هاله:

نام افراد به عنوان یک شناسه برای افراد به کار می ره و چونشما با شخص به خصوص و شناخته شده (از جهت نام ) کار میکنید در محاسبات بهدرستی عمل میکنه(شاید بتوان به عنوان مثال اسم چهل مومن که توی نماز شبمیاریم رو عنوان کرد یعنی شما ممکنه بگی اللهم اغفر لماتریکس خوب مسلمهممکنه توی دنیا کلی ماتریکس باشه و لی توی دعای شما همون ماتریکسی که برایشما شناخته شده هست منظور میشه).مطلب بعدی قدمت استعمار اصلاً به قدمتعلوم غریبه نمیرسه و اگه با کلی تخفیف قدمت استعمار توی ایران رو به500سال برسونیم علوم غریبه قدمتی بیشتر از 5000 سال داره . واین چیزهاییکه شما به عنوان اعداد نامفهوم عربی از اونها یاد می کنید ، اتفاقاً عجیبموثر و عملی هستندو بعضی هاشون حروف ابجد و بعضی ها هم از شکل طلسماتمعروف هستند.مثلاً طلسم عصای حضرت موسی علیه السلام شکل خاصی دارد طلسمستاره حضرت داود علیه السلام شکل دیگری دارد

تمام اشکالی که شما نا مفهوم میدونید یک معادل توی حروف دارند.
تذکرمن زیر مطلب اسمی موکلین رو ندیدی؟ اگر اون چیزی که روی کاغذ نوشته میشهخوانا نباشه شما فقط بهش نگاه میکنی اما اگر بتونی بخونی موقع نوشتن و بعداز اون میخونی؟ اون نوشته اگه اسم موکلی باشه یا دستوری باشه خوندنش ممکنهعوارضی داشته باشه که جبران ناپذیر باشه اما نوشتنش اون عوارض رو نداره.
از طرفی یه نقش ممکنه اسم اعظم باشه. بنا نیست که همه بتونن بخونن.
اینرو مطمئن باش در سیستم غیب هر کسی که مسئول کاری هست به محض بردن نامشموظف به اجابت و حضور هست حالا مسائل ریزی هم داره که اگر طالب باشیدمیگم. اون موجود غیبی بستگی به اینکه بنده خداست یا بنده شیطان و اینکهعامل بنده خداست یا بنده شیطان به او خدماتی ارائه میکند.
اینکه فردمدت زمانی پیش زمینه ای را باید بگذراند برای این است که اولا ظرفیت روحیلازم ایجاد شود و ثانیا فرد بتواند حداقل صدای موکل را بشنود و او رابشناسد.( آقا شیطونه به جای جبرئیل خودش رو جا نزنه اطلاعات عوضی بده).

اینروش پیدا کردن رنگ هاله ( نشان دهنده شخصیت طرف) با استفاده از اعداد نامو نام خانوادگیه که البته برای ما که از حروف لاتین استفاده نمی کنیم درستدر نمیاد ولی اگر یک خارجی رو با این روش و روشی که از روی تاریخ تولد بودامتحان کنید هر دو جواب یکی در میاد و با دوربین های عکاسی که از هاله عکسمی گیرند همخوانی داره
روش اینه
1 2 3 4 5 6 7 8 9
i h g f e d c b a
j k l m n o p t u
v q r s w x y z

اعداد حروف نام و نام خانوادگی رو با این روش جمع می زنیم عدد بدست آمده نشان دهنده رنگ هالست
1 قرمز
2 نانجی
3 زرد
4 سبز
5 آبی
6 نیلی
7 بنفش
8 صورتی
9 برنزی
11 نقره ای
22 طلایی
البته گفتم برای ما از این روش درست در نمیاد ما از طریق تاریخ تولد اون هم به تاریخ خودمون اگر استفاده کنیم درست در میاد



دربدن انسان صدها نقطهي تمركز و تجمع انرژي وجود دارند. نقاطي كه از طريقآنها انرژي به بدن وارد يا خارج ميشود، چاكرا نام دارند.چاكرا يك واژهيسانسكريت به معناي « چرخ گردنده » يا « ديسك چرخنده »
است. اينديسكهاي نور، گردابهايي از انرژي ضرباندار هستند كه درون كالبد فيزيكي وكالبدهاي نامرئي هاله نفوذ ميكنند و انرژي حياتي را به آنها انتقالميدهند ( انرژي اتري كيهان و انرژي زميني براي تغذيه و نگهداري كالبدفيزيكي ). اين گردابهاي انرژي چرخنده، جايگاه شعور، آگاهي روحي، شهود وتكامل معنوي هستند.
اگرچه هاله انسان حاوي صدها چاكراي فرعي و حداقل12 چاكراي اصلي است، تمركز ما بيشتر روي 7 چاكرا از 12 چاكراي اصلي است:چاكراي ريشه، چاكراي طحال، شبكهي خورشيدي، چاكراي قلب، چاكراي گلو، چشمسوم، و چاكراي تاج. علت توجه به اين چاكراها اين است كه اينها اساساً باوضعيت فيزيكي ما و سطوح بالاتر آگاهي در ارتباطند. هفت چاكراي اصلي درراستاي نخاع قرار گرفتهاند. اين گردابهاي انرژي با يك خط انرژي به نامساشومنا كه از مركزنخاع ميگذرد، اتصال دارند. در راستاي خط ساشومنا، دوكانال انرژي به نام آيدا ( زنانه ) و پينگالا ( مردانه ) قرار دارند، كهدر هم تابيده شده، مانند شكل 8 چاكراها را در برگرفتهاند و در بدن ازناحيهي پرينه تا فرق سر امتداد دارند.
در سطح فيزيولوژيك، هرچاكرابا قسمتي از عقدههاي عصبي و غدد سيسم درون ريز در ارتباط است. چاكراها،جريان انرژي كيهاني و زميني را به داخل و خارج هاله تنظيم ميكنند و انرژيحياتي را براي حفظ و نگهداري كالبد فيزيكي تغيير و انتقال ميدهند.
درسطحي نامحسوستر چاكراها به عنوان گذرگاههاي انرژي، به بعد متفاوتي ازآگاهي عمل ميكنند، بعدي كه وراي دنياي سه بعدي ما است. هر چاكرا به عنوانيك مركز مستقل آگاهي عمل ميكند و بخشي ضروري براي تكامل معنوي ما است.همهي احساسهايي كه در زندگي تجربه ميكنيم، همهي افكار و همهي احساساتما، از جمله تلخترين خاطراتمان، در جايگاههاي ويژهاي در چاكراها و سيستمهالهاي يافت ميشوند. اين موضوع شامل همهي تجربيات متافيزيك
ما درسطوح اختري در حين رؤياهايمان نيز هست. اگرچه هر چاكرا به عنوان يك مركزمستقل آگاهي عمل ميكند، همهي چاكراها به هم مربوطند و سيستم يكپارچهايرا تشكيل ميدهند كه ذهن، بدن و روح را به هم ارتباط ميدهد. هدف اصلي ازشناخت و كار با چاكراها كسب تكامل و يكپارچگي دروني است. به اين ترتيب مابين جنبههاي مختلف آگاهي خود، از فيزيكي تا معنوي، يك همبستگي هارمونيكبرقرار ميكنيم. در نهايت ما در مييابيم كه جنبههاي مختلف وجود ما (فيزيكي، عاطفي، ذهني و روحي ) همه با هم كار ميكنند و هر جنبه بخشي از يكمجموعه كامل است.
موضوع مهمي كه بايد درك كنيم، اين است كه چاكراهاگذرگاههاي آگاهي ما هستند. چاكراها گذرگاههايي هستند كه از طريق آنهانيروهاي عاطفي، ذهني و روحي جريان يافته، به صورت فيزيكي بيان ميشوند.
انرژيايجاد شده بوسيلهي افكار و عواطف ما، از سيستم چاكراها عبور كرده، درسلولها، بافتها و ارگانها توزيع ميشود. درك اين فرآيند به ما بصيرتيميدهد كه دريابيم چگونه خود ما بر وضعيت جسم، ذهن و شرايط زندگيمان تأثيرميگذاريم.



چاكراي اول - مركز پايه
واژهي سانسكريتبراي چاكراي ريشه، مولادهارا به معني « ريشه» است. چاكراي پايه در انتهاينخاع قرار گرفته و رنگ آن قرمز است. اين چاكرا بوسيلهي عنصر زمين كنترلميشود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با موضوعات بقا، اصول وارتباطهاي فيزيكي، الگوها، ماديگرايي و واكنشهاي ابتدايي جنگ و گريزاست. اين چاكرا با الگوهاي زندگي جمعي نيز ارتباط دارد. چاكراي ريشهوظيفهي تنظيم جريان انرژي حياتي ( انرژي كيهاني و زميني ) را نيز برايتغذيه و حيات كالبد فيزيكي به عهده دارد. اندامها و ارگانهايي كه با اينچاكرا در ارتباطند عبارتند از: پاها، رودهي بزرگ، ستون فقرات، راست روده،استخوانها و سيستم ايمني.
دكتر گربر عقيده دارد كه « چاكراي ريشه باغدههاي جنسي در ارتباط است… ممكن است غدههاي جنسي با هر دو چاكراي يك ودو مربوط باشند.»
چاكراي دوم - مركز طحال
واژهي سانسكريت برايچاكراي دوم، سواديستهانا به معني « شيرين و مطبوع كردن » است. اين چاكراحدوداً نزديك ناف قرار گرفته و رنگ آن نارنجي است. اين چاكرا بوسيلهيعنصر آب كنترل ميشود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با نمادگرايي (سمبوليسم )، دوگانه گرايي ( تعادل قطبها )، و ارتباطها ( چگونگي ارتباطما با ديگران، عملكرد ما در رابطه با آنها و چگونگي برقراري و حفظارتباطهاي شخصي ) است. اين چاكرا بر ديدگاه شخصي و ارتباطهاي ما مؤثر است،زيرا نياز به رشد و تغيير را ايجاد ميكند. در سطح ناخودآگاه، چاكراي طحال
( خاجي) با اميال جنسي، احساسات سركوب شده و ضربهها در ارتباط است.اين چاكرا همچنين در بيان عواطف، لذت، حركت، احساس و توانايي پرورش دادن،نقش دارد. اغلب اين بيان، بوسيلة ترسها و ضربههاي نهفته كه در دورانكودكي شكل گرفتهاند سركوب ميشود. بعضي از اين ترسها و ضربهها ريشه درخاطرات گذشته زندگي دارد. اين چاكرا كنترل كنندهي ارگانهاي جنسي، لگن،قسمت پايين كمر، سيستم ادراري و تناسلي، كولون، رودهي كوچك و سيستم ايمنياست. چاكراي طحال با غدههاي جنسي نيز مربوط است.
چاكراي سوم - شبكة خورشيدي
واژهيسانسكريت اين چاكرا، مانيپورا به معني «گوهردرخشان» است، زيرا اين چاكراروشن و درخشان است. اين چاكرا كه در شبكة خورشيدي واقع شده و محل آن بالايغدههاي آدرنال ( فوق كليوي ) و درست زير جناغ است، نوساني با فركانس رنگزرد دارد و توسط عنصر آتش كنترل ميشود. در سطح فيزيكي اين چاكرا كنترلكنندهي سيستم متابوليك ( سوخت و ساز ) است و مسؤوليت تنظيم و توزيع انرژيمتابوليك در بدن را به عهده دارد، مثل احتراق مواد غذايي براي توليدانرژي. چاكراي سوم با ماهيچهها، غدههاي آدرنال، كبد، طحال، كيسهي صفرا،مهرههاي كمري و لوزالمعده ارتباط دارد. آگاهي همراه با شبكهي خورشيدي دررابطه با اختيارات شخصي است. دربارهي توانايي شخصي خود چه احساسي داريد؟آيا قادريد جهت زندگي خود را كنترل كنيد يا احساس ميكنيد كه در اين زمينهناتوانيد؟ چگونگي بيان خواستههاي شما تعيين كنندهي ميزان كنترل شما برزندگيتان است.
چاكراي چهارم - مركز قلب
نام چاكراي قلب در زبانسانسكريت آناهاتا است. به معني « صدايي كه بدون برخورد دو چيز ايجادميشود ». اين معني نشان دهندهي ارتباط انرژي بين شخص و ديگران است.چاكراي قلب كه در ناحيهي قلب قرار گرفته است، بازتاب دهندهي توانايي مابراي ابراز عشق است ( هم عشق به خود و هم عشق به ساير انسانها ).اين عشقميتواند به روشهاي گوناگون بيان شود، مثلاً از طريق همدردي، توجه بهافراد تيره بخت، رابطهي عاشقانه بين اعضاي خانواده، يا يك ارتباط صميمي ودوستانه. اين چاكرا همچنين منعكس كنندهي توانايي و ظرفيت ما براي رسيدناز خودپرستي به عشق بي قيد و شرط است. چاكراي قلب به خاطر ارتباط متقابليكه با عواطف و ادراكهاي ما دارد مهمترين چاكرا است. اين چاكرا انرژيهايوالا ( معنوي ) را با انرژيهاي سطح پايين ( فيزيكي ) متحد ميسازد.هماهنگي ذهن و بدن از طريق مركز قلب برقرار ميشود. از طريق تمايلات درونيقلب است كه ما قادريم نيازهاي دروني خود را درك كنيم. اين انرژي عشقنيازهاي روحي ما را با تكاپوي دنياي مادي تركيب ميكند تا ما واقعيتهايسرنوشت خود را تجربه كنيم . رنگ اين چاكرا سبز ( و گاهي صورتي ) است، وكنترل آن توسط عنصر هوا صورت ميگيرد. چاكراي قلب كنترل كننده قلب، غدهيتيموس، سيستم ايمني درون ريز و سيستم گردش خون است.
چاكراي پنجم - مركز گلو
چاكرايگلو در زبان سانسكريت ويشودهي، ناميده ميشود كه به معني « تصفيه و پالايش» است. اين چاكرا در گلو قرار دارد و از لحاظ درك در سطح ناخودآگاه، يكياز آسانترين چاكراهاست.
انسداد اين چاكرا مستقيماً بر طنابهاي صوتي،دهان و ناحيه اطراف گردن اثر ميگذارد. چاكراي گلو بر حيطهي ارتباطات وسطوح بالاي خلاقيت تأثير دارد. منظور از ارتباطات چگونگي ابراز وجود ما،تمايلات ما و چگونگي ارتباط ما با ديگران است. نوسان چاكراي گلو هم فركانسبا رنگ آبي است و كنترل آن توسط عنصر اتر ( و صوت ) صورت ميگيرد. چاكرايگلو كنترل كنندهي گلو، طنابهاي صوتي، ناحيهي گردن، غدههاي تيروئيد وپاراتيروئيد و همهي اشكال ابراز وجود است.
چاكراي ششم - چشم سوم
نامچاكراي ششم در زبان سانسكريت آجنا است. واژهي آجنا اصولاً به معني « درككردن » يا « بطور كامل فهميدن » است، از طريق اين چاكرا ادراك و پيش بينيامكان پذير است. نوسان اين چاكرا به رنگ نيلي است. چاكراي چشم سوم دارايتقابل و قطبيت است. اين چاكرا توسط آكاشا كنترل ميشود. چشم سوم، مركزنور، رنگ، بينش، آيندهنگري، روشن بيني و واقعيتهاي مكتوب است.چشم سومهمچنين بزرگترين آموزگار ما در زمينهي ترس و عشق است. اين چاكرا باتوانايي ما براي ديدن دنياي اطراف و درك واقعيتها بدون پيش داوري، ارتباطدارد. چشم سوم يك گذرگاه ورودي است. اين چاكرا ما را با جهان بيكرانكيهاني ارتباط ميدهد. اين گذرگاه پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است.با باز كردن چشم سوم، راهي به سوي واقعيتها و توانائيهاي يك دنياي چندبعدي گشوده ميشود. بنابراين چشم سوم مركز بينش است. اين چاكرا بوسيلهيعنصر نور كنترل ميشود، رنگ آن نيلي است، و كنترل غدهي پينهآل را برعهده دارد. « در سطح فيزيكي، چاكراي پيشاني ( چشم سوم ) با غدهي پينهآل،غدهي هيپوفيز، نخاع، چشمها، گوشها، بيني، و سينوسها در ارتباط است. » (دكتر گربر ) . در متون خاص، عملكرد غدهي هيپوفيز و غدهي پينه آل اغلبمبادله ميشود. بعضي مؤلفان معتقدند كه غدهي هيپوفيز كنترل چشم سوم وغدهي پينهآل كنترل چاكراي تاج را بر عهده دارد چون چشم سوم بوسيلهيعنصر نور و آكاشا كنترل ميشود، ما غدهي پينه آل را به چشم سوم ارتباطميدهيم.
چاكراي هفتم - مركز تاج
نام اين چاكرا در زبان سانسكريتساهاسرارا به معني « هزار گانه » است. اين چاكرا در فرق سر واقع شده، رنگآن بنفش است و توسط عنصر فوهات كنترل ميشود. در سطح فيزيكي اين چاكرا باذهن و مغز در ارتباط است. چاكراي هفتم نمايندهي اجزاي تفكر آگاهانه وناخودآگاه ما، نحوهي برخورد ما با عقايدمان در سطح كيهاني و توانايي مابراي دستيابي به شعور جمعي است. آگاهي همراه با چاكراي تاج مربوط بهمعنويت ما يا درك ارتباطي است كه ما به عنوان موجوداتي معنوي در دنيايفيزيكي داريم. چاكراي تاج، دروازهاي به سطوح بالاي آگاهي يا ارادهي الهياست. رنگ اين چاكرا بنفش است و كنترل قشر مخ، سيستم عصبي مركزي و غدهيهيپوفيز را بر عهده دارد. غدهي هيپوفيز يك غدهي اصلي است و به همين دليلاست كه ما غدهي هيپوفيز را با چاكراي تاج ارتباط ميدهيم.
هفت چاكرا نمايندهي هفت مرحله ابتدايي تكامل متافيزيكي ما هستند. هر يك از مراحل، با
عملكرد همان چاكرا مطابقت دارد.
چاكراي ريشه تجربهي دنياي مادي
چاكراي طحال تجربهي دنياي عاطفي
شبكهي خورشيدي تجربهي ارادهي شخصي
چاكراي قلب تجربهي عشق بي قيد و شرط
چاكراي گلو تجربهي بيان حقيقت
چشم سوم تجربهي ادراك و بينش
چاكراي تاج تجربهي ارادهي الهي
سيستمچاكراها، عواطف و پاسخهاي عاطفي ما را ذخيره و فعال ميكند. همهي افكار،احساسات و عواطف ما كه همه روزه تجربه ميكنيم و همهي خاطرات تجربههايگذشته ما، در سيستم انرژي ما ثبت و ذخيره ميشوند. هر لايه از كالبدهالهاي با يكي از چاكراها تطابق و همبستگي دارد. مثلاً سطح اول كالبدهالهاي (كالبد اتري( با چاكراي اول (چاكراي ريشه( همبستگي دارد. كالبدعاطفي با چاكراي طحال همبستگي دارد و به همين ترتيب تا كالبد كتري كه باچاكراي تاج همبستگي دارد. ( به مبحث هاله مراجعه كنيد ). هر گاه ميگوييميك چاكرا دچار « عدم تعادل » شده است، به اين معني است كه در اين چاكراانرژي كاهش يافته، يا مصرف انرژي بالا است. وضعيت اين چاكرا ميتواند بروضعيت چاكراي بالا يا پايين آن تأثير بگذارد. دقيقاً همانطور كه هالهمنعكس كنندهي وضعيت كلي سلامت ماست، چاكراها نيز همين حالت را دارند.چاكرا ها را ميتوان به آيينههاي كوچك تشبيه كرد، كه آنچه را كه در زندگيما در زمينهي شخصي يا معنوي در حال وقوع است نشان ميدهند. زيرا چاكراهانسبت به تحريكات داخلي( دورنماي ذهني و عاطفي ما ) و خارجي واكنش نشانميدهند. چاكراها همه روزه در پاسخ به آنچه ما تجربه ميكنيم و اينكهچگونه با اين تجربيات كنار ميآييم، تغيير ميكنند. به هر حال توانايي مابراي كنار آمدن با هر وضعيت، بستگي به وضعيت داخلي هر چاكرا دارد. اگر يكچاكرا در تعادل باشد (يعني باز باشد و انرژي در آن جريان داشته باشد) ماخواهيم توانست نسبت به آنچه تجربه ميكنيم، واكنشي مطلوب و مؤثر نشاندهيم. اما هنگامي كه يك چاكرا مسدود يا دچار عدم تعادل باشد، اين توانايينيز دچار اختلال ميشود، زيرا وضعيت نامطلوب چاكرا، ابعاد وجود ما رامحدود ميكند
مطالب بر گرفته از سايت رهپويان وصال



درس آخر در بخش دیدن هاله:
فعال سازي چاكراها
درهالهي انسان ساختارهايي تحت عنوان چاكرا ( كانون انرژي ) وجود دارد. اينمراكز مسؤول تبادل انرژي بين هالهي انسان و هالهي كيهان ( ارسال ودريافت انرژي ) و همچنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هالهميباشند. چـاكراهـا به دو نـوع اصلـي و فـرعي تـقسيم ميشوند، تعدادچاكراهاي اصلي هفت و فرعي بيستويك ميباشد. چاكراها شبيه قيف هستند،انتهاي باريك چاكراهاي اصلي به سمت مغز يا نخاع و قسمت پهن آنها به سمتخارجيترين لايهي هاله قرار گرفته است.

چاكراهاي اصلي در طول ستونفقرات تا مغز قرار گرفتهاند و با شمارههاي يك تا هفت نامگذاري ميشوند.اين چاكراها به ترتيب شماره ( از يك تا هفت ) در انتهاي ستون فقرات،راستاي ناف، انتهاي جناغ سينه، راستاي قلب، گودي گردن، پيشاني و فرق سرقرار دارند. رنگ اين چاكراها به ترتيب ( از يك تا هفت ) قرمز، نارنجي،زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش است.
هريك از اين چاكراها با گروهي ازعملكردهاي جسمي، رواني و روحي در ارتباط است. سالم، باز و فعال بودن هرچاكرا باعث ميشود عملكردهاي مربوطه نيز ايدهآل باشد. براي فعال سازيچاكراها از تكنيكهاي مختلف جسمي و ذهني استفاده ميشود . در ادامهنمونهاي از تكنيكهاي ذهني آمده است.
اين تمرين را ميتوان با هر روشيانجام داد ( خوابيده به پشت طوري كه دستها و بازوها در كنار بدن باشد و يانشسته روي صندلي راحتي ) انتخاب روش به شما بستگيدارد كه با كداميكراحتتر باشيد
بعد از اينكه نشسته يا خوابيديد يك نفس عميق از راه بينيبكشيد (دم عميق)، آنرا حبس كنيد، سپس آرام از طريق دهان بيرون بدهيد(بازدم عميق)، چند ثانيه به ريه استراحت بدهيد. (اين كار را سه مرتبهتكرار كنيد)
حالا چشمان خود را ببنديد، تصور كنيد كه ميخواهيد برايقدم زدن به جنگل برويد ، دري مقابل ديدهگان شما قرار دارد، جلو برويد ودر را باز كنيد و به بيرون قدم بگذاريد . راهي باريك و روشن كه از مياندرختان ميگذرد به چشم ميخورد ، شما در اين راه قدم بگذاريد و جلو برويد…
شمادر پايين جاده در سمت راست درختان بلندي را ميبينيد ، در اين مياندرخشندگي سيبهاي قرمز توجه شما را جلب ميكند، از ميان سيبهاي بيشمارسيبي قرمز را انتخاب كنيد. سيب را در دست داريد و جريان رنگ قرمز را درخود احساس ميكنيد . اين سيب قرمز اولين چاكراي شما را ( چاكراي ريشه )شارژ ميسازد .ميتوانيد سيب قرمز را بخوريد
به راه رفتن ادامه دهيد،در حالي كه آگاهي كامل بر قدم زدن داريد . شما تا نزديكي گلهاي نارنجيزيبايي كه همه يك اندازه و يك شكلند پيش ميرويد. دسته گلي را از اينگلهاي نارنجي انتخاب كنيد و جريان ملايم رنگ نارنجي را در خود حس كنيد .رنگ گلهاي نارنجي دومين چاكراي شما را ( چاكراي خاجي ) شارژ ميسازد. شماميتوانيد اين دسته گل نارنجي زيبا را براي خودتان داشته باشيد .
جلوتربرويد تا به كنار پرندههاي زرد خوش رنگ، خوش آواز و زيبا برسيد. دست خودرا آرام روي بالهاي يك پرنده بكشيد و به آوازش گوش دهيد . جريان رنگ زردپرنده را كاملاً در خود احساس كنيد. چاكراي سوم شما ( شبكهي خورشيدي )بوسيلهي رنگ زرد پرهاي زيباي پرنده شارژ ميشود. شما سبك پريدن پرنده زردرا مشاهده ميكنيد تا پرنده محو شود. و هميشه شيريني آواز پرندهاي زرد رابه خاطر خواهيد داشت.
به آرامي به سمت راست برويد. چمن زار سرسبز ووسيعي را در مقابل خود ببينيد و روي فرش سبزي از علفها بنشينيد . دست خودرا در علفهاي سبز فرو ببريد و آنرا لمس كنيد و اين جريان رنگ سبز را احساسكنيد. اين رنگ سبز علفها چاكراي چهارم شما را ( چاكراي قلب ) شارژ ميكند.شما ميتوانيد از تازگي علفها لذت ببريد .
كمي جلوتر در نزديكي شماصداي آبشاري به گوش ميرسد، به راه خود ادامه دهيد تا آبشار را مشاهدهكنيد و از پايين آمدن قطرات آب شاداب شويد. در درياچهي پايين آبشار، رنگآبي آب را ببينيد. دستهاي خود را به آرامي در سردي و خنكاي آبي آب فروببريد و جريان اين رنگ آبي را با تمام وجود حس كنيد. اين رنگ آبي آبپنجمين چاكراي شما را ( چاكراي گلو ) شارژ ميسازد. مقداري از اين آببنوشيد و لذت ببريد .
به راه خود ادامه دهيد و حركت و جنبش پروانهاينيلي رنگ را ببينيد . با انگشت آنرا لمس كنيد . از نوسان و جريان اين رنگنيلي آگاه باشيد و آنرا حس كنيد. پروانه نيلي رنگ كه روي انگشتان شمانشسته چاكراي ششم شما را ( چشم سوم ) شارژ ميسازد. بعد پريدن آرام و محوشدن پروانه را مي بينيد .
به آخر راه كه رسيديد درهي عميقي پوشيده باگلهاي بنفشه را مشاهده ميكنيد . دستهاي از گلها را انتخاب كنيد . جريانرنگ بنفش گلهاي بنفشه را حس كنيد و اجازه دهيد تا چاكراي هفتم شما را (چاكراي تاج ) شارژ سازد.
به آرامي به عقب برگرديد و رقص رنگين كماني رادر پهنهي آسمان مشاهده كنيد. شما نيز داراي يك رنگين كمان هستيد، كه درروشنايي، خوشي، خنده و آشتي با عشق آنرا در هالهي خود داريد. جريان تماميرنگهاي رنگين كمان را ( بنفش، نيلي، آبي، سبز، زرد، نارنجي و قرمز ) درخود احساس كنيد و سرشار از اين رنگها باشيد.
در پايان اين سفر رويايي، رنگين كمان كمرنگ و كمرنگتر ميشود، برگرديد و پشت در بايستيد، در رابازكنيد و به داخل قدم بگذاريد. حال داخل اتاق هستيد، چشمان خود را بازكنيد.
هر زمان كه شما بخواهيد و اراده كنيد ميتوانيد اين سفر را به ياد بياوريد و تكرار كنيد.