آداب گراميداشت جشن نوروز از آرياييها تا امروز
مردم ايران باستان روز عيد،صبح زود از خواب بر می خاستند و به کنار نهرها و قنات ها می رفتند و پس از شست و شو به یکدیگر آب می پاشیدند...

شاید اولین روزی که زندگی بشر به شام انجامید و تاریکی را در پی آورد، غمی بر دل آدمی نشست که خواب را از او ربود. در صبحگاه روز بعد او وقتی جهان را دوباره روشن و درخشان دید، روزی نو، را تجربه کرد و آن روز اولین نوروز انسان شد.
در گردش تغییرات جوی نیز با آمدن گرمی بهار و رفتن زمستان و سردی، یکبار دیگر انسان روزگار گرم و نو را پس از سردی طبیعت، در بهار بعد تجربه کرد و آن را نیز نوروز انگاشت.
نوروز: آیین آریایی

اقوام آریایی شرقی به ویژه از روزی که وارد مرحله ده نشینی و کشاورزی شدند در میان مراسم جشن ها و نیایش های خود به فراگرد تغییر فصول توجه خاصی نشان دادند.
از آن جمله جشن های پاییزی یا مهرگان و جشن های بهاری و تجدید حیات کشتزارها یعنی نوروز. در کتاب دینی آریایی ها _ اوستا _ از نوروز نامی نیست ولی در میان متون دینی به جشن نوروز اشاره شده است.
سلطنت هخامنشیان بر اساس تساهل نسبت به آرا و عقاید دیگران بنا شده بود و در پذیرش فرهنگ و دانش بیگانگان مقاومتی نمی کرد چنانکه تقویم مصری را پایه دانش نجومی خود قرار دادند ولی برای نام ماه ها از اسامی زرتشتی استفاده کردند.
در دوره اشکانیان نیز جشن های نوروز و مهرگان برای خود جایی داشتند. در زمان ساسانیان جشن های نوروز با شکوه و رونق کامل تری برپا می شد. پادشاهان این سلسه در نوروز که چند روز به درازا می کشید مراسم مختلفی به جای می آوردند: از جمله آن که در ششمین روز سال نو به عنوان نماد تجدید حیات، یک دست لباس نو به فقرا اهدا می کردند.
اما در روزهای قبل از آن نیز مردم به خوشی و شادمانی مشغول می شدند و با نواختن آهنگ ها و خواندن آوازها جشنی بزرگ برپا می کردند، زحمتکشان دست از کار می کشند و هر کس خانه و کاشانه خود را آراسته می نمود.
مردم صبح زود از خواب بر می خاستند و به کنار نهرها و قنات ها می رفتند و پس از شست و شو به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند و صبحگاهان قبل از آن که کلامی ادا کنند شکر می خوردند و برای حفظ سلامتی به بدن روغن می مالیدند.
در اولین روز سال نو پارسیان با دست دادن مخصوصی به یکدیگر شاد باش می گفتند، به طوری که هر یک دستان دیگری را در میان دستان خود نگه می داشت و به گرمی می فشرد.
نوروز تنها عیدی است که از دیر باز تاکنون مورد علاقه و استقبال مردم بوده است چنانکه حتی خانواده های داغدیده سال گذشته نیز به احترام درگذشتگان _ خود به شکل مخصوصی جشن عید نوروز را برگزار می کردند.

نوروز در ایران اسلامی

بعداز ظهور اسلام با آن که تغییرات مذهبی و سیاسی فراوانی در جامعه ایرانی صورت گرفته بود و بسیاری از عادات اجتماعی گذشته دستخوش فراموشی یا دگرگونی گشته بود. در میان آن بخش از سنت های ایرانی که بعد از اسلام نیز همچنان به حیات خود ادامه دادند. یکی رسم نوروز بود که به ویژه از آن جهت که با اصول و ضوابط دین هم تعارضی نداشت، نه تنها با مخالفت خلفای اسلامی مواجه نشد. بلکه بعد از گذشت زمانی که سادگی حکومت جاي خود را به تشریفات و بر گرفته از درباری های ایران و روم داد با حسن استقبال هم مواجه شد و به شکل یک آیین پر طمطراق درباری درآمد. ضمنا حاکمیت عرب با استفاده از این موقعیت جمع آوری مالیات ها را هم با جشن های نوروزی همزمان کرد تا وصولی خزانه به سهولت انجام گیرد و حتی «متوکل عباسی» از آن جهت که نوروز با فصل درو و جمع آوری محصول فاصله زیادی داشت، دستور داد آن را تا زمان برداشت کشت به تاخیر اندازند که روستاییان بتوانند مالیات های دولت را پرداخت کنند. با این حال برگزاری مراسم نوروز گاهی با مخالفت ها و محدودیت هایی رو به رو می شد:
چنانکه همین متوکل برپایی آیین های نوروزی _ به ویژه اسب دوانی _ را در کوچه و بازار ممنوع کرد. اما علیرغم این محدودیت ها و سختگیری ها، نوروز همچون یک سنت استوار جای خود را در میان مسلمانان باز کرد اما با شکل ها و رویه های مختلف و تعبیر های گوناگون و در قالب پنداشته ها و باورهای متعدد مردمی. در باور ایرانیان قدیم ماه فروردین ماه فروهرهاست فروهرها گونه ای از روان آدمی یا نوعی همزاد یا خود آسمانی آدمیان هستند _ در ماه فروردین فروهرها به زمین می آیند و در اطراف خانه و خانواده شان می گردند. آنها دوست دارند افراد خانواده و خانه های شان تمیز و مرتب باشند تا برای آنها دعا و آرزوی برکت کنند.
استحمام و تطهیر جسمی و روحی؛ چرا که آب رمز پاکی، پاک کردن گناهان و پاکی مجدد است نوعی توبه و بازگشت از پلیدی و بدی به نیکی و خوبی، به عبارتی دیگر زمان گذشته را حذف کردن و با نیکی نوروز را آغاز کردن بر افروختن آتش: تکرار روشنایی و گرمی و تجدید رمز خلقت و آفرینش نو است. چنانچه جشن چهار شنبه سوری را منسوب به دوران ایرانیان باستان می دانند و آتش روشن کردن را نماد گرم کردن جان و از بین بردن سرما، پژمردگی و بدی از بدن می دانند. رفتن بر سر خاک مردگان و خیرات و توزیع خرما و حلوا و شیرینی یعنی به یاد آوردن آنها و این که هر کس در نهایت می میرد، پس باید زنده بود و با شادی زندگی کرد. کاشتن سبزه و سبز کردن دانه های گیاهی عملی رمز گونه از تجدید رویش و نو شدن طبیعت می باشد. سیزده بدر روز رفتن به آغوش طبیعت و چون طبیعت سبز و خالص شدن و آماده شدن برای یک زندگی شاد و مفید در سفره هفت سین سبزه نومیده و سنبل خوش بر و بو، سیب که میوه ای بهشتی نام گرفته و نمادی از زایش است. سرکه چاشنی که از محصول طبیعی گرفته شده و هوشیاری می بخشد. سمنو این مائده تهیه شده از جوانه گندم. سنجد که بوی برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگی است. سیر که از دیر باز به عنوان دارویی برای تندرستی شناخته شده است. سپند (اسفند) که نامش به معنی (مقدس) است و نیز شمع که روشنایی و آتش را به یاد می آورد. تخم مرغ که تمثیلی از نطفه و باوری است کاسه آب زلال به نشانه تازگی و شادابی. آیینه نماد این که هر گاه در آن نگاه کنی درون صاف و زلال خویش را بینی. و بالاخره قرآن کتاب آسمانی به امید این که در طول سال در (صراط مستقیم) راه راستی و درستی حرکت کنی.

نوروز ایرانی

آنچه اکنون در ایران به عنوان نوروز و مراسم آن وجود دارد بازمانده آیین هایی است از دوران ورود آریایی ها به ایران که متاثر از باورهای آنان و پس از ایرانی شدن در دوران پیش از اسلام، در دوران پس از اسلام نیز با باورهای اسلامی مخلوط گشته و به گونه ای که اکنون وجود دارد در این سرزمین رایج گشته است. اساطیر و آیین ها در چرخش های تاریخی، جغرافیایی همیشه تغییر می یابند، اما ملتی می تواند اصالت و پشتوانه فرهنگی خویش را حفظ کند که کمتر دستخوش تغییرات باشد. نوروز را با همان آیین های ایرانی اش برگزار کنیم.
منبع:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]