در نگاره فروهر دونیروی همیستار(مخالف) " سپنتامینو" ( نشانه خوبی) و"انگره مینو" ( نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو دارد و بسوی او میرود به انگره مینو پشت کرده است .

1- چهره فروهر همانند آدمی است ،از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده ، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد .

2- دوبال در پهلو ها که هر کدام سه پر دارند این سه پر نشانه سه نماد پندارنیک ، گفتارنیک ، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.

3- در پایین تنه فروهر سه بخش، پر هایی بسوی پایین است ،که نشانه پندار و گفتار و کردار نادرست ویا پست می باشند، از اینرو آنرا ، آغاز بدبختی ها و پستی برای آدمی می دانند.

4- دو رشته که در سر هر یک گردی (حلقه) چنبره شده ای می بینیم ،در کنار بخش پایینی تنه می باشند که نماد سپنتامینو و انگره مینو هستند ،که یکی در پیش پای و دیگری در پس آن است. و این رشته ها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند ؛این نشانه آنست که آدمی باید به سوی سپنتا مینو(خوبی )پیش رود و به انگره مینو( بدی ) پشت نماید.

5- یک گردی (حلقه) در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این نشان ، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.

6- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده سپاس و ستایس اهورمزدا و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی می باشد.

7- در دست دیگر گردی (حلقه ای) دارد که نشانه، وفاداری به پیمان(عهد)

می باشد و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است .

بایسته است که بدانیم ؛ فروهر جایگزینی برای اهوارمزدا نیست .

و بر وارونه (خلاف) دیگر دین ها بویژه دین های ابراهیمی ؛زرتشت هرگز دادن ویژگیهای انسانی برای خداوند را باور نداشته،ودر پیام زرتشت در هیچ بخشی از گاتاها سخنی درباره انسان خدایی(صورت مادی برای خدا )به میان نیامده است.

زرتشت در یسنای 31 بند 8 می گوید:

« ای مزدا،هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ژرف جست و جو کردم و با دیده دل نگریستم در یافتم که تویی سر آغاز و سر انجام همه چیز،تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی و پاکی و تویی داور نیک کردار مردمان جهان».

ایرانیان پیوسته همیستار(مخالف) ساختن بت، و بتخانه و خانه برای خدا بوده اند و کسانی که دست اندر کار این گونه کارها بوده اند را افرادی نادان و خرافه پرست می دانند.



يک بررسي کوتاه
رسيدن به اهورا مزدا با پرورش و پويايي و گسترش ويژگي ها و نيروهاي دروني ، مهمترين آرمان يک پيرو آئين زرتشت در زندگي است . ابر انديشمند و آموزگار جهاني زرتشت به اين باور است كه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه يي كه از اهورا مزدا (خداوند) سرچشمه گرفته هما هنگ سازد ، به هفتمين گام که آميختگي با اهورا مزدا باشدخواهد رسيد..
در اين هفت گام مرز ميان زندگي مادي ( گتيک يا گيتي) و زندگي مينوي ( منوک ) مطرح نيست. چون تکامل هميشه در جريان است و مرز نمي شنا سد .
نخستين گام در راه رسيدن به اهورا مزدا ، پيمودن راه« اشا» يا راه راستي و درستي كه در زبان فارسي به ارديبهشت تبديل شده است . اشا در ذات اهورا مزدا (خداوند) ، هنجار و نظام آفرينش و نيروي نظم بخشيدن به تمام ذرات درست کننده جهان است ، اين فروزه در انسانها نيز كوششي براي بوجود آوردن هماهنگي در انديشه و گفتار وکردار بر پاية اشا ، يعني راستي و درستي است،
گام دوم . « وهومن» يا نيک انديشي است که از منش نيك سرچشمه گرفته است ، نيك انديشي يكي از فروزه هاي ذاتي اهورا مزدا است كه انسان بايستي در اين گام آن را در خود پرورش دهد . اين واژه در زبان فارسي به بهمن تبديل شده است .
گام سوم ، « خْشَترَه » يا چيرگي به احساسات دنياي دروني و پرورش توانايي مينوي در خود ميبا شد..
بوجود آوردن و پرورش نيک کرداري در خود يعني کوشش براي خوشبخت زيستن و خوشبخت کردن ديگران ، توانايي گذشت ، توانايي دفاع از راستي و نبرد با دروغ ، توانايي رسيدن به آزادي و آزاد گي که همه در راه خود سازي بکار گرفته ميشوند، گام سوم عرفان زرتشت است . اين واژه در زبان فارسي به شهريور تبديل شده است.
گام چهارم ، پس از چيرگي به احساسات دنياي دروني در گام سوم به گام چهارم که فروزة« آرميتي» يا آرامش دروني است ميرسيم.
بوجود آوردن آرامش دروني و خاموش کردن تشويش و تشنجات در خود اجازه خواهد داد که با خويشتن خود يعني با راهنماي دروني خود که زرتشت آنرا « سرا اوشا» يا « سروش» ناميده ارتباط پيدا کرده وبه نداي راه گشاي او گوش فرا دهيم. واژه « ارميتي» در فارسي به سپندارمز يا اسفند تبديل شده است .
گام پنجم، « هَه اوروَتات» يا رسائي و تکا مل است که در فارسي به آن خورداد ميگويند. در اين گام انساني که از چهار گام پيشين گذشته، به مرز هاي تکامل و رسايي ميرسد و کم کم به ششمين گام يعني جاودگاني نزديك ميشود.
گام ششم « امرتات » يا جاودانگي است . به فارسي آنرا امرداد ميگويند. پس از رسيدن به مرزهاي تکامل و رسائي، انسان بصورت روان که در دئناي آن ( وجدان آن) همه چيز او يعني انديشه هاي او، گفتار هاي او و کردار هاي او ضبط شده به زندگي جاوداني خود ادامه خواهد داد..
گام هفتم .اين چنين انساني، با گذشتن از شش گام پيشين، به گام هفتم قدم خواهد گذاشت، که همان رسيدن و آميخته گرديدن در فروغ بي پايان اهورا مزدا است. جائي که تنها شادي و خوشبختي مطلق ميباشد.