نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: 7 کالبد 7 چاکرا

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    7 کالبد 7 چاکرا

    7 کالبد 7 چاکرا

    انسان موجودی شگفت انگیز است. انسان تنها دارای یک بعد و یک بدن نیست پس تنها دارای حواس پنجگانه نیست. انسان داری طبیعت درون و احساسات متعالی است.
    وقتی چیزی را با قلب خود احساس می کنید این خارج از حواس پنجگانه است یا وقتی به موضوعی فکر می کنید از بعد فیزیکی استفاده نکرده اید.
    با این مقدمه به شرح 7 کالبد انسانی و ارتباط 7 چاکرا با آن می پردازیم.

    توجه در صورتی که تمریناتی جهت عبور از بدن های مختلف در جاهای مختلف دیدید این تمرینات بسیار پیشرفته هستند در صورت عدم رعایت نکات آنها عوارض جبران ناپذیری به وجود می آید. ما در اینجا فقط قصد معرفی کالبدها را داریم و نوشته ها حالت تمرین ندارد.(تمریناتی مثل عبور از بدن چهارم به پنجم در مدیتیشن با تکنیک نگاه رو به بالا به سمت چشم سوم)

    نکته : رنگهایی که از هاله ها بیان می شود در اینجا منظور در مراحل فوق روحانی و سطح های بالا است نه آن هفت رنگ رنگین کمان هاله ها که رنگهای طبیعی چاکرا ها می باشد برای دیدن رنگهای طبیعی چاکرا به پست زیر مراجعه کنید:

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    منبع : indianreikimasters.com
    ترجمه : mmdcv
    لینک : indianreikimasters.com/chakras.htm

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن اول بدن فیزیکی

    از بدن فیزیکی شروع می کنیم. آنگاه مراحل بعد برای شما بهتر روشن می شود.
    وقتی که روی بدن فیزیکی کار میکنید نیم نگاهی هم به بدن دوم می اندازید.
    این آگاهی فقط خارجی نیست. شما می توانید از درون نیز از بدنتان آگاه باشید.
    شما می توانید به دستانتان آگاهی داشته باشید وقتی که به آنها نگاه می کنید. اما یک حس درونی نیز در اینجا وجود دارد. وقتی که شما چشمانتان را می بندید دستان شما دیده نخواهد شد اما هنوز یک حس بودن در آنجا (محل دست) وجود دارد.بنابراین آگاه نمی شویم از بدنمان وقتی که به آن نگاه می کنیم.این نکته نمی تواند شما را به درون سوق دهد. احساس درونی کاملا متفاوت است.
    حس کردن بدن از درون اولین مرحله است. در حالت های مختلف بدن چیزهای مختلف از درون حس میکند. وقتی شما عشق می ورزید یک حس ویژه درونی پدید می آید. وقتی تنفر می ورزید ، حس درونی متفاوت است. وقتی احساس سستی می کنید این فرق می کند با اینکه احساس فعال و بشاش بودن را دارا هستید. وقتی که خواب آلود هستید یک فرق دیگر حس می شود.این تفاوت ها باید از هم باز شناخته شوند و تمیز داده شوند.تنها انوقت است که می توانید زندگی درونی بدن خود را بشناسید. آنگاه شما می توانید داستان درونی ، شرح درونی کودکی ،جوانی ، و پیری خود را بشناسید.


    چاکرای اول چاکرای ریشه

    چاکرای ریشه که در انتهای ستون فقرات کمر بیشتر تمرکز یافته است ، مرکزی است که یک نور الهی سفید را متشعشع می کند وقتی که مراحل بالای روحانی احساس گردد.این مرکز انرژی مرکزی است برای زندگی مادی، مرکزی است که آگاهی لطیف الهی در زندگی فیزیکی ریشه می یابد.نتیجتا این چاکرا پایه و اساسی است برای وجود انسانی در جهان فیزیکی و اگر آن مسدود شود شما انسانی می شوید بدون ریشه هم در وجود روحی و هم در جسمی.
    به اضای هر هفت بدن هفت چاکرا وجود داره که هر چاکرا با چاکرای معادل آن از راه خاصی مرتبط است.به این ترتیب چاکرای ریشه با بدن فیزیکی مرتبط است. و به همین ترتیب تا آخر.
    یک ارتباط کامل بین چاکرای ریشه و بدن فیزیکی برقرار است. چاکرای ریشه دو امکان دارد. یکی آن امکانی است که از بدو تولد به صورت طبیعی در انسان هست و دیگری مدیتیشن.پایه ای ترین مورد در امکان اول ( امکان طبیعی) در قوای جنسی است.

    هر انسانی دارای دو بعد و وجود مشترک فیزیکی و روحی است.چاکرای ریشه شما را قادر می سازد که هر جا هستید وجودتان را آشکار کنید و نور حساس سفید آن ارتعاشی ساطع می کند که با عشق مادری کار میکند.در عشق مادری دو وجود فیزیکی و روحی از یک راه رفیع با هم یکی می شود. در این حالت ، جایی که شما می توانید پرستاری یک کودک را توسط یک زن تصور کنید، درخواستی از جهان فیزیکی با شکل بزرگی از عشق معنوی متحد می شود .
    این اتفاق به خاطر این برای بشر مهم است که دوره پرستاری کوتاه نیست. برای این دوره هم مادر و هم بچه ، چاکرای ریشه خود را برمی انگیزند و توسعه می دهند و پاک میکنند ، و این، امکان توسعه ای بنیادی را به کودک تازه متولد شده می دهد.
    اگر دوره نگهداری بچه کوتاه باشد یا به طور کل از قلم بیافتد چه چیزی می تواند اتفاق بیافتد؟؟ کودک نمی تواند بدرستی قلمرو روحانی خود را درک بپذیرد و این می تواند کودک را بی قرار کند.
    بسیاری از کودکانی که از بیش فعالی رنج می برند این باعث بی قراری آنها می گردد این مورد از اینجا ناشی می شود.
    وقتی مادر از فرزند پرستاری میکند ارتعاش چاکراهای ریشه آنها باهم مخلوط می شود. وقتی ارتعاش دو چاکرا ریشه باهم مخلوط بشود یک نمایش (figure) از آن به جا می ماند هر چه قدر چاکراهای ریشه خالص تر باشد این نمایش زیبا تر است .

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن دوم بدن اثیری

    لحظه هایی که از درون به بدن خود آگاهی پیدا کردید بدن دوم به طور اتوماتیک خودش را نشان داد. این بدن دوم حالا از خارج شناخته می شود.اگر شما بدن اول را از درون شناختید ، آنگاه شما از بدن دومتان از بیرون (خارجی) آگاه شدید.
    بدن دوم شما ، که در واقع بدن اتری یا اثیری خوانده می شود مثل دوده یا دود فشرده شده است.شما می توانید از طریق آن بدون هیچ گیری حرکت کنید ولی این بدن شفاف نیست.شما نمی توانید از خارج به آن نگاه کنید.بدن اول جامد است بدن دوم به همان شکل بدن اول است با این تفاوت که جامد نیست.
    بدن اثیری می تواند از بدن شما خارج شود.بعضی هنگام در مدیتیشن این بدن بالا و پایین می رود و شما احساس می کنید که جاذبه زمین شما را به طرف خودش نمی کشد.اما وقتی چشماهیتان را باز می کنید شما در زمین هستید و شما در می یابید که در تمام مدت اینجا بودید. این حالت بلند شدن(برخاستن از زمین) از بدن دوم ناشی می شود نه از بدن اول.برای بدن اول جاذبه ای وجود ندارد، لحظه هایی که شما بدن دوم را می شناسید و در می یابید یک حس آزادی و رهایی احساس می شود که در بدن اول ناشناخته است.شما می توانید از بدن خود خارج شوید (به وسیله بدن دوم) و دوباره برگردید.
    هم اکنون شما می توانید از بدن دوم خود از داخل آگاهی داشته باشید به این صورت که از بدن اول (فیزیکی) به صورت درونی آگاهی داشته باشید. از کارکرد درونی ،مکانیسم و زندگی درونی آگاهی داشته باشید.
    اولین باری که سعی به انجام این کار می کنید شاید خیلی سخت باشد، اما وقتی به آن آگاهی پیدا می کنید به بعد بدن فیزیکی و بدن اثیری نقطه توجه شما به دو بعد و دو ناحیه تقسیم می شود.

    چاکرای دوم چاکرای خاجی یا هارا

    چاکرای هارا(خاجی) نوری ارغوانی از خود ساطع میکند وقتی که مراحل فوق روحانی احساس گردد.ارغوانی رنگی مثل رنگ صورتی روشن یا قرمز مایل به بنفش . وقتی این چاکرا پاک باشد آنگاه شخص فقط دارای افکار مثبت می باشد . آنگاه افکار و احساسات منفی و کثیف نمی تواند به او نفوذ کند.افکار منفی مثل خودپرستی یا دشمنی و عناد.این چاکرا به طور اهم چاکرای جنسی شناخته می شود. میل جنسی اگر به خود پرستی نرود گناه یا کار ناپسندی نیست بلکه اگر به افکار خود پرستانه سوق پیدا کند نتیجه اش می شود سادیسم یا دیگر آزاری و ...
    وقتی دو نفر به هم عشق می ورزند آنگاه نوری که ازچاکرای خاجی آنها ساطع می شود با هم مخلوط می شود
    وقتی که چاکرای خاجی خالص باشد به معنی این است که فرد به صورت مثبت زندگی می کند این یعنی اینکه زندگی بدون شکایت و گلگی از دیگران و سرزنش را داراست. زندگی براساس صداقت. این افراد دقیقا به احساس و ادراکات مثبت و منفی اشراف دارند.

  4. #4
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن سوم بدن اختری

    لحظه هایی که بدن دوم را از درون شناختید بدن سوم یا بدن اختری از بیرون شناخته شد.بدن سوم همانند بدن دوم مثل بخار می ماند با این تفاوت که شفاف است.بدن اختری به همان اندازه بدن اول و دوم است. تا پنجمین بدن اندازه همین قدر است ، محتوای هر بدن تغییر می کند اما تا پنجمین بدن اندازه یکی است.
    این بدن بدنی است که احساسات و خواسته های شما به وسیله آن احساس می گردد وقتی شما عصبانی هستید ، ناراحت هستید، خوشحال هستید یا هر احساس دیگری را دارید شما بدن سوم خود را حس می کنید.
    خیلی از مردم وقتی راجع به احساسات بحث می کنند آن را از سلولهای عصبی بدن و هورمونهای مترشحه می دانند در حالی که شما بعد از مرگ هم دارای احساسات هستید به خاطر این است که این سلولها با بدن سوم کار می کنند. پس در واقع احساسات وابسته به بدن فیزیکی نیست بدنی که درخواب می بینید و در رویا این بدن اختری شما است.این بدن همان بدنی است که در خواب با آن مواجه هستید.وقتی که خواب می بینید و در رویا هستید با این بدن هستید.

    چاکرای مانی پورا (شبکه خورشیدی)

    این چاکرا نور آبی مایل به بنفش و همچنین طلایی از خود ساطع می کند. وقتی این چاکرا خالص و پاک باشد آنگاه شخص است که با مردم صلح آمیز رفتار می کند و زندگی او بدون ستیزه است ، زمانی که وابستگی های مثبت وجود دارد و تمام ستیزه ها و جنگ ها ایست می کند وقتی شخص به آموختن می پردازد به جایی اینکه بجنگد.
    وقتی دو شخص با هم دعوا می کنند آنگاه نور آبی ارتعاش یافته از چاکرای مانی پورای آنها شروع به تیره شدن می کند و وقتی این نور چاکرا ها باهم مخلوط می شود چیز منفی پدید می آورد.

  5. #5
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن چهارم بدن ذهنی

    بدن چهارم بدنی است مطلقا بدون جدار (wall-less) . درون سومین بدن ( که می شود چهارمین بدن) حتی هیچ دیواره شفافی وجود ندارد.آن هست فقط یک مرز بدون جداره پس به سبک و قاعده خاصی نیاز ندارد.
    جدار در واقع بین هر کالبد با کالبد دیگر وجود دارد اما همان طور که گفتیم بین بدن سوم و چهارم جداری وجود ندارد.اما بین چهارم و پنجم جدار هست اما مثل جداری که بین بدون اول و دوم است نیست.
    در زندگی طبیعی شما بدن ذهنی را به عنوان ذهن خود درک می کنید. شما فکر می کنید، تصاویری در تخیل خود می بینید(چشم ذهنی) ، شما می توانید صدا و اصوات را در {ذهن خود} بشنوید . تمام این پدیده ها در بدن ذهنی اتفاق می افتد.
    تمام بدن های زیر چهار به یک جهان (plane) ربط دارند. آنها جهان های افقی هستند. حالا این بدن چهارم عمودی است. بنابراین جدار بین بدن چهارم و پنجم بزرگتر از جدار مابین بدنهای زیری تر است. به خاطر اینکه دید معمول ما افقی است نه عمودی ما کنار به کنار (به اصطلاح خودمان side by side) می بینیم نه بالا و پایین.

    نکته در صورتی که تمریناتی جهت عبور از بدن های مختلف دیدید این تمرینات بسیار پیشرفته هستند در صورت عدم رعایت نکات آنها عوارض جبران ناپذیری به وجود می آید. ما در اینجا فقط قصد معرفی کالبدها را داریم و نوشته ها حالت تمرین ندارد.(تمریناتی مثل عبور از بدن چهارم به پنجم در مدیتیشن با تکنیک نگاه رو به بالا به سمت چشم سوم)

    چاکرای آناهاتا یا قلب

    این چاکرا از دیگر چاکراها مهمتر است.چرا که شما را قادر می سازد خدا ، عشق پاک و همه چیز و همه کس را احساس کنید. ابراز محبت کردن دوست داشتن عشق ورزیدن ؛ دلسوزی ، عشق بدون قید شرط همه و همه از امکانات این چاکرا می باشد.

  6. #6
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن پنجم بدن روحانی

    بعد از پنجمین بدن به قلمرو و بعد دیگری وارد می شوید.حرکت از بدن اول به سمت بدن چهارم از خارج به داخل است . از بدن چهارم به پنجم از پایین به بالا است.بدن پنجم تواناترین بدن است. آن بدنی است که بالاترین حالت ممکنی و شدنی (possible) که برای بشر ممکن است درون آن است. بالاترین حالت فردی است. اوج عشق ، اوج دلسوزی و اوج هر چیز قیمتی و با ارزش.ناراحتی درون آن گم می شود.
    در بدن پنجم مسئله بالا و پایین و یا بیرون و داخل نیست . بلکه مسئله با نفس(ضمیر) یا بدون نفس بودن است.
    به خاطر این هست که وقتی بدن پنجم حس می شود شخص فکر می کند دیگر تمام است و پنج بدن بیشتر ندارد نه هفتت بدن. در حالی که این آخری نیست. آن یک بودن جدید است.

    چاکرای پنجم چاکرای گلو

    این چاکرا نور آبی روشن را از خود ساطع می کند که یک نور آبی خالی نیست بلکه نور واضح و روشن آبی است. وقتی این چاکرا خالص باشد آنگاه شخص آشتی بدون لغزش درونی را احساس می کند. احساس قدرت می کند. قدرت نه به معنای داشتن نیرو بلکه قدرت در آسایش درونی.وقتی که دو نفر انرژی حاصل از چاکرای گلو را باهم مخلوط می کنند می توانند با هم فعالانه صحبت کنند. اگر یکی از آنها بخواهد بر دیگری چیره شود (منفی) آنگاه هر نور آبی ارتعاش یافته از چاکراهای مشترک شروع به کدر شدن می کند.

  7. #7
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن ششم بدن کیهانی

    رفتن به بدن هفتم از ششم حتی هیچ متدی وجود ندارد.در بدن پنجم متد گمشدن بود اما در اینجا متدی وجود ندارد حتی اگر از بدن ششم عبور کنید فقط هیج می بینید.این امکان وجود ندارد که از هستی به عدم رفت. این فقط یک پرشی است بی علت. اگر علتی وجود داشته باشد تسلسل اتفاق می افتد بنابراین در مورد رفتن از بدن ششم به هفتن حتی نمی توان سخن گفت.

    چاکرای ششم چشم سوم

    چاکرای آجنا که چشم سوم هم خوانده می شود بین دو ابرو روی پیشانی واقع است.این چاکرا مرکزی است برای روشن بینی و بینایی و ماورای زمان و فضا . این چاکرا نور سبز روشن از خود ساطع می کند.
    وقتی دو نفر انرژی چاکرای ششم خود را با هم به اشتراک می گذاراند ( مخلوط می کنند) این ممکن است اتفاق بیافتد که روشن بینیشان تقویت شود. اگر چاکرای آنها پاک باشد این اتفاق می افتد. در صورتی که چاکرای آنها پاک نباشد نور سبز شروع به تاریک و تیره شدن می کند و این حالت تصورات غلط و حدو حدود در فضا و زمان به وجود می آورد.

  8. #8
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    بدن هفتم بدن نیروانیک یا الهی

    بدن هفتم آخرین بدن می باشد . به خاطر اینکه شما عبور کردید از هفت جهان علت و معلولی. شما به منبع اصلی رسیدید. جایی که از آنجا آمده و به آنجا خواهید رفت. در دنیای هفتم ( plane) خدا آنجاست. اگر دنیای پنجم و ششم خارق العاده باشد دنیای هفت از همه مرموز تر و خارق العاده تر است.کلا بالاتر از هر چیزی که بشر می تواند بگوید، فکر کند یا احساس کند.

    چاکرای هفتم چاکرای تاج

    این چاکرا نوری زرد و طلایی از خود ساطع می کند.این چاکرا خرد را به نمایش می گذارد.یک خرد عمیق.وقتی دو نفر انرژی این چاکرا را به اشتراک می گذارند چاکرای تاج آنها باهم درگیر می شود و این به این معناست که نور این چاکراها با هم مخلوط می شود. و وقتی این چاکراها پاک باشد ارتباط تله پاتیک قوی برقرار می کنند و خرد از یکی به دیگری منتقل می شود.این جا دیگر کلمات نقشی بازی نمیکنند یعنی در صورتی که چاکرا ها با هم مخلوط شود این عمل اتفاق می افتد. وقتی چاکرای تاج یک نفر به شدت پاک باشد آنگاه نور زرد شروع به تبدیل شدن به رنگی طلایی نرمی می کند. وقتی که دو نفر که چاکرای تاج آنها بسته است با هم صحبت می کنند نور بسیار نا مطبوعی و تیره رنگی پدیید می آید.

  9. #9
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    برای اینکه دوستان این رنگها را که در حالت روحانی پدید می آید با رنگهای طبیعی چاکرا اشتباه نگیرند رنگهای طبیعی چاکرا ها که در انرژی درمانی کاربرد دارد و این رنگها (انرژی هستند) و با طیف های فرکانسی ( frequency spectrum) قابل اجرا هستند. این رنگها به صورت زیر می باشد:
    [b]
    [b]
    ریشه
    خاجی
    شبکه خورشیدی
    قلب
    گلو
    آجنا
    تاج

  10. #10
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    منبع وبلاگ ایران ریکی

    عده اي معتقدند که هفت چاکرا وجود دارد و هر چاکرا از راه ويژه اش با کالبد مربوطه در ارتباط است .چاکراي کالبد فيزيکي ، مولادهاراست . اين اولين چاکرا ست و با کالبد فيزيکي ارتباط کامل دارد . چاکراي مولادهارا دو قابليت دارد . اولين قابليت آن قابليتي طبيعي است که به هنگام تولد به ما داده شده است . قابليت ديگر آن از طريق مديتيشن کسب ميگردد. قابليت اصلي و طبيعي اين چاکرا ميل مفرط جنسي در کالبد فيزيکي است . اولين پرسشي که در ذهن جوينده مطرح ميشود اين است که در خصوص اين اصل مرکزي چه بايد کرد . اين چاکرا قابليت ديگري نيز دارد (براهما چاريا ، تجرد ) که از طريق مديتيشن دست يافتني است . ميل جنسي امکان طبيعي است و براهماچاريا دگرگوني آن است. هرچه بيشتر ذهن بر اميال جنسي متمرکز شود و به آنها بچسبد ، رسيدن به استعداد بي کران براهماچاريا مشکل تر ميشود . اين بدان معناست که ما ميتوانيم از امکانات فطري که در اختيارمان قرار داده شده به دو صورت استفاده کنيم. ميتوانيم آنها را به همان صورتي که طبيعت در ما قرار داده بکار ببريم _ولي آن وقت فرآيند تکامل نميتواند معنوي آغاز شود _ يا اين وضع را دگرگون کنيم. تنها خطر در مسير تحول ، احتمال شروع پيکار يا مرکز فطري ماست . خطر واقعي در مسير جوينده چيست ؟ اولين مانع اين است که اگر مدي تيتور فقط به بعد طبيعي امور بپردازد ، نميتواند به قابليت هاي بي کران کالبد فيزيکي اش برسد و در نقطه شروع درجا ميزند . از يک طرف نيازي هست و از طرف ديگر ممنوعيتي که سبب نزاع مدي تيتور با ميل جنسي ميشود . جلوگيري و ممنوعيت ، مانعي در راه مدي تيتور و گشودگي چاکراي اول است . تحول نميتواند با وجود جلوگيري انجام شود . اگر سرکوب کردن مانع است ، پس راه حل چيست ؟ ادراک ، موضوع را حل ميکند . تحول وقتي اتفاق مي افتد که از درون شروع به درک ميل جنسي ميکنيد. دليل اين امر آنست که تمامي ماهيت هاي طبيعي بدون بينش و عاري از هوش در درونمان قرار گرفته اند . اگر از آنها آگاه شويم ، تحول شروع ميشود. آگاهي کيمياست ، کيمياي تغييرات و دگرگون کردن . اگر آگاهي شخصي نسبت به اميال جنسي و تمام احساساتش ، با تمام ادراک و فهم باشد آنگاه براهماچاريا به جاي ميل جنسي در او متولد ميشود .

  11. #11
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    کالبد سوم

    سومين کالبد ، سماوي یا اختری است. اين يکي هم دو بعد دارد . ابتدا ، کالبد سوم در اطراف ترديد و تفکر ميچرخد . در صورتي که اين دو تحول يابند ، ترديد به يقين و تفکر به آگاهي تبديل ميشود . اگر ترديدها سرکوب شوند هرگز به يقين نميرسيم . اگرچه به ما توصيه شده ترديدها را فرو نشانيم و آنچه را ميشنويم قبول کنيم ، اما کسي که ترديدهايش را سرکوب کند هرگز به يقين نميرسد ، چون هرچند ترديد سرکوب شده ولي در درون وجود دارد . همچون سرطاني در داخل ريشه ميکند و تمام انرژي حياتي را ميبلعد . باورها جايگزين ترس از شک و ترديد ميشوند. مجبوريم خصوصيات ترديد را درک کنيم ، مجبوريم آن را زنده نگه داريم و با آن همراهي کنيم . آن وقت روزي به نقطه اي ميرسيم که در مورد خود ترديد مشکوک ميشويم. لحظه اي که راجع به خود ترديد ، شک کنيم ، يقين آغاز ميشود.نميتوانيم بدون عبور از فرآيند تفکر ، به وضوح و روشني تشخيص دهيم . افرادي هستند که فکر نميکنند و افراد ديگري که آنها را به فکر نکردن تشويق ميکنند و ميگويند: "فکر نکنيد، همهء افکار را دور بريزيد." کسي که فکر کردن را متوقف ميکند در جهالت و ايمان کورکورانه فرو ميرود . اين حالت واضح و روشني نيست . قدرت تشخيص، فقط بعد از عبور از ميان فرآيند بسيار دقیق تفکر تحصیل میشود .مفهوم آگاهی (تشخیص) چیست؟ تردید همیشه در افکار حاضر است. همیشه غیر قطعی است. بنابراین ، کسانی که بسیار می اندیشند هرگز نتیجه گیری نمی کنند . فقط زمانی که قدم به خارج از چرخه افکار میگذارند میتوانند نتیجه گیری کنند . تصمیم از حالتی از وضوح ، که در ورای تفکرات است، حاصل میشود.تفکرات هیچ ارتباطی با نتایج ندارند. کسی که همیشه مشغول تفکر است هرگز به نتیجه نمیرسد . به همین جهت همواره این طور بوده که آنها که تفکرات، کمتر در زندگیشان حاکم بوده بسیار ثابت قدم ترند، در حالی که آنها که بیش از اندازه فکر میکنند فاقد اراده اند . در هر دو سو خطر وجود دارد . آنها که فکر نمیکنند ، با انجام هرآنچه که تصمیم به انجام آن دارند زندگی میکنند ، به این دلیل ساده که هیچ گونه فرآیند فکری که در آنها شک ایجاد کند ندارند.کوته فکران و متعصبان جهان ، بسیار فعال و پرانرژی هستند ، هیچ مسئله ای برایشان تردید برانگیز نیست ، هرگز فکر نمیکنند ! اگر حس کنند با کشتن هزار نفر دستیابی به بهشت صورت میگیرد ، فقط بعد از کشتن هزار نفر آرام میگیرند و نه قبل از آن . هرگز برای فکر کردن راجع به آنچه انجام میدهند توقف نمیکنند ، بنابراین هیچ گونه دودلی و تردیدی در آنها وجود ندارد . برعکس ،انسانی که می اندیشد ، به جای تصمیم گیری و نتیجه گیری ، همیشه به فکر کردن میپردازد.اگر درهای وجودمان را به دلیل ترس از افکار ببندیم ، فقط ایمان کورکورانه برایمان باقی میماند . این بسیار خطرناک است .آنچه مورد نیاز است نظر و رای هوشیارانه و افکار واضح و استوار است و آنچه که به ما اجازه نتیجه گیری بدهد؛ این دقیقا مفهوم روشنی، وضوح و آگاهی است.آگاهی به مفهوم تکمیل بودن قدرت تفکر است ، به معنی این است که با چنان جزئیاتی از میان افکار عبور کرده ایم که تمامی تردیدها روشن شده اند. حالا فقط ارادهء خالص باقی مانده است.چاکرای مربوط به کالبد سوم، مانی پورا است. تردید و اعتماد ، دو شکل آن هستند. زمانی که تردید متحول شد ، نتیجه اش اعتماد است . ولی به خاطر داشته باشید که اعتماد ، متقابل و متضاد تردید نیست . اعتماد خالص ترین و بی کران ترین رشد تردید است . اعتماد منتها درجهء تردید است. جایی که تردید هم از بین میرود ، اعتماد متولد میشود چون در اینجا تردید حتی به خودش شک نموده و در این راه خودکشی میکند!


    کالبد چهارم

    چهارمين سطح ، کالبد ذهني يا روان است و چهارمين چاکرا (آناهاتا ) با کالبد چهارم در ارتباط است . خصوصيات طبيعي اين سطح ، تخيل و روياست . اين همان چيزي است که ذهن دائما مشغول آن است : تصور و تخيل . شب ها خواب ميبيند و روزها خيالبافي ميکند . در صورتي که خيالبافي کاملا تکامل يابد ، يا اين طور بگويم ، اگر به بالاترين درجه رشدش برسد ، به عزم و اراده تبديل ميشود . در صورتي که خواب ديدن کاملا تکامل يابد ، به شکل ديدن _ ديدن ذهني _ تغيير مي يابد . در صورتي که توانايي رويا ديدن انساني کاملا رشد يابد ، او فقط بايد چشمانش را ببندد و آن وقت ميتواند چيزها را ببيند . حتي ميتواند آن سوي ديوار را هم ببيند . ابتدا فقط روياي آن طرف ديوار را ميبيند ، بعدا حقيقتا آن سوي ديوار را ميبيند . سپس ميتواند آنچه را فکر ميکنيد حدس بزند ، ولي بعد از تحول ، او آنچه مي انديشد را در مي يابد . ديدن يعني مشاهده کردن و شنيدن چيزها بدون استفاده از اندام هاي حسي معمول . محدوديت هاي زمان و مکان ديگر براي شخصي که ديدن را تکامل بخشيده وجود ندارد .



    در روياها به دور دست ميرويد . اگر در بمبئي هستيد به کلکته ميرسيد . در ديدن هم ميتوانيد فاصله ها را طي کنید ولی تفاوتی وجود دارد . در رویا تصور میکنید که رفته اید ، در حالی که در دیدن واقعا میروید . کالبد ذهنی ، کالبد چهارم میتواند واقعا آنجا حاضر باشد .از آنجا که ذهنیتی از قابلیت های بی کران کالبد چهارم نداریم ، از مفاهیم باستانی رویاها در دنیای امروز دست کشیده ایم . تجربهء کهن چنین بود که در رویا یکی از کالبدهای انسان از او خارج میشد و به سفر میرفت.



    شخصی بود به نام سادن برگ ، که مردم او را به عنوان رویابین میشناختند. او عادت داشت از بهشت و جهنم بگوید و اینکه اینها فقط در رویاها وجود دارند . ولی یک روز بعدازظهر ، وقتی که خوابیده بود ، یکباره فریاد کشید : "کمک! کمک،خانه ام آتش گرفته!." مردم با عجله آمدند ولی اثری از آتش نبود . بیدارش کردند تا او را مطمئن کنند فقط رویا بوده و خطر آتش وجود ندارد . او پافشاری میکرد که به هر حال خانه اش دچار حریق شده است . خانه اش سیصد مایل دورتر از آنجا قرار داشت و در همان زمان طعمهء حریق شده بود. روز بعد از آن ، خبر این فاجعه به او رسید . خانه اش خاکستر شده بود .آن هنگام که او در خواب فریاد میکشید ، حقیقتا خانه اش در حال سوختن بود . پس این یک رویا نبوده بلکه نوعی دیدن بوده و برای او فاصله ء سیصد مایلی وجود نداشته و آنچه رخ میداده ، مشاهده کرده است.



    دانشمندان هم توافق دارند که قابلیت های ذهنی عظیمی در ارتباط با کالبد چهارم وجود دارد . حالا که انسان به فضا سفر کرده ، تحقیقات در این جهت بیش ترین اهمیت را یافته است .اگر ارتباط رادیویی در سفینه ای فضایی قطع شود فضانوردان برای همیشه ارتباطشان با جهان قطع میشود و دیگر قادر نیستند اطلاع دهند که کجا هستند یا چه بر سرشان آمده است. به این لحاظ دانشمندان بر رشد ارتباط افکار و دیدن توسط کالبد چهارم تاکید میکنند تا بر این خطر غلبه نمایند.



    30 سال قبل شخصی برای کاوش عازم قطب شمال شد . او به تمام تجهیزات لازم برای ارتباط بی سیم مجهز بود . تدارک دیگری هم دیده بود که تا آن زمان ناشناخته بود . فردی واسطه که استعدادهای کالبد چهارم او عمل میکردند برای دریافت پیام های ارسالی از طرف کاوشگر در نظر گرفته شد. عجیبترین مورد این بود که وقتی هوا بد شد بی سیم عمل نکرد ولی این فرد واسطه بدون هیچ مشکلی اخبار را دریافت کرد . وقتی بعدا دفاتر خاطرات روزانه مقایسه شدند مشخص شد 80 تا 95 درصد موارد پیغام های دریافتی شخص واسطه صحیح بوده در حالی که اخبار رله شده از طریق رادیو به دلیل بروز نقایص بسیار تا بیش از 72 درصد در دسترس نبوده اند. روسیه و آمریکا هر دو بسیار مشتاقند و در این کشورها کارهای بزرگی در زمینه ارتباط افکار ، روشن بینی ، فرافکنی و خواندن افکار صورت میگیرد . تمامی اینها قابلیت های کالبد چهارم هستند. خصوصیت طبیعی آن رویا دیدن است : مشاهده حقیقت، مشاهده واقعیت ، قابلیت های نهانی آن هست.



    آناهاتا چاکرای چهارمین کالبد است . همان طور که قبلا گفتم تفاوت میان زن و مرد تا کالبد چهارم ادامه دارد و بعد از آن پایان میگیرد . اگر به دقت بررسی کنیم همه دوگانگی ها متعلق به مونث و مذکر بودن است . جایی که دیگر فاصله ای میان زن و مرد نیست ، درست در همین نقطه، همه دوگانگی ها پایان میگیرد. کالبد پنجم عاری از دوگانگی است . این کالبد قابلیت های دوتایی ندارد بلکه فقط یک قابلیت دارد .






    کالبد پنجم

    کالبد پنجم،کالبد معنوي ناميده ميشود چون در اين کالبد جواب سوال "من کيستم؟" را پيدا ميکنيد . در اين سطح عبارت "من"ناگهان و براي هميشه از بين ميرود، ادعاي شخصي مشخص بودن فورا ناپديد ميشود. اگر به چنين کسي بگوييد: "شما فلاني هستيد" ميخندد. تمام ادعاها از جانب او متوقف ميشوند، چون حالا ديگر فهميده است بيش ازين نياز به اثبات خود ندارد چون اينکه او چه کسي است حالا حقيقتي اثبات شده است.تضادها و مشکلات هويتي در سطح پنجم پايان ميگيرند .ولي اين سطح مخاطرات خودش را دارد . شما به شناخت خودتان نايل شده ايد و اين شناخت آنچنان دلپذير و کامل است که احتمال دارد بخواهيد در اينجا به سفرتان پايان دهيد. شايد تمايلي به ادامه دادن نداشته باشيد . خطراتي که تا کنون وجود داشتند همگي مربوط به درد و رنج بودند ، خطراتي که حالا شروع ميشوند مربوط به خوشي ها هستند . سطح پنجم آنچنان خوشايند است که جرات نميکنيد آن را ترک کنيد و به پيش برويد . لذا فردي که به اين سطح پا ميگذارد بايد راجع به چسبيدن به خوشي ، بطوري که از پيش روي او جلوگيري ميکند ، بسيار هوشيار باشد . در اينجا سعادت در عميق ترين ژرفايش است . تحولي عظيم درون شخصي که خودش را شناخته روي ميدهد ولي اين کل ماجرا نيست ، هنوز براي حرکت به جلو جا هست.



    اين مطلب درست است که اضطراب و پريشاني ، به اندازه فيض و سرور ، نميتواند مسير ما را مسدود کند . فيض ، بسيار مشکل تراش است . ترک کردن شلوغی و درهم برهمی بازار به اندازه کافی مشکل است ، ولی ترک نوای ملایم وینا در معبد ، هزاربار مشکل تر است . به همین علت بسیاری از مدی تیتورها در آتماگیان (خودشناسی) متوقف میشوند و به سوی براهماگیان (تجربه براهمان، واقعیت کیهانی) نمیروند.



    باید درباره این فیض آگاه باشیم. در آن غرق نشوید و متوجه باشید که این هم یک تجربه است.شادی و سرور تجربه ای بود ، بیچارگی تجربه ای بود ، فیض هم تجربه ای است.خارج از آن قرار بگیرید و فقط شاهد باشید .از این به بعد زبان از بیان باز میماند . به همین جهت خداوند را سات_چیت_آناندا (حقیقت_آگاهی_سرور ) میدانیم . این فرم نهایی خود نیست ، ولی نهایت آن چیزی است که کلمات میتوانند بیان کنند . در حقیقت کلمات نمیتوانند به ورای سطح پنجم بروند. ولی در مورد سطح پنجم میتوانیم بگوییم :" در آنجا فیض هست ،بیداری مطلق هست ، رهایی خود هست ." تمام اینها را میتوان توصیف کرد.سپس سوالی مطرح میشود :"سرور هست:خوب و زیباست . خودم را میشناسم:این هم خوب و نیکوست. ولی اینها فقط برگ ها و گلها هستند . ریشه ها کجا هستند؟ خودم را میشناسم، سعادتمند هستم _ این خوب است، ولی از کجا برخاسته ام ؟ریشه هایم کجا هستند؟از کجا آمده ام؟اعماق وجودی ام کجا هستند؟این موج به کدام اقیانوس است که من از آن برخاسته ام؟".



    اگر به دنبال حقیقت هستید باید از اولین مرحله به دنبال حقیقت باشید و نه فیض. در غیر اینصورت سفرتان تا سطح پنجم آسان است ولی همانجا متوقف میشوید .اگر به دنبال حقیقت هستید ، مسئله ای برای متوقف شدن در آنجا نیست.بنابراین عظیم ترین مانع سطح پنجم ، لذت نامتعادلی است که تجربه میکنیم _بیش تر به جهت اینکه از دنیایی می آییم که چیزی جز رنج، محنت ، نگرانی و اضطراب در آن نیست . پس وقتی به این معبد فیض میرسیم ، آرزوی درهم شکننده و غرق کننده ای وجود دارد تا در خلسه به رقص درآییم ، غرق شویم ، در این فیض گم شویم. اینجا جایی نیست که گم شویم ، آن مکان بعدا می آید و آن وقت شما نباید خودتان را گم کنید _به سادگی گم میشوید .تفاوت بزرگی است میان خود را گم کردن و گم شدن. به عبارت دیگر به نقطه ای میرسید که حتی اگر هم بخواهید نمیتوانید خود را حفظ کنید . تلاش ها و کوشش هایتان هنوز در اینجا کار میکنند، اگرچه نفس در سطح پنجم اصلا مرده است ولی "هستم" هنوز پا برجاست .بنابراین ، فهمیدن تفاوت میان "نفس" و "هستم" ضروری است.



    در "نفس" ، احساس"من" میمیرد ، ولی احساس"بودن" نمی میرد . دو جزء در "هستم" وجود دارند ، "من" که نفس است و "بودن" که آسمیتا(احساس بودن) است. پس در سطح پنجم "من" میمیرد ولی وجود داشتن ، "بودن" میماند.بنابراین تا کالبد پنجم ، جستجو برای رهایی یافتن از رنج، تنفر ، خشونت و آرزوهاست . بعد از پنجم ، جستجو برای رهیدن از خود است . پس دو مورد وجود دارد :اول رها شدن از چیزهاست که در سطح پنجم صورت میگیرد . دوم رها شدن از خود است ؛ از اینجا به بعد جهانی کاملا جدید آغاز میشود .



    ششمین کالبد ، براهماشریرا_کالبد کیهانی _ و ششمین چاکرا ، آگیاست.



    کالبد ششم

    ششمين کالبد ، براهماشريرا _کالبد کيهاني _ و ششمين چاکرا آگياست . در اينجا هيچ گونه دوگانگي وجود ندارد .تجربه فيض در پنجمين سطح سخت ميشود و تجربه وجود ، بودن ، در ششمين . آسميتا (هستم ) حالا گم شده است . در پنجمين سطح "من" از بين رفته و "بودن من" به مجرد اينکه از پنجمين بگذريد ، ميرود . "هست" احساس ميشود ؛ هيچ کجا احساس "من" يا "هستم" وجود ندارد ، فقط آن که "هست" باقي ميماند . بدين ترتيب واقعيت ، وجود و آگاهي به ادراک ميرسند ولي در اينجا آگاهي از "من" مبراست ، ديگر آگاهي "من" نيست . فقط آگاهي است ، ديگر وجود "من" نيست ، بلکه وجود مطلق است.برخي مدي تيتورها پس از رسيدن به براهماشرير (کالبد کيهاني) از حرکت باز ميمانند ، چون حالت "من براهمن هستم" از جانب "آهام براهماسي" آمده است ، زماني که من نيستم ، فقط براهمن وجود دارد ، حالا چه چيز ديگري باقي مانده که بجوييم؟ چه چيز بايد جستجو شود؟ هيچ چيز نمانده که جستجو شود. همه چيز بدست آمده است . براهمن يعني همه چيز . کسي که در اين مرحله قرار ميگيرد ميگويد : " براهمن نهايت حقيقت است ، براهمن واقعيت کيهاني است . هيچ چيز بعد از آن وجود ندارد. "



    در اينجا احتمال توقف وجود دارد . لذا براهما گياني (کسي که به درک براهما رسيده) در اينجا گير ميکند و جلوتر نميرود. عبور از اينجا بسيار سخت است ، چون چيزي براي عبور کردن وجود ندارد . همه چيز پوشش داده شده است . شخص به فضايي براي گذشتن نياز ندارد . اگر بخواهم ازين اتاق خارج شوم باید جای دیگری باشد تا به آنجا بروم . ولی اتاق حالا بسیار عظیم شده است ، بسیار بی سر و ته ، بسیار بی نهایت و نامحدود بطوری که جهتی وجود ندارد که بتوان به آن سو رفت . لذا به کدام سو برویم که بجوییم؟ هیچ چیز نمانده تا پیدا شود ، همه چیز پوشش داده شده است. لذا ممکن است سفر به تعویق بیفتد.



    بنابراین براهمن آخرین مانع است . آخرین سد در مسیر تمنای بی پایان جوینده . حالا فقط هستی باقی مانده است ، ولی هنوز باید عدم هستی تشخیص داده شود. هستی ، هست و شناخته شده ولی عدم هستی همچنان شناخته نشده باقی مانده و باید هنوز درک شود. بنابراین سطح هفتم عبارت است از نیروانا کایا ( کالبد نیروانی) و چاکرای ساهاسرا است. در رابطه با این چاکرا هیچ چیز نمیتوان گفت . ما فقط میتوانیم حداکثر تا سطح ششم به صحبت ادامه دهیم . آن هم با مشکلات زیاد ، بسیاری از آنها هم اشتباه از آب در می آیند.تا کالبد پنجم ، تحقیق با روشی بسیار علمی پیشرفت میکند ، همه چیز قابل توضیح است . در سطح ششم افق شروع به محو شدن میکند ، هرچیزی بی معنی بنظر میرسد . هنوز اشارات میتوانند ارائه شوند ولی در نهایت انگشت اشاره کننده میشکند و اشارات هم همین طور ؛ چندان زیاد نیستند ، چون هستی خود شخص حذف شده است لذا براهمن _هستی مطلق _ از طریق کالبد ششم و چاکرای ششم شناخته میشود .بنابراین آنان که براهمن را میجویند بر "آگیا چاکرا" که میان چشمان است مراقبه میکنند . این چاکرا مرتبط با کالبد کیهانی است . آنان که بطور کامل روی این چاکرا کار میکنند گستره نا محدود بی کرانی را که شاهد آن هستند ، چشم سوم می نامند . آن ها میتوانند از چشم سوم ، عوالم کیهانی بی کران را نظاره کنند.



    هنوز یک سفر دیگر باقی است _ سفر به سوی عدم هستی ، عدم وجود




    کالبد هفتم

    هنوز يک سفر ديگر باقي است _ سفر به سوي عدم هستي ، عدم وجود . وجود فقط نيمي از داستان است : عدم وجود هم هست . نور هست ، ولي در سوي ديگر ، تاريکي هم هست . زندگي يک بخش است ولي مرگ هم وجود دارد . بنابراين لازم است عدم وجود را هم بشناسيم _ خلا را چون حقيقت نهايي فقط زماني که هردو _وجود و عدم وجود _ شناخته شوند ميتواند درک شود . وقتي هستي با همه تماميت خود و عدم هستي با همه تماميتش شناخته شود ، آنگاه شناخت کامل ميگردد . وجود با همه تماميت خود و عدم وجود با همه تماميت خود شناخته ميشود و آن وقت کل را ميشناسيم. در غير اينصورت تجربه ما ناقص است. نقصي در براهماگيان هست. اين عيب آن است که براهماگيان قادر نيست عدم هستي را درک کند . بنابراين وجود چيزي چون عدم وجود را انکار ميکند و آن را توهم ميخواند . نيروانا خلايي است که از طريق آن از هستي به درون عدم هستي ميپريم. در کالبد کيهاني هنوز مواردي ناشناخته مانده است که آن ها هم بايد شناخته شوند _ آنچه نبوده و آنچه بوده ، کاملا محو شده اند. بنابراين سطح هفتم در يک مفهوم ، مرگ نهايي است .نيروانا به معني اطفاء حريق است . آنچه "من" بود خاموش است ، آنچه "هستم " خاموش است . ولي حالا دوباره به هستي برميگرديم ، اين بار با يکي شدن با کل . حالا ما براهمن هستيم و اين نيز بايد ترک شود . کسي که آماده انجام آخرين پرش است ، وجود و عدم وجود را ميشناسد. بنابراين اينها کالبدهاي هفتگانه و چاکراهاي هفت گانه هستند و تمامي مفاهيم و به همان اندازه تمامي موانع درون آنها جاي دارند ، هيچ مانعي در خارج قرار ندارد . بنابراين دليلي براي کنکاش خارج وجود ندارد . اگر اقدام به درخواست از دیگری یا اطلاع گرفتن از دیگری کرده اید ، گدایی نکنید . فهمیدن یک چیز است ، گدایی کردن چیز دیگر . جستجویتان همیشه باید ادامه پیدا کند. هرچه که شنیده اید و فهمیده اید هم باید مورد تحقیق شما واقع شوند ، بدون تحقیق آن ها را باور نکنید در غیر اینصورت گدایی است. پس پیش بروید تا دریابید و بفهمید . پیش بروید تا تحقیق کنید . این تلاشتان است که شما را به آخر میرساند . همین طور که به درون خود نفوذ میکنید جنبه های دوگانهء هر چاکرا را در می یابید . همان طور که گفته شد یکی بطور طبیعی به شما داده شده و دیگری را باید کشف کنید . عصبانیت به شما داده شده ، بخشش را باید پیدا کنید . میل جنسی به شما داده شده ،براهماچاریا را باید گسترش دهید . رویاها را شما دارید ، دیدن باید رشد یابد . جستجویتان برای جنبه متضاد تا چاکرای چهارم ادامه می یابد . از کالبد پنجم ، جستجو برای آنچه تقسیم نشدنی است آغاز میشود ، برای آنچه دوگانه نیست . وقتی که فیض را یافتید سعی کنید تا آنچه را که در ورای فیض قرار دارد بیابید و درک کنید . در ششمین سطح براهمن را بدست می آورید ولی از خود بپرسید :" چه چیزی در ورای آن وجود دارد ؟" تا روزی به کالبد هفتم گام بگذارید ، جایی که هستی و عدم هستی ، نور و تاریکی ، زندگی و مرگ با هم واقع میشوند. این حالت اکتساب بینهایت است و هیچ وسیله ای برای بیان این حالت وجود ندارد . همه موانع درون خودمان هستند و از جنبه ای مفیدند چون همین موانع وقتی تحول می یابند به ابزاری برای پیشروی تبدیل میگردند. سنگی در راه قرار گرفته است ، تا وقتی درکش نکنید برایتان بصورت مانعی باقی میماند . روزی که آن را درک کردید برایتان نردبان میشود .سنگ بر روی جاده قرار دارد ، تا وقتی درکش نکنید فریاد میزنید : " در راه من سنگ است . چطور میتوانم پیش بروم ؟ " وقتی که درک میکنید ، از سنگ بالا میروید و پیش میروید ، با کلمات از سنگ تشکر کنید . به او بگویید : " بسیار به من لطف کردی چون بعد ازین که به بالای تو صعود کردم خودم را در سطحی بالاتر یافتم . حالا در سطحی بالاتر پیش میروم . تو ابزاری بودی و من تو را مانعی میپنداشتم.

    منبع : وبلاگ ایران ریکی

  12. #12
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : 7 کالبد 7 چاکرا

    کالبد هفتم
    لایه کلیشه ای کتری کالبد علی:
    وسعت آن حدود 75الی 105 ساتیمتر از کالبد فیزیکی است. در بر گیرنده تمام کالبدهای هاله همراه با کالبد فیزیکی است. کالبد کتری از رشته های ظریف نور طلایی ونقره ای تشکیل شده که فرم کلی هاله را حفظ میکند. کالبد کتری حاوی یک ساختار شبکه ای طلایی از کالبد فیزیکی وتمام چاکراهاست


    لایه ششم
    لایه آسمانی:
    سطح ششم کالبد آسمانی نام دارد. وسعت آن حدود 60الی 105 ساتیمتر از کالبد فیزیکی است.دز این سطح است که ما وجد و شعف معنوی را تجربه میکنیم. از طریق کالبد آسمانی است که ما عشق بدون قید و شرط را میاموزیم. کالبد آسمانی بصورت نوری دیده میشود که از رنگهای روشن وملایم تشکیل شده است و درخشش و زیبایی دارد. این نور درخشش طلایی- نقره ای وکیفیت رنگ به رنگ شونده دارد.



    لایه پنجم
    .لایه کلیشه ای اتری:
    این لایه حاوی طرح کلیشهای تمام اشکال موجود در سطح فیزیکی است . این لایه الگوی کاملی برای لایه اتری است. وسعت ان تا فاصله 45الی 60 ساتیمتر از کالبد فیزیکی است


    لایه اثیری
    لایه چهارم:
    کالبد اثیری فاقد شکل ثابت است.واز ابرهایی از رنگ تشکیل شده است. وسعت آن تا فاصله ای حدود 15الی 30ساتیمتر از کالبد فیزیکی است.این کالبد ما را با بعدهای بالاتری از واقعیت ارتباط میدهند


    کالبد سوم
    لایه ذهنی:
    جنسی ظریفتر از کالبد عاطفی دارد. این لایه به صورت نوری به رنگ زرد روشن که اطراف سر وشانه میتابد واطراف کل بدن وسعت پیدا میکند,دیده میشود. حاشیه این لایه 5/7تا 20سانتیمتر از کالبد فیزیکی فاصله دارد…..شکلهای افکار در این لایه قابل مشاهده اند


    کالبد دوم
    لایه عاطفی:
    لایه احساسات ساختار آن سیال تر از لایه اتری است وبا کالبد فیزیکی یکسان نیست. این لایه بصورت ابرهای رنگین از جنسی ظریف با حرکت سیال ومداوم دیده میشودکه نشاندهنده طیف کامل عواطف ماست.فاصله این لایه از کالبد فیزیکی 5/2الی 5/7سانتیمتر است.



    کالبد اول
    لایه اتری:
    کالبد اتری حالتی بین ماده وانرژی است. از خطوط ظریف انرژی تشکیل شده است .که مانند یک شبکه درخشان از پرتوهای سفید وآبی است. ساختار شبکه مانند آن در حرکت مداوم است. این لایه حدود 5/ الی 6 ساتیمتر از بدن وسعت دارد . رنگ لایه اول از آبی روشن تا آبی تیره متغیر است. ساختار این لایه با کالبد فیزیکی یکسان بوده وتمام جزییات وآناتومی بدن را در بر میگیرد



    منبع:علوم باطني

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •