نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: حیات خانوادگی در عالم ارواح

  1. #1
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    حیات خانوادگی در عالم ارواح

    بیان سخنان سویدنبرج درباره حیات خانوادگی در عالم ارواح :

    در این مورد این فیلسوف چنین می گوید : ساکنین آسمان ها از نوع بشری هستند و از دو جنس مخالف ( زن و مرد ) تشکیل شده اند . از ابتدای خلقت به حکم ناموس آفرینش زن برای مرد و مرد برای زن آفریده شده اند , محبت و جاذبه میان انها فطری است . با توجه به این اصول می توان گفت که در عالم ارواح هم میان مرد و زن ازدواج و زناشوئی هست ولی ازدواج آن ها با ازدواج زمینی فرق دارد , زیرا ازدواج در آنجا عبارت از متحد شدن دو جزء در یک عقل می باشد که یکی را اراده و دیگری را هوش می گویند . پس در آنجا شوهر با وظیفه عقلی عمل می کند و زن با وظیفه اراده .

    وقتی که میان عقل و اراده اتحاد کامل به وجود آید هر کدام از آن ها نسبت به دیگری احساس محبت می کند که ان را محبت روحی می نامند که به آن زندگی مشترک هم می گویند . این وحدت از لحاظ تمایل شکل خارجی هم در میان آن ها لازم است . ( منظور این است که زن و مرد در عالم روح گرچه از حیث شکل خارجی به ظاهر جدا از هم هستند ولی وحدت فکری و عاطفی آن ها را کاملآ به هم نزدیک کرده بطوری که عملشان مانند یک اراده و با یک عقل می باشد _ مترجم ) پس بر حسب طبیعت می بینیم که مرد با دستور عقل عمل می کند ولی زن با الهام عاطفه و از حیث شکل خارجی هم می بینیم که مرد خشن تر و از لحاظ زیبایی کمتر و از حیث جسد هم قوی تر است ولی زن دارای لطف و زیبایی می باشد که از حیث جسد نرم تر و از لحاظ ترکیب سیال تر است .فرق میان مجسمه هوش و اراده از یک طرف و فکر و عاطفه از طرف دیگر مانند فرق میان حق و خیر از سویی و ایمان و محبت از سوی دیگر می باشد .

    وقتی که هوش و اراده در نزد زن و مرد به طور یگانگی موجود باشند . پس موجود انسانی به یکی از این دو نسبت داده می شود ولی در آسمان ها هیچکدام به دیگری برتری ندارند . زیرا اراده زن از اراده شوهرش ناشی می شود و همجنین عقل مرد از عقل زنش با هم ظهور می کنند . جون لازم است یکی فکر کند و دیگری اراده نماید . بدین جهت است که آن ها به منزله وجود واحد محسوب می شوند . وقتی که میان آن ها وحدت عقلی باشد , ازدواج تحقق پیدا می کند .

    هر کدام از این زن وشوهر در عالم روح , مایل هستند آنچه را که عقل مالک می باشد به دیگری بدهند . همانطور که آن ها در عقل با هم متحد هستند در خیر و حق با هم وحدت دارند چون عقل از سوی آفریدگار حق مقدس القاء می شود همانطور هم اراده از خیر مقدس القاء می گردد . در این صورت هر چه که این یکی اراده کند آن دیگری هم همان را اراده می کند و هر چه که یکی دوست بدارد دیگری هم همان را دوست می دارد جون در عالم روح آزادی از محبت سرچشمه می گیرد . بنا بر این هر کدام از آن ها به دیگری تحکم کند , آزادی در میان آنها از بین می رود و تحکم کننده , تحکم شونده را بنده خود کرده , خود هم بنده خود کرده , خود هم بنده شهوت شده است . ولی آزادی که حب آسمانی را ( حب میان ارواح ) درک نکند , نمی تواند مطالب بالا را بفهمد , زیرا هنگامی که برتری طلبی در میان آنها داخل شود تجربه در میان آنان به وجود می آید آن وحدت اراده و عقل از بین می رود . چون برتری طلبی آزادی اراده را از بین می برد و کسی که مالک آزادی باشد مالک محبت هم نخواهد بود پس وقتی که سروری و تحکم با اراده تعارض پیدا کرد , نفرت از یکدیگر جای محبت را می گیرد . زن و شوهری که با چنین ازدواج ( برتری نسبت به یکدیگر ) زندگی کنند همیشه در جنگ و جدال هستند اگر چه در ظاهر به حکم مصالح زندگی آرامش را در میان خود حفظ می کنند ولی چون پس از مرگ , آن مصالح از بین می رود آن اختلاف باطنی ظاهر می شود . بنا بر این اگر چنین زن و شوهری در جهان ارواح باشند فقط به حکم عادت عقلی است . نکته قابل توجه این است که در حیات روحی آزادی فردی که هر کدام از زن و شوهر در زمین داشتند از بین می رود ولی ممکن است که گاهی در نزد بعضی از ارواح , علاقه ظاهری به زوجیت پیدا شود . لکن مادامی که آن ها در دوست داشتن یکدیگر متکی به نیکی توأم با حق نشوند , محبت واقعی زن و شوهری در میان آن ها پدید نمی آید , چنانکه باز هم این دانشمند می گوید : ازدواج عالم روحی با ازدواج جهان زمینی فرق دارد , زیرا وظیفه اصلی زن و شوهر عالم روح , رشد دادن حق و نیکی است . چون در آنجا زن و شوهر , در این دو باهم متحد شده اند . برای اینکه در جهان روح انسان بیش از همه نیکی و حقیقت را دوست دارد و این دو را با هم جمع می کند .



    ادامه دارد ...


    منبع : انسان روح است نه جسد

  2. #2
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : حیات خانوادگی در عالم ارواح

    پس از این همه توضیحات آشکار می شود که ازدواج عالم روحی شبیه ازدواج جهان زمینی نیست زیرا در عالم ارواح شادمانی های روحی حیات آن ها را تغذیه می کند . بنا بر این سزاوار نیست ازدواج عالم روحی را که به منظور اتحاد در عقل برای دریافت نیکی و حقیقت عملی می شود , با ازدواج جهان زمینی که بیشتر روی شهوات نفسانی و علایق مادی است با هم مقایسه کنیم .

    ولی در روی زمین می توانیم آن شادمانی ها را فرح و سرور زیاد بدانیم چون در این جهان بیشتر شادی ها مربوط به لذات جسمانی است , نه روحی , زن و شوهر عالم روح را نمی توان زن و شوهر نامید بلکه باید به آن ها شریک اطلاق کرد , چون آن ها با شرکت یکدیگر در رشد حقیقت و نیکی فعالیت می کنند . با توجه به این مطالب جا دارد که فرمایشات حضرت مسیح را درباره ازدواج بیان کنیم .

    ارواح وقتی کلمه (( زنا )) را می شنوند همه فرار می کنند . پس آدمی هر وقت برای لذت مرتکب زنا شود درهای آسمان را به روی خود می بندد . وقتی که درهای آسمان بسته شد , درهای ارتباط با خداوند هم به رویش بسته می شود به همین جهت است که میل به زنا میل به از بین بردن اتحاد خیر و نیکی با حق شناخته شده است . این میل , میلی جهنمی است که مخالف آن نعمت ازدواج آسمانی می باشد .

    در این باره ( وجود زناشوئی در عالم ارواح ) استاد موریس ماگر مطالبی می گوید که مفاد آن چنین است : عفت لازمه زندگی است , پس کسی که می خواهد دور از نگاههای عادی چشمان فیزیکی باشد , باید عفت داشته باشد . باز هم عفت برای کسی لازم است که می خواهد از عواقب زشت حوادث شهوت فرار کند , زیرا شهوت عوامل اضطراب و وحشت را برای پیروان خود به وجود می آورد و جو حیات را آلوده به کثافت می کند و او را از ارواح مترقی دور می سازد . مبارزه با نفس عبارت از عمل تبادل با طبیعت می باشد بدون اینکه صاحب نفس یا طبیعت از این تبادل عملی , زیان ببیند .

    چون به واسطه آن عمل از بعضی لذت ها صرف نظر می کند تا برایش دست یابی به لذتهای بالاتر و بهتر ممکن باشد تجربه نشان داده که آدمی نمی تواند در آن واحد به همه لذت ها دست یابد , پس شایسته است که لذت های پست را فدای لذت های عالی تر کند . البته این فداکاری به زبان آسان می آید لکن عملی ساختن آن بسیار مشکل است اما وقتی که ما عقل خود را در برابر کشمکش این لذت های پست و عالی قرار دادیم می توانیم به افکار خود که متوجه به سوی لذت های پست است غلبه کنیم , گرچه عوض کردن جسد متمایل به شهوت برای ما امکان ندارد . باز هم می گوید بزرگ ترین خطری که انسان را تهدید می کند آن تداخل کامل میان روح و جسد شهوانی است , زیرا این مخلوط شدگان به هم در اعمال شهوانی به هم کمک می کنند . پس انسان سعادتمند کسی است که به جسد خود فقط به نظر محل لذت زودگذر نگاه کند و به نفس خود اجازه ندهد که خود را اسیر این جسد شهوانی کند .

  3. #3
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : حیات خانوادگی در عالم ارواح

    نتایج تحقیقات شودزموند درباره حیات خانوادگی در جهان ارواح :


    شودزموند از مؤسسین مجمع بین المللی روحی در لندن و آکسفورد بود و در جوامع خارج از بریتانیا - در آمریکا , اسکاتلند و غیره - هم به آزمایشات روحی پرداخته بود . این شخص ادیب و نویسنده بود که صدها داستان و کتاب های با ارزش ادبی - اجتماعی - روحی نوشته , عارف شاعر و سخنور ماهر بود . این شخص نتیجه تحقیقات روحی خود را در ده جلد کتاب نوشته است . این شخص جهانگرد هم بوده و حتی به قطب شمال هم مسافرت کرده است . وی رئیس قسمت بریتانیایی روابط بین المللی برای ادامه حیات پس از مرگ بود و در 23 دسامبر سال 1960 پس از انجام خدمات زیاد برای حرکت روحی وفات یافت .

    این دانشمند درباره حیات خانوادگی در جهان ارواح تحقیقات مهم و با ارزشی دارد که بعضی از آنها را در کتاب " وقتی که مردی چگونه زندگی میکنی " و بعضی را هم در کتاب " دوست داشتن پس از مرگ " نوشته است . اینک ما قسمتی از نوشته های او را در این دو کتاب بیان می کنیم .

    این دانشمند در کتاب " پس از مرگ چگونه زندگی میکنی " نخست مطالب عمومی را بیان کرده که شامل چگونگی حیات پس از خروج روح از ماده فیزیکی می باشد و معتقد است که دانستن این مطالب برای هر انسان زنده لازم است و بعد هم کیفیت حیات جنسی را به شرح زیر بیان می کند :

    الف ) حب در جهان ارواح تا جهان سوم ( سمرلاند ) مانند حب زمینی در انسان ها باقی است .

    ب ) آنانکه در روی زمین عاشق بوده اند در آنجا هم بعضی به همان حال عاشق باقی می مانند و عشاق واقعی وقتی به آن جهان منتقل شدند , در جهان سوم با هم ارتباط می گیرند و به طریق امواج متبادل میان یکدیگر به طور غریزی لذت می برند .

    ج ) ازدواج همانطوری که حضرت مسیح گفته , در آن جهان ازدواج نمی کنند زیرا در آنجا هدف هایی مانند هدف های زمینی برای ازدواج وجود ندارد . وانگهی به عشق جنسی زن و مرد نباید به نظر خوب و زیبا نگاه کرد , مگر اینکه حب متبادل میان آنها آن عشق را مبارک سازد . پس حیات مشترک میان زن و مرد از طریق علاقه جنسی جدا از علاقه عادی میان آن ها می باشد . ازدواج حقیقی همانطوری که ارواح می گویند عبارت از تفاهم و تبادل امواج میان آندو می باشد و این ازدواج منحصر به زمین نیست بلکه در جهان روحی هم هست .

    د ) در جهان ارواح , به هم آمیختن امواج عشاق , همان اختلاط جنسی زمین می باشد ولی لذت این اختلاط امواج خیلی بالاتر از آن اختلاطی است که در زمین بود .

    ه ) اختلاط زن و مرد در سطح زمینی و یا اثیری که به معنای مشارکت مهم میان آن دو است , نخستین هدفش مبادله عاطفه روحی و اثیری می باشد . بنا بر این به وجود آوردن اولاد یک امر عارضی برای ازدواج در آن جهان است .

    و ) برای هر کدام از زن و مرد دوستانی هستند که آن ها با آن دوستان پس از انتقال به جهان ارواح یکدیگر را پیدا می کنند و اولاد هم در جهان ارواح همانطور رشد می کنند که در روی زمین می کردند ( من تصور می کنم این جمله معنایش این است که کودکان مرده در آنجا رشد و نمو می کنند , نه کودکانی که در اثر ازدواج در آن جهان به وجود می آیند چون به حکم ناموس فطرت هست هر موجود از جهان ماده گذارده می شود بنا بر این در آنجا کودک به وجود نمی آید مگر اینکه این جمله اشتباه باشد - مترجم ) و اعتقاد به اینکه ازدواج زمینی از کارهای آسمانی است , یک حقیقتی را مجسم می کند و آن این است که هدف و علت ازدواج , زندگی مادی نیست , بلکه عاطفه روحی است چون بطوری که کرارآ ساکنین جهان ارواح برای ما گفته اند , تنها محبت و علاقه روحی مرد و زن است که ازدواج صحیح را به وجود می آورد .

  4. #4
    کاربرسایت ARVAH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۷-۰۳-۰۳
    نوشته ها
    1,607
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 6 در 4 پست

    پاسخ : حیات خانوادگی در عالم ارواح

    شودزموند اضافه می کند که در نوامبر سال 1933 در حضور دکتر تامسون که مهارت خاصی در قسمت روحی داشت و مدیوم روحی و همچنین با حضور یکی از اعضای هیئت اقتصادی و رئیس هیئت دینی من سؤالات زیادی درباره جنسیت از یک روح که دوست همه ما بود و آن روز خود را ظاهر ساخته بود , کردم . او گفت : هر شبیه در جهان روحی مجذوب شبیه خودش می باشد . چنانکه این قاعده در جهان هستی هم عمل می کند . بعد روح گفت : مشاجرات زن و شوهر تنها از این ناشی نمی شود که یکی صلاحیت دیگری را ندارد , بلکه گاهی اوقات این مشاجرات در اثر تصادم دو شخصیت قوی به وجود می آید . این نوع مشاجرات ذاتآ شر نیست ولی مانع از این می شود که طرفین از آن سعادت پنهانی که عقل و روح هر دوی آن ها در اثر تبادل محبت به دست می آوردند , استفاده کنند .

    بعد شودزموند می گوید : ارواح در جهان روحی همدیگر را در آغوش می گیرند و می بوسند و اتصال دو جسم اثیری به هم خیال نیست بلکه حقیقت است منتها در جهان زمینی دو جسد با هم مربوط می شدند ولی ارواح می فهمند که اتصال روحی بهتر از اتصال جسمی و جسدی می باشد .

    اختلاط ارواح در جهان روحی مقدمه برای تطور همان حب قدیمی زمینی می باشد . باز هم شودزموند می گوید : نزدیکی به هم در جهان ارواح از حیث اساس کاملآ متفاوت با نزدیکی در زمین می باشد , چون در جهان ارواح تقارن و نزدیکی دو روح به هم بر اساس تقارن ارتعاشات امواج آن دو به یکدیگر می باشد , یعنی آن دو در سطحی هستند که از لحاظ نوع علاقه به حیات و فکر با هم موافقند .

    اما منظور از ازدواج موجی چیست ؟

    من ( شودزموند ) تصور می کنم منظور از این ازدواج این است که ارواح از ارتعاشات هاله ای که تمام سطح بدن صاحبش را می پوشاند یکدیگر را می شناسند و به جانب هم کشیده می شوند , چون آن ها می فهمند که برای انسان طول موجی هست یعنی امواج با سرعت معینی حرکت می کنند که هاله هر کس آن سرعت را تعیین می کند و همان تشابه در طول موج است که شخصی حتی در روی زمین از جنس معین در نظر شخص دیگری از جنس دیگر ( زن و مرد ) زیبا و جذاب جلوه می کند . این تأثیر در سطح جسدی و سطح اثیری یا سطح عقل و روحی یکسان است , من منظورم این نیست که بگویم ازدواج مطلقآ از تطابق تمام و رضایت دائمی و تسلیم در برابر یکدیگر ناشی می شود , خیر . بالکه همانطوری که در هر رابطه موفق لازم است که میان دو شیء مربوط به هم فرقی باشد , در ازدواج هم باید فرق میان طرفین باشد چون زن و مرد مخلوقی هستند که در فکر و عمل به هم تفاوت دارند , پس از تماس این دو نیروی مختلف با هم , تطور به وجود می آید , همانطوری که در زندگی همجنسی زمین اطفال به وجود می آیند .
    وقتی که زن و مرد در برابر این اختلاف شخصیت خود تسلیم شدند دیگر اشتباه و یا خطا در میان آنان رخ نمی دهد .

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •