چشم سوم پل ارتباطي فيزيك و متافيزيك، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.

چشمسوم پلي براي رفتن به فراسوي ابعاد مكان و زمان ميباشد. بُعد فيزيكي ما ـجسم ـ مقيد به بُعد مكان و زمان ميباشد، به اين معني كه وقتي جسم ما درزمان حال است، ديگر نميتواند همزمان در گذشته و يا در آينده باشد. ياوقتي جسم ما در يك مكان است، نميتواند همزمان در مكان يا مكانهاي ديگرباشد. اين محدوديتها براي ابعاد متافيزيك وجود ما مصداق ندارد. پس انسانميتواند از طريق چشم سوم به ماوراي بُعد مكان و زمان سفر كند. در اصلميتوان با كمك آجنا به مكانها و زمانهاي ديگر در عالم فيزيكي و حتي درعوالم ديگر اشراف پيدا كرد. فخرالدين عراقي چنين بيان ميدارد كه:

گشت بيدار چشم دل، چو مرا عالم از پيش جسم و جان برخاست

آجنادريچهي ورود به جهانهاي ماوراء و شاهراه حياتي براي رسيدن به جهانهايديگر ميباشد؛ به عبارت ديگر چشم سوم سرآغاز ارتباط انسان با جهانهايمعنوي است. چشم سوم مناسبترين مكان براي اين كار در افراد اهل علم و دانشميباشد. پس ميتوان گفت، آجنا پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است و راهيبراي دستيافتن به واقعيتها و تواناييهاي جهانهاي ديگر ميباشد.

حضرتآيت الله جوادي آملي ـ كه خداوند ايشان را محفوظ نموده و بر توفيقات ايشانبيفزايد ـ در كتاب «حكمت عبادات» در بحث عالم مُلك و ملكوت ميفرمايند:«ملكوت يعني باطن و مُلك يعني ظاهر. آنجا كه سبحان است، جاي ملكوت است(فسبحان الّذي بيده ملكوت كلّ شيء) و آنجا كه سخن از مُلك است جاي تبارك،(تبارك الّذي بيده الملك). بين ملك و ملكوت مثل ظاهر و باطن فرق است. اوهمگان را دعوت كرده كه سري به باطن عالم بزنيد و خود را ارزان نفروشيد. نهبه خود اعتماد كنيد و نه به ديگران. راه رسيدن به باطن عالم را راهيان وواصلان اين راه تبيين كردهاند.» در جاي ديگري از همين مبحث ايشانميفرمايند: «كسي كه به عالم ملكوت آشنا شد از آنجايي كه ملكوت يقين آوراست، ديگر مردّد نيست و در هيچ امري شك ندارد.» (حكمت عبادات، ص56) ايشانهمچنين معتقد هستند كه از طريق عبادات ديني ميتوان به ملكوت راه يافت؛«حكمت عبادتْ راه پيدا كردن به ملكوت است. و مشاهده ملكوت با يقين همراهاست و چيزي در عالم گراميتر و گرانتر از يقين نيست. خدا اين يقين را بهافراد خاصي اعطا ميكند نه همگان.»

حضرت امام خميني سلام الله عليهدر شروع كتاب نفيس آداب نماز ميفرمايند: «... متحيّراني هستيم كه چون كرمابريشم از سلسلههاي شهوات و آمال بر خود تنيده و يكسره از عالم غيب ومحفل انس چشم بريده؛ جز آن كه از بارقة الهيّه چشم دل ما را روشنيبخشي...» (آداب نماز، ص1)

تيسراتيل محلي براي دريافت ادراكاتفراحسي، الهام، اشراق، كشف و شهود ميباشد. آيت الله ممدوحي در توضيح يكياز عبارات علامه طباطبايي مينويسد: «اگر كسي چشم باطنش باز شود امكانندارد از شهود ظاهري پي به مشهود باطن نبرد» (طريق عرفان، ص44) هاتفاصفهاني با اشاره به همين مضامين ميگويد:

چشم دل باز كن كه جان بيني آنچه ناديدني است آن بيني

چشمسوم در مباحث عرفاني از جايگاه ويژهاي برخوردار است. آجنا در مباحث عرفانيبه چشم دل معروف ميباشد و بسياري از تجارب عرفاني به وسيلهي چشم دل كسبميگردد؛ به عبارت ديگر چشم دل محلي براي رؤيت تصاوير و كسب تجارب معنوي وعرفاني ميباشد. فخرالدين عراقي دراينباره چنين سروده است:

ديده ادراك او ناظر احكام لوح چشم دل پاك او مشرق امالكتاب

دانشمندبزرگ و عالم متقي، استاد شيخ حسين انصاريان ـ كه خداوند بر طول عمر وتوفيقات ايشان بيفزايد ـ در كتاب ارزشمند و گرانبهاي «تفسير جامع صحيفةسجاديه» چنين مينويسند: «در صورتي كه ظاهر به آداب شريعت آراسته شود، وباطن به نور معرفت و اخلاق حسنه و ايمانِ كامل منور گردد، چشم دل برايديدن حقايق باز ميگردد، و هر قلبي به تناسب قدرت و قوتش به تماشاي جلال وجمال و عظمت و جبروت موفق ميشود.» (ج1، ص133) ايشان همچنين متذكرميشوند كه: «هر قلبي را در توجه به حضرت او و درك حقايق ايماني ظرفيتياست كه برابر آن ظرفيت، قبول كنندة نور جمال است؛ چنانچه بيش از قدرت طلبشود به آن طلب پاسخ ندهند، كه پاسخ به طلب خارج از توان و قوت قلب، مساويبه باد رفتن هستي است، چنآنكه درآية 143 سورة مباركه اعراف، به اين معنابهطور صريح اشارت رفته است، و در اين زمينه مفسر بزرگ قرن و عارفعاليشأن در تفسير الميزان توضيحي عالمانه داده است.» (ج1، ص135)

مفسركبير قرآن علامه سيد محمد حسين طباطبائي در تفسير شريف الميزان روايتي رانقل ميكنند كه حضرت امام صادق عليهالسلام در جواب سوال «ابي بصير»فرمودند كه: مومن در قبل از دنيا، در دنيا و در قيامت خدا را ميبيند، ابيبصير خطاب به امام عرض كرد آيا اجازه دارم اين مطلب را از قول شما برايديگران نقل كنم؟ حضرت فرمودند: نه، براي اينكه هر كسي معناي اين گونهمطالب را نميفهمد آن وقت مردمِ جاهل گفتارت را شبيه به كفر ميپندارند، ونميفهمند رؤيت به قلب غير از رؤيت به چشم است. همچنين ايشان ازنهجالبلاغه نقل قول ميكنند كه حضرت علي عليهالسلام فرمودند: «ديدگان اورا (خدا) به رؤيت بصري نديده، وليكن دلهاست كه او را به حقيقت ايمان ديداركرده است.» علامة طباطبائي همچنين به نقل از حضرت امام رضا عليهالسلاممينويسند كه: «رسول خدا هر وقت در مقام بر ميآمد كه با چشم دل پروردگارخود را ببيند خداوند او را در نوري نظير نور حجابها قرار ميداد و درنتيجه هر چه در آن حجابها بود برايش روشن ميشد.» ايشان همچنينمينويسند كه «محمد بن فضيل» از امام ابيالحسن عليهالسلام پرسيد آيارسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) پروردگار خود را ميديد؟ امامفرمودند: آري با دل خود ميديد. (ترجمه الميزان، ج8 ، ص341، ص340 و ص343)

نگاهكردن به ذات پاك پروردگار، با چشم دل و از طريق شهود باطن امكان پذير استو انسان را مجذوب آن ذات بيمثال و آن كمال و جمال مطلق ميكند، در اثراين نگاه لذتي روحاني و وصف ناپذير به انسان دست ميدهد، كه يك لحظهي آناز تمام دنيا و آنچه در دنيا است برتر و بالاتر ميباشد. پس اگر حجابهاكنار رود و انسان خداوند را با چشم دل مشاهده كند، خواهد فهميد كه چيزيمحبوبتر و لذتبخشتر از نگاه به پروردگار با چشم درون نيست.

حضرتآيت الله العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه ذيل بحث «لقاء الله چيست؟»توضيح ميدهند كه منظور از لقاء و ملاقات خداوند دو چيز ميتواند باشد.اول مشاهدهي آثار قدرت خداوند در صحنهي قيامت و پاداشها و كيفرها ونعمتها و عذابهاي او، دوم يك نوع شهود باطني و قلبي. ايشان در تكميلمطلب دوم ميفرمايند: «انسان گاه به جايي ميرسد كه گويي خدا را با چشم دلدر برابر خود مشاهده ميكند، به طوري كه هيچگونه شك و ترديدي براي او باقينميماند. اين حالت ممكن است بر اثر پاكي و تقوا و عبادت و تهذيب نفس دراين دنيا براي گروهي پيدا شود...» (تفسير نمونه، ج1، ص217)

ايشانهمچنين در جاي ديگري ميفرمايند: «اگر در روايات اسلامي يا آيات قرآنتعبير لقاي پروردگار آمده است، منظور همان مشاهده با چشم دل و ديده خرداست»، اين استاد بزرگ در تفسير «فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملاصالحا» ميفرمايند: «لقاي پروردگار كه همان مشاهده باطني ذات پاك او باچشم دل و بصيرت درون است گرچه در اين دنيا هم براي مؤمنان راستين امكانپذير است اما ... اين مسئله در قيامت به خاطر مشاهده آثار بيشتر و روشنترو صريحتر جنبه همگاني و عمومي پيدا ميكند.» (تفسير نمونه، ج12، ص577)

اينمرجع تقليد عظيم الشأن در جاي ديگري از تفسير نمونه مينويسند: «مشاهدهخداوند با چشم دل هم در اين جهان ممكن است و هم در جهان ديگر و مسلماً درقيامت كه ذات پاك او ظهور و بروز قويتري دارد اين مشاهده قويتر خواهدبود.» ايشان معتقدند كه «چشم سر آثار را ميبيند و چشم دل آفريننده آثاررا». پس لقاي معنوي پروردگار در قيامت رخ ميدهد، هنگامي كه حجابهاي عالمدنيا كنار رود و غبارهاي شهوات و هوسها فرو نشيند، پردهها برداشته شود وانسان با چشم دل جمال دل آراي محبوب را ببيند، بر بساط قربش گام نهد و بهحريم دوست راه يابد. (تفسير نمونه، ج2، ص88 و ج19، ص385)

روحانيگرانقدر جناب آقاي صادق حسنزاده، مترجم كتاب «رساله الولايهِ» علامهطباطبايي در پاورقي ترجمهي كتاب مذكور چنين آورده است: «از اين آيه شريفه(آيه 14 سوره مطفّفين) استفاده ميشود كه همانا مشاهدة آيات الهي كه ازچشم غير اهل يقين، مستور است و پرده و حجاب بر آنها كشيده شده، به وسيلهچشم دل است نه چشم ظاهري؛ پس براي دل چشم است همانطور كه داراي اعضاي حسيديگر نيز هست. و در تأييد اين معنا، آيات زيادي در قرآن كريم است. (مانندآية 9 سورة ياسين، آية 171 سورة بقره و آية 46 سورة حج) » (طريق عرفان،ص123 و 124)

آجنا وسيلهاي براي تلهپاتي است. تلهپاتي به معني ايجادارتباط از طريق افكار و بدون استفاده از ابزار فيزيكي و حواس پنجگانه وكلام ميباشد. همهي انسانها بالقوه داراي استعداد تلهپاتي ميباشند. اينپديده در انسانهاي اوليه يك راه ارتباطي معمول بوده است. در صورتيكه چشمسوم فعال و باز باشد، انسانها ميتوانند به راحتي از طريق تلهپاتي بايكديگر در ارتباط باشند. همه ميدانند كه عاشقان چگونه هنگامي كه دور از همبه سر ميبرند، از طريق فكر با هم ارتباط برقرار ميكنند، در اين موارد، علتاين است كه عشق، امواج مغزي را با هم هماهنگ ميكند. مادران هر گاهفرزندانشان در خطر باشند، آگاه ميشوند، حتي اگر هزاران كيلومتر از آنهادور باشند.

با اوصاف فوق شما ميتوانيد از طريق چشم سوم براي هر كسكه بخواهيد پيام بفرستيد؛ براي اين منظور هنگامي كه روي چاكراي ششم تمركزميكنيد، تصوير شخصي را كه ميخواهيد به او پيام بدهيد مجسم كنيد، او را درحال دريافت پيام ببينيد. ممكن است مدتي طول بكشد، اما به هر حال اودريافتي از شما خواهد داشت. اگر شما براي اين تمرين با كسي قرار بگذاريد،موفقيت بيشتري خواهيد داشت.

آجنا ميتواند عامل ارتباط ما باموجودات ديگر باشد. از طريق اين ساختار ميتوان با موجودات فيزيكي غير ازانسان مانند گياهان و جانوران ارتباط برقرار ساخت. به عبارت ديگر، انسانميتواند با كمك چشم سوم و تلهپاتي با جانوران و گياهان ارتباط گرفته، يابه اصطلاح با آنها صحبت كند. همچنين از طريق چشم سوم ميتوان با موجوداتماورائي ارتباط گرفت. در حال حاضر بر روي كرهي زمين كه بخش بسيار بسياركوچكي از جهان فيزيكي ميباشد، بيش از يك ميليون و دويست هزار گونه موجودزنده شناسايي شده است. با وجود اين همه موجود در اين كرهي خاكي كوچك، آيابه نظر شما ساير كرات موجود در جهان فيزيكي، خالي از موجودات و مخلوقاتميباشد؟ و آيا ساير جهانها (بخشهاي ديگر جهان هستي به غير از جهانفيزيكي) از موجودات و مخلوقات تهي ميباشد؟ به استناد مطالب ديني ويافتههاي علمي، ميتوان ادعا نمود كه در ساير بخشهاي جهان هستي نيزمخلوقاتي زيست ميكنند. بخش زيادي از اين مخلوقات، موجودات ماورايياند، كهدر حالت عادي و با حواس فيزيكي نميتوان آنها را رؤيت نمود ولي با كمك چشمسوم ميتوان اين موجودات را احساس، ادراك و رؤيت نمود و با آنها ارتباطبرقرار كرد. فرشته و جن از جمله مشهورترين و معروفترين موجودات ماوراييميباشند.


مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید_ و مرجع متافيزيك ايران_ نگارش یافته توسط Administrator