علاوه بر امواج شناخته شده امواج ديگري در محيط پيرامون ما وجود دارد كه امواج الهی می باشند و آنان امواجی هستند که از جهان هفتم روحی بر تمام خلقت و کائنات,منجمله زمین اعم از جماد و نبات و حیوان و نسل بشر و ... نفوذ دائم دارند و سرعت این امواج طوری است که در چند دامنه موجی از جهان هفتم به کره زمین و سایر کرات خلقت می رسند و پس از تاثیر گذاری,برخی امواج دیگر را بهمراه خود به کائنات بر میگردانند.فرضا افرادی که از روی دوستی و پاکی و با قلبی آکنده از مهر و انسانیت در زندگی به یاد خدا می افتند.خواست و افکار آنان بر این امواج سوار شده و با سرعت غیر قابل تصوری فاصله بین مادخ تا خلقت را می پیمایند و حتی گاهی پاسخ آن را از طریق همین امواج به سرعت دریافت می کنند و در زمان بسیار کوتاهی به افراد نیازمند موحد می رسانند.دامنه این امواج از نظر علم روحی جزو بلند ترین و قوی ترین امواج محیط در خلقت ما افراد زمینی ها می باشد و علاوه بر امواج فوق در پیرامون افراد امواج و نیروهای دیگر نیز وجود دارند که تا ثیرات بسیار عمده ای در زندگانی آنها از خود بجای میگذارند که گروهی از آنها از درون و گروهی هم از خارج بر افراد اثر می گذارند که موجب شناخت و تغییر حالت های روحی و جسمی و روانی در اشخاص متفاوت می گردند . ضمن اینکه کمتر کسی از وجود آنها آگاهی کامل دارد.امروزه از نظر علمی به اثبات رسیده که امواج بسیاری از جمله امواج زیر با فرکانسهای مختلف بطور دائم از درون افراد تشکیل می گردند که با وسیله ساده فیزیکی قابل شناخت و ثبت و درک و محاسبه می باشند و برای مثال عمده ترین امواج مغزی که در زنده بودن افراد بطور همیشگی از مغز صاطع می گردد عبارتند از:

1-امواج دلتا: دامنه این امواج بین نیم تا سه و نیم سیکل در ثانیه است.


2-: امواج تتا: این امواج دامنه ای بین چهار تا هفت سیکل در ثانیه دارند که دو موج فوق در زمان بیداری و کار و...از مغز خارج می شوند.


3-امواج آلفا: فرکانس این امواج بین هشت تا سیزده سیکل در ثانیه است و اغلب در زمان های خواب طبیعی یا خوابهای روحی و هیپنوتیکی از مغز خارج می گردد.


4-امواج بتا: فرکانس این امواج بین چهارده تا سی سیکل در ثانیه است و زمان تمرکز افراد , این نوع امواج بوجود می آیند.


برخی با تسلط بر این امواج قادرند حتی در اشیاء حرکاتی بوجود آورند.امواج بالا مربوط به فرکانس مغزی ای می باشند که با الکترو آنسفالوگراف قابل تشخیص هستند,ولی امروزه علاوه بر امواج فوق بسیاری امواج دیگر را که از قسمتهای مختلف بدن بشر و حتی حیوانات خارج می گردند, دانشمندان فیزیک از نظر علمی به ثبت رسانیده اند. هر یک از امواج بدن دارای نظم و ریتم و موزیک خاص مربوط به خود می باشد و زمانی که این امواج بگونه ای تحت تاثیر امواج هم فرکانس خود قرار می گیرند.آنگاه شخص احساس آرامش و سلامت و کمبود فشارهای مختلف محیطی را در وجود خود می نماید و چنانچه تحت تاثیر امواج نا متجانس قرار گیرد , نعغیر حالت می دهد و بدون شناخت احساس فشار و ناراحتی و خرابی اعصاب می نماید چون حتی سرعت و حرکت خون و ضربان نبض نیز تحت تاثیر آن امواج روان تر و آرام تر می شود و اکثر مردم در این شرایط احساس رخوت و شعف می نمایند و در اثر امواج نا متجانس سرعت خون کم می شود و فشار بالا می رود کما اینکه تاثیر وجود ریتم های موزیک حالت و احساس و درک و شادی در همگان به طور یکنواخت و یک شکل و با یک اندازه نیست , فرضا در زمان جوانی موزیک های تند و با صدای بلند اثر مطلوبی در حالت روحی و اعصاب و گردش خون و ترشح هورمونهای متفاوت شادی آور در وجود افراد دارند ولی در سنین میان سالی و پیری موسیقی های آرام همان عمل را در افراد انجام می دهد بطوریکه اکثر افراد مسن حتی تحمل شنیدن صدای موزیک بلند را ندارند که متاسفانه ناآگاهی پدر و مادران از مطلب فوق موجب آزردگی و ناراحتی فرزندان آنان می شوند که گاهی کار به عصبانیت و پرخاشگری منجر می شود و عدم همین شناختهای والدین نسبت فرزندان است که امروزه در اکثر قسمتهای جهان در خانواده های مختلف فرزند سالاری رواج یافته است.

در درون و برون افراد این امواجی که بوجود می آید اثر آنها تا مدت ها در اطراف شخص همچنان باقی می مانند و از بین نمی روند تا در اثر مرور زمان , دامنه و سرعت آنها تعغیر یابد و بطور آزاد در خلقت رها گردند . چنانچه افراد بتوانند بر برخی از این امواج محیط تسلط یابند با بکارگیری آنها می توانند ناثیرات بسیار مثبت و سازنده ای را در حالت های مختلف خویش و حتی دیگران بوجود آورند , چون زمانی که شخص افکاری را در مخیله خود می پروراند, ضمن حرکت آنها به بیرون از جسم مادی, آن امواج تاثیرات سازنده یا مخربی را بعدها در زندگی فرد بوجود می آورد که اغلب تاثیرات این امواج به زندگی همان شخص در دراز مدت اثر خیر یا شری خواهد گذارد و گاهی هم همین امواج زندگی شخص را دگرگون می نماید و حالت فرکانس این امواج به گونه ای است که در امواج دیگری تداخل نمی کنند و زمانی خود نمایی خواهند کرد که قدرت و مقدار آنها به حد نصاب معینی رسیده باشند که امواج عقلی یکی از آنهاست. امواج عقلی و روحی و آگاهی افراد با هم برابر نیستند و هرچه قدرت امواج روحی در اثر ادامه تکامل های مکرر زیادتر باشد فرد دارای امواج عقلی و آگاهی های بیشتری در اثر شناختهای گذشته است و در نتیجه شخص در مسیر حقانیت و سازندگی و در راه درست و ادامه تکامل و در مسیر خلقت خود پیش می رود.

شناخت افراد مختلف در زندگی مربوط به بازتاب درجه شعور عقلی آنها است. یعنی در اصل می توان چنین گفت که امواج عمل افراد در زمان حیات دارای نوعی قدرت و ریتم خاص یا نوساناتی منظم و مخصوص به خود او می باشند که به شکل یک قانون عمل و عکس العمل که مربوط به زندگانی های گذشته افراد است عمل می کند و نتیجتا موجب بوجود آوردن حالتهای خاصی در افرا می گردد و این امواج هرگز از بین نمی روند و در هر زمانی از گذشته خود قوی تر می شوند و یا با اشکال و حالتهای جدید تری خلق می گردند و در نهایت می توان به این نتیجه رسید که امواج در خلقت بر دو گونه اند:


1- امواج محیط : این امواج در ادامه مسیر خلقت . تعغیر شکل می دهند و در هر دوره از تکامل با شکل و قدرتی تازه تر در زندگی افراد جلوه گر می شوند که با شکل اولیه و قبلی خویش متفاوت می باشند.


2-امواج الهی:یا امواجی که از سو یا بسوی پروردگار در حرکت می باشند(از عالم ماده به عالم انرژی و بالعکس) این امواج هرگز فنا ندارند و در مسیر خلقت در هر زمان با نیرو و قدرت بیشتری در حرکت هستند تا اینکه روزی به اصل خلقت باز گردند.



منبع: توبهتريني