در جلسات تجسدی معمولا ارواح خود را به دو صورت ظاهر می سازند و آن دو عبارتند از:

1-: با استتفاده از وجود مدیوم و هادی و امواج مثبت با بکار گیری علم روحی ارواح خود را در جلسات یا نقاط ویژه ای ظاهر می سازند و در صورت موجود بودن کلیه شرایط و تسهیلات لازم جهت این منظور خود را به شکل تجسدی در می آورند وبرخی از افراد می توانند آنها را با چشم تن دیده و حتی با دست لمس کنند.

در این نوع تماس ها هرچه قدرت های مدیوم و امواج مثبت جلسه بیشتر و شرکت کنندگان دارای شناخت کافی واعتقاد و ایمان به وجود و بقای روح باشند و امواج مثبت نیز توسط سایر افراد در آن جلسه حکم فرما گردد ارواح در این شرایط قدرت تجسدی بیشتری بدست می آورند و در شکل و قیافه کاملتری ظاهر می گردند.

بوجود آوردن چنین حالتها یی اصولا دارای دو نوع شرایط و خواسته است:

الف:خواست درونی افراد حاضر در جلسات و مدیوم در این زمینه بطور کلی وجود داشته باشد

ب:ارواح باید آمادگی تجسد در چنین جلساتی را از خود نشان بدهند و مایل به تجسد کردن باشند و حتما باید مدیوم تجسدی قوی ای در آنجا حضور داشته باشد تا ارواح به آسانی بتوانند برای تجسد از اکتوپلاسم مدیوم استفاده کنند.

2-در بعضی مواقع ارواح می توانند بدون حضور مدیوم و بنا به خواست درونی و باطنی خویش شکل تجسدی کامل یا نیمه تجسدی و... را به خود بدهند که در چنین حالت هایی وجود مدیوم پرقدرت لازم بنظر نمی رسد و در این جلسات اغلب اتقاق می افتد که مدیوم ها در بین افراد بعنوان حضار در جلسه حضور دارند که خود از حالت و توانایی های ذاتی خود بی خبر می باشند.

از روح حاضر در جلسه ای سوال شد که آیا ارواح حاضر در جلسه و ارواحی که در تمام جلسات حضور می یابند و جزء ارواح محافظ افراد می باشند؟زیرا چنین می دانیم که هر فردی از افراد نسل بشر دارای یک روح محافظ است که اندازه توانایی روحی خود می توانند در زندگی افراد کمک های شایان توجهی بنماید

آن روح در حواب ما پاسخ داد که اکثر ارواح تمایل زیادی دارند تا با عزیزان خود تماس هایی را بتوانند بر قرار کنند . زیرا برقراری این تماس ها باعث خوشحالی ارواح می شود وبه محض اینکه ارواح بتوانند و زمان مناسبی نیز فرا برسد ارواح این تماسها را برقرار می کنند ورایج ترین علامت تماس آنها ضربه زدن به در و دیوار و نقاط و وسایل مختلف است که متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق خانواده ها از این برقراری تماس های روحی آگاهی نداشته و به راحتی از شنیدن این سر و صداها می گذرند ودلیل آن هم آگاه نبودن افراد درباره قدرت و وجود و بقای روح می باشد و اگر افراد حاضر در مجالس یا منازل و غیره تحمل دیدار و تظاهرات روحی را نداشته باشند ارواح کوشش خواهند کرد تا هیچگونه کنش و واکنشی را در این زمینه از خود بروز ندهند.در اکثر تظاهرات روحی که هر نوع عمل آنها بطور یک طرفه و توسط خود ارواح صورت می گیرد گاهی مشاهده می شود که ارواح نتوانسته اند به خود شکل تجسدی کامل بدهند و شکل مادی آنها بطور واضح دیده نمی شود و اغلب تظاهرات آنها به صورت شبه سفید و گاهی هم با بدنی شفاف و منور بنظر می آیند . و اگر در این شرایط ارواح اجازه بدهند که آنها را لمس کنند آنگاه خواهید دید که دست از بدن آنها به آسانی عبور می کند و با مانعی بر خورد نخواهد کرد

در اکثر تظاهرات روحی مشاهده می شود که ارواح با شکل پیش از مرگ جسم مادی خود ظاهر می شوند و گاهی هم پوشش آنها همان لباس های زمان حیات و پس از مرگ است. زیرا در این حالت می خواهند که خود را به دوستان و عزیزان خویش بشناسانند تا هیچکس در شناخت حقیقت وجودی آنها شکی به دل راه ندهد . با دیدن چنین تظاهراتی به این نتیجه می رسیم که ارواح پس از مرگ هرگز عقل و احساس خود را از دست نمی دهند و حتی نسبت به زمان حیات مادی خود از توانایی فکری بیشتری برخوردارند وضمیر ناخودآگاه و ضمیر آگاه در شرایط پس از مرگ جسم مادی آنها یکی شده و ضمیر ناخودآگاه به صورت ضمیر آگاه زمان حیات در می آید زیرا مکان و زمان در دنیای ارواح به شکل شناخته شده افراد در کره مادی وجود ندارد.

گاهی در جلسه ای بدون حضور مدیوم تجسدی رخ می دهد که در این زمینه می توان گفت که اگر ارواح بخواهند بدون وجود مدیوم ها .تجسدی اتفاق می افتد در چنین مواقع ارواح می توانند از نیروی ارواح دیگر بعنوان نیروی مدیوم برای تجسد خود استفاده کنند

بیشتر افراد بشر در زمان حیات مادی خود به پدیده های روحی بسیاری بر می خورند ولی به علت نا آگاهی های علمی و نداشتن تماس با ارواح و آموزشهای غلط از اکثر وقایع یا پدیده ها به سادگی می گذرند و گاهی هم بخود می قبولانند که همه مشاهدات یا شنیده های خویش را تصور کرده و یا خیالاتی شده اند و دیگر آن را پیگیری نمی کنند.

نسل بشر در زمان حیات مادی خود به چند دسته تقسیم می شوند:

اول:گروهی که به وجود و بقای روح اعتقادی ندارند و ترکیبات جسم را جز ماده چیزی نمی دانند و عقیده دارند که انسان از خاک است و پس از مرگ هم به خاک تبدیل می شود و سپس هیچ اثری از آن بجای نمی ماند.

دوم: افرادی هستند که به روح و زندگی پس از مرگ باور دارند ولی به دلیل ناآگاهی و عدم شناخت ارواح را موجوداتی پر خطر و خون آشام و ترسناک و ... تصور میکنند لذا همیشه از مسائل روحی خود را کنار می کشند که متاسفانه گروه زیادی از افراد با سواد و دانشمند جهان از این دسته هستند که در این بین نویسندگان بزرگی وجود دارند که کتابهای بسیاری درباره ارواح خون آشام نوشته اند و بازرگانان فیلمسازی نیز هستند که از به روی پرده آوردن این داستان ها پول های فراوانی به جیب زده اند.

سوم :گروهی هستند که به وجود و بقای روح در زمان حیات و پس از مرگ باور دارند و می گویند که ارواح همان بشرهایی می باشند که زمانی در کره زمین و یا سایر کرات دیگر می زیسته اند و اکنون با تعغیرات و تکامل بیشتری به زندگانی روحی خود در عوالم پس از مرگ ادامه می دهند و تنها از دید ناتوان ما افراد زنده که درک و احساس کامل و کافی نداریم خارج می باشند .

دسته ای عقیده دارند که ارواح به کلیه علوم کاعنات آگاهی کامل دارند و می توانند به انسان های روی کره خاکی کمک های شایان توجهی بنماینددر صورتی که چنین فکری اشتباه است.زیرا وقتی که فردی فوت میکند روح وی فورا تبدیل به دانشمند یا فیلسوف زمان نمی شود بلکه روح دارای همان شناخت فرد در زمان حیات است و پس از مرگ برخی از آگاهی های زمان خود را نیز از دست داده است و در جهان سوم(بهشت)ارواح برای کسب علم عوالم روحی احتیاج فراوان به آموزش دارند لذا نمی توانند به سادگی اطلاعات گرانبهایی را در اختیار زندگان بگذارند و هرگز نباید انتظار چنین کمک های مادی را از ارواح داشت.ولی از ارواح مترقی می توان آگاهی و اطلاعات بسیار ارزنده ای را در خواست کرد که شناخت آنها چراغی را فرا راه انسان ها برای خوب بودن و در جهت و مسیر معنویت روشن خواهد نمود .در عوالم روحی تنها معنویت و اعمال انسانی افراد در زمان حیات مادی است که باعث برتری آنان نسبت به دیگران می باشد نه آگاهی بر علوم کلاسیک و این حالت از زمان مرگ هر فردی آغاز می گردد و در عوالم یا جهانهای روحی نیز ادامه دارد.

البته باید گفت که روح افراد پس از مرگ به اطلاعاتی دسترسی خواهند یافت که ما هرگز کوچکترین احساس و شناختی نسبت به آنها نداریم و تا پیش از مرگ هم به آنها دست نخواهیم یافت چون این شناخت ها مربوط به خود ارواح است وتا زمانی که فردی به مرحله روحی نرسد مسلما اطلاعی هم از چگونگی و حالتهای موجود آن ندارد

ارواح در جهان سوم به تدریج می کوشند تا با فرا گیری علوم الهی و روحی اکثر اطلاعات و وابستگی های زمان حیات خود را که در تکامل روحی آنها تاثیری ندارند فراموش کنند چون با فراموشی برخی مطالب آنها می توانند سیاله های سنگین ماده را که هنوز در تنپوش وجود دارند به مرور زمان از خود دور کنند و با انجام این کار برای رسیدن به عوالم روحی بهتر و بالاتر .خود را آماده و سبک تر سازند باید این حقیقت را بدانیم با وجود دانش و منطق و استدلال های علمی و قدرت های روحی .فردی نباید گرد خرافات بگردد و حقایق حیات را نپذیرد و به این مطلب واقف باشیم که جهان پس از مرگ وجود دارد و ارواح پس از مرگ جسم مادی می توانند برای دیدار وابستگان و نزدیکان خود طی شرایط خاصی به نزد آنان بیایند ولی متاسفانه کمتر کسی به این اصول پایبند است و در حیات مادی خویش به فکر زندگانی پس از مرگ خویش می باشد و به همین علت هم گرفتار اعمال خلاف خویش می گردد




منبع : کتاب کلیات علوم روحی