كتابخانه وحشت آور يك كتابخانه عمومي شايد آخرين جايي باشد كه مي توان انتظار داشت يك شبح ديد...يا حتي يك صداي شبح وار شنيد. ولي به استناد گزارش (لورتا لمبروسيس) كه در مقاله اي در مجله
(هيوستون پست) اواسط سال 1961 درج شده است‏ حادثه بسيار عجيبي در كتابخانه عمومي هيوستون در شرف وقوع بود. در اين مكان خيلي ها صداي غير فابل اشتباه يك ويولون را شنيده اند. گاهي اوقات فقط جند تايي نت به گوش مي رسد ولي گاهي هم موسيقي تمام يك آهنگ را مي نوازد. شدت صدا گاهي افزايش و گاهي كاهش مي يابد. ولي نواختن آن بدون شبهه كار يك استادكار نيست. براي مدتي اينطور استنباط مي شد كه اشخاص مزاحم براي آزار كاركنان کتابخانه با استفاده از راديوهاي جيبي دست به اين كار مي زنند ولي اين عقيده رد شد چون هيچ ايستگاه راديويي منحصرا به پخش نواي ويلون نميپردازد و البته با كيفيت بد و ناشيانه. بعد استنباط شد كه مردم آزاري صداي ويلون را ضبط و از يك ضبط كوجك دوباره پخش مي كند. ولي عيب اين كار اين بود كه حتي وقتي هيچ كس در كتابخانه نبود و فقط خدمه آن حضور داشتند اين اصوات دلخراش باز هم به گوش ميرسيد. روزنامه هيوستون پست در تحقيقيتي كه انجام داد متوجه شد كه سرايدار سابق كتابخانه كه مرده بود سالها پيش در يك زير زمين در همان ساختمان زندگي مي كرده است به او نسبت داده شده كه ويلوني داشت و ساعتها در حال پرسه زدن در ساختمان به نواختن آن مي پرداخت. گاهي اوقات هم روي بالكن ساختمان مي نشست و ساعتها از اين آهنگهايي كه هم اكنون در ساختمان شنيده مي شوند مي نواخت. اين سرايدار ديگر رفته است ولي موسيقي اش هنوز در فضا طنين انداز است.