آرامش، گمشده اي عزيز
دژى در برابر ناملايمات(1)




در عصر اضطراب،آرامش، گمشده‏اى عزيز است. براى كسانى كه تشويش و نگرانى، حزن و اندوه، و بيم و هراس را تجربه كرده‏اند و با آن دست به گريبان بوده‏اند، آرامش، گوهرى گران‏بهاست.

براى جوامعى كه در هياهوى صنعت و تكنولوژى(فن‏آورى) و شلوغى و ازدحام شهرهاى بزرگ و كوچك و هزارتوى زندگى مدرن و لابه‏لاى انبوه ماشين‏ها و ابزارها خود را گم كرده و به رفاه مادى فروخته‏اند و سلامت روح و جسم خود را از دست داده‏اند، آرامش، تنها دارويى است كه مى‏تواند دردهاى آنها را تسكين بخشد و روح و جسمشان را از خوره‏اى كه به جانشان افتاده و ذره ذره از آنها مى‏كاهد وآنان را به‏نيستى مى‏كشاند، رهايى‏دهد.

آرامش، يعنى نبود تشويش و اضطراب و دلهره؛

آرامش يعنى رهايى از حزن و اندوه و بيم و هراس؛

آرامش يعنى برخوردارى روح و جسم از اطمينان و ثبات و استقرار و سكون؛

آرامش يعنى بودن در دژى محكم كه از بيرون، توسط دشمنانى نيرومند تهديد مى‏شود؛ آرامش يعنى بودن در كشتى‏اى كه در اقيانوسى متلاطم، اسير گرداب‏هاست و با موج‏هايى بزرگ، دست و پنجه نرم مى‏كند.

در قرآن شريف، مقام اطمينان مقامى بس بلند است و فقط در صورتى انسان مى‏تواند در سلك بندگان خاص، وارد بهشت خداوند شود و از رضايتى دو طرفه بين خود و خدا برخوردار باشد كه به درجه اطمينان نفس رسيده باشد:

يا أَيَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئنَةُ ارجِعى إلى رَبِّكِ راضِيةً مَرضيَّة.(1)

مقام اطمينان، از مقام باور و ايمان، بالاتر است؛ چرا كه ايمان در بعضى مراتب خود، با تزلزل جمع مى‏شود، ولى مقام اطمينان مقام استوارىِ محض است. هنگامى كه ابراهيم خليل(ع) به خداوند گفت: خدايا به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟ خداوند فرمود: مگر ايمان نياورده‏اى؟! ابراهيم عرض كرد: چرا؛ ولى مى‏خواهم قلبم اطمينان يابد. (2)

در روان‏شناسى، آرامش، يكى از شاخص‏هاى سلامتِ روانى شمرده مى‏شود. بر اين اساس در برخى از آموزش هاي آرامش ، به عنوان يك فنِّ درمانگرى استفاده مى‏شود.

ايجاد آرامش در افرادِ روانْ‏آزرده، يكى از اهداف مرحله‏اى روانْ‏درمانگرهاست. از آن‏جا كه اضطراب و افسردگى و هراس و انواع ترس‏هاىِ مرضى، مُخلّ سلامت روانى به شمار مى‏آيند و تا حدّ زيادى از كارآمدى آنان مى‏كاهند، لذا در شيوه ي روانْ‏درمانگرى، رفع اضطراب و تنيدگى و ايجاد آرامش روانى را هدف قرار مى‏دهند و مى‏كوشند با استفاده از شيوه‏هاى مختلف، عوامل به وجود آورنده ي اين نارسايى‏ها را شناسايى و با آنها مقابله كنند و در جهت ايجاد تعادل در افراد، آرامش را بر آنان حاكم نمايند.

با توجه به اهمّيت نقش آرامش در زندگى انسان، در اين نوشتار، به اختصار به تعريف آرامش، بررسى عوامل ايجاد آن، عوامل برهم زننده يا از بين برنده ي آرامش، آثار و پيامدهاى آرامش و عدم آرامش مى‏پردازيم.

آرامش، عبارت است از حالت اطمينان و سكون نفس، به طورى كه در برابر رويدادهاى مختلف زندگى و حوادث ناگوار و شرايط سخت، متزلزل نشود و بتواند با خونسردى در فضاى روانى امن و آرامى با مشكلات روبه‏رو شود و راه حلّ مناسب و منطقى را بيابد و با بروز رفتار انطباقى متناسب، سازگارى لازم را كسب نموده، از اين طريق، كارآمدى خود را در شرايط مختلف تأمين كند.


آثار و پيامدهاى آرامش

آرامش، داراى آثار و پيامدهاى مثبتى است كه از جمله ي آنها مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:

- تناسب رفتارهاى شخص با شرايط مختلف1

منظور از رفتارهاى انطباقى، رفتارهايى است كه حاكى از سطح سازش‏يافتگى فرد با هنجارهاى اجتماعى و در جهت تأمين سازگارى وى با اين هنجارهاست. سازش‏يافتگى به‏عنوان يكى از شاخص‏هاى بهره ي هوشى نيز به شمار مى‏آيد و هرچه سطح سازش‏يافتگى بيشتر باشد و فرد، راحت‏تر بتواند با شرايط مختلف خود را سازگار كند، از سطح هوشى بالاترى برخوردار است.

هنگامى فرد مى‏تواند از توانايى‏هاى خود به طور بهينه استفاده كند، كه به اصطلاح عاميانه دستپاچه نشود و به عبارت ديگر، آرامش به او حكمفرما باشد.

برخوردارى از آرامش روانى، عامل مهمّى براى تسهيل در پيش گرفتن رفتارهاى سازگارانه است. شايد همين اصل، منشأ اين توصيه باشد كه «بايد در شرايط بحرانى به عنوان مهم‏ترين نكته، آرامش و خونسردى خود را حفظ كرد»؛ چرا كه به هنگام اضطراب و نبود آرامش، سيستم تصميم‏گيرى و واكنش انسان، مختل مى‏شود و نمى‏تواند در آن شرايط:

1_درجه وخامت وخطرناكى شرايط را به‏خوبى ارزيابى كند؛

. 2_به درستى دريابد كه چه راه‏هايى براى خروج از آن شرايط وجود دارد

3- تصميم بگيرد كه چه كار كند؛

- در مرحله ي آخر، كارى را كه بايد انجام دهد، به درستى انجام دهد.4

- استفاده ي حداكثر از توانايى‏ها و قابليت‏هاى شخصى2

هنگامى فرد مى‏تواند از توانايى‏هاى خود به طور بهينه استفاده كند، كه به اصطلاح عاميانه دستپاچه نشود و به عبارت ديگر، آرامش به او حكمفرما باشد.

بسيار پيش مى‏آيد كه ما به يك قهرمان ورزشى و قابليت‏ها و توانايى‏هاى فنّى‏اش كاملاً مطمئنيم، ولى گاهى در صحنه ي رقابت نمى‏تواند از توانايى‏هاى خود، به خوبى استفاده كند. به طور مثال در فوتبال، يك مهاجم در موقعيت تك به تك با دروازه‏بان تيم مقابل قرار مى‏گيرد و در لحظه‏اى كه تقريباً يقين داريم كار تمام است و گل خواهد زد، توپ را به سينه ي دروازه‏بان يا تيرِ دروازه و يا خارج از چارچوبِ دروازه مى‏زند و آه از نهاد همه بلند مى‏شود. اوّلين توضيحى كه براى اين موقعيت به ذهن مى‏آيد، اين است كه او هُل و دستپاچه شده و نتوانسته در حالت خونسردى و آرامش، وظيفه ي خود را انجام دهد و كم‏تر ممكن است اين حادثه را به عدم توانايى و عدم قابليت فنى او نسبت دهيم. اين مسئله از ديد مربّيان فهيم و كارآزموده پنهان نبوده و نيست و شايد به همين خاطر باشد كه امروزه در يك تيم ورزشى، در كنار مربّيان حرفه‏اى و كارآزموده و مربّى بدنساز و پزشك تيم و... يك روان‏شناس ورزيده و متخصّص نيز قرار مى‏دهند تا از نظر روانى نيز روى قهرمانان كار كنند و با استفاده از فنون آرامش آموزى‏‏(3)، تمركز و... آنان را طورى آماده كنند كه در لحظات حسّاس، آرامش خود را از دست ندهند و بتوانند از توانايى‏ها و قابليت‏هاى خود، حداكثر استفاده را بكنند.

. 3-تصميم‏گيرى مناسب در شرايط بحرانى و سخت

تصميم‏گيرى مناسب، گذشته از اين‏كه يكى از مراحل بروز رفتار انطباقى است، به خودى خود نيز مهم و قابل بررسى است.

در زندگى روزمرّه ي همه ي ما لحظاتى پيش مى‏آيد كه ناگزيريم بين گزينه‏هاى مختلف، انتخاب كنيم و تصميم بگيريم كه كدام را برگزينيم و كدام را كنار بگذاريم؛ از تصميمى ساده در مورد اين كه امروز با تاكسى به مدرسه بروم يا با اتوبوس يا با دوچرخه يا پياده، تا تصميم در مورد مسائل مهم‏تر زندگى، مثل: انتخاب رشته ي تحصيلى، انتخاب شغل، ازدواج و انتخاب همسر، محل سكونت و...

اغلب در شرايط اضطرار و بحرانى، سيستم تصميم‏گيرى انسان مختل مى‏شود و اگر فرد در اين مورد، تمرين نكرده باشد و نتواند آرامش را بر وجود خويش حاكم كند، نمى‏تواند درست تصميم بگيرد و چه بسا با دستپاچگى و عجله، راهى را انتخاب مى‏كند كه اگر در شرايط آرامش مى‏بود، هرگز چنين انتخابى نمى‏كرد.

بنابراين يكى از آثار و پيامدهاى مثبت غلبه ي آرامش بر انسان، اين است كه مى‏تواند در فضايى آرام، به دور از تنش و دستپاچگى، تصميمات مناسب و درستى بگيرد و بدون هُل شدن و عجله و با در نظر گرفتن جوانب هر قضيه، بهترين انتخاب‏ها را داشته باشد.