نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: گپ و گفتی با شیطان

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    گپ و گفتی با شیطان

    اشاره:

    روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم" به ناگاه شوکه شدم!

    هر زحمتی که بود خودم را باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به

    جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.

    روز مصاحبه:

    جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:

    مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.

    پیش از مصاحبه گفتم:

    با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟

    خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم

    به خواسته های خود دست یابم.

    گفتم: چه حربه ای؟

    جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می سازم.

    متن مصاحبه:

    عبد الله :خودتون رو معرفی کنید.

    شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و

    اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی،

    رجیم, ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

    عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

    شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی

    در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان

    به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز

    قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

    عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟

    شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از

    روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.

    اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)

    با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:

    در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

    اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این

    مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"

    تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.

    این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد

    و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا (7)) خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق

    در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر

    چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر

    انسانی خاکزاد سجده برم.

    آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باززدم.

    این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم

    شعله ور تر می شود.

    عبدالله : این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟

    شیطان : من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه

    داشت و این امتحان شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

    عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟

    شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (Cool من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق

    وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم،

    سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.

    این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد

    به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها

    گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9)

    البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به

    سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)

    عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟

    شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.

    عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟

    شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و

    بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

    عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟

    شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

    عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟

    شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که

    سفره گناه را تو گستردی.

    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا

    مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

    عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟

    شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من

    اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در

    ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

    عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

    شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها

    عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند.

    که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

    عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟

    شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)

    عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

    شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند0(14)

    عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟

    شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و

    خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت

    رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در

    کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

    عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

    شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

    عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟

    شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که

    اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)

    عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟

    شیطان: امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که

    بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته

    است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

    عبدالله: حرف آخر؟

    شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود) :سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را

    لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه

    راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)



    پی نوشت:

    صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه 1_


    2_ در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه:

    هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف

    کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كننده‏اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد

    خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.

    3_سوره ی بقره/30

    4_پیشین

    5_پیشینچ

    6_ نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را

    عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

    7_ از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی

    باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

    8_نور/21

    9_انعام/ 121

    10_ در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک :

    مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

    11_ابراهیم/22

    12_اسرا/24

    13_ تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم

    14_پیشین

    15_پیشین

    16_ نحل/100ونیزناس/5

    17_ اعراف/16



    منبع: سایت تبیان

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : گپ و گفتی با شیطان

    آژیر خطر شیطان!


    از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:

    وقتی که این آیه بر پیامبر نازل شد:" والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر

    الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون"(135/آل عمران)

    ابلیس(پدر شیطانها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام "ثور" رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه ی بچه شیطانها جمع شدند. ابلیس، نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد واز آنها کمک خواست

    یکی از یاران او گفت:

    من با دعوت نمودن انسانها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می کنم

    ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی شبیه به اولی کرد ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت.

    تا اینکه از میان شیطانها، شیطان کهنه کاری به نام "وسواس خناس" گفت:

    پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می کنم (و می گویم که الان برای توبه کردن زود

    است و فرصت توبه بسیار است) وقتی که مرتکب گناه شدند خدا را فراموش کرده و بازگشت به سوی خدا (=توبه ) از خاطر آنان محو می

    گردد.

    ابلیس گفت:
    مرحبا! راه همین است. سپس این ماموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : گپ و گفتی با شیطان

    شيطان و صوفي

    همه مي خواهند كارهاي بزرگي را كه شيطان انجام مي دهد ، بشناسند و پي به حقيقت و ذات كثيف او ببرند و بدانند خيانت ها و جنايت هاي او تا جه اندازه بوده است. لذا داستاني را كه در ضمن آن ،شيطان خود را معرفي كرده مي آوريم.
    روزي « علي بن محمد صوفي » شيطان را ديد.
    آن ملعون از صوفي پرسيد : چه كسي هستي؟ جواب داد : من از فرزندان آدم (ع) هستم. شيطان گفت: لا اله الا الله تو از قومي هستي كه گمان مي كنند از دوستان خدايند، در حالي كه معصيت او را مي كنند ، مي پندارند از دشمنان شيطان اند در حالي كه اطاعت او را مي نمايند.
    صوفي گفت : تو چه كسي هستي ؟
    جواب داد: من صاحب قدرت و اسم بزرگ و طبل عظيم هستم. من قاتل هابيلم، سوار شوند در كشتي نوحم، پي كننده ناقه صالحم، روشن كننده آتش ابراهيمم، طراح قتل يحيايم، غرق كننده قوم فرعون در رود نيلم، به حركت آورنده وسائل سحر و جادو در برابر موسايم، سازنده گوساله سامري بني اسرائيلم، من سازنده و صاحب اره بر فرق زكريايم، حركت كننده با لشكر ابرهه براي خراب كردن خانه كعبه با فيلانم، طراح قتل پيامبر اسلام در احد و حنينم، به وجود آورنده لشكر صفينم، من القا كننده و به وجود آورنده حسد روز سقيفه در قلوب منافقانم.
    من صاحب هودج در روز جنگ بصره و بعيرم، من شتر عايشه در روز جملم، دشنام دهنده در روز عاشورا به مومنانم، من امام و رهبر ، پيشوا و دستور دهنده منافقانم، من بزرگ عهد و پيمان شكنانم، من ركن و ستون ظالمانم، گمراه كننده مارقينم، نابود كننده اولينم، به انحراف كشنده و گمراه كننده آخرينم ، نه مخلوق از گل بلكه خلق شده از آتشم، غضب شونده رب العالمينم، من لعنت و رانده شده خدا و فرشتگان و جن و انس و همه مخلوقاتم.
    صوفي گفت : تو را به حق آن خدايي كه به گردن تو حق دارد، مرا راهنمايي كن بر عملي كه به واسطه آن تقرب به خدا پيدا كنم و به واسطه آن در مشكلات روزگارم كمك بگيرم.
    شيطان گفت : در دنيا به آن چه تو را كفايت كند قانع باش و كمك بگير بر آخرت خود به دوستي علي بن ابي طالب و دشمن باش با دشمنان او . به درستي كه من عبادت كردم خدا را در هفت آسمان و معصيت نمودم او را در هفت زمين، نيافتم هيچ ملك مقربي و نه نبي مرسلي را مگر اين كه به واسطه دوستي علي عليه السلام به خدا نزديك شده باشد.
    صوفي مي گويد : ناگهان از پيش چشمم غايب شد. آمدم پيش امام باقر عليه السلام و اين خبر را براي ايشان گفتم حضرت فرمود: آن ملعون شيطان بود كه به زبان ايمان آورد و در قلب خود كافر شده است.

  4. #4
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : گپ و گفتی با شیطان

    شيطان در روز عاشورا

    شيطان لعين تصميم گرفته كه انتقام خود را از اولاد آدم بگيرد. لذا در تمام اختلافات حضور پيدا مي كند، در تمام جنگها حاضر مي شود و

    جبهه دشمن را تقويت مي كند، فراريان را با حيله بر مي گرداند، به سوي ميدان مي كشاند و آتش جنگ را شعله ور مي سازد.

    يكي از آن جاها روز عاشورا بود كه تمام لشكريان خود را جمع كرده و به پايكوبي و رقص پرداخت. هر كس از لشكر امام حسين عليه

    السلام شهيد مي شد ، از خوشحالي فرياد مي زد و رقص مي كرد. هر كدام از لشكريان عمر سعد فرار مي كردند، شيطان به صورت

    يكي از سر كرده هاي لشكر در مي آمد و سر راه شان را مي گرفت و آنان را به ميدان بر مي گرداند. مي گفت: واي بر شما، اين همه

    جمعيت و مردان شجاع ، از يك نفر تشنه و بي كس و مجروح گريزان شده ايد ؟ مردانگي و غيرت شما كجا رفت ؟ بر گرديد او را محاصره

    كنيد، با ضرب شمشير از پاي درآوريد و اگر نمي توانيد، او را تير باران نماييد.

    با حيله و نيرنگ لشكر را بر مي گردانيد و شوري ديگر در جنگ ايجاد مي كرد. ولي آنها چون جرأت نمي كردند از نزديك با امام حسين عليه

    السلام بجنگند از دور ، آن قدر تير به سوي آن مظلوم انداختند كه مانند مرغ پر در آورده بود. وقتي كه تير سه شعبه زهر آلود بر سينه امام

    نشست و از پشت سر بيرون آمد، امام عليه السلام از بالاي اسب بر زمين افتاد. شيطان ميان آسمان و زمين از خوشحالي فرياد زد و

    گفت: امروز كينه خود را بر سر اولاد آدم خالي كردم و انتقام خود را گرفتم. او مي كوشيد تا لشكر زودتر كار حسين عليه السلام را تمام كند.

    زينب مي فرمايد: وقتي ابن ملجم ضربت بر سر پدر بزرگوارم زد، من آثار مرگ را در ايشان ديدم، پيش رفتم و عرض كردم: اي پدر بزرگوار !

    ام ايمن حديثي از براي من گفته است دوست دارم آن را از دو لب مبارك شما بشنوم. آن حضرت فرمود: اي نور ديدگان من ! حديث همان

    است كه ام ايمن به تو گفته و برخي از مصيبت هاي كربلا و گرفتاري هاي آن روز را براي دخترش زينب بيان كرد تا جايي كه فرمود: زماني

    كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ما را به اين حديث خبر مي داد، فرمود:

    يا علي ! در آن روز، ابليس با شياطين خود، از شدت شادكامي در سرتاسر زمين پرواز مي كند و به شياطين و هوادارانش مي گويد: اي

    جماعت شياطين! شاد باشيد كه انتقام خود را از فرزندان آدم گرفتم، برترين بدبختي را براي آنها فراهم كردم، جهنم را به آنها به ميراث

    دادم، مگر جماعتي كه دست به دامن اين خانواده شوند و از آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم ياري جويند.

    اي شياطين! بر شما باد كوشش در راه ايجاد بدبيني به اين خانواده ، كاري كنيد كه به اين خانواده و دوستان آنها دشمني ورزند تا كفر و

    گمراهي در مردم استوار شود و يك نفر از آنها رستگار نگردد.

    بعد از آن ، حضرت علي عليه السلام به زينب فرمود: اي نور ديدگانم! بي گمان ابليس در اين سخن راست گفت، با اينكه كار او هميشه

    دروغ گفتن است، زيرا مي داند هيچ عمل صالحي با داشتن دشمني با شما فايده اي ندارد، هيچ گناهي با داشتن دوستي شما ضرر و

    زياني به انسان نمي رساند ( مگر گناهان كبيره ) ، يعني شيعيان شما به واسطه علاقه اي كه به شما دارند، از گناه و معصيتي نمايند و

    موفق به توبه شوند و گناهان خود را ترك نمايند ضرري متوجه آنها نمي شود.

    و دشمنان شما، به واسطه دشمني و عداوتي كه با شما دارند، اگر مانند جن و انس خدا را بپرستند، عبادات آنان سودي به حالشان

    نخواهد داشت

    منبع: سایت یوسف زهرا

  5. #5
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : گپ و گفتی با شیطان

    شيطان از فضائل علي (ع) مي گويد

    از سلمان فارسي نقل شده كه گفت: روزي گذر شيطان به جمعتي افتاد كه از علي عليه السلام بدگويي مي كردند.

    شيطان در مقابل آنها ايستاد. جمعيت گفتند : كي هستي كه مقابل ما ايستادي ؟
    جواب داد : ابومره هستم ( لقب شيطان است )
    گفتند : آيا سخنان ما را شنيدي ؟
    گفت واي بر شما . آيا علي بن ابي طالب عليه السلام را كه مولاي شما است ، ناسزا مي گوييد؟
    آنها گفتند : از كجا دانستيد كه ايشان مولاي ما است؟
    گفت : از قول پيامبر خود شما كه در غدير فرمود: هر كس من مولاي او هستم، علي مولاي او است. خدايا ! دوست بدار كسي كه علي را دوست بدارد و دشمن بدار كسي كه علي را دشمن بدارد.
    آنها گفتند: آيا تو درباره او چنين مي گويي؟
    شيطان گفت : اي جمعيت ! كلام مرا بشنويد. من در ميان طايفه جن دوازده هزار سال خدا را عبادت كردم. وقتي خداوند جنيان را هلاك كرد، من از تنهايي به خدا شكايت كردم . مرا به سوي آسمان دنيا بالا بردند. من در ميان ملائكه دوازده هزار سال ديگر خدا را عبادت كردم ، در حالي كه خدا را تسبيح و تقديس مي نمودم .
    ناگهان نوري كه همه جا را روشن كرده بود بر ما تابيد. در اثر اين نور همه ملائكه به سجده افتادند و گفتند: پاك و منزه است خدا. اين ، يا نور ملك مقرب است يا نور نبي مرسل. ناگهان ندايي از جانب خداوند آمد كه : اين نور نه از ملك مقرب است و نه از پيامبر مرسل ، بلكه اين نور پاك از علي بن ابي طالب عليه السلام است.
    درباره علاقه شيطان به حضرت علي عليه السلام رواياتي وارد شده :
    روزي آن حضرت به شيطان گفت : اي ابو الحارث ! آيا براي قيامت خود چيزي ذخيره كرده اي ؟ گفت : يا علي محبت و دوستي تو را.
    بلي شيطان هم ، حضرت علي عليه السلام را مي شناسد و پي به مقام و مرتبه او برده است و در قيامت هم چشم اميد به شفاعت او دارد.

    منبع:سایت یوسف زهرا

  6. #6
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : گپ و گفتی با شیطان

    شيطان در نطفه اينها شريك است

    خداوند درباره نقش شيطان در اموال و اولاد انسانها چنين مي فرمايد:

    در اموال و فرزندان آنان شركت كن.

    درباره چگونگي شركت شيطان در اولاد انسان حديثي از حضرت صادق عليه السلام وارد شده كه فرمودند: شيطان مي آيد و با زن و شوهري كه در حال نزديكي هستند شركت

    مي نمايد و با آن دو همكاري مي كند.

    ابوبصير عرض كرد: از چه راه شناخته مي شود ( كه اين شخص از نطفه شيطان است يا انسان ) ؟

    حضرت فرمود: به دوستي و دشمني ما اهل بيت. هر كس ما را دوست داشته باشد ، نطفه او از انسان ، و هر كس ما را دشمن داشته از شيطان است.

    راجع به كساني كه شيطان در نطفه آنها شركت جسته، رواياتي از معصومان عليهم السلام وارد شده كه به آنها اشاره مي كنيم:

    1- فحاش

    امام صادق عليه السلام فرمود: از نشانه هاي شركت شيطان ( در نطفه بعضي انسان ها ) كه ترديدي در آن نيست ، اين است كه شخص بد زبان باشد. از آن چه مي گويد، و از

    آن چه درباره او مي گويند، باكي نداشته باشد. ( و ناراحت نشود ).

    نيز آن حضرت از رسول خدا فرموده اند: هر گاه مردي را ديديد كه باكي ندارد از آن چه مي گويد و آنچه به او گفته مي شود ، پس به درستي كه از زنا يا شركت شيطان ( در نطفه

    او ) است.

    اميرالمومنين عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده كه آن حضرت فرمود: خدا بهشت را بر بي آبرو و بي شرمي كه حيا نداشته باشد، از آن چه گويد

    و آن چه به او بگويند، حرام زاده است، زيرا اگر از احوالش بازرسي كني، يا از زنا است، يا از شركت شيطان در نطفه او . به وي عرض شد: آيا در ميان مردم شركت شيطان هم

    هست؟ فرمود: آيا گفتار خدا در قرآن را نخوانده اي كه به شيطان مي فرمايد: شركت كن با ايشان در مال ها و فرزندانشان.

    2- زنا زاده

    يكي ديگر از كساني كه شيطان در شكل گيري نطفه اش نقش داشته ، زنا زاده است. زن و مردي كه از راه زنا و فحشا به هم رسيده اند فرزندي از آنها متولد شده شرعي

    نيست.

    عبدالملك بن اعين مي گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم فرمود: هنگامي كه شخصي مي خواهد زنا كند در همان وقت شيطان هم دست به كار مي شود و با وي شريك

    شده و عمل زنا را با هم انجام مي دهند. در همان زمان نطفه آن دو مخلوط مي شود و اولادي كه به وجود مي آيد از شيطان است.


    3- خريدن كنيز از مال حرام

    از جاهايي كه شيطان در اولاد انسان شركت مي كند، خريدن كنيز با مال حرام يا مال حرام را مهريه زن خود قرار دادن كه شيطان در اولاد او شركت مي كند.

    4- نگفتن بسم الله موقع جماع

    وقتي انسان مي خواهد با عيال شرعي خود نزديكي كند، اگر بسم الله نگويد، شيطان حاضر مي شود و با آن مرد همكاري كرده و در نطفه او شركت مي كند.


    5- كساني كه اين صفات را داشته باشند

    امام صادق عليه السلام فرمود: كساني كه باكي نداشته باشند ، از آن چه به مردم مي گويند و يا مردم به آنها مي گويند، كساني كه باكي نداشته باشند كه مردم آنها را در

    حال گناه و معصيت ببينند، كساني كه غيبت ديگران را كنند، كساني كه عشق و علاقه به حرام دارند و آنهايي كه علاقه به زنا دارند شيطان در نطفه آنان شركت داشته است.

    منبع: سایت یوسف زهرا

  7. #7
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : گپ و گفتی با شیطان

    حضرت امام رضا علیه السلام از نیاى بزرگوارش ‏امیرالمؤمنین ‏علیه السلام روایت مى‏كند كه آن حضرت دروغ را لیسیدنى ابلیس

    خوانده‏است. *

    هر خوراكى كه بسیار مورد علاقه باشد، لیسیدنى خواهد بود؛ خوراك خوش‏مزه و لذیذ را نه تنها مى‏خورند، بلكه كاسه‏اش را نیز

    مى‏لیسند.

    ابلیس، همانند آشپزی ماهر و زبر دست، دروغ را چون غذایی لذیذ و خوشمزه در نظر انسان می آراید به گونه ای كه برخی انسانها

    مشتریان دائمی این رستوران می شوند.

    بسیاری از افراد دروغگو و دروغ پرداز كاسه لیس ابلیس هستند و روزگار خود رادر این دام شیطان به سر مى‏آورند.

    منبع:
    *بحار الانوار، ج‏60، ص‏217.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برخوردکشتی با دیوارحفاظتی بندرعباس
    توسط HRG در انجمن اخبار حوادث
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۸ بهمن ۸۸, ۲۲:۲۷
  2. استفاده تبلیغاتی از بانوان در مراسم و برنامه های انتخاباتی
    توسط hamid192 در انجمن اخبار ويژه انتخابات ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۰۸ خرداد ۸۸, ۱۲:۴۸
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۱ مهر ۸۷, ۱۷:۵۲
  4. تی ام
    توسط ARVAH در انجمن مدیتیشن - meditation
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۹ تیر ۸۷, ۲۱:۱۳
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۳۱ تیر ۸۶, ۱۹:۴۳

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •