نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ((ارتباط روح با جسم اثیری))

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    ((ارتباط روح با جسم اثیری))

    درباره ارتباط بین دو عنصر مادی و الهی , یعنی روح و جسم گفتگوهای فراوانی از گذشته های دور تا کنون شده و نظزیه های متفاوت و جداگانه ای نیز در این زمینه موجود است , زیرا در گذشته , به دلیل عدم شناخت های کافی , ناهماهنگی های فراوانی در مورد این دو عنصر بین دانشمندان روحی وجود داشته است.

    می دانیم که جسم مادی افراد بشر از عناصر مادی و جنس سخت تشکیل یافته و این جسم , ماده ای است پایدار و دارای شکل ظاهری که با درک و لمس کردن قابل شناخت و تشخیص می باشد , ولی روح برخلاف جسم مادی از عنصری بسیار نرم و لطیف و سیال تشکیل یافته است و ما از نظر عقلی می دانیم که ارتباط این دو عنصر سخت و لطیف , بدون وجود واسطه , کاری دشوار و نشدنی است , ولی باید این دو عنصر غیر متجانس , به شکلی , با تولد یک حیات , هر دو در کنار یکدیگر ادامه مسیر بدهند . لذا همنشینی آنها با یکدیگر امری است قطعی و الزامی , چون این دو عنصر ( روح و جسم ) هر یک از سیالات جداگانه ای نسبت به یکدیگر تشکیل یافته اند , لذا روح افراد بشر , به وسیله یک ربط دهنده , با جسم مربوط می شود که این رابط , همان جسم اثیری یا جسم ثانی افراد می باشد که بهتر است با نام تن پوش از آن یاد شود , زیرا تن پوش تمام بخش های جسم مادی را از درون و بیرون در برگرفته و آن را می پوشاند , به شکلی که گاهی جسم مادی در بین تن پوش دیده نمی شود و تنها شکل و امواج تن پوش قابل می گردد.

    تن پوش در حالت عادی غیر قابل روئیت است , ولی در شرایط ویژه ای می توان آن را مشاهده کرد . گروهی از افراد روشن بین , توانایی دیدن تن پوش را در شرایط بخصوص روحی دارند که به شکل روشنی در پیرا مون بدن انسان و حیوانات وگیاهان وجود دارد . اشکال و حالتهای تن پوش در تمام موجودات زنده یکسان نیست , ولی درجه فشردگی آنها در همگان تقریبا یکسان بوده و مشخصات کلی آن مربوط به حالت های روحی افراد است . در صورت مساعد بودن شرایط روحی , در برخی از مواقع ارواح می خواهند خود را به افراد نشان دهند , لذا بدون در نظر گرفتن شرایط پیرامون , میتوانند به تن پوش خود , حالت نیمه تجسد یا تجسدی کامل بدهند و آن را به شکل مادی که قابل روئیت است در آورند.

    روح بشر در تمام دوران زندگی مادی , در داخل تن پوش جای می گیرد و زندگی مشترکی را با جسم ادامه می دهد و در تمام دوران حیات مادی , جسم را بطور کلی و کامل ترک نمی کند . مگر در زمان مرگ , روح فرماندهی جسم مادی را دارد , لذا برای فرمان دادن به جسم مادی , عقل و شعور , درک , فهم , احساس و ضمیر ناخودآگاه را در اختیار دارد تا بتواند جسم را راهنمایی کند.

    جسم اثیری که شباهت زیادی به جسم مادی افراد زنده دارد , عنصری است نرم و بسیار لطیف و حساس و نفوذپذیر و به آسانی می تواند از هر شیئ یا عنصری بدون کوچکترین مشکلی گذر کند و گاهی هم با سرعتی زیاد , تغییر مکان دهد و حتی از جو زمین خارج شود و به سیر و سفر در کائنات بپردازد . این سیر و سفرها و خارج شدن از جسم مادی , تنها برای ارواح که جسم مادی را قبلا ترک کرده اند نیست , زیرا تمام افراد بشر در زمان زنده بودن هم به شکل کامل و ناقص می توانند از جسم مادی خود جدا شوند و در جای دیگری , به خود شکل بگیرند , آنچنان که شخص را در یک لحظه در دو محل جداگانه می توان مشاهده کرد.

    در چنین احتمال و ارتباطی , تنها روح و عقل در جسم اثیری اثر می گذارد و از رخداد چنین کاری , ضمیر آگاه فرد آگاهی ندارد و جسم مادی و حواس , از آن بی خبر هستند و تمام این اعمال توسط ناخودآگاهی صورت می گیرد و پس از مدتی نیز مانند کلیه آگاهی های بشر , در سراسر زندگی در ضمیر ناخودآگاه بایگانی می شود.

    تن پوش دارای توانایی های بی شماری است که ذیلا به چند حالت آن می پردازیم:

    � تن پوش افراد بشر بر خلاف جسم مادی آسیب پذیر نیست و در صورت نقص عضو جسم مادی , تن پوش سالم باقی می ماند و ارواح که در زمان حیات مادی نقص عضو در جسم مادی خود داشته اند , در زمان تجسد ها مشاهده می گردد که کاملا سالم بنظر می آیند.

    � تن پوش , مرکز خاطرات و عقل و ادراک است و اگر به دلایلی نارسایی هایی در مغز به وجود آید , هیچ تاثیر منفی از نظر فهم و درک در تن پوش بروز نمی کند .

    � تن پوش را می توان یک مرکز اطلاعاتی و بایگانی اسرار آمیز کلیه رخدادهای بسیار دور نسل بشر در گذشته های دور و نزذیک دانست که در زمان های ویژه ای قادر است , تمام اسرار گذشته را از خود بروز دهد .

    � تن پوش های افراد بشر از گذرانیدن هر دوره تکاملی روحی , در هم ادغام می شوند و با آگاهی هایی که نسبت به کارها و رفتارهای گذشته هر فردی دارند , در یک تن پوش جدید با هم جای می گیرند و ادغام شدن آنها به ترتیب زیر است . زمانی که روح و تن پوش جهت ترکیب با اسپرماتوزوئید و اوول به نطفه دمیده می شوند , مقدار بسیار جزئی از آن , جهت ترکیب سلولی , بتدریج وارد رحم , برای تکمیل نمودن جنین می گردد . در این موقع حداکثر تن پوش که شخصیت و شکل تولد قبلی را دارد در خارج از بدن ولی به صورت پیوسته با جنین , باقی می ماند و پس از تولد حدود 20 % از تن پوش قدیمی در کودک است و در اثر رشد جسم مادی , این مقدار تکمیل می شود و تا هفت سالگی کامل می شود و نوزاد مدتها با آن شکل قبلی در تن پوش مصاحبت و بازی است و تا زمانی که بیش از 50 % از تن پوش وارد جسم مادی کودک شود که معمولا تا دو سالگی است بطول می انجامد و تا آن زمان کودک همبازی دیگری بنام تن پوش قبلی دارد و پس از آن این حالت از بین می رود و شکل باقی مانده تن پوش , به شکل کودک در می آید و آنهم بتدریج کمتر می شود , تا در سن چهار پنج سالگی , کودک هیچ هم بازی روحی ندارد.

    � تن پوش موجب می شود تا اطراف جسم مادی , امواج و انوار ویژه ای وجود داشته باشد که این امواج نامرئی را ارواح می توانند از مسیر های دور مشاهده کنند و در موارد بخصوص , برخی از افراد زنده که دارای قدرت مدیومی کافی هستند نیز می توانند این هاله ها را ببینند .

    � تن پوش در اختیار روح قرار دارد و خواست های روح را به طور کامل درست انجام می دهد و جسم مادی هیچگونه شناختی از جهت ادراک , نسبت به آن ندارد و گاهی توان روحی موجب می شود که بخشی از این عنصر را به جای دیگری بفرستد که در چنین حالت هایی , موجب بروز برخی از پدیده های اسرار آمیز روحی در آفرینش نسل بشری شوند که به آن دوبعدی بودن افراد می گویند , یعنی فرد در یک زمان در دو محل جدا از هم دیده می شود.

    � وجود تن پوش است که سبب ارتباط روح که یک عنصر لطیف الهی است با جسم سفت و سخت و خشن مادی می شود . یعنی در اصل اگر تن پوش نبود , زندگی هم وجود نداشت , زیرا روح هرگز نمی توانست با جسم مادی که بسیار سخت و خشن و نفوذ ناپذیر است رابطه کاملی برای ادامه حیات برقرار کند و در اصل می توان چنین بیان کرد که اگر تن پوش وجود نداشت شاید حیات بگونه ای دیگری بود .

    � تن پوش می تواند بعضی از آسیب های محیط را از جسم مادی درو کند , مخصوصا امواج و انواری را که برای جسم مادی زیان با می باشند از خود عبور ندهد و آنها را از جسم مادی دور کند . چون تن پوش از امواجی بسیار توانمند و قدرتی عالی به وجود آمده , لذا به سادگی می تواند در برابر برخی از امواج آزار دهنده محیط خارجی , جسم مادی را سالم نگه دارد تا این جسم در زمان زندگی , نتواند بار روح و تن پوش را به دوش بکشد . در حقیقت باید گفت که جسم مادی برای به دوش گرفتن بار روح و تن پوش آفریده شده و بسیاری از آن غافلند و تمام قدرت و شناخت وجودی خویش را در جسم مادی می دانند.

    افرادی که هاله تن پوش که در اطراف جسم مادی آنها , بلند تر و بیشتر نسبت به هاله دیگران است , به همان نسبت از توانایی روحی بالاتری برخوردارند و قدرت مدیومی آنها بیشتر از دیگران است.

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    Re: ((ارتباط روح با جسم اثیری))

    یکی از شگفتی های خلقت موجودات , بخصوص در نسل بشر, تن پوش یا جسم اثیرییا قالب مثالی وی است که دارای حالت و اعمال و مشخصات بسیاری می باشد ونقش عمده ای در تکامل زندگی موجودات ایفا می نماید.

    برخی از مشخصات تن پوش در نسل بشر به شرح زیر است:


    1-نظربه این که روح عنصری است لطیف , سیال , و الهی , نمی تواند در جسم مادیخشن و سخت بطور مستقیم قرار گیرد لذا روح وارد تنپوش می شود و تنپوش استکه رابط اتصال روح با بدن می گردد.

    2-تن پوش مانند غلافی , تمام بدن را در بر گرفته و به تمامی سلول ها از هر نظر اثر مستقیم می گذارد.

    3-روحو تنپوش پس از جدا شدن از بدن فرد زنده تظاهراتی را انجام می دهند . مثلاگاهی اتفاق می افتد فردی را همزمان در دو محل جداگانه می توان دید که بهآن زوجی بودن یا همزاد یا فانتوم گفته می شود . پس از مرگ هم مسلما ایننوع تظاهرات را روح و تنپوش کاملتر انجام می دهند

    4-تمام ملکات اخلاقی و شخصیتی فرد در تن پوش وی جمع است و این تن پوش کاملا تابع قدرت روحی است.

    5-روح , تن پوش را در تمام دوران تکامل با خود همراه دارد و در هر تولد و تکامل شکل و قیافه و شخصیت خاصی به فرد می دهد.

    6-پس از فرا رسیدن مرگ و قطع شدن ریسمانهای نقره ای , روح همراه تنپوش جسم مادی را ترک می کند و به جهان های روحی مربوطه می رود.

    7-وظیفه تن پوش این است که در هر تولد به روح شخصیت و به جسم شکل بدهد.

    8-پساز ورود به جهان چهارم , روح به پاس خدمات تن پوش امواج آنرا بتدریج تغییرداده و مطابق امواج خود می کند تا در نهایت قابلیت جذب شدن به جهان پنجم وششم و هفتم را داشته باشد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •