نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: معنی هاله و رنگ های آن

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    معنی هاله و رنگ های آن

    هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. در اينجا لازم است منظور خودرا از «ماهيت واقعي» و اينکه چرا براي کشف آن قدري تلاش لازم است، بيانکنم. در جوامع ما بر سمبولها، کليشهها، عادتها، آداب و رسوم، رفتارهايسطحي، ظاهرسازي، پيروي از ديگران و تسليم بي قيد و شرط در برابر ديگرانتأکيد ميشود. تعليم و تربيت ما، عميقاً بر پايهي ديدگاهها و انتظاراتافرادي است، که سعي ميکنند بر مردم تسلط پيدا کنند.



    هنگاميکه ما همهي عادتها، کليشهها، آداب و رسوم، ظاهرسازيها، و رفتارهاي سطحيخود را تشخيص ميدهيم و کنار ميگذاريم، و کاملاً آگاه، طبيعي و آزادميشويم، آنچه باقي ميماند ماهيت واقعي ما است. بعضي از مردم چنان بهآداب و عادتهاي خود چسبيدهاند، که کشف ماهيت واقعيشان اگر غير ممکننباشد، بسيار مشکل است. تنها راه دستيابي به يک بصيرت فوري پيرامون شخصيتاين افراد، تماشاي هاله آنها است، زيرا هاله ماهيت واقعي آنها را از ورايپوشش رفتارهاي سطحي نشان مي دهد .



    به طور کلي، هر چه هالهرنگينتر، واضحتر، و روشنتر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر وروحيوالاتر است. همچنين هر چه پراکندگي انرژي در هاله يکنواختتر باشد، آن شخصسالمتر و متعادلتر است. پراکندگي انرژي در هاله، ميتواند به عنوان يکابزار تشخيصي قوي در پزشکي مورد استفاده قرار گيرد، البته معمولاً بهتجهيزات پيچيده نيز نياز است.



    هاله ما همه بدن را احاطهکرده است، اما تفسير رنگهايي که توضيح داده ميشود، فقط به هالهي اطرافسر مربوط است. معاني رنگهاي هاله اطراف سر، که توضيح داده ميشود، در متونتخصصي مورد اشاره و تاييد قرار گرفته است. وقتي ديدن هاله را به خوبي يادگرفتيد، ميتوانيد خودتان صحت آن را با تمرکز روي افکار خاص هنگام تماشايهاله خود، يا بيان افکار ديگران در هنگام مشاهدهي هاله آنها تحقيق کنيد.



    مردممعمولاً در هالهي خود يک يا دو رنگ غالب دارند. اين رنگها (يا جفتهالهاي آنها) به احتمال قوي، رنگهاي مورد علاقه آنها هستند. علاوه بررنگهاي غالب، هاله، افکار، احساسات و آرزوها را هم منعکس ميکند که بهصورت نقاط درخشان، ابرها يا شعلههايي، معمولاً با قدري فاصله از سر، بهچشم ميخورند. مثلاً يک برق(درخشش) نارنجيرنگ در هاله، نشانگر فکر ياعلاقه به اِعمال قدرت و کنترل ديگران است. نارنجي به عنوان يک رنگ غالب،نشاندهنده قدرت و توانايي کنترل مردم است. برقهايي که به سرعت تغييرميکند، نشاندهنده افکاري هستند که به سرعت تغيير ميکنند.

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: معنی هاله و رنگ های آن

    معناي رنگهاي خالص و روشن هاله (رنگهاي رنگينکمان؛ رنگهاي روشن، درخشان و تکرنگ)



    ارغواني: نشاندهندهي افکار معنوي است. ارغواني هرگز به صورت رنگ غالب در هاله ديده نميشود، بلکه فقط به صورت ابرها يا شعلههايي گذرا ديده ميشود و نشاندهندهي افکاري واقعاً معنوي است.


    آبي: وجود متعادل، تحمل در زندگي، سيستم عصبي آرام، ارسال نيرو و انرژي. افرادي که داراي رنگ غالب آبي در هالهي خود هستند، افرادي آرام و متعادل هستند که آمادهاند حتي در غاري زندگي کنند وزنده بمانند. آنها با تحمل زياد و قدرت بقا متولد ميشوند. تفکر آبي، تفکري است دربارهي آرامش سيستم عصبي و کسب تعادل ذهني، يا دربارهي بقا و تحمل شرايط سخت. هنگامي که فرد در حال دريافت يا ارسال انرژي يا تلهپاتي است، رنگ آبي درخشان ميتواند هر رنگ ديگر را در هاله، تحتالشعاع خود قرار دهد. مثلاً ‹‹ميشلدسمارکوئت›› مؤلف «پيشگويي تيااوبا» اغلب در سخنرانيهايش هالهاي با رنگ آبي درخشان دارد، مخصوصاً هنگامي که به سؤالهاي حاضران پاسخ ميدهد.



    سبز آبي: نشاندهندهي کيفيت پوياي زندگي، شخصيت پرانرژي، قدرت فرافکني، و تحتتاثير قرار دادن ديگران است. افرادي که رنگ سبز آبي در هالهي آنها غالب است، ميتوانند کارهاي زيادي را همزمان انجام دهند، و قدرت سازماندهي قابل توجهي دارند. اين افراد وقتي مجبور باشند روي يک موضوع تمرکز کنند، احساس خستگي و کسالت ميکنند. مردم، عاشق رؤسايي با هالههاي سبز آبي هستند، زيرا چنين رؤسايي به جاي اينکه فقط دستور بدهند، اهدافشان را بيان ميکنند و به اين ترتيب در گروه خود بهتر نفوذ ميکنند. تفکر سبز آبي، تفکري است پيرامون سازماندهي و تاثير بر ديگران.



    سبز:آرامش، تعديل انرژي، قدرت طبيعي شفابخشي. همهي شفادهندگان ذاتي، اين رنگ را در هالهي خود دارند. افرادي که رنگ سبز در هالهي آنها غالب است، شفادهندگان ذاتي هستند. هر چه رنگ سبز در هاله قويتر باشد، فرد، شفادهندهي بهتري است. اين افراد، عاشق باغباني نيز هستند و معمولاً « دستي سبز » دارند، همه چيز براي آنها ميرويد. بودن در کنار فردي با هالهي سبز و قوي، تجربهاي بسيار آرامشبخش است. تفکر سبز، نشانگر حالت آرامش و شفابخشي است.



    زرد: شادي، آزادي، عدم وابستگي، پخش کردن نيروهاي حياتي. افرادي که هالهي زرد و درخشان دارند، سرشار از شادي دروني هستند، بسيار بخشندهاند و به هيچ چيز وابستگي ندارند. هالهي زرد رنگ در اطراف سر، نشاندهندهي تکامل بالاي روحي است. اين امضاي يک استاد معنوي است. از کسي که چنين هالهاي ندارد، انتظار تعليمات معنوي نداشته باشيد. بودا و مسيح، هالههاي زرد رنگي در اطراف سر داشتند، که تا بازوهايشان امتداد داشت. امروزه در روي زمين به ندرت ميتوان هالهاي بزرگتر از يک اينچ (5/2 سانتيمتر) پيدا کرد. هالهي زرد رنگ، نتيجهي فعاليت بالاي چاکراي پيشاني است(که افراد زيادي در کلاسهاي هاله ميتوانند آن را با درخشش بنفش مشاهده کنند). افراد داراي شخصيت والاي معنوي، چاکراي پيشاني خود را در طول سالها فعال نگه ميدارند، زيرا هميشه در ذهن خود افکاري عميق و معنوي دارند. وقتي اين چاکرا در حال فعاليت بالا مشاهده ميشود هالهاي زرد رنگ (جفت هالهاي رنگ بنفش) اطراف آن پديد ميآيد که تمام سر را احاطه ميکند. تفکر زرد نشانگر شادماني، رضايت و خرسندي است.



    نارنجي: ترقي و تعالي اخلاقي و معنوي، جاذبه و الهام. نارنجي نشانه قدرت است، توانايي و يا تمايل به کنترل ديگران. هرگاه نارنجي رنگ غالب هاله ميشود، معمولاً در کنار رنگ زرد قرار ميگيرد و با مشارکت آن رنگ طلايي را پديد ميآورد که نه تنها نشانگر يک استاد معنوي است، بلکه بر يک استاد قدرتمند معنوي دلالت ميکند، شخصي با تواناييهاي منحصر به فرد. تفکر نارنجي، تفکري است پيرامون اعمال قدرت و تمايل به کنترل ديگران.



    سرخ: افکار مادي، افکاري پيرامون جسم فيزيکي. رنگ غالب قرمز در هاله، نشانگر افراد ماديگرا است.



    صورتي(= ارغواني+ سرخ): عشق معنوي. براي پديد آوردن صورتي روشن و تميز، بايد رنگ ارغواني(بالاترين فرکانسي که ميبينيم) و سرخ (پايينترين فرکانس) را ترکيب کنيم. هالهي صورتي نشان ميدهد که شخص به تعادل کامل بين آگاهي معنوي و وجود مادي دست يافته است. تکامل يافتهترين افراد، نه تنها هالهاي زرد رنگ اطراف سر خود دارند، بلکه يک هالهي بزرگ صورتي نيز دارند، که تا مسافتي زياد گسترش يافته است. رنگ صورتي در هاله، در روي زمين نادر است و تنها به صورت يک فکر گذرا ظاهر ميشود، نه يک رنگ غالب در هاله.



    معني رنگهاي کدر : رنگهايي که تيرهتر از زمينه به نظر ميرسند و بيشتر شبيه دود هستند تادرخشش



    قهوهاي: نا آرامي، آشفتگي، ماديگرايي، نفي معنويت.



    خاکستري: افکار تيره، افسردگي، نيات مبهم، بروز جنبه تيره شخصيت.



    خردلي: درد، ناراحتي، خشم.



    سفيد: بيماري شديد، تحريک مصنوعي (اثر داروها). چرا رنگ سفيد در هاله نشانهي مشکلات است؟ رنگ سفيد در واقع نوعي شلوغي و بينظمي رنگها است نه هارموني مجموعهاي از تک رنگها، بنابراين هالهي سفيد نشانگر فقدان هارموني (نا هماهنگي) در بدن و ذهن است. طبيعت که ما قسمتي از آن هستيم، مجموعهاي هماهنگ است. اين هماهنگي ناشي از هماهنگي مطلق و آهنگين نوسانها است، که در فيزيک کوانتومي مدرن تا حدي توصيف شده است. چند ساعت قبل از مرگ، هاله سفيد ميشود و وضوح آن به شدت افزايش مييابد. توجه داشته باشيد که در اکثر فرهنگها رنگ سفيد نماد مرگ است (نه رنگ سياه)، زيرا در گذشته مردم ميتوانستند عملاً هالهي سفيد قبل از مرگ را ببينند. به نظر ميرسد که پيشينيان ما خيلي بيشتر از آنچه ما بتوانيم باور کنيم، ميدانستند.



    مآخذ: کتاب دانشکده متافيزيک کي آرا
    تآليف مطلب دکتر برازنده
    انتشارات کوشامهر

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: معنی هاله و رنگ های آن

    هفت سطح هاله



    لايه اتري: (لايه اول)



    كالبداتري حالتي بين ماده وانرژي است. از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است .كهمانند يك شبكه درخشان از پرتوهاي سفيد وآبي است. ساختار شبكه مانند آن درحركت مداوم است. اين لايه حدود 5/ الي 6 ساتيمتر از بدن وسعت دارد . رنگلايه اول از آبي روشن تا آبي تيره متغير است. ساختار اين لايه با كالبدفيزيكي يكسان بوده وتمام جزييات وآناتومي بدن را در بر ميگيرد.



    لايه عاطفي(لايه دوم)



    لايهاحساسات ساختار آن سيال تر از لايه اتري است وبا كالبد فيزيكي يكسان نيست.اين لايه بصورت ابرهاي رنگين از جنسي ظريف با حركت سيال ومداوم ديدهميشودكه نشاندهنده طيف كامل عواطف ماست.فاصله اين لايه از كالبد فيزيكي5/2الي 5/7سانيمتر است.



    لايه ذهني (لايه سوم)



    جنسيظريفتر از كالبد عاطفي دارد. اين لايه به صورت نوري به رنگ زرد روشن كهاطراف سر وشانه ميتابد واطراف كل بدن وسعت پيدا ميكند,ديده ميشود. حاشيهاين لايه 5/7تا 20سانتيمتر از كالبد فيزيكي فاصله دارد…..شكلهاي افكار دراين لايه قابل مشاهده اند.



    لايه اثيري(لايه چهارم)



    كالبداثيري فاقد شكل ثابت است.واز ابرهايي از رنگ تشكيل شده است. وسعت آن تافاصله اي حدود 15الي 30ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.اين كالبد ما را بابعدهاي بالاتري از واقعيت ارتباط ميدهند.



    لايه كليشه اي اتري (لايه پنجم)



    اينلايه حاوي طرح كليشهاي تمام اشكال موجود در سطح فيزيكي است . اين لايهالگوي كاملي براي لايه اتري است. وسعت ان تا فاصله 45الي 60 ساتيمتر ازكالبد فيزيكي است.



    لايه آسماني(لايه ششم)



    سطحششم كالبد آسماني نام دارد. وسعت آن حدود 60الي 105 ساتيمتر از كالبدفيزيكي است.دز اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه ميكنيم. ازطريق كالبد آسماني است كه ما عشق بدون قيد و شرط را مياموزيم. كالبدآسماني بصورت نوري ديده ميشود كه از رنگهاي روشن وملايم تشكيل شده است ودرخشش و زيبايي دارد. اين نور درخشش طلايي- نقره اي وكيفيت رنگ به رنگشونده دارد.



    لايه كليشه اي كتري كالبد علي(لايه هفتم)



    وسعتآن حدود 75الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است. در بر گيرنده تمامكالبدهاي هاله همراه با كالبد فيزيكي است. كالبد كتري از رشته هاي ظريفنور طلايي ونقره اي تشكيل شده كه فرم كلي هاله را حفظ ميكند. كالبد كتريحاوي يك ساختار شبكه اي طلايي از كالبد فيزيكي وتمام چاكراهاست.




    هاله سر انگشتان


    كودكان و هالهها


    كودكان تا سن پنج سالگي بطور طبيعيهالهها را ميبينند. نوزادان هر گاه با شخصي روبرو ميشوند، اغلب بالايسر او را نگاه ميكنند. اگر رنگ هالهاي را كه بالاي سر آن شخص ميبينند،دوست نداشته باشند، يا اگر اين رنگ با رنگ هاله والدينشان خيلي متفاوتباشد، گريه ميكنند؛ اهميتي ندارد كه آن شخص چقدر خندهرو باشد.



    كودكان هالههايي بسيار تميز و قويتر از اكثر بزرگسالان دارند، زيرابزرگسالان معمولاً اسير دنياي مادي هستند و فطرت خود را با چيزهاي سطحيسركوب ميكنند. وقتي من به پسر 12 سالهام ياد دادم كه هالهي خود راببيند، او به من گفت كه وقتي كوچك بود اكثر اوقات ميتوانست هالهها راببيند، اما هيچ كس به اين توانايي او توجه نكرده بود. بنابراين او فكركرده بود كه اين موضوع اهميتي ندارد و احتمالاً اشكالي در بينايي او وجوددارد. نظير اين داستان زياد اتفاق ميافتد. به نظر من بچهها بايد ديدن وتفسير هالهها را ياد بگيرند. در اين صورت آنها اين توانايي خدادادي را ازدست نخواهند داد.


  4. #4
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: معنی هاله و رنگ های آن

    هاله (Aura)كلمهاي لاتين به معناي ((هوايي كه به آرامي حركت ميكند))، ((نفخه))، ((رايحه))، ((نور)) و يا ((تابش نور)) و ((هاله)) است. هاله خود حوزه انرژي است، مانند هالهاي كه بدن را احاطه كرده و در آن نفوذ ميكند. (بارون رايش باخ) آن را ((پوشش شفاف مغناطيسي)) مينامد. هاله شامل هفت نوع، متعلق به هفت بدن از جنس انرژي ظريف است. كلاً تمايزهايي ميان موارد زير قائل شدهاند؛



    1- هاله معنوي به قطر 15 تا 18 فوت
    2- هاله ذهني كه معمولاً به قطر 8 فوت است و
    3- هاله اثيري، كه تا طول 8 اينچ گرد بدن فيزيكي ميتابد.
    چون هالهها روي هم قرار ميگيرند، هميشه تميز دادن هر يك از آنها ميسر نيست. با اين حال، آنچه كه معمولاً روشنبينان ميبينند، هاله اثيري است. اين هاله چون نوعي حوزه شفاف، شامل رنگ و شكلهاي متنوع است. رنگ، اندازه، ساختمان و شدت آن بر حسب حالات ذهني و عاطفي شخص قابل تغيير است. عواطف بسيار قوي، بيماريهاي جسمي و ذهني نيز در هالهها منعكس ميشوند. يك مشاور رنگ در انگلستان بالغ بر 4700 سايه مختلف را، هنگام تجزيه و تحليل هالهها ثبت كرده است. نه تنها انسانها، بلكه گياهان، حيوانات و سنگها نيز هاله دارند.
    شما هاله را نميتوانيد گول بزنيد. هاله شما نشانگر طبيعت حقيقي و شخصيت شما بوده و هنگامي که شما دروغ بگوئيد يک قسمت نامنظم به رنگ زرد مايل به سبز از قسمت بالاي هاله جوانه ميزند. معمولا افراد يک يا دو رنگ برجسته در هاله خود دارند (نقاط قوت). اين رنگها همچنين به احتمال قوي رنگهاي مورد علاقه آنها خواهند بود.
    لکههاي سياه نشان دهنده تنفر و بدجنسي ميباشد. قرمز پر رنگ نشان دهنده عصبانيت است. قرمز خوني به معني شهوت پرستي ميباشد. قهوهاي کدر در ارتباط با حرص و آز و ماده گرائي بوده و قهوه اي متمايل به خاکستري نشان دهنده خودخواهي ميباشد، قهوهاي مايل به سبز به معني حسادت است.
    خاکستري دلالت بر افسردگي و ترس ميکند. نارنجي نشان دهنده جاه طلبي، غرور و نشان قدرت است. زرد در ارتباط با شادي، آزادي، تعقل و دانش معنوي است. سبز مايل به خاکستري در هاله فريب و نيرنگ را آشکار مي کند. سبز زمردي رنگ نشان دهنده خلاقيت و انعطاف پذيري مي باشد. فيروزهاي انرژيي بسيار زیاد و قدرت تاثیر گذاری را نشان میدهد. چنین افرادی میتوانند در آن واحد چند کار را انجام دهند و مدیران خوبی هستند. سبز کم رنگ نشانگر دلسوزی، شفقت و حالت ابتدائی درمانگری میباشد.
    آبی تیره و ارغوانی نشان دهنده افکار و احساسات معنوی میباشد، صورتی نشان دهنده آن است که فرد به تعادل بین آگاهی معنوی و مادی رسیده است. آبی کم رنگ نشان دهنده از خود گذشتگی در راه آرمانهای بزرگ میباشد. سفید نمونه کاملی از کمالات و فضائل میباشد.






    اين واقعيتي است كه هالهها، اين حوزههاي انرژي، تنها در تخيل معدودي از انسانها وجود ندارند، بلكه بطور عملي و توسط عكاسي كرليان نيز قابل رويتاند. يافتههاي زير از طريق چنين عکسهايي بدست آمده است :
    1- بين بدن انسان و محيط اطرافش ارتباط وجود دارد.
    2- برخي از بيماريها خيلي قبل از ظهور در بدن فيزيکي در هاله قابل رويت ميباشند.
    3- ارتباط قوي بين وضعيت هيجاني و هاله وجود دارد.
    4- هر يک از رنگها با يکي از حالتهاي فرد در ارتباط مي باشد

    يکي از مهمترين ضروريات يادگيري متافيزيک و علوم رواني آن است که هاله فرد بايستي در وضعيت خوبي باشد. در صورتيکه هاله شما به ميزان زيادي از انرژي منفي پر شده باشد انجام تمرينات متافيزيکي ((توصيه نميشود)).
    استفاده از عبارت ((توصيه نميشود)) نشان دهنده آن است که با هاله بد هم ميشود اين تمرينات را انجام داد گر چه حقيقت آن است که اين کار روشي ناسالم خواهد بود.معهذا اگر کيفيت هاله شما در زير (( حداقل ضروري )) باشد، شما در خطر ابتلا به بسياري از عوارض فيزيکي و ذهني خواهيد بود.
    لازم بذکر است که اين امر در مورد تمرينات پيشرفته مانند برون فکني و تله کينزي و ... صادق بوده و تمرينات ابتدائي نظير مديتيشن، ريلکسيشن، پاکسازي کانالهاي انرژي، تمرينات تنفسي و ... در کنار ساير نکاتي که در ادامه خواهد آمد به بهبود هاله کمک مي کنند.
    کلمه ((بد)) و ((خوب)) فقط براي کيفيت هاله استفاده ميشود. کلمه ((بد)) در ((هاله بد)) لزوما به معني بد بودن فرد در صورت داشتن هاله بد نميباشد. هاله بد فقط اشاره به ميزان زيادي از انرژي منفي دارد که توسط ذهن توليد ميشود.
    تشخيص هاله بد ساده است.


    در صورتيکه 3 يا بيشتر از 3 مورد از علائم زير را داريد انجام تمرينات متافيزيکي براي شما توصيه نميشود :
    1- صداي زنگ يا شنيدن اصوات در گوش چپ.
    2- کابوسهاي شبانه مکرر يا اختلالات خواب.
    3- در صورتيکه قسمت عمده سفيدي چشمان شما قرمز باشد.
    4- عدم توانايي در متوقف کردن فکر.
    5- سردردهاي شديد مکرر، ميگرن، اسپاسم هاي عضلاني، دردهاي خنجري و تير کشنده و بيماريهاي شديد.
    6- مشاجرههاي مداوم، مصرف زياد دارو، مصرف الکل، مواد مخدر و کشيدن سيگار .



    وجود حداقل 6 مورد يا بيشتر از موارد زير نشان دهنده هاله خوب ميباشد :
    1- هرگز درباره نتيجه امور و يا حوادثي که در گذشته اتفاق افتاده است نگران نميشوید.
    2- معمولا متفکر آرامی هستید.(بیش از حد منطقی و تحلیل گر نیستید.
    3- هرگز جریان انرژی که در ناحیه بالای سر شما ممکن است رخ دهد را تجزیه و تحلیل نمیکنید.
    4- محیط زندگی شما راحت و آرام است.
    5- اغلب دچار سردرد و اسپاسم عضلانی نمیشوید.
    6- هرگز دارو و مواد مخدر استفاده نمیکنید.
    7- رویاهای بد ممکن است گهگاهی رخ دهند ولی شما هرگز با ترس و فریاد از خواب بیدار نمیشوید.
    8- براحتی میتوانید با افراد ناسازگار با تحکم صحبت کنید.



    چند روش ساده برای تغییر هاله بد به هاله خوب:
    1- هشت ساعت بطور کامل شبها بخوابید.
    2- از دارو، مواد مخدر، الکل، سیگار و هر چیز دیگری که باعث تغییر ذهن و بدن شما میشود پرهیز کنید.
    3- آب فراوان، آب میوه و سبزیجات تازه مصرف کرده و از مصرف آب میوههای ترش خودداری کنید.
    4- از مصرف غذاهای مصنوعی و آب میوههائی که حاوی مواد نگهدارنده هستند بپرهیزید .
    5- بطور منظم ورزش کنید . بعد از ورزش مناسب، شما احساس خستگی خواهید کرد. ورزش کمک میکند که ذهن ریلکس شود.
    6- از شرارت و تنفر پرهیز کنید.

  5. #5
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: معنی هاله و رنگ های آن

    چند تمرین جهت آمادگی برای انرژی درمانی، دیدن چاکراها، حس کردن هاله ها

    تمرین1: حس کردن انرژی دست های خود

    [] راحت و آسوده بنشینید یا بایستید. سه نفس عمیق بکشید تا بدن تان را پرانرژی سازید.
    [] در حالیکه کف دست ها رو به بدن تان و با فاصله ای برابر با عرض بدن تان از یکدیگر قرار دارند، دست هایتان را تا ارتفاع کمر خود بالا بیاورید. عضلات دستهایتان را شل و وانهاده سازید تا انگشتان تان بطور طبیعی از یکدیگر فاصله پیدا کنند. توجه کنید که چه چیزی حس می کنید.
    [] در حینی که دستهایتان را به آهستگی بسوی هم نزدیک می سازید، دوباره توجه کنید که با انجام این کار چه چیزی حس می کنید.
    [] اکنون کف دستهایتان را بسرعت بر روی یکدیگر مالش دهید و دوباره آنها را در وضعیت سابق قرار دهید. کف دستهایتان را به آهستگی بسوی هم حرکت دهید. توجه کنید که با انجام این کار چه چیزی حس می کنید.
    [] یکبار دیگر دستهایتان را بر روی هم مالش دهید و این بار آنها را با فاصله ای دوبرابر عرض بدن تان نگاه دارید. آنها را به آهستگی بهم نزدیک سازید. چه چیزی حس می کنید؟
    [] سرانجام دستهایتان را بر هم مالش دهید و آنها را در جلوی بدنتان با بیشترین فاصله ای که می توانید دور از یکدیگر نگه دارید. آیا تفاوتی در نوع احساس شما بوجود آمد؟
    با انجام این تمرین، شاید انرژی دست هایتان را در شکل گلوله ی نرمی در میان آنها احساس کنید که اندازه آن، هربار که دستهایتان را به یکدیگر مالش می دهید، بزرگتر می شود. اگر برایتان پیش آمده که چرا چنین موضوعی اتفاق می افتد، پاسخ پرسش خود را از خود دکتر بابک بپرسید.
    [] در تمرین بعدی همین رویه را با یک یار انجام دهید تا ببینید در کنار هم چه چیزی را می توانید حس کنید.




    حفظ ارتباط با کلیت بدنتان

    بدن شما دوست شماست و تمرین زیر شما را ترغیب می کند که « در » بدنتان و با آن باشید تا گام های بیشتری در راه دوستی با آن بردارید.

    تمرین2: با بدن بودن

    [] راحت و آسوده بنشینید یا دراز بکشید. خود را وانهاده سازید و آهنگ تنفس تان را کند کنید.
    [] همزمان با همگام شدن با آهنگ تنفس تان، تصور کنید که بتدریج نوری طلایی پیرامون بدن شما را فرامی گیرد. در نتیجه افزایش آگاهی شما از عملیات آرام بخشی که درون بدنتان بوقوع می پیوندند، خود را آرام و در صلح و آرامش خواهید یافت. بدن شما وسیله ای برای ابراز روح شما در زمین است. شعور شما کمک کرده است تا بدن تان را آنگونه که امروز هست بسازید. شما در درون این بدن نورانی سکونت دارید، جایی که پیوسته هزاران جابجایی انرژی در آن بوقوع می پیوندد. می توانید به کوچکترین و بزرگترین بخش های این فعالیت از طریق شبکه شعور ملحق شوید.
    [] با وانهاده شدن در درون نوری که شما را فراگرفته است، بگذارید « باشید ».
    می توانید این تمرین را تا هر زمانی که بخواهید ادامه دهید یا اینکه می توانید در همین حالت به اجرای تمرین بعدی بپرداید.


    تمرین3: کشف اسرار بدن

    در بدن شما اسرار بسیاری نهفته است. بدن در درون سلولهای خود خاطره همه اتفاقاتی را که از لحظه لقاح تا کنون بر شما گذشته، بر شما ثبت کرده است.
    [] توجه تان را بر اندامی معین یا بخشی از بدن تان متمرکز کنید و در ذهنتان به آن ملحق شوید. بگذارید این بخش از بدن تان به شما نشان دهد که چه چیزی را در خود ذخیره کرده است. هر چه را که به سوی تان می آید، بپذیرید. این ممکن است در شکل کلمات، تصاویر یا احساس باشد.

    تمرین4: جریان انرژی از طریق پوست

    از تمرین 3 به یعد شما می توانید به ادراک انرژی ای که از پوست شما جریان پیدا می کند، اقدام کنید.

    [] بر پوست خود بعنوان بسته ای بعنوان بسته ای محتوی آگاهی که شما را با انرژی های پیرامون تان مرتبط می سازد، متمرکز شوید. از انرژی هایی که در این لحظه شما را فراگرفته اند، آگاه باشید.
    [] همانطور که در این آگاهی وانهاده تر و وانهاده تر می شوید، ببینید که آیا می توانید بین انرژی های مختلف، تمایز قائل شوید یا نه. آیا انرژی ای وجود دارد که در آن دوست ندارید یا اینکه در مورد آن احساس ناراحتی می کنید؟
    [] بگذارید از انرژی های آرامش و عشق که در پیرامون شما جاری است، آگاه شوید. در آنها فرو بروید و جریان آنها را احساس کنید. آنها از طریق منافذ پوست جذب آن می شوند و به تمام اندام ها و تک تک سلولهای بدن شما نفوذ می کنند. ببینید که این نیروی سودمند با جریان آزادانه ی خود نیروی حیات را به درون شما انتقال می دهد.
    این تمرین را در وضعیت ایستاده، نشسته و درازکش در هوای آزاد نیز به انجام برسانید. انجام این تمرین در هوای آزاد چه تفاوت هایی دارد؟ به هنگام اجرای این تمرین، هرگونه الگوها یا ساختارهایی را که در ذهن تان می بینید، یادداشت کنید. همچنین می توانید احساسی را که بعد از انجام تمارین دارید را در بخش نظرات وبلاگ بنویسید تا دیگران نیز از آن سود ببرند.



    در تمرین « با بدن بودن»، سعی کنید دست کم تا زمان پایان یافتن ارتباط، مشکلات و مسایل خود را تجزیه و تحلیل نکنید. اگر دچار بیماری یا جراحتی هستید، به آنچه بدنتان ممکن است در این مورد به شما بگوید – ندای درونی – گوش فرا دهید. اگر حالت عاطفی معین یا احساس خاصی را در جایی از بدنتان کشف کردید، بگذارید این بخش از بدنتان در مورد ادراک و احساسات تان با شما سخن بگوید.
    پس از پایان این ارتباط، در ذهن خود ببینید که جریان انرژی طلایی پیرامون شما به رنگ صورتی – رنگ عشق – تغییر می یابد.
    بگذارید این انرژی صورتی رنگ در تمام بخش های بدنتان نفوذ کند. از آن سپاسگذاری کنید.
    پس از پایان تمرینات بدنی، ممکن است خود را در حالتی احساس کنید که نزدیک به حالت مراقبه است. در این زمان مطمئن شوید که می توانید پاهایتان را احساس کنید. انگشتان پاهایتان را بجنبانید. قبل از برخاستن و پرداختن به کارهای دیگر، مطمئن شوید که به هوشیاری « طبیعی» خود بازگشته اید. شاید شما هم اکنون همانند ویلیام بلیک، این احساس را دارید که برخلاف آنچه که در ابتدا گمان می کردید، بدن تان از روح جدا نیست.

    در ادامه بحث، به بحث در مورد تمارین عملی حس کردن هاله، به تصویر درآوردن برداشت های خود از هاله، برداشت از هاله یک یار، جستجوی نور درون، تنفس نور، نور بودن، حس کردن چاکراها به منظور مشخص کردن محل آنها، حس کردن چاکراها از پشت، حس کردن رنگ چاکراها، حس کردن رنگ چاکراها با یک یار، متعادل کردن چاکراها، متعادل کردن چاکراهای خود، تنظیم چاکراها، تنظیم چاکراها با یک یار، بستن چاکراها، تنفس رنگین کمانی، دایره محافظ و......... خواهیم پرداخت



    آماده کار شدن
    رسیدن به احساس خروج روح از بدن به این معنی نیست که شما جسم خود را رها کنید و از حقایق زندگی روزانه به دور مانید. برعکس، این تجربه به شما این امکان و قدرت را می دهد که خیلی بهتر بتوانید بین جسم و روح خویش به برقراری ارتباطی سازنده و آموزنده نایل آیید و حقایق محیطی را بهتر بشناسید. در واقع هر قدر که شما از لحاظ جسمی و روحی در وضعیت ریلاکس تر و آرامتری قرار بگیرید، سرعت درک و عمق احساس خروج روح از جسم برای شما بهتر و عملی تر می گردد.
    اولین گام را بصورتی بر می داریم که شما درک فیزیولوژیک خیلی بهتر و دقیقتری را نسبت به جسمتان پیدا کنید. با گذشت روزهای هفته، بتدریج شما این امکان را پیدا می کنید که توجه اتان را از برون به درونتان معطوف و منعکس سازید. در این جریان، شما بیشتر از درون و عوامل محیطی آگاه می شوید.
    پس از اینکه هفته تمرین را پشت سر گذاشتید، شما آگاهی بسیار گسترده تری نسبت به کالبدتان پیدا می کنید و ادراک عصبی و جریانات الکتریکی یا عصبی منشاء گرفته از آنها برای شما آشناتر شده و با معناتر می شوند. در این شرایط شما بایستی این قدرت و مهارت را پیدا کنید که به سرعت از خلوت درون به جهان برون توجه و تمرکز پیدا کنید.
    در طول هفته اول شما این امکان را پیدا می کنید تا به یک شکل یا حالت تغییر یافته ذهنی که "ریلاکس شدن آگاهانه" است دست یابید. در این شرایط در حالیکه جسم شما در یک وضعیت ریلاکس بودن خیلی عمیق و گسترده قرار گرفته، ولی ذهن و فکر شما بسیار هشیار و آگاه است. در این جریان، آگاهی شما نسبت به جسمتان کاهش و نسبت به فکر و روحتان افزایش پیدا می کند. حتی در این مرحله هم شما این امکان را پدید آورده اید که بصورتی سست و نسبی بین جسم و فکر شکاف و جدایی پدید آوردید.
    ۱. مقدماتی چند در این باره و تجربیاتی را که افراد مختلف کسب نموده اند
    ۲. تمارین عملی برای فرافکنی روح در ۳۰ روز Out Of Body Experience In 30 Days :
    هفته اول: آماده کار شدن
    روز اول: از میان آیینه
    روز دوم: حالات تغییر یافته ای از آگاهی
    روز سوم: یک دیدگاه شنیداری
    روز چهارم: یک سفر سرشار از احساس
    روز پنجم: روش لوور
    روز ششم: بلیط برگشت
    روز هفتم: از زندگی مادی دور نشویم
    خلاصه برنامه هفته اول
    هفته دوم: آمادگی برای پرواز کردن
    روز هشتم: صعود بر بلندای جسم
    روز نهم: اتاقی با یک منظره
    روز دهم: در آنجا بودن
    روز یازدهم: لذت خریدن از یک فروشگاه
    روز دوازدهم: در درون شما و بدون شما
    روز سیزدهم: کار ناتمام
    روز چهاردهم: روزهایی از آینده سپری شده شما
    خلاصه برنامه های هفته دوم
    هفته سوم: ارتفاع گرفتن
    روز پانزدهم: پرواز شبانه
    روز شانزدهم: هیچ جایی مانند خانه نیست
    روز هفدهم: نوای موسیقی
    روز هیجدهم: جاکوزی در آسمان
    روز نوزدهم: خط سیر خاطرات
    روز بیستم: یک برنامه خیلی خصوصی و دوستانه
    روز بیست و یکم: یک برنامه روحی یا روحانی
    خلاصه هفته سوم
    هفته چهارم: پرواز
    روز بیست و دوم: مشاهدات شبانه
    روز بیست و سوم: صبح روز بعد
    روز بیست و چهارم: پرواز شاعرانه
    روز بیست و پنجم: وقت سفر
    روز بیست و ششم: مسخ
    رور بیست و هفتم: ادراک گسترش یافته
    دروز بیست و هشتم: ارتباط گسترش یافته
    خلاصه هفته چهارم
    روز بیست و نهم و سی ام: پرواز آزاد

  6. #6
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: معنی هاله و رنگ های آن

    چشم سوم و رويت هاله نوراني


    چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده ميشود و جايگاه آن در کالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيکي است.



    برخي دانشمندان اعتقاد دارند که چشم سوم محلي براي دريافت ادراکات فراحسي، الهام و اشراق و وسيلهاي براي ارتباط موجودات با يکديگر در جهان هستي است. از طريق آجنا ميتوان با عوالم و موجودات ماورايي و همچنين با وراي ابعاد مکاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با کمک آجنا ميتوان هالهها را ديد.



    براي رؤيت هاله، لازم است که تمرينات باز کردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريک کرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين کار شما را قادر مي‎سازد که انرژي اطراف سوژه را دريافت کنيد. البته بدون انجام اين کار هم ديدن هاله‎ي تکرنگها ممکن است، اما اگر چشم سوم شما تحريک و باز نشده باشد، ديدن هاله‎ي يک موجود زنده بسيار مشکل خواهد بود.



    به ياد بياوريد که وقتي خيلي خيلي خسته و کاملاً فرسودهايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد که چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيده‎ايد و به سختي مي‎توانيد چشم هايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد که چه احساسي داريد وقتي چشم هايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نمي‎دارند؟ به ياد بياوريد که چه حالي داريد وقتي که با چشم هايتان مي‎جنگيد تا آن ها را باز نگه داريد؟



    تجسم اين حالت ها با تمرکز و توجه کامل، در شما احساسي برمي‎انگيزد، مانند اينکه تلاش مي‎کنيد يک پرده‎ي خيالي سنگين را از پشت چشم هايتان بلند کنيد. در چنين حالتي ماهيچه‎هاي چشم هايتان خوب پاسخ نمي‎دهند، بنابراين کار شما تقريباً بطور کامل ذهني است.



    چند لحظه صبر کنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم کنيد. کوشش براي باز نگهداشتن چشمان خسته، يک تحريک ذهني قوي در چشم سوم ايجاد مي‎کند و به تدريج باعث باز شدن آن مي‎شود. اما چگونه؟



    اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمرکز مي‎کند. هنگامي که آگاهي جسمي شما در يک قسمت از بدنتان متمرکز مي‎شود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار مي‎دهيد، کالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريک مي‎کنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه کافي ادامه پيدا کند و تلاش ذهني کافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد کرد.



    اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي که در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد (و بطور مستقيم در حال نگاه کردن به آن نيستيد) انجام دهيد، ديد هاله‎اي خودبه خود ايجاد خواهد شد.



    فعاليت گشايشي ذهن که در اين جا شرح داده شد، شبيه تکنيک‎هاي ديداري باز کردن چاکرا است که توسط اکثر استادان کار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس مي‎شود. فقط به مراتب قويتر و مؤثرتر است. تمرين هاي ديداري کار با انرژي به تنهايي ضعيف و کند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشکل است.



    توصيه: مرکز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين کار به شما کمک خواهد کرد که اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد.



    آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل کنيد. با تمرکز کامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بکشيد. چنان که گويي تلاش مي‎کنيد پلک هايتان را به زور باز کنيد. اما به ماهيچههايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد که منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند ( اين تلاش کاملاً ذهني است).



    احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور کنيد که چشم هايتان خيلي سنگين شده‎اند؛ به آن ها اجازه دهيد که بسته شوند، و چند بار پلک هايتان را بههم بزنيد. توجه کنيد که براي اين کار از کدام ماهيچهها استفاده مي‎کنيد.



    همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به کار ببريد، اما ديگر به ماهيچههاي پلک هايتان اجازه ندهيد که از فرمان اطاعت کنند.



    اين کار را دوباره و دوباره تکرار کنيد ( بالا بکشيد، بالا بکشيد، بالا بکشيد… ) چنان که گويي يک وزنه‎ي خيالي سنگين را از پشت چشم هايتان بلند مي‎کنيد.



    اين کار را بارها تکرار کنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يک از ماهيچه‎هايتان ) اجازه‎‎ي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين کار در آغاز کمي دشوار است، اما با کمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا مي‎کنيد.



    اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر مي‎خواهيد به روشنبيني و ساير تواناييهاي روحي دست پيدا کنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري کنترل چشم سوم است.



    در مراحل اوليه ممکن است احساس کنيد که ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا مي‎کشيد، حتي تمام پيشاني خود را . اين مورد اشکالي ندارد و باز هم مي‎تواند تأثير لازم را براي باز کردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيش تر خواهيد توانست حوزه‎ي تمرکز فعاليت ذهني خود را کاهش دهيد و آن را به ناحيه‎ي بين ابروها ( چشم سوم ) محدود کنيد.



    اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريک کرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمرکز يکنواخت و آرام شما روي يک شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد کرد. اين انرژي به مرکز بينايي مغز شما ارسال مي‎شود و در آنجا بعنوان يک تصوير ( يک نوار روشن از نور رنگي) تفسير مي‎شود.



    توصيه: هر گاه در انجام اين عملکرد گشايشي ذهني، تمرکز و تسلط کافي کسب کرده، آن را بصورت ذهني اجرا کنيد، متوجه خواهيد شد که وزنه‎ي خيالي پشت چشم هاي شما در يک سمت آسان تر از سمت ديگر بالا کشيده مي‎شود،که معمولاً سمت راست آسان تر است. اصولا‎ً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيم کره‎‎ي مغز شما است که استفاده از يکي به مراتب آسان تر از ديگري است ( نيم کره‎ي غالب). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشکال مي‎کند، با يک فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت در ناحيه‎ي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريک کنيد. منظور از جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت اين است که صورت خود را به عنوان صفحه‎ي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده کنيد که قبلاً براي باز کردن چشمهاي خسته به کار مي‎برديد. اما اکنون آنرا براي چرخش به کار ببريد، چنان که گويي با حرکت چرخشي يک مداد، اين ناحيه را تحريک مي‎کنيد. بهترين روش اين است که براي فعال کردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يک در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ کردن چشم سوم شما با هاله لازم است.



    توجه: به ياد داشته باشيد که همه‎ي اين تمرين هاي محرک انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابسته‎اند. براي اينکه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس کنيد که آنها واقعاً اتفاق مي‎افتند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •