ادگار كيس از روستا زادگان كنتاكي ايالات متحده امريكا به شما مي ايد و در ژانويه 1945 چشم از جهان فرو بست اما محققان و دانشمندان هنوز پرونده زندگاني پر ماجراي وي را نبسته اند
شايد در خلال معلومات و تجربيات تازه اي كه بكار مي برند راز شگفتي افرين طريق معالجه ومداواي او را دريابند
ادگار در ابتداي جوانيش دچار يك نوع بيماري خاص شد كه اميخته با تب و تشنج و درد بود و شدت بيماري رو به افزايش گذاشت و ادگار را به بحران سختي كشاند و او را به اغما و بيهوشي كشاند
پزشكاني كه براي معالجه امده بودند همه درمانده شدند و درست در لحظاتي كه سعي مي كردند او را به هوش اورند او ناگهان نيمه هوشيار شد ه و نام دارويي كه لازم بود تا بيماريش درمان شود به زبان اورد و سپس علت بيماري خود را توضيح داد
به اصرار وي دارويي را كه تجويز كرده بود حاضر نمود دند وناراحتي و بيماري او بتدريج برطرف گرديد
پزشكان در حيرت بودند كه او به هنگام بيهوشي چگونه توانسته بيماري خويش را تشخيص دهد و درمانش را بيابد
چند روز بعد دوست ادگار به سختي بيمار شد و ادگار پس از اطلاع فوري براي او نسخه اي نوشت به زبان لاتين و دوستش را معالجه كرد
ناگزير شدند انچه را كه روي داده است به كميسيون پزشكي اطلاع دهند تا تحقيق كافي در مورد او بعمل ايد
ادگار كيس در بين خواب و بيداري درباره امراض به طوري سخن مي گفت كه پزشكان متخصص طي يك مشاوره طبي نظرات خود را مي گفتند
دستورهاي او نشان ميداد كه او متكي به يك مشاور وسيع پزشكي است
مورد ديگري پيش امد يك ثروتمند سالخورده اي بيمار شد و همه متخصصان از درمانش عاجز شدند و ادگار طبق روال خودش براي او نسخه اي نوشت
تمام داروخانه هاي امريكا را گشتند منتها از ان دارو اثري نبود
ناچار به دستور پيرمرد ثروتمند درباره مشخصات ان دارو اگهي مفصلي به روزنامه ها و مجلات امريكايي و اروپايي فرستادند و بعد ان يك پزشك جوان ساكن فرانسه نامه اي نوشت مبني بر اينكه او مي تواند اين دارو را تهيه كند و فرمول تركيبي دارو هماني بود كه ادگار نوشته بود
ادگار براي بيمارديگري هم كه از معالجه پزشكان مايوس شده بودند دارو نوشت و ياداور شد كه اين دارو را مي توانند درازمايشگاهي در يكي از ايالات امريكا تهيه نمايند
همين كه به ان ازمايشگاه داروسازي مراجعه كردند
مدير ازمايشگاه گفت ما اين دارو را به تازگي تهيه كرده ايم و هنوز براي ان اسمي مشخص نكرده ايم و نمونه اش را به هيچ داروخانه اي نفرستاده ايم
كميسيونهاي پزشكي زيادي در مورد ادگار نظر دادند و او را تاييد كردند
ادگار روزانه دو مشاوره براي دو بيمار در حضور پزشكان بزرگ و مشهور بدون دريافت دستمزد انجام ميداد تا روزي كه زنده بود
او خود در مورد خودش مي گويد
من با روح شخص بيمار تماس برقرار مي كنم زيرا روح بيمار بيش از هر كس ديگري علت بيماري خود را مي داند بنابراين بعد از انكه سبب بيماري را از روح خود او پرسيدم
با شعورهاي باطني اشخاصي كه از همه مستعدترند و داناتر مشورت مي كنم و سپس داروي مورد احتياج براي معالجه بيمار را به او مي گويم
تشخيصها و تجويزهاي ادگار بطور كلي بسيار دقيق بود و خودش معتقد بود كه هوش و مغز او جزيي از هوش و مغز كل عالم هستي هست
البته ادگار همه تشخيص را به هنگام خلسه ميداد و بعد خلسه انرا فراموش ميكرد
متخصصان و دانشمندان در مورد او گفتند ادگار مثل كامپييوتري بود كه به كامپيوترهاي قوي متصل بود و اطلاعات لازم را از انها دريافت ميكرد