نجات روح


بيداري جزئي و كلی
در علوم باطني مغز را به شش بخش و تجلياتش را هم تقريبا به شش حوزه دسته بندي مي كنند(1) و قسمت هاي مختلف آن را با چاكراها مرتبط ميدانند . برحسب درجات بيداري چاكراها ، قسمتهاي خاموش مغز روشن مي شود و اين خود نيز باعث فعال شدن نيروهاي روحي و رواني مي گردد. همان طوريكه براي روشن نمودن يك لامپ الكتريكي ، آن را به وسيله كليدي كه بر روي ديوار نصب شده است ،روشن مي كنيم ،براي روشن كردن چراغ مغز نيز اقدام ديگري مقدور نيست بلكه نيازبه كليد است.
كليد روشن كردن قسمت هاي مختلف مغز در چاكراها قراردارد.گاه در كسي بيداري به ميزاني رخ ميدهد كه شخص مي تواند روشن بين يا تله پات باشد اما گاه بيداري به حدي است كه يك نوازنده و يا يك نويسنده نابغه بشود. نابغه كسي است كه يك يا تعداد بيشتري از سطوح مغزش بيدار شده باشد . نبوغ داراي انواع و مراحل متفاوت است ، به طور مثال گاه كودكي از لحاظ هوش استثنائي مي شود ، ديگري شاعر است و به او الهام مي گردد،نوجواني هم موسيقيدان يا مخترع و يا مكتشف مي شود .

نجلت روح (۲)
در مغز گروه نوابغ ،بيداري به صورت جزئي رخ داده است.كساني كه ذهن آنها با تبلور نور ،حركت كرده ،بيدار شده و به روشنائي نبوغ رسيده باشد دريافته اند آنچه كه در آنها متبلور شده كل آگاهي نيست و بيداري كلي مغز هنوز حاصل نشده است . موقعي كه كل مغز بيدار مي شود و روشنايي حاصل مي گردد ، فرد تجسم الهي و خدايي كوچك مي شود .
موانع بيداري
تمام اديان الهي اذعان دارند كه انسان تجسم قدرت هاي آسماني است اين گفته حضرت علي كه مي فرمايند Sad آيا گمان مي كني تو جرم صغيري هستي ، درحاليكه در وجود تو جهان بزرگتري در هم پيچيده و متمركز شده است .)اشاره به همين موضوع دارد. در قرآن وديگر كتب مقدس آمده كه خداوند از روح خود در انسان دميده ،پس حقيقت وجودي انسان روح خداوند است وروح خدا كه از خداست تمامي قدرت ها و دانايي هاي خداوند را دارا مي باشد ولي در طول زمان بشر از حقيقت ذاتي خود دور شده و ناتوان و ضعيف گشته است . در حال حاضر ارتباط لحظه اي و عميق بين انسان و روحش وجود ندارد و نيروهاي روحي به صورت بالقوه در وجود انسان نهفته گرديده است .
روان انسان (كالبد انرژيك ) كه در كالبد فيزيكي وي نفوذ دارد ونقاط اتصال و ارتباط آنها بين روح وانسان به شمارمي آيد و در طول زمان به دليل جهالت طولاني و دوري ازاصل رب ، انبوهي از رنگها و چسبندگي ها بر گرد اين مراكز انرژي پديدار گشته و اين مراكز قدرت را بسته و غير فعال ساخته و ارتباط انسان را به نيروهاي الهي قطع كرده است. اگر بخواهيم عوامل اصلي مسدود شدن مراكز انرژي را بيشتر بررسي كنيم ، مي توانيم علت هاي تعيين كننده زير را مد نظر قرار بدهيم : ترس ها ،ترديد ها ، شرطي شدگي ها، عقده هاي رواني ، تعارضات ذهني ، تمايلات منفي ، نيات و برداشت هاي مخرب ، جهت هاي رو به پايين دانش و آگاهي ، جهت هاي رو به پايين تفكر ،نوع و جهت تجارب گذشته و ... هدف فعال كردن ، پاك كردن و بهبود طرز كار اين مراكز قدرت دروني است . تصحيح و تغيير مسيرهاي ناصواب درزندگي و پيروي از روح خدا موجبات پاكسازي مسيرهاي انرژي را فرا هم مي آورد .و اگر انرژي روحي از پايين ترين چاكرا به بالاترين چاكرا برسد ا نسان به سعادت و خوشبتي دست مي يابد ، بدين معنا كه نيروي روحي فعال گشته و خودآگاهي به بالاترين سطوح هوشياري كه همانا عشق و خلاقيت است ، دست پيدا مي كند .

نجات روح (۳)
عوامل موثربيداري انرژي روحي( هماهنگي )
برخورداري از توانايي هاي غير متعارف ، اتفاقي عجيب و غير طبيعي نيست . اين توانايي ها با ذهن و خودآگاه ما ارتباط دارد . مغز به عنوان سخت افزار ذهن انسان عمل ميكند و قادراست به سطح بالاتري از آگاهي و حواس پنج گانه برود .نيرويي كه موجب بروز پديده هاي فوق طبيعي مي گردد از سطوح مادي و فيزيكي ناشي نمي شود بلكه به سطوح بالاتر آگاهي و هوشياري و در جريان بودن نيروي ذاتي روح مربوط است. بروز اين گونه اعمال به انرژي بالاي روحي نيازمند است . بنابراين با تمركز واراده براي انجام عمل خارق العاده نمي توان به جايي راه برد ، بلكه بايد به سطوح بالاتري از انرژي وهوشياري دست يافت. اين توانايي ها عموما براي ذهن هاي آزاد و رها كه در سطوح بالاي آگاهي و انرژي مستقر هستند رخ مي دهد.
همانطور كه گفته شد توانايي بالقوه انجام اعمال خارق العاده در هر كسي وجود دارد ، اما براي به فعل در آوردن اين توان عوال بسياري وجود دارد ، عواملي كه بر روي فعاليت هاي ذهني و رفتارهاي ادراكي مانند حالات رواني فرد اثرمي گذارند از جمله اين رفتارها نيروي باور و ايمان است تا زماني كه شخص به اين باور نرسيده باشد كه توانايي هاي روحي در انسان وجود دارد، شكوفايي و آشكاري آن را مشاهده نخواهد كرد وهر قدر كه نيروي باور از قدرت بيشتري برخوردار و به ايماني قوي بدل شده باشد هرعملي، شدني محسوب مي گردد. گفته حضرت مسيح(ع) نيز به همين موضوع اشاره دارد :" اگر به اندازه دانه خردلي ايمان داشته باشيد ميتوانيد كوهي را جا به جا كنيد. " اين موضوع نيز به اثبات رسيده كه مي توان از طريق تمرينات مناسب ، پرورش توانايي هاي روحي را تسريع كرد و كيفيت شكوفايي و رشد آن را بهبود بخشيد . همچنين اگر شخصي به صورت محوري بر روي يك مهارت خاص مانند تله پاتي يا جا به جايي اشيا و يا هر نوع مهارت ديگري تمرين كند در انجام بهتر آن عمل از توانايي بيشتري برخوردار مي گردد ...

ازعوامل موثر ديگر زمان و مكان ويژه را مي توان نام برد
. براي مثال در اديان مختلف براي دعا و عبادت زمانهاي بخصوصي تعيين شده است . مي توان اذعان نمود كه در دسترس ترين عامل و اصلي ترين روش بيداري انرژي روحي تسليم و عشق به خداوند است .در مقام تسليم حقيقي و عشق به خدا طبيعت به بهترين شكل عمل مي كند و هماهنگي ايجاد مي گردد . نيروي عشق از بين برنده موانع جذب روح الهي است.
( پایان )
برگرفته (از مجله علوم باطنی شماره ا )
و=از وبلاگ کشف بزرک