گروه اجتماعي، سه گردشگر چک که با ماشين شخصي به ايران آمده اند، در قائم شهر، بنزين تمام کردند و متوقف شدند. سارقان به اداره پست کرمانشاه دستبرد زدند و بيش از سه هزار و 700 کارت سوخت را بردند. موتورسواري در وردآورد کرج با استفاده از غفلت راننده خودرو، کارت سوخت او را در پمپ بنزين سرقت کرد. باک بنزين خودروي پرايد يکي از موسسات کرايه اتومبيل در خيابان آفريقاي تهران را جلوي موسسه خالي کردند. سارقاني در تهران در حال فرار از دست پليس، به دليل تمام شدن بنزين ماشينشان ناچار به توقف شدند و پليس آنها را دستگير کرد. آلودگي هواي تهران کم شد. امروز 30 تيرماه است و 24 روز پيش بنزين در ايران سهميه بندي شد و اين فقط بخشي از حاشيه هاي سهميه بندي بنزين است.هنوز يک ماه هم از اجراي طرحي که مجلس ششم پايه هاي آن را ريخت نمي گذرد، اما زندگي مردم در دورافتاده ترين نقاط ايران هم از آن تاثير گرفته است. از کشاورز کويرنشين گرفته تا بازرگان تهراني.راننده آژانس، متعلق به هر کجاي ايران که مي خواهد باشد، گله مند است که کارت سوختش را نگرفته است. از بندرعباس خبر مي رسد که ماهيگيران به جاي ماهيگيري و دل به دريا زدن، در خانه نشسته اند، بنزين مي فروشند و ماهي 900هزار تومان درآمد کسب مي کنند. کشاورز يزدي گله مند است. همان کشاورزي که خيار سبز درختي مي کارد و هر روز ناچار است براي رسيدن به زمين کشاورزي اش روزي 40 کيلومتر با ماشين طي کند. مراجعان اورژانس بيمارستان قائم مشهد مي گويند اورژانس براي انتقال بيماران از همراهانشان کارت سوخت مطالبه مي کند. هتل دار سرعيني از اين ناراحت است که در پرسفرترين زمان سال، چشمه هاي آب هاي معدني و اتاق هاي هتل او خالي است. شهروند اهوازي از کرايه بالاي تاکسي و ناهماهنگي در حمل و نقل عمومي مي نالد.مردم گله مندند. آن کشاورز يزدي از اين مي گويد که با روزي سه ليتر بنزين نمي تواند به گلخانه اش سر بزند و ناچار است گلخانه اي را که با هزار خون دل و وام بانکي چند ماهي است راه اندازي کرده، بفروشد. آن راننده آژانس تهراني که در آژانسي در منطقه قيطريه کار مي کند از اين مي گويد که سهميه بنزين خودش تا آخر هفته تمام مي شود و از آغاز هفته تاکنون 10 نفر از همکارانش سهميه شان تمام شده است و ديگر کار نمي کنند؛ «چه کسي خرج زندگي آنها را بدهد؟»گله مردم به همين جا ختم نمي شود. برخي هنوز کارت سوخت نگرفته اند. براي برخي ديگر که کارت سوخت آمده در خانه شان، پاکت خالي بوده. تعدادي هم کارتشان را در پمپ بنزين ها جا گذاشته اند. يکي از دوستان تهراني از آشنايي مي گويد که کارت سوختش را در پمپ بنزين جا گذاشت. برگشت، آن هم با عصبانيت تا کارتش را بيابد. متصدي به او گفت؛ «چرا اينقدر عصباني هستيد؟ بياييد اين کارت مال شما.» و کارت سوخت يک کاميونت را به او داد.راننده جوان يک BMW در سعادت آباد تهران از اين گله مي کند که کارت سوخت ماشين وارداتي اش هنوز نيامده و براي همين ناچار است بنزين را با نرخ آزاد 400 تا 500 توماني بخرد. اين در حالي است که هنوز جوهر خبر روزنامه ها که منتشر کردند؛ «دولت اعلام کرد تا پايان سال 86 بنزين آزاد ارائه نمي شود» خشک نشده است.

حتي مديرعامل سازمان تاکسيراني تهران هم از اين مي گويد که به دليل سهميه بندي بنزين و کمبود سوخت بسياري از تاکسي ها از ساعت هفت شب به بعد سرويس دهي نمي کنند. مهدي چمران رئيس شوراي شهر تهران، در گفت وگو با خبرگزاري فارس سهميه بندي بنزين را تجربه جديدي در کشور مي داند که هرچند «محدوديت» است اما مردم بايد بتوانند خودشان با تدبير آن را مديريت کنند.

اما او هم از گلايه هاي مردم با خبر است و مي گويد؛ «مسوولان و متخصصان سهميه بندي بنزين که مسووليت اين کار سخت و پيچيده را به عهده گرفته اند بايد گلايه هاي مردم را بشنوند و مشکلات اجراي اين طرح را حل کنند.»

جنوب شرق تهران، محله نارمک

صف تاکسي هاي ميدان نبوت (هفت حوض) شلوغ است. «آقا اگر امروز 10 ليتر از بنزين خودت را به ما بدهي و کار ما راه بيفتد بعداً از شرمندگي ات در مي آيم.» اين را آقا غلام راننده خط تهرانپارس- هفت حوض به همکارش مي گويد. ماشينش جزء آن تاکسي هايي است که در طرح ساماندهي مسافربرهاي شخصي روي آن يک خط نارنجي کشيده اند و سهميه 20 ليتري به آن داده اند. مي گويد؛ «فعلاً که مي گذرانيم، 10 ليتر از يکي قرض مي گيريم، 15 ليتر از يکي ديگر، بعد دوباره از ديگري قرض مي گيريم به قبلي پس مي دهيم.» پيک موتوري ها هم وضع بهتري ندارند. جلال صاحب پيک موتوري ميدان 72 نارمک است. آدم را ياد فيلم هاي مسعود کيميايي مي اندازد. درشت اندام است. اسم بنزين را که مي شنود، صدايش کمي بالا مي رود؛ «آخر مگر با روزي يک ليتر بنزين مي شود کار کرد، با اين وضع پيش برود دو روز ديگر خانه نشين شده ايم.» سفارش بسته اي براي سعادت آباد دارد؛ «به مشتري که نمي توانم نه بگويم، موتورها هم که گازسوز نمي شود.» ساندويچ فروشي دور ميدان چند تا سفارش پيتزا گرفته است. مرد سفارش ها را برمي دارد که برود. مي گويد؛ «سه موتور براي سفارش هاي بيرون داشتيم که با سهميه بندي شدن ديگر صرف نمي کند براي ما کار کنند.» بيرون که مي رود خانم صندوق دار اشاره مي کند؛ «صاحب کارمان است. از وقتي موتورها نمي آيند خودش سفارش ها را مي برد.» مجيد در ميوه فروشي خيابان سامان کار مي کند. بچه هاي محل «مجيد قال بذار» صدايش مي کنند، ولي مي گويد بنويسيد؛ «مجيد وثوق». 18 سالش تازه تمام شده و با کمک برادرش يک موتور خريده، موتور قرمزي که داده است رويش «يا اباالحسين» نوشته اند، دوماهي مي شود که موتورش را خريده است. مي گويد؛ «يک ليتر بنزين بيشتر ندارد، يک دور که سامان را بالا و پايين کنم بنزينم تمام مي شود.»

صاحب ميوه فروشي هم بنزين موتورش تمام شده است و مي گويد؛ «قبلاً سفارش به خانه ها هم مي برديم که ديگر نمي بريم.» ميوه و سبزيجات را با نيسان خودشان از ميدان مي آورند. از وقتي بنزين سهميه بندي شده مقدار و تنوع ميوه و سبزيجاتي که مي آورند کمتر شده و قيمت هايشان هم کمي بالاتر رفته است؛ «الان فقط يک بار براي آوردن بار به ميدان مي رويم ولي درگذشته مي توانستيم دو يا سه بار هم تا ميدان برويم و برگرديم.»

مشهد سوت و کور

مسافران تابستاني حرم امام رضا امسال به ديدارش نرفتند تا سهميه بندي بنزين اثرش را در بازار مسکن و هتلداري مشهد هم نشان دهد. سهميه بنزين به تدريج اثرش را با کاهش 50 درصدي خريد و فروش مسکن و رکود بازار نشان داده است. حامد احتشام مشاور املاک در خيابان احمدآباد مشهد مي گويد؛ «برخلاف سال هاي گذشته که آغاز فصل تابستان منجر به افزايش معاملات ويلاهاي اطراف مشهد مثل طرقبه و شانديز مي شد، با سهميه بندي بنزين در تيرماه ميل به خريد اين ويلاها کاهش يافته است به طوري که مالکان کنوني نيز فروشنده هستند.» رضايي، از هتلداران خيابان خسروي درباره وضعيت ورود گردشگران به مشهد مي گويد؛ «70 درصد مسافران با خودروهاي شخصي به مشهد مي آمدند که با سهميه بندي اين ميزان از نصف هم کمتر شده است. به طوري که مجبورم کرايه سوئيتي که شبي 56هزار تومان بوده را براي خالي نماندن به 15هزار تومان کاهش دهم تا حداقل بتوانم مخارج هتل و حقوق کارکنان را بپردازم.» ميري سوپرمارکتي در خيابان ابوذر دارد و معتقد است سهميه بندي باعث شده تا مردم براي هر خريد کوچکي به فروشگاه مراجعه نکنند و معمولاً صبر مي کنند تا ليست کالاهاي مورد نيازشان به تعداد قابل توجهي برسد و بعد براي خريد مراجعه کنند که به نظر من اين کار خوبي است و از اسراف بي مورد بنزين جلوگيري مي کند. شاه صمدي مدير يک آموزشگاه تعليم رانندگي در بلوار پيروزي است. او مي گويد که آموزشگاه هاي رانندگي در حال حاضر با نصف ظرفيت فعاليت مي کنند. قبل از شروع سهميه بندي بنزين 40 خودرو در آموزشگاه کار مي کردند که با اجراي طرح و تامين نشدن سهميه آموزشگاه هاي رانندگي به 20 خودرو رسيده که با روند کنوني تا چند روز ديگر از اين مقدار کمتر هم مي شود. او از تلاش هايشان براي رفع اين مشکل خبر مي دهد؛ «صاحبان و تعليم دهندگان آموزشگاه ها تجمعي را در مقابل فرمانداري مشهد برگزار کردند که با وجود قول هاي مسوولان تاکنون اقدام موثري براي رفع مشکل انجام نشده است. براي همين بسياري از همکاران به فکر تعطيلي آموزشگاه خود هستند.»

افزايش سهميه براي سفر

تاکنون دست اندرکاران گردشگري بارها و بارها از کاهش چشمگير مسافران پس از سهميه بندي بنزين گفته اند و مسوولان با تساهل از کنار آن رد شدند. روز چهارشنبه براي نخستين بار اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در حاشيه جلسه هيات دولت از تاثير سهميه بندي بنزين بر سفر سخن گفت. از اينکه «اکنون دولت اين آمادگي را دارد که براي سفرها، افزايشي را در سهميه بندي بنزين ايجاد کند.»

او افزود؛ «ولي بايد مکانيسمي را تبيين کنيم که اين افزايش حتماً منجر به سفر شود و صورت گرفتن سفر را تضمين کند.» او درباره اين سخن نگفت که چرا پيش از اين زمان برنامه ريزي براي سفر نبود و چرا «اکنون».

پسرم، زن نگير

مرتضي با لهجه آذري اش مي گويد؛ «از روزي که بنزين گران شده مادرم ديگر اصراري به زن گرفتن من نمي کند.» او در سوپرمارکتي در نزديکي ميدان ونک تهران کار مي کند. مي گويد برخي از اجناس مثل لبنيات، سيگار و مواد خارجي گران شده اند؛ «مردم مثل نديد بديدها با بنزين رفتار مي کنند. من که خرج خودم را درمي آورم اما اين سهميه ها واقعاً کم است، آدم يک مسافرت هم نمي تواند برود.» شايد در فکر خنکاي آذربايجان است. «سميرا» عجله دارد که به سرکار برود. هر روز با مترو عازم ميدان حسن آباد مي شود. مي گويد؛ «از گرما و شلوغي مي ميري تا به سر کار برسي. ديروز صبح دست يک خانم لاي در مترو گير کرد و آنقدر جيغ کشيد تا راننده مترو متوجه شد. لااقل وسايل نقليه عمومي را بيشتر کنند تا مردم اين طوري جان ندهند.»

«علي اسکندري» در تهران موسسه کرايه اتومبيل دارد. مي گويد از 40 راننده موسسه اش تنها 20 نفر از آنها کار مي کنند؛ «10 روز پيش اعلام کردند بياييد سهميه هايتان را بگيريد، اما وقتي بچه ها رفتند به هيچ کس بنزين ندادند. گفتند برويد اتحاديه. 10 روز است يک عده از راننده ها مي دوند تا سهميه بگيرند.» او مي گويد؛ «ترافيک فقط چند روز اول سهميه بندي کم شده بود. الان مثل گذشته است. حتي ديگر به بهشت زهرا و فرودگاه امام خميني هم نمي رويم.» «مهدي چمران» رئيس شوراي شهر تهران هم به اين نکته اشاره مي کند؛ «روزهاي اول که طرح سهميه بندي بنزين اجرا شد، مردم سعي کردند کمتر بنزين مصرف کنند و به نظر مي رسيد ترافيک سبک تر شده است اما بعد که مردم متوجه شدند فعلاً 600 ليتر بنزين دارند، مديريت سوخت را شل گرفتند و راحت تر استفاده کردند به همين علت ممکن است در پايان دوره شش ماهه دچار مشکل شوند.»

خبرهاي خوش

همه دنيا سياه نيست. خاکستري و سفيد را هم مي توان ديد. يکي از اثرات مثبت سهميه بندي بنزين آن گونه که رئيس ستاد تبصره 13 پيش از اين اعلام کرده بود «توقف قاچاق فرآورده هاي نفتي» است. البته به نظر مي رسد منظور «علي اکبر محرابيان» از اين حرف، قاچاق از ايران به کشورهاي ديگر است. چون ايراني ها ديگر ترجيح مي دهند بنزينشان را براي خودشان نگه دارند و به ديگران ندهند. خبر خوش ديگر ماجراي سهميه بندي بنزين براي هفت ميليون شهروند تهراني است. آنهايي که در سال هاي اخير هواي آلوده زيادي را به ريه هايشان فرستادند. آلودگي هواي تهران در تيرماه کم شده است. اما اينکه چقدر از اين کاهش مربوط به سهميه بندي بنزين است را از زبان يوسف رشيدي مدير مرکز کنترل کيفيت هواي تهران بخوانيد که مي گويد؛ «آلودگي هوا در يک منطقه هم از ميزان منابع آلاينده تاثير مي گيرد و هم از وضعيت هوا.» او اعتقاد دارد؛ «ممکن است يک تصميم مديريتي خوب در مورد کاهش آلودگي هوا اجرا شود اما به دليل شرايط بد هواشناسي، آلودگي هوا کاهش چشمگيري نيابد يا بالعکس.»

پايان هاليوودي

فرمانداري قائم شهر به «مارتين»، «دن» و «ولادي» سه گردشگر اهل چک که در اين شهر بنزين تمام کردند و کارت هوشمند سوخت نداشتند، 50 ليتر بنزين داد تا به سفرشان به سوي ترکمنستان ادامه دهند. چه کسي به کشاورز يزدي بنزين مي دهد؟

منبع : روزنامه شرق شنبه، 30 تير 1386