكارشان به آنان ارج مي نهند، به قدري گرم و صميمي و با ذوق مي شوند كهدلمان مي خواهد با آن ها باشيم.




    ويژگي هاي اجتماعي



    ازآنجا كه سبز ها اصولا"به افكار و عقايد علاقه مندند، از لحاظ جنسيتي جذبافرادي مي شوند كه آنان را بابت ذهنيت و قدرت فهم و دركشان تحسين مي كنند.وقتي سبز ها اطمينان حاصل كنند كه براي زوجشان اسباب بازي نيستند، صميميتاتفاق مي افتد. سبزها صرفا" زماني تعهد عاطفي مي دهند كه از لحاظ ذهنيتقدير و تحسين شوند. از آنجا كه مي توانند عواطفشان را از عقل و ذهنيتشانجدا كنند، مي توانند بي آنكه وابستگي عاطفي پيدا كنند از لحاظ جسميوابسته شوند.


    اساسا" سبزهابراي تحريك ذهني و مصاحبت عقلاني ازدواج مي كنند و خانه و بچه و امنيتبرايشان امري پيش پا افتاده است. اگر سبزها را به حال خودشان بگذارند،دوست دارند در سن بالا ازدواج كنند، اصلا" بچه دار نشوند، يا به تعداد كم فرزند داشته باشند. آنان ترجيح مي دهند عمر خود را وقف حرفه يي درست وحسابي كنند كه دوست دارند.

    سبزهاذاتا" آدمهايي پرورش دهنده نيستند و بنا به اقتضاي جامعه مجبور مي شوندخود را با بچه داري و اداره خانه وفق دهند. آنان دوست دارند پدر يا مادريسازمان يافته باشند، يعني مطمئن شوند بچه شان امكان تعليم و تربيت و پرورشجسماني دارد. ترجيح مي دهند اضافه كاري كنند تا هزينه دروس مافوق برنامه ،يونيفورم و شهريه مدرسه فرزندشان را بپردازند.


    سبزهااز قيود عاطفي و تقاضاهايي كه همسر يا فرزندشان از آنان دارد، بدشان ميآيد ، بنابر اين هر چه كمتر فرزند داشته باشند، مفيدتر هستند. فرزندانسبزها، بچه هايي باهوش و با استعدادند، زيرا مادر يا پدر سبزشان افكار وعقايد خود را براي آنان شرح مي دهد و پرورش ذهني و منطقي را در آنان تشويقمي كند.



    در موقعيت هاياجتماعي ، سبزها دوست دارند نظاره گر باشند. معمولا" در جايي مي ايستند ومنتظر مي شوند تا ديگري پيش قدم شود. سبزها كم رو و خجالتي نيستند، هر چندبندرت معاشرتي مي شوند و حالت گرم و صميمي به خود مي گيرند، هرگز به گروهيملحق نمي شوند تا صرفا" جزئي از آن باشند. سبزها در قبال وضعيت هاياجتمتاعي بيشتر از طريق افكار و احساسات خود واكنش نشان مي دهند. از آن جاكه سبزها بيش از خد ذهني هستند، دوست دارند منزوي باشندو صميمي تريندوستانشان را با دقت و وسواس انتخاب مي كنند و در مورد اين ارتباط ملاحظهكار هستند و فكر مي كنند.



    ... ادامه دارد

  7. #7
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟

    هاله سبز

    ... ادامه


    روابطفردي با سبز ها ممكن است به چالش و مبارزه تبديل شود، چون آنان از لحاظذهني سريع الانتقال هستند و معمولا" از همان اول جواب را در آستين دارند.اين توانايي، يعني جهش سريع از عقيده اي به عقيده ديگر ، باعث مي شودهمكاران و نزديكان با آنان در بيفتند. سبزها بيشتر به حاصل كار علاقهمندند تا روند كار، چون نياز سبزها براي پيشروي در حل مشكل باعث مي شودارزش كار گروهي پايين بيايد، احساسات بقيه جريحه دار مي شود. سبزهايي كهحوصله شان سر مي رودو منترند كسي ديگر آنان را درگير فعاليتي كند، ديگرانآنان را افرادي بي صبر و حوصله مي پندارند، كه در واقع همين طور هم هست.

    سازگاري
    با ساير رنگ ها
    رنگهاي فيزيكي ( محيطي )


    سبزها رنگهاي ديگر در رده فيزيكي را مجذوب كننده مي دانند، و معتقدند آنانارزشش را دارند كه براي دوستي شان تلاش كرد. مادي بودن آنان ذهن قوي سبزهارا هماهنگ و متعادل مي كند. شوق وافر و عشق شديد قرمزها به تفريح، نقطهمقابل چرخش تفكري سبزهاست، و اگر طرفين محرمانه صادقانه با قدرتهاييكديگر برخوردكنند، امكان شراكت، يرشور و پر تحرك بسيار است.


    ازنظر سبزها، نارنجي ها مبارزه جو هستند. گاهي سبزها احساس مي كنند بهتر وبهتر و عميقتر از هر رنگ ديگري در طيف رنگي فكر مي كنند و سعي دارند ازراه منطقي ديگران را جلو برانند و كنترلشان كنند.و نارنجي ها هم كه دوستندارند سازش كنند سعي مي كنند از طريق امتناع از تبعيت ، ارتباط را كنترلكنند.


    سرخابيها خصوصيات ذهني مشابهي با سبز ها دارند، اما به جاي اينكه مانند سبزها درذهن خودساختاري ايجاد كنند، همه چيز را درواقعيت سه بعدي مي سازند. بااينكه روش آن دو مشابه است، وسيله فرق مي كند. بين اين دو رنگ هماهنگي وتوافقي غني برقرار است.


    رنگ هاي فيزيكي ( جسماني )


    ازنظر سبزها، شيريني زردهاي معصوم و بچه صفت، دل را مي زند. اگر سبزهابخواهند سد را از سر راه بردارند و دست به اقدامي بزنند، چه بهتر كه زردهاهمبازي شان شوند.
    كرمهاي فيزيكي و سبزها كشش آني متقابل دارند، درونگرايي و گوشه گيري كرم هاي فيزيكي، جرقه مبارزه را در سبزها محرق مي كند وتمام قابليت هايذهني سبز دست به كار مي شود تا كرم ذهني را اغوا كند، وجذب نمايد.



    رنگ هاي ذهني


    كرمهاي ذهني و سبز ها وجوه اشتراك زيادي دارند و معمولا هر دو به يك نوع سرگرمي و موضوع و كتاب علاقه مندند و ارتباطي بر مبناي اين وجوهاشتراك،اخترام متقابل و كار گروهي به وجود مي آورد و مورد قبول هر دو طرفاست، و اينها براي وضعيتي دشوار، راه حلي بي نظير است.مشكل وقتي ايجاد ميشود كه هر دو طرف روش تفكري يكديگر را درك نكنند. از آن جا كه كرم هايذهني بيشتر متفكراني منظم و قانونمند هستند، كسالت آور و فضل فروش به حسابمي آيند. از سوي ديگر، سبز ها هم بي حوصله و خرده گير تلقي مي شوند.


    وقتيسبز با سبز جور شود، ارتباطشان گرمي و جذابيت و عشق افلاطوني و شور آفريننداد و زندگي شان ملالت بار مي شود. حتي در بحث ها و مشاجرات مي خواهندروشب منطقي در پيش بگيرند تا مشكل را حل كنند، كه صرفا باعث ارائه راه حلهاي سطحي مي شود بي آن كه به عمق مطلب توجه شود.



    سبزها معمولا علاقه ي به احساسات و عواطف منطقي ندارند، در حالي كه اين مسالهبراي " كرم هاي پرورشي" ، روندي ذهني به حساب مي آيد. در اين گونه روابط،سبزها مي توانند مصرف كننده باشند و به آن چه كرم هاي پرورشي برايشانانجام مي دهند، بيشتر علاقه مندند تا آن چه خودشان براي خودشان انجام ميدهند.سبز ها و "كرم هاي دوست داشتني" مثل آب و روغن هستند. روند تفكري شاننقطه مقابل يكديگر است. غبار و سر در گمي و اشتباه كاري يي كه ائم كرمدوست داشتني را احاطه مي كند، باعث حواس پرتي سبز مي شود. بي حوصلگي ،كلافه شدن و عصبانيت، نشانه وجود ارتباط بين سبز و كرم دوست داشتني است.


    رنگ هاي روحي ، عاطفي

    ازآن جا كه آبي ها داراي مجموعه اي احساسات و عواطف نا منظم هستند، نميتوانند زوج مناسب و بي دردسري براي سبزها باشند. در عين حال كه سبز ها ازعشق و پرورندگي قابل دسترس آبي ها قدر داني مي كنند، به سختي مي توانند ازعهده بي فكري منظم و مرتب آبي ها بر بيايند.



    سبزو بنفش مي توانند زوجي فعال را تشكيل دهند، بخصوص اگر متوجه شوند هدف وماموريتشان در زندگي همان است كه در موردش موعظه و نصيحت مي كنند و نمونهاي است از باور هاي آنان. سبزها برنامه اي يك ساله و بنفش ها برنامه ايپنج ساله را دنبال مي كنندو توجه شان به چشم اندازي كوتاه مدت و دراز مدتاست كه شامل نظامي تضميني است كه ناكامب ربه دنبال ندارد. به هر حال ،بنفش ها كه دلشان مي خواهد ژرف ترين افكارشان را با سبز ها در ميانبگذارند، دنبال دردسر مي گردند.


    سبزهاو ارغواني ها مثل هم فكر مي كنند. سبزها طرح را از دريچه ي زمان مي بينند،ولي ارغواني ها از دريچه مكان. بنا بر اين زمينه هاي زيادي براي برخوردافكار بين آن دو وجود دارد. به اين مي ماند كه ارغواني ها مواد خام تفكريو تصوري را تدارك مي بينند و سبزها آن را به صورت مجموعه اي قابل درك سرهم بندي مي كنند.در اين نوع تشريك مساعي، بسيار موارد شور و شوق آور وجودارد.

    سبزاز آن رنگ هايي است كه " بلورين " مي تواند تحملش كند بي آن كهانرژي شانهدر برود. در محدوده هاله سبز، بلورين مي تواند، تعادل احساسي و عاطفي خودرا حفظ كند و شريكي موثر باشد

    سبزها از لحاظ منطقي شيوه يادگيري نيلي هار را تحسين مي كنند و مشتاقند بهآنان اختيار و آزادي عمل فراوان بدهند تا آن چه بايد بشوند، بشوند.بز هابه سختي مي توانند در دراز مدت سماجت ني لي هارا درانجام دادن كارها بهروش خودشان تحمل كنند، مخصوصا" وقتي ني لي ها احتياجات سبزهارا ناديدهبگيرند.




    قدرت شخصي و روش رهبري


    سبزها بر اساس اطلاعات و عقايد ارائه شده پيش مي روند. آنان با اقتدار شخصي وجذبه شان به امور رسيدگي نمي كنند. افرادي منزوي هستند كه احتياج بهاستقلال و فضاي شخصي دارند. سبزها درون گرا و از خود مطمئن به نظر ميرسند. آنان احتياج دارند شخصيتشان شناخته شود و قدر داني شوند. رضايتسبزهااز عقايد و نظريات خوب تامين مي شود و دلشان مي خواهد به عنوان منبع عقايدو نظريات تاييد شوند. آن ها مشتاقند ثابت كنند به جاي اينكه درگير شر وشور عاطفي شوند، كارهارا بر اساس فكر و فرضيه پيش مي برند.

    سبزها در امور كسب و كار افرادي تيز بين هستند. آنان افرادي فصيح و بصيرند وسخاوتمندانه عقايدشان را ارائه مي دهند. سبز ها ترجيح مي دهند در جاانداختن نظرياتشان براي اجراي فوري ، مقتدرانه عمل كنند آنان لذت مي برندكه در پش صحنه فشار وارد بياورند و سخت گيري كنند، و تشويق و كف زدن رويصحنه را هم مي پذيرند. با بينشي كهسبزها بخصوص در امور بازار يابي، روابطعمومي، تبليغات، امور مالي و بسياري امور ديگر دارند، مي توانند موفق وكامياب شوند. مهارت هاي رهبري سبزها باعث مي شود آنان مشاور ، درمانگر،سازمان دهنده و برنامه ريزهاي بي نظيري باشند.


    گزينش هاي مالي
    ازآن جا كه سبزها به خوبي مي دانند چطور ثمر بخش و خلاق باشند، در زمينهامور مالي افرادي عاقل و طبيعتا" پول ساز هستند. آنان آن چه را در ماورايپول وجود داردرا درك مي كنند و به طور شمي از ذات نظام مالي خبر دارند.اماگاهي يكباره آن را از دست مي دهند.

    سبزهاجذب حرفه هايي مي شوند كه هم پول در آن باشدو هم نظريه پردازي، مانندمعاملات همراه با ريسك، سرمايه گذاري، دلال سهام، نوشتن و انتشارات.

    آنها كسب و كاري را ترجيح مي دهند كه فرصتهاي مالي نامحدود داشته باشد،مانند فروش، كه محرك آن زياد است. آنان ترجيح مي دهند كالاهاي گران قيمتبفروشند مانند ملك و املاك، اتومبيل، پوست، جواهر و بيمه ، چون مي دانند چطور از مزايا و فرصتهاي قابل دسترس استفاده كنند. با اين كه سبزها ولخرجنيستند، تا وقتي چيزي را مي خواهند به دست نياورند، آرام و قرار ندارند.سبزها ترجيح مي دهند چيزي را نداشته باشند تا اينكه سطح پايين و نامرغوبباشد.

    سبزهاحساب داراني دقيق و مو شكاف هستند و توجه زيادي به امور مالي شان دارند.يادداشت هاي شخصي و تجاري آنان روزانه است. به محض اينكه قبضي برايشانبيايد، آن را مي پردازند و حساب و كتابشان در بانك درست و روبراه است.



    گزينش هاي شغلي


    ازآن جا كه سبز ها بسيار خلاق و ثمر بخش و منظم و برنامه ريز هاي ماهريهستند، در امور تبليغات و بازاريابي و روابط عمومي پيشرفت خواهند كرد.آنان مي توانند مدير سازماندهي ، برنامه ريز ضيافتها و هماهنگ كننده مراسمويژه باشند.


    و بالاخره چون سبز ها بوضوح متوجه طرح ها مي شوند، مي توانند درمانگر، متخصص تشخيص بيماري، تحليل گر و مشاوراني خوب باشند.



    معنويت


    ازنظر سبزها، معنويت يك عقيده است. اگر براي هر عقيده يي وقت كافي صرفكنند و در موردش مطالعه كنند، مي توانند به خوبي آن را درك كنند. بنابراين سبز ها دوست دارند معنويت را به عنوان چالشي ذهني مد نظر قرار دهند،مخصوصا" به صورت معمايي جالب. سبزها دلشان مي خواهد براي درك معنوي خودشانمنطق بياورندو مختصات احساسي و عاطفي آن را حذف كنند، در حالي كه اين قسمتبراي رنگ هاي ديگر بخش معنوي جدايي ناپذبر است.

    از نظر سبزها،قدرت برتر همانا ذهن در ماوراي خلقت اين واقعيت، و جستجوي معنوي تلاشبراي عقلاني كردن ذهنيت در مورد خداست. سبزها مفهوم خالق را عقيده يي كاملو بي عيب و نقص مي دانندو وقتي خودشان را با خدا مقايسه مي كنند و خالق راكام و خود را سراپا نقص مي بينند، در حالت يأس و نوميدي فرومي روند كهنتيجه به نوعي افسردگي منتهي مي شود.



    ازآن جا كه شناخت خداوند براي سبزها گيج كننده به نظر مي رسد، فرصت معنويبراي سبزها اين است كه خود را قبول داشته باشند و بدانندمعاضدت و سهم آنانبه حد كافي خوب است. بخشي از مرحله يادگيري خودشناسي براي سبزها اين استكه مفهوم موهبت الهي و مورد لطف خدا بودن برايشان جا بيفتد و متوجه شوندكه سزاوار عشق الهي هستد. معنويت براي سبزها به معني بسط و توسعه اعتماد واطمينان است و اينكه باور داشته باشند عالم تمام تفاوت ها را به حال تعادلدر مي آورد.

    وقتي سبزها به بزرگسالي پا مي گذارند، فعالانه بهدنبال معنويت هستند. اين جستجو باعث مي شود كه آنان فلسفه ها و اعتقاداتمتفاوت و فراواني را بر رسي كنند، و به دنبال آگاهي، مراقبه، اصالت عمل،اوراد مناجات و مراسم عبادي هستند تا دري به سوي درك الوهيت برايشانگشوده گردد.



  8. #8
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: هاله ات چه رنگي است؟

    هاله سبز



    سبزها از لحاظ عقلاني و تفكري بسيار ژرف هستند، و مي توانند هر فكر يا نظريه اي را تا آخرش بخوانند. آنان ارزش خود را در اين ميدانند كه سود بخش واقع شوند و طرح ها و نظريات بيشماري ارائه دهند. سبزها به علت قابليت خلاقيت و قوه ابتكارشان مي توانند نو آور باشند و هر مشكلي را حل كنند. آنان افرادي برنامه ريز و مدير و مدبر در طيف رنگي شخصيتي هستند.


    ترس آنان از اين است كه آن چه را ابداع و توليد مي كنند، به اندازه كافي خوب نباشد و كم و كسري داشته باشد. اين نوع مناعت طبع باعث مي شود آنان از لحاظ احساسي و عاطفي در تنگنا قرار گيرند و بپندارند كه بي عيب و نقص بودن براي كسب عشق و احترام اطرافيان ضروري است. درس مهمي كه تمام سبز ها بايد ياد بگيرند، اين است كه زندگي ممكن است راحت و باشكوه و توأم با خوشي و لذت باشد و اگر دلشان بخواهد چنين زندگي يي اشته باشند ، بايد از نيازهاي عاطفي خود دست بكشند تا كامل و بي نقص باشند.


    شيوه دست يابي به واقعيت فيزيكي

    سبز ها ذهني هستند. واكنش آنان در برابر چالش هاي زندگي، فكر كردن در مورد آن هاست. به عبارتي ، آنان به واقعيات فيزيكي توجهي ندارند و بي اعتنا با آن مواجه مي شوند. اگر هم توجهي داشته باشند، چندان قابل ملاحظه نيست و در وضعيت اضطراري و حالت فوق العاده ي هر موقعيتي قرار نمي گيرند.

    سبز ها دوست دارند راه حل هر مسأله يي را حدس بزنند، نه اينكه بابتش كاري انجام دهند، افكار سبز ها آرماني و تحليل گرايانه است.زماني كه با وضعيتي مواجه مي شوند كه مستلزم كار سخت جسماني است، افرادي را براي انجام دادن كار استخدام مي كنند.

    ارتباط سبز ها با دنياي موجودات و اشياء سرد و از سر بي اعتنايي است. آنان بسياري از موقعيت ها را به شكل مشكلاتي مي بينند كه بايد حل شود. سبزها وقتي مي خواهند حركتي كنند يا براي بر گزاري ميهماني آماده مي شوند، دوست دارند كارها را از راه دور انجام دهند. ديگران را راهنمايي مي كنند كه كارهايشان را به چه نحو انجام دهند. حتي اگر مجبور شوند خودشان كارها را انجام دهند به نظر مي رسد از آنچه مي گذرد جدا هستند و روح احساسشان در گير كار نيست.

    به نظر نمي رسد واقعيات فيزيكي آن چنان مفهومي براي سبز ها داشته باشد. وقتي پاي يك مورد فيزيكي تكامل در ميان باشد، مثلا" دانه يي كه كاشته مي شود،، بعد جوانه مي زند، تبديل به گياه مي شود، برگ و گل مي دهد و بالاخره خشك مي شود. سبزها فقط شاخه خشك گياه را مي بينند و از تمام مراحل تكامل مؤثر سر سري مي گذرند. وقتي سبز ها با سكون و خمودي مواجه مي شوند، ذهنشان به شدت مغشوش و در هم بر هم مي شود و بي درنگ به سوي پيامدها و راه حل ها جهش مي كند، در حالي كه ساير رنگ ها در اين مرحله بسيار لذت مي برند و برايشان با مفهوم است. هر كاري كه سبزها انجام دهند، از دنبال كردن كارهاي هنري گرفته تا خريد و پوشاك و غيره، با كفايت و مصلحت انديشي و كمترين ميزان تحرك و وقت تلف كردن است.



    كنش هاي ذهني

    سبز ها جزو رده دوم طيف رنگي شخصيتي هستند. افرادي با هوش، سريع الانتقال، منطقي و خردمندند. براي اين كه خوشحال باشند، بايد مفيد واقع شوند. آنان زندگي را همچون غولي مي بينند كه فهرستي در دست دارد و به همه موارد آن بايد رسيدگي شود. كارها را انجام مي دهند و بعد از پايان هر يك، جلوي آن در فهرست خط مي كشند. هيچ چيز بيشتر از اين مايه خوشحالي سبزها نمي شود كه كاري را كه بنا بوده در يك روز انجام دهند، با موفقيت به پايان برسانند. سبزها به طور ذاتي نابغه هستند و دائم قطعات اطلاعاتي را در ذهن خود سازمان مي دهند و مرتب مي كنند و بعد به دنبال تركيبات و طرح هاي ديگر مي گردند. فعاليت، جاني تازه به آنان مي بخشد و موجب شادابي خود و دنيايشان مي شود. اگر مشكلي پيش بيايد، از نظر سبزها قدر مسلم اين است كه تمام فعاليت هاي ذهني بايد پاياني ثمر بخش داشته باشد و به جاي اينكه صرفا"براي آن فعاليت ارزش قائل باشند، هدفي ملموس را مد نظر قرار مي دهند. اگر فعاليت ذهني به صورت بازي در بيايد، كار براي سبزها سخت مي شود.


    سبزها به زندگي به شكل جدولي نگاه مي كنند كه بايد حل شود و از دنبال كردن راه حل ها لذت مي برند. وقتي سبزها به نتيجه يا توجيهي دست يابند، خوشحال ترين هستند. عقايد و انديشه هاي دو پهلو و مبهم يا كارهاي نا تمام باعث عذاب روحي و رواني سبز هاست و اينجاست كه با اصرار و پافشاري در مفيد واقع شدن، مي خواهند جبران كنند.
    الگوي تفكري سبزها منطقي، مرتب و منظم است.

    وقتي سبز ها سعي مي كنند با رنگ هايي ارتباط بر قرار كنندكه اهل تجزيه و تحليل نيستند، چنانچه راه چاره يي انتزاعي به بيش از يك نتيجه منتهي شود، مشكل ايجاد مي شود. از دو گام اول، فرضياتي متفاوت به وجود مي آيد، اما سبزها براي رسيدن به هدف فقط به يك راه حل رسيدگي كرده و آن را سرو سامان داده است، و سايرين هنوز در حال بحث و مذاكره در مورد راه اصلي هستند.

    سبز از لحاظ ذهني روي يك هدف ايست مي كند و در ذهنش مي گردد تا ببيند براي دستيابي به آن چه كاري لازم است و بعد براي رسيدگن به جواب ، دوباره مراحل را شكل مي دهد. به هر حال هيچ سبزي دوست ندارد صبر كند و انتظار بكشد، و تمام كارهاي لازم براي به پايان رساند طرح را انجام مي دهد. وقتي كارها تمام شد سبز ها دلشان مي خواهد به سوي نظريه خوب ديگري پيش بروند. آنان دوست ندارند جزئيات را مو به مو دنبال كنند.

    سبزها متفكراني همه فن حريف هستند. از آنجا كه آنان متوجه طرح ها و برنامه ها مي شوند و ساختارها را مي شناسند، نمونه يي از اطلاعات ارائه مي دهند. بنابر اين مي توانند به مفروضات ارائه شده نظم و ترتيب دهند. اين نوع مهارت هاي آنان در كارهاي گروهي بسيار مفيد است.



    اوضاع روحي و عاطفي

    راه حل مبتكرانه مهم ترين راه رهايي سبزهاست. در بيشتر موارد سبزها در جنبه ثمر بخشي رنگ خودشان گير مي كنند و در نتيجه، ذوق و شوق خلاقانه ي خود راناديده مي گيرند. سبزها خلاقيت را وقت تلف كردن يا صرفا" مايه تفريح و سرگرمي مي دانند. چالش سبزها اين است كه بين سرشت سود بخش و نتيجه دهنده،و نتيجه خلاق و خود انگيز خودشان هماهنگي ايجاد كنند.

    براي سبز ها سخت است كه روندي عاطفي را حس كنند و به عواطف خود دست يابند. آنان مي دانند در مرحله دهم، راه حلي احساسي در انتظارشان است. به هر حال در مورد روند شتاب به خرج مي دهند تا از بروز احساس و عاطفه اجتناب كنند. زماني كه احساس كنند ترسيده اند، اختيارشان را از دست داده انديا از لحاظ عاطفي مورد تهديد قرار گرفته اند، جدي و مقرراتي مي شوند و سعي مي كنند مواظب رفتارشان باشند. تمام اين واكنش ها ساختار هاي ايمني است كه در خودشان پرورش داده اند تا دوباره احساسات و عواطف خود را متعادل كنند و از موقعيت سر در بياورند. وقتي سبزها شيرازه كار از دستشان در مي رود، تهديد مي كنند كه خود كشي خواهند كرد.


    سبز ها به كسي احتياج دارند كه عقايد و افكارشان را براي او شرح دهند. ارتباط با كسي كه از لحاظ فكري با هم سازگاري داشته باشند، براي آنان در اولويت است. اساسا" سبزها به عقايد و افكار بيشتر علاقه دارند تا به افراد. وقتي آنان پي ببرند كه مورد تقدير و تحسين قرار گرفته اند و ديگران بابت ذهنيت و افكارشان به آنان ارج مي نهند، به قدري گرم و صميمي و با ذوق مي شوند كه دلمان مي خواهد با آن ها باشيم.



    ويژگي هاي اجتماعي


    از آنجا كه سبز ها اصولا"به افكار و عقايد علاقه مندند، از لحاظ جنسيتي جذب افرادي مي شوند كه آنان را بابت ذهنيت و قدرت فهم و دركشان تحسين مي كنند. وقتي سبز ها اطمينان حاصل كنند كه براي زوجشان اسباب بازي نيستند، صميميت اتفاق مي افتد. سبزها صرفا" زماني تعهد عاطفي مي دهند كه از لحاظ ذهني تقدير و تحسين شوند. از آنجا كه مي توانند عواطفشان را از عقل و ذهنيتشان جدا كنند، مي توانند بي آنكه وابستگي عاطفي پيدا كنند از لحاظ جسمي وابسته شوند.

    اساسا" سبزها براي تحريك ذهني و مصاحبت عقلاني ازدواج مي كنند و خانه و بچه و امنيت برايشان امري پيش پا افتاده است. اگر سبزها را به حال خودشان بگذارند، دوست دارند در سن بالا ازدواج كنند، اصلا" بچه دار نشوند، يا به تعداد كم فرزند داشته باشند. آنان ترجيح مي دهند عمر خود را وقف حرفه يي درست و حسابي كنند كه دوست دارند.

    سبزها ذاتا" آدمهايي پرورش دهنده نيستند و بنا به اقتضاي جامعه مجبور مي شوند خود را با بچه داري و اداره خانه وفق دهند. آنان دوست دارند پدر يا مادري سازمان يافته باشند، يعني مطمئن شوند بچه شان امكان تعليم و تربيت و پرورش جسماني دارد. ترجيح مي دهند اضافه كاري كنند تا هزينه دروس مافوق برنامه ، يونيفورم و شهريه مدرسه فرزندشان را بپردازند.

    سبزها از قيود عاطفي و تقاضاهايي كه همسر يا فرزندشان از آنان دارد، بدشان مي آيد ، بنابر اين هر چه كمتر فرزند داشته باشند، مفيدتر هستند. فرزندان سبزها، بچه هايي باهوش و با استعدادند، زيرا مادر يا پدر سبزشان افكار و عقايد خود را براي آنان شرح مي دهد و پرورش ذهني و منطقي را در آنان تشويق مي كند.


    در موقعيت هاي اجتماعي ، سبزها دوست دارند نظاره گر باشند. معمولا" در جايي مي ايستند و منتظر مي شوند تا ديگري پيش قدم شود. سبزها كم رو و خجالتي نيستند، هر چند بندرت معاشرتي مي شوند و حالت گرم و صميمي به خود مي گيرند، هرگز به گروهي ملحق نمي شوند تا صرفا" جزئي از آن باشند. سبزها در قبال وضعيت هاي اجتمتاعي بيشتر از طريق افكار و احساسات خود واكنش نشان مي دهند. از آن جا كه سبزها بيش از خد ذهني هستند، دوست دارند منزوي باشندو صميمي ترين دوستانشان را با دقت و وسواس انتخاب مي كنند و در مورد اين ارتباط ملاحظه كار هستند و فكر مي كنند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روان سالم چگونه است؟
    توسط گنجینه در انجمن روانشناسي و روان پزشكي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۰۲ اسفند ۸۸, ۲۲:۲۵
  2. چرا سبک متال خشن است؟
    توسط HRG در انجمن هنر موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۷ دی ۸۸, ۲۰:۰۱
  3. آیا تمامی مشکلات کشور ما در طی این چهار ساله بوجود آمده است؟
    توسط hamid192 در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۰۸ خرداد ۸۸, ۱۲:۵۱
  4. محل زندگی اجنه كجاست؟
    توسط ARVAH در انجمن داستان های واقعی از ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۱۸ خرداد ۸۷, ۱۸:۵۹
  5. بعد از مردن چه عالمى است؟
    توسط ARVAH در انجمن زندگی پس از مرگ
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۲ خرداد ۸۷, ۱۹:۳۰

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •