ارواح آدم های مشهور معمولا به شکلی ناآرام و پرتنش ظاهر میشوند. می گویند آدم هایی که دارای شخصیت قدرتمند هستند , ارواح شان پس از مرگ بر روی زمین باقی میماند و مکان هایی را که آنها در دوران حیات شان زیاد به آنجا رفت و آمد می کردند به تسخیر خود در می آورند. ارواح آدم های مشهور با هوش اند و از توانایی برقراری ارتباط با زندگان برخوردار هستند. این ارواح به سبب انرژی زیادی که دارند قادرند به راحتی خود را در برابر چشمان بیننده ظاهر سازند. برخی از اشباح نیز غالبا حوادث کلیدی در زندگی آدم های معروف را تکرار می کنند . ثابت شده که مکان هایی که در آن حوادث تراژیک روی داده , برخوردار از انرژی بسیار زیاد است و همین انرژی باعث میشود که حوادث مذکور بدون حضور روح فرد مرده بارها و بارها تکرار شود.
ارواح انتقامجو :
می گویند بسیاری از ارواح آدم های معروف با هدف انتقامگیری از عوامل مرگ نا به حق خود و یا با هدف حمایت کردن از کارهایی که در دوران حیاتشان ناتمام باقی مانده , به جهان زندگان باز می گردند. اما مواردی هم وجود دارد که این ارواح برای حمایت از زندگان و یا رساندن اطلاعاتی ارزشمند به آنها باز میگردند. بویژه آن دسته از تسخیر شدگی ها که ارواح پادشاهان و نخست وزیران پیشین را شامل میشود. ظاهرا از چنین الگویی پیروی می کنند. این ارواح به دنیای زندگان باز می گردند تا کار و وظیفه مهم خود را که در دوران حیاتشان نیمه تمام باقی مانده به انجام برسانند. انرژی بالا و شخصیت قدرتمند این افراد اجازه چنین عملی را به آنها می دهد. ارواحی که ظاهرا در ساختمان سلطنتی ((هامپتون کورت)) لندن حضور داردن , متعلق به هنری هشتم پادشاه انگلستان , همسران متعدد او و دیگر اطرافیانش است. کارشناسان ارواح دلیل تسخیر شدن هامپتون کورت از سوی ارواح هنری هشتم و نزدیکانش را اینگونه تویجیه کرده اند که هنری هشتم تمامی عشق , نفرت , خشم و عطوفت خویش را در فضای سالن ها و تالارهای این قصر و آدم هایی که در آنجا حضور داشتند متمرکز ساخته بود و این انرژی متراکم حالا به صورت اشباح ظاهر می شوند.
شکی نیست که بسیاری از کسانی که مدعی دیدن ارواح در هامپتون کورت شده اند از سابقه این محل باخبر بوده اند و در واقع چیزی را دیده اند که مایل به دیدنش بوده اند و یا چنین چیزی را در ذهن خود خلق کرده اند. به همین سبب بسیاری از این ادعاها و نه همه آنها را باید به توهم یا القائات ذهنی مربوط ساخت.

ارواح سلطنطی :
قصر هامپتون کورت
ارواح همسران هنری هشتم پادشاه انگلستان در بسیاری از مناطق بریتانیا دیده شده اند. برخی از بازدیدکنندگان قصر هامپتون کورت در لندن ادعای دیدن روحی را کرده اند که به اعتقاد آنها شباهت بسیاری به جین سیمور , همسر هنری هشتم که بلافاصله پس از تولد فرزندش درگذشت , دارد. روح این زن غالبا در حالی که یک شمع روشن را باخود حمل میکند , در سالروز تولد پسرش ظاهر می شود. کاترین هاوارد همسر دیگر هنری هشتم بود که در قصر زندانی شد اما او از زندان گریخت و خود را به عبادتگاه قصر رساند. در همین هنگام هنری هشتم مقول دعا بود و ظاهر به همین سبب فریادهای همسرش را که از وی طلب عفو و بخشش می کرد نشنیده گرفت. کاترین دوباره دستگیر و در حالی که کشان کشان بر روی زمین حمل میشد به زندان افتاد و کمی بعد اعدام شد . گفته میشود تا زمان حاضر فریادهای این زن در قصر هامپتون کورت طنین انداز است. سال ها پیش هنگامی که گالری قصر به روی عموم گشوده شد , یک نقاش مشغول طراحی یک تابلو بود که ناگهان یک دست شبح گون را که حلقه ای بر روی یکی از انگشتانش بود , در برابر خود دید. او این دست و حلقه را عینا نقاشی کرد. بعدها کارشناسان پی بردند که جواهر موجود در این حلقه متعلق به کاترین هاوارد همسر معدوم هنری هشتم بوده است.
گفته می شود که خود هنری هشتم نیز از جمله نخستین کسانی بود که روح آن بولین , همسر دومش را که به دستور وی سرش را از تن جدا کردند در هامپتون کورت دیده بود. مشاهدات از روح آن بولین تنوع گسترده ای دارد. عده ای این روح را با سر و عده ای دیگر بدون سر دیده اند . در برخی مشاهدان این روح حامل سر خودش دیده شده است. آنهایی که روح آن بولین را در داخل قصر دیده اند می گویند او خیلی آهسته قدم میزند و ظاهرا بسیاری پریشان و عصبانی است. برخی دیگر مدعی شده اند که به هنگام حضور در قصر هامپتون کورت یک حس قوی از عصبانیت , غم , خشم , وحشت و ترس را احساس کرده اند. آن ها این حس را ناشی از حضور آن بولین در سرسراها و گالری های هامپتون کورت عنوان کرده اند.
تعداد زیادی از حوادث تاریخی غم انگیز که در قصر هامپتون کورت به وقوع پیوسته , این محل را تبدیل به مکان مناسبی برای حضور ارواح کرده است. بسیاری از افراد که مطلقا از سابقه تاریخی این محل بی اطلاع بوده اند , نیز ارواح معروف تاریخی را در هامپتون کورت مشاهده کرده اند. گفته میشود همچنان یک انرژی بسیاری قوی در داخل این قصر باقی مانده است. این انرژی می تواند توجیه قانع کننده ای برای وقوع پدیده های عجیب در این قصر تاریخی باشد. با این وصف باید یادآور شد که بسیاری از گزارش ها شاهدان از حضور ارواح در این مکان فاقد اعتبار و سندیت است.

فیلمی کوتاه از ارواح در همپتون کورت

قصر کنزینگتون:
حداقل سه روح مختلف در قصر کنزینگتون انگبستان اقامت دارند. از بین این سه روح روح جرج دوم پادشاه انگلستان , بیش از دو روح دیگر در قصر دیده شده است. این روح را در حالی دیده اند که بر روی پشت بام قصر به بادنما خیره شده و با نگاهی نگران می پرسد (( پس چرا آنها نمی آیند؟)) جرج دوم پادشاه انگلستان در بیست و پنجم اکتبر 1760 در همین قصر جان سپرد و این در حالی بود که او تا اخرین لحظه های عمر خود منتظر خبرهای مهمی از زادگاه خویش , هانوور آلمان بود.

قلعه وینزور:
گفته میشود که قلعه وینزور در لندن حداقل 25 روح مختلف را در خود جای داده است. چهار روح از این 25 روح متعلق به پادشاهان قبلی انگلستان است .پرنس مارگارت گفته است که یکبار روح ملکه الیزابت اول را در قلعه وینزور دیده است. یک نگهبان قصر نیز ادعا مشابهی کرده است. این افسر نگهبان روح ملکه سابق را تا کتابخانه قصر دنبال کرد اما روح ناگهان ناپدید شد. این کتابخانه محل مورد علاقه چارلز اول بود . روح وی نیز بارها در پشت یک میز در اتاق کتابخانه دیده شده است. بسیاری از افراد نیز روح جرج سوم را در اتاق های قصر دیده اند در حالی که دارد جمله معروفش را تکرار می کند ((چه ؟ چه؟)) دو تن از نگهبانان قصر نیز مدعی شدند که روح هنری هشتم را دیده اند که از داخل دیوار یکی از کنگره های قصر عبور می کرده است.

کنتس سالیسبوری :
یکی از خونین ترین داستان های مرتبط با ارواح در تمامی طول تاریخ , داستان و سرنوشت غم انگیز کنتس سالیسبوری است. این زن در سال 1541 به اتهام فعالیت های جنایتکارانه در برج لند به مرگ محکوم شد و جلاد با تبر سر او را از بدنش جدا ساخت. بعدها معلوم شد که این زن کاملا بی گناه بوده است. کنتس سالیسبوری در تلاش برای رهایی از مرگ بر روی سکوی اعدام یک بار از دست جلاد گریخت اما بلافاصله دستگیر و حکم مرگ را درباره اش اجرا کردند. می گویند مراسم اعدام این زن در سالروز حادثه مذکور از سوی اشباح در برج سبز برمج لندن تکار میشود . تماشای این مراسم اشباح برای بسیاری از شاهدان حالت پریشان آوری به دنبال داشته است.
[/color][/size][/b]

نوشته کارن هارل