دانشمندان عقيده دارند كه در اينده نزديك راهي براي انتقال افراد و اشيا از يك نقطه جهان به نقطه ديگر پيدا خواهد شد
اما شماري از افراد وجود دارند كه خود به خود و بدون كمك تكنولوژي از جايي به جايي منتقل شده اند . اما در مواردي نيز شخص در نقطه غيب شده است و در جاي ديگر ظاهر شده است .
يكي ازين موارد اوت 1966 در نيو همپشاير ديده شد. دختري چهار ساله به نام هالي فلين به بستر بيماري افتاد و سپس حالش بهم خورد و شروع به استفراغ كرد . والدينش كه ازين بابت به شدت نگران بودند هالي را به بيمارستان رساندند در انجا بيماري او را مننژيت تشخيص دادند و برايش لنتي بيوتيك تجويز كردند .
هالي كوچولو در چند روزي كه بستري بود پديده عجيبي را تجربه كرد .
يك شب حوالي ساعت ده پرستاري براي دادن دارو به اتاق هالي رفت اما با ديدن تختخواب خالي او شوكه شد پرستار اطراف اتاق .
داخل دستشويي و حمام و راهروهاي بيمارستان را گشت اما اثري از او نيافت .
در همان لحظات در خانه فلين مايك برادر بزرگتر هالي كه در اتاقش نشسته بود ناگهان احساس كرد خواهرش در اتاقش چسبيده به اتاق او حضور دارد او كه بسيار متحير شده بود به اتاق خواهر كوچكش رفت و در كمال تعجب او را نشسته كف اتاق كه سرگرم بازي با اسباب بازيهايش بود ديد .
او لباس بيمارستان بر تن داشت . مايك با عجله به سراغ والدينش رفت و ولي وقتي هر سه نفر به اتاق دختر كوچك وارد شدن اثري از او در اتاق نبود
از ان طرف پرستار كه بخاطر غيبت هالي تمام بيمارستان را زير پا گذاشته بود وقتي به اتاق او برگشت او را ديد كه در تختخوابش به خواب رفته است گويي تمام شب را انجا بوده است .
اين اتفاق توسط پرسنل بيمارستان و خانواده هالي مورد تائيد قرار گرفته است و در واقع همان ساعتي كه پرستار بدنبال هالي مي گشته او در خانه خود و در اتاقش مشغول بازي بود
....