تصویرها , صداها و بوها:
افراد معملا چنین می پندارند که ارواح موجوداتی اثیری (رقیق ) هستند که بدون ایجاد سر و صدا از این سوی اتاق به آن سوی اتاق پرواز می کنند. اما واقعیت آن است که بسیاری از ارواح هرگز دیده نمی شوند اما در عوض قابل شنید , لمس کردن , حس شدن و دارای بو هستند.

ارواح شنیداری :
ارواح شنیداری آن دسته از ارواح هستند که صدای آنها به گوش می رسد اما هرگز دیده نمیشوند . بهترین نمونه از این نوع ارواح ((بانشی )) نام دارد. این روح که ذکر آن در اساطیر ایرلندی نیز رفته است , مدام شیون و زاری می کند و فقط از سوی اعضای نزدیک فامیلقابل شنیدن است. موارد بسیاری وجود دارد که افراد صداهایی را از آدم های محبوب و مورد علاقه خود , در هنگام خواب یا بیداری , می شنوند و این در حالی است که دارنده صدا یا مرده و یا در آن محل حضور ندارد.

ارواح بویایی :
ارواح بویایی آن دسته از ارواحی هستند که دیده نمی شوند اما بوی آنها استشمام میشود. در اواخر قرن نوزدهم میلادی یک امپراتریس فرانسوی به اسم یوجین فرزند پسر خود را به هنگام تجاوز ارتش بریتانیا در سال 1879 در ((زولولند)) از دست داد. شاهزاده را در همان میدان نبرد دفن کرده و دور گور او را سنگ چین کردند تا محل دفن مشخص باشد. امپراتریس یوجین سال بعد به دیدن ((زولولند)) محل قتل و مدفن پسر محبوبش رفت . امپراتریس هنگامی که دریافت محل دفن پسرش را گیاهان پوشانیده اند بطوری که یافتن سنگ چین دور قبر امکان پذیر نیست , به شدت پریشان و افسرده شد. اما در همین احوال امپراتریس بینی خود را به سوی جریان هوا گرفت و فریاد بر آورد:__من رایحه گل های بنفشه را استشمام می کنم این گل ها گل های محبوب پسرم بودند.)) امپراتریس این رایحه را دنبال کرد و از این طریق توانست قبر فرزند خود را بیابد.

ارواح بساوایی:
ارواح بساوایی ارواحی هستند که دیده نمی شوند اما لمس می شوند . در سال 1993 شعله های ویرانگر آتش , خانه ای را که خانواده ((دوگین)) در آن زندگی میکردند فراگرفت. والدین توانستند جان خود و سه فرزند خویش را نجات بدهند اما بچه چهارم که از همه کوچکتر بود و میشله نام داشت , دراتاق خود به دام افتاده بود. اعضای خانواده از بیرون شاهد گسترش آتش به سوی اتاق میشله بودند . میشله 8 ساله دستان خور را به نشانه تقاضای کمک به سوی پنجره دراز کرده بود اما کاری از دست هیچ کس ساخته نبود . در همین لحظات ناگهان چیزی در پست پنجره ظاهر شد و سپس میشله از پشت پنجره به داخل حیات خانه پرتاب گردید . میشله با کمال تعجب هیچ آسیبی ندیده بود. دخترک بعدا ادعا کرد که در آن لحظات که آتش به او نزدیک تر می شد , ناگهان مادر بزرگش را دید که به سوی او آمد و وی را بلند کرد و از پنجره به داخل حیات پرتاب کرد. این در حالی بود که مادر بزرگ میشله سال ها قبل از وقوع این حادثه فوت کرده بود.

ارواح در عکس ها:
دراره ای از موارد تصاویر ارواح که با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند , بر روی فیلم عکاسی ظاهر می شوند . با وصف این بسیاری از عکس هایی که از ارواح گرفته شده هرگز مورد تایید قرار نگرفته است. در واقع این به اصطلاح (( ارواح )) هرچیزی از بند دوربین و لکه روی عدسی گرفته تا نور اضافی و بخار نفس عکاس بوده اند , بجز ارواح واقعی. اما لوئیس و شارون گریو , رهبران ((انجمن شکارچیان ارواح فیلادلفیا)) ادعا می کنند که آنها به صورت منظمی از اواح عکس گرفته اند, در حالی که این ارواح با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نبودند. این دو عکاس هم اینک مجموعه ای از عکس های ارواح را در اختیار داردند . گرچه در بسیاری از عکس ها چیز هایی شبیه قطرات آب , دود , یا نور اضافی به چشم می خورد اما در درستی برخی از عکس ها نمی توان تردید کرد , شاید این عکس ها ثبت واقعی تصاویری از پدیده های ماوراء الطبیعه ای باشد.

قلعه هستینگز :
یکی از روزهای تابستان 1976 , دو توریست که مشغول بازدید از قلعه هستینگز بودند از یکدیگر عکاسی کردند و سپس از یک توریست دیگر خواستند که یک عکس دوتایی از آنها بگیرد. بعدا هنگامی که عکس ها چاپ شدند , در تمامی عکس ها یک چهره دیگر هم در کنار این دو توریست به چشم می خورد. این چهره متعلق به زنی بود که لباس راهبه ها را بر تن داشت و درست در پشت دو توریست ایستاده بود . کارشناسان عکاسی در درستی عکس ها هیچ تردیدی نداشتند. تحقیقات بعدی نشان داد که ساکنان اطراف قلعه هستینگز هر از چند گاه شاهدر ظاهر شدن یک روح راهبه ای در لباس قهوه ای بوده اند. آنها اضافه کرده اند که این روح را در مدخل یک سیاهچال قدیمی در حال حفر زمین مشاهده کرده اند.

ثبت بر روی فیلم:
در سپتامبر سال 1933 , ناگهان یک باشگاه در شمال انگلستان تصویر آدم ناشناسی را که در بیرون باشگاه استاده بود و توسط دوربین ویریویی امنیتی گرفته شده بود , بر روی مانیتور خود مشاهده کرد. نگهبان بلافاصله موضوع را مورد بررسی قرار داد اما نتوانست هیچ نشانه و مدرکی بیابد که آن فرد واقعا در جلوی دوربین مخفی حضور داشته است. نگهبان بعدا به دفتر کار خود بازگشت و باز تصویر همان فرد را بر روی مانیتور خود مشاهده کرد. در واقع این تصویر , تصویر یک روح بود که برای چند دقیقه بر روی مانیتور ظاهر شده بود. سر و کله این شبح ماه بعد باز به همین ترتیب پیدا شد. کارشناسان پس از ارزیابی دقیق نوار ویدیویی مذکور نتوانستند هیچ توضیح علمی و قانع کننده ای در این خصوص ارایه کنند.


نوشته کارن هارل