اي هستي بخش به نام تو آغاز ميكنم و ميدانم كه اگر بك لحظه از من روي گرداني هيچم.....

خوب دوستان با صحبتي كه با حميد جون شد من در اينجا مثل قديما در مسائل روحي فعاليت ميكنم
در اينجا به عنوان اولين مطلبي كه ميخوام بنويسم كالبد هاي روحي هست
---------------------------------
ببينيد دوستان من. ذات آفرينش انسان داراي تمامي كالبد هاي روحي لازم جهت گستردگي وي در ابعاد آفرينش ميباشد(اميدوارم كه متوجه شده باشيد)
گانه ها لازمه استفاده از آن كالبد ها ميباشد(انشاالله بعدا مطلبي از گانه براتون مينويسم)هر كس نسبت به گانه خود ميتونه به عنوان كليد به كالبد ها ي روحي دسترسي و از آنها استفاده نمايد (مثل اينكه نميشه بايد يك توضيح كوچيكي از گانه بيارم)
گانه:انسان در بدو تولد با سيستمي به نام گانه پا به عرصه حيات مادي ميگذارد.آگاهي در انسان موجب پيدايش درك ميشه.درك انسان مولد گانه هاي اونه و هر گانه موجب پيدايش و در دسترس قرار گرفتم يك كالبد و استفاده از آن مي باشد كه مختص به همون كالبده (لازمه اينجا بگم كه گانه ها عوامل حركتي كالبد ها ميباشدو كالبد ها حدودو ترقي روحي انسان و تعين گر جايگاه وي در جهان هاي بالا مي باشد(اميد وارم متوجه شده باشيد)حالا از بحث خارج نشم
انسان هايي كه داراي گانه اول هستند فقط براي حركت در ماده ميباشد(اينو ديگه ميدونيد از تعريف بالايي كه كردم)لياقت .وارد شدن به جهان دوم(جهان ظلمت)رو هم نميتونن داشته باشند(حيف من ميخواستم در سايت قبلي كاري كنم كه هيچ كس نره در اين جهان Sad در بخش سلوك حالا بيخيال
اين انسان ها چون براي درك جهان دوم بايد داراي گانه دوم باشن تا بوسيله ي آن با كالبد دوم بتوانند وارد جهان دوم بشن
و اشخاصي كه يك گانه هستند در موقع مرگ از رحمت خداوندي گانه دوم به آنان عطا ميگردد و به وسيله آن كالبد قادر به درك جهان دوم ميگردند آنهم به نسبت تكميلي گانه دومشون قادر به فهم هستند
خوب حالا بريم سر جهان دوم يا جهان ظلمات كه به انون جهنم هم ميگن به مراتب هزاران مرتبه از جهان اول بهتره و افضل تر و عاليتره و آن خود عين رحمت خداوند ميباشد و حالا يه كوچولو بيام از قرآن بيارم (سلوك Grin )
خداوند در قرآن ميفرمايد:جهنم از ظاهر عذاب دورخ است و از باطن در رحمت .
البته كالبد روحي اول ماده نيست و لطيف تر از ماده ايت و به وسيله ي آن قادر به درك ماده و حركت دادن كالبد جسمي هستيم و عامل ارتباط روح با بدن جسمي هست و روح در اون به عنوان وسيله اي براي درك جهان مادي استفاده ميكند و قادر به حركت دادن به بدن و اجسام ميگردد.قشنگ توجه كنيدآ
خوب حالا هم برم سر كالبد دوم روحي كه مشابه به كالبد روحي اول است ولي از اون لطيف تر و داراي وسعت عمل بيشتري است و كسي كه به گانه دوم كالبد دوم دسترسي پيدا ميكنه كم كم درك ميكنه كه مسائلي به جز مسائل ماوراي ماده معطوف و اونها رو درك ميكنه و شروع درك حالات روحي با كالبد اول ميسر نيست ولي ابتدا آن از كالبد دوم شروع ميشه.كسايي كه يك گانه هستند با افرادي كه دو گانه هستند يا بيشتر در فهم مسائل ديني و ماوراي ماده فرق ميكنه و افراد يك گانه همه چيز زا با الگوي مادي مي سنجند
كسي كه به گانه شوم رسيد وارد كابد سوم ميشه و به نسبتي كه گانه اش را تكميل ميكنه به همان نسبت ميتونه از كالبد روحي خدش استفاده كنه البته توجه كنيد بچه ها كه همين روند در مورد تمامي گانه ها صادق است.با كالبد سوم
لايق جهان سوم و گانه چهارم به كالبد چهارم دسترسي و با آنان لايق جهان چهارم ميگرديم تا آخر
ببينيد دوستان من ناگفته نماند بعد از مرگ تنها چهار گانه بودن دليل وارد شدن به جهان چهارم نيست بلكه بايد اون رو تكميل نماييد و همين شرط براي افراد سه گانه نيز صدق ميكنه
افرادي در سطح جامعه وجود دارند كه قادرند بر اثر تعليمات يا تمرينات لازم به مرحله ي خروج كالبد ها دست پيدا كنند(هي ما ميگيم تمرين روحي كنيد با تركيه )اين خروج كالبد ها امري واقعيه هستند .مثلا يكي بر اثر فعاليت قسمتي از انرژي هاي دروني موفق به خروج كالبد روحي از جسم ميشه و شروع به سير ميكنه
خروج كالبدي و نوع سير فرد يك گانه با اشخاصي كه داراي گانه هاي بيشتري هستند يعني به كالبد هاي روحي بيشتري دست پيدا كردند كاملا متفاوته .كسيايي كه يك گانه هستند فقط در مسير فيلتر هاي ذهني سير ميكنند و در سير كالبد روحي خود نقشي ندارند و حركت آنها منطبق بر ضمير باطني اونا كه هنوز ناقص و نفس ماده بر آن حاكم است صورت ميگيره و افراد باطني اونا تداخل نموده و آنها را وارد رويا ميكنه و اين افراد فرق بين رويا و خروج كالبد روحي نميتوانند تشخيص بدهند وخواب در انسان از اين نوع هيت و كاملا منطبق بر ضمير باطن عمل ميكنه...