چاكراهاي فرعي زانوها

چاكراهاي فرعي روي طرفين زانوها:

اين چاكراها به ابراز احترام، خم كردن زانو در برابر خداوند يا يك وجود روحاني تعلق دارند. انعطاف پذيري زانوها بر تمام بدن تاثير مي گذارد.

چاكراهاي فرعي اندكي بالاي كاسه هاي زانو:

اين چاكراهاي فرعي اتصالي محكم به سيستم انرژي دروني دارد. اين چاكرا در گودي زانو با چاكراهاي ديگر ارتباط دارد و به معنايي كلي توانايي ياد دادن و ياد گرفتن را سازماندهي مي كند. انسداد انرژي اين چاكرا ممكن است به شكل نگرشي بيش از حد منتقد، شكاكيت مداوم، غرور، تكبر، عقده خود كم بيني و خود بزرگ بيني ظاهر شود.

چاكراهاي فرعي آرنج:

1)چاكراهاي فرعي در طرفين آرنج ها: نقش آنها همانند چاكراهاي زانوهاست.

2)چاكراهاي فرعي آرنج اندكي خارج از نوك بازو و در هاله:

اين چاكرا با سيستم(ميدان) انرژي دروني ارتباط مستقيم و نزديك دارد. وظيفه آن شامل پذيرش و تعيين محدوده در يك رابطه، يعني تنظيم شدت آن است. بنابراين اختلال معمول در آن عبارت است از فقدان توانايي تعيين حدود (نمي تواند نه بگويد) و يا تواناي بسيار ضعيفي براي پذيرش(نمي تواند بله بگويد).

چاكراهاي كف دست

از ميان چاكراهاي فرعي دو چاكراي كوچك كف دستها از قوي ترين نقاط براي انرژي شفابخش هستند و در درمان نقشي بسيار مهم دارند، از اينجا شخص از طريق هاله با جهان خارج از وجود خويش ارتباط برقرار مي كند.چاكراهاي كف دست از طريق مجاري انرژي پشت دستها اطلاعات را با بقيه ي سيستم چاكراها مبادله مي كنند.

چاكراهاي كف پا

اين مراكز انرژي در كف پاها هستند و از اين نقطه با جهان بيرون تماس دارند. آنها از بالاي پشت هر پا به سيستم انرژي دروني وصل هستندچاكراهاي كف پا تمام چاكراهاي ديگر را به زمين متصل مي كنند. اينها انرژيهايي را كه براي كاركرد سالم نياز دارند در آنجا مي گيرند و انرژيهايي را كه نمي توانند مصرف كنند به زمين بر مي گردانند.

حلقهء دور پاشنه ها ( چاکراهاي پاشنه پا)

با اينکه اين چاکراها زياد بنظر نميرسند اما خيلي مهم هستند . هدف آنها تثبيت تجربه روحاني و آگاهي فرد و قابل استفاده کرده آن است

_ چاکراهاي اعتماد بدن

اين چهار چاکرا که دوتاي آنها روي ران ها و دوتاي ديگر روي بازوها هستند ، وقتي که متعادل و باز باشند يک حس سلامت جسماني به انسان مي بخشند و تمام بدن را در حالت تعادل نگه داشته و يک اطمينان جسماني به انسان مي بخشند .

_ چاکراهاي جنگ و گريز (غده هاي فوق کليوي ، در بالاي کليه ها از طرف پشت )

آنها به ميل به بقا و شفادهي مربوط ميشوند . ميتوان به قدري خشم در آنها انباشته کرد که ديگر هورمون آدرنالين در آنها جريان نيابد ، اين کار به افسردگي منجر ميشود ، که در نتيجه سرکوب کردن انرژي ها در آنجا بيماري هايي به وجود خواهد آمد.

سه چاکراي جنسي

سه چاکراي فرعي مهم جنسي بين ناف و استخوان زهار واقع شده اند . اولي 1تا 5/1 اينچ (بسته به اندازه بدن ) پايين ناف ، دومي به همين فاصله پايين تر و در بالاي استخوان زهار قرار دارد . انرژي چاکراي فوقاني ميتواند هم براي خلاقيت و هم جنسيت بکار برده شود ، اين چاکرا چنانچه به خوبي کار کند سرزندگي و بشاش بودن را تقويت ميکند اما اگر ضعيف عمل کند سخت گير بودن ، جديت و عدم خلاقيت را بوجود مي آورد .

_ در دو طرف ناف

اين چاکراها به ناف مربوط ميشوند .آنها به درآميختن انرژي هاي بدن با انرژيهاي الهي و افراد ديگر کمک ميکنند .

_ چاکراهاي وحدت و تخريب

اينها چاکراهاي فرعي مربوط به چاکراهاي ناف هستند و شبيه به آنها ميباشند ، جز آنکه چاکراي سمت چپ به عواطف ميپردازد و چاکراي سمت راست بيشتر به انديشه ها مربوط ميشود

_طحال :

طحال طبق دستورهايي که از سوي کليه ها ، قلب و شش ها صادر ميشود ، مسئول تبديل انرژي کبد به شکلي سودمند براي اين اندام هاست
.



maniporan.blogfa