در جهان هيچ چيز غيرطبيعي وجود ندارد، مگر دركمحدود ما از طبيعت. آنچه فكر ميكنيم ميدانيم، تنها قطرهاي ناچيز ازاقيانوس دانش است.

در گذشتههاي دور، مردم به آنچه برايشان قابلتوصيف نبود احترام ميگذاشتند و آنها را معجزه ميناميدند. مدتها قبل،مردم ميتوانستند هاله را ببينند. انسانهاي بسيار مقدس مانند بودا، مسيح وشاگردان بلافصل آنها با هالههايي طلايي در اطراف سرهايشان نقاشي ميشدند،زيرا بعضي از هنرمندان عملاً قادر به ديدن هالهها بودند. در استراليا(كيمبرلي غربي) ميتوانيد در غارها نقاشيهاي ما قبل تاريخي با قدمتهزاران سال پيش پيدا كنيد، كه انسانها را با هالههايي طلايي تصويركردهاند.

طبيعت، همهي آن چيزي را كه ما براي ديدن هاله نيازداريم، به ما داده است. همهي آنچه نياز داريم، اين است كه بدانيم چگونهاز حواس و آگاهي خود استفاده كنيم. اگر تلاش نكنيد، هرگز قادر به ديدنهاله نخواهيد شد. وقتي خودتان چيزي را ميبينيد، ديگر لازم نيست چشم بستهبه ديگري اطمينان كنيد. شما خواهيد دانست، و دانشتان را براي يادگيريبيشتر بكار خواهيد برد. بسياري از انسانهاي بزرگ، از اين موضوع گلهداشتهاند كه: ما چشم داريم، اما نميبينيم. بعداً در اين متن به منظورآنها پي خواهيد برد.

هر كس تا حدي توانايي ديدن هاله را دارد. بهجاي قرار دادن اين توانايي در هالهاي از رمز و راز، تلاش ما در اين جهتاست كه به همه نشان دهيم كه چشمهايشان قادر به چه كارهايي هستند. از آنجاكه همه از جمله كودكان، هاله را به يك گونه ميبينند، ما معتقديم، كه اينتوانايي بخشي از طبيعت ما است، و ارزش توجه ما را دارد.

رنگها وقدرت هاله، مخصوصاً در اطراف سر معاني خيلي مهمي در بر دارند. شماميتوانيد با مشاهدهي هالهي يك شخص، عملاً افكار او را قبل از آنكه بهزبان بياورد ببينيد، و اگر آنچه ميبينيد با سخنان او هماهنگي نداشتهباشد، شما دروغ را نيز به روشني مشاهده ميكنيد. هيچكس نميتواند در حضورشما دروغ بگويد، بدون آنكه دروغش آشكار شود. هاله را نميتوان با دروغ وظاهرسازي تغيير داد. هاله، سرشت و افكار واقعي ما را براي همه آشكارميكند.

هاله، امضاي معنوي ما است. وقتي شما شخصي را با يك هالةپاك و درخشان ميبينيد، ميتوانيد مطمئن باشيد كه او شخصي خوب و دارايروحي والاست، حتي اگر خود او فردي فروتن باشد يا از خصوصيات خود آگاهينداشته باشد. هنگامي كه شخصي را با هالهاي خاكستري يا سياه ميبينيدميتوانيد مطمئن باشيد كه او فردي با افكار ناپاك است، هر چند كه ظاهراًجذاب، خوش سخن، فرهيخته، خوش ظاهر يا خوش لباس به نظر برسد. مخصوصاً بسيارمهم است كه هالة هر استاد معنوي، پير يا مرشد را بررسي كنيد. چنين شخصيبايد هالهاي درخشان به رنگ زرد طلايي در اطراف سرخود داشته باشد. در غيراينصورت بهتر است شما از پيروي او دست برداريد و به راه خود برويد.

پيوستنبه فرقه يا گروهي كه توسط افراد بيصلاحيت با هالههايي نا مطلوب رهبريميشود، براي آگاهي شما بسيار خطرناك است. خطر كجاست؟ اگر زندگي خود راصرف پيروي از عقايد و آداب چنين گروههايي كنيد، هنگامي كه نوبت به استفادةواقعي از اطلاعاتي كه در اين دوران در آگاهي خود ذخيره كردهايد ميرسد،ممكن است تقريباً هيچ چيز مفيدي در ذهنتان وجود نداشته باشد. در چنينموقعيتي لازم است كه همه چيز را از اول دوباره بياموزيد. اكثر رؤسايفرقهاي و سياسي تنها به دو چيز فكر ميكنند: پول و قدرت براي كنترل مردمو شما ميتوانيد خودتان اين را در هالة آنها ببينيد؛ تصور كنيد كه اگربسياري از مردم بتوانند هالههاي رؤساي خود را ببينند و شروع به انتخابآنها بر اساس هالههايشان كنند، زمين چه تغييري خواهد كرد!

بابررسي هاله ميتوان اختلالات عملكرد بدن (بيماريها) را خيلي قبل از بروزعلائم فيزيكي تشخيص داد. با كنترل آگاهانهي هالهي خود، عملاً ميتوانيدخود را شفا دهيد.

به هر حال بهبود جسم فيزيكي، در مقايسه با آنچهديدن و مطالعهي هالهها ميتواند در جهت ارتقاي آگاهي، تكامل معنوي وافزايش دانستههاي ما از طبيعت انجام دهد، هيچ است.

هركس هالهايدارد، اما اكثر مردم روي زمين هالههايي بسيار ضعيف و كدر دارند. اين،پيامد مستقيم نگرش مادي گرايانهي آنها در طول زندگي است، كه مانع تكاملآگاهي ميشود و احساسات منفي از قبيل ترس، رشك و حسد را پرورش ميدهد. اينطرز نگرش، طبيعت واقعي انسانها را سركوب ميكند و به اين ترتيب هالهيآنها هم سركوب ميشود.

وقتي ديدن هاله را ياد ميگيريد، خود رابراي يك پرسش خيلي سخت آماده كنيد: «ميتواني به من بگويي هالهي من چگونهاست؟»، و همچنين موقعيت دشواري كه شما هيچ هالهاي نميبينيد يا چيزيميبينيد كه نميخواهيد درباره آن صحبت كنيد. يكي از بهترين پاسخهايي كهما پيدا كردهام اين است: «چرا خودتان ديدن هاله را ياد نميگيريد؟» و اينيكي از مهمترين علتهايي است كه ما مشاهدهي هاله را به مردم ياد ميدهيم.

اگرمردم بدانند كه هالهشان در معرض ديد است و افراد بسياري ميتوانند آن راببينند، مواظب افكارشان خواهند بود و سعي خواهند كرد، هالهي خود راببينند و اصلاح كنند. بر اثر اين تلاش آنها بهتر و خردمندتر خواهند شد وخواهند توانست افكار و اهداف سايرين را دريابند. اگر همهي مردم بتوانندهالهها را ببينند و تفسير كنند، دنيا حتماً بسيار بهتر از آنچه هست،خواهد شد.
مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلببرازنده، انتشارات کوشامهر _ و مرجع متافیزیک ایران _ نگارش یافته توسطAdministrator

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381