انسان چيزي بيشتر از تودهاي عصب، ماهيچه،استخوان و خون است. در بدن ما مراكز نامريي انرژي و مجاري متافيزيكي انرژيوجود دارند، كه به ترتيب «چاكرا» و «نادي» گفته ميشوند. ناديها ساختارهاييدر بُعد ماورايي انسان ميباشند كه در حد واسط چاكراها و سيستم عصبي قرارگرفتهاند. بدين معني كه انرژيهاي ماورايي ورودي به چاكراها، توسط ناديهابه گونهاي تغيير و تبديل مييابد، تا بتواند به سيستم عصبي منتقل شود. درواقع ناديها با تغيير طول موج و فركانسِ انرژيهاي مذكور، آنها را به بُعدفيزيكي نزديك ميكنند، تا سيستم عصبي بتواند آنها را دريافت كند. به اعتقادبرخي از متافيزيسينها در بدن انسان هفتاد و دو هزار نادي وجود دارد كهچهاردهتاي آنها اصلي هستند.

مهمترين ناديهاي بدن انسان، سه نادي«آيدا»، «پينگالا» و «ساشومنا» هستند. اين سه نادي از انتهاي ستون فقراتتا ساقه مغز امتداد دارند. ساشومنا در مركز ستون فقرات مستقيماً به طرفبالا امتداد دارد. اين نادي بر كانال مركزي نخاع منطبق است. آيدا وپينگالا در اطراف نخاع در جهتهاي مخالف با هم تقاطع دارند و به همين حالتدر هم تنيده شده، تا بـالاترين قسمت ستون فقرات ادامـه مييابند. در نقـاطتقاطع آيدا و پينگالا چـاكراهاي اصلي قرار دارند. همهي سيستمهـاي روحيداراي جنبههاي فيزيكي در جسم ما هستند، اين ناديها معادلهاي روحيسيستمهاي عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك ميباشند. اين اعصاب فعاليتهايغيرارادي كالبد فيزيكي مانند ضربان قلب، هضم غذا، ترشح غدد و حركات دوديرا كنترل ميكند. بهطور كلي سيستم پاراسمپاتيك بر اين فعاليتها اثربازدارنده دارد و متابوليسم را كُند ميكند. درحاليكه سيستم سمپاتيك براين فعاليتها اثر تحريكي داشته، سرعت آنها را بالا ميبرد. به عبارت بهترسمپاتيك در شرايط غير طبيعي، در بحرانها و استرسها، بدن را براي مقابلهبا آن بحران آماده ميكند، در اين حالت وضعيت بدن به گونهاي تغييرميكند، تا بتواند آن بحران را تحمل كند. بعد از برطرف شدن بحرانپاراسمپاتيك بدن را به حالت عادي و معمولي برميگرداند. براي مثال درهنگام استرس با فعال شدن سمپاتيك ضربان قلب، سرعت تنفس، گردش خون و فعاليتسيستم عصبي افزايش مييابد. اما در همين حال فعاليت دستگاه گوارش از جملهحركات معده و روده و ترشح بزاق كاهش پيدا ميكند. نادي آيدا در ارتباط باسيستم عصبي پاراسمپاتيك عمل ميكند و عملكرد نادي پينگالا در ارتباط باسيستم عصبي سمپاتيك است.

اين سه نادي مهم از طريق سوراخهاي بيني باتنفس (دم و بازدم) در ارتباط هستند. هنگامي كه تنفس از طريق سوراخ سمت چپبيني انجام ميگيرد، نادي آيدا فعال است، در اين حالت انسان براي كارهايفكري و ذهني آمادگي دارد. وقتي نادي آيدا فعالتر است با كاهش سرعتمتابوليسم، اثر سرد كننده بر بدن ميگذارد. هنگامي كه تنفس از طريق سوراخسمت راست بيني انجام ميگيرد نادي پينگالا فعال است، در اين حالت انسانسرشار از نيروي فيزيكي است و براي فعاليت جسماني آمادگي دارد. در اين حالتبا بالا رفتن متابوليسم، بر بدن اثر گرم كنندهاي اعمال ميشود. پس پينگالابا جنبهي فيزيكي و آيدا با جنبهي ذهني وجود انسان در ارتباط است. آيدااثر خنك كننده و پينگالا اثر گرم كننده دارد.

خوابيدن به پهلويراست سبب ميشود كه با تغيير تدريجي در وضعيت تنفس، مجراي سمت راست بينيتقريباً مسدود شده و تنفس از مجراي سمت چپ صورت گيرد. بدينترتيب با تنفساز مجراي چپ، نيروهاي ذهني و ماورايي انسان تحريك و فعال ميشود. خوابيدنبه پهلوي چپ باعث شده كه مجراي سمت چپ تقريباً مسدود شده و تنفس از مجرايراست انجام شود، در اين حالت نيروهاي فيزيكي و جسمي انسان تحريك و فعالميشود. به ياد بياوريد كه انسان داراي دو بخش فيزيكي و متافيزيكي است كهبخش ماورايي او بزرگتر و مهمتر است و نياز به توجه بيشتري دارد. پسخوابيدن به پهلوي راست با فعال كردن بخش ماورايي انسان ، فوايد و محاسنعديدهاي خواهد داشت. حتماً اطلاع داريد كه در دين مبين اسلام خوابيدن بهپهلوي راست مستحب و خوابيدن به پهلوي چپ مكروه است. اين دستور ديني داراياسرار فراواني است كه با يكي از موارد آن در بالا آشنا شديد. موارد مذكوردر بالا از كشفيات مؤلف اين كتاب ميباشد كه در مرحلهي تئوري است.

دراكثر افراد يك چرخهي روزانهي فعاليت متناوب آيدا و پينگالا وجود دارد وهر چرخه بين يك تا چهار ساعت ادامه دارد. در افراد متعادل در طول شبانهروزجرياني برابر از هر دو برقرار است. تغييرات چرخهي روزانهي فعاليت متناوبآيدا و پينگالا به عملكرد جسمي، رواني و روحي مربوط است. در افراد بيماريا دچار آشفتگيهاي ذهني اين سيستم به كلي فاقد تعادل است، در افراد عصبيو مضطرب سوراخ طرف راست بيني هميشه بازتر است، و در افراد به شدت افسردهدر سوراخ طرف چپ بيني جريان هواي بيشتري برقرار است.

ارتباط بينتنفس، ذهن و كالبد روحي توسط پياز بويايي و سيستم ليمبيك در مغز كه باغدهي پينهآل در ارتباط است، برقرار ميشود. پياز بويايي كه ارگان مربوط بهحس بويايي نيز است، حس ميكند كه در كدام سوراخ بيني جريان برقرار است واين اطلاعات را به بقيهي مغز نيز منتقل ميكند. پياز بويايي، ارگان بسيارپيچيدهاي با هزاران ارتباط عصبي است كه با همهي قسمتهاي سيستم عصبي درارتباط ميباشد و عصب شناسان هنوز نتوانستهاند كاربردي براي آنهابيابند. پياز بويايي داراي دو لُب است كه هر يك مستقيماً بالاي يكي از دومجراي بيني قرار دارد.


مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید_ و مرجع متافيزيك ايران_ نگارش یافته توسط Administrator