وارد شدن در فضاي پيچيده مجازي نهتنها پديدهاي جذاب است بلكه بسيارفراتر از آن به سبب كاربردهاي فراوان و چهبسا آسان نمودن بسياري از اموربهگونهاي جداييناپذير با زندگي بشر امروز پيوند خورده است
دنيايمجازي دنياي خيال است كه در آن ميتوان سراغ از همه چيز گرفت بيآنكه باتلاشي فراگير بخواهيم پرده از ظاهر امور بركشيم و سر از دنياي رياضي وقوانين صفر و يك مخفي در پشت آن درآوريم. فضاي مجازي زمان و مكاننميشناسد، همه جايي و همه مكاني است، مرزها را به سهولت ميپيمايد و درآن واحد از رموزي پرده ميگشايد كه بهچنگ آوردن آنها در عالم واقع مستلزمصرف انرژي، زمان و هزينه بسيار است و گاه حتي غيرممكن مينمايد.

دراين ميان تمام معارف بشري مناسبات خاص خود را با اين فضا تعريف ميكنند وقلمروهاي خاص خود را دارند و گاه حتي قلمرو و تعريف مفاهيم نيز معني خودرا از دست ميدهند.
اما نسبت دين كه تعريفناپذير، سهل و ممتنع است، بااين فضا چگونه است؟ نسبت مجاز با اين چگونه تعريف ميشود؟ اصطلاحدينمجازي به چه معناست؟ وجود اشتراك و افتراق امر مجازي و امر ديني چيست؟استفاده از دين در فضاي مجازي چه فوايد و چه معايبي به همراه دارد؟ آياذات دين با فضاي مجازي سازگار است؟ استفاده يك ايراني از دين در فضايمجازي چه فوايد و معايبي به همراه دارد؟ آيا ذات دين با فضاي مجازي سازگاراست؟ آيا استفاده يك ايراني از دين در فضاي مجازي متفاوت از استفاده يكفرانسوي از دين در اين فضا است؟ دين را بايد با فضاي مجازي يا فضاي مجازيرا بايد با دين سازگار كرد؟

سؤالات فوق نمونهاي از دغدغههايمربوط به رابطه دين و فضاي مجازي است كه سبب شد در روز سهشنبه 28/3/87دكتر سعيد رضا عاملي دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران به موضوع دين وفضاي مجازي در مؤسسه گفتوگوي اديان بپردازد.

اما از آنجايي كه درروز تبليغ و اطلاعرساني ديني و سالروز صدور فرمان امامخميني(ره) مبني برتأسيس سازمان تبليغات اسلامي در سال 1360، قرار داريم، مطلب حاضر ميتواندبه بحث تبليغ و اطلاعرساني ديني ابعاد جديدتري بدهد. بهويژه آنكهامروزه به موازات شيوههاي مرسوم تبليغ ديني، فضاهاي مجازي در اين مهمرقابت گستردهاي را با شيوههاي مرسوم آغاز كردهاند.

در ابتدايسخنراني دكتر سعيد رضا عاملي ضمن بزرگ توصيف نمودن فضاي مجازي دين را همبه لحاظ تكثر اديان و هم به لحاظ تكثر مفاهيم موجود در حوزه دين مقولهايبزرگ توصيف كرد.

وي ما را در مواجه با پديدههاي جديد بهلحاظ افقديد نيازمند يك نگاه دور و عميق دانست و حتي به وجود اين مشكل در تاريخنظريهها اشاره كرد. در همين رابطه فضاي مجازي بهعنوان صنعتي كه ظهور وشروع به بازنمايي كرد، اين مشكلات را به همراه داشت. چنانكه ابتدا در 1945استفاده از فضاي مجازي در پرنووسكس بود، اما با گذر زمان نگاه به اينپديده جديتر شد و اكنون فضاي مجازي فضاي تجارت، آموزش، پژوهش و زندگي است.
استادعلوم ارتباطات دانشگاه تهران حاصل نگاه اوليه به اين فضا را روبهرو شدنبا اولين مقولههاي فضاي مجازي يعني فضاي فساد، فضاي حضور بيگانگان، فضايتهديد فرهنگي برشمرد و در عينحال حاصل يك نگاه عميق و بنياديتر به اينفضا را وجود قرابتهاي خاص با ذات دين خواند.

دكتر عاملي براي روشنتر شدن اين بحث به تعريف كليد واژههاي اساسي آن پرداخت.

منظور از امر مجازي چيست؟

ويدر پاسخ گفت: «مجاز در لسان عرب معاني خاص دارد، امر مجازي را در مقابلامر حقيقي و گاه در برابر امر محسوس بهكار ميبرند. مجاز امر ذهني درمقابل امر عيني است و استفاده يك لغت خارج از معناي حقيقي آن است. امامهمترين معناي مجاز عبارت از اثر يك ذات است و نه لزوماً خود ذات.

معناي دين چيست؟

نگارندهمقاله «جهاني شدن و هويت ايراني»، دين را يك مفهوم بزرگ دانست كهتعريفناپذير است و حتي تلاش برخي دانشمندان براي تعريف آن به برشمردنمعاني سلبياش انجاميده است. او گفت: «هرچند برخي از وجوه دين عبارتندازمسير زندگي، باورهاي ديني، اعمال ديني، شعائر ديني، هويت ديني، منهياتديني، اما بنياديترين عنصر دينباور به متافيزيك است.»

دكتر عامليخصلتهاي مشترك امر متافيزيكي و امر مجازي را اينگونه برشمرد: «دين بهاين معنا جهاني است كه همه انسانها را شامل ميشود چنانكه در اديانابراهيمي آشكار است و مثلاً در قرآن وقتي گفته ميشود يا ايهاالذينامنوا، اين «ال» استقراء است كه به همه انسانها خطاب ميكند.

2)همه جا حاضر بودن. دين همه جا حاضر است و امر مجازي نيز همينطور است. درتمام زمانها افراد ميتوانند به آن دسترسي پيدا كنند زيرا حافظه مجازيحافظه ماندگار است.
3) دسترسي فراگير به فضاي مجازي و به خداوند وجود دارد.

4)امر متافيزيكي و ديني نظاممند است و فضاي مجازي هم نظاممند است. هر چندمتافيزيك فضاي مجازي مخلوق و متافيزيك امر ديني متافيزيك خالق است.»
استادعلوم ارتباطات دانشگاه تهران در ادامه افزود: «با تولد ذهن عالم مجاز شكلگرفت و به نوعي تفاوت بين «عينيت» و «ذهنيت» تحقق پيدا كرد. با توجه بهزمينههاي تاريخي عيني اجتماعي، تجربههاي متفاوت عيني و ذهني تاكنونتجربه شده است. بهطور حتم ابزار و صنعت، نوع تعامل با طبيعت و واقعيت،تأثير به سزايي در شكلگيري فضاي مجازي داشتهاند.

از آنجا كه مجازارتباط با عالم غيرفيزيكي است، دين نيز به نوعي منعكسكننده يك ارتباط باعالم «غيرمادي» است، گذري است از جهان عيني فيزيكي به جهان ذهنيمتافيزيكي. درواقع توجهي به سطوح ديگر واقعيت جهان است.

نگارندهمقاله «دين و رسانهها» درباره غيرمحسوس بودن امر مجازي و امر ديني بااستفاده از يك تعريف از پتريك مكسول(2002) گفت: «دين در ذات خود يك مقولهمجازي است به اين معنا كه ريشه دين به يك امر «فراتجربي» و «غيرمادي»مرتبط ميشود كه فرد را با روح، معنويت، خدا و قلمروهاي فراطبيعي مرتبطميكند. بنابراين تعامل ديني نوعي انس گرفتن يا درك امر آن جهاني و انتقالبه جهان ديگر و انتقال به مجاز است.
هر چند فضاي مجازي، فضايي كاملاً صنعتي و مادي است ولي انتقال به «جهان ديگر» است كه از خصيصه هاي جهان مادي عيني برخوردار نيست.»

باروشن شدن مفاهيم اساسي بحث يعني دين و مجاز يا فضاي مجازي هنوز تركيب «دينمجازي» آشكار نشده بود. به همين دليل دكتر سعيد رضا عاملي معناي دينمجازي را بر مبناي پنج متغير اساسي توضيح داد كه عبارتنداز:
1)تصويرسازي: به اين معنا كه گاه شخص به زيارت امامرضا (ع) ميرود و گاه بهصورت online حرم شريفه را زيارت ميكند چه از اينترنت چه از تلويزيون.
2) تخيلي بودن
3)بازنمايي واقعيت: به اين معنا كه فضاي مجاري فضاي بازنمايي شده است و شخصدر يك فضاي بازنمايي شده امر ديني را درك ميكند و با آن ارتباط برقرارميكند
4) صنعتي بودن
5) تعاملي بودن.»

دكتر عاملي براساساين پنج متغير به توضيح چند كيفيت از بين مجاري پرداخت و گفت:«دين مجازيتخيلي مفهومي است كه به نگاه تخيلي- و استعاري از دين برميگردد. در واقعبه ما فرصتي ميدهد تا تخيلات دينيمان را تبديل به يك امر واقعي در جهانمجازي كنيم. دين مجازي تخيلي از عنصر تصويرسازي و تخيل در سطح وسيعياستفاده ميكند و فرد را به يك «فضاي ساختگي» كه ارتباط معناداري با«واقعيت ديني» ندارد منتقل ميكند. بنابراين ضمن برقرار كردن با فضايواقعي،بازنمايي واقعيت در سطح كاملا متفاوتي كه همراه با تضاد و تقابل باواقعيت استو در موارد بسيار به عنوان يك «ورا واقعيت»، انعكاس پيداميكند. اين نگاه مجازي به دين يك تعامل ذهني محض است كه ميتواند درگفتار، نوشتار و اثر هنري انعكاس پيدا كند.

از طرفي مفهوم تخيليدين مجازي از يك تعامل صنعتي برخوردار نيست اما عناصر ارتباطي وپيامرساني، به صورت قدرتمند در آن مشاهد شده و تعامل فرد با آن يك سويهاست.»
نگارنده مقاله «شهر مجازي»، «دين مجازي رسانهاي» را يكي ديگر ازوجوه دين مجازي خواند و با اين فرض كه اگر مجاز را به عنوان يك امربازنمايي شده ببينيم نتيجه گرفت كه رسانه هر كاري راجع به دين انجامميدهد بازنمايي و بازتوليد شده است، مثل پخش مراسم دعاي كميل.

دكترعاملي مطرح شدن مفهوم دين مجازي را مربوط به نيمه اول دهه 1990 دانست واستفادههاي اوليه آن را هر نوع انعكاس عام از دين در اينترنت برشمرد.چنانكه «دالسون» در يك تعريف، دين مجازي را صرفا سازمانها يا گروههايدينياي ميدانست كه در فضاي مجازي حضور پيدا ميكنند. وي افزود:«واقعيشدن مجاز ديني و مجازي شدن واقعيت ديني در جهان واقعي و مجازي صورتميگيرد، مثلا شايد قبلا اگر كسي تنها در مجلس امام حسين(ع) مينشست احساسخاصي پيدا ميكرد اما اكنون شخصي با گوش دادن به نوار هم ميتواند همانحال را پيدا كند. بدين طريق دين يك نوع تعامل واقعي با اين فضا انجامميدهد. اين آن چيزي است كه ما از آن به مجازي شدن واقعيت و واقعي شدنمجاز ديني مراد ميكنيم.»

نگارنده مقاله «دو فضايي شدن شهر» عناصربنيادين مجازها را چنين برشمرد:«ديجيتاليبودن: يعني تبديل يك امر آنالوگبه يك امر رياضي. به اين طريق كه آنچه ما در جهان مجازي ميبينيم صرفا يكظاهر است و آنچه پشت آن وجود دارد جهان اعداد و قوانين صفر و يك است؛ بههمين دليل است كه ميتوان تصوير را نصف كن زيرا تمام قوانين رياضي (-، ÷،+، ×) حاكم است.

ديجيتالي شدن امر ديني يعني دين بينهايت تنوع، تغيير و تركيب پيدا ميكند. به اين سان كه دين بينهايت تنوع دسترسي مييابد.»

دكترعاملي توليد امر آنالوگ را براي يك كار، توليد يك امر ديجيتال را برايبينهايت كار توصيف كرد و كساني را كه با فضاي ديجيتال رفتار آنالوگميكنند يعني اطلاعات را به صورت ثابت وارد فضاي ديجيتال ميكنند ناآشنابا معناي فضاي مجازي خواند و اين افراد را باقيمانده در فضاي آنالوگ معرفيكرد.

نگارنده مقاله «فردگرايي جديد و تلفن همراه» تعاملي شدن درفضاي مجازي را منجر به ايجاد تاثيرات فراوان بر امر ديني دانست وگفت:«تعاملي بودن اين فضا يعني تعامل در جهان واقعي را بر مبناي حضور دريك فضاي متافيزيكي تعريف ميكنيم، به اين گونه كه هركجا ميخواهي باش بازهم امكان گفتوگو هست. اين سيستم رفتار تمام انسانها را تبديل بهرابطهاي غايب با غايب ميكند بيآنكه شخص حضور داشته باشد. ويژگيهايديگر هايپرلينك شدن اين فضا است يعني تعاملات بسياري ميتواند در اين جااتفاق بيفتد. اين فضا يك فضاي همه پنجره باز است، يك جهان پيوسته نيست. بهاين معني كه هرجا كليك كنيد وارد فضاي ديگري ميشود. پس جهان متن در متن ودين در دين است.»

موسس و عضو هيات امناي كالج اسلامي مطالعاتپيشرفته لندن وضعيت غيرمركزي شدن و مركزي شدن امر ديني را پارادوكسيكالتوصيف كرد و گفت:« دين در اينجا مركزيت دارد زيرا در welo اتفاق ميافتد وغيرمركزي است چون از همه جهان در آن وجود دارد.»

وي در رابط با اينفضا به معناي بوميسازي پرداخت و گفت:«بوميسازي يعني كيفيتي را توليد كنكه هر كجا برود، بومي شود و در همه جا قابل استفاده باشد نه اينكه ابتدازبان، ادبيات، فرهنگ مردمي را بررسي و سپس چيزي متناسب با آن توليد كن.بنابراين اگر تصميم گرفته شد براي هر مسجدي برنامهريزي كنند بهتر است يكبرنامه كيفي قوي بريزند كه همه مساجد بتوانند از آن استفاده كنند و اينهمان معناي يكبار توليد و بينهايت بار استفاده از آن است.»

عضوكميته بينالمللي مطالعات جهاني بررسي اتفاقاتي را كه براي دين در فضايمجازي ميافتد منوط به داشتن يك نگاه فورمولوژيك و بررسي سرمتغير هم دانستو گفت: 1) بايد دين را در بستر مكان مجازي بررسي كرد: مكان فيزكي مكانمحدوديت است و مكان مجازي محيطي است كه در دسترس همگان قرار ميگيرد.

2)دين در بستر زمان مجازي: بنيان تئوري اينشتين و نيوتن با زمان مجازي به همميريزد زيرا در تعاريف آنها زمان فيزيكي يك زمان خطي است بايد آني بميردو آن ديگر متولد شود، در حالي كه در فضاي مجازي مرگ زمان نداريم و رابطهخطي ميان آنات وجود ندارد. بنابراين موضوع زمان نسبي موضوع ابديت است؛يعني همان عنصري كه در دين وجود دارد.

دكتر عاملي براي نشان دادنتفاوت اين دو زمان با هم به يافتن ميانگين كار مفيد اشاره كرد، بدين طريقكه اگر فاصله بين كاري كه در زمان فيزيكي انجام ميشود با فاصله همان كاردر زمان مجازي بررسي شود، بهينه بودن تركيب زمان را به ما ميدهد مثلاارسال يك نامه در فضاي واقعي مستلزم صرف زمان زيادي است در حاليكه در فضايمجازي با يك كليك و با استفاده از email فرستاده ميشود.»

وي بهوجود اين پرت زماني در بخشهاي زيادي اشاره كرد و گفت:« ما از جهاني شدنصحبت ميكنيم اما هنوز گرفتار جهانيسازي هستيم و فكر نميكنيم جهاني شدن،رابطه با غايب و فرامكان است و در اين منطق امكان تعريف مديريت شهريمتفاوتي وجود دارد و اين در بستر روندها و كار مجازي متفاوتي قرارميگيرد.»

موسس هيات امناي موسسه اسلامي حقوق بشر لندن، براي پاسخبه اين سوال كه:آيا فضاي مجازي ميتواند حس مذهبي را منتقل كند؟ به نقلگفتوگويي پرداخت كه ميان زالسكي و شيخ كبير هلمنسكي رهبر قطب صوفيه درآمريكاي شمالي صورت گرفته بود:

زالسكي: من وقتي جلوي كامپيوتر قرار ميگيرم يك احساس خارج شدن از مدار دارم و سخت ميتوانم متوجه خودم باشم.

شيخ:شما اساسا فراموش ميكنيد كه بدن داريد و مخلوق داراي نفس هستيد. شما وارديك ابعاد مادي و ماشيني ميشويد و به سوي آن جذب ميشويد. من ادعا نميكنمكه آن را ميفهمم. حدود 10سال است كه تلاش ميكنم اين پديده را درك كنم.وقتي جلوي صفحه كامپيوتر قرار ميگيرم گويي هيپنوتيزم ميشوم.

زالكسي: قطعا

شيخ:احساس من نسبت به كامپيوتر تغيير نكرده ولي فكر نميكنم فضاي كامپيوترمانند كيفيتهاي ديگر مثل كاركردن در باغچه و نواختن موسيقي باشد. من فكرنميكنم گفتوگو كردن در فضاي اينترنت يا كار كردن با اطلاعات، حس قلبيايرا ايجاد كند كه بشر يك گفتوگوي رودرو به دست ميآورد.

با ذكراين گفتوگو دكتر عاملي خود را پيرو اين واقعيت دانست كه هرچند جهان مجازينميتواند جايگزين جهان واقعي شود اما آيا بايد به اين دليل از اين جهانبهره نبرد؟يا اگر كسي نميتواند براي زيارت به مكه برود نميتواند اززيارت «online» استفاده كند؟
نگارنده مقاله «پروسه جهاني شدن وشهروندي» گفت: اگر به جاي 1000طبقه ساختمان يك وبگاه هزار طبقه توليدكنيم و نگذاريم كوه تخريب شود و اين همه تبديلات در طبيعت انجام شود تمامامور ساختماني قابل انتقال به اين فضا است.

در يك شهر مجازيميتوان 85 لايه تعريف كرد و در آن لايه «خدا در شهر» را گذاشت تا افراددر اين لايه بتوانند امري را كه خدا گفته انجام دهند مثلا كمك بهمستمندان.» در ادامه دكتر عاملي چنين پروژهاي را براي شهر تهران باهمكاري شهرداري در حال آمادهسازي اعلام كرد و از مهمترين فوايد فضايمجازي تحقق خاصگرايي ديني و عامگرايي ديني را در آن دانست و ادامهداد:«عامگرايي همان حوزه اشتراكات ما با ديگر اديان است و خاص گرايي دينمرزهاي تمايز اديان مختلف در جهان است كه مسلمانان را از مسيحيان، يامسيحيان را از يهوديان جدا ميكند. اما كمرنگ شدن عوامل زمينهاي ديني مثلقوميت، نژاد، يا حتي تمايزات جنسيتي موجب پررنگ شدن عوامل مربوط به «متندين» و قوي شدن حوزه خودآگاه وضعيف شدن«عصبيتها» خواهد شد.»

در آخر دكتر سعيدرضا عاملي با استناد به اين سخن از پيامبر اكرم(ص) كه «2چيز بهتر از آن نيست:

1) نيكي كردن به ديگران و

2) پرهيز از آزارخود و ديگري، «عرصه مجاز را در صورت استفاده نيك از آنعرصهاي خواند كه سبب كم شدن آزار مردم و انجام كار خير ميشود؛ زيرا درعرصه مجاز نيازي نيست شخصي براي انجام يك كار شهرداري اينقدر آزار ببيند.

ديگرعاملي اين را از ويژگيهاي جهان مجازي كه جهان نظام و برنامه است برشمردكه به نوبه خود سبب اجرا شدن عدالت در عميقترين لايههاي آن ميشو