اگر چه صنایع دستی هر كشوری متفاوت است اما برآمده از خصوصیات فرهنگی، ملی، تاریخی و در یك كلام سرمایه ملی و فرهنگی یك كشور به حساب می آید. شاید از همین روست كه صنایع دستی، پای ثابت رهاورد سفر جهانگردان به هر نقطه و سرزمینی از جهان است.
با این حال صنایع دستی در كشور ما دو روی یك سكه است از سویی نه تنها در هر شهری نشانی دارد بلكه دیگر آشناترین نشان كوی و برزن و عمارت ها و حتی خانه های ماست. اما روی دیگر این سكه داستان متفاوتی است. انس بیش از حد با ساخته های دستی و ابتكارات جمعی این انسان ها از سویی نیز موجب غریبی بیش از حد آنها شده است. كالایی كه همواره دیده می شود اما كمتر شناخته شده است. این مسئله تنها شامل ساخته ها و صنایع دستی نیست بلكه آفرینندگان این آثار نیز بویژه هنرمندان اصیل و صاحب سبك این وادی كم كم در غبار زمان و سرعت زندگی صنعتی از یادها می روند. این همه بهانه ای است برای آن كه نقش ها ونام هایی كه زمانی هنر و فرهنگ این مرز و بوم را رقم زده اند، تنها به گوشه موزه ها وكتابخانه ها سپرده نشوند. خاتم، یكی از بدیع ترین هنرهای سنتی و اصیل ایرانی است. هنری كه زمانی نقش آفرین كاخ ها و دیوارهای برجا گذاشته از پیشینیان است و بیشتر در قالب ظروف و یا آرایه دیگر اشیا استفاده شده است.
صندوق مزار حضرت امیر كه استاد محمد كریم شیرازی پانصد سال پیش آن را ساخت. همچنین مدرسه تازه ساز صنایع قدیمی، كاخ مرمر اثر استاد محمد كاظم صنیع خاتم و وزارت فرهنگ و هنر، مدرسه هنرهای زیبا از محمد حسین صنیع خاتم.
خاتم به نشاندن پاره های استخوان با نقش و نگار در چوب ـ علی اكبر دهخدا ـ گویند. صناعت ابراهیم خلیل بوده است...
كاخ مرمر یكی از نشانگان و میراث های ماندگار هنر خاتم است، هنری كه زمانی در نقش آفرینی آنچه هم اكنون میراث فرهنگی و هنری ماست جلوه ها آفریده است. استاد محمود صنیع خاتم یكی از نقش آفرینان آن دوران بوده است، اجداد او از زمان صفویه خاتم ساز بوده اند. در حدود سال های ۱۳۱۰ همراه با پدرش كه در مدرسه صنایع مستظرفه تدریس می كرده به تهران می آید. همان سال ها بود كه به همراه پدر و عمو كاخ مرمر را خاتم كاری می كنند. زمانی عیسی بهادری رئیس هنرستان اصفهان به آنجا می آید و درخواست می كند تا استاد را به اصفهان ببرد.
یكی از ویژگی های كار استاد صنیع خاتم به نوآوریهایی بر می گردد كه در خاتم انجام داد: از جمله درگذشته خاتم تنها ۶ پریازلفك و ۱۰ ضلعی بوده است. وی ۸ ضلعی و ۱۶ ضلعی خاتم را به وجود آورد و از نظر شكل و رنگ نیز در آن تغییراتی به وجود آورد. با این حال در خاتم اصیل از استخوان شتر استفاده می شده اما هم اكنون بیشتر از پلاستیك استفاده می كنند و یا چوب را رنگ می كنند. در گذشته از چوب فوفل مشكی و چوب عناب و بغم كه هر دو قرمز است استفاده می شده، هم اكنون چوب های رنگ شده جایگزین مواد طبیعی شده كه پس از مدتی رنگ خود را از دست می دهد.
با این حال هنرمندان خاتم شناس، اصالت خاتم را در دستی بودن آن می دانند در حالی كه در سال های اخیر خاتم سازی به كاری عمده و ماشینی تبدیل شده است. در حقیقت مراكز متعدد صنایع دستی می توانند با ایجاد تسهیلات و مواد اولیه و امكانات برای این هنرمندان از تقلب در این هنر اصیل جلوگیری كنند. در عوض ارزش هنری یك شاخه قدیمی و اصیل از هنر سنتی ایرانی حفظ می شود. در غیر این صورت با مسامحه و ساده انگاری از دست خواهد رفت.
یكی از موارد دیگری كه در زنده نگهداشتن و همچنین پویایی این قبیل رشته های هنری اهمیت دارد بحث آموزش و شناسایی این رشته ها در دانشگاه هاست. در حقیقت آموزش دانشگاه ها بنیان های حفظ هنرهای اصیل هستند در عین حال كه محیط دانشگاهی می تواند بر پویایی و غنای كار بیفزاید و همچنین عاملی به عنوان معرفی و ارائه هنر به دیگر مراكز و حتی نقاط جهان باشد.
مسئله دیگری كه خاتم كاران به آن اشاره می كنند این است كه بایستی در سفارشهایی كه برای خاتم داده می شود به جنس ارزان بسنده نشود. یعنی حتی اگر برای مصارف هدیه استفاده می شود به ارزش هنری كار توجه شود. ارزش هنری خاتم مهمترین عامل حفظ این دستاورد هنر ی است تا به صورت كالایی بی اصل و بنیاد تبدیل نشود.
هنر یكی از یافته های ارزشمند بشری است اما ارزش آن هنگامی پاس داشته می شود كه افراد نسبت به آن شناسایی داشته باشند شاید از همین جهت باشد كه هنر در هر جایی ماندگار نمی شود.
زمانی كنسول انگلیس به زنده یاد محمدحسین صنیع خاتم یك جعبه خاتم سفارش می دهد. استاد جعبه را می سازد و به سفارش دهنده تحویل می دهد. كنسول هنگامی كه نتیجه كار را می بیند می گوید: «من این جعبه را سفارش دادم تا در آن طلا های موجودی را نگهداری كنم. هم اكنون باید یك جعبه از طلا سفارش بدهم تا این جعبه خاتم را در آن نگهداری كنم.»
شاید از همین سبب بوده است كه ماندگارترین آثار این هنرمندان در قالب یادبودها و مكان های بسیاری هم اكنون به جامانده است. صندوق مزار حضرت رقیه(س)، حضرت زینب(س) و مسلم بن عقیل از كارهای این خانواده هنرمند است و قدیمی ترین این آثار به صندوق قبر حضرت علی(ع) بر می گردد كه مربوط به ۵۰۰ سال پیش و اثر استاد محمدكریم شیرازی بوده است.
شاید خاتم یكی از ده ها و صدها رشته صنایع دستی در ایران باشد ولی در عین حال یكی از بدیع ترین پرداخته های انسان است كه در عین ظرافت و دقت و محاسبات ظریف هندسی چون نقاشی و رنگ آمیزی روی متن خود را می نشاند.
حفظ هر یك از این هنرهای دستی در حقیقت به معنای حفظ یكی از پنجره های فرهنگ هویت بومی است. ذخیره ای كه به حتم آیندگان به آن نیازدارند. با این حال هنوز هم دست های فرسوده ای وجود دارد كه به اصالت این هنر بپردازد، دستهایی كه آمیخته ای از نبوغ و احساس است اما این كه آیا تا چه اندازه ادامه این تجربه و اندوخته به نسل جوان و هنر آموزان منتقل شود و تا چه اندازه به اصالت این هنر به عنوان بنیاد حفظ و ارزش آن تأكید خواهد شد مسئله ای است كه نیازمند توجه بیشتری است.
*ختم خاتم كاری
همان طور كه عنوان شد، در حال حاضر باید خاتم كاری را از جمله هنرهای ویترینی به شمار آوریم كه دیگر جز موزه ها اثری از آن نخواهید یافت، تغییر ابزار و مواد اولیه كار در جهت سرعت بخشیدن به پروسه تولید و نازل كردن قیمت برای تولید انبوه از جمله مواردی است كه این هنر را به كلی دستخوش تغییر كرده تا جایی كه كارشناسان نسبت به آن هشدار می دهند. هنری كه به جرأت می توان گفت در میان انواع و اقسام هنرهای دستی ایرانی در رتبه اول ایستاده بود و به نوعی معرف دیگر صنایع به شمار می آمد. خاتم كاری در یك جمله چكیده هنرهای دستی ایرانی است كه در سراشیبی قرار گرفتن آن زنگ خطری است برای دیگر هنرها.
امروزه دیگر از ساخت میزهای مجلل خاتم كاری یا «خاتم بندی» شده كه با انواع استخوان و عاج ساخته می شد خبری نیست، چوب ها جای استخوان ها و عاج ها را گرفته اند و رنگ ها و چسب های سنتی هم جای خود را به مواد شیمیایی داده اند. اما جابجایی مواد طبیعی و مواد مصنوعی تمام فاجعه نیست، بد تر از آن خاتم های ریز نقش و ظریف هم كه كار دست استادان برجسته بود دیگر در ویترین مغازه ها دیده نمی شوند، نقش هرچه ریز تر و ظریف تر یعنی كار بیشتر و قیمت بالاتر و به همان میزان دور افتادن از قواعد بازار.
خاتم مرغوب را از كجا بشناسیم صاف بودن سطح كار و خالی نبودن هیچ جای خاتم، یكنواخت بودن رنگ، عدم تغییر رنگ و شكل، قرینه بودن شكل ها و طرح ها و روكش بدون خدشه. مهم تر از این ها ریز بودن نقش خاتم نشانه ای از كیفیت هنری آن است.
رسول حیدری كارشناس صنایع دستی می گوید: «اصفهان و شیراز مركز این هنر است، هنری كه پانصد سال بیشتر عمر هم ندارد و به نسبت بسیاری صنایع دستی دیگر جوان تر است بنابراین افول آن را هم باید نوعی جوانمرگی به حساب آوریم اگر چه تا این اندازه منفی نگری هم شاید دور از واقعیت باشد ولی به هر حال باید اعتراف كنیم كه بسیار دستخوش تغییر بوده و این خیلی مایه تأسف است كه من یا شما به شیراز و اصفهان سفر كنیم و نتوانیم خاتم مرغوب گیر بیاوریم.»
این كارشناس اعتقاد دارد در كنار صنایع بازاری كه به صورت عمده و با نرخ ارزان تر تولید می شود باید امكاناتی هم فراهم آورد كه هر رشته هنری به معنای واقعی و اصیل خود حتی در حد اندك و موزه ای هم تولید شود. در حال حاضر این مطمئن ترین راه برای حراست از هویت فرهنگی و هنری است بویژه خاتم بندی كه اوج هنر در صنایع دستی است.