میتانی در شمال میان دو رود واقع، از نوزی (کرکوک امروزی) و رود دجله در خاور، تا مرکز سوریه (نوهَشّه) در باختر کشیده شده بود. مرکز آن در دره رود خبور قرار داشت و دارای دو تختگاه بود: تایته و وَشّوکَنّی، که در منابع آشوری آنها را تایدو و اوشّوکَنَه خوانده اند (وَسو-خَنی به زبان سنسکریت به معنی معدن ثروت است). کشاورزی بدون آبیاری مصنوعی در تمام آن ناحیه امکان پذیر بود؛ از گاو، گوسپند و بز نیز استفاده می کردند. آب و هوای آن بسیار شبیه به آشور، و توسط جمعیت های بومی هوریانی و اَموری زبان، مسکون گشته بود.
● هوری، میتانی، و هَنیگَلبَت
به نظر می رسد که واژه «میتانی» یک واژه بندی بومی باشد که در کتب مقدس (عتیق و جدید) حرّان نامیده شده است، گرچه این موضوع هنوز مورد بحث است. همچنین ممکن است که میتانی، دربرگیرنده یک جمعیت هوریانی، با یک نظام حکومتی اشرافی هندو-آریایی بوده باشد.
سالنامه های آشوری از مردمانی با عنوان «خوری» یاد می کند که در شمال خاوری سوریه زندگی می کرده اند. یک پاره سنگ نبشته به زبان هیتی، به احتمال از دوران مورسیلی یکم (۱.۶۲۰ - ۱.۵۹۰ ق.م)، از «شاه هوری» یا «هوریان» یاد می کند. نسخه های آشوری-اکّدی آن متن، از هوری با عنوان «هَنیگَلبَت» یاد می نماید. آشوریان از واژه بندی «میتانی» تنها پس از پایان موجودیت مستقل سیاسی میتانی، استفاده می کنند.
منابع مصری میتانی را «نَهرین» می نامیدند.
● مردمان
تعیین نژاد مردم میتانی کار دشواری است. نام حکومت اشرافی میتانی ممکن است خاستگاه هندو-آریایی آن را آشکار کند، به ویژه آنکه خدایان آنها ریشه هندی دارند، با این حال، به احتمال، آنها بیشتر وابسته به کاسی ها بوده اند. زبان معمول آنها، زبان ترکیبی هوریانی، نه هندو-اروپایی است نه سامی. زبان هوریانی خویشاوندی ای با زبان اورارتویی دارد.
● تاریخ
در مورد تاریخ میتانی، هیچ گونه منابع بومی یافت نشده است و این تاریخ به طور عمده بر پایه منایع آشوری، هیتی و مصری، و نیز سنگ نبشته های یافته شده از مکان های نزدیک میتانی در سوریه است. گهگاه حتی ممکن نیست که میان پادشاهان و کشورها و شهرهای گوناگون آن، همزمانی ایجاد کرد.
پنداشته می شود که قبایل و دولت-شهرهای در حال جنگ هوریانی، پس از فروپاشی حکومت بابل (۱.۵۹۵ ق.م) به سبب تسخیر آن کشور توسط مورسیلی یکم شاه هیتی و پس از آن تاخت و تاز کاسی ها، تحت یک دودمان یکپارچه شده باشند. تسخیر شهر آلِپو توسط هیتی ها، ناتوانی شاهان آشور میانه، و کشاکش های داخلی میان هیتی ها، خلع قدرتی را در میان دو رود شمالی به وجود آورد. این مشکل، به آرایش پادشاهی میتانی منجر گشت.
● پایه گذاری و اوج پادشاهی میتانی
«کرا» را پایه گذار افسانه ای این پادشاهی دانسته اند (۱.۵۰۰ - ۱.۴۹۰ ق.م) و جانشین او «شوتارنا-ی یکم» بود (۱.۴۹۰ - ۱.۴۷۰ ق.م) که از دوران پادشاهی آنها اطلاعی در دست نیست. اما قلمرو میتانی در زمان شاه «باراتارنا» (۱.۴۷۰ - ۱.۴۵۰ ق.م) تا آراپخا در سرزمین آشور کشیده شد. او قلمرو پادشاهی میتانی را در باختر تا آلِپو (حلب) گسترده ساخت. ایالت کیزو-واتنا در باختر نیز وفاداری خود را اعلام نمود و سرانجام، آراپخا و آشور در خاور، خراجگذار میتانی گشتند (۱.۴۶۰ ق.م).
میتانی همچنین، در نبرد مجیدو، به ائتلاف ۳۳۰ شاهزاده و رهبران قبیله ای سوری که علیه مصر شورش کرده بودند، نیروی کمکی فرستاد.
سپس، «پارشاتاتار» شاه میتانی شد (۱.۴۵۰ - ۱.۴۴۰ ق.م) و آنگاه، «شوشتاتار» به تخت نشست (۱.۴۴۰ - ۱.۴۱۰ ق.م). میتانی در دوران پادشاهی شوشتاتار نیرومند تر گشت و هوریان بسیار مایل بودند تا هیتی ها را درون کوهستان های آناتولی نگاه دارند. شهرهای کیزو-واتنا در باختر و ایشو-وا در شمال، متحدان میتانی در برابر هیتی ها بودند.
در پی شوشتاتا، «آرتاتاما» (۱.۴۱۰ - ۱.۴۰۰ ق.م) و «شوتارنا-ی دوّم» (۱.۴۰۰ - ۱.۳۸۵ ق.م) به تخت شاهی آشور نشستند. در آن زمان، میتانی و مصر بر سر کنترل سوریه برخوردهایی با یکدیگر داشتند. میتانی که در جستجوی صلح با مصر می گشت سرانجام با مصر به صلح رسید و ازدواج دختر آرتاتاما با توتمِس چهارم پادشاه مصر (۱.۴۰۰ - ۱.۳۸۸ ق.م) بهای این اتحاد بود. شوتارنا نیز متحد فرعون «آمِنهوتِپ سوّم» (۱.۳۸۸ - ۱.۳۵۲ ق.م) بود و ازدواج سیاسی دخترش «گیلو-خِپّا» با آمنهوتپ سوّم، این اتحاد را استحکام بخشید.
در طول دوران پادشاهی شوتارنا-ی دوّم، پادشاهی میتانی به اوج نیرومندی خود رسید و آشور نیز همچنان خراجگذار میتانی بود. هیتی ها نیز تلاش می کردند تا به مرزهای شمالی میتانی بتازند اما از میتانی ها شکست خوردند.
● پادشاهی میتانی در راه زوال
با درگذشت شوتارنا-ی دوّم، میتانی به سبب جنگ میان مدعیان تاج و تخت دستخوش ویرانی شد و در این گیر و دار، تاج و تخت پادشاهی به دست «آرتاشوما» (۱.۳۸۵ - ۱.۳۸۰ ق.م) افتاد و پس از او سرانجام، پادشاهی به فرزند شوتارنا-ی دوّم، به نام «توشراتا» رسید (۱.۳۸۰ - ۱.۳۵۰ ق.م).
میتانی در آن زمان به نسبت ناتوان شده بود و هیتی ها به مرزهای او نزدیک تر می گشتند. همزمان، روابط دیپلماتیک با مصر رو به سردی گام نهاد و آشوریان نیز یوغ میتانی را برانداخته استقلال خود را بازپس گرفتند. «سوپیلولیوما-ی یکم» (۱.۳۵۸ - ۱.۳۲۳ ق.م) به ایالت های خراجگذار میتانی در شمال سوریه تاخت و کسانی را که به هیتی وفادار بودند بر آنها نشاند.
توشراتا بمنظور گرم کردن روابط میتانی با مصر به ازدواج سیاسی متوسل شد و دختر خود تادوخیپا را به مصر فرستاد. زمانی که «آمِنهوتِپ سوّم» پادشاه مصر بیمار گشت، توشراتا پیکره ای از خدابانو «شا-اوشکا» (ایشتار آشوری) را که در درمان بیماری ها پرآوازه بود، به مصر فرستاد. به نظر می رسد آنچه که موجب می شد تا میتانی در جستجوی صلح با مصر باشد، مزاحمتی بود که هیتی ها برای او بوجود آورده بودند.
مصری ها نیز پنداشته بودند که روزگار نیرومندی میانی در حال به سر آمدن است. اخناتون پادشاه تازخ مصر (۱.۳۵۲ - ۱.۳۳۴ ق.م) بمنظور تعیین مرزهایش در سوریه، نمایندگانی را از هیتی و آشور، خراجگذار پیشین میتانی پذیرفت.
نارآرامی و آشوب کنترل میتانی بر ایالت های خراجگذارش را ناتوان ساخت، و آزیرو پادشاه آمورو، فرصت را دریافت و با سوپیلولیوما شاه هیتی، معامله محرمانه ای انجام داد. کیزو-واتنا که از هیتی جدا شده بود، بار دیگر توسط سوپیلولیوما تسخیر شد و شاه هیتی این اقدام را نخستین عملیات جنگی خود در سوریه خواند. سپس به دره باختری فرات تاخت و اَمورو و نوهَشّه در میتانی را تسخیر کرد. او همچنین با شخصی به نام «آرتاتاما-ی دوّم»، یکی از رقیبان توشراتا، معاهده ای به امضا رساند. چیزی از آرتاتاما-ی دوّم دانسته نشده مگر آنکه او عنوان «پادشاه هوری» را داشت، در حالیکه توشراتا، «پادشاه میتانی» خوانده می شد.
سوپیلولیوما غارت سرزمین های کرانه باختری رود فرات را آغاز کرد. توشراتا تهدید کرد چنانچه تنها یک گوسپند یا بزغاله ربوده شود، دست به تاخت و تاز خواهد زد. آنگاه سوپیلولیوما بازگو می کند که چگونه سرزمین ایشووا در فرات بالا در زمان پدربزرگش از هیتی جدا گشت و تلاش ها برای بازپس گیری آن به شکست انجامید. همچنین در زمان پدرش، دیگر شهرها شورش کردند. سوپیلولیوما ادعا می کند که همه آنها را شکست داده است، اما نجات یافتگان به سرزمین ایشووا که بخشی از میتانی بود گریختند. یکی از مفاد بسیاری از معاهدات میان دولت های پادشاهی و میان پادشاهان و ایالت های خراجگذار، بازگرداندن فراریان بوده است، بنابراین احتمال می رود که موضوع پناهندگی فراریان به ناحیه ایشووا، بهانه تاخت و تاز هیتی به آن سرزمین گشته است.
ارتش هیتی از مرزهای آن سرزمین گذر کرد و وارد ایشووا شده، فراریان را به هیتی بازگرداند. شاه هیتی در این باره می گوید:
«سرزمین هایی را که تصرف کردم آزاد نمودم؛ آنان در محل های خود زندگی می کنند. همه مردمانی را که رها ساختم به مردمان خود پیوستند، و هاتی سرزمین های آنان را یکی کرد».
آنگاه ارتش هیتی، از راه چندین ناحیه، به سوی وَشوکانّی پیشروی کرد. شوپیلولیوما ادعا می کند که آن ناحیه را غارت کرده و از آنجا، غنیمت، برده، گاو، گوسفند و اسب به هیتی آورد. او همچنین ادعا می کند که توشراتا پادشاه میتانی گریخت، با این وجود نتوانست پایتخت میتانی را تسخیر کند. با این که این لشکرکشی میتانی را ضعیف کرد، اا موجودیتش به خطر نیفتاد.
در دوّمین لشکرکشی، هیتی ها باز از رود فرات گذشته، شهرهای حلب، موکیش، نیا، آراهاتی، آپینا، و قاتنا را مطیع خویش ساختند. غنیمت بدست آمده از آراهاتی، دربردارنده ارابه رانانی بود که با همه دارایی شان، به هیتی برده شدند. درحالیکه این اقدام، یک کار معمولی برای داخل کردن سربازان دشمن به درون ارتش بود، ممکن است بازگو کننده آن باشد، که هیتی تلاش می کرد تا با بالابردن توان نیروهای ارابه ای خود، با نیرومندترین جنگ افزار میتانی، یعنی ارابه های جنگی، به رویارویی بپردازد.
توشراتا در پی توطئه ای، توسط یکی از فرزندان خود که در تلاش بود تا به پادشاهی برسد، کشته شد. «شاتی-وازا» دیگر پسر توشراتا مجبور به فرار شد. در پی این ناآرامی، آشوریان، تحت پادشاهی «آشوروبالیت» (۱.۳۶۵ - ۱.۳۳۰ ق.م)، استقلال خود را از میتانی به دست آوردند، و فرزند «آرتاتاما-ی دوّم» - که مدعی تاج و تخت میتانی بود - با عنوان «شوتارنا-ی سوّم» بر تخت پادشاهی میتانی نشست. او غاصب تاج و تخت پادشاهی میتانی بود و برای تحکیم وضعیت خود به دنبال حمایت آشور می گشت.
شاتی-وازای فراری، که نخست به بابل گریخته بود، به هیتی پناه برد و در انجا با یکی از دختران سوپیلولیوما ازدواج کرد. سپس معاهده ای بین او و شاه هیتی به امضا رسید. آن گاه، «پیاش-شیلی» یکی از پسران سوپیلولیوما، ارتش هیتی را به سوی میتانی رهبری کرد. بپایه منابع هیتی، پیاش-شیلی و شاتی-وازا، از رود فرات گذشتند و به «ایریدو» که در قلمرو هیتی بود رسیدند. ان گاه از کرانه باختری رود فرات، پیک هایی فرستاندند و به نظر می رسد که از اهالی آن شهر انتظار خوش آمد گویی دوستانه داشتند. اما مردم شهر نیز که به پادشاه تازه میتانی وفادار بودند برای نیروهای هیتی پیغام فرستادند که «چرا به اینجا می آیید؟ اگر برای نبرد می آیید، بیایید، اما دیگر به سرزمین شاه بزرگ بازنخواهید گشت». نیروهای هیتی در نبرد پیروز گشتند و مردم ایریدو درخواست صلح کردند.
در هیمن زمان، یک ارتش آشوری، که توسط یک ارابه ران رهبری می شد، به سوی وَشّوکانی پیشروی می کرد. به نظر می رسد که شاتوآرا-ی سوّم در برابر تعدید هیتی، به دنبال کمک آشور بود. اما نیروهای فرستاده شده از آشور، انتظارات او را برآورده نساختند، یا شاید او تغییر عقیده داده باشد. به هر حال، ارتش آشور از ورد به شهر سرباز زد، و در عوض، به محاصره آن پرداخت.
نیروهای هیتی نیز از سوی دیگر به پایتخت پیشروی کرده، آن شهر تسخیر، و شوتارنا-ی سوّم پادشاهی خود را از دست داد. سپس، «شاتی-وازا» بر تخت شاهی میتانی نشست (۱.۳۵۰ - ۱.۳۲۰ ق.م).
«شاتوآر-ی یکم» (۱.۳۲۰ - ۱.۳۰۰ ق.م) شاه میتانی خراجگذار آشور شد، اما بر آشور شورش کرد. آشوریان نیز پایتخت میتانی را تسخیر کردند و پیمان وفاداری میتانی با آشور تجدید گشت. با وجدود توانمندی آشور، واساشاتا شاه بعدی میتانی (۱.۳۰۰ - ۱.۲۸۰ ق.م) نیز علیه آشور شورش کرد (۱.۲۸۰ ق.م) و در برابر آشور از هیتی کمک خواست. اما آن پادشاهی از چندی پیش در کشمکش های داخلی فرو رفته بود. «اَدَد نیراری» شاه آشور با خوشحالی یادآور می شود که هیتی ها از واساشاتا پول دریافت کردند، اما هیچ کمکی به وی ننمودند. آشوریان شورش میتانی را درهم شکستند. آنها شهر سلطنتی تایدو را تسخیر کردند و شهرهای واشَوکانو، اماساکو، کاهات، شورو، نبلو، هورا، و شوهودو را نیز گرفتند. و «هَنیگالبات» پایتخت میتانی را ویران ساخته، خانواده سلطنتی میتانی (همسر، پسران و دختران واساشاتا) و غنیمت ها و اسیران بسیاری را به آشور بردند. از آنجا که در سنگ نبشته اَدَد-نیراری، یادی از واساشاتا نرفته است، پنداشته می شود که وی از چنگ آشوریان گریخته باشد. اسنادی از واساشاتا در بایگانی های هیتی به چشم می خورد. شاید به آنجا گریخته باشد.
با این پیروزی بر میتانی، «اَدَد-نیراری» شاه آشور (۱.۳۰۷ - ۱.۲۷۵ ق.م)، از آن پس، در نامه هایش به پادشاهان هیتی، خود را شاه بزرگ (شَرو رَبو) خواند.
● سقوط پادشاهی میتانی
شورش دیگری که میتانی برای رهایی از زیر یوغ آشور به انجام رساند، در دوران پادشاهی «شاتوآرا-ی دوّم» (۱.۲۸۰ - ۱.۲۷۰ ق.م) روی داد. او که پسر یا نوه واساشاتا بود، با کمک هیتی ها و قبایل صحرانشین، علیه «شَلمَنسِر یکم» شاه آشور (۱.۲۷۴ - ۱.۲۴۵ ق.م)،شورش کرد. ارتش او، به خوبی مجهز شده بود. آنها توانستند همه آبشخورها و گذرگاه های کوهستانی را به اشغال خود درآوردند بطوریکه ارتش آشور در پیشروی خود متحمل تلفاتی شد.
با این وجود شلم نصر، شکست خرد کننده ای بر میتانی وارد آورد. او ادعا می کند که ۱۴.۴۰۰ تن از نیروهای دشمن را کشته است، یا از یک چشم کور کرده است. سنگ نبشته او از تسخیر نه نیایشگاه سنگربندی شده یاد می کند؛ ۱۸۰ شهر هوریانی به "تل های ویرانی تبدیل شدند"، و شلم نصر، "... سپاهیان هیتی و صحرانشینان متحد آن را همچون گوسپند، ذبح کرد ..." . شهرهای تایدو و ایریدو، همچون از کوهستان کَشیار تا اِلوهات، و از استحکامات سودو و حَرّونا تا کَرکِمیش بر روی رود فرات، به تصرف آشوریان درآمدند. سنگ نبشته دیگر آشوری از ساختن نیایشگاهی برای اَدَد، در شهر «کَهَت» - که یک شهر میتانی است - یاد می کند.
● هَنیگَلبَت، یک ایالت آشوری
با شکست شاتوآرا-ی دوّم، پادشاهی میتانی برای همیشه سقوط کرد و یکی از ایالات آشور شد. بخشی از مردم میتانی از آن شهر اخراج شدند تا در شهرهای تحت سلطه آشور بعنوان کارگر ارزان قیمت، خدمت کنند.
اکنون، «ایلی-ایپادا» صدراعظم آشور، که عضوی از خاندان سلطنتی نیز بود، بر میتانی پادشاهی می کرد، و عنوان «شاه هنیگلبت» را به خود گرفته بود.



نویسنده: محسن
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]