تلاش براي ايجاد ارتباط بين واژهها و اشياي جديد (البته چيزهايي که به کودک نشان داده ميشود) کمک قابل توجهي به کودک ميکند تا به تدريج شناخت خود را از محيط پيرامون بهتر کند.

کودک 10ماههاي را در نظر بگيريد که بر روي صندلي خود در گوشه آشپزخانه نشسته و به پدر و مادر که در حال پخت و پز و گفت وگو با يکديگر و با کودک هستند، خيره شده است. اين صحنه ساده همه روزه حجم عظيمي از اطلاعات را در مقابل ذهن اين کودک قرار ميدهد که بايد از جانب او تجزيه و تحليل شوند.

والدين اين کودک مرتب جابه جا شده و چيزهاي مختلفي را به طرق متفاوت دستکاري ميکنند و در عين حال يکسره با يکديگر صحبت ميکنند. عليرغم پيچيدگي شرايط، اين کودک ميبايست طي سالهاي پيشرو به طريقي با جريان لغات و کنشهايي که در پيش روي او قرار ميگيرند کنار بيايد. او به طور دقيقي قادر خواهد بود هزاران لغت را به اشياي مربوط به آن لغات نسبت دهد و در عين حال ظرفيت ذهن خود را در تفسير اين حجم فراوان اطلاعات بالا ببرد.

دير بالدوين (D. BALDWIN) به عنوان يک روانشناس، تلاشهاي درازمدت پژوهشي خود را وقف اين واقعيت کرده است که کودک توانايي بنيادي در اخذ آگاهي دارد. بالدوين تلاش کرده است نشان دهد که چگونه کودکان و حتي نوزادان اطلاعات فراوان موجود در محيط خود را تجزيه و تحليل ميکنند.
با انجام مجموعه فراواني از آزمايشات، بالدوين و همکاران او توانستند نشان دهند که در واقع کودکان کمسن ميتوانند سيل عظيم اطلاعات مربوط به محيط پيرامون خود را تکه تکه دريافت کنند. فراتر از آن، آنها توانستند نشان دهند: اين توانايي براي درک اجزاي رفتار ميتواند از جانب کودک با انگيزهاي که رفتار را برانگيخته است در ارتباط قرار بگيرد.

مطالعات بالدوين تاکنون نشان داده است که کودکان حتي در سنين بسيار کم قابليت هاي خيرهکننده اي از خود نشان ميدهند. اين آگاهي ميتواند از طريق صدا، کلمات به ظاهر بيمعني و يا حرکت بدن صورت گيرد. مقياس کلان« بالدوين» کوشيده است که انواع مکانيسمهاي به کار گرفته شده توسط کودکان را براي اخذ اگاهي مشخص سازد. علاوه بر اين او تلاش کرده است تأثير اخذ آگاهي کودک را در بسياري ديگر از زمينههاي رفتاري روشن سازد.

بالدوين سعي کرده است حساسيت نوزادان را نسبت به تجارب محيطي از طريق مطالعه خيره شدن، طرز قرار دادن بدن و نمايش احساسات نشان دهد.

اين مطالعات نشان داده است که کودکان 12 تا 18 ماهه وقتي که مخاطب قرار ميگيرند تلاش مي کنند ارتباط بين لغاتي که براي آنها تازه است با اشياي مورد نظر را بيابند.

از اين طريق کودک از بسياري از خطاهاي بالقوه مصون ميماند. تلاش براي ايجاد ارتباط بين واژهها و اشياي جديد (البته چيزهايي که به کودک نشان داده ميشود) کمک قابل توجهي به کودک ميکند تا به تدريج شناخت خود را از محيط پيرامون بهتر کند. در بخشي از اين مطالعات نشان داده شده است که کودکان خجالتي مهارت کافي براي ايجاد ارتباط بين واژهها و اشياي جديد از خود نشان نميدهند. اين امر موجب ميشود که امر يادگيري زبان با تأخير صورت پذيرد. بالدوين و شاگردان او تلاش کردهاند بفهمند که آيا کودکان 3 تا 4 ساله قادرند آگاهي طرف مقابل خود را بسنجند.

اگر کودکان بتوانند افراد آگاه و غيرآگاه را از يکديگر تشخيص دهند کمک فراواني به يادگيري خود ميکنند. فرض کنيد که کودک سه تا چهار ساله مجذوب دنياي دايناسورها شده است. اگر او نام يکي از دايناسورها را از پدر خود بپرسد و پدر او با ترديد نامي به زبان آورد، کودک نبايد اين نام را ياد بگيرد چرا که پدر او مطمئن نبوده است.

مطالعات «بالدوين» نشان داده است که در واقع کودکان وقتي با مخاطبان نامطمئن رو به رو هستند از آنها چيز کمتري ميآموزند. مطالعات قبلي «بالدوين» نشان داده بود که کودکان 12 تا 18 ماهه ميتوانند چيزهايي در مورد انگيزههايي که رفتار افراد را هدايت ميکند بفهمند، با توجه به اين که رفتار انسان مجموعه پيچيدهاي از انگيزه، نمايش و گفتار است اين قابليت در کودکان جوان نقش مهمي در تجمع آگاهي او بازي ميکند.

در حال حاضر موضوع اصلي مطالعات بالدوين پيدا کردن ريشه اين تواناييهاي خيرهکننده است. آيا کودکان کمتر از يک سال در تلاش خود براي کشف جهان خارج قادرند ساختارهايي در ترکيب پيچيده بيروني کشف کنند؟

به تعبير ديگر آيا آنها ميتوانند واحدهاي کنشي در رفتار افراد مخاطب خود را دريابند؟ اگر کودک قدرت تفکيک ساختاري رفتارها را از خود نشان ميدهد تا چه حد قادر است اين توانايي را در شرايطي که اين واحدهاي کنشي چندان آشکار به نظر نميرسند، دنبال کند؟ براي نمونه بسياري از رفتارهاي انساني در فرآيندي از کنشها به شرح زير جاي داده ميشود: ما به چيزي خيره ميشويم، آن را لمس ميکنيم، آن را دست کاري ميکنيم، آن را رها ميکنيم و سپس جهت بدن خود را به سمت چيز ديگري تغيير داده و فرآيند قبلي را تکرار ميکنيم. اگر کودکان بتوانند هر يک از اين اجزاي هدفمند رفتاري را تشخيص دهند در قدم بعد خواهند توانست انگيزه افراد را براي به نمايش گذاشتن آن رفتار دنبال کنند.