" شبح نشویل "
در ماه اکتبر سال1962 چندین هفته پرآشوب از فعالیتهای شیطنت بار ارواح در خانه جان هاوکینز واقع در شماره1627 خیابان نهم شهر نشویل در ایالت تنسی آمریکا سپری شد.خانم هاوکینز وقتی اولین بار صدای دق الباب درب جلویی خانه را شنید حس کرد چیز غیر عادی در شرف وقوع است او در رابازکرد ولی کسی انجا نبود او گناه را گردن یکی از بچه های خودش گذاشت ولی همه آنها دخالت در این کار را انکار کردند زمانی که آنها در جلوی مادرشان صف کشیده بودند دوباره صدای دق الباب شنیده شد و این بار هم کسی پشت در نبود این قضیه جسته و گریخته در تمام بعد از ظهر ادامه داشت و وقتی خانم هاوکینز شوهرش رادر جریان آن قرار داد به وی گفته شد که خیالاتی شده است وقتی دوباره شب بعدی شروع شد تازه خانواده مسئله را جدی گرفتند و بگفته خانم هاوکینز ایمان اوردند...خانم هاوکینز بعدها گفت: تازه آن وقت بود که شوهرم فهمیدکه منظورم چیست! ولی این تنها شروع کار بود دیگر دق الباب های شدید و تند وتیز از تمام جوانب خانه شنیده می شد اول از درب جلو وبعد درب جانبی و آخر سر از در عقب منزل! و بقدری شدید بود که شیشه ها بصدا درمی آمدند گاهی اوقات دق الباب ها سر شب شروع می شد و تا ساعت 5 صبح ادامه داشت.از پلیس کمک گرفته شد وآنها دور تا دور خانه مامور گذاشتند ولی در زدنها ادامه داشت و پلیس هم ندید که چه کسی یا چه چیزی مسبب آن است حتی وقتی که صدای تپ تپ از یک پنجره خانه شنیده شد و یکی از دوستان خانوادگی بسوی آن شلیک کرد فقط صدای کوبیده شدن به پنجره بغلی آن انتقال یافت زمانی دیگر بیست نفر از اعضای تیم فوتبال دبیرستان نورث در روی ایوان جلوی خانه کشیک ایستاده بودند ولی این امر هم مفید واقع نشدچون در زدن ها تنها به نقطه دیگری از خانه منتقل می شد به گفته آقای هاوکینز این مزاحمت ها بیش از دو ماه ادامه داشت این قضیه به کسی صدمه ای وارد نکرد ولی با آن همه سروصداوکوبیدن های روی درب صرفا کسی نمی توانست بخوابد! مورد فوق تقریبا مثل تمام موارد ارواح شیطنت کننده بنظر می رسد که وقوع این پدیده مستلزم حضور بچه های نوجوان در خانه مبتلا می باشد ولی هر چه که باعث این مزاحمت ها می شود مستقل از خود بچه ها عمل می کند... مثل انکه وجود بچه ها فقط به عنوان بهانه ای برای شیطنت ها باشد!
" شبح شمیران "
اما حالا یک اتفاق از ایران : روزنامه کیهان در شماره 7528 مورخ 7 شهریور ماه 1347 در صفحه 22 با این عنوان توجه عموم را بخود جلب کرد " شبها خانه ای را در شمیران سنگباران میکنند " و در شرح ان امده بود عده ای ناشناس شبها یکی از خانه های شمیران را سنگباران میکنند . ماموران پلیس از چند شب پیش خانه ای را که شبها سنگباران میشود زیر نظر گرفته اند و در جستجوی کسانی هستند که به این خانه سنگ می اندازند . چهار روز قبل یکی از ساکنان "پل رومی " شمیران بنام خانم کتابی به ماموران پاسگاه مستقل کلانتری امانیه مراجعه کرد و اطلاع داد که هر روز غروب هنگامیکه هوا تاریک میشود عده ای ناشناس خانه ام را سنگباران می کنند و بر اثر پرتاب سنگ تمام شیشه های در و پنجره شکسته است . خانم کتابی اضافه میکند : در این خانه من به اتفاق دو پسر و چند مستخدم خویش زندگی میکنم و این مسله باعث ترس و وحشت ما گردیده است . صحبخانه سپس اضافه کرد : تصور نمی کنم که کسی با من دشمنی داشته باشد و به همین دلیل نمیدانم به چه علت مورد غضب قرار گرفته ام . از طرف ماموران پاسگاه امانیه چند تن از ماموران پلیس مامور گردیدند که شبها خانه مورد بحث را زیر نظر داشته باشند و کسانی را که باعث ترس این خانواده گردیده اند دستگیر نمایند . انها 4 شب خانه را زیر نظر داشتند اما معلوم نبود چگونه این سنگها پرتاب میشوند . انها مشاهده میکردند که سنگهای بسیار سنگین و همچنین اجرهای ساختمانی بسوی خانه انداخته میشوند, اما کسی در ان نزدیکی بچشم نمیخورد . با دستور دادگاه برسی بیشتر انجام شد و ماموران اگاهی نیز وارد این حادثه نادر گردیدند , انها اعتقاد داشتند که بخاطره سنگینی سنگها انها از فاصله نزدیک پرتاب میشوند . اما در شب حضورشان هیچکس را در نزدیکی خانه مشاهده نکردند... همسایگان میگویند این سنگها توسط " ارواح " به این منزل پرتاب میشود . این سنگباران تا 10 روز ادامه داشت و ناگهان قطع کردید . ایا براستی این خانه را " ارواح سنگباران میکرد.؟ " ااین سئوالیست که جوابی ندارد
.