صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 29

موضوع: قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

  1. #1
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    آنچه پيش روي شما خواننده محترم قرار دارد ، مجموعه فرموده‏ها و نوشته‏هاي حضرت امام خميني ( س ) درباره قضا و قضاوت است و چون اشاره به خطوط كلي ديدگاههاي معظمٌ‏له در اين باب ، نموداري از مطالب حاضر را بر لوح ذهن خوانندگان گرامي ترسيم مي‏كند ؛ در اين متن طي هشت نكته به اهمّ آن اشاره خواهيم كرد :

    اول : از آنجا كه يكي از مهمترين شئون حكومت اسلامي همانا برپا داشتن حق و احقاق حق صاحبان حقوق ، و دفع باطل و طرد باطل‏گرايان ، و در نهايت اجراي احكام و حدود الهي است و اين مقصود جز با وجود دستگاه قضايي مستقل ، عدالت محور ، مقتدر ، قاطع و استوار - كه با كمال دقت و احتياط ، و پرهيز از لغزش و انحراف ، ضامن اجراي مقررات الهي باشد - قابل حصول نيست ؛ به همين دليل در اسلام كمتر چيزي مانند قوه قضاييه مورد توجه بوده است ؛ زيرا جان ، مال ، حيثيّت و ناموس مردم ، همه در زير نفوذ آن قرار دارد و بار سنگين تامين امنيّت نفوس ، اموال ، آبرو و عزّت جامعه بر عهده آن است .
    بر اين اساس رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، قوه قضاييه را در اسلام جزء طراز اول مراكز با اهميّت اداري و حتي حسّاسترين مكان نظام دانسته و به وجوب كفايي تصدي امر قضاوت ( اجتهاداً يا تقليداً ) فتوا داده و پرهيز و خودداري واجدان شرايط را از خدمت در دستگاه قضايي جايز نشمرده و از سوي ديگر ، تضعيف و توهين قوه قضاييه را برخلاف موازين اسلامي دانسته‏اند .
    به نظر ايشان قوه قضاييه ملجا و پناهگاه مردم ستمديده است و از چنان اهميّتي برخوردار مي‏باشد كه اگر مطابق موازين اسلامي - انساني رفتار كند مي‏تواند نجات‏بخش و حلّال بسياري از مشكلات كشور باشد و اين امر در صورتي تحقق خواهد يافت كه مردم ، تجارت ، معيشت و حيثيّت خود را از گزند هرگونه تجاوز و آسيب هر نوع تعدّي در
    امان ببينند و از صحّت قضا ، ابلاغ ، اجرا و احضار ، احساس آرامش و امنيت كنند و اسلام بزرگ و دولت اسلامي را پشتيبان خود بدانند و قوه قضاييه را در دادخواهيها و اجراي عدالت و حدود اسلامي ، در خدمت خود مشاهده كنند و قضات دستگاه نيز در تحصيل رضايت ملّت بكوشند كه مسلماً اين امر رضايت خداوند متعال را به دنبال خواهد داشت .

    دوم : گرچه همواره خطاي قاضي ، بزرگ و عمد او ، مصيبت بار است و از اين جهت در هيچ زمان و مكاني قابل قبول نيست ؛ ليكن از ديدگاه امام راحل ( س ) در اين عصر كه معارف ثقلين پس از قرنها غربت و مظلوميت ، در سايه انقلاب عظيم و شكوهمند اسلامي شكوفا شده است و ان‏شاءاللَّه ديري نمي‏پايد كه سنگرهاي كليدي جهان را فتح نمايد ، مسئوليت قضات نسبت به سابق ، صدچندان و حتي از صدر اسلام نيز خطيرتر مي‏باشد ؛ زيرا در صدر اسلام قضات شرع فقط به رعايت حقوق مردم سفارش مي‏شدند ؛ امّا امروزه علاوه بر اين وظيفه ، دستگاه قضايي و قاضيان آن پاسبان آبرو و حيثيّت اسلام و جمهوري اسلامي و حافظ كيان روحانيت هستند ، چنانكه انحراف يا تخلف در فتوا و قضاوت ، كه مايه از دست رفتن جان ، مال ، حيثيت و آبرويي شود ، مردم را از دستگاه قضايي مايوس و به جمهوري اسلامي بدبين مي‏سازد و خداي ناكرده اصل اسلام را ناپسند جلوه مي‏دهد .

    سوم : همان طوري كه يك پزشك آگاه مورد اعتماد براي نجات جان يك انسان ، جز قطع كردن عضو يا اعضاي فاسد و غيرقابل ترميم بدن وي چاره‏اي ندارد و اين كار وي عين رحمت و شفقت بر بيمار محسوب مي‏شود و همان گونه كه يك كشاورز كاردان دلسوز به منظور صيانت كشت خويش از گزند آفات بيروني ، علفهاي هرز را مي‏چيند و دور مي‏ريزد و اين اقدام او جز رافت و عطوفت بر محصول مزرع و مرتع به شمار نمي‏آيد ، اجراي حدود ، قصاص ، تعزيرات ، ديات و كليه احكام جزايي اسلام در جامعه اسلامي نيز كه احياناً با از ميان برداشتن مفسدان و تبهكاران غيرقابل اصلاح از صحنه اجتماع همراه است ، هم براي تربيت و صلاح خود منحرفان ، سودمند ، بلكه ضروري است و هم براي اصلاح پيكره جامعه - كه آحاد آن چونان اعضاي يك انسانند - نافع ، بلكه
    لازم است ؛ زيرا از اين رهگذر ، تخم بيدادگريها ، دزديها و بي‏عفتيهاي خانمانسوز از كشور برچيده مي‏شود و صحن جامعه از لوث عناصر پليد و خُبث رذايل اخلاقي ، پاكسازي و تطهير مي‏گردد و با ممانعت از رشد و گسترش فساد و سرايت آن به ديگران ، سلامت ، سعادت و مصلحت آحاد جامعه تامين و حيات معقول و شايسته براي همگان بيمه و تضمين خواهد گشت ، و اين جز پاسداري از حقوق بشر و حراست از مصالح والاي اجتماع انساني و اسلامي براي نيل به كمال لايق آن چيز ديگري نيست .
    طبق اين معيار ، امام خميني ( س ) از سنت حضرت نبي‏اكرم ( ص ) استفاده مي‏نمايد و قتل يهود بني قريظه را از رحمت كامل آن حضرت مي‏دانند و مي‏فرمايند شمشيري كه به گردن يهود بني قريظه و امثال آنها زده مي‏شود ، به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط ، و نيز طبق اين معيار ، امام خميني ( س ) درباره قصاص كه گرچه متن آن تجلّي قهر خداست ؛ بطن آن حاوي مهر الهي – كه همانا بارزترين جنبه آن حيات است – مي‏باشد ، فرموده‏اند : قصاص براي اين است كه زندگي بشر تامين بشود ( صحيفه نور - جلد ۶ - ص ۱۷۷ ) و لكم في‏القصاص حيوهٌ يا اولي الالباب ( بقره/۱۷۹ )
    و سستي و سهل‏انگاري در اجراي حدود ، قصاص و تعزير اسلامي را ترحّم بر پلنگ تيزدندان دانسته‏اند كه جز ستمكاري بر گوسفندان نتيجه‏اي نخواهد داشت :
    ترحم بر پلنگ تيزدندان
    ستمكاري بود بر گوسفندان
    بدين گونه امام راحل ( س ) از چهره حدود الهي كشف نقاب مي‏كند و سيماي مهر آنها را از پس پرده قهر نمايان مي‏سازد و جمال احكام الهي را با خلع كسوت جلال ، جلوه‏گر مي‏نمايد ؛ به نقد سخن ناآگاهان يا مغرضان كه احكام جزايي اسلام را ، غير انساني ، خشن و ناشي از خوي اعراب و مغاير با حقوق و مصلحت بشر معرفي كرده‏اند ، مي‏پردازد .

    چهارم : از آنجا كه هدف اصيل حكومت اسلامي همانا تربيت الهي انسان و جامعه بشري است ، خصيصه تعليمي ( آموزشي ) و تربيتي ( پرورشي ) در نهان هريك از نهادهاي جمهوري اسلامي ايران و از جمله آنها قوه قضاييه تعبيه شده و نظام قضايي اسلام ، همچون ديگر دستگاهها درصدد است تا از رهگذر اجراي حدود الهي ، به نوبه خود نقش تربيتي خويش را ايفا نمايد .
    بر اين پايه امام راحل ( س ) كه بنيانگذار اين بناي رفيع و مستحكم است ، حتي از نقش تربيتي زندانها نيز غفلت نمي‏ورزد و از آنها به عنوان تربيتگاه ياد مي‏كند ، به متصديان امور زندانها چنين توصيه مي‏فرمايند :
    زندانها را به يك مدرسه آموزش و تربيت اخلاقي مبدل كنيد ، چنانچه تاكنون عمل كرده‏ايد ، تا منحرفان و گناهكاران شيريني عدالت اسلامي را بچشند و به اسلام و نظام اسلامي روآورند و از روي حقيقت توبه كنند و بازگشت به اسلام و خداي متعال نمايند ، كه باب رحمتْ گنهكاران را بهتر جذب مي‏كند ؛ حتي آن كس كه مستحق حدود الهي است ، از قتل و ديگر جزاها ، بايد از عطوفت ماموران ، تا پاي دار و محل مجازات برخوردار باشند ( صحيفه نور - جلد ۱۸ - ص ۲۳۷ )
    يا چه نيكوست كه گويندگان متعهد در زندانها حاضر شده و آنان را تحت تربيت اسلامي - اخلاقي قرار دهند ( صحيفه نور - جلد ۱۴ - ص ۱۴۳ )

    پنجم : چون اجراي عدالت عنصر محوري دستگاه قضايي در نظام حكومتي اسلام و به منزله جوهره احكام الهي است كه تخطّي از آن هرگز جايز نمي‏باشد ، به نظر شريف امام امت ( س ) اجراي حدود الهي بايد زير نظر مجتهد عادل انجام گيرد تا مبادا در حق هيچ‏كس ، حتي مجرمان و منحرفان از خدا بيخبر و زندانيان گروهكهاي محارب با نظام نيز ظلمي روا داشته شود و خداي ناكرده از معيارهاي اسلامي و حدود و تعزيرات مقرّره تجاوز و مجرمي زايد بر حدّ و تعزير شرعي ، محدود و معزّر گردد يا علاوه بر سختي زندان ، رنجي بر وي تحميل شود كه اين خود از نظر عدالت اسلامي محكوم و ممنوع بوده و جرمي است كه موجب كيفر خواهد بود .
    بر اين اساس امام راحل ( س ) از زندانبانان و متصديان امور زندانها به طور مكرّر و موكّد خواسته‏اند كه براي تحصيل رضوان الهي به پيروي از رسول اكرم ( ص ) ، عفو و رحمت و اغماض را شيوه خود قرار دهند و به زندانيان احترام بگذارند ، با آنان خوشرفتاري و معامله انساني - اسلامي نمايند و از خود عطوفت ، رافت ، مهرباني و رفتار برادرانه نشان دهند و از رويّه احسان كه بالاتر از عدالت است و جنبه تربيتي آن مشهود مي‏باشد و مرضي خداوند و مورد تاكيد قرآن كريم است ، تبعيت نمايند و از هرگونه آزار گفتاري نظير : درشت‏گويي ، اهانت ، گفتار ناهنجار ، سب و مانند آن و از هر نوع اذيّت رفتاري همچون : اعمال خشونت ، در مضيقه قرار دادن ، عصبانيت منجر به شكنجه ، ضرب و جرح ، انتقامجويي و بهانه‏گيري ، گرسنگي دادن و مشابه آن نسبت به محبوسان و تعرض به خانواده آنان اجتناب نمايند و همچنين در تامين رفاه حال زندانيان و حفظ سلامت و بهداشت آنان و ايجاد تسهيلات شغلي براي آنها كوشا باشند .
    معظمٌ‏له همان‏طوري كه هرگز تعطيل احكام الهي را تحمل نمي‏كردند و در مقابل تكاليف شرعي بي‏اعتنا نبودند و در اجراي حدود الهي با رعايت كامل جهات شرعي ، هيچ تاخير و درنگي را جايز نمي‏دانستند ، نسبت به كمترين تجاوز از حدود و مقررات الهي در كيفر و مجازات تبهكاران نيز از خويش حساسيت فوق‏العاده نشان مي‏دادند تا همواره صراط مستقيم عدل اسلامي پيموده و از بيراهه افراط و تفريط پرهيز گردد .

    ششم : به نظر شريف امام راحل ( س ) ، در قانون اسلام براي قاضي شرايطي است كه با مراعات آن و همچنين ديگر ضوابط قانون دادرسي تا حد امكان حقي پايمال نخواهد شد .
    تفصيل شرايط قاضي و آداب قضاوت از نظر امام امت ( س ) را بايد در كتب فقهي ايشان جستجو كرد ؛ اما آنچه در اين مجموعه ، علاوه بر برخي شرايط معتبر شرعي ، بدان اشاره مي‏شود و در اينجا به اجمال ذكر مي‏گردد ، همانا اصل استقلال قاضي است ؛ بدان معنا كه چنانچه قضات شرعي و واجد شرايط اسلامي حكمي صادر كردند ، مادامي كه خلاف شرع بودن آن در محاكم و مراجع ذي صلاح ثابت نشده ، واجب‏العمل است و هيچ مقامي حتي مجتهد ديگر حق دخالت در امر قضا و نقض حكم را نخواهد داشت .
    بر اساس اين اصل و با عنايت به ديگر شرايط لازم ، به نظر حضرت امام ( س ) قاضي موظف است با رعايت دقّت و احتياط كامل و مراعات همه ضوابط شرعي و در يك
    محيط آزاد بدون ملاحظه كسي و بي‏آنكه تحت تاثير هيچ مقام و شخصيتي قرار گيرد و بي‏اعتنا به هيچ توصيه و دخالتي ، با قدرت ، قاطعيت و استواري و بدون هيچ‏گونه مسامحه ، تعويق و سهل‏انگاري و با حفظ آرامش ، متانت ، طمانينه و تانّي و پرهيز از شتابزدگي و دستپاچگي و اجتناب از دخالت حسّ انتقامجويي و غضب در حكم ، خداوند سبحان را حاضر و ناظر ببيند و فقط اجراي عدالت را در نظر بگيرد و به صدور حكم و انشاي راي بپردازد و در اين امر خطير ، نه غلو و زياده‏روي را روا بدارد و نه قصور و تقصير را جايز شمارد .

    هفتم : از ديدگاه امام راحل ( س ) در اسلام به مقتضاي عدالت ، براي مجازات مجرمان بين گروهها فرقي وجود ندارد و همه در مقابل قانون الهي و در پيشگاه قضاوت اسلامي برابرند و در اجراي احكام و حدود الهي احدي مستثنا نيست ؛ بنابراين همگان بايد نزد قاضي دادگاه مساوي باشند ، خواه رفيع و خواه وضيع . بر اين اساس حضرت امام ( س ) هيچ كس را از مصونيّت قضايي برخوردار نمي‏داند و خود در اين امر پيشگام مي‏شود ؛ نخست از عدم مصونيت نزديكان و وابستگان و پيوستگان خويش ياد مي‏كنند تا ديگر مسئولان كشور نيز به اين امر توجّه كافي داشته و مراقب اعمال خود و منسوبان خويش باشند :
    هر گروه و شخصي - اگر چه از بستگان و اقرباي اينجانب باشند - خود مسئول اعمال و اقوال خود هستند و اگر خداي نخواسته تخلف از احكام اسلام كردند ، دستگاه قضايي موظف است آنان را مورد تعقيب قرار دهد ( صحيفه نور - جلد ۱۴ - ص ۱۴۵ )

    هشتم : گرچه پيش از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و تاسيس جمهوري اسلامي ايران كُتبي نظير كتاب : قضا ، شهادات ، قصاص ، حدود و ديات از فقه غني اسلام مورد توجه نبود و جزء علوم غريبه به شمار مي‏رفت و به دليل عدم ابتلا ، در حوزه‏هاي علميه مورد تحقيق و تدريس و تدقيق شايسته قرار نمي‏گرفت ؛ ليكن پس از تشكيل حكومت اسلامي ، ضرورت اين امر بر همگان آشكار شد ، به اين منظور بنيانگذار فقيه جمهوري اسلامي ، نسبت به وجوب كفايي تصدي امر قضاوت به طور مكرر تاكيد مي‏كردند و بر همكاري تنگاتنگ حوزه‏هاي علميه با دستگاه قضايي در جهت رفع خلا قضات مجتهد و واجد شرايط قضا - كه مخصوصاً در سالهاي نخستين پس از پيروزي انقلاب بيشتر احساس مي‏شد و كشور را دچار مشكل مي‏كرد - اصرار مي‏ورزيد و از خودداري واجدان شرايط ، از اين عبادت و خدمت مقدس شديداً انتقاد مي‏نمودند و آن را ناشي از كج‏فهمي تلقي مي‏كردند و عذر آنان را موجه به حساب نمي‏آوردند ، آنها را در پيشگاه الهي مواخذ و معاقب مي‏دانستند ؛ ايشان در اين باره مي‏فرمايند :
    روحانيون و علما و طلاب بايد كارهاي قضايي و اجرايي را براي خود يك امر مقدس و يك ارزش الهي بدانند و براي خود شخصيت و امتيازي قائل بشوند كه در حوزه ننشسته‏اند بلكه براي اجراي حكم خدا راحتي حوزه را رها كرده و مشغول به كارهاي حكومت اسلامي شده‏اند . اگر طلبه‏اي منصب امامت جمعه و ارشاد مردم يا قضاوت درامور مسلمين را خالي ببيند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسئوليت نپذيرد و يا دلش را فقط به هواي اجتهاد و درس خوش كند ، در پيشگاه خداوند بزرگ يقيناً مواخذه مي‏شود و هرگز عذر او موجه نيست . ما اگر امروز به نظام خدمت نكنيم و استقبال بي‏سابقه مردم از روحانيت را ناديده بگيريم ، هرگز فرصت و شرايط بهتر از اين را نخواهيم داشت .
    ( صحيفه نور - جلد ۲۱ - ص ۱۰۰ ) محمدامين شاهجويي

    ويژگيهاي اين مجموعه
    ۱ - اين مجموعه كه در گروه معارف اسلامي حوزه معاونت پژوهشي موسّسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ( س ) استخراج و تنظيم شده ، مشتمل بر هفت فصل است كه به ترتيب مطالبي درباره : مقام و جايگاه قضا و دستگاه قضايي ، فلسفه قوانين و مجازاتها در اسلام ، اصول حاكم بر قوانين و تشكيلات قضايي ، آداب قضا ، جرايم ، نظارت بر دستگاه قضايي و وظيفه روحانيان و حوزه‏هاي علميه تبيين شده است .

    ۲ - براي هريك از قطعات منتخب عنواني را برگزيده‏ايم كه عين عبارت حضرت امام ( س ) نيست ؛ در عين حال سعي شده است از مطالب داخل هر قطعه برگرفته شود . بنابراين نمي‏توان اين جمله‏هاي انتخابي را به حضرت امام نسبت داد و لازم است محققان در نقل مطالب آن دقت لازم مبذول فرمايند .

    ۳ - در تنظيم قطعات منتخب داخلي هريك از فصول و عنوانهاي فرعي ، ترتيب و توالي تاريخي صدور آنها از طرف حضرت امام ملاك بوده ، نه توالي منطقي مطالب .

    ۴ - تاريخ صدور پيامها و سخنرانيهاي حضرت امام ( س ) ماخوذ از مجموعه صحيفه امام در ذيل هر قطعه ذكر شده و مشخصات كامل ماخذ براساس شماره مسلسل ذكر شده در پايان هر قطعه در انتهاي كتاب آورده شده است .

    ۵ - از آنجا كه ترتيب و تفكيك موضوعات اين مجموعه توسط خود حضرت امام صورت نگرفته ، به ناچار جمع‏آوري و تنظيم آنها به صورت فعلي داراي كاستيهاي اجتناب‏ناپذير است كه مسئوليت آن بر عهده تنظيم‏كنندگان است .

    معاونت پژوهشي - ستاد آثار موضوعي
    موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ( س )

  2. #2
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    فصل اول - مقام و جايگاه قضا و دستگاه قضائي - اهميت و وظيفه دستگاه قضائي
    * مقام و اهميت

    حافظين مكتب
    اگر دادگاههاي ما برخلاف موازين اسلامي ، بر خلاف عدالت ، رفتار كنند ، مكتب ما خدشه‏دار مي‏شود .
    ( بيانات امام در جمع گروهي از اقشار مختلف مردم ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۴۲ )
    ۵۸/۴/۱۵

    پاسدار وجهه اسلام
    مي‏دانيد كه الآن اشخاص مختلف با اغراض شيطاني در صدد اين هستند كه اين چهره اسلامي جمهوري را مُشوَّه كنند . يكي از راههاي مشوَّه‏شدن ، همين دادگاههاست كه اگر خداي نخواسته در دادگاهها يك امر خلافي‏واقع بشود ، اين فقط به دادگاه صدمه نمي‏زند ، به جمهوري فقط صدمه نمي‏زند ، به اسلام ضربه مي‏زند ؛ صدمه ، صدمه به اسلام است . اگر صدمه به اشخاص بود ، ولو آن هم صحيح نبود ، اما باز مطلبي بود ؛ اماشما مواجهيد با اينكه در كارهايتان يا وجهه اسلام را وجهه نوراني - آنطور كه هست - جلوه بدهيد ؛ يا خداي نخواسته برخلاف آنطوري كه اسلام هست جلوه بدهيد . آن وقت دشمنها هم دامن بزنند به آن و بگويند كه خوب ، يكوقتي ما گرفتار رژيم سابق بوديم ؛ حالا هم گرفتار عباو عمامه هستيم . البته شما هر چه هم كار خوب بكنيد آنهاحرفشان رامي‏زنند ؛ لكن بهانه به دست دادن مساله ديگري است .
    ( بيانات امام در جمع دادستانها و حكام شرع دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۵ )
    ۵۸/۷/۲۰

    نشانه جمهوري اسلامي
    مي‏دانيد كه جمهوري ما اسلامي است . و اگر قضاوتش كه در راس آن تقريباً واقع است اسلامي نباشد ، ما نمي‏توانيم به جمهوري‏مان ، جمهوري اسلامي بگوييم ، و اين باز جمهوري غير اسلامي مي‏شود . جمهوري اسلامي بايد همه نهادهايي كه دارد اسلامي باشد . و از همه مهمتر قضا و قضاوت است ، كه بايد روي موازين اسلام باشد . اميدوارم آقايان با كمك همه اقشاري كه در اين امر اطلاع دارند ، مشغول كار شوند و اين كار را بكنند .
    ( بيانات امام در ديدار با رئيس ديوان عالي كشور و قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۷ )
    ۵۹/۱/۱۰

    حافظ حقوق مردم
    شايد در اسلام كمتر چيزي مورد توجه بوده است مثل قوّه قضاييه . نكته‏اش هم معلوم است ؛ براي اينكه در دست قوّه قضاييه ، همه چيز ملت است ؛ جان مردم است ، مال مردم است ، نواميس مردم است ، همه در تحت سيطره قوّه قضاييه است ... قوّه قضاييه هم معلوم است كه يك نفر از آن اشخاصي كه طاغوتي باشند در اينها نيست و همه اهل علمي هستند كه با زندگي طلبگي امرار معاش كرده‏اند و در متن جامعه بوده‏اند و از گرفتاريهاي جامعه اطلاع دارند و گرفتار بوده‏اند خودشان هم . اينها مي‏توانند كه به درد مستضعفين برسند .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب اسلامي كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص۴ - ۱۳ )
    ۵۹/۵/۲۵

    اهليت متصديان قضا
    آيا شوراي قضايي اين عصر - زمان جمهوري اسلامي - و رئيس دادگاه ، روساي دادگاهها و رئيس ارگانهاي قضايي ، همان طور هستند كه در رژيم شاهنشاهي بود ؟ ! آيا آقاي دكتر بهشتي ( * ) هم و آقاي موسوي اردبيلي هم همان قاضيهايي هستند كه در آن وقت بودند ؟ ! آيا وضع قضاوت را در آن وقت اطلاع ندارند مردم ؟ قاضيهايي كه در آن وقت بودند - البته يك قشرشان كه الآن هم در كار هستند اينها خوب بودند - آن تصفيه شده‏ها را مقايسه بكنيد با اينهايي كه الآن هستند . اين آقاي موسوي اردبيلي كه چند روز پيش از اين آنطور نماز جمعه خواند و آنطور براي ملت دلسوزي كرد ، مثل همان روساي دادستاني هستند كه سابق بودند ؟ ! و اين مردم كه آمدند اقتداي به ايشان كردند و به آنها اقتدا نمي‏كردند ، مردم مي‏خواستند دنيا را بازي بدهند ، يا خودشان بازي بخورند ؟ ! يك طاغوتي را برداشتند و يك طاغوت ديگر گذاشتند ؟ ! يك قاضي بناحق را برداشتند ، و يك قاضي بناحق جايش گذاشتند ؟ ! يك رئيس ديوان‏عالي را برداشتند ، و يك رئيس ديوان‏عالي طاغوتي ديگري گذاشتند به جايش ؟ ! اينها همانها هستند ؟ ! كارهايشان هم همان است ؟ ! زندگيهايشان هم مثل همانهاست ؟ ! خوب ، بايد بررسي بكند ملت ببيند كه مساله اينطوري است . اين ملت مي‏خواهد مردم دنيا را بازي بدهد ، يا مي‏خواهد يك قشرش يك قشر ديگر را بازي بدهد ؟ ! اينها بايد بررسي بشود تا بفهميم كه همان حرفي است كه مي‏گويند كه يك رژيم طاغوتي را برداشتيد ، يك رژيم طاغوتي ديگري هم جايش گذاشتيد ؟ اين هم راجع به قضات . كه من نمي‏خواهم بگويم كه قضات سابق چه اشخاصي بودند و از چه صنف مردمي بودند . اين را من نمي‏خواهم بگويم كه حتي كمونيست هم تويشان بود ! قاضي شرع ، قاضي‏اي كه مي‏خواهد بر طبق موازين عمل كند ، كمونيست است ! و بدتر از آن هم تويشان بوده . حالا هم اينطور است ؟ ! شوراي قضايي ما الآن مثل قضات آن وقت هستند ، و دادگاههاي ما و دادگاههاي قضايي ما هم همان طور است ؟ ! من باز نمي‏خواهم بگويم كه در تمام كشور همه قضاتي كه هستند درست هستند . هيچ همچو صحبتي نيست . من صحبتم همين است كه اينكه مي‏گويند تغيير اسم است و رژيم شاهنشاهي برداشته شده ، و همين رژيمي هم كه هست همان رژيم شاهنشاهي است ، من مي‏خواهم بگويم كه مقايسه اين دو تا را بكنيم ، ببينيم كه واقعاً مساله اينطوري است و ماادعاي دروغي داريم مي‏كنيم ، و ملت ما هم همچو خداي نخواسته بي‏شعور و بي‏فرهنگ بوده‏اند كه به دست خودشان رژيم شاهنشاهي را ازبين برده‏اند ، و به دست خودشان يك رژيم شاهنشاهي ديگر آورده‏اند ؟ ! مساله اينطور است ؟ اين هم يكي از جاها هست . البته نارساييهاي قضايي در سرتاسر كشور هست ، لكن حالا مثل سابق است ؟ !
    ( بيانات امام در ديدار با اقشار مختلف مردم ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۴ - ۸۳ )
    ۵۹/۱۱/۲۷
    * آيت‏اللَّه سيدمحمد حسيني بهشتي ( ۱۳۶۰ - ۱۳۰۷ ه ’ . ش . ) نايب رئيس مجلس خبرگان قانون اساسي و اولين دبير كل حزب جمهوري اسلامي ؛ وي در تاريخ ۵۸/۱۲/۴ به سمت رياست ديوان عالي كشور منصوب شد و در هفتم تيرماه ۱۳۶۰ در حادثه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي توسط منافقين به شهادت رسيد .

    مساله مهم اسلام
    دستگاههاي دادگستري و دادگاههاي انقلاب و قضاوت دستگاه بسيار امر مهمي است كه سر و كار با جان و آبرو و مال ملت دارد ، و اهميتي كه اسلام به قضاوت داده است به كمتر چيزي داده است . امروز دستگاه دادگستري و دادگاههاي انقلاب پاسبان آبرو و حيثيت جمهوري اسلامي و اسلام است و انحراف در قضا مردم را از اين دستگاه مايوس و به جمهوري اسلامي و روحانيون بدبين مي‏نمايد .
    ( پيام امام به ملت ايران در آستانه سال نو ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۱۴۳ )
    ۵۹/۱۲/۲۹

    دارا بودن برترين جايگاه
    قوه قضاييه از جاهاي ديگر اهميتش بيشتر است ؛ براي اينكه قوه قضاييه سروكار با همه چيز مردم دارد . اينها بايد با توجه به خداي تبارك و تعالي و حسن‏نيت و توجه به مسائل اسلامي ( چنانچه دارند ) با اينطور مشي كنند .
    ( بيانات امام در جمع گروهي از روحانيون استانهاي همدان و اصفهان ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۹۸ )
    ۶۱/۹/۱۱

    بزرگي خطاي قاضي
    قوه قضاييه بايد توجه بكند كه سر و كارش با جان و مال مردم است ، نواميس مردم ، سر و كار اين با آنهاست و بايد افراد صالح در آنجا باشند ، سالم باشند و توجه بكنند كه خطاي قاضي بزرگ است ، عمدش مصيبت‏بار است ، خطايش هم بزرگ است ، بايد خيلي در اين معنا توجه كنند .
    ( بيانات امام در جمع مسئولان لشكري و كشوري ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۲۲۰ )
    ۶۲/۱/۱
    علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به :
    ۱ - صحفيه نور ، جلد ۱۷ ، صفحه ۱۷۰
    ۲ - صحفيه نور ، جلد ۱۹ ، صفحه ۱۹۳

  3. #3
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * وظيفه دستگاه قضائي

    محو فساد از دستگاه قضايي
    قضاوتِ شرعي بايد باشد . اينطور قضاوتهايي كه محكوم مي‏كردند مردم را روي يك همچو روابطي كه درست مي‏كردند ، يا هر چيزي كه بود ، رشوه‏خواري در كار بود ، اينها بايد از بين برود . طرز دادگستري را بايد شماها بنشينيد با هم ، قضات و شماها و همه ، تفكر كنيد و طرز دادگستري را طوري كنيد كه اين مراتب نباشد : امروز حكم بكند فردا برود آنجا ، بعد برود آنجا ، بعد از سر برگردد اينجا ، دوباره برود آنجا ! اينها همه تضييع اوقات است و تضييع اموال است . اينها بايد اصلاح بشود .
    ( بيانات امام در جمع وكلاي دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص۵ - ۵۴ )
    ۵۷/۱۲/۷

    اسلامي نمودن دادگستري
    از اول هم گفته‏ام - كه دادگاهها نبايد روي آن مسائل سابق عمل بكنند ، دادگاهها بايد به تمام معنا اسلامي [باشند] ، و توجه به اينكه خداي نخواسته يك بيگناهي يكوقتي گرفتار نباشد يا يك كم گناهي زياد از اندازه به او تحميل نشود ، اين از مسائل مهم است .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات قضات اصفهان ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۱۵۳ )
    ۵۸/۲/۲۳

    لزوم تحول اساسي
    دادگستري تحول مي‏خواهد . اين را من سابقاً گفته‏ام ؛ لكن - خوب - بايد وقتي مستقر شد و مجلس پيدا شد ، اين تحولات بايد پيدا بشود ؛ كه اينطور طول و عرض محاكمات ، به اينقدر طولاني شدن هم موجب اين مي‏شود كه وقت مردم صرف بشود . آدم ده سال توي اين سالنهاي دادگستري هي راه برود و هي برود و برگردد ، و آخرش معلوم نشود كه به حقش مي‏رسد يا نه . . . مردم وقتشان شريف است ؛ نبايد صرف يك محاكمه‏اي بشود كه آن .
    يك نفر وكيل دادگستري بود كه من مي‏شناختم ؛ او را ديده بودم ؛ شيخ رضا اسمش بود ؛ معروف بود آن وقت . نقل مي‏كنند كه گفته بود اين محاكمه‏اي را كه الآن ما شروع كرديم ، تا من هستم اين محاكمه هست ؛ وقتي من مُردم ، پسرم اين كار را انجام مي‏دهد ! نمي‏گذاريم به آخر برسد ! وضع دادگستري اينطوري است كه مي‏تواند يك وكيلي نگذارد به اين زوديها مساله ختم بشود . اينها بايد تحول پيدا بكند ؛ بايد طوري بشود كه اگر ما نتوانيم صد درصد اسلامي‏اش بكنيم ، لااقل نزديكش بكنيم به اسلام .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات قضات اصفهان ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۳ - ۱۵۲ )
    ۵۸/۲ /۲۳

    قضاوت مقتدرانه و عالمانه
    مساله قضا هم كه مي‏دانيد چقدر مساله مهمي است در شرع . سروكار شما با چه چيزهايي هست كه همه حيثيت اشخاص در دست شماست . بايد البته با كمال احتياط ، و با كمال قدرت .
    هم احتياط بايد در كار باشد ؛ هم قدرت بايد در كار باشد . ... ما مي‏خواهيم اسلام باشد ، ما نبايد يك كاري بكنيم كه بگويند كه دادگاهها در زمان طاغوت هم اين كارها را نمي‏كردند ! خوب ، به ما مي‏گويند اين حرفها را ، ما چه مي‏دانيم . بايد شما آقايان علاج بكنيد مساله را . اگر مي‏توانيد علاج بكنيد ، علاج بكنيد . والّا الزامي نداريد كه قاضي باشيد . اگر مي‏توانيد روي موازين قضا ، روي موازين اسلام ، عمل بكنيد ، بايد بكنيد . چنانچه نمي‏توانيد ، واقعاً مي‏بينيد كه محذور دارد ، نمي‏شود ، عرض مي‏كنم كه قدرت نداريد برويد جلو بگيريد ، خوب ، ممكن است كنار برويد . در هر صورت ، مساله مساله مهم است . نه از باب اينكه خود قضا مهم [است] ؛ خودش بسيار مهم است ؛ اما قضا يكوقت در يك محيطي است كه نداريم اشخاصي كه بخواهند صدمه به اصل اسلام بزنند ؛ آنجا بايد بگوييم قضا بسيار مهم است ، و قاضي بايد چه باشد و اينها . يكوقت وضع وضعي است كه صدمه به اسلام مي‏خواهند بزنند . اين ديگر چند برابر مي‏شود اهميتش . بايد همه - چه قضات ، چه دادستانها ، چه پاسبانها ، چه پاسدارها ، و چه كميته‏ها - همه اينها بايد روي موازين شرع عمل بكنند .
    ( بيانات امام در جمع دادستانها و حكام شرع دادگاههاي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۷ - ۲۸۶ )
    ۵۸/۷/۲۰

    مجازات متخلفين
    قضات بايد با تمام جديت جلوي تخلفات را بگيرند ، و اگر خداي ناكرده كسي از دستورات الهي سرپيچي كرد ، بلافاصله به ملت معرفي شده و به مجازات برسد .
    ( پيام امام به مناسبت حلول سال جديد ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۱ )
    ۵۹/۱/۱

    احياي قضاوت اسلامي
    در قضيه‏اي كه در قانون اساسي مي‏گويد كه اين دو مقام ، كه مقام دادستان كل و رئيس ديوان‏عالي كشور باشد ، بايد رهبر با مشورت قضات اين كار را انجام دهد ، از دو جهت موضوع دارد : يك جهت اينكه مشورت در وقتي است كه شبهه باشد . در اموري كه شبهه نيست مشورت هم نيست . هر امري كه مورد شبهه باشد بين چند نفري كه مثلاً بخواهند دادستان كل باشند ، و اين چند نفر مورد اشتباه ، كه هر كدام چطورند ، در مورد اين اشتباه بايد با قضات مشورت كنند ، ولي اينجا موضوع ندارد . از باب اينكه مورد اشتباه من هم نبود . من اين دو نفر آقايان ( آيت الله موسوي اردبيلي ، دادستان كل كشور و شهيد آيت الله دكتر بهشتي ، رئيس ديوان عالي كشور ) را منصوب كردم به اين دو مقام عالي با سوابق طولاني و ادراك اينكه همه جهات در آنها هست . و در خيلي از افرادي كه من سراغ دارم همه اين جهات يا وجود ندارد و يا اينكه اگر باشد شغلهايي دارند كه نمي‏توانند بيايند و مشغول كار شوند . از اين آقايان خواستم كه اين كار را بكنند ، و در مركزي كه در اسلام جزء طراز اول مراكز با اهميت اداري است حاضر شوند . وضع اين اداره را از سابقش بيرون بياورند و به يك قضاوت اسلامي متحولش كنند .
    ( بيانات امام در ديدار با رئيس ديوان عالي كشور و دادستان كل كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۲۷ )
    ۵۹/۱/۱۰

    جلب افراد صلاحيتدار
    شما آقايان كه در راس قضا واقعيد توجه كنيد كه همه با هم همصدا ، همدل و كمك كار هم باشيد ، و بگذاريد دادگستري كه مدنظر شماست تصفيه شود . اشخاصي كه مفسد هستند و اشخاصي كه قضاوت نمي‏دانند و مي‏خواهند براي خودشان دكاني باز كنند ، و يا اهل كار قضاوت نيستند ، اين افراد تصفيه شوند و اشخاص صالح را جلب نكنند .
    ( بيانات امام در ديدار با رئيس ديوان عالي كشور و دادستان كل كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۲۹ )
    ۵۹/۱/۱۰

    پرهيز از اشتباه
    دادگاههاي سرتاسر كشور توجه داشته باشند كه در دادگاه ، خداي تبارك و تعالي را در نظر بگيرند و از اشتباهات و خطاها و انحرافات پرهيز كنند و در اموال و نفوس مردم با احتياط رفتار كنند ، كه اگر - خداي نخواسته - يك بيگناهي به دست اشخاص ، مجرم حساب بشود يا جزايي براي او تعيين بشود ، اين در دستگاه الهي بسيار بزرگ است و جواب ندارند بدهند .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي جهاد سازندگي ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۱۸۷ )
    ۵۹/۳/۲۷

    پاكسازي دستگاه قضايي
    از جمله اصلاحات همين اصلاحات قضاوت است . قضاوت در اسلام نمي‏شود دست اينها باشد ؛ دست اين جمعيتي كه حالا هست . كدام يكي اينها قاضي اسلامي هستند ؟ كدام اينها ؟ شما تشخيص مي‏دهيد كه اينها قضاوت به آن ترتيبي كه اسلام گفته قضاوت ، قضاوت بكنند ؟ حالا ما مي‏گذريم از خير اينكه مجتهد جامع‏الشرايط [باشند] ، ما به اندازه اين ، قضات نداريم . به اندازه احتياج نداريم . اما اشخاصي باشند كه توجه داشته باشند به قضاوت اسلامي . بتوانند بفهمند اين مقدار ولو از روي تقليد بتوانند بفهمند كه قضاوت چه است . وضع قضاوت اسلامي چيست . اگر ما بخواهيم مسامحه كنيم در قضاوتش ، در پاكسازي آنجا مسامحه بكنيم ، تا آخر ما گرفتار هستيم . قضاوتمان گرفتار است .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص۶ - ۲۵۵ )
    ۵۹/۴/۲۹

    پذيرش مسئوليت ، تكليف الهي
    آن وقتي كه زمان طاغوت بود ، بگويند كه ما در خدمت طاغوت واقع نمي‏شويم ، حالا هم كه زمان اللَّه است ، بگويند كه ما در خدمت واقع نمي‏شويم ، اين كج‏فهمي است . اگر قاضي - مثلاً - در قوّه قضاييه كمبود بود و به هر كس اظهار كردند ، وقتي به مقدار كفايت نباشد ، واجب است بر اينكه تصدّي بكند و قضاوت بكند ؛ نبايد بگويند كه حالا كه قضاوت است ، ما در خدمت دولت واقع نمي‏شويم . خدمت دولت ، يك خدمت خداست . الآن دولت ، دولت الهي است و خدمت به اللَّه است ، نه خدمت به طاغوت است . بنابراين ، نبايد بعضي از آقايان تحاشي كنند از اينكه ما در استخدام دولت واقع نمي‏شويم . اين استخدام اسلام است ، دولت خودش اسلامي است . نه اين است كه خودش مستقل است ، آن هم خدمتگزار اسلام است . همه خدمتگزار اسلام هستيم .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۵ )
    ۵۹/۵/۲۵

    حاكم كردن نظم و قانون
    البته بايد همه امور بر نظام و نظم باشد . وقتي كه پايه امور بر نظم بنا شده باشد - و حفظ نظم از واجبات الهي است - بايد در قوّه قضايي هم اين نظم محفوظ باشد ؛ يعني ، اينطور نباشد كه قاضي يك روز بخواهد بيايد ، يك روز هم دلش بخواهد نيايد . اين يك ؛ يا بايد در استخدام ، استخدام اللَّه برآيد و وظيفه شرعي - الهي خودش بداند كه بايد روي موازيني كه هست ، ساعاتي كه تعيين شده است براي كار ، كار بكند و اگر نخواهد هم اين كلمه استخدام را قبول بكند ، يا اصلش تصدّي نكند ، يا ملزم بداند خودش را به الزام شرعي كه اگر آمد نظام را حفظ كند . اگر بخواهد وارد بشود و بي‏نظم باشد - من يك هفته دلم نمي‏خواهد بيايم ، الزامي كه من ندارم . نمي‏خواهم - يك همچو آدمي ؛ اصلاً از اول وارد نشود . اگر مي‏تواند كه روي موازيني كه تعيين مي‏شود و شوراي قضايي تعيين مي‏كند ، عمل بكند ؛ ملتزم به اين باشد كه اين عمل تا آخر روي موازين باشد ، و هر روز هم خودش را عاجز از اين داشت ، خوب برود پيش شورا و استعفا بدهد . اما متصدي باشد و بي‏نظم متصدي باشد ، اين صحيح نيست . . . كسي كه يك امري را تصدّي كرد ، بايد نظامش را حفظ بكند .
    آقايان هم ، كه از همه قشرها از حيث كار اهميتشان بيشتر است ، بايد اين نظام را حفظ بكنند و همين طوري كه در ساير جاها يك نظامي هست ، و بدون نظم يك امري تحقق پيدا نمي‏كند - يعني ، فاسد مي‏شود - بايد نظام را حفظ بكنند و هر چيزي را كه تقبّل كردند ، با نظم و با ترتيب ، آن را اجرا بكنند و عمل بكنند .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۶ - ۱۵ )
    ۵۹/۵/۲۵

    هوشياري در محضر خدا
    الآن همه اين روسا ، رئيس جمهور ، نخست وزير ، رئيس مجلس ، روساي دادگاهها ، روساي همه استانها ، حكومتها . . . همه اينها در معرض امتحانند . و اين امتحان از امتحان در نقص اولاد و انفس بالاتر است . . . خودشان توجه كنند به اينكه قبل از رسيدن به اين مقام و بعد از رسيدن به اين مقام ، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است . . . به دادگاههايي كه در سابق بودند ، قبل از رسيدن خودشان به اين مقامات به آنها اشكال داشتند و آنها را تقبيح مي‏كردند . الآن كه خودشان رسيدند آيا همان نقشه را عمل مي‏كنند كه آيندگان ، آنها را تقبيح كنند ؟ يا خير ...
    بيدار بشويم ما ! دولتمردان بيدار بشوند ... دادگاهها بيدار بشوند ! ما دعوي شيعه‏گري را مي‏كنيم . ادعا هست كه ما شيعه و تابع هستيم . در مقام امتحان ، باز شيعه هستيم ؟ تَبَع هستيم آنطوري كه او هست ؟ به اندازه‏اي كه وسعت وجودي ما هست تبعيت مي‏كنيم ؟ با دوستانمان ، با رفقايمان ، با همكيشانمان ، با بشر آنطور رفتار مي‏كنيم ؟ آن شخصي بود كه وقتي يك خلخال را از پاي يك ذِمّيه يا يهودي يا نصارا بوده است بيرون آورده بودند اشرار - قريب به اين معنا - فرموده است كه اگر انسان بميرد براي اين ننگي كه واقع شده و اين چيزي كه واقع شده است ، خيلي بعيد نيست . ما هم مدّعي هستيم كه شيعه هستيم . روسا و دولتمردان بيدار بشوند ! مخاصمه را ترك كنند ! اين منظره‏ها را ببينند . اين جوانهايي كه خون خودشان را در راه اسلام داده‏اند ببينند . اين جوانهايي كه شما را به اين مقام رسانده‏اند ببينند ، و دست از مخاصمات بردارند . . . همه ما در محضر خدا هستيم .
    ( بيانات امام در جمع خانوادههاي شهداي ذزفول ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۲۳۶ )
    ۵۹/۱۰/۷

    تربيت نسل جوان
    از فرهنگيان و متصديان تعليم و تربيت و قضات و متصديان دادگستري و دادگاههاي انقلاب مي‏خواهم كه به ماموريت بزرگي كه به آنان سپرده شده و مسئوليت عظيمي كه به عهده گرفته‏اند توجه نمايند كه با انحراف آنها فرهنگ كشور به انحراف كشيده مي‏شود و نوباوگان و جوانان كه اميد ملت و اسلام هستند ، اماناتي بس بزرگ و شريفند كه خيانت در آن خيانت به اسلام و كشور است ، و اين نوباوگان و جوانانند كه در آتيه ، سرنوشت كشور به دست آنان است و بايد تربيت صحيح اسلامي در جميع مدارس به طور جدي اجرا شود تا كشور از آسيب مصون گردد .
    ( پيام امام به ملت ايران در آستانه سال نو ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۱۴۳ )
    ۵۹/۱۲/۲۹

    مقابله با متعديان
    بر دستگاههاي قضايي است كه از متعديان به جان و شرف و مال بندگان خدا دفاع كنند و آنان را به سزاي خود بنشانند .
    ( پيام امام به ملت ايران در آستانه سال نو ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۱۴۵ )
    ۵۹/۱۲/۲۹

    حفظ حيثيت اسلام و جمهوري اسلامي
    [قضات] بايد توجه كنند كه - خداي نخواسته - جاني به واسطه فتواي آنها و يا قضاوت آنها بدون مجوز شرعي از بين نرود ، مالي از بين نرود ، حيثيتي ، آبرويي از بين نرود كه بسيار اهميت دارد اين مطلب و امروز اهميتش بيشتر از سابق است . سابق قضيه اين نبود كه اگر قاضي تخلف مي‏كرد ، اصل اسلام را مشوّه كند . امروز قلمهايي هست كه چنانچه يك قاضي يا چند قاضي ولو اشتباهاً يك كاري انجام بدهد ، يا - خداي نخواسته - عمداً انجام بدهد ، اين را پاي روحانيت حساب مي‏كنند و پاي جمهوري اسلامي حساب مي‏كنند و بالاخره پاي اسلام حساب مي‏كنند و لهذا ، قاضي امروز مسئول حيثيت اسلام است ؛ مسئول حيثيت جمهوري اسلام است و مثل قضاتِ در طول تاريخ نيست كه فقط مسئول باشد نسبت به آن قضاوتي كه در مورد شخصي مي‏كرد . امروز قضاوت علاوه بر آن بعدي كه هميشه داشته است ، يك بعد خاصي دارد و آن بعد خاص آن چيزي است كه بر مي‏خورد به حيثيت اسلام . اگر چند قاضي در چند محل اشتباه بكنند ، يا بعضي از آنها مثلاً – خداي نخواسته – عمداً يك كاري را انجام بدهند ، اين اسباب اين مي‏شود كه قلمهايي كه مي‏خواهند اين جمهوري اسلامي را از بين ببرند يكي را چند و چند را صدها جلوه مي‏دهند و با قلمهاي خودشان به اصل جمهوري اسلامي و به اسلام حمله مي‏كنند . بنابراين ، اگر سابق شغل قضا يك شغل در عين حال بسيار مهم و پرمسئوليتي بود ، امروز مسئوليت او بسيار زيادتر است ؛ بايد بگوييم صدچندان است . اين يك [مطلبي] است كه به متصديان قضا ، چه در حال و چه بعدها كه تصدي مي‏كنند .
    ( بيانات امام در جمع علما و روحانيون ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۱۶ )
    ۶۰/۲/۲۱

    قضاوت بر حق
    روحانييني كه در قوه قضاييه و مشغول قضاوت هستند يا مشغول يك كار ديگري هستند ، اينها وظيفه‏شان زيادتر از ديگران است . اگر - خداي نخواسته - يك قضاوتي برخلاف حق واقع بشود - ولو اشتباهاً - اين منعكس مي‏شود كه اينها دارند خرابكاري مي‏كنند .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون تهران ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص ۵۵ )
    ۶۰/۴/۱۰

    قوانين نامشروع
    دادگستري سابق بايد متحول بشود به يك دادگستري اسلامي . مجرد اينكه قانون سابق بوده ما بايد به آن عمل بكنيم ، به حسب قانون سابق هم نبايد به آن عمل كرد ؛ براي اينكه قانون اساسي سابق اساس است . قانون اساسي سابق ، متممش مي‏گويد كه هر قانوني بر خلاف شرع است ، قانون نيست اصلاً . بنابراين ، اينكه مي‏گوييد : قانون اينطور مي‏گويد ، غلط مي‏كند ، قانون نيست اين . اين يك قراردادي بوده است كه زمان طاغوت ، طاغوتي بوده ، بناء عليه ، آقايان نبايد اعتنا كنند به اين امور و بايد بخشنامه بكنند . شوراي نگهبان ، شوراي قضايي بخشنامه بكنند و همه جا بگويند به اينكه اين قوانين سابق كه مخالف شرع بوده نبايد عمل بشود و اگر كسي عمل بكند ، مجرم است و بايد محاكمه بشود ، به جزاي خودش برسد .
    ( بيانات امام در جمع كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۴ )
    ۶۱/۵/۳۱

    توجه به وظيفه و ارزشها
    من اميدوارم كه همه قضات محترمي كه در سرتاسر كشور داريم و دادستانهايي كه داريم و كساني كه در امور دادگستري خدمت مي‏كنند ، همه موفق باشند كه براي خاطر خدا و براي خاطر اسلام و براي خاطر اين مستمنداني كه در طول تاريخ در تحت فشار يا سلاطين بوده‏اند يا خانها و سرمايه‏دارها و امثال اينها ، كه آقايان مي‏دانند و بهتر هم مي‏دانند خيليهايشان اينها را ، ان شاء اللَّه نجات داده بشوند ، و كشور ما ان شاء اللَّه يك كشوري بشود كه هرچه بيشتر به افق اسلام نزديكتر . البته آرزوي ما اين است كه يك كشور اسلامي بشود ؛ و همه مسائلش مسائل اسلامي باشد . و اين بسته به اين است كه هر كس در هر جايي كه خدمت مي‏كند ، اين مساله در نظرش باشد كه من دارم براي خدا و براي اسلام خدمت مي‏كنم ، نمي‏خواهم براي مقام ، مقام چيزي نيست ، مقام چيزي است كه هرچه هم زياد باشد ، خوب ديگر مقام سلطنت را شما ديديد كه مساله چه بود و آن پدر چه شد و آن پسر چه شد ، و آنطور وضع پيدا كردند ، آنطور عاقبت چه شد . و آن طرف هم كه معلوم نيست چه خواهد شد . يعني ، براي ما معلوم نيست كه آنجا با آنها چه خواهند كرد . ما به آن طرفش كاري نداريم . در هر صورت مقام مساله‏اي نيست كه انسان ارزش انساني‏اش را صرف آن بكند . شماها ارزش انساني داريد . ارزش انساني بالاترين چيزهاست براي شما ؛ و بايد اين ارزش انساني را هرچه بيشتر تقويت كنيد . خدمت به مردم به كناره‏گيري درست نمي‏شود . انسان ارزشش در اين است كه در جامعه چه مي‏تواند بكند ، و چه خدمتي به اين بندگان خدا مي‏خواهد بكند .
    شما ملاحظه مي‏كنيد كه پيغمبر اكرم از همه بيشتر رنج كشيد براي تربيت مردم ؛ براي اينكه اين مظلومين را از دست آن ظالمها نجات بدهد . ... خداوند همه شما را توفيق بدهد ، مويد و منصور باشيد ، و من دعاگوي همه شماها هستم .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات شوراي عالي قضائي كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۰ )
    ۶۱/۱۰/۱۹

    اسلامي بودن مشي دادگاهها
    دادگاهها مشيشان را مشي اسلامي قرار بدهند . مي‏دهند اما خيلي توجه كنند . اگر يك جا ديدند كه يكي اشتباه كرده ، اشتباه را به او بگويند . اگر ديدند تعمد كرده ، اطلاع بدهند تا با او رفتار اسلامي بشود .
    ( بيانات امام در جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۶۵ )
    ۶۱/۱۱/۴

    پيشبرد احكام اسلام
    اينجانب در آغاز سال جديد و سالروز رسميت جمهوري اسلامي انتظار دارم كه تمام نهادهاي اين جمهوري از مجلس و ارگانهاي دولتي و جهاد سازندگي و شوراي نگهبان و شوراي‏عالي قضايي و قضات محترم سراسر كشور و دادستانيهاي سطح كشور و . . . - ايّدهم اللَّه تعالي - همه و همه كوشش كنند در پياده كردن احكام اسلام ؛ در افزايش تعهد به ابعاد مختلف اين مكتب انسان‏ساز ؛ در مجاهده در راه حق و ساختن خويش ؛ در اصلاح درون و برون كه خود با اصلاح آنان كشور رو به صلاح مي‏رود .
    ( پيام امام به مناسبت آغاز پنجمين سال جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۲۲۶ )
    ۶۲/۱/۱۲

    اجراي عدالت اسلامي
    قوه قضاييه و هيات پيگيري ( فرمان هشت ماده اي حضرت امام ) و ديگر هياتهاي مربوط و منشعب از آنها در اين سال جديد بر كوشش خود در اسلامي نمودن همه نهادها بيفزايند ، و با قدرت تمام به كج‏رفتاران و منحرفان مهلت ندهند كه با اعمال غيرانساني - اسلامي خود عمداً يا از روي ناداني و بي‏بند و باري چهره مقدس جمهوري اسلامي را بر خلاف آنچه هست نمايش دهند . بايد عدالت اسلامي در حق آنان بدون غمض عين اجرا شود . و لازم به تذكر است كه در حق مجرمان و منحرفان از خدا بيخبر هم نبايد از معيارهاي اسلامي و حدود و تعزيرات مقرره تجاوز گردد كه آن خود نيز از نظر عدالت اسلامي جرمي است كه موجب كيفر است . از خداوند متعال توفيق و تاييد آنان را مي‏خواهم كه طوري با قاطعيت و سرعت عمل نمايند كه جمهوري اسلامي بتواند ادعا كند كه در كشور ما عدالت اسلامي را به طور كامل اجرا نموده است .
    ( پيام امام به مناسبت آغاز پنجمين سال جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۲۲۷ )
    ۶۲/۱/۱۲

    واگذاري مسئوليت به قوه قضاييه
    پاسخ امام خميني به نامه اعضاي ستاد پيگيري فرمان هشت ماده‏اي ( * ) در مورد كسب اجازه از محضر امام براي واگذاري كار ستاد به قوه قضاييه
    بسمه تعالي
    بحمداللَّه تعالي با جديت و زحمات طاقتفرساي هيات پيگيري ، به طور چشمگيري از هرج‏ومرجها كه لازمه هر انقلابي است جلوگيري شده و كسي به خود اجازه نمي‏دهد كه به منازل يا مغازه‏ها تجاوز نمايد و بدون مجوز شرعي و قانوني كاري به طور عمد تقريباً انجام نمي‏گيرد و دادگاهها و دادسراها بدون مجوز شرعي عملي انجام نمي‏دهند و گزينشها به روال اسلامي عمل مي‏كنند و بالاخره اصول امور با زحمت ستاد اصلاح شده است و اينجانب از اين هيات و زحمات آنان تشكر مي‏كنم و چون مسائل به قوه قضاييه مربوط است و جناب آقاي نخست‏وزير و بعضي از وزراي ديگر به كارهاي مهم ديگر بايد اشتغال داشته باشند ، با قدرداني از آنان با پيشنهاد مذكور موافقت مي‏شود . ان‏شاءاللَّه‏تعالي موفق و مويد باشند .
    ( پاسخ امام به نامه اعضاي ستاد پيگيري فرمان هشت ماده اي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۲۷۰ )
    ۶۲/۳/۱۰
    * حضرت امام ( س ) در تاريخ ۲۴/۹/۶۱ پيام بسيار مهمي در خصوص رسيدگي به مشكلات دستگاه قضايي در هشت ماده صادر فرمودند و نخست وزير و رئيس ديوان‏عالي كشور را مامور تشكيل هياتي براي رسيدگي به اين امور كردند . اين حكم در ص ۱۱۵ - ۱۱۹ همين كتاب ( قسمت احكام ) درج شده است .

    رعايت الگوي علوي
    اگر قوّه قضاييه هم تبعيت نكند از آن قضاء اميرالمومنين كه اَقْضاكُمْ عَلِي ( بهترين قضاوت كننده در بين شما علي است . بحار الانوار ج ۴۶ ص ۳۰۹ ) و اگر تبعيت نكند از قضاوت اسلام ، متشبث به همان قضاوت اسلامي‏نباشد ، آن هم هر چه بگويد ما متمسك هستيم ، بر خلاف واقع است . تمسك وقتي است كه قوّه قضاييه هم كارهايي كه مي‏كنند از روي الگوي علوي باشد كه همان الگوي اسلامي‏است .
    ( بيانات امام در جمع مسئولين كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۱۲۷ )
    ۶۲/۷/۴

    عمل مطابق شرع
    دادگستري و قوه قضاييه بحمداللَّه كار زياد كردند . و موجب سرافرازي يك ملت است كه در مدت بسيار كم با همه مشكلات و با اينكه مهيا نبودند علماي ما براي قضاوت و امر قضاوت ارتباط با آنها نداشته است ، مع‏ذلك موفق شده‏اند و تاكنون خدمت‏هاي فراوان كرده‏اند . . . اگر اين قوه قضاييه درست بشود ، بسياري از مشكلات كشور درست مي‏شود . مردم سروكار دارند . با اين قوه ، با دادگستري سروكار دارند . و به شما آقايان قضات هم عرض مي‏كنم كه خدا را در نظر داشته باشيد در باب قضا . قوّه قضاييه سروكارش با جان مردم است ، با مال مردم است ، با نواميس مردم است ، و بايد هميشه خدا را ناظر و حاضر ببينيد كه خداي نخواسته نبادا يك اشتباهي در كار بشود ، يك وقت خطايي بشود . خطاي شماها بزرگ است و ممكن است يك خطا موجب قتل يك كسي بشود ، يك خطا موجب به باد رفتن آبروي كسي بشود . اينها را بايد بسيار نظر بكنيد و بسيار دقت بكنيد كه اين شغل در عين حالي كه واجب است و لازم است - همه ما - در صورتي كه به مقدار كفايت نباشد همه شركت بكنند و بسيار شريف است ، در عين حال ، خوب ، مسئوليتش هم بسيار زياد است . و بايد ان‏شاءاللَّه همه آقايان جديت بكنند كه اين قوّه قضاييه به آنطوري كه شارع مقدس مي‏خواهد ، به آنطور عمل بشود .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۱۶۶ )
    ۶۲/۸/۲۹

    برگشتن از خطا
    دستگاه قضايي و قضات محترم توجه داشته باشند كه در حساسترين مكانِ نظام خدمت مي‏كنند . خيلي سعي كنند تا حتي اشتباهي انجام ندهند . و در صورتي كه متوجه اشتباه شدند ، به هيچ وجه از برگشت از حكمشان خجالت نكشند ؛ كه خجالت در پيشگاه خداوند متعال بسيار سنگين‏تر از خجالت از مردم است .
    ( پيام امام به مناسبت پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۲۳۵ )
    ۶۲/۱۱/۲۲

    بي‏اعتنايي به تبليغات سوء
    آقايان شوراي قضايي و قضات محترم در سراسر كشور بايد احراز كرده باشند كه در هر صورت از تبليغات باطل و تهمتها و افتراها در امان نيستند . بنابراين ، اعتنا به اين امور و خداي نخواسته خروج از اعتدال و عدالت الهي و صراط مستقيم انحراف است و اجتناب از آن ، وظيفه الهي است .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ )
    ۶۳/۱۱/۲۲

    قوه قضاييه ، ناجي كشور
    قوه قضاييه مشكلاتش بيشتر از ساير ارگانهاست ، چرا كه قوه قضاييه دخالت در اموري مي‏كند كه اختلافي است و اختلاف بين مردم هم تمام‏شدني نيست . ناچار ، هميشه يكي از دونفري كه با يكديگر اختلاف دارند ناراضي مي‏رود . به همين جهت ، كار بسيار مشكلي است و از طرفي هم ، بسيار حساس و مورد توجه اسلام است . قوه قضاييه اگر از روي موازين اسلامي - انساني رفتار كند ، كشور را مي‏تواند نجات دهد .
    ( بيانات امام در ديدار با مسئولين قوه قضائيه ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۸۴ )
    ۶۴/۴/۱۸

    عمل به وظيفه
    هرچه هست از اسلام است و از بركات وجود مبارك حضرت بقيهاللَّه . ما ، همه ما چيزي نيستيم . اميدوارم كه خداوند شما را توفيق بدهد و من دعا مي‏كنم به شما . و مي‏دانم كه مشكل قضا يك مشكل بسيار دست بالايي است و به اين زوديها هم قابل حل نيست ، ولي با همت آقايان و با وقت صرف كردن آقايان ان‏شاءاللَّه كه مشكلات قضا هم رفع مي‏شود . و اگر فرض كنيم كه نتوانستيم حل كنيم يا ما كارهايي را نتوانستيم انجام بدهيم ، ما به وظيفه‏مان عمل مي‏كنيم . و خداي تبارك و تعالي از ما بيشتر از آنچه قدرت داريم نمي‏خواهد . ما ان‏شاءاللَّه كه قدرت خودمان را صرف مي‏كنيم و شما آقايان هم وقت خودتان را صرف مي‏كنيد . و قضا چون يك مساله بسيار بسيار مشكل و مهمي است ، بايد در ناملايمات تامل كنيد و تحمل كنيد و از خداي تبارك و تعالي بخواهيد كه شما را قدرت بدهد در اينكه حل كنيد قضايا را .
    ( بيانات امام در ديدار با رئيس شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۲۰ ، ص ۹۹ )
    ۶۶/۴/۸

    تامين امنيت جامعه
    قوه قضاييه كه مسئوليت اجراي حدود و احكام الهي و در حقيقت بار سنگين تامين امنيت جان و نواميس و اموال و شخصيت يك جامعه انقلابي را به عهده دارد . . . بايد جلوي تخريب و جنايات منافقين و ضدانقلاب واشاعه فحشا و منكرات و دزديها و قتلها و موادمخدر را بگيرند .
    ( پيام امام به زائرين بيت الله الحرام ، صحيفه نور ، ج ۲۰ ، ص ۱۲۵ )
    ۶۶/۵/۶

    حاكم نمودن قضاي اسلامي
    از مهمات امور مساله قضاوت است كه سر و كار آن با جان و مال و ناموس مردم است . وصيت اينجانب به رهبر و شوراي رهبري آن است كه در تعيين عاليترين مقام قضايي كه در عهده دارند ، كوشش كنند كه اشخاص متعهد سابقه‏دار و صاحبنظر در امور شرعي و اسلامي و در سياست را نصب نمايند . و از شوراي‏عالي قضايي مي‏خواهم امر قضاوت را كه در رژيم سابق به وضع اسفناك و غم‏انگيزي درآمده بود با جديت سر و سامان دهند ؛ و دست كساني كه با جان و مال مردم بازي مي‏كنند و آنچه نزد آنان مطرح نيست عدالت اسلامي است از اين كرسي پراهميت كوتاه كنند ، و با پشتكار و جديت بتدريج دادگستري را متحول نمايند ؛ و قضات داراي شرايطي كه ، ان‏شاءاللَّه با جديت حوزه‏هاي علميه مخصوصاً حوزه مباركه علميه قم تربيت و تعليم مي‏شوند و معرفي مي‏گردند ، به جاي قضاتي كه شرايط مقرره اسلامي را ندارند نصب گردند ، كه ان‏شاءاللَّه تعالي بزودي قضاوت اسلامي در سراسر كشور جريان پيدا كند .
    ( وصيتنامه سياسي – الهي امام ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۱۸۸ )
    ۶۸/۳/۱۵

    وظيفه علما و حقوقدانان ( وكلاي دادگستري )
    من كه طلبه هستم اينجا ، شما كه از وكلاي دادگستري و از علما هستيد و قضات دادگستري كه همين طور هستند ، سايرين - همه - همه بايد دست به هم بدهيم و اين كشوري كه دست ما دادند و همه چيزش فرو ريخته است ، اين را هركس در حيطه خودش آباد كند .
    البته وكلاي دادگستري ، حقوقدانها ، بايد بنشينند راجع به طرز دادگستري[برنامه‏ريزي كنند] . . . در هر صورت ، شماها الآن موظفيد ، ملي ، اسلامي ، كه بنشينيد اين دادگستري ، دادگستري نيست ! اصل اين قضيه فرم غربي است منتها خوب عمل نمي‏توانند بكنند . ما عيب كارمان اين است كه از مسائل غربي وقتي مي‏آوريم اينجا ، در اينجا يك نيمه غربي درست مي‏شود و ناقص ، و بعد هم براي مملكت ما مناسب نيست شما بنشينيد ، حقوقدانها ، مطلعين ، بنشينند با هم طرز دادگستري را درست كنند . دادگستري ما نمي‏تواند دادگستري سابق باشد . دادگستري ما بايد روي موازين شرع باشد ، قضاوت روي موازين شرع بايد باشد . آنطور نمي‏شود . . . طرز دادگستري را بايد شماها بنشينيد با هم ، قضات و شماها و همه ، تفكر كنيد و طرز دادگستري را طوري كنيد كه اين مراتب نباشد : امروز حكم بكند فردا برود آنجا ، بعد برود آنجا ، بعد از سر برگردد اينجا ، دوباره برود آنجا ! اينها همه تضييع اوقات است و تضييع اموال است . اينها بايد اصلاح بشود . البته كار مشكل است و نمي‏شود يك روز و دو روز بشود ؛ لكن نبايد مايوس شد .
    ( اسناد منتشر نشده )
    * علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به :
    ۱ - صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۹۲ .
    ۲ - صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص ۲۳۲ .
    ۳ - صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ .

  4. #4
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * مقام و اهميت قاضي

    قضاوت ، مقامي منيع
    در قانون اسلام به طوري به قضاوت و گراني بار آن و بزرگي مقام قاضي اهميت داده كه در كمتر چيزي آنگونه سفارشها كرده ، تا آنجا كه حضرت اميرالمومنين ( ع ) به شريح قاضي مي‏گويد تو در يك مجلسي نشستي كه در آن مجلس نمي‏نشيند مگر پيغمبر يا وصي پيغمبر يا كسي كه شقي باشد ؛ و حضرت صادق ( ع ) مي‏گويد از قضاوت احتراز كنيد كه آن مخصوص به پيشواي عالم به احكام قضاوت و عادل ميان مسلمانان است ؛ و در روايت است كه قاضي بر لب جهنم است . با اينگونه سختگيريها قاضي را محدود كرده‏اند .
    ( كشف الاسرار ، ص ۲۹۷ )

    قضاوت ، منصبي جليل
    منصب قضاوت از مناصب جليله‏اي است كه از طرف خداي متعال ، براي پيغمبر - صلي‏اللَّه عليه و آله - و از طرف او براي ائمه معصومين - عليهم‏السلام - و از طرف آنان براي فقيه جامع الشرايطي كه مي‏آيد ثابت است . و مخفي نماند كه قضاوت شان بزرگي دارد و تحقيقاً وارد شده است كه : قاضي به درستي در پرتگاه جهنم قرار گرفته است . و از اميرالمومنين - عليه‏السلام - است كه فرمود : اي شريح ، جايگاهي نشسته‏اي كه فقط پيغمبر يا وصي پيغمبر يا شقي در آنجا مي‏نشيند ( وسائل الشيعه ، ج ۱۸ ، كتاب قضا ، باب ۳ ، از ابواب صفات قاضي ، ح ۲ - ۳ )
    و از امام صادق - عليه‏السلام - است كه : از حكومت بترسيد زيرا حكومت فقط مال امامي است كه عالم به قضاوت و عادل در مسلمين است ، براي پيغمبر يا وصي پيغمبر است ( همان منبع )
    و در روايتي است كه : كسي كه در دودرهم به غير آنچه كه خداي عزّوجلّ نازل فرموده حكم نمايد تحقيقاً كافر شده است ( همان منبع ، باب ۵ از ابواب صفات قاضي ح ۲ )
    و در روايت ديگري است كه : زبان قاضي بين دو جمره از آتش است تا اينكه بين مردم قضاوت كند ، پس يا در بهشت است و يا در آتش ( همان منبع ، باب ۲ از ابواب صفات قاضي ح ۳ )
    و از امام صادق - عليه‏السلام - است كه فرموده : قاضيها چهار قسم مي‏باشند : سه قسم آنها در آتش و يك قسم در بهشت مي‏باشد . مردي كه به ظلم قضاوت مي‏كند و حال آنكه مي‏داند ، اين مرد در آتش است . و مردي كه به ظلم قضاوت مي‏كند و حال آنكه نمي‏داند ، پس اين مرد در آتش است . و مردي كه به حق قضاوت مي‏كند و حال آنكه نمي‏داند ، پس اين مرد در آتش است . و مردي كه به حق قضاوت مي‏كند و حال آنكه مي‏داند ، پس اين مرد در بهشت است ( همان منبع ، باب ۴ از ابواب صفات قاضي ح ۶ )
    و اگر قضاوت بر فتوا توقف داشته باشد خطر فتوا هم به آن ملحق مي‏باشد . پس در حديث صحيح است كه امام باقر - عليه‏السلام - فرموده : كسي كه براي مردم به غير علم و هدايت الهي فتوا دهد ، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعنت مي‏كنند و وزر كسي كه به فتواي او عمل كرده ، به او ملحق است ( وسائل الشيعه ، ج۱۸ ، كتاب قضا ، باب ۴ ، از ابواب صفات قاضي ح ۱ )
    ( ترجمه تحرير الوسيله ، ج ۴ ، ص ۸۱ )

    جايگاه خطير قضاوت
    عن اسحاقِ ابن عمارِ ، عنْ ابِي‏عَبْداللَّه ( ع ) قال قالَ اَميرُالمُوْمنين - صَلَواتُ‏اللَّه عَليْهِ - لِشُرَيْحٍ : يا شُرَيْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لا يَجْلِسُهُ ( ماجلسه ) الّا نَبيٌّ اَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ اوْ شَقي . ( وسائل الشيعه ، ج۱۸ ، ص۷ - ۶ ، كتاب القضاء باب ۳ ، ۲ )
    حضرت اميرالمومنين ( ع ) خطاب به شريح مي‏فرمايد : تو بر مقام و منصبي قرار گرفته‏اي كه جز نبي يا وصي نبي و يا شقي كسي بر آن قرار نمي‏گيرد .
    و شريح چون نبي يا وصي نبي نيست ، شقي بوده است كه بر مسند قضاوت نشسته است . شريح ( * ) كسي است كه در حدود ۵۰ - ۶۰ سال منصب قضاوت را در كوفه عهده‏دار بود ، و از آن آخوندهايي كه به واسطه تقرب به دستگاه معاويه حرفهايي زده و فتواهايي صادر كرده ، و برخلاف حكومت اسلامي قيام كرده است . حضرت اميرالمومنين ( ع ) در دوران حكومت خود هم نتوانست او را عزل كند . رجاله نگذاشتند ، و به عنوان اينكه شيخين او را نصب كرده‏اند و شما برخلاف آنان عمل نكنيد ، او را بر حكومت عدل آن حضرت تحميل كردند . منتها حضرت نمي‏گذاشتند برخلاف قانون دادرسي كند .
    ( ولايت فقيه ، ص ۴ - ۶۳ )
    * ابواميه ، شريح بن حادث كندي ( ۷۸ ه ’ . ق . ) اصل او از يمن بود و پيش از ظهور اسلام به دنيا آمد . پيامبر ( ص ) را درك نكرده ، به همين دليل در شمار صحابه ياد نمي‏شود . در عهد عمر و عثمان و حضرت امير و معاويه قاضي كوفه بود .

    قضاوت ، بيانگر وجهه جمهوري اسلامي
    مساله قضاوت يك مساله بسيار خطيري است . شماها كه قاضي هستيد ، بسيار برايتان خطرناك است . اگر ملاحظه روايات كرده‏باشيد ، مي‏بينيد كه مساله چقدر مشكل است . شما با اَعراض مردم ، با جان مردم ، با اموال مردم ، سروكار داريد . چنانچه خداي نخواسته به طور دقيق ؛ به طور شايسته عمل نشود ، علاوه بر مسئوليت شرعيه نسبت به اصل قضيه ، يك مسئوليت‏بزرگتري هم هست . و آن اين است كه شما قاضي در جمهوري اسلامي هستيد ، و ممكن است كه جمهوري اسلامي در خطر بيفتد ؛ يعني وِجهه‏اش يك وِجهه‏ناشايسته‏اي بشود .
    ( بيانات امام در جمع حكام شرع دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۵ )
    ۵۸/۷/۲۰

    اهميت قضاوت در اسلام
    قضا در اسلام از حيث اهميت شايد در رديف اول مسائل اسلام ، و تعبيراتي هم كه در لسان ائمه شده است ، كشف از اهميت بسيار مي‏كند . و اميرالمومنين - عليه‏السلام - به شريح مي‏فرمايند كه : يا شُرَيْحُ ! قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لا يَجْلِسُهُ اِلّا نَبِي اَوْوَصِي نَبِي اَوْشَقِي . يا نبي بايد متكفل قضا باشد و يا ؛ ، +ظظ وصي نبي . يعني كسي كه نبي به او سفارش كرده باشد ، از اين دو كه گذشت شقي است . يا مثلاً گفته شده است ، اگر كسي نسبت به دو درهم قضاوت ناحق كند كافر است .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۶ )
    ۵۹/۱/۱۰

    قضاوت ، واجب كفايي
    بايد عرض كنم كه اين قضاوت در اسلام بسيار اهميت دارد و بسيار خطرناك است . اهميت دارد كه تمشيت امور مردم و رفع ظلمها و مخالفتها و اينها با دست اينها بايد بررسي بشود و مظلوم از ظالم ممتاز بشود و حق اجرا پيدا بكند و خطرناك است ؛ براي اينكه چنانچه – خداي نخواسته – حكم برخلاف ما اَنزَلَ اللَّه باشد ، ولو در دو درهم ، عَلي حَدِّ الكُفْر و قاضي عَلي شَفيرِ جَهَنَّم . بسيار خطرناك است ، لكن امري است كه واجب‏كفايي است و بايد تكفل كرد . هر يك از اشخاصي كه متصدي هستند اگر مجتهد عادل باشند ، مستقلاً مي‏توانند و چنانچه مجتهد نباشند ، آنها به تعيين مجتهد – در يك زماني كه ما فاقد هستيم ، افرادي كه تمام جهات را مستجمع باشند ، با تعيين مجتهد – تصدّي مي‏كنند . نبايد از كاري كه اهميت دارد شانه خالي كرد . كار ، آنكه اهميت دارد در نظر شارع مقدس ، اين را نمي‏توانيم ما از آن شانه خالي كنيم ؛ واجب كفايي است . اگر شانه از زيرش خالي كردند ، مورد مواخذه خواهند بود . بايد تصدّي كرد . حتي در زمان بعضي از امراي سابق مثل خلفاي بني‏عباس و بني‏اميّه و اينها ، بعضي از اشخاص در خدمت آنها به حسب ظاهر مي‏رفتند - و اشخاص بسيار صحيحي بودند - براي جلوگيري از بعضي مظالم . اينطور نيست كه اگر يك حكومتي هم ظالم شد ، كسي بداند كه مي‏تواند رفع ظلمي از مردم بكند ، مي‏تواند يك راه صحيحي را پيش بگيرد ، بتواند از آن شانه خالي كند .
    ( بيانات امام در جمع قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۴ )
    ۵۹/۵/۲۵

    قضاوت امري مشكل ولي ارزنده
    اين كاري كه شما در آن دخيل هستيد ، چه آقاياني كه مقام قضاوت را دارند و چه آنهايي كه مقام دادستاني را دارند و چه آنهايي كه سروكارشان با زندانيها و با اين نحو زندانيهاست ، اين كار ، كار بسيار مشكلي است و ارزنده . اما مشكل است براي اينكه مساله قضاوت هميشه اينطور است كه يك طرف ناراضي است ، همچو نيست كه دو نفر آدمي كه با هم اختلاف دارند ، اگر قاضي تشخيص داد كه يكي از اينها مجرم است ، مجرم هم روي موازين اسلامي تصديق و صحبتي نكند . لااقل شايد در تمام افرادي كه محاكمه مي‏شوند و اينها محكوم مي‏شوند محكومين ناراضي‏اند ؛ چه محكوميت بحق باشد كه ان‏شاءاللَّه ، هست و چه - خداي نخواسته - محكوميت بناحق باشد . خوب ، آنكه بناحق است صحيح است كه ناراضي باشد ، اما مساله ، مساله مشكلي است . شمايي كه متكفل اين امر هستيد و سروكارتان با يك همچو وضعيتي هست كه در مقام قضاوت آنطوري است ، بعدش هم وقتي منتهي مي‏شود به حبس ، وضعش آنطوري است كه شما داريد مي‏گوييد ، كار بسيار مشكلي است ، لكن ارزنده است . مي‏ارزد به اينكه انسان در كارهاي مشكل كه وارد مي‏شود ، به اشكالاتش هم يك قدري تن بدهد .
    من الآن نمي‏توانم يك مساله همچو شسته و رفته‏اي عرض كنم ، لكن آني كه من عرض مي‏كنم راجع به همه قضات كه لابد اكثراً روحانيين هستند ديگر يا همه ، يك مطلبي كه راجع به قضاوت من عرض مي‏كنم ، اين است كه مساله قضاوت يك مساله‏اي است كه در اسلام شايد در راس مسائل باشد و سروكارش با جان مردم است ، با مال مردم است ، با نواميس مردم است . اين از مسائل بسيار مشكل و حلش هم بسيار مشكل . و شرايط قاضي هم خيلي زياد [است] و ما امروز آنقدر قاضي كه داراي همه شرايط باشد نداريم ، ولي خوب ، مشغولند به اينكه ان شاءاللَّه تهيه كنند .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۱۶۹ )
    ۶۰/۱/۱۹

    قضاوت ، امري شريف و خطرناك
    كار ، يك كار مهم شريفي است ؛ براي اينكه هم قضاوت در عين حالي كه بسيار شغل مهم شريفي است ، لكن خوب ، خطر براي قاضي دارد و مساله خطرناكي است .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲ - ۱۷۱ )
    ۶۰/۱/۱۹

    قضاوت ، بالاترين مسئوليت
    آنها كه متصدي امور قضايي هستند ، توجه كنند به اينكه مساله بسيار مشكل و مهمي و پرمسئوليتي برعهده آنهاست . حتي مسئوليت قضيه قضا از همه مسئوليتهايي كه در يك كشور هست بالاتر است ؛ براي اينكه قاضيان ، متصدي اموري هستند كه جان مردم ، مال مردم ، نواميس مردم ، در گرو كارهاي آنها و قضاوت آنهاست . و القَاضِي عَلي شَفِيرِ جَهَنَّم .
    ( بيانات امام در جمع علما و روحانيون ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۱۶ )
    ۶۰/۲/۲۱

    قضات ، حافظ حيثيت اسلام
    امروز مسئوليت آقايان قضات شرع بسيار سنگين است ، چون هم بايد حيثيت اسلام را حفظ كنند و هم حيثيت روحانيت را در نظر بگيرند . دشمنان اسلام با اشاعه دروغ و با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف شما تلاش مي‏كنند حيثيت روحانيت را لكه‏دار كنند تا از نفوذي كه روحانيت در پيشبرد اسلام دارد كاسته شود و آنها بتوانند اسلام را از بين ببرند و به مقاصد شوم خود برسند . امروز مسئوليت آقايان قضات از صدر اسلام هم مهمتر است ، چون در صدر اسلام به قضات شرع نسبت به رعايت حقوق مردم سفارش مي‏شد ، اما امروز علاوه بر آن ، حيثيت و كيان روحانيت هم مطرح است . از اين رو ، شما بايد در اعمال و رفتار خود كاملاً دقت و مواظبت داشته باشيد . البته شما صددرصد هم اسلامي عمل كنيد ، دشمنان اسلام دست از دروغ و اعتراض بر نخواهند داشت ، چون آنها به اسلام و انقلاب عقيده ندارند . بايد كاري كنيد كه آنها مصداق معيني از نقاط ضعف شما نداشته باشند .
    ( بيانات امام در جمع قضات دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۶۰ )
    ۶۰/۱۲/۱۱

    داشتن مسئوليت دنيوي و اخروي
    قاضيهايي كه جان و مال و ناموس مردم در قبضه آنها و تحت نظر آنهاست . آنها بايد توجه بكنند ، دقت بكنند و ملاحظه بكنند كه مبادا يك وقت يك مظلومي را آنها به اسم ظالم به حبس بيندازند يا - خداي نخواسته - به اعدام . اينها در اين دنيا مسئوليت دارند ، اگر از زير بار مسئوليت اين دنيا فرار كنيد ، از زيربار مسئوليت خدا فرار نمي‏توانيد بكنيد . قاضي بر شفير جهنم است ؛ عَلي شَفير النَّارِ او لب جهنم نشسته است . همه چيز مردم دست اين قضات است ، چه قضات دادگاههاي انقلاب و چه قضات دادسراها و دادگستريها . بايد توجه بكنند اين قضات به اينكه اينها هم خدمتگزار هستند و كارشان بسيار حساس [است] و مسئوليتشان بسيار بزرگ و اگر –خداي نخواسته – لغزشي بكنند و جان يك مسلم ، مال يك مسلم ، ناموس يك مسلم به واسطه خطاي آنها ، به واسطه – خداي نخواسته – تعمد آنها آسيب ببيند ، در اين دنيا بايد محاكمه بشوند و اگر اينجا فرار از محاكمه كردند ، در بارگاه حق تعالي هيچ نمي‏توانند فرار كنند .
    ( بيانات امام در ديدار با استانداران سراسر كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۴۵ )
    ۶۱/۵/۱۷

    رفع كمبود قاضي
    امر مهم ، مساله قضاوت است . از اموري كه شايد در كم امري اسلام آن قدر به آن توجه داشته است ، مساله قضاوت است و مساله دادسراها و دادگاهها كه سروكارشان با همه چيز مردم است . بايد اين معنا را من عرض كنم كه قضاوت از اموري است كه واجب است به طور كفايي و واجب كفايي ؛ قبل از اينكه پيدا بشود به مقدار كفايت ، بر آحاد واجب است ؛ يعني ، اگر يك قضاوتي زمين بماند يا يك جايي منحرفين وارد قضاوت بشوند ، بر تمام كساني كه مي‏توانند يا اجتهاداً يا تقليداً قضاوت كنند ، بر همه اينها واجب است كه در قضاوت وارد بشوند و رفع احتياج را بكنند . ما امروز وقتي كه احتمال اين معنا را بدهيم يا اينكه با آقاياني كه متصدي امور قضايي و دادگاه هستند صحبت مي‏كنيم ، از اين معنا [حرف مي‏زنند] كه ما كم داريم قاضي ، آن مقداري كه لازم داريم كم است و اگر چنانچه در حبسها از اين منحرفين يا محتمل الانحرافها باشند و نتوانسته‏اند آنها را رسيدگي كنند ، براي كمبود قاضي است .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۱ )
    ۶۱/۵/۳۱

    قضاوت ، تكفل مسئوليتي مهم
    بايد خيلي توجه بكنند آقايان قضات ، آقايان دادستانها ، كساني كه متكفل اين امر مهم اسلامي هستند كه مسئوليت اين زياد است و لازم هم هست كه شما مسئوليت را به عهده بگيريد . بايد وارد شد ، لكن در يك امر بزرگي است ، توجه بكنند كه جان و مال و ناموس يك ملت در دست اين قضات است و در دست اين دادگاههاست و مسئول اين مسائل هستند و بايد تا آن مقداري كه مي‏توانند ، تا آن مقداري كه قدرت دارند ، توجه بكنند به مصالح عمومي اسلام ؛ نه آن كه گناهكار است از او بگذرند ، و نه آن كه – خداي نخواسته – گناهكار نيست يك وقتي مبتلا بشود .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۲ )
    ۶۱/۵/۳۱

    قبول منصب قضا تكليف شرعي
    شايد شما مطلع باشيد با آنكه شارع مقدس به امر قضا آن همه اهتمام داشته است ، در سابق برخلاف اين حتي يك عدّه كمونيست هم قضاوت مي‏كردند . و آقايان به خاطر اينكه اين منصب بزرگ به دست بي‏تقواها نيفتد بايد در اين امر شركت كنند . و ما تكليف داريم كه قضاوت و ساير جهات را حفظ كنيم ، تا زماني كه جمهوري اسلامي‏در سير خود قرار بگيرد ، آنگاه علما به پست‏هاي خودشان كه از همه شريفتر است برگردند .
    ( بيانات امام در جمع شاگردان مدرسه شهيد قدوسي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۷ - ۹۶ )
    ۶۲/۶/۱۳

    سفارش موكد اسلام
    مساله قضا يك مساله مهمي است كه سر و كارش با همه حيثيت كشور است و مسلمانان است . و آن‏قدري كه اسلام درباره قضا سفارش كرده است ، شايد كمتر در چيزهاي ديگر سفارش كرده باشد .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۹۲ )
    ۶۴/۵/۸

    سپردن قضاوت به اهلش
    به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آينده وصيت مي‏كنم كه با درنظر گرفتن احاديثي كه از معصومين - صلوات‏اللَّه عليهم - در اهميت قضا و خطر عظيمي كه قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غير حق وارد شده است ، اين امر خطير را تصدي نمايند و نگذارند اين مقام به غير اهلش سپرده شود . و كساني كه اهل هستند از تصدي اين امر سرباز نزنند و به اشخاص غير اهل ميدان ندهند ؛ و بدانند كه همان طور كه خطر اين مقامْ بزرگ است اجر و فضل و ثواب آن نيز بزرگ است . و مي‏دانند كه تصدي قضا براي اهلش واجب كفايي است .
    ( وصيتنامه سياسي – الهي امام ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۱۸۸ )
    ۶۸/۳/۱۴

    علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به صحفيه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۴۹ - ۱۵۰

  5. #5
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * صفات قاضي

    شرايط قاضي
    در قانون اسلام براي قاضي شرايطي است كه اگر مراعات آن شرايط و ديگر شرايط قانون دادرسي شود كمتر حقي باطل مي‏شود ؛ در صورتي كه به اسرع اوقات كار محاكمه نيز تمام مي‏شود . ما اينجا بعضي از شرايط قاضي را به قانون اسلام مي‏نويسيم ؛ خوانندگان مقايسه كنند ميان آن و قانون امروز و قاضيهاي كنوني ، آنگاه خود حكميت كنند .
    ۱ - كمال عقل و رسيدن به حد بلوغ ؛ پس اگر كسي بالغ نباشد يا عقلش كامل نباشد نمي‏تواند قضاوت كند .
    ۲ - ايمان ، يعني اعتقاد به اصول ديانت و مذهب .
    ۳ - طهارت مولد ، يعني بايد حلال زاده باشد .
    ۴ - بايد مرد باشد ؛ زنها حق قضاوت ندارند .
    ۵ - بايد عادل باشد ، يعني داراي قوه‏اي باشد كه به واسطه آن از تخلف قانونهاي خدايي احتراز كند . كسي كه تخلف از قانون كند و گناهكار باشد حق قضاوت ندارد .
    ۶ - بايد عالم به احكام قضاوت باشد و قانون اسلام را بداند از روي اجتهاد .
    ۷ - بايد قوه ضبط و حفظ داشته باشد ؛ پس اگر نسيان بر او عارض مي‏شود و كم حافظه است حق قضاوت ندارد .
    شرايط و آداب واجب و مكروه و مستحب بسياري نيز هست كه ما ذكر نكرديم .
    ( كشف الاسرار ، صص ۸ - ۲۹۷ )

    قضاوت حق فقهاي عادل
    از روايت برمي‏آيد كه تصدي منصب قضا با پيغمبر ( ص ) يا وصي اوست . در اينكه فقهاي عادل به حسب تعيين ائمه ( ع ) منصب قضا ( دادرسي ) را دارا هستند و منصب قضا از مناصب فقهاي عادل است ، اختلافي نيست . برخلاف مساله ولايت ( در اينجا به معني حق حكومت ، يعني ولايت بر اموال و جانهاست ) كه بعضي مانند مرحوم نراقي
    ( احمدبن محمد مهدي بن ابي‏ذر نراقي ( ۱۲۴۵ ه ’ . ق . ) فقيه و محدث و رجالي و رياضيدان و استاد در فنون و علوم عقلي كه به زهد و تقوا مشهور بود ؛ بيشتر علوم را از محضر پدر خود ملامحمدمهدي نراقي استفاده كرد ؛ نيز نزد سيدمهدي بحرالعلوم و شيخ جعفر كاشف‏الغطاء تلمذ جست . وي استاد شيخ انصاري و سيدمحمد شفيع جابلقي است . از آثار اوست : معراج السعاده ، مفتاح الاحكام ، عوائد الايام ، منهاج الوصول الي علم الاصول ، مستند الشيعه و ديوان شعر فارسي . ) ،
    و از متاخرين مرحوم ناييني
    ( ميرزاحسين ( يا محمد حسين ) بن عبدالرحيم ناييني نجفي ( ۱۳۵۵ - ۱۲۷۳ ه ’ . ق . ) فقيه ، اصولي ، حكيم و از مراجع بزرگ شيعه ، تحصيلات خود را در نايين آغاز كرد و در اصفهان و سامرا به پايان رسانيد ؛ بعد از اعلام مشروطيت در ايران كتاب تنزيه المله و تنبيه الامه را نگاشت كه با تقريظ آخوند خراساني انتشار يافت . )
    تمام مناصب و شئون اعتباري امام را براي فقيه ثابت مي دانند ، ( عوائد الايام ، ص ۱۸۷ - ۱۸۸ ، منيه الطالب في حاشيه المكاسب ، ج۲ ، ص ۳۲۵ - ۳۲۷ ) و بعضي نمي‏دانند . اما اينكه منصب قضاوت متعلق به فقهاي عادل است ، محل اشكال نيست و تقريباً از واضحات است .
    نظر به اينكه فقها مقام نبوت را دارا نمي‏باشند ، و شكي نيست كه شقي هم نيستند ، بالضروره بايد بگوييم كه اوصياء يعني جانشينان رسول اكرم ( ص ) مي‏باشند . منتها از آنجا كه غالباً وصي نبي را عبارت از وصي دست اول و بلافصل گرفته‏اند ، لذا به اينگونه روايات اصلاً تمسك نشده است . لكن حقيقت اين است كه دايره مفهوم وصي نبي توسعه دارد و فقها را هم شامل مي‏شود . البته وصي بلافصل حضرت امير ( ع ) است ، و بعد از او ائمه ( ع ) مي‏باشند ، و امور مردم به آنان محول شده است . تصور نشود كه منصب حكومت يا قضا براي حضرات ائمه ( ع ) شاني بوده است . زمامداري فقط از جهت اينكه بتوانند حكومت عدل را برپا كنند و عدالت اجتماعي را بين مردم تطبيق و تعميم دهند ، قابل اهميت بوده است ، لكن مقامات روحاني ائمه ( ع ) كه فوق ادراك بشر مي‏باشد ، به نصب و جعل مربوط نيست ، چنانچه اگر رسول اكرم ( ص ) حضرت امير ( ع ) را وصي هم قرار نمي‏داد ، مقامات معنوي آن حضرت محفوظ بود . اين مقام حكومت و منصب نيست كه به انسان شان و منزلت معنوي مي‏دهد ، بلكه اين منزلت و مقام معنوي است كه انسان را شايسته براي حكومت و مناصب اجتماعي مي‏سازد .
    در هر حال ، از روايت مي‏فهميم كه فقها اوصياي دست دوم رسول اكرم ( ص ) هستند ، و اموري كه از طرف رسول اللَّه ( ص ) به ائمه ( ع ) واگذار شده ، براي آنان نيز ثابت است ، و بايد تمام كارهاي رسول خدا را انجام دهند ؛ چنانكه حضرت امير ( ع ) انجام داد .
    روايت ديگر كه از ادله يا مويدات مطلب است و از حيث سند و دلالت از روايت اول بهتر مي‏باشد ، از طريق كليني نقل شده و از اين طريق ضعيف است . ( در طريق كليني سهيل بن زياد يا سهل بن زياد ، و ابو عبدالله المومن هستند ، كه ابو عبدالله واقفي و در حديث مختلط است و در توثيق سهل نيز اختلاف وجود دارد )
    لكن صدوق ، روايت را از طريق سليمان بن خالد ( سليمان بن خالد بن دهقان بن نافله ، قاري ، فقيه و محدث و از اصحاب و معتمدان امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) بود . ) آورده كه صحيح و معتبر مي باشد ( روايت صحيح روايتي را گويند كه تمامي راويان آن امامي و عادل و موثق باشند ؛ و طريق صدوق به سليمان بن خالد چنانكه در مشيخه فقيه آمده است عبارتند از پدر صدوق از سعدبن عبداللَّه از ابراهيم بن هاشم از محمّدبن ابي عمير از هشام بن سالم كه همگي امامي و مورد وثوقند . از ميان آنها ابراهيم بن هاشم توثيق خاص ندارد ؛ اما چون از مشاهير راويان امامي است توثيق وي محل ترديد نيست . ) .
    روايت چنين است :
    و عن عده من اصحابنا ، عَنْ سهْلِ بْن زياد ، عن محمدبن عيسي عن ابي عبداللَّه المومن ، عن ابن مُسْكانَ ، عن سليمانَ ابْنِ خالد ، عن ابي‏عبداللَّه ( ع ) قال : اتَّقُوا الْحُكُومَهَ ، فَانَّ الْحُكُومَهَ انَّما هِي للاْمامِ الْعالِمِ بِالْقَضاءِ العادِلِ فِي‏الْمُسْلِمينَ ، لِنبيّ ( كَنَبِيّ ) ، اوْ وَصِيِ نَبيٍّ . ( و رواه الصدوق باسناده عن سليمان بن خالد . وسائل الشيعه ، ج ۱۸ ، كتاب القضاه ، باب ۳ ، ح۳ – من لايحضره الفقيه ، ج۳ ، ص۴ ابواب القضايا و الاحكام ، باب ۳ ح۱ )
    امام مي‏فرمايد : از حكم كردن ( دادرسي ) بپرهيزيد زيرا حكومت ( دادرسي ) فقط براي امامي است كه عالم به قضاوت ( و آيين دادرسي و قوانين ) و عادل در ميان مسلمانان باشد ، براي پيغمبر است يا وصي پيغمبر .
    ملاحظه مي‏كنيد كسي كه مي‏خواهد حكومت ( دادرسي ) كند ، اولاً بايد امام باشد . در اينجا معناي لغوي امام كه عبارت از رئيس و پيشوا باشد مقصود است ، نه معناي اصطلاحي . به همين جهت ، نبي را هم امام دانسته است . اگر معناي اصطلاحي امام مراد بود ، قيد عالم و عادل زايد مي‏نمود .
    دوم ، اينكه عالِم به قضا باشد . اگر امام بود لكن علم به قضا نداشت ، يعني قوانين و آئين دادرسي اسلام را نمي‏دانست ، حق قضاوت ندارد .
    سوم ، اينكه بايد عادل باشد .
    پس ، قضا ( دادرسي ) براي كسي است كه اين سه شرط ( يعني رئيس و عالم و عادل بودن ) را داشته باشد . بعد مي‏فرمايد كه اين شروط بر كسي جز نبي يا وصي نبي منطبق نيست .
    قبلاً عرض كردم كه منصب قضا براي فقيه عادل است . و اين موضوع از ضروريات فقه است و در آن خلافي نيست . اكنون بايد ديد شرايط قضاوت در فقيه موجود است يا نه . بديهي است منظور فقيه عادل است ، نه هر فقيهي . فقيه طبعاً عالم به قضاست ، چون فقيه به كسي اطلاق مي‏شود كه نه فقط عالم به قوانين و آيين دادرسي اسلام ، بلكه عالم به عقايد و قوانين و نظامات و اخلاق باشد ، يعني دين‏شناس به تمام معناي كلمه باشد . فقيه وقتي عادل هم شد دو شرط را دارد . شرط ديگر اين بود كه امام يعني رئيس باشد . و گفتيم كه فقيه عادل مقام امامت ورياست را براي قضاوت - به حسب تعيين امام ( ع ) - داراست . آنگاه امام ( ع ) حصر فرموده كه اين شروط جز بر نبي يا وصي نبي بر ديگري منطبق نيست . فقها چون نبي نيستند پس وصي نبي يعني جانشين او هستند . بنابراين ، آن مجهول از اين معلوم به دست مي‏آيد كه فقيه وصي رسول اكرم ( ص ) است و در عصر غيبت ، امام‏المسلمين و رئيس‏المله مي‏باشد ، و او بايد قاضي باشد ، و جز او كسي حق قضاوت و دادرسي ندارد .
    ( ولايت فقيه ، صص ۷ - ۶۴ )

    قاضي مجتهد و قاضي ماذون
    قضاوت در اسلام كه حفظ حقوق ناس است و حقوق ناس است و حقوق اللَّه ، دو صورت دارد : يك صورت قضاوتي كه قاضي مستقل در قضاست . يعني قاضي كه در اسلام استقلال قضايي دارد ، شرايط سنگيني دارد كه من در ايران افراد كمي را سراغ دارم كه حائز چنين شرايطي باشند . مجتهد عادل بر جهات قضا كه در همه جهات بيطرف باشد . پيش او رئيس جمهور و يك كارگر ساده فرق نكند . اين از اموري است كه قاضي مطلق بايد دارا باشد . و من هم كم سراغ دارم . يعني در حوزه‏هاي علميه هم كم سراغ دارم .
    يك قسم از قضاوت هم در شرع هست كه قضاوت قاضي مستقل نيست ، و قاضي را جعل مي‏كنند . در قسم اول ، قاضي مجتهد جامع‏الشرايط است ، و لازم نيست كه هيچ كسي او را نصب كند . ولي در قسم دوم ، در بعضي از احوالي كه قضاوت زياد است و افراد به آن زيادي نيستند كه بتوانند همه مراكز قضاوت را قاضي واجد همه شرايط گذارند ، و قاضي واجد شرايط كم است ، در اين صورت فقيه مجتهد عادل اشخاصي را كه مورد اطمينان هستند ، كه اجتهاد را نمي‏دانند ولي از روي كتابهايي كه در اين باب نوشته شده است مي‏توانند مسائل قضا را بفهمند و مورد اطمينان هم هستند و ظاهراً عدله هم هستند ، اينها را فقيه نصب مي‏كند كه قضاوت كنند . اين قضاوت هم در اسلام از اين جهت ، اين آقايان بعد از آنكه اشخاص را پيدا كردند مورد اطمينان و مطلع بر موازين قضا ، ولو از راه تقليد باشند ، آن وقت جعل قضاوت برايشان مي‏كنند ، و از طرف من هم مجازند كه جعل قضاوت بكنند تا قضاوت شرعي بشود .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۶ )
    ۵۹/۱/۱۰

    نياز به قاضي ماذون
    از جمله اصلاحات همين اصلاحات قضاوت است . قضاوت در اسلام نمي‏شود دست اينها باشد ؛ دست اين جمعيتي كه حالا هست . كدام يكي اينها قاضي اسلامي هستند ؟ كدام اينها ؟ شما تشخيص مي‏دهيد كه اينها قضاوت به آن ترتيبي كه اسلام گفته قضاوت ، قضاوت بكنند ؟ حالا ما مي‏گذريم از خير اينكه مجتهد جامع‏الشرايط [باشند] ، ما به اندازه اين ، قضات نداريم . به اندازه احتياج نداريم . اما اشخاصي باشند كه توجه داشته باشند به قضاوت اسلامي . بتوانند بفهمند اين مقدار ولو از روي تقليد بتوانند بفهمند كه قضاوت چه است . وضع قضاوت اسلامي چيست .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۶ - ۲۵۵ )
    ۵۹/۴/۲۹

    اختيار قاضي مجتهد
    هر يك از اشخاصي كه متصدي هستند اگر مجتهد عادل باشند ، مستقلاً مي‏توانند و چنانچه مجتهد نباشند ، آنها به تعيين مجتهد - در يك زماني كه ما فاقد هستيم ، افرادي كه تمام جهات را مستجمع باشند ، با تعيين مجتهد - تصدّي مي‏كنند .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۴ )
    ۵۹/۵/۲۵

    ثبات شخصيت قاضي
    قاضي بايد - جسارتاً عرض مي‏كنم - قسي القلب باشد ، تحت تاثير واقع نشود . قاضي كه نفسش جوري است كه اگر - مثلاً - اين مجرم يك قدري گريه كرد ، يك قدري ناله كرد ، يك قدر التماس كرد ، تحت تاثير واقع بشود ، اين نمي‏تواند قاضي واقع بشود يا اگر حس - مثلاً - انتقامجويي در قاضي باشد ، آن هم نمي‏تواند قاضي باشد . قاضي يك نفر آدمي است كه بدون اينكه هيچ نظري داشته باشد - راجع به قضيه - اگر برادرش را آوردند پيشش كه قضاوت كند ، همان طور باشد كه اگر دشمنش را آوردند ؛ يعني ، در قضا آنطور باشد . حكمي كه مي‏خواهد بكند بين برادرش و بين دشمنش ، در حكم فرق نگذارد . نمي‏گويم در عوارض نفساني ، نخير ، در حكم ؛ يعني ، همان طوري كه براي برادرش حكم بحق بايد بكند ، براي دشمنش هم همان طور ، علي السّواء باشد پيشش همه .
    شما شنيده‏ايد كه حضرت امير با آن ظاهراً يهودي بود كه در محضر قاضي واقع شدند ، در صورتي كه حضرت امير رئيس بود . وقتي كه احضارش كرد ، رفت پيش قاضي . قاضي وقتي كه اباالحسن به ايشان گفت ، اشكال كرد به او كه نه ، به آن هم هر چه مي‏گويي به من هم همين‏طور بگو . اين دستوري است براي همه ماها كه بايد در مسند قضا ، يكي كه نشست ، همه ملت پيشش با يك نظر باشد . تمام نظرش به اجراي عدالت باشد . عدالت ، در دشمنش هم به طور عدالت ، در دوستش هم به طور عدالت . نه اينجا مسامحه كند و نه آنجا سختگيري كند .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۶ )
    ۵۹/۵/۲۵

    نصب قاضي توسط علما
    چه بسا اشخاصي هستند كه اطلاع قضايي ندارند و خودشان را به طور قاچاق وارد كردند در قضا ، قضا شرط دارد و بايد نصب بشود از طرف علمايي كه بزرگ هستند . اينطور نيست كه هر كس هر جا برود قضا را متكفل بشود و حكم بدهد و حكم قتل بدهد .
    ( بيانات امام در جمع ائمه جمعه شهرستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۲۱ )
    ۵۹/۱۰/۳

    روحيه قاطعانه قاضي
    قاضي بايد يك آدم قاطعي باشد كه در دو طرف قضيه قاطعيت داشته باشد . اگر يك كسي به حسب حكم شرع ، بايد اين را كشت ، ترحم نكنند ؛ جايز نيست . اگر بايد – فرض بفرماييد كه – حبس و تعزير بشود ، تعزير بكنند . و اگر يك كسي – خداي نخواسته – يك آدمي است كه گناهكار نبوده است ، بدون وقفه او را تبرئه كنند و بدون وقفه او را آزاد كنند . قاضي بايد اينطور باشد ، فكرش اينطور [باشد] نه رووف و مهربان باشد كه جنايتكارها را هم به او رافت كند .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۲ )
    ۶۱/۵/۳۱

    علم به قضاي اسلامي
    قضاوت . . . حق اشخاص دانشمندي است كه قضاوت اسلامي را بدانند ، عدالت داشته باشند ، تقوا داشته باشند ، بفهمند كه با چه مطلبي سر و كار دارند ؛ به چه كار بزرگي دارند مشغول مي‏شوند . يك لغزش ، گاهي يك كشور را از بين مي برد و از آن طرف هم يك كار خوب يك كشور را روشن مي‏كند .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۰ )
    ۶۱/۱۰/۱۹

    اجازه به قاضي ماذون
    امور قضايي از باب اينكه قضاوت و يادگيري آن از حوزه‏ها سلب شده بود ، و كسي هم فكر دخالت در آن نمي‏كرد ، و از اين جهت نقيصه زياد داشت و دارد . و با اينكه پيش از اين من اجازه نمي‏دادم كه با تقليد ، قضاوت انجام شود ، لكن چون كمبود داريم افرادي كه با تقليد مي‏توانند عهده دار اين مساله باشند ، مانعي ندارد .
    ( بيانات امام در جمع شاگردان مدرسه شهيد قدوسي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۹۶ )
    ۶۲/۶/۱۳

    ايمان به هدف و وظيفه
    قاضي پس از شرايط معتبره شرعيه بايد در اجراي موازين قضايي سخت و صُلب باشد . نه تحت تاثير عواطف و جوسازيهاي بيمورد واقع شود و از اجراي احكام خدا سرپيچد و نه با جوسازيهاي منحرفان و انتقامجويان ، برخلاف موازين الهي از رحمت بر بندگان خدا دريغ كند كه هر دو طرف افراط و تفريط برخلاف عدل الهي است .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ )
    ۶۳/۱۱/۲۲

    اختيار قاضي ماذون
    بسمه تعالي
    در وضع كنوني جمعي از فقها موارد مذكور را بررسي نمايند و نظر بدهند ؛ مانع ندارد . لكن به طور موقت است تا ان‏شاءاللَّه تعالي وضع قضاوت درست شود .
    ( اسناد منتشر نشده )
    ( دستخط حضرت امام در پاسخ نامه آيت‏اللَّه موسوي اردبيلي ، رئيس ديوان‏عالي كشور صادر شده است . وي در نامه خود با اشاره به عدم اجتهاد مطلق اكثريت قريب به اتفاق قضات و وجود اختلاف در آراي مربوط به تعزيرات ، از امام كسب تكليف كرده است . )
    علاوه بر موارد مذكور ، براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به : صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۱۷ .
    ۶۳/۴/۷

  6. #6
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * صفات قاضي

    شرايط قاضي
    در قانون اسلام براي قاضي شرايطي است كه اگر مراعات آن شرايط و ديگر شرايط قانون دادرسي شود كمتر حقي باطل مي‏شود ؛ در صورتي كه به اسرع اوقات كار محاكمه نيز تمام مي‏شود . ما اينجا بعضي از شرايط قاضي را به قانون اسلام مي‏نويسيم ؛ خوانندگان مقايسه كنند ميان آن و قانون امروز و قاضيهاي كنوني ، آنگاه خود حكميت كنند .
    ۱ - كمال عقل و رسيدن به حد بلوغ ؛ پس اگر كسي بالغ نباشد يا عقلش كامل نباشد نمي‏تواند قضاوت كند .
    ۲ - ايمان ، يعني اعتقاد به اصول ديانت و مذهب .
    ۳ - طهارت مولد ، يعني بايد حلال زاده باشد .
    ۴ - بايد مرد باشد ؛ زنها حق قضاوت ندارند .
    ۵ - بايد عادل باشد ، يعني داراي قوه‏اي باشد كه به واسطه آن از تخلف قانونهاي خدايي احتراز كند . كسي كه تخلف از قانون كند و گناهكار باشد حق قضاوت ندارد .
    ۶ - بايد عالم به احكام قضاوت باشد و قانون اسلام را بداند از روي اجتهاد .
    ۷ - بايد قوه ضبط و حفظ داشته باشد ؛ پس اگر نسيان بر او عارض مي‏شود و كم حافظه است حق قضاوت ندارد .
    شرايط و آداب واجب و مكروه و مستحب بسياري نيز هست كه ما ذكر نكرديم .
    ( كشف الاسرار ، صص ۸ - ۲۹۷ )

    قضاوت حق فقهاي عادل
    از روايت برمي‏آيد كه تصدي منصب قضا با پيغمبر ( ص ) يا وصي اوست . در اينكه فقهاي عادل به حسب تعيين ائمه ( ع ) منصب قضا ( دادرسي ) را دارا هستند و منصب قضا از مناصب فقهاي عادل است ، اختلافي نيست . برخلاف مساله ولايت ( در اينجا به معني حق حكومت ، يعني ولايت بر اموال و جانهاست ) كه بعضي مانند مرحوم نراقي
    ( احمدبن محمد مهدي بن ابي‏ذر نراقي ( ۱۲۴۵ ه ’ . ق . ) فقيه و محدث و رجالي و رياضيدان و استاد در فنون و علوم عقلي كه به زهد و تقوا مشهور بود ؛ بيشتر علوم را از محضر پدر خود ملامحمدمهدي نراقي استفاده كرد ؛ نيز نزد سيدمهدي بحرالعلوم و شيخ جعفر كاشف‏الغطاء تلمذ جست . وي استاد شيخ انصاري و سيدمحمد شفيع جابلقي است . از آثار اوست : معراج السعاده ، مفتاح الاحكام ، عوائد الايام ، منهاج الوصول الي علم الاصول ، مستند الشيعه و ديوان شعر فارسي . ) ،
    و از متاخرين مرحوم ناييني
    ( ميرزاحسين ( يا محمد حسين ) بن عبدالرحيم ناييني نجفي ( ۱۳۵۵ - ۱۲۷۳ ه ’ . ق . ) فقيه ، اصولي ، حكيم و از مراجع بزرگ شيعه ، تحصيلات خود را در نايين آغاز كرد و در اصفهان و سامرا به پايان رسانيد ؛ بعد از اعلام مشروطيت در ايران كتاب تنزيه المله و تنبيه الامه را نگاشت كه با تقريظ آخوند خراساني انتشار يافت . )
    تمام مناصب و شئون اعتباري امام را براي فقيه ثابت مي دانند ، ( عوائد الايام ، ص ۱۸۷ - ۱۸۸ ، منيه الطالب في حاشيه المكاسب ، ج۲ ، ص ۳۲۵ - ۳۲۷ ) و بعضي نمي‏دانند . اما اينكه منصب قضاوت متعلق به فقهاي عادل است ، محل اشكال نيست و تقريباً از واضحات است .
    نظر به اينكه فقها مقام نبوت را دارا نمي‏باشند ، و شكي نيست كه شقي هم نيستند ، بالضروره بايد بگوييم كه اوصياء يعني جانشينان رسول اكرم ( ص ) مي‏باشند . منتها از آنجا كه غالباً وصي نبي را عبارت از وصي دست اول و بلافصل گرفته‏اند ، لذا به اينگونه روايات اصلاً تمسك نشده است . لكن حقيقت اين است كه دايره مفهوم وصي نبي توسعه دارد و فقها را هم شامل مي‏شود . البته وصي بلافصل حضرت امير ( ع ) است ، و بعد از او ائمه ( ع ) مي‏باشند ، و امور مردم به آنان محول شده است . تصور نشود كه منصب حكومت يا قضا براي حضرات ائمه ( ع ) شاني بوده است . زمامداري فقط از جهت اينكه بتوانند حكومت عدل را برپا كنند و عدالت اجتماعي را بين مردم تطبيق و تعميم دهند ، قابل اهميت بوده است ، لكن مقامات روحاني ائمه ( ع ) كه فوق ادراك بشر مي‏باشد ، به نصب و جعل مربوط نيست ، چنانچه اگر رسول اكرم ( ص ) حضرت امير ( ع ) را وصي هم قرار نمي‏داد ، مقامات معنوي آن حضرت محفوظ بود . اين مقام حكومت و منصب نيست كه به انسان شان و منزلت معنوي مي‏دهد ، بلكه اين منزلت و مقام معنوي است كه انسان را شايسته براي حكومت و مناصب اجتماعي مي‏سازد .
    در هر حال ، از روايت مي‏فهميم كه فقها اوصياي دست دوم رسول اكرم ( ص ) هستند ، و اموري كه از طرف رسول اللَّه ( ص ) به ائمه ( ع ) واگذار شده ، براي آنان نيز ثابت است ، و بايد تمام كارهاي رسول خدا را انجام دهند ؛ چنانكه حضرت امير ( ع ) انجام داد .
    روايت ديگر كه از ادله يا مويدات مطلب است و از حيث سند و دلالت از روايت اول بهتر مي‏باشد ، از طريق كليني نقل شده و از اين طريق ضعيف است . ( در طريق كليني سهيل بن زياد يا سهل بن زياد ، و ابو عبدالله المومن هستند ، كه ابو عبدالله واقفي و در حديث مختلط است و در توثيق سهل نيز اختلاف وجود دارد )
    لكن صدوق ، روايت را از طريق سليمان بن خالد ( سليمان بن خالد بن دهقان بن نافله ، قاري ، فقيه و محدث و از اصحاب و معتمدان امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) بود . ) آورده كه صحيح و معتبر مي باشد ( روايت صحيح روايتي را گويند كه تمامي راويان آن امامي و عادل و موثق باشند ؛ و طريق صدوق به سليمان بن خالد چنانكه در مشيخه فقيه آمده است عبارتند از پدر صدوق از سعدبن عبداللَّه از ابراهيم بن هاشم از محمّدبن ابي عمير از هشام بن سالم كه همگي امامي و مورد وثوقند . از ميان آنها ابراهيم بن هاشم توثيق خاص ندارد ؛ اما چون از مشاهير راويان امامي است توثيق وي محل ترديد نيست . ) .
    روايت چنين است :
    و عن عده من اصحابنا ، عَنْ سهْلِ بْن زياد ، عن محمدبن عيسي عن ابي عبداللَّه المومن ، عن ابن مُسْكانَ ، عن سليمانَ ابْنِ خالد ، عن ابي‏عبداللَّه ( ع ) قال : اتَّقُوا الْحُكُومَهَ ، فَانَّ الْحُكُومَهَ انَّما هِي للاْمامِ الْعالِمِ بِالْقَضاءِ العادِلِ فِي‏الْمُسْلِمينَ ، لِنبيّ ( كَنَبِيّ ) ، اوْ وَصِيِ نَبيٍّ . ( و رواه الصدوق باسناده عن سليمان بن خالد . وسائل الشيعه ، ج ۱۸ ، كتاب القضاه ، باب ۳ ، ح۳ – من لايحضره الفقيه ، ج۳ ، ص۴ ابواب القضايا و الاحكام ، باب ۳ ح۱ )
    امام مي‏فرمايد : از حكم كردن ( دادرسي ) بپرهيزيد زيرا حكومت ( دادرسي ) فقط براي امامي است كه عالم به قضاوت ( و آيين دادرسي و قوانين ) و عادل در ميان مسلمانان باشد ، براي پيغمبر است يا وصي پيغمبر .
    ملاحظه مي‏كنيد كسي كه مي‏خواهد حكومت ( دادرسي ) كند ، اولاً بايد امام باشد . در اينجا معناي لغوي امام كه عبارت از رئيس و پيشوا باشد مقصود است ، نه معناي اصطلاحي . به همين جهت ، نبي را هم امام دانسته است . اگر معناي اصطلاحي امام مراد بود ، قيد عالم و عادل زايد مي‏نمود .
    دوم ، اينكه عالِم به قضا باشد . اگر امام بود لكن علم به قضا نداشت ، يعني قوانين و آئين دادرسي اسلام را نمي‏دانست ، حق قضاوت ندارد .
    سوم ، اينكه بايد عادل باشد .
    پس ، قضا ( دادرسي ) براي كسي است كه اين سه شرط ( يعني رئيس و عالم و عادل بودن ) را داشته باشد . بعد مي‏فرمايد كه اين شروط بر كسي جز نبي يا وصي نبي منطبق نيست .
    قبلاً عرض كردم كه منصب قضا براي فقيه عادل است . و اين موضوع از ضروريات فقه است و در آن خلافي نيست . اكنون بايد ديد شرايط قضاوت در فقيه موجود است يا نه . بديهي است منظور فقيه عادل است ، نه هر فقيهي . فقيه طبعاً عالم به قضاست ، چون فقيه به كسي اطلاق مي‏شود كه نه فقط عالم به قوانين و آيين دادرسي اسلام ، بلكه عالم به عقايد و قوانين و نظامات و اخلاق باشد ، يعني دين‏شناس به تمام معناي كلمه باشد . فقيه وقتي عادل هم شد دو شرط را دارد . شرط ديگر اين بود كه امام يعني رئيس باشد . و گفتيم كه فقيه عادل مقام امامت ورياست را براي قضاوت - به حسب تعيين امام ( ع ) - داراست . آنگاه امام ( ع ) حصر فرموده كه اين شروط جز بر نبي يا وصي نبي بر ديگري منطبق نيست . فقها چون نبي نيستند پس وصي نبي يعني جانشين او هستند . بنابراين ، آن مجهول از اين معلوم به دست مي‏آيد كه فقيه وصي رسول اكرم ( ص ) است و در عصر غيبت ، امام‏المسلمين و رئيس‏المله مي‏باشد ، و او بايد قاضي باشد ، و جز او كسي حق قضاوت و دادرسي ندارد .
    ( ولايت فقيه ، صص ۷ - ۶۴ )

    قاضي مجتهد و قاضي ماذون
    قضاوت در اسلام كه حفظ حقوق ناس است و حقوق ناس است و حقوق اللَّه ، دو صورت دارد : يك صورت قضاوتي كه قاضي مستقل در قضاست . يعني قاضي كه در اسلام استقلال قضايي دارد ، شرايط سنگيني دارد كه من در ايران افراد كمي را سراغ دارم كه حائز چنين شرايطي باشند . مجتهد عادل بر جهات قضا كه در همه جهات بيطرف باشد . پيش او رئيس جمهور و يك كارگر ساده فرق نكند . اين از اموري است كه قاضي مطلق بايد دارا باشد . و من هم كم سراغ دارم . يعني در حوزه‏هاي علميه هم كم سراغ دارم .
    يك قسم از قضاوت هم در شرع هست كه قضاوت قاضي مستقل نيست ، و قاضي را جعل مي‏كنند . در قسم اول ، قاضي مجتهد جامع‏الشرايط است ، و لازم نيست كه هيچ كسي او را نصب كند . ولي در قسم دوم ، در بعضي از احوالي كه قضاوت زياد است و افراد به آن زيادي نيستند كه بتوانند همه مراكز قضاوت را قاضي واجد همه شرايط گذارند ، و قاضي واجد شرايط كم است ، در اين صورت فقيه مجتهد عادل اشخاصي را كه مورد اطمينان هستند ، كه اجتهاد را نمي‏دانند ولي از روي كتابهايي كه در اين باب نوشته شده است مي‏توانند مسائل قضا را بفهمند و مورد اطمينان هم هستند و ظاهراً عدله هم هستند ، اينها را فقيه نصب مي‏كند كه قضاوت كنند . اين قضاوت هم در اسلام از اين جهت ، اين آقايان بعد از آنكه اشخاص را پيدا كردند مورد اطمينان و مطلع بر موازين قضا ، ولو از راه تقليد باشند ، آن وقت جعل قضاوت برايشان مي‏كنند ، و از طرف من هم مجازند كه جعل قضاوت بكنند تا قضاوت شرعي بشود .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۶ )
    ۵۹/۱/۱۰

    نياز به قاضي ماذون
    از جمله اصلاحات همين اصلاحات قضاوت است . قضاوت در اسلام نمي‏شود دست اينها باشد ؛ دست اين جمعيتي كه حالا هست . كدام يكي اينها قاضي اسلامي هستند ؟ كدام اينها ؟ شما تشخيص مي‏دهيد كه اينها قضاوت به آن ترتيبي كه اسلام گفته قضاوت ، قضاوت بكنند ؟ حالا ما مي‏گذريم از خير اينكه مجتهد جامع‏الشرايط [باشند] ، ما به اندازه اين ، قضات نداريم . به اندازه احتياج نداريم . اما اشخاصي باشند كه توجه داشته باشند به قضاوت اسلامي . بتوانند بفهمند اين مقدار ولو از روي تقليد بتوانند بفهمند كه قضاوت چه است . وضع قضاوت اسلامي چيست .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۶ - ۲۵۵ )
    ۵۹/۴/۲۹

    اختيار قاضي مجتهد
    هر يك از اشخاصي كه متصدي هستند اگر مجتهد عادل باشند ، مستقلاً مي‏توانند و چنانچه مجتهد نباشند ، آنها به تعيين مجتهد - در يك زماني كه ما فاقد هستيم ، افرادي كه تمام جهات را مستجمع باشند ، با تعيين مجتهد - تصدّي مي‏كنند .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۴ )
    ۵۹/۵/۲۵

    ثبات شخصيت قاضي
    قاضي بايد - جسارتاً عرض مي‏كنم - قسي القلب باشد ، تحت تاثير واقع نشود . قاضي كه نفسش جوري است كه اگر - مثلاً - اين مجرم يك قدري گريه كرد ، يك قدري ناله كرد ، يك قدر التماس كرد ، تحت تاثير واقع بشود ، اين نمي‏تواند قاضي واقع بشود يا اگر حس - مثلاً - انتقامجويي در قاضي باشد ، آن هم نمي‏تواند قاضي باشد . قاضي يك نفر آدمي است كه بدون اينكه هيچ نظري داشته باشد - راجع به قضيه - اگر برادرش را آوردند پيشش كه قضاوت كند ، همان طور باشد كه اگر دشمنش را آوردند ؛ يعني ، در قضا آنطور باشد . حكمي كه مي‏خواهد بكند بين برادرش و بين دشمنش ، در حكم فرق نگذارد . نمي‏گويم در عوارض نفساني ، نخير ، در حكم ؛ يعني ، همان طوري كه براي برادرش حكم بحق بايد بكند ، براي دشمنش هم همان طور ، علي السّواء باشد پيشش همه .
    شما شنيده‏ايد كه حضرت امير با آن ظاهراً يهودي بود كه در محضر قاضي واقع شدند ، در صورتي كه حضرت امير رئيس بود . وقتي كه احضارش كرد ، رفت پيش قاضي . قاضي وقتي كه اباالحسن به ايشان گفت ، اشكال كرد به او كه نه ، به آن هم هر چه مي‏گويي به من هم همين‏طور بگو . اين دستوري است براي همه ماها كه بايد در مسند قضا ، يكي كه نشست ، همه ملت پيشش با يك نظر باشد . تمام نظرش به اجراي عدالت باشد . عدالت ، در دشمنش هم به طور عدالت ، در دوستش هم به طور عدالت . نه اينجا مسامحه كند و نه آنجا سختگيري كند .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۶ )
    ۵۹/۵/۲۵

    نصب قاضي توسط علما
    چه بسا اشخاصي هستند كه اطلاع قضايي ندارند و خودشان را به طور قاچاق وارد كردند در قضا ، قضا شرط دارد و بايد نصب بشود از طرف علمايي كه بزرگ هستند . اينطور نيست كه هر كس هر جا برود قضا را متكفل بشود و حكم بدهد و حكم قتل بدهد .
    ( بيانات امام در جمع ائمه جمعه شهرستانها ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۲۱ )
    ۵۹/۱۰/۳

    روحيه قاطعانه قاضي
    قاضي بايد يك آدم قاطعي باشد كه در دو طرف قضيه قاطعيت داشته باشد . اگر يك كسي به حسب حكم شرع ، بايد اين را كشت ، ترحم نكنند ؛ جايز نيست . اگر بايد – فرض بفرماييد كه – حبس و تعزير بشود ، تعزير بكنند . و اگر يك كسي – خداي نخواسته – يك آدمي است كه گناهكار نبوده است ، بدون وقفه او را تبرئه كنند و بدون وقفه او را آزاد كنند . قاضي بايد اينطور باشد ، فكرش اينطور [باشد] نه رووف و مهربان باشد كه جنايتكارها را هم به او رافت كند .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۲ )
    ۶۱/۵/۳۱

    علم به قضاي اسلامي
    قضاوت . . . حق اشخاص دانشمندي است كه قضاوت اسلامي را بدانند ، عدالت داشته باشند ، تقوا داشته باشند ، بفهمند كه با چه مطلبي سر و كار دارند ؛ به چه كار بزرگي دارند مشغول مي‏شوند . يك لغزش ، گاهي يك كشور را از بين مي برد و از آن طرف هم يك كار خوب يك كشور را روشن مي‏كند .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۰ )
    ۶۱/۱۰/۱۹

    اجازه به قاضي ماذون
    امور قضايي از باب اينكه قضاوت و يادگيري آن از حوزه‏ها سلب شده بود ، و كسي هم فكر دخالت در آن نمي‏كرد ، و از اين جهت نقيصه زياد داشت و دارد . و با اينكه پيش از اين من اجازه نمي‏دادم كه با تقليد ، قضاوت انجام شود ، لكن چون كمبود داريم افرادي كه با تقليد مي‏توانند عهده دار اين مساله باشند ، مانعي ندارد .
    ( بيانات امام در جمع شاگردان مدرسه شهيد قدوسي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۹۶ )
    ۶۲/۶/۱۳

    ايمان به هدف و وظيفه
    قاضي پس از شرايط معتبره شرعيه بايد در اجراي موازين قضايي سخت و صُلب باشد . نه تحت تاثير عواطف و جوسازيهاي بيمورد واقع شود و از اجراي احكام خدا سرپيچد و نه با جوسازيهاي منحرفان و انتقامجويان ، برخلاف موازين الهي از رحمت بر بندگان خدا دريغ كند كه هر دو طرف افراط و تفريط برخلاف عدل الهي است .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ )
    ۶۳/۱۱/۲۲

    اختيار قاضي ماذون
    بسمه تعالي
    در وضع كنوني جمعي از فقها موارد مذكور را بررسي نمايند و نظر بدهند ؛ مانع ندارد . لكن به طور موقت است تا ان‏شاءاللَّه تعالي وضع قضاوت درست شود .
    ( اسناد منتشر نشده )
    ( دستخط حضرت امام در پاسخ نامه آيت‏اللَّه موسوي اردبيلي ، رئيس ديوان‏عالي كشور صادر شده است . وي در نامه خود با اشاره به عدم اجتهاد مطلق اكثريت قريب به اتفاق قضات و وجود اختلاف در آراي مربوط به تعزيرات ، از امام كسب تكليف كرده است . )
    علاوه بر موارد مذكور ، براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به : صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۱۷ .
    ۶۳/۴/۷

  7. #7
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    فصل دوم - فلسفه قوانين و مجازاتها در اسلام - هدف از اجراي مجازاتها
    رحمت كامله
    در اجراي قصاص و حدود و تعزيرات وامثال آن ، كه به نظر مي رسد با ملاحظه نظام مدينه فاضله تاسيس و تقنين شده است براي هر دو سعادت منظور است زيرا كه اين امور در اكثر براي تربيت جاني و رساندن او به سعادت ، دخالت كامل دارد . حتي كساني كه نور ايمان و سعادت ندارند و آنها را با جهاد و امثال آن به قتل مي رسانند ، مثل يهود بني قريظه
    ( بني‏قريظه يكي از قبايل يهوديان بودند كه در كنار مدينه سكونت داشتند و با پيغمبر اكرم ( ص ) پيمان دوستي منعقد كرده بودند ؛ ولي در هنگامه جنگ احزاب ( خندق ) پيمان خود را شكستند و با قريش و غطفان عليه مسلمانان هم‏پيمان شدند و مدينه را ناامن كردند . پس از پيروزي مسلمانان ، پيغمبر ( ص ) آنها را در محاصره آورد و يهوديان بني‏قريظه پذيرفتند كه سعد بن معاذ درباره آنان داوري كند . سعد حكم كرد كه مردان جنگي آنها به قتل رسند و زنان و فرزندان ايشان اسير ، و اموال آنها بين مسلمانان تقسيم گردد . ابن‏هشام ؛ سيرهالنبويه ؛ ج ۳ ، ص ۲۴۶ - ۲۳۳ ؛ تاريخ طبري ؛ ج ۲ ، ص ۲۴۵ . )
    براي خود آنها نيز اين قتل صلاح و اصلاح بود . و مي توان گفت از رحمت كامله نبي ختمي قتل آنهاست ، زيرا كه با بودن آنها در اين عالم در هر روزي براي خود عذابهاي گوناگون تهيه مي كردند كه تمام حيات اينجا به يك روز عذاب و سختيهاي آنجا مقابله نكند . و اين مطلب براي كساني كه ميزان عذاب و عقاب آخرت و اسباب و مسببات آنجا را ميدانند پر واضح است .
    پس شميشيري كه به گردن يهود بني قريظه و امثال آن زده ميشد به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط . و باب امر به معروف و نهي از منكر از وجه رحيميه است .
    ( آداب الصلاه ، صص۷ - ۲۳۶ )

    وسيله اصلاحات
    تنها اگر به قانون قصاص و ديات و حدود اسلام يك سال عمل شود تخم بيدادگريها و دزديها و بي عفتيهاي خانمانسوز از كشور برچيده ميشود . كسي كه بخواهد دزدي را از جهان بردارد بايد دست دزد را به بريدن كوتاه كند و گرنه با اين حبسهاي شما كمك كاري به دزدان و دزدي كردن است .
    زندگي بشر را بايد به قصاص تامين كرد ، و زير سر اين قتل قصاصي حيات توده خوابيده . ( و لكم في الصاص حيواه ( يا اولي الالباب لعلكم تتقون . بقره ۱۷۸ - ۱۷۹ ) ) و گرنه با چند سال زندان كار درست نميشود .
    ( كشف الاسرار ، ص ۲۷۴ )

    بازدارنده از مفاسد
    گاهي در كتابها و روزنامه‏هايشان مي‏نويسند كه احكام جزايي اسلام احكام خشني است ! حتي يك نفر با كمال بي آبرويي نوشته بود احكام خشني است كه از اعراب پيدا شده است ! اين خشونت عرب است كه اينگونه احكام ( را ) آورده است ! من تعجب مي‏كنم اينها چگونه فكر مي‏كنند ! از طرفي اگر براي ده گرم هروئين چندين نفر را بكشند مي‏گويند قانون است ! ( ده نفر را مدتي پيش و يك نفر را هم اخيراً براي ده گرم هروئين كشتند . و اين چيزي است كه ما اطلاع پيدا كرديم . ) وقتي اين قوانين خلاف انساني جعل مي‏شود ، به نام اينكه مي‏خواهند جلو فساد را بگيرند ، خشونت ندارد ! من نمي‏گويم هروئين بفروشند ، لكن مجازاتش اين نيست . بايد جلوگيري شود ، اما مجازاتش بايد متناسب با آن باشد .
    اگر شارب الخمر را هشتاد تازيانه بزنند خشونت دارد ، اما اگر كسي را براي ده گرم هروئين اعدام كنند خشونت ندارد ! در صورتي كه بسياري از اين مفاسد كه در جامعه پيدا شده از شرب خمر است : تصادفاتي كه در راهها واقع مي‏شود ، خودكشيها ، آدم‏كشيها ، بسياري از آنها معلول شرب خمر است . استعمال هروئين مي‏گويند چه بسا از اعتياد به شرب خمر است . مع‏ذلك ، اگر كسي شراب بخورد اشكالي ندارد ؛ چون غرب اين كار را كرده است ! و لهذا آزاد مي‏خرند و مي‏فروشند . اگر بخواهند فحشا را ، كه شرب خمر يكي از واضحترين مصاديق آن است ، جلوگيري كنند و يك نفر را هشتاد تازيانه بزنند ، يا زناكاري را صد تازيانه بزنند ، يا محصنه يا محصن را رجم كنند ، وامصيبتاست ! اي واي كه اين چه حكم خشني است ! و از عرب پيدا شده است ! در صورتي كه احكام جزايي اسلام براي جلوگيري از مفاسد يك ملت بزرگ آمده است . فحشا كه تا اين اندازه دامنه پيدا كرده كه نسلها را ضايع ، جوانها را فاسد ، و كارها را تعطيل مي‏كند ، همه دنبال همين عياشيهايي است كه راهش را باز كردند ، و به تمام معنا دامن مي‏زنند و از آن ترويج مي‏كنند . حال اگر اسلام بگويد براي جلوگيري از فساد در نسل جوان يك نفر را در محضر عموم شلاق بزنند ، خشونت دارد ؟
    ( ولايت فقيه ، ص ۱۰ )

    بازدارنده از تكرار جرايم
    اگر قاتل را نكشند ، قتل زياد مي‏شود ؛ و فِي‏الْقِصاصِ حَيوهٌ ؛ در قصاص زندگي است . اگر ما درِ قصاص را ببنديم ، هر كسي بكشد كارش نداشته باشيم ، قتل زياد مي‏شود ؛ زندگي مردم از بين مي‏رود ؛ هر كس دلش خواست هر كسي را مي‏كشد . قصاص براي اين است كه زندگي بشر تامين بشود . تربيت است ، براي مصلحت جامعه است . تمام حدود الهي براي مصلحت جامعه است .
    اگر آن آدمي كه فلان كار را مي‏كند و در شرع برايش فلان جزا را قرار داده‏اند ، اگر اين جزا نباشدامثالش زياد مي‏شود . آن كسي كه رفته مثلاً با زن كسي چه كرده است ، اگر چنانچه اين را جزا به او ندهند ، خوب ، اين فحشا زياد مي‏شود . جلو فحشا را بايد گرفت . دزدها را مي‏گرفتند و مي‏بردند توي‏حبس ، آنجا تعليم دزدي مي‏كردند ! مي‏گفتند كلاس باز شده براي كيفيت جيب‏بري ! و چه جور جيب‏بري ، بهتر است ؟ ! اگر چهار تا دزد كه روي موازيني كه البته هست ، بگيرند و جزاي آنها را بدهند ، دست دزدي از ايران قطع مي‏شود ، از عالم قطع مي‏شود . چهار نفر دزد را به آنطوري كه شارع فرموده است – آن شارعي كه راضي نيست به يك بشر كه هيچ ، به يك حيوان ظلم بشود – امر مي‏كند كه بايد كه اين جرم را كرده است اين‏حد را هم بخورد . اين براي اين است كه مصلحت بشر را دارد ملاحظه‏مي‏كند ، براي حفظ حقوق بشر است . حدود الهي براي حفظ حقوق بشر است . بشر – همه – حقّ حيات دارند ؛ اگر نكشند اين آدم جاني را و اين آدمي كه آدم كشته است ، آدمكشي زياد مي‏شود . اگر به جرم دزدي ، چهار نفر را كه دزدي كرده‏اند و رفتند منزل مردم مالش را از بين‏برده‏اند ، جزا به آنها ندهند ، جنايت زياد مي‏شود . گرفتن و بردن توي‏حبس و نگه داشتن و در همان جا هم باز جيب‏بري را تعليم و تعلم كردن - اين - اسبابِ زيادي‏اش مي‏شود . اين را حبس نبايد كرد ؛ بايد همان جزايي كه گفتند بكنند و رهايش كنند برود . ديگر [زياد] نمي‏شود . اگر آن كسي كه به نواميس مردم [تعرض] كرده است ، با آن شرايطي كه دارد بياورند بكشند ، ديگر اين زياد نمي‏شود . حق بشر را اسلام دارد ادا مي‏كند .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگاني ايراني ، صحيفه نور ج ۶ ، ص۷ - ۱۷۶ )
    ۵۸/۲/۲۵

    درمان جامعه
    پيغمبر اكرم نبي رحمت است كه براي رحمت آمده است . آنجايي هم كه آن منحرفهاي غيرقابل اصلاح را امر به قتل مي‏كرد ، مثل يك غده سرطاني كه در يك بدن باشد ، براي اصلاح بدن آن غده را بايد بيرون آورد . چاره نيست . اين غده‏هاي سرطاني گاهي يك جامعه را فاسد مي‏كنند . اين هم رحمت بر جامعه است . اينهايي كه اسلام را اصلاً نمي‏دانند چيست ، نمي‏فهمند اصل اسلام چه است . خيال مي‏كنند اين غربيها [و] اينهايي كه دنبال غربند ، كه احكام اسلام خشونت دارد ، اينها اصلاً نمي‏دانند كه اين احكامْ چه چيز هست ؛ براي چه هست . اين مثل اين است كه به يك طبيبي كه كارد را برداشته و شكم را پاره مي‏كند و غده سرطاني را بيرون مي‏آورد بگويند اين خشونت دارد مي‏كند ! اين رحمت است يا خشونت ؟ آن طبيبي كه مي‏بُرد دست را ، براي اينكه اين دست فاسد مي‏كند انسان را ، كارد را درآورده مي‏بُرد دست را ، اين طبيب با خشونت دارد رفتار مي‏كند ؟ و بايد فرياد برآورد كه اين طبيب خشن است ! يا اين طبيب طبيب رحمت است ؛ با رحمت دارد رفتار مي‏كند ؛ يك انسان را براي يك عضو نجات مي‏دهد . اين جامعه مثل يك انسان مي‏ماند : گاهي وقتها براي اصلاح جامعه يك كسي را تاديب مي‏كنند . آن هم تاديبي كه گاهي وقتها منتهي به كشتن مي‏شود . يك نفر آدمي كه يك مملكت را مي‏خواهد فاسد بكند ، يك كشور را ، يك گروه را ، فاسد مي‏خواهد بكند ، و قابل اصلاح نيست ، اين را بايد براي تهذيب جامعه ، براي حفظ جامعه ، اين غده سرطاني را بايد از اين جامعه دور كرد . دور كردنش هم به اين است كه اعدامش كنند . اعدامهاي اسلامي اينطوري است ؛ نه مثل اعدامهاي غربي مي‏ماند . آنها مي‏ريزند مي‏كشند مي‏برند از بين ؛ و همه آن براي اين است كه جا براي خودشان باز كنند . اعدامهايي كه در اسلام است اعدامهاي رحمت است . يك طبيبي است كه چاقو را برداشته و اين جامعه را ازيك موجودي كه اگر باشد فاسد مي‏كند جامعه را ، از شرّ اين نجات مي‏دهد جامعه را . يك حد از حدود الهي وقتي كه واقع بشود ، يك جامعه اصلاح مي‏شود . اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومي ، دزدي تمام مي‏شود . اگر چهار تا آدمي كه به فحشا مبتلاست آن را شلاق بزنند ، در جامعه فحشا از بين مي‏رود . اين غده سرطاني است كه طبيب براي حفظ يك انسان ناچار است كه اين غده را بيرون بياورد . گاهي چاقو برمي‏دارد چشم آدم را بيرون مي‏آورد . رحمت است اين ؛ حفظ است .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون و طلاب قم ، صحيفه نور ج ۷ ، ص۸ - ۲۲۷ )
    ۵۸/۴/۷

    حدود رحمت بر امت
    انبيا آمدند اين جامعه را حفظ كنند از فسادها . اين حقوقدانها نمي‏فهمند اصلش ! اصل اسلام را نمي‏شناسند چيست . اين غربيهايي كه دور هم جمع شدند براي منافع ابرقدرتها ، اينها از انسانيت اصلاً اطلاعي ندارند . اينها فقط اين حيوان يك سر و دو گوش را مي‏بينند ، و اين طبيعت و اين سطح طبيعت ؛ نه عمق طبيعت . اين سطح طبيعت را مي‏بينند . اينها مي‏خواهند حقوق بشر ! تو چه مي‏داني بشر چه هست تا حق بشر چه باشد ! تو انسان را مي‏شناسي تا حق انسان را بشناسي ؟ تو جامعه را مي‏شناسي كه حق جامعه را بشناسي ؟ همه آنها همين طورند . همه اين حرفها ، كه مي‏شنويد در آن طرفها هست ، و اين طرفها هم از آنها تقليد مي‏كنند ، همه براي اين است كه بچاپند اين جامعه را ! براي چاپيدن است ؛ براي اصلاح نيست . جنگهايي كه الآن هم در دنيا ممالك زيادي پشت سر هم به جنگند و امريكا از آن طرف ، شوروي از اين طرف و آن طرف و از آن ور كمك مي‏كنند به اينها ، اينها همه جنگهاي انحرافي است ؛ برخلاف انسانيت است . اينجاهايي كه اين جنگها مي‏شود و اين همه كشتار ، اين همه كشتار ، در اين ممالك مي‏شود ، اين طرفدارهاي حقوق بشر نشسته‏اند و سيگار مي‏كشند و پاهايشان را روي هم مي‏اندازند و يك كلمه صحبت نمي‏كنند . اما آن روز كه يك عده اشخاصي كه غده‏اند براي اين جامعه ، غده سرطانيند براي اين جامعه ، اگر بمانند يك جامعه را به باد مي‏دهند ، حكم اسلام را بر اينها جاري مي‏كنند ، همينهايي كه آن روز فوجها از مردم ، هزارها از انسانها را ، اربابانشان مي‏كشند و [آنها] پاهايشان را روي هم مي‏اندازند و تكيه مي‏دهند و يك كلمه حرف نمي‏زنند ، واويلا بلند مي‏كنند ! خوب ، چرا هويدا ( اميرعباس هويدا در سال ۱۲۹۸ ه ’ . ش . در يك خانواده بهايي متولد شد . اين خانواده خدمات فراواني به بهاييت كردند . وي در سال ۱۳۴۳ پس از ترور حسنعلي منصور به نخست‏وزيري منصوب شد ؛ تا سال ۱۳۵۶ عهده‏دار اين پست بود و سپس به وزارت دربار منصوب شد و عاقبت پس از پيروزي انقلاب در هجدهم فروردين ۱۳۵۸ اعدام گرديد . ) را كشتند ، يا چرا نصيري ( ارتشبد نعمت‏اللَّه نصيري ( ۱۲۸۹ - ۱۳۵۷ ه ’ . ش . ) از عوامل مهم كودتاي امريكايي مرداد ۳۲ و كشتار مردم در پانزدهم خرداد ۴۲ كه در سال ۱۳۴۴ به رياست ساواك برگزيده شد و تا سال ۱۳۵۷ در راس اين سازمان جهنمي قرار داشت . وي در آبان ۱۳۵۷ توسط رژيم شاه ، محترمانه بازداشت شد و در روز ۲۲ بهمن ۵۷ در حال فرار توسط مردم بازداشت و در سحرگاه روز ۲۷ بهمن اعدام گرديد . ) را كشتند ! يا چرا كساني كه فوج فوج جوانهاي ما را از بين برده‏اند اينها [را] مي‏كشند !
    كشتن اينها رحمت است بر امت . حدود الهي رحمت است بر امت . البته آن دستي كه بريده مي‏شود اگر زبان داشت گله مي‏كرد . اما براي انسان ، براي يك انسان ، يك عضو فدا مي‏شود . براي يك جامعه يك اشخاص بايد از بين بروند .
    براي حفظ حقوق يك جامعه بايد يك غده‏هاي سرطاني از اين جامعه جدا بشود .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون و طلاب ، صحيفه نور ج ۷ ، ص۹ - ۲۲۸ )
    ۵۸/۴/۷

    حفظ صحت جامعه
    مترجم ( مصاحبه اوريانا فالانچي خبرنگار مشهور ايتاليايي ) : [مي‏گويند اينها كه اعدام شده‏اند ، همه‏شان مقصر سياسي و ساواكي و اينها نبودند . آنها هم اعدام شدند براي اينكه لواط كردند و زناكردند . البته من توضيح دادم كه اين جور نيست . اينها تاجر و اين چيزها بودند و بچه‏ها را مي‏دزديدند و اين حرفها ، و اخبار دروغ به شما گفتند . ]
    امام : بله اصل مساله را بايد گفت . و آن اين است كه اگر يك بدني يك انگشتش فاسد بشود چه بايد كرد براي اصلاح آن بدن . آيا بايد اين انگشت را گفت تو باش اينجا ، فاسد كن اين بدن را ؟ اين انگشت يك مفسده است و بايد بريد اين چيزهايي كه مي‏دانيد كه اينها به فساد مي‏كشند . يكوقت مثل بعضي طوايف مي‏گويند كه خوب ، مردم آزادند . آن زن آزاد هست . زن اين باشد ، او هم تمتعي ببرد . خوب ، چه بهتر . يكوقت منظور اين هست . نه ، ما اين را نمي‏توانيم بپذيريم . يكوقت منظور اين است كه بايد حفظ نظم جامعه ، حفظ صحت جامعه بشود . اين سياستهايي كه ما در اسلام داريم و اجرا مي‏شود براي اين است كه جامعه را ما مي‏خواهيم پاكسازي كنيم . علفهاي هرزه‏اي كه ضايع مي‏كنند مزرعه ما را ، بايد اين علفهاي هرزه را بچينيم و دور بريزيم . آن كسي كه بخواهد يك جامعه را اصلاح بكند ، آن كساني كه افساد در جامعه مي‏كنند ، آن كساني كه جامعه را به تباهي مي‏كشند ، آن كساني كه جوانهاي ما را به تباهي مي‏كشند ، دخترهاي ما را به تباهي مي‏كشند آنها را نمي‏توانيم تحمل كنيم كه نظر كنيم اينها هر كار مي‏خواهند بكنند . و هر سياستي كه هست بايد بشود . چه پيش شما خيلي مشكل باشد پذيرفتنش و چه نباشد . - يك چيزي است ، به اصطلاح جامعه را مي‏خواهيم - اصلاً جامعه هم همان طوري كه دزد را شما مي‏گيريد و حبسش مي‏كنيد . خوب چرا آزادش قرار نمي‏دهيد ؟ همان‏طوري‏كه قاتل را مي‏گيريد نگهش مي‏داريد ، يا احياناً قصاص مي‏كنيد . چرا رهايش نمي‏كنيد كه هر كاري دلش مي‏خواهد بكند ؟ چرا ؟ اين براي اين است كه اينها اسباب اين مي‏شود كه يك جامعه را به فساد بكشد . اگر جلوگيري از چند تا از اين فسادها بشود ، جامعه اصلاح مي‏شود . و ما منظورمان اصلاح جامعه است . اصلاح جامعه به همين چيزهاست كه اين سياستها باشد .
    ( خطاب به مترجم ) و اما اينهايي كه واقع شد در اينجا همان طوري كه شما گفتيد ، به او بگوييد كه اينها امثال يك همچو مسائلي بودند .
    فالانچي : [بعضي هم مثلاً لواط مي‏كنند . بيمار هست ، فرض كنيد يك همچو چيزي ، چرا بايد اعدامش كنند ؟ ]
    امام : اين مايه فساد است . فساد را بايد برداشت تا ديگران اصلاح بشوند . اين ديگر مسائلي فرعي است .
    فالانچي : [مي‏گويند يك زن هجده ساله را كه آبستن بوده اين را به عنوان اينكه زنا كرده اعدام كردند . ]
    امام : دروغ است ، نمي‏شود ، در اسلام نيست . اين جزو همانهاست كه به ما نسبت مي‏دهند .
    ( مصاحبه اوريانا فالاچي با امام ، صحيفه نور ج ۹ ، ص۵ - ۹۴ )
    ۵۸/۷/۲

    نقش تربيتي مجازات
    اسلام در عين حالي كه تربيت است ، يك مكتب تربيت است ، لكن آن روزي كه فهميد قابل تربيت نيست ، هفتصد نفرشان را در يك جا ، يهودي بني‏قريضه را در حضور رسول‏اللَّه مي‏كشند ، گردن مي‏زنند به امر رسول‏اللَّه . اينها همين حرفهاي غربي را مي‏زنند كه ما بايد اصلاح كنيم . اول همه را اصلاح كنيد بعد حد بزنيد . اين عجيب است كه اول ما بايد اين مملكت را ، همه را هدايت كنيم كه همه تربيت بشوند ، بعد حد بزنيم . اگر يك كسي حالا شرب خمر كرد ، حالا حدش نزنيم ، حالا اول چيزش بكنيم تا مغزش اصلاح بشود . اينها يك حرفهاي غلطي است . بايد حدود جاري بشود .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۲ ، ص۲۵۵ )
    ۵۹/۴/۲۹

    قصاص ، ضامن امنيت
    قصاص ، اين قانون واضح اسلام ، اين قانون ضروري اسلام ، اين قانوني كه قرآن به آن تصريح كرده است ، اين قانوني كه مصلحت و امنيت كشور را تامين مي‏كند ، شما ( مخاطب امام اعضاي جبهه ملي و گروههاي همسوي آنها بوده است ) شما اين را يك قانون غير انساني مي دانيد .
    ( بيانات امام در جمع اقشار مردم ، صحيفه نور ج ۱۵ ، ص۱۶ )
    ۵۹/۴/۲۹

    قصاص موجب بيمه كشور
    اجراي حدود قصاص و تعزير اسلامي بيمه كننده حيات و نظام كشور است ، و سستي و سهل انگاري در اين امر ترحم بر پلنگ تيز دندان است .
    ( بيانات امام به مناسبت پيروزيهاي رزمندگان اسلام ، صحيفه نور ج ۱۵ ، ص۷۰ )
    ۶۰/۴/۱۸

    نقش بازدارندگي حدود الهي
    اين حدود الهي كه خداي تبارك و تعالي قرار داده و يك فرد اگر در داخل منزلش هم يك كاري بكند كه بيرون منعكس بشود ، او را تعقيب و مجازات مي‏كنند ، براي اين [است] كه اينهايي كه اينطور فسادها را در يك مملكتي مي‏كنند ، ولو توي خانه‏اي اين كار را مي‏كنند ، اين كم كم سرايت مي‏كند و جامعه را رو به فساد مي‏برد . خداي رحمان و رحيمي كه با همه بندگانش رحمت دارد و مي‏خواهد همه بندگانش به سلامت و سعادت باشند ، به حسب تشريع ، اينطور فرموده‏است . آن وقت يك نفر آدمي‏كه بيايد در خيابان و شمشيرش را بكشد ، چاقويش را بكشد و بخواهد مردم را تهديد كند ، بگويند كه اين را بايد بكشيد ، اين براي اين نيست كه اين يك آدم يك همچو كاري كرده يك دشمني با اين آدم است ، اين براي اين است كه اگر اين را رها كنند يك كشور كم‏كم كشيده مي‏شود به فساد ؛ فساد يك فرد ، دو فرد ، چهار فرد ، اينور ، آنور . اگر منحصر به خودشان بود ، حرفي نبود ، امّا فساد سرايت مي‏كند ، اخلاق فاسد سرايت مي‏كند به همه ، كم‏كم مي‏ببيند يك وقت يك كشوري فاسد شد اسلام از اوّل جلويش را خواسته بگيرد ؛ گفته اين كسي كه اين فساد را كرده ، بايد با او اين‏جور رفتار كنيد تا از اوّل نگذارد رشد پيدا كند اين فساد .
    ( بيانات امام در ديدار با اعضاي حزب جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۶ ، ص۱۱۱ )
    ۶۱/۱/۱۴

    زندان سازنده
    زندانها را به يك مدرسه آموزش و تربيت اخلاقي مبدل كنيد ، چنانچه تاكنون عمل كرده‏ايد ، تا منحرفان و گناهكاران شيريني عدالت اسلامي را بچشند ، و به اسلام و نظام اسلامي روآورند ؛ و از روي حقيقت توبه كنند و بازگشت به اسلام و خداي متعال نمايند ، كه باب رحمتْ گنهكاران را بهتر جذب مي‏كند . حتي آن كس كه مستحق حدود الهي است ، از قتل و ديگر جزاها ، بايد از عطوفت ماموران ، تا پاي دار و محل مجازات ، برخوردار باشند .
    ( بيانات امام به مناسبت پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص۲۳۷ )
    ۶۲/۱۱/۲۲

    عامل نجات
    براي اين كه مردم را از شرخودشان نجات بدهد ، حدود را ، تعزيرات را وضع كرده است . براي اين كه هم تربيت بشود اين آدم و هم راحت بشود امت .
    ( بيانات امام در ديدار بامسئولين كشور ، صحيفه نور ج ۱۹ ، ص۸۴ )
    ۶۳/۹/۲۰

    ثمره اجراي مجازات
    اين حدود همان طوري كه تربيت مي‏كند اشخاص را ، ملت را هم مي‏رساند به جايي كه اينطور فسادها در او كم بشود . اگر چنانچه يك حدي جاري بشود ، اين حدي كه جاري مي‏شود ، هم تربيت مي‏كند آن كسي [را] كه حد خورده است و هم براي ملت خوب است ؛ في القصاصِ حياه .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۹ ، ص۱۹۳ )
    ۶۴/۵/۸

    سزاي جنايتكاران و فاسدان
    سوال : از پانصد نفري كه بعد ازانقلاب اسلامي در ايران اعدام شده‏اند ، صحبت كنيم . شما تاييد ميكنيد طرز كار اين دادگاهها را ، نه وكيل مدافع در آن است و نه ميشود تقاضاي فرجام كرد ؟
    امام : مسلما شما غربيها ناديده ميگيرند كه چه كساني بودند اينهايي كه اعدام شده اند و يا تعمدا آنها را ناديده ميگيرند . اينها كساني بودند كه در خيابانها و ميدانها در كشتار شركت كرده بودند ، ويا افرادي بودند كه دستور قتل عام داده بودنندو يا اشخاصي بودند كه خانه ها را به آتش كشيده بودند ، يا كساني كه زنده زنده دست و پاي جوانهاي ما را اره كرده بودند . و يا اينكه بر روي تاوه سرخ ميكردند .
    با اينها چه كار ميتوانستيم بكنيم ؟ آنها را ميبخشيديم ؟ مي گذاشتيم بروند ؟ اجازه دفاع كردن از خود و به اتهامات را ما به آنها داديم و ميتوانستند هر چيزي را كه بخواهند بگويند . ولي وقتي گناه آنها ثابت شد ، چه نيازي بود و اصلا چه نيازي هست به اينكه فرجام بخواهند ؟ اگر ميخواهيد برعكسش بنويسيد ، قلم در دست شماست .
    و در هر حال ملت من برايش اين سوالات مطرح نيست ، و اضافه ميكنم كه اگر ما اين اعدامها را نمي كرديم ، انتقام مردمي ابعاد وسيعي به خود ميگرفت و قابل كنترل نبود و حتي تمام كارگزاران رژيم گذشته كشته ميشدند ، پس بدين ترتيب پانصد نفر كشته نميشدند بلكه هزاران نفر كشته ميشدند .
    سوال : موافقم ، ولي منظورم الزاما شكنجه گران و جلادان ساواك نبود ، منظورم بيشتر به اعدام شدگاني است كه اصلا ربطي به رژيم سابق نداشتند و منظورم اشخاصي هستند كه هنوز اين روزها اعدام ميشوند براي زنا ، فحشا يا لواط . . به نظر شما اين عدالت است كه فاحشه بدبختي و يا زني كه به شوهرش خيانت ميكند و يا مردي كه مرد ديگري را دوست دارد ، اعدام شود ؟
    امام : اگر يك انگشت شما قانقاريا گرفت ، چه كار بايست كرد ؟ ميگذاريد كه مرض به تمام دست و بعد به تمام بدن سرايت كند و يا اينكه انگشت را قطع ميكنيد ؟ چيزهايي كه فساد ايجاد ميكند در ميان ملتي ، بايد ريشه كن شود . همانند علف هرزهاي يك مزرعه گندم .
    . . مجازات آنهايي كه فساد را اشاعه ميدهند و جوانان ما را فاسد ميكنند لازم است ، حال چه شما خوشتان بيايد و يا خوشتان نيايد . ما نميتوانيم تحمل كنيم كه فاسدان فسادشان را اشاعه دهند . بگذريم مگر شما غربيها همين كار را نميكنيد ؟ وقتي كه يك دزد ، دزدي ميكند او را به زندان نمي اندازيد ؟ در خيلي از ممالك ، مگر قاتلين را اعدام نمي كنند ؟ اين كار را ميكنيد براي اينكه اگر آزاد و يا زنده بمانند سايرين را آلوده مي كنند و لكه بدكاري را توسعه ميدهند . آيا اينطور نيست ؟
    بله بدكاران را بايد حذف كرد ، بايد ريشه كن كرد . مثل علفهاي هرزه و فقط با از ريشه درآوردن آنها كشور تصفيه خواهد شد .
    سوال : [امام ، چطور امكان دارد يك شكنجه گر يا حيوان وحشي ساواكي را با يك فرد عادي كه ميخواهد آزادانه تمايلات جنسي خود را برآورده كند مقايسه كرد ؟ مثلا آن جواني كه ديروز به خاطر لواط اعدام شد ؟ ]
    امام : فساد ، فساد است . لازم است فساد حذف شود .
    سوال : [مثالي ديگر ، زن هيجده ساله آبستني كه چند هفته قبل به خاطر زنا در بهشر اعدام شد . . ]
    امام : آبستن ؟ دروغ است . دروغي است همانند اينكه ميگويند سينه زنان را مي برند . در اسلام چنين وقايعي اتفاق نمي افتد ، زن آبستن را اعدام نمي كنند .
    سوال : [دروغ نيس امام ، تمام روزنامه هاي ايران در باره آن نوشتند و همچنين در تلويزيون ميز گردي تشكيل شد ، براي اينكه به مردي كه با او زنا كرده بود فقط صد ضربه شلاق زده بودند]
    امام : اگر اينطور است شايد حقش بوده باشد ، من چه مي دانم ، شايد آن زن كار ديگري كرده بوده . از دادگاهي كه آن را محكوم كرده سوال كنيد .
    ( طليعه انقلاب اسلامي ، صص ۷ - ۳۵۶ )
    ۵۸/۷/۲
    علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به :
    صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۲۶۷
    صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۴

  8. #8
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * فلسفه مجازاتها در اسلامي

    اعتراض به مدعيان حقوق بشر
    ما مي‏بينيم كه بعضي از اشخاص كه ادعا مي‏كنند كه ما حقوق بشر را ملاحظه مي‏كنيم و جمعيتهاي حقوق بشر در طول اين پنجاه سال كه دولت غاصب پهلوي و پسر پهلوي بر اين ملت غلبه كرد و بر اين ملت - با غصب - تمام چيزهاي اين ملت را برد ، در طول اين پنجاه سال جوانان ما در حبسها به سر بردند و چه بسا جواناني ما داشتيم كه در حبس پاي آنها را اره كردند ؛ آنها را روي تاوه‏ها بو دادند و تا اين زمان آخر هم اينها در حبس بودند ، در شكنجه بودند ؛ دژخيمان شاهِ سابق آنها را از هستي ساقط كرد ، و اين مدعيان همراهي با حقوق بشر در اين طول مدت نديديم كه يك صحبتي بكنند ، يك استنكاري بكنند . ما ديديم كه ، رئيس امريكا - رئيس جمهور امريكا - با اين شاه بدبخت ، با اين شاه سابق ظالم بدبخت همراهي مي‏كرد و پشتيباني مي‏كرد ؛ پشتيباني از دژخيمي كه تمام هستي ما را به باد داد . و نديديم مدعيان جامعه حقوق بشر استنكار كنند بر رئيس جمهور امريكا . لكن حالا كه اين دژخيمان به دام ملت افتاده‏اند و ملت مي‏خواهد از آنها انتقام بكشد ، فرياد وا بشرا ي اينها بلند شده است ! نمي‏توانم من جز اين بدانم كه اينها دست‏نشانده دژخيمان هستند . اينها دست‏نشانده ابرقدرتها هستند ؛ نه اينكه اينها براي حقوق بشر [فعاليت] مي‏كنند . من توقع اين را داشتم كه جامعه حقوق بشر اگر راست مي‏گويد و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض كند كه اينها را چرا نگاه داشتيد ؛ اين دژخيمان را بايد همان روز اول كشته باشيد ! نه اينكه آنها را ما نگاه داشتيم و در حبسها الآن هستند - و حبسهاي ما هم مثل حبسهاي سابق نيست ؛ حبسهايي است كه در آنها اشخاص به هيچ وجه مورد اهانت ، حتي نيستند - اينها به ما اعتراض كنند كه چرا اينها را محاكمه كرديد ! اصلاً معنا ندارد محاكمه مجرم ؛ محاكمه مجرم يك امري است كه مخالف با حقوق بشر است ؟ !
    حقوق بشر اقتضا مي‏كند كه ما آنها را همان روز اول كشته باشيم براي اينكه مجرمند ، و معلوم است كه اينها مجرم هستند . آنكه بايد براي او وكيل گرفت ، آنكه بايد به ادعاي او گوش كرد ، او متهم است نه مجرم . اينها متهم نيستند ، اينها مجرم هستند . اينها اشخاصي بودند كه در خيابانها مردم را كشته‏اند ، زجر دادند ، و ذخاير ما را - همه را - با خيانتها از بين برده‏اند . آيا آنهايي كه كشته شده‏اند در اين خيابانهاي شهرهاي مختلف ايران ، اينها بشر نبودند ؟ اينها حقوق ندارند ؟ . . . مدعيان طرفداري از حقوق بشر نسبت به اينها كه كشته شده[اند] چرا طرفداري نمي‏كنند ؟ چرا به ما اشكال مي‏كنند كه شما چرا دژخيمان را مي‏كشيد ؟
    ما در عين حال كه اينها را – همه را – مجرم مي‏دانيم و بايد فقط هويت اينها ثابت بشود و آنها را بايد همين كه هويتشان ثابت شد كشت –نصيري [را] همين كه هويتش ثابت شد كه نصيري است بايد كشت – مع‏ذلك چند روز نگه داشتند و محاكمه كردند و اقرارات او را ثبت كردند و او را كشتند . آيا اين جامعه حقوق بشر تصور نمي‏كند كه مجرم را بايد كشت براي حقوق بشر ، براي اينكه حق‏خواهي كنيم ما از بشر – بشرهايي كه اينها كشتند ، زجر دادند ، از بين بردند ؟ ما اينها را مع ذلك محاكمه مي‏كنيم و محاكمه كرديم ؛ وليكن اعتقاد ما اين است كه مجرم محاكمه ندارد و بايد كشت . لكن من متاسفم از اينكه باز غربزدگي در ماها هست ، و ما ترس از اين داريم كه مبادا در روزنامه[هاي] غرب چيزي بنويسند و مثلاً مجلات غرب يك كلمه‏اي بنويسند . آنها البته با عدل و انصاف مخالفند و آنها موافق به حقوق بشر نيستند . آنها حقوق اشخاصِ ابرقدرت را حفظ مي‏كنند به اسم حقوق بشر !
    ( پيام راديو و تلويزيوني امام ، صحيفه نور ج ۵ ، ص ۶۴ )
    ۵۸/۱/۱۲

    ماهيت واقعي حقوق بشر
    خارجيها مي‏گويند حقوق بشر . كدام بشر ؟ اينها [اعدام‏شدگان] بشر را كشتند ، اينها مجرمند ، متهم نيستند ؛ اينها آدم كشتند . ما از دوستان فرانسوي خود تشكر مي‏كنيم كه از ما در مدت اقامت در آن كشور دوستانه پذيرايي كردند و به من فرصت دادند كه از پاريس پيامهاي خود را به ملت عزيز ايران برسانم ، ولي از دوستان فرانسوي انتظار نداشتم كه به خاطر چند نفر جنايتكار و دزد و مجرم ، حقوق بشر را به رخ ما بكشند و در انقلاب اصيل ايران - كه به خواست خدا ملتي ستمديده به نداي حق پاسخ مثبت داده‏اند - به بهانه حقوق بشر ما را مورد عتاب و خطاب قرار دهند . خوب بود حقوق بشر را هنگامي كه رژيم فاسد پهلوي زير پا مي‏گذاشت و هزارها جوانان اين كشور را شكنجه مي‏كرد و به خاك و خون مي‏كشيد ، به كمك ملت مستضعف ايران برمي‏خاستند و از حقوق بشر دفاع مي‏كردند ، نه اينكه به خاطر چند جنايتكار و مجرم ، كه تاريخ بشريت كمتر نظير آن را به ياد دارد ، اينچنين به ما حمله كنند . ما چند نفر ضد بشر را كشتيم ، حقوق بشر مگر چيست ؟
    ( بيانات امام در ديدار با اولين سفير جمهوري اسلامي ايران در فرانسه ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۶۴ )
    ۵۸/۲/۲

    پاسخ به مدعيان حقوق بشر
    ملت ما را غير از آن كه هست و غير از آن كه مي‏بينيد ، جلوه دادند در روزنامه‏هاي خارج ؛ از جمله چيزهايي كه نوشتند اين است كه اينهايي كه كشته مي‏شوند و اعدام مي‏شوند ، از زير خاك بيرون مي‏آورند مردم و تكه‏تكه مي‏كنند ! . . . شما در تمام ايران تفتيش كنيد اگر يك نفر يك همچو كاري برايش شده است ، آنها حق دارند بگويند : [نسبت به] همه شده است ! لكن من مي‏دانم نويسنده‏هاي خارج اكثرشان - يا بسياري‏شان - جيره‏خوار همين دستگاهها هستند . اينها ديدند كه ملت ايران به واسطه قدرت ايماني كه داشتند نهضتي . . . كردند [كه در نتيجه آن] دست اربابها كوتاه شده است و دست آنهايي كه منافع را به اينها واصل مي‏كردند كوتاه شده است ، اينها براي انتقامجويي يا برگرداندن اوضاع سابق ، براي نفع‏خواهي دست به اين تبليغات زدند .
    تمام اين تبليغات ، برخلاف واقع است . شما مي‏بينيد كه اينجا احكام اعدام براي [چه] اشخاصي صادر مي‏شود ؛ خوب است كه اين اشخاص را و پرونده اين اشخاص را ملاحظه كنيد ببينيد كه اين اشخاص كه حكم اعدامشان صادر شده و اعدام شده‏اند آيا يك نفر كشتند ؟ آيا ده نفر كشته‏اند ؟ آيا يك ملت را بيچاره كردند ؟ اينها تمام ملت ايران را بيچاره كردند و در ظرف پنجاه سال همه را در تحت فشار قرار داده‏اند اينها جناياتي به اين ملت كردند كه اگر . . . دادگاهها نبود خود ملت مي‏ريختند و آنها را مي‏كشتند ! دادگاهها كنترل كردند عواطف ملت را ، ملتي كه در خيابانها جوانهاي خود را با امر امثال اينها به خون آغشته ديده ؛ با امر همين شاه و با امر همين هويدا و با امر همين نصيري و امثال اينها . طاقت ندارد كه اينها را زنده ببيند .
    اينهايي كه مدعي حقوق بشر هستند و حالا براي امثال هويدا سينه‏زني مي‏كنند و اظهار تاسف و تاثر مي‏كنند ، اينها آيا طرفدار حقوق بشرند يا طرفدار مملكتها و حكومتهاي ابرقدرتند ؟
    اگر اينها طرفدار حقوق بشرند چه شد كه در مدت پنجاه سال اين بشر در اينجا زير شكنجه بود ، [در معرض] اعدام بود ، اين بشري را كه در اينجا با تاوه سرخ مي‏كردند و بشري را كه پاي او را مي‏بريدند با اره ، اينها نفس نكشيدند ؟ امروز نفس مي‏كشند و امروز تبليغات مي‏كنند ؟ ! مگر اينها كه كشته شدند بشر نبودند ؟ مگر اينها حقوق نداشتند ؟ مگر حق بشر اين نيست كه اگر كسي كسي را كشت قصاص بكند ؟ اين حق بشر است ، حق اشخاصي است كه از اولاد او يا از بقاياي اوست كه قصاص كند از اينها . لكن عمده اين است كه اين جامعه‏هاي حقوق بشر در خدمت ابرقدرتها هستند با اسم حقوق بشر ؛ اين جامعه‏هايي كه براي حقوق بشر فرياد مي‏زنند مي‏خواهند حقوق بشر پايمال بشود ، اين روزنامه‏نويسها و مطبوعاتي كه به اسم بشردوستي انتشار اين اكاذيب را مي‏كنند ، اينها در خدمت ابرقدرتها هستند ، اينها حقوق بشر را پايمال مي‏كنند .
    . . بررسي كنيد كه آيا اين مردم در اينجا دارند قتل عام مي‏كنند ؟ اين مردم از گورستانها بيرون مي‏كنند اجساد را و تكه تكه مي‏كنند ؟ ! مردم دارند آتش مي‏زنند ؟ ! اين را بررسي كنيد ببينيد كه قضيه ، قضيه انتقامجويي به معناي غير انساني است ؟ يا خير ، دادگاههايي است كه بعد از اينكه جرمهاي اينها – همه – ثابت است و همه جرمهاي زياد دارند ، اينها محكوم به اعدام هستند . [و] اگر اين دادگاهها نبود و اگر جلوگيري از اين مردم به واسطه دادگاه نبود ، آن وقت مردم خودشان قيام مي‏كردند ؛ براي اينكه آنهايي كه كشتار عمومي كردند در يك ملتي ، آنهايي كه فجايعي را پيش آوردند و در آبادان يك دسته بزرگي ، قريب چهارصد نفر آدم را سوزاندند ( اشاره به حادثه قتل عام حدود چهار صد نفر در سينما ركس آبادان در مرداد ماه ۱۳۵۷ كه زنده زنده در آتش سوختند ) ،
    اينها را دارند اينها اعدام مي‏كنند نه اينكه اشخاص عادي را . اشخاص عادي را شما ملاحظه مي‏كنيد كه تاكنون قريب هفتصد نفر ، ششصد نفر آزاد شدند . . . براي اينكه جرمهايشان كم بوده است . و همين‏طور كساني كه جرمهايشان كم است اينها را آزاد مي‏كنند . آنهايي كه محكوم به حبس مي‏شوند يا محكوم به اعدام مي‏شوند ، آنها اشخاصي هستند كه داراي جرمهاي بزرگ بودند . در روزنامه‏هاي خارجي شماها اينطور انعكاس شده است ؛ و اين اسباب اين شده است كه ملت ايران به خارجيها بدبين بشوند ، به واسطه اين روزنامه‏نويسها و به واسطه اين مدعيان حقوق بشر .
    شما روشن كنيد آنها را ، و به مردم ايران هم اطلاع بدهيد كه اينها يك مردمي هستند كه طرفدار حقوق بشر نيستند ، طرفدار حق ابرقدرتها هستند . اينها از آن مردم شريف اروپا نيستند ؛ اينها يك دسته جيره‏خوار هستند .
    ( بيانات امام در جمع زنان خارجي مقيم ايران ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۳ - ۸۱ )
    ۵۸/۲/۴

    هدف طرفداران دروغين حقوق بشر
    البته آنهايي كه منافع خودشان را در خطر مي‏بينند يا منافع اربابهاي خودشان را ، از اين نهضت به هر صورتي كه باشد شكايت دارند و با هر توطئه‏اي مي‏خواهند اين نهضت را خاموش كنند . گاهي به بهانه حقوق بشر از اين اعدامهايي كه در ايران شده است انتقاد مي‏كنند ، و اين را يك امر خشونت آميز مي‏دانند . اينها در ايران نبودند ببينند چه شد ، و در پنجاه سال و بيشتر بر ايران چه گذشت و بر جوانهاي ما اخيراً چه گذشت ؛ لكن اطلاع دارند ؛ همچو نيست كه اينها بي‏اطلاع باشند . اينها مطلع هستند كه شاه سابق و شاهِ جلوتر با ايران چه كردند ، و جنايات اين دو تا مرد يا نامرد به ايران چه بود . خيانات اينها را اينها اطلاع دارند . اين جمعيتي كه ادعا مي‏كنند جمعيت حقوق بشر و حالا براي حقوق بشر دارند سينه مي‏زنند كه اين عده كه تا حالا كشته شده است چرا كشته شد ؟ اين يك خشونتي است ! اينها خشونتهايي كه در عصر اين پدر و پسر بود ناديده گرفتند . آن قتلهايي كه به دست عمال اينها واقع شد ، و گاهي هم به دست خود محمدرضا واقع شد ، آنها را اصلاً نظري به آن ندارند . نه آن وقت كه ملت ايران آن جور ابتلا داشت و آنطور اينها غارت و قتل مي‏كردند يك كلمه گفتند و از حقوق بشر اسم بردند ؛ و نه در آخر ، كه تمام جناياتي كه در ايران واقع مي‏شد در ظرف - تقريباً - دو سال آخر كه همه ملتها اطلاع بر آن پيدا كردند و ملت ايران آنطور گرفتار شد كه جوانهاي ما را در خيابانها دسته‏جمعي كشتند .
    پانزده خرداد را اينها اصلاً ذكري از آن نمي‏كنند . ۱۵ خرداد به طوري كه گفته‏اند - من در حبس بودم ، لكن آنطوري كه براي من بعد از بيرون آمدن گفتند - قريب پانزده هزار نفر را آنها كشتند و از قراري كه باز گفتند ، خود محمدرضا با هليكوپتر عامل قتل هم بوده است خودش . اينها ، اين طرفدارهاي حقوق بشر ، اين پانزده هزار جمعيتي كه در يك روز كشته شد اينها را مثل اينكه بشر نمي‏دانند ! يا بشر مي‏دانند و براي آنها حقوق قائل نيستند . اگر اينها بشر هستند و حقوق دارند و اين شصت هزار نفر يا بيشتري كه در اين چند صباح ، در اين چند ماه ، از ايران كشته شد - از بهترين جوانهاي ما كشته شد ، از همه طبقات ، طبقه روحانيين ، طبقه دانشگاهي ، طبقه تجار ، اداري ، همه جور جمعيتي ، دهقان ، كارگر ، كشته شد - اينها اصلاً به روي خودشان نمي‏آوردند كه اين كارها شده است ! ما نديديم كه هيچ فريادي از اينها درآيد كه خير ، چرا حقوق بشر را ملاحظه نمي‏كنيد . چرا اينقدر آدم مي‏كشيد . حالا كه ما اين جنايتكارها را [مجازات مي‏كنيم] - كه هر كدامشان ، بعضي از اينها ، چندين نفر آدم را كشته‏اند ، يا آنطور اينها را شكنجه داده‏اند كه در زير شكنجه مردند ، يا پاهاي آنها را ارّه كردند ، يا آنها را در تاوه گذاشتند و بو دادند ، از همه طبقات ، در زندانها آنطور عمل كردند ؛ [سر و صدا راه مي‏اندازند] يك شب من در آن حبس كه بودم صداي ضجّه و ناله اشخاصي كه [شكنجه] مي‏كردند خودم مي‏شنيدم ؛ بعد كه آمدند اين حبسيها ، يعني صاحبان حبس ، پيش من آمدند ، اعتراض كردم و گفتم زندانها بايد جاي تربيت باشد نه جاي اينطور وحشيگريها . گفتند نه ، اين چيزي نبوده . اين يك سربازي بود كه فرار كرده بود يك سيلي به او زدند ! در صورتي كه شايد بيشتر از يك ساعت شايد شكنجه مي‏كردند و من فرياد مي‏شنيدم .
    اين طرفدارهاي حقوق بشر ، اين حقّه‏بازها - كه مي‏خواهند همه منافع ماها را بدهند به اربابهايشان - آن روز خفه شده بودند ، قلمهايشان شكسته بود . حالا كه ما اينها را پيدا كرديم و چندتايشان را كشتيم ، محاكمه كرده‏اند و اقرار كرده‏اند به اينكه چه كردند و چه كردند ، پرونده‏هايشان معلوم است كه چه كردند ، حالا صدايشان درآمده . در عين حال كه مساله اينطور است و آنهايي كه تاكنون كشته شدند اشخاص فاسد و مفسد و بسياري‏شان قاتل و قتّال و مفسد في‏الارض بودند ، مع‏ذلك ما اخيراً يك قدري تضييق كرديم دايره اين [مجازات] را ، يك قدري تخفيف داديم . [تنها] كساني كه ثابت شده قاتل هستند ، يا كساني كه شكنجه كردند و به قتل منتهي شده است ، يا كساني كه امر كرده‏اند دسته‏جمعي مردم را بكشند ، اينها را گفتيم حالا از اين به بعد اينها مورد اعدام باشند . . . .
    اين براي حقوق بشر است . خوب ، اين بشر حق دارد ، آن بشر هم حق دارد . اين بشر سلامت اين را سلب كرده است ، حقِّ اين است كه سلامت او را سلب كند . اين بشر يكي را كشته است ، حق ورثه او اين است كه او را بكشند . ما ورثه را پيدا نكنيم ، حق حاكم است كه او را بكشد . تا حالا اين عده - را كه كم هم بودند ؛ چيز زيادي نبودند اين عده را دادگاههاي انقلابي كشته‏اند . اينها براي احقاق حقوق بشر اينها را كشته‏اند . اينهايي كه ادعاي حقوق بشر مي‏كنند و براي اِلقانيان
    ( از سرمايه داران صهيونيست بود كه به جرم جاسوسي براي رژيم اشغالگر قدس و كمك به صهيونيست و همچنين لطمه زدن به اقتصاد كشور ، به حكم دادگاه انقلاب اسلامي به اعدام محكوم شد )
    هياهو مي‏كنند و يا براي هويدا هياهو مي‏كنند ، اينها هستند كه حقوق بشر را پايمال دارند مي‏كنند .
    اين هويدا پانزده سال ، يا سيزده سال تقريباً نخست‏وزير بود و تمام جنايات گردن نخست‏وزير است . ما هر نخست‏وزيري كه در آن عصر [منصوب] شده ، اگر پيدا كنيم - مثل شريف امامي ،
    ( جعفر شريف امامي ، رئيس مجلس سنا و نخست‏وزير دولت به اصطلاح آشتي ملي كه حادثه قتل عام مردم در ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ در زمان نخست‏وزيري وي به وقوع پيوست . )
    محكوم به قتلند اينها . بختيار خودش اقرار كرد كه به امر من قتل واقع شد . اينها عامل قتلند به اينطور كه وادار كردند به قتل عام . جمعيت اينها مفسدند ؛ اينها فاسدند . ما براي حقوق بشر اين كار را داريم انجام مي‏دهيم . و اين جمعيتي كه صدا بلند مي‏كنند كه حقوق بشر ، حقوق بشر ، اينها عمال استعمارند . اصلِ اين جمعيتهايي كه در امريكا ، يا در جاهاي ديگر ، درست شده است به عنوان جمعيت حقوق بشر ، جمعيت كذا و كذا ، اينها را - همه - آنها درست كرده‏اند براي اينكه حقوق بشر را ضايع كنند . اين همه خيانت اين مرد نانجيب به ايران كرده است و اين همه قتل و غارت كرده است ، حالا كه مي‏گويند اين بايد به قتل برسد . حالا هم كه حكمي صادر نشده براي قتل محمدرضا ، لكن صادر مي‏شود . اگر ما پيدايش بكنيم ، بايد كشته بشود . اينهايي كه مي‏گويند حقوق بشر حالا صدايشان درآمده و اظهار تاسف مي‏كنند ! . . .
    شما در تمام اين مدتي كه اين نخست‏وزير - نخست‏وزير اسلامي - آمده است روي كار ، يكي را پيدا بكنيد كه در اين دادگاه انقلاب يا در نخست‏وزيري يا در ارتش يا در جاي ديگر در اين حكومت بدون جرم يك نفر را گرفته باشند ، يك روز حبس كرده باشند ، به يك كسي فحش داده باشند . اين جمعيت حقوق بشر متوجه نيستند اينها را ؟ يا مي‏دانند و خودشان را به كري مي‏زنند ؟ خائنند اينها ! اينها مي‏خواهند ما را باز زير بار همان [اسارتهايي] كه سابق بود بكشند . ما به اين حرفها گوش نمي‏دهيم . ما براي احقاق حق بشر ، براي حقوق بشر [ . . . ] تا حالا اين جمعيتي كه كشته شده است براي احقاق حقوق بشر بوده است . . . .
    بيايند ببينند . همان جا در خارج نشسته‏اند و مزد مي‏گيرند و قلم را برداشتند و همين‏طور دارند چيز مي‏نويسند ، به عنوان حقوق بشر ! اينها اشخاصي هستند كه مي‏خواهند حقوق بشر پايمال بشود ؛ نه اينكه مي‏خواهند حقوق بشر را استفاده كنند و بگويند حقوق‏بشر . اينها ، [براي] جوانهاي ما [كه] اين همه كشته شدند ، اين همه زجر ديدند ، برايشان هيچ حق قائل نيستند ؛ اينها را انسان مي‏گويند نيستند ! اينها ما را بشر - مثل اينكه - نمي‏دانند ! آن وقت چهار نفر را ما اعدام كرديم ؛ براي اينكه پانزده سال ، ده سال ، زجر داده‏اند ، كشته‏اند ، قتل عام كردند ، ريختند توي خيابانها به قتل عام ، [ . . . ] خوب شما همه ديديد اين را ؛ و همه ديدند اين را .
    آنها مطلعند از اين معنا ؛ نه اينكه آنجا ايستاده و بيخبر هستند . همين طوري كه جزئيات حالا را مطلعند ، جزئيات سابق را هم مطلع بوده‏اند . مطلعند ، لكن خيانتكارند ، بي‏انصافند ، بشر نيستند اينها . اينها يك مزدوراني هستند كه مي‏خواهند حقوق بشر را پايمال كنند . تا حالا اينطور شده است .
    و بحمداللَّه تا يك قدري جزاي بعضي از آنها - البته هستند باز هم - داده شده است ؛ لكن الآن توطئه‏ها هست . الآن همان اشخاصي كه اهل‏اين كارها بوده‏اند يك مقداري‏شان هستند و مشغول توطئه هستندمي‏خواهند دوباره كار را از سر بگيرند . اينهايي كه مشغول توطئه‏هستند ، اينهايي كه مي‏خواهند دوباره مسائل را به حال اول برگردانند ، دوباره يك ملت را به زير بار بكشند ، دوباره يك ملت را ذليل‏كنند ، دوباره حقوق يك ملت را به باد فنا بدهند - اينها را - ما اگرپيدايشان بكنيم ، البته به جزا مي‏رسانيم ؛ و ان‏شاءاللَّه پيدايشان مي‏كنيم .
    اينهايي كه مثل آقاي مطهري ( استاد شهيد مرتضي مطهري از اساتيد حوزه و دانشگاه ، كه در سال ۱۳۵۸ توسط گروهك منحرف فرقان به شهادت رسيد . وي از ياران امام خميني ( ره ) و عضو شوراي انقلاب بود . )
    كه اذيتش به يك مور نرسيده است - من قريب بيست سال اين مرد را مي‏شناسم - يك آدم به آن سالمي ، يك آدم به آن ادب ، به آن انسانيت ، اين را محكوم به قتلش مي‏كنند . چرا ؟ چه كرد آقاي مطهري ؟ كي را كشته است ؟ چه كرده ؟ اين بشر نيست ؟ ! اين انسان فيلسوف ، عالم ، فقيه ، اين بشر نيست ؟ ! اين بشر را اينطور مي‏كشند بدون اينكه يك جرمي داشته باشد . جرم آقاي مطهري چه بود ؟ چه كرده بود ؟ جرم قرني
    ( سپهبد ولي الله قرني ، اولين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران ، كه در تاريخ ۳/۲/۱۳۵۸ توسط گروهك فرقان به شهادت رسيد . )
    چه بود ؟ آخر چه جرمي كرده بودند كه مستحق قتل بودند ؟ حالا هم ليست دارند براي كشتن يك عده‏اي . خيال مي‏كنند كه با كشتن آقاي مطهري ، يا با كشتن امثال آقاي مطهري ، اين نهضت خاموش مي‏شود و دوباره حقوق ملت ما پايمال مي‏شود ، و دوباره خوب ، راجع به آقاي مطهري اين حقوق بشريها يك كلمه ننوشته‏اند ، نگفته‏اند ؛ ما كه نشنيده‏ايم كه بگويند . اين بشر نيست ؟ ! اعتراض نكردند ، نگفتند ، محكوم نكردند آن كسي را كه كشته است .
    حالا نمي‏شناسندش آقا ! خوب ، آن طايفه‏اي كه اين كار را كرده‏اند چرا محكوم‏نكرده‏اند ؟ حالا اگر ما قاتل آقاي مطهري را پيدا بكنيم و او را مجازات بدهيم ، قصاص بكنيم ، آن وقت صدايشان درمي‏آيد كه خشونت است ! اين خشونت‏نيست كه بدون جهت [آدمي را بكشند ؟ ] آخر ، يكوقت يك آدمي بود كه‏كاري كرده بود ؛ جز تعليم و تعلم اين مرد كاري نداشت . يك آدمي كه من قريب به‏بيست سال او را مي‏شناسم و مطلع از وضع و حال او هستم و مي‏دانم كه اذيت به كسي‏نكرده ، يك آدمي كه زحمت براي اين ملت كشيده است ، يك آدمي كه كتابنويس بوده ، يك آدمي كه فيلسوف و متفكر بوده ، مستحق قتل است ، [كه] او را كشتند ؟ اين جمعيت حقوق بشر كجا هستند كه يك كلمه نمي‏گويند ؟ حالا ما اگر آن كسي كه او را كشته است پيدا كنيم و بكشيم ، يكدفعه سر قلم حقوق بشر باز مي‏شود و شروع مي‏كنند به نوشتن و [تبليغ] كردن كه خشونت است . ايران خشونت است ، حقوق بشر را ملاحظه نمي‏كند ، اينها چه جمعيتي هستند ! من نمي‏دانم چه تربيتي اينها دارند ؛ چه حيواناتي اينها هستند ؟ !
    اين وضع دنياي مادي است . اين وضعِ اين حقوق بشريهاي مادي‏اند . اين وضع دنياي مادي است كه غير از منافع مادي و غير از منافع اربابهاي خودشان هيچ چيز را ملاحظه نمي‏كنند ؛ چون مطلع بر هيچ چيز نيستند . همه را غمض عين مي‏كنند ؛ تا آنجايي كه منفعت خودشان را در خطر مي‏بينند ؛ [آن وقت] فريادشان بلند مي‏شود . اين خاصيت تربيتهاي مادي است . و اين نحو حكومتي كه الآن هست خاصيت تربيتهاي اسلامي است ، معنوي است .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگاني ايراني ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۶ - ۱۷۲ )
    ۵۸/۲/۲۵

    تبليغات سوء با حربه حقوق بشر
    اينهايي كه الآن دارند مي‏نويسند كه فرقي نكرده ، اينها همينهايي است‏كه در امريكا صحبتش را مي‏كنند كه چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ و آن بي‏انصافهاي طرفدار حقوق بشر صدايش را درآوردند كه چرا اعدام مي‏شود ؟ همانهايي كه در آن وقتي كه دارد مي‏نويسد چرا در ايران اعدام‏مي‏شود ؟ در جاهاي زيادي از قِبَل همين امريكاي فاسد ، قتل‏عام دارد مي‏شود ، يك كلمه راجع به آن نمي‏گويند . اما اين طرفش را كه هويدارا اعدام كردند يا نصيري را اعدام كردند يا اين اشخاص فاسد را ، صداي هياهوشان درآمده . و اينها هم كه در اينجا و از عمال‏آنهاهستند مي‏نويسند كه فرقي نكرده است ؛ حالا هم اعدام هست ، آن وقت هم اعدام بود . حبسيها چه كساني هستند ؟ آن وقت چه كسي بودند ؟
    ( بيانات امام در جمع كاركنان بيمه مركزي ايران ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۳ - ۱۴ )
    ۵۸/۸/۱۴

    تحريف حقوق بشر
    شما چند نفر فاسد را در اينجا به دادگاهها سپرديد و دادگاهها آنها را كه سالهاي طولاني به اين ملت ستم كرده بودند و بعضيها كشتار كرده بودند و بعضيها دستور كشتار داده بودند و انحرافات مذهبي بعضي داشتند ، بعد از محاكمه آنها را اعدام كردند ؛ و اين بوقهاي تبليغاتي خارج ، دانسته به اينكه مسائل دروني ما چيست ، مشغول تبليغات و اينكه در ايران آدمكشي رواج دارد ، آدمكشي مي‏شود ! نه اينكه آنها ندانند اين آدمهايي كه در اينجا كشته شدند آدم نبودند ؛ سبع بودند ، جنايتكار بودند ؛ آنها مي‏دانند كه مامورهاي خودشان چه اشخاصي بودند ، و براي خاطر همان خواسته‏ها بوده است كه آنها را به كار واداشتند ؛ لكن وقتي كه پاي تبليغات مي‏آيد ، ايران را يك كشور جنايتكار ، به صورت يك كشور جنايتكار ، وحشي ، غير متمدن و امثال ذلك در خارج نمايش مي‏دهند .
    ( بيانات امام در جمع هيات شوراي هماهنگي تبليغات ، صحيفه نور ج ۱۴ ، ص ۴۲ )
    ۵۹/۱۱/۱۶

  9. #9
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * زندان

    رفتار انساني - اسلامي
    به تمام اعضاي كميته‏ها و زندانبانها حكم مي‏كنم كه با زندانيان - هر كه باشد - به‏طور انسانيت و اسلاميت رفتار كنند و از آزار و مضيقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خودداري كنند كه در اسلام و حكومت عدل اسلامي اين امور ممنوع و محكوم است و به بستگان زندانيان در روز معيّني با مقررات ، اجازه ملاقات دهند .
    ( بيانات امام در آستانه ترك تهران به قم ، صحيفه نور ج ۵ ، ص۱۲۱ )
    ۵۷/۱۲/۹

    ماهيت واقعي زندانيان
    اين خانه خرابها مي‏گويند كه حالا بدتر [از] زمان محمدرضا شد . براي اينكه الآن زندانيهاي سياسي بيشتر از آن وقت است ! سر تا ته ايران بگرديد ، اگر يك زنداني سياسي آدم پيدا كرديد كه توي حبس باشد . بله ، زنداني سياسي به آن معنا كه مي‏خواهد اين مملكت را به عقب براند ، هست در حبسهاشان از همان رژيم سابق ، از همان رژيم باز هم هست . اما آني كه آن وقت بود ، با ايني كه حالاست مقايسه بكنيد . آني كه آن وقت بود ، بهترين فرزندهاي اسلام و بهترين فرزندهاي ايران زير شكنجه بودند و زير ظلم بودند و در حبس بودند ، و حالا بدترين خيانتكارها آنجا هستند . اينها فكر نمي‏كنند ، مي‏دانند ، اما براي اينكه مردم را بازي بدهند ، جوانهاي ما را بازي بدهند ، اين را مي‏نويسند كه حالا هم با آن وقت فرقي نكرده . آن وقت زنداني سياسي داشتيم ، حالا هم زندانيهاي سياسي . اولاً دروغ مي‏گويند كه سرتاسر مملكت ، پُر زنداني [است] . خوب ، حالا ما مي‏گوييم كه صحيح ، امّا كيها آن وقت زندان بودند ، كيها حالا زندان هستند . آن وقت امثال طالقاني
    ( آيت‏اللَّه حاج سيدمحمود طالقاني ( ۱۲۸۹ - ۱۳۵۸ ه ’ . ش . ) سالهاي متمادي را در دوران ستمشاهي در زندان به سر برد . وي بعد از انقلاب به عنوان نماينده اول تهران در مجلس خبرگان تعيين گرديد . مهمترين تاليفات ايشان تفسير پرتوي از قرآن در پنج جلد و اسلام و مالكيت است . )
    و امثال اينها زندان بودند ، حالا امثال نصيري زندان است .
    ( بيانات امام در جمع مسئولين امور تربيتي تهران ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۲ - ۱۳۱ )
    ۵۸/۸/۱۳

    روح حاكم بر زندانها
    شما حالا يك دانه حبسي پيدا مي‏كنيد كه يك آدم صحيح باشد و حبس باشد ؟ يك آدمي پيدا مي‏كنيد ؛ يك آدم متديّن ، يك آدم ملي ، يك آدم باشد ؟ آن وقت كه حبس بودند ، همه ملّيون حبس بودند . و همه عرض بكنم كه - امثال ذلك . و حالا كي حبس هست ؟ اينهايي كه جنايات زياد كردند و آنهمه جنايات را كردند ، اينها حبس هستند . آن وقت وضع حبس حالا را با اين جنايتكاران ببينيد ، با وضع حبس آن وقت را با آن جنايتكارها ، با آن مردم صحيح . وضع آن وقت آنطور بود كه بايد از آنهايي كه حبس بودند بشنويد چه شده است . اينها را تا آن حدودي كه ما اطلاع داريم ، كه مُهمش تهران است ، اشخاصي كه در آنجا هستند و مكرراً ما هم سفارش كرده‏ايم ، ابداً تعدي به كسي نمي‏كنند . حبسها از حبسهايي نيست كه نارضايتي داشته باشند . حبس هستند ، اما اين بي‏انصافها مي‏نويسند كه در حبس بدتر مي‏گذرد از آن وقتي كه در آنجا در آن حبسها . [در] آن حبسها پاي يكي از علماي ما را اره كردند - آنطوري كه نقل كرده‏اند . اين حبسهاي حالا بدتر از آن حبسها ؟
    ( بيانات امام در جمع كاركنان بيمه مركزي ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۱۴۳ )
    ۵۸/۸/۴

    پاسخ به معترضان زندان اسلامي
    در يكي از نوشته‏هايشان نوشته‏اند كه حبسهاي سياسي در زمان محمدرضا بوده است ، لكن حالا همان طور است يا بيشتر ، حبسي سياسي . اينها فكر اين را نكردند كه آخر حبسي سياسي كه الآن شما اسمش را مي‏گذاريد ، حبسيهاي سياسي بوده است كه در زمان محمدرضا خان آن كارها را مي‏كرده است ؟ دزدها را شما ؛ حبسي سياسي حساب مي‏كنيد ؟ آنهايي كه بر ضد اين مملكت و بر ضد اين ملت قيام كرده بودند و آن همه خيانت كرده بودند ، آنها را جزء رجال سياسي شما حساب مي‏كنيد ؟ نصيري جزء رجال سياسي است ؟ هويدا جزء رجال سياسي است ، يا جزء دزدها هستند اينها ؟ شما چرا رجال سياسي را بدنام مي‏كنيد به اينكه اينها را اسمشان را رجال سياسي مي‏گذاريد ؟ ساواكيها جزء رجال سياسي هستند ؟ آني كه الآن در حبس فعلي دادگاههاي ما هست ، همين ساواكيها هستند و همين خيانتكارها و همين اشخاصي كه يا كشته‏اند يا امر به كشتن كرده‏اند و يا زجر كرده‏اند جوانهاي ما را ، آنطور كارها را با همه طبقات كردند . زمان رضا ، محمدرضا كي حبس بود ؟ چه طبقه‏اي حبس بودند ؟ علما ، دانشگاهيها ، رجال ملي ، اينها حبس بودند . حالا كي حبس است ؟ ساواكيها . خوب ، شما اگر ساواكي نيستيد ، چطور اينها را رجال سياسي مي‏دانيد ؟ شما چطور ساواكيها را جزء رجال سياسي حساب مي‏كنيد ؟ اگر شماها پيوندي با رژيم سابق نداريد ، اگر شما جزء اجزاي ساواك نيستيد ، اگر شما فعاليت براي ساواكيها نمي‏كنيد ، چطور ساواكيها كه الآن در حبس‏اند ، در مقاله‏تان مي‏نويسيد كه رجال سياسي ؟ حالا بيشتر از آنجا از زمان [سابق] حبس‏اند ؟ شما دزدها را جزء رجال سياسي مي‏آوريد ؟ معلوم شد سياست شما غير آن سياستي است كه در نظر ملت ماست و مردم اصيل ماست . اگر شما با آنها پيوند نداريد ، چطور مي‏گوييد كه آن وقت و حالا هر دو دسته رجال سياسي بودند كه اينها محبوس بودند . آن وقت وقتي كه ما حبس داشتيم ، حبسي داشتيم مثل مرحوم طالقاني ، مثل آقاي منتظري ، مثل آقاي لاهوتي
    ( آيت الله حسن لاهوتي ، اولين نماينده حضرت امام در سپاه پاسداران )
    از اهل علم ، كثيري از اينها در حبس بودند و زجر كشيدند . يكي از ملّاهاي محترم ما را پايش را در آنجا اره كرده بودند - از قراري كه براي ما گفتند - از رجال سياسي طبقه غيرملّاها هم خوب ، اشخاص محترمي بودند كه سالهاي طولاني در حبس بودند و سالهاي طولاني در زير شكنجه و زجر بودند ، براي اينكه مخالف بودند با اين رژيم . آن وقت اينها حبس بودند ، حالا ساواكيها حبس هستند . اين آقاياني كه اسم خودشان را [فدايي] خلق گذاشتند ، مي‏گويند فرقي نكرده . خيال مي‏كنند حبس - خيال نمي‏كنند ، مي‏خواهند اغفال كنند ، خيال نمي‏كنند - كه نخير ، حبس ميزان است ، چه دزد را حبس بكنند و چه يك شخص امين را ، فرقي ندارد . فرقي ندارد كه دزدها را حبس بكنند يا اشخاص امين را حبس بكنند . فرقي ندارد كه چپاولگرها و آدمكشها را حبس بكنند يا اشخاصي كه مي‏خواهند جلوگيري از چپاولگري بكنند حبس بكنند . اينها منطقشان اين است . بايد در مقابلشان جوانهاي ما گول نخورند از اين تبليغات فاسد .
    ( بيانات امام در جمع دانشجويان دانشكده اقتصاد ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۲ - ۱۵۱ )
    ۵۸/۸/۱۶

    توجه به سلامت روحاني و جسماني
    از مسئولين مي‏خواهم كه وضع زندانها را تحت نظر قرار دهند و سفارش اكيد كنند كه با زندانيان رفتار اسلامي - انساني كنند . و چه نيكوست كه گويندگان متعهد در زندانها حاضر شده و آنان را تحت تربيت اسلامي - اخلاقي قرار دهند . و لازم است كه در حفظ سلامت بيشتر و بهداشت بهتر آنان برنامه‏هايي داشته باشند كه زايد بر سختي زندان از سختيهاي ديگر رنج نبرند . و با صلاحديد روساي زندان اجازه ملاقات بيشتري دهند ، خصوصاً در اين ايام ، كه گناهكاران نيز افرادي هستند همچون خود ما .
    ( پيام امام به ملت ايران در آستانه سال نو ، صحيفه نور ج ۱۴ ، ص ۱۴۳ )
    ۵۹/۱۲/۲۹

    زندان اسلامي
    در هر صورت ، زندان اسلامي بايد روي همان موازين اسلامي باشد . هماني كه وقتي كه به شخص اول اسلام ، حضرت امير ، ضربت مي‏زند ، بعد كه مي‏بردندش ، سفارش مي‏كند كه اين را از همان غذايي كه خودتان مي‏خوريد بدهيد و همان طور چه ( مراقبت ) بكنيد .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ج ۱۴ ، ص ۱۷۲ )
    ۶۰/۱/۱۹

    رفتار محترمانه اسلامي
    من يك كلمه به برادران دادگاه و كساني كه رئيس زندان هستند و اشخاصي كه زندانبان هستند ، مي‏گويم و آن اينكه اينطور نباشد كه يك جنايتي وقتي واقع شد ، اينها آرامش خودشان را از دست بدهند و - خداي نخواسته - با زندانياني كه الآن هستند - ولو اين زندانيان از همين گروههاي فاسد باشند - با خشونت غير اسلامي عمل كنند . با آرامش و با احترام عمل كنند . لكن دادگاهها احكام را با دقت بررسي كنند و پرونده‏ها را بررسي كنند و آنها را بر محكمه‏ها بنشانند و از آنها استفسار كنند و با قاطعيت ، هرچه بايد بكنند ، عمل كنند ، لكن اينطور نباشد كه حالا از باب اينكه يك دسته‏اي از ما به وسيله همين گروهها از بين رفته ، حالا ما در حبس با اشخاصي كه محبوس هستند - خداي نخواسته - به خلاف موازين اسلام عمل كنيم و من مي‏دانم نمي‏كنند .
    ( بيانات امام در جمع اقشار مختلف مردم ، صحيفه نور ج ۱۵ ، ص ۵۰ )
    ۶۰/۴/۸

    توجه به زندانيان
    آنهايي هم كه زندان هستند تحت تربيت قرارگرفته اند و هميشه سفارش اينها را كرده ام .
    ( بيانات امام در ديدار با وزير ارشاد اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۶ ، ص ۲۴ )
    ۶۰/۱۱/۱۰

    مهد تربيت بودن زندان
    بايد مردم را در زندانها تربيت كرد . زندان خودش يك تربيتگاه بايد باشد . خوب ، كساني كه در زندان هستند برايشان صحبت بشود ارشاد بشود ، آقايان صحبت كنند برايشان ، ارشادشان كنند . ممكن است يك عده‏ايشان افرادي باشند كه واقعاً گول خورده‏اند ، و شايد اكثراً هم گول خورده باشند . آنهايي كه گول خورده‏اند كم كم درست مي‏شوند ؛ تا يك وقتي كه آرامش پيدا شد ، خوب ، آنها هم بروند سراغ زندگيشان . اما آنهايي كه غير اينها هستند ، فرض كنيد يك كسي دزدي كرده ، يك كسي – يك فرض كنيد كه – يك كار خلاف كرده ، ايني كه حد شرعي دارد ، خوب حد شرعي جاري كنيد . آني كه حد شرعي ندارد بايد رسيدگي كرد و اين تعزيري مي‏خواهد ، تعزيرش كنند و رهايش كنند . آن هم كه حد دارد حدش را مي‏زنند رها مي‏كنند ، نگه داشتنش در زندان جز اينكه يك خلاف باشد و خداوند راضي نباشد و اينكه يك كسي كه بايد يك چند تا شلاق بخورد برود ، خوب ، اينها را ناراحت كردن ، كه اينها بايد زودتر رسيدگي شود .
    ( بيانات امام در جمع حكام شرع دادگاهها ، صحيفه نور ج ۱۷ ، ص ۱۷۹ )
    ۶۱/۱۱/۱۸

    رفاه حال زندانيان
    از اموري كه هر چه بيشتر بايد به آن توجه شود رفاه حال زندانيان است . چه گروههايي كه بر ضد جمهوري اسلامي قيام مسلحانه نموده و مردم بيگناه كوچه و بازار را به خاك و خون كشيده‏اند ؛ و چه كساني كه با فروش و توزيع مواد مخدره فرزندان كشور را به فساد كشانده‏اند ؛ و چه ساير گناهكاران . اينان اكنون اسيران شما هستند ، و به دست خود به اسارت كشيده شده‏اند . با اسراي خود ، چه اينان و چه اسراي جنگي ، رئوف و مهربان باشيد و برادرانه رفتار كنيد .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص ۷ - ۲۳۶ )
    ۶۲/۱۱/۲۲

    حكم آقاي جعفري وراميني
    بسمه‏تعالي
    جناب مستطاب سيدالاعلام و ثقهالاسلام والمسلمين آقاي حاج سيد محمد جعفري وراميني - دامت افاضاته
    با توجه به وضع موجود زندان قصر ، لازم است جنابعالي مجدداً به تهران مراجعت نموده و از نزديك وضع زندانيان را بررسي كنيد و نسبت به امور رفاهي ايشان ، همانند گذشته ، سعي و كوشش نماييد ؛ و در تسريع رسيدگي به اتهامات ايشان با قضات و بازپرسان محترم همكاريهاي لازمه را بنماييد . از خداي تعالي موفقيت همگان را خواستارم .
    ( فرمان امام به ثقه الاسلام جعفري وراميني ، صحيفه نور ج ۸ ، ص ۲۱ )
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ۵۸/۴/۱۶

    حكم آقاي آذري قمي
    بسمه تعالي
    جناب حجت‏الاسلام آقاي حاج شيخ احمد آذري - دامت افاضاته
    چنانچه قبلاً نيز پيغام داده بودم ، لازم است زودتر به وضع زندانيان رسيدگي نموده و در اين مورد سرعت عمل بيشتري به خرج داده شود ؛ و آنها كه مجرم شناخته شده نگهداري شوند ، و كساني كه مجرم شناخته نشده‏اند با قيد كفالت آزاد گردند . و ضعف كادر قضايي و بازپرسي دادسراي شما ، مجوّز نگهداري متهمين در بلا تكليفي نمي‏باشد .
    ( فرمام امام به حجت الاسلام احمد آذري ، صحيفه نور ج ۲۲ ، ص ۲۴۱ )
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ۵۸/۴/۱۶

    حكم آقاي ملك حسيني
    بسمه‏تعالي
    خدمت جناب مستطاب حجت‏الاسلام آقاي حاج سيد كرامت‏اللَّه ملك حسيني - دامت افاضاته
    اميد است وجود محترم از بليات محفوظ و به انجام وظايف اسلامي موفق باشيد . ضمناً با توجه به وضع زندانيان و متهمين ، لازم است زودتر در مورد تشكيل دادگاه و رسيدگي به پرونده‏هاي آنان اقدام نماييد ، و كساني كه گناه صغيره دارند مورد عفو قرار داده و آزاد كنيد ؛ و ديگران را طبق مقررات شرع محاكمه نموده و حكم شرع را در مورد ايشان اجرا نماييد .
    ( فرمام امام به حجت الاسلام ملك حسيني ، صحيفه نور ج ۸ ، ص۱۵۴ )
    ۵۸/۴/۱۷

    حكم ستاد اصلاح زندانها
    حضور مبارك حضرت آيت اللَّه العظمي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، امام خميني - مدظله العالي .
    طبق اطلاع واصل ، جناب آيت اللَّه منتظري به منظور اصلاح امور زندانهاو زندانيان ، ستادي را از حضرات آقايان ابطحي ، گيلاني ، كريمي ، طاهري و قاضي تشكيل داده است .
    شوراي‏عالي قضايي اين امر را تاييد و موافقت خود را به حضور مبارك تقديم مي‏دارد .
    موسوي اردبيلي ( آيت الله عبدالكريم موسوي اردبيلي ، رئيس ديوان عالي كشور )
    يوسف صانعي ( آيت الله يوسف صانعي ، دادستان كل كشور )
    مرتضي مقتدايي ( آيت الله مرتضي مقتدايي ، عضو شوراي عالي قضائي )
    موافقت ميشود . روح الله الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۲/۳/۲

    حكم رسيدگي به وضع زندانها
    بسم الله الرحمن الرحيم
    جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد محمد موسوي خوئيني - دامت افاضاته
    با سلام ، گزارش شما از وضع افراد بلاتكليف در زندانها تلخ و تكان‏دهنده است . جنابعالي و آقايان حجتي‏الاسلام موسوي اردبيلي و مقتدايي هر يك در حوزه مسئوليت خويش افرادي را براي خاتمه دادن بدين وضع ناهنجار انتخاب نموده و هر چه زودتر اين مشكل را حل نماييد .
    از قول من به تمامي دست‏اندركاران امور قضايي تهران و شهرستانها بگوييد خدا را خوش نمي‏آيد افرادي بلاتكليف در زندانها باشند و آقايان هيچ گونه حساسيتي در اين زمينه نداشته باشند . توفيق شما و همه افرادي كه در دستگاه قضايي زحمت مي‏كشند را از خداوند متعال خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه . و السلام عليكم و رحمه الله ، روح الله الموسوي الخميني
    ( پاسخ امام به گزارش حجت الاسلام موسوي خوئيني ، اسناد منتشر نشده )
    ۶۷/۱۲/۲۷
    ( آيت الله محمد موسوي خوئيني ، در آن زمان سمت دادستاني كل كشور را بر عهده داشت . )

    اصل نفي ظلم
    بسمه تعالي
    جناب حجت‏الاسلام آقاي مقتدايي - دامت افاضاته
    با سلام ، از گزارشي كه در مورد وضع زندانيان داديد تشكر مي‏نمايم . همه بايد سعي كنيم به صورتي حركت كنيم كه به احدي‏ظلم نشود . ان‏شاءاللَّه با تلاش خود اين مهم جامه عمل مي‏پوشد . از خداوند متعال توفيق و تاييد شما را خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه .
    ( پاسخ امام به گزارش حجت الاسلام مقتدائي ، اسناد منتشر نشده )
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ۶۸/۲/۷
    علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع ازمواضع حضرت امام رجوع شود به :
    صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۱ - ۱۷۲

  10. #10
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * عفو مجرمين

    بخشش گناهان صغيره
    گفته‏ام من مكرر . وگناه صغيره در مقابل گناه كبيره نه . مساله در اين وقت دروغ گفتن است كه شما آن‏روز مي‏گفتيد ؛ نه ، مساله اين نيست . در يك همچو وضعيتي كه يك اشخاصي داريم‏كه جنايتكارند آن كبيره است ، اينكه من مي‏گويم آن كبيره است ، مقابل آن‏جنايتكارها صغيره است . اين صغيره و آن صغيره ، اين صغيره و آن كبيره ، غير از اين‏است و لهذا ما كه مي‏گوييم صغيره را ما بخشيديم معنايش اين است كه مادون آن‏جنايتكار و خيانتكار است .
    ( بيانات امام در جمع فرماندهان ارتش ، صحيفه نور ج ۶ ، ص ۲۴۳ )
    ۵۸/۳/۱

    عفو به شرط ابراز ندامت
    به اعضاي حزب دمكرات ، و كردهاي غيور و پاكدل كه از طرف سران توطئه‏گر اين احزاب و خيانتگران به اسلام و ملت اغفال شده‏اند ، اعلام مي‏شود در صورتي كه خائنان را رها كرده و به ملت و به اسلام بپيوندند و خود را به پادگانها و مقامات انتظامي معرفي كرده سلاح خودشان را تحويل دهند ، مورد عفو واقع مي‏شوند ، و اگر سران خائن را دستگير و تحويل دهند ، پاداشي بزرگ به آنها مي‏دهم . و در صورتي كه در مخالفت با ملت و دولت پايداري كنند به سزاي اعمال ضد اسلامي خود مي‏رسند و با شدت با آنان عمل مي‏شود .
    ( پيام امام به ملت در رابطه با مساله كردستان ، صحيفه نور ج ۸ ، ص ۲۶۱ )
    ۵۸/۵/۳۱

    ديدگاه اسلام در باره عفو
    سوال : [مذهب اسلام هميشه به خداوند رحيم اشاره مي‏نمايد . آيا تصور مي‏فرماييد كه عدالت خلق هم نسبت به سرنوشت جاسوسان آمريكايي ( اشاره به جاسوسهاي آمريكايي كه در حادثه اشغال لانه جاسوسي آمريكا دستگير شده اند )
    قبل يا بعد از محاكمه آنان با گذشت رفتار خواهد كرد ؟
    جواب : مذهب اسلام عفو دارد . در موقعش گذشتهاي زيادي دارد . در موقعش براي مجرمهايي كه جرمشان ثابت بشود حدود دارد . از آن طرف عفو دارد . از آن طرف براي مجرم در قوانين اسلام حد قرار داده شده است و جزا قرار داده شده است . بنابراين اينها اگر چنانچه مجرم باشند و جرمشان ثابت باشد ، به حسب اسلام جزا برايشان هست . لكن بر ولي امر است كه در بعضي وقتها كه صلاح مي‏داند عفو بكند . ما هم چنانچه امريكا مجرم ما را تحويل ما بدهد و اموالي كه در آنجاها هست و جلوگيري كرده‏اند ، يا در بانكهاي آنها هست ، به ما تحويل بدهند ، ما بر فرض اينكه اينها مجرم باشند ، همچنين اختياري از طرف شارع داريم به اينكه عفو بكنيم و ممكن است عفوشان بكنيم .
    ( مصاحبه امام با خبرنگاران مطبوعات اروپا ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۲۴۹ )
    ۵۸/۹/۸

    شان صدور و دامنه فرمان عفو
    نقشه تضعيف روحانيت متعهد و تضعيف قواي انتظامي است به اسم ساواكي و وابسته به رژيم طاغوتي .
    لهذا من براي احساس خطر و جلوگيري از اين نقشه شوم و حفاظت كشور عزيز و اسلام بزرگ ، كليه قشرهايي كه دستشان به خون بيگناهي آغشته نشده و امر به قتل نفوس نكرده و شكنجه‏گر نبوده و امر به شكنجه منتهي به قتل نكرده و از بيت‏المال و اموال مردم سوءاستفاده ننموده ، در آستانه سال جديد عفو عمومي نمودم ؛ چه نظامي و چه ساير قواي انتظامي و چه ساواكي و چه روحاني‏نماي وابسته و پيوسته به رژيم سابق . از اين تاريخ به بعد احدي حق تعرض به كسي را ندارد ، نه مقامات مسئول و نه گروه غيرمسئول . و جناب آقاي رئيس‏جمهور ( سيد ابوالحسين بني صدر ، اولين رئيس رجمهور اسلامي ايران كه در ۲۵/۳/۶۰ از رياست جمهوري عزل شد . )
    موظف هستند كه از اين هرج و مرج موجود اكيدا با قوه قهريه جلوگيري نمايند و متخلفين را از هر قشري كه هستند به دست قانون بسپارند . و جناب آقاي قدوسي ( شهيد آيت الله علي قدوسي ، دادستان كل انقلاب كه در روز ۱۴/۶/۶۰ توسط عوامل گروهك منافقين به شهادت رسيد )
    دادستان كل انقلاب موظف هستند كه اشخاص متخلف را از هر طبقه هستند به دادگاه احضار و به وسيله آقاي رئيس‏جمهور آنان را الزام به حضور ، و عدالت را درباره آنان اجرا كنند .
    و اما اشخاصي كه متهم هستند به يكي از امور فوق كه مورد عفونمي‏توانند باشند ، احدي حق تعرض به آنان را ندارد جز محاكم‏صالح ، و مامورين از قِبَل آن محاكم براي تحويل به محاكم و تمام‏محاكم ايران موظفند كه پس از اتمام پرونده متهم ، پرونده يارونوشت آن را به تهران نزد آقاي قدوسي ، دادستان كل انقلاب بفرستند براي رسيدگي نهايي . و آقاي قدوسي موظفند هيات يا هياتهايي مركب از قضات شرع تشكيل دهند ، و رسيدگي به اين قسم‏پرونده‏ها بكنند و حكم عدل اسلامي را جاري نمايند . و جناب آقاي‏رئيس جمهور پس از رسيدگي به جرايم محكومين كه در زندان هستند ، به گروههايي كه لايق تخفيف هستند يك درجه تخفيف دهند ، و آناني را كه مي‏شود آزاد كرد ، آزاد كنند . و بايد تذكر دهم كه اين عفو وتخفيف ، مشروط است به آنكه اين اشخاص پس از عفو و آزادي ، مرتكب‏اعمال سابق خود يا مشابه آن نشوند ، و الّا علاوه بر مجازات جرم‏فعلي ، مجازات جرم سابق نيز اعاده مي‏شود . و من از عموم برادران‏ايماني مي‏خواهم كه براي رضاي خداوند تعالي از انتقامجويي و بهانه‏گيري اجتناب كنند ، و به پيروي از رسول‏اكرم - صلي‏اللَّه عليه و آله - عفو و اغماض را شيوه خود قرار دهند . و من از جوانان عزيز مي‏خواهم كه از خود عطوفت نشان دهند و از شيوه احسان كه مرضي خداوند است و قرآن كريم بر آن تاكيد فرموده ، پيروي كنند .
    ( متن فرمان امام در مورد عفو عمومي ، صحيفه نور ج ۱۲ ، ص ۴ - ۱۳ )
    ۵۸/۱۲/۲۸

    خطاي عفو غيرمستحقين
    اگر ما آن خطا را نكرده بوديم كه هي آمدند به من گفتند ، هي گفتند ، هي گفتند اين مصلحت‏انديشان كه اينهايي كه ، سازمانيهايي كه آدم نكشته‏اند و چه نكرده‏اند ، عفو بشوند اين عفو بر خطا واقع شد ، و اينها ريختند مشغول توطئه شدند . يك جمعيتي كه در دست ما بودند رهايشان كرديم . يك دسته‏اي را كه بايد بگيريم ديگر نگرفتيم .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج۱۲ ، ص ۲۵۴ )
    ۵۹/۴/۲۹

    گذشت و اغماض در رسيدگي
    از جناب حجت‏الاسلام آقاي موسوي ، رئيس محترم ديوان‏عالي كشور ، مي‏خواهم تا به عموم دادستانها و قضات محترم ابلاغ كنند كه علاوه بر اسامي تهيه شده براي آزادي ، در اسرع وقت ممكن و حداكثر تا دو ماه به‏پرونده‏ها رسيدگي نموده ، و ليست اسامي زندانياني كه به حسب شرع‏مقدس عفوشان مانعي ندارد تهيه و نزد اينجانب بفرستند . لازم‏است مسئولين امور در تهيه اين ليست سختگيري ننمايند و هرچه بيشتر كوشش نمايند تا زندانيان به مردم عزيز ما ملحق شده و همگام باآنان راه انقلاب اسلامي را بپيمايند . مقتضي است تاكيد كنم تا در اين امر مسامحه نشود . و همانطور كه قبلاً تذكر دادم دادستانيها و محاكم قضايي موظفند در اسرع وقت ممكن به پرونده‏هايي كه به عللي رسيدگي به آن به تعويق افتاده است رسيدگي نموده و آنان را در اولويت قرار دهند .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۶ ، ص ۵۰ - ۴۹ )
    ۶۰/۱۱/۲۲

    برنامه‏ريزي مقدمات عفو
    من امروز مي‏خواهم تاكيد كنم در اين امر كه راجع به اين محبوسين - البته به استثناي آنهايي كه ما به حسب امر خدا نمي‏توانيم عفو كنيم - باز تاكيد كنم كه زودتر اين قضيه تمام بشود و آقاي موسوي
    ( آيت الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي ، رئيس وقت ديوان عالي كشور )
    به همه جا ، همه شهرستانها سفارش كنند كه زودتر اين كار را انجام بدهند و رسيدگي زودتر بشود تا ان‏شاءاللَّه ، براي عيد جديد يك عده چشمگيري از اينها و اگر مي‏شود ، همه آنهايي كه مي‏شود ، آنها را عفو كرد . حالا گناه دارند ، يك گناهي است كه قابل عفو است ، انحراف دارند انحرافي است كه قابل عفو است ، تهيه كنند و براي عيد جديد كه مي‏آيد بفرستند تا ان‏شاءاللَّه ، اينها عفو بشوند .
    ( بيانات امام در جمع مسئولين كشور ، صحيفه نور ج ۱۶ ، ص ۵۲ )
    ۶۰/۱۲/۳

    عفو گروهكهاي ضدانقلاب
    من در آن نوشته‏اي ( مراد ، فرمان هشت ماده اي خطاب به مسئولان بلند پايه قضائي و مملكتي است )
    هم كه نوشتم راجع به ، ضد انقلاب را استثنا كردم . و من مع ذلك گاهي مي‏بينم سوال مي‏كنند كه راجع به اينها چي . خوب ، من از اول گفتم كه آنها حسابشان از اين مسائل جداست . آنها نه عفوي حالا در كار است برايشان مگر اينكه خيلي تشخيص بدهند كه نه ، ديگر حالا منقلب شده واقعاً ؛ والّا ما نمي‏توانيم حالا با ضد انقلاب يك جوري رفتار كنيم كه فردا باز يك اجتماعي بكنند و يك غائله‏اي براي ايران ايجاد كنند ، براي اسلام ايجاد كنند . اسلام به ما اجازه نمي‏دهد اين را .
    ( بيانات امام در جمع مسئولان و حكام شرع دادگاهها ، صحيفه نور ج ۱۷ ، ص ۱۷۸ )
    ۶۱/۱۱/۱۸

    رويه بر عفو و رحمت
    متصديان امور و شوراي‏عالي قضايي و ستاد پيگيري كوشش نمايند كه با سرعت به زندانها و حال زندانيان رسيدگي نموده و از كساني كه از عفوشان ضرري به جمهوري اسلامي نمي‏خورد و مستحق عفو هستند صورتي تهيه و عفو آنان را تسريع نمايند . و كساني كه اسلام براي آنان جزا مقرر فرموده ، تكليفشان را تعيين كنند و پس از اجراي حكم خدا ، اگر فساد ايجاد نمي‏كنند ، آزادشان نمايند ، و بالاخره رويه را بر عفو و رحمت قرار دهند . لكن با مفسدان و گروهكهاي فاسد و مفسد با شدت عمل ، رفتار كنند ، مگر آنكه توبه كنند و ثابت شود كه توبه آنها جدي است كه با ضمانت مي‏شود آزاد كرد .
    ( بيانات امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۷ ، ص ۵ - ۲۰۴ )
    ۶۱/۱۱/۲۲

    فوريت رسيدگي و عفو
    شوراي‏عالي قضايي و ستاد پيگيري در بررسي وضع زندانيان تسريع نمايند . و هر كس استحقاق عفو دارد به فوريت معرفي نمايند تا عفو شوند و به زندگي آزاد خود ادامه دهند ، و ان‏شاءاللَّه عضو فايده بخش و فعال براي ميهن خود گردند .
    ( بيانات امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص ۲۳۷ )
    ۶۲/۱۱/۲۲

  11. #11
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * احكام عفو

    عفو به مناسبت نيمه شعبان
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب آقاي دادستان دادگاههاي انقلاب اسلامي كشور
    نظر به اينكه در نيمه شعبان معظم ۹۹ - روز ميلاد مسعود حضرت‏ولي عصر - كليه متهمين كه در رژيم سابق مرتكب تقصيراتي‏شده‏اند ، به استثناي اشخاصي كه ذيلاً ذكر خواهد شد ، موردعفو قرار گرفته ، لازم است دستور دهيد تمام دادگاههاي انقلاب‏اسلامي سرتاسر كشور در اسرع وقت به پرونده متهمين رسيدگي نموده ، و بخشوده شدگان را فوراً آزاد نمايند . استثنا شدگان عبارتند از :
    ۱ - كساني كه شخصاً مبادرت به قتل شخص يا اشخاصي نموده‏اند .
    ۲ - آنهايي كه دستور قتل شخص يا اشخاصي را صادر كرده‏اند .
    ۳ - افرادي كه زندانيان را شكنجه داده و يا دستور آن را داده‏اند .
    ۴ - اشخاصي كه به نحوي از انحا از بيت المال سوء استفاده نموده‏اند .
    ضمناً توجه داشته باشيد كه بخشودگي مذكور شامل كساني كه قبل از عفوِ پانزده شعبان نود و نُه ، حكم دادگاه درباره آنها صادر شده است‏نمي‏شود . و نيز بعد از حكم عفو اگر كسي مرتكب جرمي شد ، بايد تعقيب و مجازات شود . و اكيداً اعلام كنيد كه هيچ كس حق ندارد مستقيماً متعرض قواي انتظامي ، ارتش ، ژاندارمري و شهرباني بشود ؛ و متهمان در اين دستگاهها بايد به وسيله روساي خودِ آنان تسليم دادگاه‏شوند ، و متخلفين از اين امر ، مورد تعقيب و مجازات قرار گيرند . روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمان امام به دادستان دادگاه هاي انقلاب ، صحيفه نور ج ۸ ، ص ۱۳۹ )
    ۵۸/۴/۲۵

    عفو به مناسبت عيد غدير
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب آقاي دادستان كل انقلاب اسلامي ايران
    به مناسبت حلول عيد سعيد غدير - مبدا نصب امامت امت - تمام كساني كه در دادگاههاي انقلابي جرمهاي آنان طوري بوده كه كمتر از دوسال محكوم به حبس شده‏اند مورد عفو قرار گيرند . دستور دهيد به پرونده‏هاي آنان به اسرع وقت رسيدگي و آنان را آزاد كنند . لازم است به شكرانه اين نعمت از خطاهاي خود در پيشگاه خداوند متعال توبه كنند . روح‏اللَّه الموسوي الخميني ۶۱/۱۱/۲۲
    ( فرمان امام به دادستان كل انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۰ ، ص ۱۷۲ )
    ۵۸/۸/۱۸

    دقت در عفو زندانيان
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    هيچ‏گاه در ذهن من خطور نكرده و نمي‏كند كه شما ( اعضاي هيات سرپرستي و عفو زندانها )
    خداي ناكرده ذره‏اي خلاف واقع عمل كرده باشيد . من به شما علاقه دارم و همگي شمارا مي‏شناسم و همه شما مورد تاييد من هستيد . ولي مطلبي را كه‏من بايد تذكر دهم اين است كه همه ما بايد احتياط را به طور كلي مراعات كنيم . هم شما و هم من هيچ كدام نمي‏خواهيم كه حتي يك نفر بيگناه در زندان بماند ، ولي اين اسباب آن نشود كه كساني كه گنهكارند به سزاي اعمالشان نرسند . ديديد كه منافقين در دانشگاه چه كردند . همه مي‏گويند آنهايي كه آدم كشته‏اند بايد مجازات شوند . البته من هروقت هر حرفي را ميزنم هر كس بر طبق سليقه خود از آن برداشت‏مي‏كند . هر كس هر چه مي‏خواهد بگويد ، شما به كارتان ادامه دهيد . من از دوران اواخر طلبگي‏ام شما را مي‏شناسم و بشما اطمينان دارم .
    كار شما خدمتي است بزرگ . سعي كنيد هيچ كس بيخود در زندان نماند . خداوند شمارا تاييد نمايد و موفق كند .
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۳/۱۲/۲۶

    تاييد هيات عفو زندانيان
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    حضرات حجج اسلام ، هيات محترم عفو - دامت افاضاتهم
    بنا به گزارش واصله ، بعضي از مسئولين در مورد انحلال هيات عفو ، كه مورد احترام و اطمينان اينجانب مي‏باشند ، مطالبي نوشته‏اند كه واقعيت ندارد ، و چنين انحلالي صورت نگرفته است . وحضرات آقايان بايد توجه داشته باشند اينگونه مسائلي كه موجب رنجش خاطر همگي ماست نبايد سبب دلسردي در كارها باشد ؛ زيرا شما براي خدا كار مي‏كنيد ، و او از شما راضي و خشنود است .
    من به قوه قضاييه توصيه مي‏كنم كه با روي گشاده شما را در سراسر كشور ياري دهند . و شما نيز همچون گذشته با احتياط و دقت به كارتان ادامه دهيد . و بدانيد كه شما مورد تاييد اينجانب هستيد . خداوند به همه ما اين توفيق را عنايت فرمايد كه هر چه بهتر بتوانيم به اسلام و مسلمين خدمت كنيم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه . روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( نامه امام به هيات عفو زندانيان ، اسناد منتشر نشده )
    ۶۵/۱۰/۲

    عفو زندانيان گروهكي
    بسمه تعالي
    جناب حجت الاسلام ، آقاي ري شهري ، وزير محترم اطلاعات - دامت افاضاته
    با پيشنهاد شما مبني بر عفو عمومي زندانيان گروهكي موافقت‏مي‏شود . و اميدوارم خانواده‏هاي محترم زندانيان گروهكي فرزندان خود را نصحيت كنند تا دست به كارهايي نزنند كه موجب‏ناراحتي مجدد خود و خانواده‏هايشان گردد . ان‏شاءاللَّه مسئولين نظام اسلامي با مهرباني و برادري با آنها برخورد نموده ، و با ايجادتسهيلات شغلي موجب دلگرمي آنان گردند . از خداوند متعال مي‏خواهم راه هدايت و درستي را نصيب همه بفرمايد . والسلام عليكم . روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( موافقت با عفو زندانيان گروهيكي ، صحيفه نور ج ۲۱ ، ص ۸۱ )
    ۶۷/۱۱/۱۹

    عفو روحاني‏نمايان تائب
    بسمه تعالي
    جناب حجت الاسلام آقاي رازيني - دامت افاضاته
    با عفو كليه محكومين به حبس توسط دادگاه ويژه روحانيت ، در صورتي كه به نظر دادگاه تنبّه نسبي پيدا كرده و آزادي آنها ضرري براي جامعه اسلامي نداشته باشد . موافقت مي‏شود .
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ( اين فرمان در پي درخواست مورخ ۶۷/۱۱/۲۹ حجت‏الاسلام علي رازيني ، حاكم شرع دادگاه ويژه روحانيت داير به عفو و آزادي محكومان دادگاه ويژه روحانيت به مناسبت آغاز دومين دهه پيروزي انقلاب اسلامي ايران صادر شد . )
    ۶۷/۱۱/۲۹

    واگذاري عفو به ديوان‏عالي كشور
    بسمه تعالي
    با تشكر از زحمات ارزشمند حضرات حجج اسلام آقايان : محمدمحمدي گيلاني ، محمد موسوي بجنوردي ، سيد محمد ابطحي و مهدي قاضي به اطلاع مي‏رسانم كه هيات عفو كما في السابق داراي همان اختيارات مي‏باشد . تنها فرق اين است كه از اين پس [درخواستها] از طريق رياست محترم ديوان‏عالي كشور به اينجانب مي‏رسد .
    خداوند ان‏شاءاللَّه توفيق بيشتر عنايت فرمايد تا خدمات بيشتري بنماييد . والسلام عليكم و رحمه اللَّه .
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۸/۲/۱۵

  12. #12
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    فصل سوم - اصول حاكم بر قوانين و تشكيلات قضائي
    * اصل استقلال

    عدم توجه به توصيه ناحق
    كسي كه مجرم است بايد به جزاي خودش برسد و توصيه از احدي قبول نبايد بشود . من اين را كراراً گفته‏ام ، اگر از من توصيه براي كسي آمد ، از دفتر من براي كسي توصيه آمد ، از كساني كه به من مربوطند توصيه آمد ، بزنيد به ديوار ! قاضي نبايد تحت تاثير كسي باشد . قاضي آزاد است و بايد در محيط آزاد عمل بكند . توصيه‏ها را هيچ به آن اعتنا نكنيد . اگر يكوقت توصيه بحقي است كه خوب ، آن وقت شما البته بايد توصيه بحق را رسيدگي بكنيد . بر فرض كه توصيه هم نشود ، بايد رسيدگي بكنيد . اگر خداي نخواسته يك توصيه‏اي است كه ناحق است ، هيچ نبايد به آن اعتنا كرد . در هر صورت قاضي مستقل است و خودش بايد نظر بدهد ؛ لكن خدا را شاهد ببيند . اين قلمي كه دست مي‏گيرد قلمي است كه ممكن است كه آبروي يك مُسْلِمي را از بين ببرد ؛ و ممكن است احقاق حقي بكند . و همين‏طور در همه اموربايد خداي تبارك و تعالي را ناظر و حاضر ببينيد .
    ( بيانات امام در جمع حكام دادگاههاي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۹ ، ص ۲۸۶ )
    ۵۸/۷/۲۰

    استقلال و نظم اداري
    راجع به نظم و اينكه روي يك موازين باشد . شوراي قضا اگر يك چيزي را گفت ، شما نگوييد كه من خودم مستقلّم و مي‏خواهم چه بكنم . اين غير نظم است ، اين نظم نيست . هر كس در خودش اينطور مي‏بيند كه اگر بيايد گوش نمي‏دهد به اينكه يك نظمي باشد ، برايش جايز نيست تصدّي اين امر ؛ برود كنار ، الزامي نيست هر كس كه به خودش اين را مي‏بيند كه وقتي آمد روي موازين عمل بكند و روي نظام عمل بكند و شوراي قضايي اگر يك چيزي را گفتند بپذيرد ، ان‏شاءاللَّه ماجور باشد پيش خداي تبارك و تعالي . اين را شما يكي از عبادات حساب بكنيد كه قوّه قضاييه هستيد و قضا مي‏كنيد و احقاق حق مي‏خواهيد بكنيد ، اين يكي از عبادات الهي است .
    ( بيانات امام در جمع قضات دادگاههاي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ج ۱۳ ، ص ۱۷ )
    ۵۹/۵/۲۵

    رسيدگي مستقل و قاطع
    آقايان قضات واجد شرايط اسلامي ، چه در دادگستري و چه در دادگاههاي انقلاب بايد با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامي احكام اسلام را صادر كنند ، و در سراسر كشور بدون مسامحه و تعويق به كار پر اهميت خود ادامه دهند .
    ( فرمان هشت مادهاي امام خطاب به قوه قضائيه ، صحيفه نور ج ۱۷ ، ص۱۰۵ )
    ۶۱/۹/۲۴

    توجه به اصل استقلال
    من اميدوارم كه آقايان علمايي كه الان مشغول هستند و بعدها هم ان شاء الله مي آيند و مشغول ميشوند ، توجه بكنند كه مستقل هستند و كسي حق اينكه هيچ نقشه اي ، هيچ دخالتي در كار آنها بكند ندارد .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص ۱۷۰ )
    ۶۲/۸/۲۹

    استقلال ، اصلي الهي
    از نكاتي كه تذكر بدهم اين است كه قوّه قضاييه همان طوري كه آقا ( آيت الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي ، رئيس اسبق ديوان عالي كشور )
    فرمودند يك قوّه مستقل بايد باشد . يعني در همه جاي دنيا اين اسم هست كه قوّه قضاييه مستقل است . حالا مادر كشور خودمان كه استقلال داده است اسلام به قوّه قضاييه و قاضي و قوّه قضاييه مستقل است و هيچ كس نبايد در آن دخالت بكند . قضات نبايد گوش به هيچ كس بدهند جز آنكه براي خدا كار خودشان را انجام بدهند ، حق را ملاحظه بكنند . اگر فرض كنيد كه يك جايي را ديدند حق است ، اگر تمام كشورايران به آنها چيز بكنند كه به آن طرف حكم بدهيد ، نكنند . خدا اينطور مقرر فرموده است ، بايد شما به حق برسيد . كار به اينكه اين رفيق فلان است ، اين دوست فلان است ، اين پسر فلان است ، اين خود فلان است ، خير ، كاري به اين كارها نداشته باشيد . بايد شما به همان طوري كه شرع مقدس امر فرموده است قضاوت كنيدو مستقل در قضاوت باشيد و محتاط در قضاوت . احتياط در قضاوت كنيد ، توجه بكنيد كه نبادا يك مظلومي‏حقش ضايع بشود يا يك نفري زايد بر آن مقداري كه بايد جريمه بشود يا - براي - تعزيز بشود ، يا - به - چه بشود ، زايد بر او نباشد . گرفتاري دارد اين مسائل ، بايد اين را خيلي توجه بكنيد . و من اميدوارم كه آقايان علمائي كه الآن مشغول هستند و بعدها هم ان‏شاءاللَّه مي‏آيند و مشغول مي‏شوند ، توجه بكنند كه مستقل هستند و كسي حق اينكه هيچ نقشه‏اي ، هيچ دخالتي در كار آنها بكند ندارد . و البته روي موازين شرعي اگر اشتباه ثابت شد ، آن وقت روي همان موازين شرعي عمل مي‏شود .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص ۱۶۹ - ۱۷۰ )
    ۶۲/۸/۲۹

    مداخله غيرقانوني
    قوه قضاييه ، كه ملجا و پناهگاه مردم ستمديده است ، قوه‏اي است مستقل و هيچ مقامي حق دخالت در آن را ندارد . و اگر كساني پيدا شوند كه ندانسته در امور قضايي دخالت مي‏كنند ، بايد بدانند كه برخلاف دستورات شرعيه و نظام جمهوري اسلامي عمل كرده‏اند . و اگر دانسته تخلف مي‏كنند ، مستحق عقاب و تعقيب‏ هستند .
    ( پيام امام به مناسبت پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب ، صحيفه نور ج ۱۸ ، ص ۲۳۴ )
    ۶۲/۱۱/۲۲

    مفهوم استقلال
    مطلبي كه من بايد به عموم مردم و بخصوص آنهايي كه در كارهاي كشور و مملكت دست دارند تذكر دهم ، اين است كه قوه قضاييه قوه‏اي است مستقل ، و معناي استقلالش اين است كه در صورتي كه حكمي از قضات صادر شد ، هيچ كس حتي مجتهد ، ديگر حق ندارد آن را نقض و يا در آن دخالت نمايد . و احدي حق دخالت در امر قضا را ندارد و دخالت كردن ، خلاف شرع و جلوگيري از حكم قضات هم برخلاف شرع است . . .
    من باز عرض مي‏كنم كه استقلال قضايي معنايش اين است كه اگر قاضي حكمي كرد ، احياناً رسيدگي به آن حكمْ مرجع دارد و غير از آن ، هيچ كس حق دخالت ندارد . من اميدوارم كه آقايان در قوّه قضاييه موفق باشند كه به طور شايسته و با قدرت عمل كنند ، و اميدوارم ملت و مجلس و دولت هم پشتيبان آنان باشد كه خداي نخواسته صدمه‏اي به آن وارد نشود .
    ( بيانات امام در ديدار با اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ج ۱۹ ، ص ۸۷ )
    ۶۳/۱۰/۲

  13. #13
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * اصل قانوني بودن

    جامعيت قانوني دين
    تنها درباره قضاوت چند هزار ماده در دين هست كه با بهترين طرز و آسانترين ترتيب كار قضاوت را انجام مي‏دهد .
    ( كشف الاسرار ، ص ۱۸۴ )

    مزيت قوانين شرع
    اگر كسي كوچكتر اطلاعي از قانون دادرسي اسلام و شرايطي كه براي قاضي و شاهد تعيين كرده داشته باشد مي‏داند اساس اين قانون چيست ؛ و همين طور اگر كسي به وضع جريان محاكمه و آساني فصل خصومت و در عين حال نزديك بودن آن به كشف واقع و حقيقت درست برخورد كند ، خواهد فرق ميان قانون خدا و قانون بشر را فهميد ... در قانون اسلام براي قاضي شرايطي است كه اگر مراعات آن شرايط و ديگر شرايط قانون دادرسي شود كمتر حقي باطل مي‏شود ، در صورتي كه به اسرع اوقات كار محاكمه نيز تمام مي‏شود .
    ( كشف الاسرار ، ۲۹۷ )

    دقت در اجراي حدود شرعي
    اگر فقيه بخواهد شخص زاني را حد بزند ، با همان ترتيب خاص كه معين شده بايد بياورد در ميان مردم و صد تازيانه بزند . حق ندارد يك تازيانه اضافه بزند ، يا ناسزا بگويد ، يك سيلي بزند ، يا يك روز او را حبس كند . همچنين اگر به اخذ ماليات پرداخت ، بايد روي موازين اسلام ، يعني بروفق قانون اسلام عمل كند .
    ( ولايت فقيه ، ۶۱ )

    مفهوم عدالت
    به موجب آيه شريفه ( اِنَّ اللَّهَ يَاْمُرُكُمْ اَنْ تُوَدُّوا الْاَماناتِ اِلي اَهْلِهَا و اِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ اَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ اِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ اِنَّ اللَّهَ كانَ سَميعاً بَصيراً ؛ ( نساء / ۵۸ ) . )
    بايد هر امري از امور حكومت بر موازين عدالت ، يعني بر مبناي قانون اسلام و حكم شرع باشد . قاضي حكم به باطل نكند ؛ يعني بر مبناي قانون نارواي غيراسلامي حكم صادر نكند ؛ و نه‏آيين دادرسي او ، و نه قانوني كه حكم خود را به آن مستند مي‏كند ، هيچ‏يك غير اسلامي ( باطل ) نباشد ؛ برنامه‏ريزان كه در مجلس برنامه مثلاً مالي كشور را طرح مي‏كنند ، بر كشاورزان املاك عمومي خراج به مقدار عادلانه تعيين كنند ؛ و طوري نباشد كه آنان را بيچاره‏كنند ، و سنگيني ماليات باعث از بين رفتن آنان و خرابي املاك وكشاورزي شود ؛ اگر مجريان خواستند احكام قضايي را اجرا كنند و مثلاً حدود را جاري نمايند ، از مرز قانون بايد تجاوز نكنند ؛ يك شلاق بيشترنزنند و اهانت ننمايند . حضرت اميرالمومنين ( ع ) بعد از اينكه‏دست دو نفر دزد را قطع مي‏كند ، چنان نسبت به آنان عاطفه و محبت نشان مي‏دهد و معالجه و پذيرايي مي‏كند كه از مداحان حضرت مي‏شوند .
    ( فروع كافي ؛ ج ۷ ، ص ۲۶۴ ، كتاب الحدود ، باب النوادر ، ح ۲۲ ؛ وسائل الشيعه ؛ ج ۱۸ ، ص ۵۲۸ ، كتاب الحدود ، باب ۳۰ از ابواب حدّالسرقه ، ح ۱ ؛ بحارالانوار ؛ ج ۴۰ ، ص ۲۸۱ ، تاريخ اميرالمومنين ( ع ) ، باب ۹۷ ، ح۴۴ . )
    يا وقتي مي‏شنود ارتش غارتگر معاويه خلخال از پاي يك زن اهل ذمّه درآورده‏اند ، به‏قدري ناراحت مي‏شود و عواطفش چنان جريحه‏دار مي‏گردد كه در نطقي مي‏فرمايد : اگر از تاثر اين واقعه انسان بميرد ، قابل سرزنش نخواهد بود !
    ( و لقد بلغني انّ الرّجل منهم كان يدخل علي المراه المسلمه و الاُخري المعاهده ، فينتزع حجلها و قُلبها و قلائدها و رُعثها ما تمتنع منه الاّ بالاسترجاع و الاسترحام ؛ ثمّ انصرفوا وافرين ما نال رجلاً منهم كلمٌ و لا اريق لهم دمٌ . فلو انّ امرا مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ، ما كان به ملوماً بل كان به عندي جديراً ؛ به من خبر رسيده است يكي از مهاجمان بر زني مسلمان و ديگري بر زني كه در پناه اسلام است وارد شده ، و گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال از گردن و دست و پاي زنان بيرون كرده‏اند ؛ و آن ستمديدگان به زاري تقاضاي ترحم كرده‏اند ؛ آنگاه غارتگران با دست پر ، كامياب بازگشته‏اند ، نه زخمي بر جاي نهاده و نه خوني از آنها ريخته شده ؛ اگر مسلماني از اندوه چنين حادثه‏اي بميرد ، نه همان جاي ملامت است ، كه نزد من شايسته كاري است كه كرده است ؛ نهج‏البلاغه ؛ خطبه ۲۷ . )
    با اينهمه عاطفه ، روزي هم شمشير مي‏كشد و افراد مفسد را با كمال قدرت از پا در مي‏آورد . معناي عدالت اين است .
    ( ولايت فقيه ، صص ۴ - ۷۳ )

    لزوم تحقق شرايط جرم
    اجراي حدود در اسلام ، موكول به تحقق شرايط و مقدمات بسيار است و بايد جهات بسياري را از روي كمال عدالت و توجه به اينكه اسلام در كليت خود اجرا گردد ، در نظر گرفت . اگر اين امور در نظر گرفته شوند ، ملاحظه خواهد شد كه مقررات اسلامي كمتر از هر مقررات ديگري خشونت‏آميز است .
    ( مصاحبه امام با خبرنگار روزنامه انگليسي گاردين ، صحيفه نور ج ۲ ، ص ۲۵۹ )
    ۵۷/۸/۱۰

    محاكمه مطابق قوانين
    سوال : اگر شاه خلع يد شود ، با او چه خواهيد كرد ؟
    جواب : اگر شاه فرار كند كه از قدرت ما خارج است و در صورتيكه به دست ملت گرفتار شود ، او را طبق قوانين و ضوابط اسلامي محاكمه و مجازات مينماييم .
    ( مصاحبه امام با خبرنگزاري امريكايي يونايتدپرس ، صحيفه نور ج ۳ ، ص ۷۶ )
    ۵۷/۸/۱۵

    ممنوعيت تخطي مسئولين
    رئيس جمهور اسلام اگر يك سيلي بيجا به يك نفر بزند ، ساقط است ؛ تمام شد رياست جمهوري‏اش ديگر ؛ بايد برود سراغ كارش . آن سيلي را هم بايد عوضش را بيايد بزند توي صورتش ! ما يك همچو چيزي مي‏خواهيم .
    ( بيانات امام در مورد خواسته هاي ملت ، صحيفه نور ج ۳ ، ص ۱۴۱ )
    ۵۷/۸/۲۲

    تناسب كيفر با جرم
    در حكومت اسلامي اگر يك نفر - مثلاً - يك شخصي را كشت ، اين را مي‏گيرند و قصاص
    مي‏كنند لكن يك سيلي اگر كسي به او بزند ، آن يك سيلي بايد انتقام كشيده [شود] براي اينكه اين زايد بر آن مقدار است . يك روز حبس اگر كسي را حبس بكنند ، برخلاف نظام اسلام است . موارد خاصي دارد . گاهي حبس مي‏شود . اينطور نيست كه هر كس را بردند از اول ، مثل اين حكومتهايي كه الآن روي كار هستند ، هر كس را كه گرفتند ، اول يك مدتي كتكش بزنند و مدتهايي كتك بزنند و حبس بكنند و زجر بكنند ، و اينها بعدها هم كه تفتيش كردند فهميدند كه اشتباه كردند ، آن وقت بگويند ما اشتباه كرديم .
    ( بيانات امام در كيفيت خلافت از ديدگاه اسلام ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۱۹۸ )
    ۵۷/۸/۲۸
    ( قصاص در فقه اسلام عبارت است از آنكه به حكم قانون ، عين جنايت ، خواه قتل باشد يا قطع عضو و يا ضرب و جرح ، در مورد جاني اعمال شود و اين در صورتي است كه كسي كه مورد جنايت واقع شده اولياي او تقاضاي قصاص نمايند و از اخذ ديه امتناع ورزند . )

    صلاحيت محاكم
    بر حضرات علماي اعلام ايران است كه مردم را با اطلاعيه‏ها بيدار كنند و آنان را به وظايف شرعيه خود آگاه نمايند مجازات اشخاص جنايتكار و مجرم ، بعد از اثبات جنايت ، با محاكم صالحه است نه با اشخاص متعارف .
    ( پيام امام به ملت ايران ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص ۱۹۶ )
    ۵۷/۱۰/۱۹

    ميزان قوانين
    دادگستري ما نمي‏تواند دادگستري سابق باشد . دادگستري ما بايد روي موازين شرع باشد ، قضاوت روي موازين شرع بايد باشد .
    ( بيانات امام در جمع وكلاي دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص ۵۴ )
    ۵۷/۱۲/۷

    ممنوعيت شكنجه
    با همين اشخاصي كه اينطور شكنجه كردند ، اينطور آدم كشتند - ما سفارش كرديم كه در حبسها حتي به [آنها] يك كلمه درشت نگويند . من اعلام كردم اين را ، اعلاميه داده‏ام ، كه حبسي را در حكومت اسلامي - ولو هر چه مجرم باشد - حبسي را حق ندارند به اينكه گرسنگي بدهند ، حق ندارند به اينكه يك سيلي به او بزنند ، حق ندارند به اينكه او را شكنجه بكنند ، حق ندارند كه يك كلمه درشت به او بگويند . آنقدري كه حقش اين است كه محاكمه‏اش بكنند ، هر طور جرمي كه دارد به آن جرم [مجازات] بكنند ، جزا به او بدهند ؛ بيشتر از اين نه ، زايد بر اين نه . يك حبس اينطوري كه اين شكنجه‏گرها ، اگر يكي از ماها گرفتار آنها مي‏شد و نسبت به آنها يك تو گفته بوديم آنطور با ماها رفتار مي‏كردند ، اين شكنجه‏گرها الآن در حبس ما موجودند ، الآن در حبس ايران – اينها – موجودند ؛ آمدند ديدند از خارج و گفتند مطابق با تمدن است اينطور چيز ، اينطور حبس .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگانان ايراني ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۱۷۵ )
    ۵۸/۲/۲۵

    تساوي افراد
    در اسلام براي مجازات مجرمين فرقي بين گروهها نيست و همه در مقابل قانون برابر هستند .
    ( بيانات امام در مورد عدم تعرض به روحاني نماها ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۲۵۳ )
    ۵۸/۳/۳

    تعدي از مجازات مقرر
    اگر چنانچه كسي فرزند كسي را كشته باشد ، حقي كه اسلام به او داده اين است كه روي موازين آن قصاص بكنند . هيچ حق ديگري ندارد . يعني اگر فرزند يك نفر را ، فرزندهاي يك نفر را ، عشيره يك نفر را ، يك نفر قتل عام بكند و همه را بكشد ، در اسلام اين است كه اين را بايد قصاص كرد و كشت . بيش از اين حقي براي كسي قائل نيست . يك فحش حق ندارد به او بدهد ؛ يك سيلي حق ندارد بزند .
    ( بيانات امام در جمع گروهي از بانوان لنگرود ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۱ - ۱۸۰ )
    ۵۸/۴/۲

    مجازات قتل عمد
    همين ديروز به من اطلاع دادند كه يك پاسدار در قم يك كسي را همين‏طوري كشته است ! كشته مي‏شود ؛ قصاص مي‏شود . شما حق داريد او را قصاص كنيد . و به دست شما مي‏دهند و كشته خواهد شد . من امروز گفتم بايد كشته بشود .
    ( بيانات امام در جمع گروهي از بانوان لنگرود ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۱۸۳ )
    ۵۸/۴/۲

    محاكمه بدون اغماض
    چنانچه ديديم كه يك خيانتي در كار بوده است ، يا يك كارهاي خلافي ، برخلاف مصلحت مملكت ، برخلاف مصلحت اسلام بوده است ، البته دادگاه هست و جدّاً محاكمه مي‏شود و به جزاي خودش مي‏رسد . شما مطمئن باشيد راجع به اين معنا كه هيچ اغماضي براي كساني كه خلاف مي‏كنند ، هيچ اغماضي نمي‏شود .
    ( بيانات امام در جمع نمايندگان شركت ملي نفت ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۱۸ )
    ۵۸/۷/۶

    رعايت جهات شرعي حدود
    ما بايد روي موازين الهي ، روي موازين شرعي ، عمل كنيم .
    امروز از يكي از آقايان علماي شيراز يك كاغذي براي من آمد كه من حالا مطالعه كردم . ايشان راجع به اين حدودي كه در مناطق مختلف ايران جاري مي‏شود شكايت داشتند كه اين حدود موافق با موازين عمل نمي‏شود و تخلُّفات مي‏شود . از اين جهت ، خوب است كه بگذارند اين را در وقتي كه يك موازين شرعي پيدا بشود ، و آن وقت اجرا بشود . ممكن است كه الآن برخلاف موازين شرع اجرا بشود . از اين جهت ، خوب است كه يك توقفي بشود كه مبادا خداي نخواسته حدود برخلاف آن چيزي كه شارع مقدس فرموده است عمل بشود . البته حدود بايد تحت نظر مجتهد عادل انجام بگيرد ؛ و با آن موازيني كه شارع مقدس فرموده است كه شايد آن موازين اگر ملاحظه بشود ، كم اتفاق بيفتد كه ثابت بشود يك جنايتي از قبيل مثلاً فرض بفرماييد زنا ، كه چهار نفر عادل شهادت بدهد كه من ديدم كَالْمِيلِ في المكْحَله . و چه طور ممكن است كه يك همچو امري ثابت بشود . و اگر به اقرار رسيد ، بايد چهار دفعه اقرار بكند . آن هم قاضي موعظه‏اش بكند كه تو اگر اقرار بكني ، حد جاري مي‏شود ، شايد اشتباه مي‏كني ، به جوري كه شارع مي‏خواهد كه يك همچو مسائلي چه نشود واقع نشود .
    آنكه تا يك مطلبي مي‏شود ، تا يك تهمتي زده مي‏شود ، يك وقتي خداي نخواسته دست به يك همچو اعمالي زده بشود ، اين برخلاف رضايت خداست و برخلاف مسير اسلام است .
    ( بيانات امام در ديدار با روحانيون منطقه تجريش ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۳ )
    ۵۸/۷/۱۹

    عدم جواز اهانت به مجرم
    اهانت كردن به يك آدمي ، ولو اين آدم هم خودش يك آدم مخالفِ مثلاً چه باشد ، باز حق اهانت نيست . اين حق است كه جزايش را به او بدهند ، ديگر اهانت چرا به او بكنند ؟ رفتن منزل ، به خانواده‏اش تعرض كردن ، به بچه‏هايش تعرض كردن ، اينها اموري است كه نبايد بشود .
    ( بيانات امام در جمع دادستانها و حكام شرع ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۷ )
    ۵۸/۷/۲۰

    رعايت كامل مواضع قضا
    از مهماتي كه بايد عرض كنم ، دقت در امر قضاست . وقتي كه نواميس مردم ، جانهاي مردم ، مالهاي مردم تحت نظر شماست ، نبايد كه مسامحه بشود - خداي نخواسته - يك غير مجرمي مجرم شناخته بشود يا يك مجرمي كه بايد حد الهي برايش جاري بشود ، اين غير مجرم شناخته بشود . بايد در امر قضا ، كمال دقت را كرد و با دقت اجرا كرد . مبادا - خداي نخواسته - به دست يكي ، يك ظلمي واقع بشود . هر دو طرفش ظلم است : اگر يك غير مجرمي ، مجرم شناخته بشود ، ظلم به آن شخص است و اگر يك مجرمي ، غير مجرم شناخته بشود ، ظلم به آنهايي است كه اين جرم مرتكب شده است براي آنها . بايد تمامش را با كمال دقت ، با كمال مواظبت و احتياط ، عمل كنيد كه مبادا يكوقت - خداي نخواسته - يك كسي به قتل برسد ، در صورتي كه جرمش به مقدار قتل نيست . كسي يك حبس طولاني بشود ، در صورتي كه جرمش به مقدار اين حبس نيست يا قاتلي فرار كند از زير بار قصاص به توهّم اينكه خوب ، يك ترحّمي بايد به آن كرد . نه ، قاضي بايد با تمام شدت ، توجه بكند به مواضع قضا .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۶ )
    ۵۹/۵/۲۵

    تجاوز از اختيارات
    اگر بنا شد كه يك قاضي بخواهد اجرا هم بكند ، اين از حدّ خودش تجاوز كرده است و كارش فاسد خواهد شد و مملكت هم فاسد خواهد شد .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۷ )
    ۵۹/۵/۲۵

    رسيدگي عادلانه
    هر قضاوتي كه پيش شما بيايد ، به طور حق ، به طور عدالت [قضاوت كنيد ، ] بدون نظر به اينكه اين آدم چي است و آن آدم چي . حتي يك مجرم درجه اول وقتي كه آمد ، روي حق نظر بكنيد . اين سابقه‏اش چه جوري است ؛ اين را نظر نگيريد ، روي حق و عدالت به آن نظر بكنيد و حكمي كه صادر مي‏كنيد يك حكم عادلانه باشد كه در محضر حق تعالي كه وارد مي‏شويد ، مورد اشكال نباشيد و روسفيد باشيد .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۷ )
    ۵۹/۵/۲۵

    ناديده انگاشتن روابط
    من براي چندمين بار اعلام مي‏كنم كه هر گروه و شخصي - اگر چه از بستگان و اقرباي اينجانب باشند - خود مسئول اعمال و اقوال خود هستند و اگر خداي نخواسته تخلف از احكام اسلام كردند ، دستگاه قضايي موظف است آنان را مورد تعقيب قرار دهد ، و هر كس و هر دستگاه ، چه قضات شرع و چه دادگاهها و چه غير اينها ، هر كس تعديات خود را به اسم من و يا به انتساب به من اجرا كنند مجرم و مفتري است .
    ( بيانات امام به ملت ايران ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۴۵ )
    ۵۹/۱۲/۲۹

    طمانينه ، شان قضاوت
    تمام محاكمي كه هستند و تمام دست‏اندركاراني كه هستند اين مطلب را توجه بدهم كه مبادا يك وقت اينطور شرارتهايي كه در ايران مي‏شود مثل يك همچو قصه ناگواري كه براي ما پيش آمد و دو نفر از بهترين جوانان و بهترين كاركنان ايران
    ( شهيدان محمد علي رجائي و حجت الاسلام باهنر ، رئيس جمهور و نخست وزير جمهوري اسلامي ايران كه در حادثه بمب گذاري در نخست وزيري ، در تاريخ ۸/۶/۶۰ به درجه شهادت رسيدند . )
    از بين رفت ، مبادا يك وقت كنترل خودشان را از دست بدهند و زايد بر آنچه حكم خداست و قانون اسلام است عمل كنند . مبادا اين اسباب اين بشود كه خشونت زياد با اسيرها بكنند و با زندانيها بكنند و بدون دقت ، بدون توجه يك وقت افرادي را بگيرند كه - خداي نخواسته - گناهكار نبوده‏اند و گرفتار شده‏اند .
    اسلام و مسلمين بايد ، مسلمين بايد همان‏طوري كه در اسلام هست با تاني ، با طمانينه ، بدون اينكه دست و پاي خودشان را گم بكنند ، به كار خودشان ادامه بدهند و با اسرا رفتار خوب بكنند و آنچه كه قانون اسلامي اقتضا مي‏كند با آنها عمل بكنند و هرگز با عصبانيت و با دستپاچگي كاري را انجام ندهند و به طور متانت و طمانينه بر موازين قانوني و بر موازين اسلامي با آنها عمل بكنند . مبادا يك وقت شهادت عزيزان ما اسباب اين بشود كه با شدت عمل بيشتر از آن مقداري كه بايد با آنها عمل بشود ، عمل بكنند . با زندانيان رفتار خوب مي‏كنند و بيشتر كنند و با اسرا رفتار خوب مي‏كردند و مي‏كنند و بيشتر كنند . و محاكم با قدرت هرچه تمامتر به كار خودشان ادامه بدهند . و مردم و ملت با قدرت تمام ، و هرچه بيشتر توجه كنند و به اين كساني كه توطئه‏گر هستند توجه كنند و به محاكم صالحه و به مقامات انتظامي اطلاع بدهند . آنها هم با موازين قانوني و اسلامي عمل بكنند و مفسدين را به جزاي خودشان برسانند و كساني كه بيگناه هستند از حبس خارج بكنند و علي اي حال ، رفتارها ، رفتارهاي اسلامي باشد . جمهوري ، جمهوري اسلامي است ، رفتارها حتي با كساني كه قاتل شناخته شدند ، رفتار اسلامي باشد و لو اينكه با شدت عمل و شدت ديد آنها را به جزاي خودشان برسانند ، اما فقط همان رساندن به جزا باشد و تعدي زيادتر نشود .
    ( بيانات امام در جمع مسلمانان سازمان اماميه پاكستان ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص ۱۲۰ )
    ۶۰/۶/۱۰

    اجراي دقيق قانون
    آني كه به حسب حكم شرع ، حكمش قتل است ، مسامحه نكنند . از آن طرف هم طوري باشد كه اگر چنانچه يك نفر آدم بي‏گناه است ، حتي مانع بشود از اينكه يك حرف تند به او بزنند . آنها هم كه گناهكارند حق نيست به اينكه با آنها معامله غير انساني بكنند . آنها [كه] مستحق قتل‏اند ، بايد قتل بشوند ، مستحق اعدام‏اند ، اعدام بايد بكنند ؛ اما زايد بر آن بخواهند كارهايي بكنند ، اين را بدانند كه مسئول هستند .
    و همين طور متصديان حبسها و زندانها بايد اين معنا را توجه داشته باشند ، چه اشخاصي كه در راس هستند و چه اشخاصي كه مشغول اجراي عمل هستند ، بايد اين معنا را توجه بكنند كه حدود الهي معنايش اين نيست كه يك كسي كه مستحق قتل است ما فحشش بدهيم ؛ جايز نيست اين ، يا به او سيلي بزنيم ؛ حق نيست ؛ يعني ، قصاص دارد اين . يك نفر آدم جاني كه دارند مي‏برند بكشندش ، اگر شما يك سيلي بزنيد ، او حق دارد به شما سيلي را عوض بزند و خلاف شرع كرديد . گمان نكنيد كه حالا كه اين آدم توي حبس آمده است ، ما بايد با او رفتار بد كنيم . ان‏شاءاللَّه ، نمي‏كنيد و نبايد بكنيد .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۳ )
    ۶۱/۵/۳۱

    قانون شرع ، قانون حاكم
    من حالا هم اعلام مي‏كنم به تمام سر تا سر قضات كشور ، كساني كه متصدي قضا هستند ، كساني كه در دادگستري هستند ، تمام قوانيني كه در زمان طاغوت بوده است و بر خلاف شرع بوده است ، تمام بايد دور ريخته بشود و مسئوليتش به گردن من ؛ تمام را دور بريزيد و به جاي او ، قوانين شرع را عمل بكنيد .
    شوراي قضايي اگر نكرده‏اند اين كار را - خداي نخواسته - حالا ؛ دشفظظ بخشنامه كنند به همه سر تا سر كشور ، به دادستانها و به دادگاهها و به دادگستريها و به همه اينها امر كنند به اينكه تمام احكامي كه به حسب قانوني كه ، قانون فاسدي كه گذرانده‏اند ، تمام اينها فاسد است و مگر حالا گاهي پيدا بشود كه مطابق شرع باشد ، خوب ، آنها را عمل بايد بكنند . آن چيزهايي كه بر خلاف شرع است هيچ كس حق ندارد عمل بكند و هر كه عمل بكند ، علاوه بر اينكه پيش خداي تبارك و تعالي روسياه است و عذر اينكه ما به قانون عمل مي‏كنيم ، غلط است . كدام قانون ؟ قانون مخالف با اسلام ؟ قانون مخالف با شرع ؟ نبايد به آن عمل بشود . شما اگر با قانون سابق هم بايد عمل بكنيد ، خوب ، يكي از ماده‏هاي متمم قانون اساسي سابق اين بود كه هيچ قانوني بر خلاف شرع ، قانون نيست . منتها پيشتر به آن عمل نشد ، سابقاً به آن عمل نكردند . بناء عليه ، آن چيزهايي كه به اسم قانون آورده‏اند و بر خلاف شرع است ، به حسب قانون اساسي زمان سابق هم قانون نيست .
    شما مي‏توانيد آن وقت اگر از شما سوال كردند [كه] چرا كرديد ، بگوييد قانون اساسي سابق هم اين را گفته است . قانون حالا هم كه اينطوري است ، و مجرم است كسي كه اين عمل را بكند . به هيچ كس نبايد اعتنا بكنيد . هر كس گفت كه اين كار خلاف شرع را بايد مطابق قانون عمل كنيد ، توي دهنش بزنيد - به هيچ كس اعتنا نكنيد . نمي‏گويم حالا پاشيد سيلي به او بزنيد ، لكن جلويش بايستيد . بگوييد كه اين خلاف شرع است ، من نمي‏كنم و نبايد هم بكنم . و ان‏شاءاللَّه ، آقايان هم كرده‏اند اين كار را . و اگر چنانچه اعتنا نشده ، ثانياً - چيز بكنند و - متخلفين را دعوت كنند و محاكمه كنند .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۴ - ۲۵۳ )
    ۶۱/۵/۳۱

    لغو قوانين نامشروع
    شوراي نگهبان ، شوراي قضايي بخشنامه بكنند و همه جا بگويند به اينكه اين قوانين سابق كه مخالف شرع بوده نبايد عمل بشود و اگر كسي عمل بكند ، مجرم است و بايد محاكمه بشود ، به جزاي خودش برسد .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۴ )
    ۶۱/۵/۳۱

    برخورد قاطعانه
    قضيه دادگاهها و دادسراي انقلاب را كه مربوط به اين جمعيت است ، ( گروهكهاي محارب با نظام )
    همان جا من گفتم آنها حسابشان علي حِدّه است . اينها بايد با جديت [درست] بشود ، با جديت تعقيب بشود و حسابشان را درست بكنند . البته معاشره ، معامله با آنها مادامي كه در زندان هستند ، معامله انساني - اسلامي بايد باشد . و هر وقت هم معلوم شد كه اين شخص بايد فلان حد را بخورد ، فلان حد را بخورد . بايد هم بماند تو حبس تا برود و آن ، اشراري است كه اگر بيرونش كنند باز هم مشغول بشود به آن كارها ، مي‏ماند تا هر وقتي كه خدا بخواهد .
    ( بيانات امام در جمع مسئولين حكام شرع دادگاهها ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۸۰ )
    ۶۱/۱۱/۱۸

    رعايت معيارهاي اسلامي
    در حق مجرمان و منحرفان از خدا بيخبر هم نبايد از معيارهاي اسلامي و حدود و تعزيرات مقرره تجاوز گردد كه آن خود نيز از نظر عدالت اسلامي جرمي است كه موجب كيفر است .
    ( پيام به مناسبت آغاز پنجمين سال جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۲۲۷ )
    ۶۲/۱/۱۲

    بي‏حرمتي لفظي يا عملي
    همه بايد بدانيم كه مجرمي كه بالاترين جرم را دارد و به سوي چوبه دار مي‏رود ، جز اجراي حد شرعي احدي حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد ؛ و مرتكب ، خود ظالم است و مستحق كيفر .
    ( پيام امام به مناسبت گشايش دومين دوره مجلس ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۸ )
    ۶۳/۳/۷

    ممنوعيت تعدي و تفريط
    درباره زندانيان عنايت خاص داشته باشند كه نه از مستحق حدود و تعزيرات شرعيه از مجازات الهيه بدون مجوز شرعيه صرف نظر كنند و نه خداي نخواسته غير مستحقي مظلوم واقع شود . نه ساده‏انديشي كنند كه منحرفين و مفسدين رها شده و به فساد خود ادامه دهند و نه كساني كه چنين نيستند حتي يك روز دربند باشند .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ )
    ۶۳/۱۱/۲۲

    اولويت قانون مصوب مجلس
    استفتاي رئيس ديوان عالي كشور از حضرت امام
    در تاريخ ۱۰/۸/۶۳ توسط سه نفر از آقايان كه بر حسب دستور مورخ ۱۶/۱/۶۳ حضرتعالي توسط آقاي نخست وزير تعيين گرديدند ، مصاديقي براي حكم حكومتي آن جناب مورخ ۱۲/۱۲/۵۷ تعيين گرديد . و در محاكم مخصوص اين احكام عمل مي‏شد ، و در تاريخ۲۵/۶/۶۳ قانوني در مجلس تصويب و به قوه قضاييه ابلاغ شده كه محاكم طبق قانون عمل كنند . چون در چندين مورد نوشته آن آقايان با قانون مصوب مجلس تنافي و تعارض دارد ، در محاكم ايجاد اشكال مي‏شود . اجازه بفرماييد در موارد تنافي به قانون مصوب مجلس عمل شود . عبد الكريم موسوي اردبيلي

    بسمه تعالي
    موافقت مي‏شود .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( پاسخ امام به استفتاي رئيس ديوان عالي كشور ، اسناد منتشر نشده )
    ۶۴/۳/۲۲

    رعايت موازين در اجراي حدود
    در اجراي حدود ، نبايد از آن حدودي كه حق تعالي فرموده است ، پايين‏تر عمل بشود و نبايد زيادتر . حتي آن كسي را كه الآن محكوم به قتل شده‏است و دارند مي‏برندش در جايي كه او را بكشند ، هيچ كس حق ندارد حتي يك كلمه درشت به او بگويد ؛ اجراي حكم خداست . اگر كسي يك سيلي به او زد ، او حق دارد در همان جا ، يك سيلي برگرداند و بايد هم‏ديگران كمك كنند تا او قصاص بكند . اگر يك درشتي كرد ، آن كسي كه درشتي كرده است تعزير لازم دارد ، بايد قوه قضاييه تعزير كند او را .
    از آن طرف هم اگر كسي تقصير بكند در اين ، يك كسي كه مستحق هفتاد - مثلاً - شلاق است ، شصت تا بزند ، اين هم تقصيري است كه در حكم خدا شده است و خيال نكند كه اين يك رحمتي است ، بلكه اين يك امري است كه معصيت خداست . اجراي حدود به آنطوري كه خداي تبارك و تعالي فرموده است ، بايد بشود . اين كه انسان ترحم كند به يك كسي كه بايد حد به او جاري بشود ، حد را جاري نكند يا كم جاري كند ، اين عصيان است ، بلكه به خود آن آدم هم لطمه وارد مي‏شود ، به خود ملت هم لطمه وارد مي‏شود . اين حدود همان طوري كه تربيت مي‏كند اشخاص را ، ملت را هم مي‏رساند به جايي كه اينطور فسادها در او كم بشود . . . قضات وقتي مي‏توانند قاضي باشند كه در قضاوت ، هم در جهت حكم و هم در جهت دستور به اين كه بايد چه بشود ، هيچ تقصير و قصوري نكنند ، نه غلو كنند ، نه تقصير بكنند . بنابراين ، يكي از مهمات است كه بايد ملاحظه بشود وان‏شاءاللَّه كه ملاحظه مي‏شود . و من اميدوارم كه همه موفق بشويد به اين كه كارها را مطابق اينطوري كه خدا گفته است ، عمل بكنيد و نه زياده روي كنيد ، يك وقت - خداي نخواسته - تجاوز از حد بكنيد كه آن تقصير است و نه ناقص عمل كنيد ؛ يعني ، اين كه خدا گفته است ، شما زيادتر از رحمت خدا خيال كنيد رحمت داريد كه آن هم تقصير است . آن چيزي كه صراط مستقيم است ، آني است كه بر روشي كه خداي تبارك و تعالي فرموده است ، به آن روش عمل بشود . همين طور پليس قضايي بايد توجه بكند كه اين پليس اسلام است ، اين پليس قوه قضاييه اسلام است . اين پليس بايد روي موازين عمل بكند – خداي نخواسته – يك وقت قدرت دارد ، تجاوز نكند . به همان طوري كه دستور داده مي‏شود و دستور مطابق با موازين شرعيه است ، به همان طور بايد ان‏شاءاللَّه ، عمل بكنند .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضايي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۹۳ )
    ۶۴/۵/۸

    تساوي در پيشگاه قانون
    همه در پيشگاه قضاوت اسلام مساوي بوده ، و نيز به همان اندازه كه اغماض از مجرمين گناه بزرگي است ، تعرض نسبت به بيگناهان از گناهان نابخشودني است .
    ( پاسخ امام به نامه حجت الاسلام محمدي ري شهري ، صحيفه نور ، ج ۲۰ ، ص ۴۶ )
    ۶۵/۸/۵

    استثنا نداشتن حدود شرعي
    در اجراي حكم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتكب چيزي شد كه موجب حد شرعي است بايد در مورد او اجرا شود .
    ( اسناد منتشر نشده )


    محدوده صدور حكم اعدام
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    آقاي دادستان دادگاه انقلاب اسلامي
    در غير از دو مورد زير :
    كسي كه ثابت شود آدم كشته است ؛
    ۲ - كسي كه فرمان كشتار عمومي داده است و يا مرتكب شكنجه‏اي شده كه منجر به مرگ شده باشد ، هيچ دادگاهي حق ندارد حكم اعدام صادر كند و نبايد اشخاص در غير از دو مورد مذكور اعدام شوند . تخلف از اين امر جرم است و موجب ثبوت قصاص .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمان امام به دادستان دادگاه انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۲۲ ، ص ۲۳۱ )
    ۵۸/۲/۲۳

    منشور قضايي انقلاب
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    در تعقيب تذكر به لزوم اسلامي نمودن تمام ارگانهاي دولتي بويژه دستگاههاي قضايي و لزوم جانشين نمودن احكام اللَّه در نظام جمهوري اسلامي به جاي احكام طاغوتي رژيم جبار سابق ، لازم است تذكراتي به جميع متصديان امور داده شود . اميد است ان‏شاءاللَّه تعالي با تسريع در عمل ، اين تذكرات را مود توجه قرار دهند :
    ۱ - تهيه قوانين شرعيه و تصويب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گيرد و قوانين مربوط به مسائل قضايي كه مورد ابتلاي عموم است و از اهميت بيشتر برخوردار است در راس ساير مصوبات قرار گيرد ، كه كار قوه قضاييه به تاخير يا تعطيل نكشد و حقوق مردم ضايع نشود ، و ابلاغ و اجراي آن نيز در راس مسائل ديگر قرار گيرد .
    ۲ - رسيدگي به صلاحيت قضات و دادستانها و دادگاهها با سرعت و دقت عمل شود تا جريان امور ، شرعي و الهي شده و حقوق مردم ضايع نگردد . و به همين نحو رسيدگي به صلاحيت ساير كارمندان و متصديان امور ، با بيطرفي كامل بدون مسامحه و بدون اشكال‏تراشيهاي جاهلانه كه گاهي از تندروها نقل مي‏شود ، صورت گيرد تا در حالي كه اشخاص فاسد و مفسد تصفيه مي‏شوند اشخاص مفيد و موثر با اشكالات واهي كنار گذاشته نشوند . و ميزان ، حال فعلي اشخاص است با غمض عين از بعض لغزشهايي كه در رژيم سابق داشته‏اند ، مگر آنكه با قرائن صحيح معلوم شود كه فعلاً نيز كارشكن و مفسدند .
    ۳ - آقايان قضات واجد شرايط اسلامي ، چه در دادگستري و چه در دادگاههاي انقلاب بايد با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامي احكام اسلام را صادر كنند ، و در سراسر كشور بدون مسامحه و تعويق به كار پر اهميت خود ادامه دهند . و مامورين ابلاغ و اجرا و ديگر مربوطين به اين امر بايد از احكام آنان تبعيت نمايند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار ، احساس آرامش قضايي نمايند ، و احساس كنند كه در سايه احكام عدل اسلامي جان و مال و حيثيت آنان در امان است . و عمل به عدل اسلامي مخصوص به قوه قضاييه و متعلقات آن نيست ، كه در ساير ارگانهاي نظام جمهوري اسلامي از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواي نظامي و انتظامي و سپاه پاسداران و كميته‏ها و بسيج و ديگر متصديان امور نيز به طور جدي مطرح است و اَحدي حق ندارد با مردم رفتار غير اسلامي داشته باشد .
    ۴ - هيچ كس حق ندارد كسي را بدون حكم قاضي كه از روي موازين شرعيه بايد باشد توقيف كند يا احضار نمايد ، هر چند مدت توقيف كم باشد . توقيف يا احضار به عنف ، جرم است و موجب تعزير شرعي است .
    ۵ - هيچ كس حق ندارد در مالِ كسي چه منقول و چه غيرمنقول ، و در مورد حق كسي دخل و تصرف كند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حكم حاكم شرع ، آن هم پس از بررسي دقيق و ثبوت حكم از نظر شرعي .
    ۶ - هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل كار شخصي كسي بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا كسي را جلب كند ، يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد ، و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني - اسلامي مرتكب شود ، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند ، و يا براي كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد ، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد ، و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري كه از غير به او رسيده و لو براي يك نفر فاش كند . تمام اينها جرم [و] گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از كباير بسيار بزرگ است ، و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي‏باشد .
    ۷ - آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد ، در غير مواردي است كه در رابطه با توطئه‏ها و گروهكهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است كه در خانه‏هاي امن و تيمي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيتهاي مجاهد و مردم بيگناه كوچه و بازار و براي نقشه‏هاي خرابكاري و افساد في‏الارض اجتماع مي‏كنند و محارب خدا و رسول مي‏باشند ، كه با آنان در هر نقطه كه باشند ، و همچنين در جميع ارگانهاي دولتي و دستگاههاي قضايي و دانشگاهها و دانشكده‏ها و ديگر مراكز با قاطعيت و شدت عمل ، ولي با احتياط كامل بايد عمل شود ، لكن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها ، چرا كه تعدي از حدود شرعيه حتي نسبت به آنان نيز جايز نيست ، چنانچه مسامحه و سهل‏انگاري نيز نبايد شود . و در عين حال مامورين بايد خارج از حدود ماموريت كه آن هم منحصر است به محدوده سركوبي آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعيه ، عملي انجام ندهند .
    و موكداً تذكر داده مي‏شود كه اگر براي كشف خانه‏هاي تيمي و مراكز جاسوسي و افساد عليه نظام جمهوري اسلامي از روي خطا و اشتباه به منزل شخصي يا محل كار كسي وارد شدند و در آنجا با آلت لهو يا آلات قمار و فحشا و ساير جهات انحرافي مثل مواد مخدره برخورد كردند ، حق ندارند آن را پيش ديگران افشا كنند ، چرا كه اشاعه فحشا از بزرگترين گناهان كبيره است و هيچ كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدي از ضوابط شرعيه نمايد . فقط بايد به وظيفه نهي از منكر به نحوي كه در اسلام مقرر است عمل نمايند و حق جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن را ندارند ، و تعدي از حدود الهي ظلم است و موجب تعزير و گاهي تقاص مي‏باشد . و اما كساني كه معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بين مردم است ، در حكم مفسد في‏الارض و مصداق ساعي در ارض براي فساد و هلاك حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آنچه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضايي معرفي كنند . و همچنين هيچ يك از قضات حق ندارند ابتدائاً حكمي صادر نمايند كه به وسيله آن ماموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل يا محلهاي كار افراد وارد شوند كه نه خانه امن و تيمي است و نه محل توطئه‏هاي ديگر عليه نظام جمهوري اسلامي ، كه صادر كننده و اجرا كننده چنين حكمي مورد تعقيب قانوني و شرعي است .
    ۸ - جناب حجت الاسلام آقاي موسوي اردبيلي رئيس ديوان‏عالي كشور ، و جناب آقاي نخست وزير موظفند شرعاً از امور مذكوره با سرعت و قاطعيت جلوگيري نمايند . و لازم است در سراسر كشور ، در مراكز استانداريها و فرمانداريها و بخشداريها هياتهايي را كه مورد اعتماد و وثوق مي‏باشند انتخاب نمايند و به ملت ابلاغ شود كه شكايات خود را در مورد تجاوز و تعدي مامورين اجرا ، كه به حقوق و اموال آنان سر مي‏زند بدين هياتها ارجاع نمايند و هياتهاي مذكور نتيجه را به آقايان تسليم ، و آنان با ارجاع شكايات به مقامات مسئول و پيگيري آن متجاوزين را موافق با حدود و تعزيرات شرعي مجازات كنند .
    بايد همه بدانيم كه پس از استقرار حاكميت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهوري اسلامي با تاييد و عنايات خداوند قادر كريم و توجه حضرت خاتم الاوصيا و بقيه اللَّه - ارواحنا لمقدمه الفداء - و پشتيباني بي‏نظير ملت متعهد ارجمند از نظام و حكومت ، قابل قبول و تحمل نيست كه به اسم انقلاب و انقلابي بودن خداي نخواسته به كسي ظلم شود ، و كارهاي خلاف مقررات الهي و اخلاق كريم اسلامي از اشخاص بي‏توجه به معنويات صادر شود .
    بايد ملت از اين پس كه حال استقرار و سازندگي است احساس آرامش و امنيت نمايند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به كارهاي خويش ادامه دهند ، و اسلام بزرگ و دولت اسلامي را پشتيبان خود بدانند ، و قوه قضاييه را در دادخواهيها و اجراي عدل و حدود اسلامي در خدمت خود ببينند ، و قواي نظامي و انتظامي و سپاه پاسداران و كميته‏ها را موجب آسايش و امنيت خود و كشور خود بدانند . و اين امور بر عهده همگان است ، و كار بستن آن موجب رضاي خداوند و سعادت دنيا و آخرت مي‏باشد ، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقيب و جزاي دنيوي است . از خداوند كريم خواهانم كه همه ما را از لغزشها و خطاها حفظ فرمايد ، و جمهوري اسلامي را تاييد فرموده و آن را به حكومت عالَمي قائم آل محمد - صلي اللَّه عليه و آله - متصل فرمايد اِنّه قريب مجيب .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمان هشت ماده اي امام خطاب به قوه قضائيه ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۷ - ۱۰۵ )
    ۶۱/۹/۲۴

    حكم هيات تعيين حدود تعزيرات
    بسمه تعالي
    در اين موقع كه اكثريت قاطع متصديان امر قضا واجد شرايط شرعيه قضاوت نيستند ، و از باب ضرورت اجازه به آنان داده شده است ، حق تعيين حدود تعزير را بدون اجازه فقيه جامع‏الشرايط ندارند . بنابراين لازم است با تعيين هياتي مركب از جنابعالي ( آيت الله محمد يزدي ، رئيس سابق قوه قضائيه كه در آن زمان رئيس كميسيون امور قضائي و حقوقي مجلس بود . )
    و حجت‏الاسلام آقاي اردبيلي و دو نفر از فقهاي شوراي محترم نگهبان به انتخاب فقهاي مذكور نگهبان ، حدود تعزيرات را تعيين كنندكه در آن چهارچوب اجازه داده شود ، و حق تخطي از آن نداشته باشند . و البته اين امر موقتي و اضطراري است تا ان‏شاءاللَّه قضات جامع‏الشرايط تعيين گردند .
    روح الله الموسوي الخميني
    ( پاسخ امام به استفتاي كميسيون امور قضائي مجلس ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۲۴۵ )
    ۶۴/۸/۲۸

    واگذاري تعزيرات حكومتي به مجمع تشخيص مصلحت
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيدعلي خامنه‏اي - دامت افاضاته
    با اهداي سلام و دعاي خير براي اعضاي محترم مجمع تشخيص مصلحت ، در اين زمان كه بحمداللَّه تعالي كار جنگ بدين جا رسيده است ، اينجانب حق تعزيرات حكومتي را لغو نمودم .
    حدود تعزيرات ، چه شرعي و چه حكومتي ، حق فقهاي جامع‏الشرايط است ؛ ولي براي جلوگيري از فساد ، لازم است مجمع تشخيص مصلحت ، تشخيص مصالح را دراجرا و عدم اجرا داده ، و به نحوي كه مصلحت را تشخيص مي‏دهند عمل كنند . ان‏شاءاللَّه موفق باشيد .
    ( فرمان امام به حجت الاسلام خامنه اي رئيس جمهور ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۶ )
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ۶۷/۶/۱۳

    لغو حكم حكومتي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب آقاي موسوي ، نخست‏وزير محترم
    لغو حق تعزيرات حكومتي
    تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است ، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد . . . والسلام .
    روح الله الموسوي الخميني
    ( نامه امام در پي استعفاي مهندس مير حسين موسوي ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۱۱ )
    ۱۵/۶/۶۷
    علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به صحيفه نور :
    ج ۳ ، ص ۳۲
    ج ۶ ، ص ۱۷۳
    ج ۱۶ ، ص ۶۰
    ج ۱۶ ، ص ۱۶۸

  14. #14
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    فصل سوم - × تشكيلات و محاكم
    * شوراي عالي قضائي

    تاييد صلاحيت اعضاي شوراي‏عالي‏قضايي
    شما در چه زماني سراغ داريد كه يك همچو افرادي شوراي قضايي راتحقق بدهد ؟ اگر اطلاع داريد و ما اطلاع نداريم ، خوب ، آن را هم تذكربدهيد كه قضاوت در زمان محمدرضا ، در زمان رضا شاه ، از حالا بهتربود ؛ قضات آن‏وقت از قضات حالا بهتر بودند . قضات آن‏وقت را من‏نمي‏خواهم صحبتي بكنم از آنها ، ولي شماها مي‏دانيد كه وضع‏چه‏جوري بود و چه اشخاصي بر مال و جان اين كشور حكومت‏مي‏كردند ؛ قضاوت مي‏كردند . حالا اين شوراي قضايي ، كه از علماتحقق پيدا كرده است ، شما مي‏گوييد اين شوراي قضايي قدرتهاي قضايي سابق بهتر بود ؟ ! و با همه نقيصه‏اي كه ما داريم و اين نقيصه را هم‏نمي‏توانيم با اين زودي از بين ببريم ، مع‏ذلك ، قضاي فعلي و قدرت‏قضاي فعلي اصلاً طرف نسبت با سابق نيست . اگر مي‏گوييد هست ، اطلاع بدهيد .
    ( بيانات امام در ديدار با اعضاي هيات دولت ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۹۱ )
    ۶۱/۱/۱


    تشكر از زحمات شوراي‏عالي قضايي
    اين شوراي‏عالي قضايي كه بود من بايد تشكر كنم از اينها . اينها زحمت‏كشيده‏اند ، دو - سه سال زحمت كشيده‏اند ، رنج برده‏اند ، خدمت كرده‏اند ، و اينطور نيست كه آنها هم براي مقامي آمده‏بودند . آنها ازبزرگان روحانيون هستند . آنها هم مثل ساير روحانيون ‏از محلي كه‏مانوسشان بوده است و مطلوبشان بوده است آمدند در يك محيطي كه زحمتش زياد و رنجش زياد و كارش زياد و مسئوليت پيش خدايش هم زياد و نارضايتي پيش مردم هم زياد . اينطوري نيست كه اينها آمده‏باشند يك بهره‏اي برده باشند . برايشان هم هيچ مطرح نيست كه حالا اينجا خدمت بكنند يا آنجا خدمت بكنند . يك مرد اسلامي روحاني‏كه با روحيات اسلام مانوس است فرقي پيشش‏نيست كه حالا بشود رئيس ديوان‏عالي كشور و دادستان كل‏كشور يا كار ديگري بكند ، جور ديگري خدمت بكند ، اين هم فرقي مابينش نيست . بنابراين ، اينطور نيست كه اگر به واسطه بعضي مصالح و بعضي‏جهاتي كه در كار بوده است كسي گمان بكند كه اين آقاياني كه درشوراي‏عالي قضايي بوده‏اند يك وقت خداي نخواسته ، نامطلوب‏هستند . اينها همه‏شان مطلوب ، همه‏شان خدمتگزار ، اينهاخدمت كرده‏اند . اينها بعضيشان در انقلاب ، از اول انقلاب خدمت‏كرده‏اند . بناءً عليه اگر يك مصالحي اقتضابكند كه آن آقاياني كه‏مدتي رنج كشيده‏اند اين رنجشان را حالابدهند كسي ديگر بكشد وخودشان مثلاً يا استراحت كنند يا در جايي كه زحمتش كمتر است وگرفتاريش كمتر است آنجا خدمت بكنند ، اينطور نيست كه - حالا فرض‏كنيد - اشخاص خيال كنند كه نه ، اين آقايان معلوم شد چه هستند . نخير اينها همه‏شان را سي سال است ، بعضي از اينها را سي‏سال‏است مي‏شناسم . اينها مطلوب بودند ، لكن خسته شده‏اند . و اين اسباب اين مي‏شود كه‏يك كار سبكتري را انجام دهند .
    ( بيانات امام در ديدار با قضات كشور ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۵۰ - ۱۴۹ )
    ۶۱/۱۰/۱۹

    لزوم پذيرش خطا
    فقهاي شوراي نگهبان و اعضاي شوراي‏عالي قضايي هم بايد اينطور باشند كه اگر در مساله‏اي اشتباه كردند صريحاًبگويند اشتباه كرديم و حرف خود را پس بگيرند ، ما كه معصوم نيستيم .
    ( بيانات امام در جمع فقها و حقوقدانان شوراي نگهبان ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص ۱۷۸ )
    ۶۲/۹/۲۰

    حمايت از تصميمات شوراي‏عالي قضايي
    من به مردم عرض مي‏كنم كه افراد اين شورا را از سال‏هاي قبل مي‏شناسم و براي اين مقام صلاحيت دارند ، و اگر دستور و حكمي از آنها صادر شد ، هيچ فردي حق جَوّسازي ، نه در روزنامه‏ها و نه در نطق‏ها و نه در بين مردم را ندارد . تضعيف قوّه قضاييه صلاح نيست و بايد قوّه قضاييه را تقويت نمود .
    ( بيانات امام در ديدار با اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۸۷ )
    ۶۳/۱۰/۲

    رسيدگي دقيق شوراي عالي قضائي
    از شوراي محترم قضايي تقاضا مي‏شود كه در انتخاب قضات ، چه آنان كه به حد صلاحيت رسيده‏اند و چه آنان كه به طور مجاز مشغول مي‏شوند ، حد اعلاي دقت را بفرمايند . چنانچه لازم است اشراف بر كيفيت اعمال قضات محترم تا حد امكان داشته باشند و اگر خلافي اشتباهاً شده باشد جبران نمايند و اگر احياناً خداي نخواسته به طور عمد بوده ، با قاطعيت و شدت عمل با آنان رفتار نمايند و نگذارند اشخاص نفوذي غيرمتعهد اين دستگاه مقدس اسلامي را آلوده نمايند .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ )
    ۶۳/۱۱/۲۲

    اتحاد و همفكري در شوراي‏عالي قضايي
    اگر شوراي‏عالي قضايي قوي باشد و همگي اتحاد قوي داشته باشيد ، مشكلترين كارها را ان‏شاءاللَّه مي‏توانيد حل كنيد . البته هميشه همفكري داشته باشيد ، و كار را هم خوب انجام داده‏ايد ولي حجم كار چون زياد است ، بايد بيشتر تلاش كنيد .
    ( بيانات امام در جمع آقايان موسوي اردبيلي ، صانعي ، و موسوي خوئينيها ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۸۳ )
    ۶۴/۴/۱۶

    توصيه به شوراي‏عالي قضايي
    بسمه تعالي
    شوراي‏عالي قضايي جمهوري اسلامي ايران
    مسائلي را گوشزد مي‏كنم :
    ۱ - شما كه مسئوليت قضايي داريد و بالاترين مرجع قضايي دركشورِ پنجاه ميليوني مي‏باشيد نبايد به كار ديگري در وقت‏اداري‏اشتغال داشته باشيد . آيا بهتر نيست كه براي سر و سامان‏دادن به امور قضايي در غير وقت اداري هم به كار قضايي بپردازيد .
    ۲ - تقسيم كار قضايي موجب مي‏شود تا بدانيم با چه كسي روبه‏رو هستيم . و ظاهراً اين امر ضروري است ؛ و حفظ قانون هم در اين صورت امكان دارد .
    ۳ - اينجانب تحمل تعطيل حكم خدا را ندارم . اگر كم كاري شود ، خودهمان گونه كه در چند مورد اقدام كرده‏ام مستقيماً اقدام مي‏نمايم .
    من به شما علاقه دارم ، اما در مقابل تكليف شرعي نمي‏توانم بي‏تفاوت باشم . والسلام .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۷/۱۰/۲۷

    اصلاح دستگاه قضا
    از شوراي‏عالي قضايي مي‏خواهم امر قضاوت را كه در رژيم سابق به وضع‏اسفناك و غم‏انگيزي درآمده بود با جديت سر و سامان دهند ؛ ودست كساني كه با جان و مال مردم بازي مي‏كنند و آنچه نزد آنان مطرح‏نيست عدالت اسلامي است از اين كرسي پراهميت كوتاه كنند ، و باپشتكار و جديت بتدريج دادگستري را متحول نمايند ؛ و قضات داراي‏شرايطي كه ، ان‏شاءاللَّه با جديت حوزه‏هاي علميه مخصوصاً حوزه‏مباركه علميه قم تربيت و تعليم مي‏شوند و معرفي مي‏گردند ، به‏جاي قضاتي كه شرايط مقرره اسلامي را ندارند نصب گردند ، كه ان‏شاءاللَّه تعالي بزودي قضاوت اسلامي در سراسر كشور جريان پيدا كند .
    ( وصيتنامه سياسي – الهي امام ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۱۸۸ )
    ۶۸/۳/۱۵

    حكم آقاي عبداللَّه نوري
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب مستطاب حجت الاسلام آقاي عبداللَّه نوري - دامت افاضاته
    جنابعالي به نمايندگي از طرف اينجانب در انجمن نظارت بر انتخاب سه نفر اعضاي شوراي‏عالي قضايي تعيين مي‏شويد تا بر جريان اين انتخابات بر طبق مقررات نظارت كنيد . ان‏شاءاللَّه تعالي موفق باشيد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام عبدالله نوري ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۹۴ )
    ۵۹/۲/۲۸

    حكم آقاي حسينعلي منتظري
    بسمه تعالي
    جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري - دامت بركاته
    جنابعالي براي احراز مقام اجتهاد قُضاتي كه خود داوطلب شده و يا ديگران آنها را براي عضويت در شوراي‏عالي قضايي معرفي كرده‏اند ، به هر نحو صلاح مي‏دانيد اقدام نماييد . از خداي تعالي ادامه توفيقات آن جناب را خواستارم .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به آيت الله منتظري ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۱۷۶ )
    ۵۹/۳/۲۰

    حكم آقاي محمدعلي صدوقي
    بسم‏اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب حجت‏الاسلام آقاي حاج شيخ محمدعلي صدوقي - دامت افاضاته
    جنابعالي به نمايندگي از طرف اينجانب در ستاد نظارت بر انتخاب يك نفر عضو شوراي‏عالي قضايي تعيين مي‏شويد تا بر جريان اين انتخاب بر طبق مقررات نظارت نماييد . ان‏شاءاللَّه تعالي موفق باشيد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام محمد علي صدوقي ، صحيفه نور ، ج ۲۲ ، ص ۲۹۷ )
    ۶۰/۵/۱

    حكم آقاي حسينعلي منتظري
    بسمه تعالي
    خدمت جناب حجت‏الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري - دامت افاضاته
    در احراز صلاحيت افرادي كه براي عضويت در شوراي‏عالي قضايي پيشنهاد شده‏اند ، به هر نحو صلاح مي‏دانيد اقدام نماييد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ۶۰/۷/۳
    خدمت جناب حجت‏الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري - دامت افاضاته
    جنابعالي در اين مطلبي كه در فوق است هر نحو صلاح مي‏دانيد اقدام فرماييد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به ايت الله منتظري ، اسناد منتشر نشده )
    ۶۰/۷/۳
    ( دو فقره دستخط حضرت امام ( س ) در پي درخواست شماره ۵۴ مورخ ۶۰/۶/۳۱ هيات نظارت بر انتخابات تكميلي شوراي عالي قضايي ، داير به احراز صلاحيت داوطلبان عضويت در اين شورا از لحاظ دو شرط عدالت و اجتهاد به منظور انتخاب دو تن از آنها صادر شد در نامه اين هيات به شهادت دو تن از اعضاي شوراي عالي قضايي و ضرورت دو نفر ديگر به جاي آنها اشاره شده است . )

    تاييد نظر آقاي منتظري
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    هيات نظارت بر انتخابات اعضاي شوراي‏عالي قضايي
    اسامي نامزدهاي انتخاباتي عضويت شوراي‏عالي قضايي كه تشخيص صلاحيت آنان به جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي منتظري - دامت افاضاته - محول شده بود ، طبق تاييد ايشان كه مورد تاييد اينجانب است ، در نامه ضميمه به آن هيات اعلام مي‏گردد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( نامه امام به هيات نظارت بر انتخابات اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۲۲ ، ص ۳۰۴ )
    ۶۰/۷/۱۲

    حكم آقاي محمدعلي صدوقي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب حجت الاسلام آقاي آقاشيخ محمدعلي صدوقي - دامت افاضاته
    جنابعالي به نمايندگي از طرف اينجانب در ستاد نظارت بر انتخاب دو نفر عضو شوراي‏عالي قضايي تعيين مي‏شويد تا بر جريان اين انتخاب بر طبق مقررات نظارت نماييد . ان شاءاللَّه موفق باشيد .
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمان امام به حجت الاسلام محمد علي صدوقي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۹ )
    ۶۱/۱۱/۵

    حكم آقاي حسينعلي منتظري
    بسم‏اللَّه الرحمن الرحيم
    خدمت جناب حجت الاسلام و المسلمين آقا حاج شيخ حسينعلي منتظري - دامت افاضاته
    جنابعالي در احراز صلاحيت افرادي كه براي عضويت در شوراي‏عالي قضايي پيشنهاد شده‏اند به هر نحو صلاح مي‏دانيد اقدام فرماييد . والسلام عليكم و رحمهاللَّه .
    روح اللَّه‏الموسوي الخميني
    ( نامه امام به آيت الله منتظري ، اسناد منتشر نشده )
    ۶۲/۳/۳

    تاييد نظر آقاي منتظري
    بسمه تعالي .
    محضر مبارك آيت‏اللَّه العظمي امام خميني - مدظله العالي
    پس از سلام ، پيرو دستور حضرتعالي در مورد اقدام نسبت به تشخيص صلاحيت كانديداهاي عضويت در شوراي‏عالي قضايي هياتي از علما و مدرسين محترم تعيين و پس از بررسيهاي لازم صلاحيت افراد نامبرده در ورقه ضميمه كه لفّاً خدمت حضرتعالي ارسال مي‏گردد تاييد شده . سلامت و دوام عمر حضرتعالي را از خداي متعال مسئلت دارم . اطال اللَّه ظلكم علي رووس المسلمين . حسينعلي منتظري
    بسمه تعالي
    آنچه حضرات آقايان تشخيص داده‏اند مورد تاييد است .
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۲/۳/۲۱

    تاييد نظر آقاي منتظري
    بسمه تعالي
    حضرت حجت‏الاسلام و المسلمين آقاي منتظري - دامت بركاته - در اينباره تحقيق نمايند و نظر دهند .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۴/۳/۱۶
    ( اين فرمان در پي درخواست شماره ۵۰ مورخ ۶۴/۳/۱۴ هيات نظارت بر دومين دوره انتخابات شوراي عالي قضايي داير به تشخيص احراز و تاييد وجود دو شرط عدالت و اجتهاد در داوطلبان عضويت در شوراي عالي قضايي صادر شد . در اين انتخابات سه نفر به عنوان اعضاي شوراي عالي قضايي برگزيده مي‏شدند . )

    تاييد نظر آقاي منتظري
    بسمه تعالي .
    محضر مبارك آيت اللَّه العظمي امام خميني - مد ظله العالي
    پس از سلام ، پيرو احاله تشخيص صلاحيت كانديداهاي عضويت در شوراي‏عالي قضايي از طرف حضرتعالي به اينجانب ، هياتي از حضرات علما و مدرسين محترم تعيين و پس از تحقيق و بررسي لازم از طرف آقايان ، اسامي واجدين شرايط براي عضويت در شوراي‏عالي قضايي احراز و در ورقه ضميمه به حضرتعالي معرفي مي‏گردند - ادام اللَّه ظلكم الشريف . ۷/۴/۱۳۶۴ - حسينعلي منتظري

    بسمه تعالي
    با اسامي مورد تاييد جنابعالي موافقت مي‏شود و مورد تاييد است .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۴/۴/۸

    حكم آقايان نيّري و رئيسي
    بسمه تعالي
    شوراي‏عالي قضايي جمهوري اسلامي
    كليه پرونده‏هايي كه تاكنون در آن شورا با كمال تعجب راكد مانده‏است ، و اجراي حكم خدا تاخير افتاده است در اختيار حجتي‏الاسلام آقايان : نيّري و رئيسي قرار دهيد ، تا هرچه زودتر حكم خدا رااجرا نمايند ، كه درنگ جايز نيست . به آقايان نيّري و رئيسي هم سفارش اكيد مي‏نمايم كه جهات شرعيه را كاملاً رعايت نمايند . والسلام .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۷/۱۱/۱

    تقسيم وظايف در شوراي‏عالي قضايي
    بسمه تعالي
    جناب حجت الاسلام آقاي خامنه‏اي - دامت افاضاته
    با سلام ، از آقايان شوراي‏عالي قضايي دعوت نماييد تا در جلسه سران سه قوه شركت نموده و طرحهاي خود را در زمينه تقسيم كار در هر چه بهتر اداره كردن قوه قضاييه مطرح نمايند . بايد همه تلاش نماييم تا اجراي احكام اللَّه تاخير و يا تعطيل نگردد . گزارش كار را به اينجانب خواهيد داد . والسلام عليكم و رحمه اللَّه و بركاته .
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۷/۱۱/۲۳

  15. #15
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * اصل قانوني بودن

    جامعيت قانوني دين
    تنها درباره قضاوت چند هزار ماده در دين هست كه با بهترين طرز و آسانترين ترتيب كار قضاوت را انجام مي‏دهد .
    ( كشف الاسرار ، ص ۱۸۴ )

    مزيت قوانين شرع
    اگر كسي كوچكتر اطلاعي از قانون دادرسي اسلام و شرايطي كه براي قاضي و شاهد تعيين كرده داشته باشد مي‏داند اساس اين قانون چيست ؛ و همين طور اگر كسي به وضع جريان محاكمه و آساني فصل خصومت و در عين حال نزديك بودن آن به كشف واقع و حقيقت درست برخورد كند ، خواهد فرق ميان قانون خدا و قانون بشر را فهميد ... در قانون اسلام براي قاضي شرايطي است كه اگر مراعات آن شرايط و ديگر شرايط قانون دادرسي شود كمتر حقي باطل مي‏شود ، در صورتي كه به اسرع اوقات كار محاكمه نيز تمام مي‏شود .
    ( كشف الاسرار ، ۲۹۷ )

    دقت در اجراي حدود شرعي
    اگر فقيه بخواهد شخص زاني را حد بزند ، با همان ترتيب خاص كه معين شده بايد بياورد در ميان مردم و صد تازيانه بزند . حق ندارد يك تازيانه اضافه بزند ، يا ناسزا بگويد ، يك سيلي بزند ، يا يك روز او را حبس كند . همچنين اگر به اخذ ماليات پرداخت ، بايد روي موازين اسلام ، يعني بروفق قانون اسلام عمل كند .
    ( ولايت فقيه ، ۶۱ )

    مفهوم عدالت
    به موجب آيه شريفه ( اِنَّ اللَّهَ يَاْمُرُكُمْ اَنْ تُوَدُّوا الْاَماناتِ اِلي اَهْلِهَا و اِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ اَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ اِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ اِنَّ اللَّهَ كانَ سَميعاً بَصيراً ؛ ( نساء / ۵۸ ) . )
    بايد هر امري از امور حكومت بر موازين عدالت ، يعني بر مبناي قانون اسلام و حكم شرع باشد . قاضي حكم به باطل نكند ؛ يعني بر مبناي قانون نارواي غيراسلامي حكم صادر نكند ؛ و نه‏آيين دادرسي او ، و نه قانوني كه حكم خود را به آن مستند مي‏كند ، هيچ‏يك غير اسلامي ( باطل ) نباشد ؛ برنامه‏ريزان كه در مجلس برنامه مثلاً مالي كشور را طرح مي‏كنند ، بر كشاورزان املاك عمومي خراج به مقدار عادلانه تعيين كنند ؛ و طوري نباشد كه آنان را بيچاره‏كنند ، و سنگيني ماليات باعث از بين رفتن آنان و خرابي املاك وكشاورزي شود ؛ اگر مجريان خواستند احكام قضايي را اجرا كنند و مثلاً حدود را جاري نمايند ، از مرز قانون بايد تجاوز نكنند ؛ يك شلاق بيشترنزنند و اهانت ننمايند . حضرت اميرالمومنين ( ع ) بعد از اينكه‏دست دو نفر دزد را قطع مي‏كند ، چنان نسبت به آنان عاطفه و محبت نشان مي‏دهد و معالجه و پذيرايي مي‏كند كه از مداحان حضرت مي‏شوند .
    ( فروع كافي ؛ ج ۷ ، ص ۲۶۴ ، كتاب الحدود ، باب النوادر ، ح ۲۲ ؛ وسائل الشيعه ؛ ج ۱۸ ، ص ۵۲۸ ، كتاب الحدود ، باب ۳۰ از ابواب حدّالسرقه ، ح ۱ ؛ بحارالانوار ؛ ج ۴۰ ، ص ۲۸۱ ، تاريخ اميرالمومنين ( ع ) ، باب ۹۷ ، ح۴۴ . )
    يا وقتي مي‏شنود ارتش غارتگر معاويه خلخال از پاي يك زن اهل ذمّه درآورده‏اند ، به‏قدري ناراحت مي‏شود و عواطفش چنان جريحه‏دار مي‏گردد كه در نطقي مي‏فرمايد : اگر از تاثر اين واقعه انسان بميرد ، قابل سرزنش نخواهد بود !
    ( و لقد بلغني انّ الرّجل منهم كان يدخل علي المراه المسلمه و الاُخري المعاهده ، فينتزع حجلها و قُلبها و قلائدها و رُعثها ما تمتنع منه الاّ بالاسترجاع و الاسترحام ؛ ثمّ انصرفوا وافرين ما نال رجلاً منهم كلمٌ و لا اريق لهم دمٌ . فلو انّ امرا مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ، ما كان به ملوماً بل كان به عندي جديراً ؛ به من خبر رسيده است يكي از مهاجمان بر زني مسلمان و ديگري بر زني كه در پناه اسلام است وارد شده ، و گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال از گردن و دست و پاي زنان بيرون كرده‏اند ؛ و آن ستمديدگان به زاري تقاضاي ترحم كرده‏اند ؛ آنگاه غارتگران با دست پر ، كامياب بازگشته‏اند ، نه زخمي بر جاي نهاده و نه خوني از آنها ريخته شده ؛ اگر مسلماني از اندوه چنين حادثه‏اي بميرد ، نه همان جاي ملامت است ، كه نزد من شايسته كاري است كه كرده است ؛ نهج‏البلاغه ؛ خطبه ۲۷ . )
    با اينهمه عاطفه ، روزي هم شمشير مي‏كشد و افراد مفسد را با كمال قدرت از پا در مي‏آورد . معناي عدالت اين است .
    ( ولايت فقيه ، صص ۴ - ۷۳ )

    لزوم تحقق شرايط جرم
    اجراي حدود در اسلام ، موكول به تحقق شرايط و مقدمات بسيار است و بايد جهات بسياري را از روي كمال عدالت و توجه به اينكه اسلام در كليت خود اجرا گردد ، در نظر گرفت . اگر اين امور در نظر گرفته شوند ، ملاحظه خواهد شد كه مقررات اسلامي كمتر از هر مقررات ديگري خشونت‏آميز است .
    ( مصاحبه امام با خبرنگار روزنامه انگليسي گاردين ، صحيفه نور ج ۲ ، ص ۲۵۹ )
    ۵۷/۸/۱۰

    محاكمه مطابق قوانين
    سوال : اگر شاه خلع يد شود ، با او چه خواهيد كرد ؟
    جواب : اگر شاه فرار كند كه از قدرت ما خارج است و در صورتيكه به دست ملت گرفتار شود ، او را طبق قوانين و ضوابط اسلامي محاكمه و مجازات مينماييم .
    ( مصاحبه امام با خبرنگزاري امريكايي يونايتدپرس ، صحيفه نور ج ۳ ، ص ۷۶ )
    ۵۷/۸/۱۵

    ممنوعيت تخطي مسئولين
    رئيس جمهور اسلام اگر يك سيلي بيجا به يك نفر بزند ، ساقط است ؛ تمام شد رياست جمهوري‏اش ديگر ؛ بايد برود سراغ كارش . آن سيلي را هم بايد عوضش را بيايد بزند توي صورتش ! ما يك همچو چيزي مي‏خواهيم .
    ( بيانات امام در مورد خواسته هاي ملت ، صحيفه نور ج ۳ ، ص ۱۴۱ )
    ۵۷/۸/۲۲

    تناسب كيفر با جرم
    در حكومت اسلامي اگر يك نفر - مثلاً - يك شخصي را كشت ، اين را مي‏گيرند و قصاص
    مي‏كنند لكن يك سيلي اگر كسي به او بزند ، آن يك سيلي بايد انتقام كشيده [شود] براي اينكه اين زايد بر آن مقدار است . يك روز حبس اگر كسي را حبس بكنند ، برخلاف نظام اسلام است . موارد خاصي دارد . گاهي حبس مي‏شود . اينطور نيست كه هر كس را بردند از اول ، مثل اين حكومتهايي كه الآن روي كار هستند ، هر كس را كه گرفتند ، اول يك مدتي كتكش بزنند و مدتهايي كتك بزنند و حبس بكنند و زجر بكنند ، و اينها بعدها هم كه تفتيش كردند فهميدند كه اشتباه كردند ، آن وقت بگويند ما اشتباه كرديم .
    ( بيانات امام در كيفيت خلافت از ديدگاه اسلام ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۱۹۸ )
    ۵۷/۸/۲۸
    ( قصاص در فقه اسلام عبارت است از آنكه به حكم قانون ، عين جنايت ، خواه قتل باشد يا قطع عضو و يا ضرب و جرح ، در مورد جاني اعمال شود و اين در صورتي است كه كسي كه مورد جنايت واقع شده اولياي او تقاضاي قصاص نمايند و از اخذ ديه امتناع ورزند . )

    صلاحيت محاكم
    بر حضرات علماي اعلام ايران است كه مردم را با اطلاعيه‏ها بيدار كنند و آنان را به وظايف شرعيه خود آگاه نمايند مجازات اشخاص جنايتكار و مجرم ، بعد از اثبات جنايت ، با محاكم صالحه است نه با اشخاص متعارف .
    ( پيام امام به ملت ايران ، صحيفه نور ، ج ۴ ، ص ۱۹۶ )
    ۵۷/۱۰/۱۹

    ميزان قوانين
    دادگستري ما نمي‏تواند دادگستري سابق باشد . دادگستري ما بايد روي موازين شرع باشد ، قضاوت روي موازين شرع بايد باشد .
    ( بيانات امام در جمع وكلاي دادگستري ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص ۵۴ )
    ۵۷/۱۲/۷

    ممنوعيت شكنجه
    با همين اشخاصي كه اينطور شكنجه كردند ، اينطور آدم كشتند - ما سفارش كرديم كه در حبسها حتي به [آنها] يك كلمه درشت نگويند . من اعلام كردم اين را ، اعلاميه داده‏ام ، كه حبسي را در حكومت اسلامي - ولو هر چه مجرم باشد - حبسي را حق ندارند به اينكه گرسنگي بدهند ، حق ندارند به اينكه يك سيلي به او بزنند ، حق ندارند به اينكه او را شكنجه بكنند ، حق ندارند كه يك كلمه درشت به او بگويند . آنقدري كه حقش اين است كه محاكمه‏اش بكنند ، هر طور جرمي كه دارد به آن جرم [مجازات] بكنند ، جزا به او بدهند ؛ بيشتر از اين نه ، زايد بر اين نه . يك حبس اينطوري كه اين شكنجه‏گرها ، اگر يكي از ماها گرفتار آنها مي‏شد و نسبت به آنها يك تو گفته بوديم آنطور با ماها رفتار مي‏كردند ، اين شكنجه‏گرها الآن در حبس ما موجودند ، الآن در حبس ايران – اينها – موجودند ؛ آمدند ديدند از خارج و گفتند مطابق با تمدن است اينطور چيز ، اينطور حبس .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگانان ايراني ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۱۷۵ )
    ۵۸/۲/۲۵

    تساوي افراد
    در اسلام براي مجازات مجرمين فرقي بين گروهها نيست و همه در مقابل قانون برابر هستند .
    ( بيانات امام در مورد عدم تعرض به روحاني نماها ، صحيفه نور ، ج ۶ ، ص ۲۵۳ )
    ۵۸/۳/۳

    تعدي از مجازات مقرر
    اگر چنانچه كسي فرزند كسي را كشته باشد ، حقي كه اسلام به او داده اين است كه روي موازين آن قصاص بكنند . هيچ حق ديگري ندارد . يعني اگر فرزند يك نفر را ، فرزندهاي يك نفر را ، عشيره يك نفر را ، يك نفر قتل عام بكند و همه را بكشد ، در اسلام اين است كه اين را بايد قصاص كرد و كشت . بيش از اين حقي براي كسي قائل نيست . يك فحش حق ندارد به او بدهد ؛ يك سيلي حق ندارد بزند .
    ( بيانات امام در جمع گروهي از بانوان لنگرود ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۱ - ۱۸۰ )
    ۵۸/۴/۲

    مجازات قتل عمد
    همين ديروز به من اطلاع دادند كه يك پاسدار در قم يك كسي را همين‏طوري كشته است ! كشته مي‏شود ؛ قصاص مي‏شود . شما حق داريد او را قصاص كنيد . و به دست شما مي‏دهند و كشته خواهد شد . من امروز گفتم بايد كشته بشود .
    ( بيانات امام در جمع گروهي از بانوان لنگرود ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۱۸۳ )
    ۵۸/۴/۲

    محاكمه بدون اغماض
    چنانچه ديديم كه يك خيانتي در كار بوده است ، يا يك كارهاي خلافي ، برخلاف مصلحت مملكت ، برخلاف مصلحت اسلام بوده است ، البته دادگاه هست و جدّاً محاكمه مي‏شود و به جزاي خودش مي‏رسد . شما مطمئن باشيد راجع به اين معنا كه هيچ اغماضي براي كساني كه خلاف مي‏كنند ، هيچ اغماضي نمي‏شود .
    ( بيانات امام در جمع نمايندگان شركت ملي نفت ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۱۸ )
    ۵۸/۷/۶

    رعايت جهات شرعي حدود
    ما بايد روي موازين الهي ، روي موازين شرعي ، عمل كنيم .
    امروز از يكي از آقايان علماي شيراز يك كاغذي براي من آمد كه من حالا مطالعه كردم . ايشان راجع به اين حدودي كه در مناطق مختلف ايران جاري مي‏شود شكايت داشتند كه اين حدود موافق با موازين عمل نمي‏شود و تخلُّفات مي‏شود . از اين جهت ، خوب است كه بگذارند اين را در وقتي كه يك موازين شرعي پيدا بشود ، و آن وقت اجرا بشود . ممكن است كه الآن برخلاف موازين شرع اجرا بشود . از اين جهت ، خوب است كه يك توقفي بشود كه مبادا خداي نخواسته حدود برخلاف آن چيزي كه شارع مقدس فرموده است عمل بشود . البته حدود بايد تحت نظر مجتهد عادل انجام بگيرد ؛ و با آن موازيني كه شارع مقدس فرموده است كه شايد آن موازين اگر ملاحظه بشود ، كم اتفاق بيفتد كه ثابت بشود يك جنايتي از قبيل مثلاً فرض بفرماييد زنا ، كه چهار نفر عادل شهادت بدهد كه من ديدم كَالْمِيلِ في المكْحَله . و چه طور ممكن است كه يك همچو امري ثابت بشود . و اگر به اقرار رسيد ، بايد چهار دفعه اقرار بكند . آن هم قاضي موعظه‏اش بكند كه تو اگر اقرار بكني ، حد جاري مي‏شود ، شايد اشتباه مي‏كني ، به جوري كه شارع مي‏خواهد كه يك همچو مسائلي چه نشود واقع نشود .
    آنكه تا يك مطلبي مي‏شود ، تا يك تهمتي زده مي‏شود ، يك وقتي خداي نخواسته دست به يك همچو اعمالي زده بشود ، اين برخلاف رضايت خداست و برخلاف مسير اسلام است .
    ( بيانات امام در ديدار با روحانيون منطقه تجريش ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۳ )
    ۵۸/۷/۱۹

    عدم جواز اهانت به مجرم
    اهانت كردن به يك آدمي ، ولو اين آدم هم خودش يك آدم مخالفِ مثلاً چه باشد ، باز حق اهانت نيست . اين حق است كه جزايش را به او بدهند ، ديگر اهانت چرا به او بكنند ؟ رفتن منزل ، به خانواده‏اش تعرض كردن ، به بچه‏هايش تعرض كردن ، اينها اموري است كه نبايد بشود .
    ( بيانات امام در جمع دادستانها و حكام شرع ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۷ )
    ۵۸/۷/۲۰

    رعايت كامل مواضع قضا
    از مهماتي كه بايد عرض كنم ، دقت در امر قضاست . وقتي كه نواميس مردم ، جانهاي مردم ، مالهاي مردم تحت نظر شماست ، نبايد كه مسامحه بشود - خداي نخواسته - يك غير مجرمي مجرم شناخته بشود يا يك مجرمي كه بايد حد الهي برايش جاري بشود ، اين غير مجرم شناخته بشود . بايد در امر قضا ، كمال دقت را كرد و با دقت اجرا كرد . مبادا - خداي نخواسته - به دست يكي ، يك ظلمي واقع بشود . هر دو طرفش ظلم است : اگر يك غير مجرمي ، مجرم شناخته بشود ، ظلم به آن شخص است و اگر يك مجرمي ، غير مجرم شناخته بشود ، ظلم به آنهايي است كه اين جرم مرتكب شده است براي آنها . بايد تمامش را با كمال دقت ، با كمال مواظبت و احتياط ، عمل كنيد كه مبادا يكوقت - خداي نخواسته - يك كسي به قتل برسد ، در صورتي كه جرمش به مقدار قتل نيست . كسي يك حبس طولاني بشود ، در صورتي كه جرمش به مقدار اين حبس نيست يا قاتلي فرار كند از زير بار قصاص به توهّم اينكه خوب ، يك ترحّمي بايد به آن كرد . نه ، قاضي بايد با تمام شدت ، توجه بكند به مواضع قضا .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۶ )
    ۵۹/۵/۲۵

    تجاوز از اختيارات
    اگر بنا شد كه يك قاضي بخواهد اجرا هم بكند ، اين از حدّ خودش تجاوز كرده است و كارش فاسد خواهد شد و مملكت هم فاسد خواهد شد .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۷ )
    ۵۹/۵/۲۵

    رسيدگي عادلانه
    هر قضاوتي كه پيش شما بيايد ، به طور حق ، به طور عدالت [قضاوت كنيد ، ] بدون نظر به اينكه اين آدم چي است و آن آدم چي . حتي يك مجرم درجه اول وقتي كه آمد ، روي حق نظر بكنيد . اين سابقه‏اش چه جوري است ؛ اين را نظر نگيريد ، روي حق و عدالت به آن نظر بكنيد و حكمي كه صادر مي‏كنيد يك حكم عادلانه باشد كه در محضر حق تعالي كه وارد مي‏شويد ، مورد اشكال نباشيد و روسفيد باشيد .
    ( بيانات امام در جمع قضات شرع و دادستانهاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۷ )
    ۵۹/۵/۲۵

    ناديده انگاشتن روابط
    من براي چندمين بار اعلام مي‏كنم كه هر گروه و شخصي - اگر چه از بستگان و اقرباي اينجانب باشند - خود مسئول اعمال و اقوال خود هستند و اگر خداي نخواسته تخلف از احكام اسلام كردند ، دستگاه قضايي موظف است آنان را مورد تعقيب قرار دهد ، و هر كس و هر دستگاه ، چه قضات شرع و چه دادگاهها و چه غير اينها ، هر كس تعديات خود را به اسم من و يا به انتساب به من اجرا كنند مجرم و مفتري است .
    ( بيانات امام به ملت ايران ، صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۴۵ )
    ۵۹/۱۲/۲۹

    طمانينه ، شان قضاوت
    تمام محاكمي كه هستند و تمام دست‏اندركاراني كه هستند اين مطلب را توجه بدهم كه مبادا يك وقت اينطور شرارتهايي كه در ايران مي‏شود مثل يك همچو قصه ناگواري كه براي ما پيش آمد و دو نفر از بهترين جوانان و بهترين كاركنان ايران
    ( شهيدان محمد علي رجائي و حجت الاسلام باهنر ، رئيس جمهور و نخست وزير جمهوري اسلامي ايران كه در حادثه بمب گذاري در نخست وزيري ، در تاريخ ۸/۶/۶۰ به درجه شهادت رسيدند . )
    از بين رفت ، مبادا يك وقت كنترل خودشان را از دست بدهند و زايد بر آنچه حكم خداست و قانون اسلام است عمل كنند . مبادا اين اسباب اين بشود كه خشونت زياد با اسيرها بكنند و با زندانيها بكنند و بدون دقت ، بدون توجه يك وقت افرادي را بگيرند كه - خداي نخواسته - گناهكار نبوده‏اند و گرفتار شده‏اند .
    اسلام و مسلمين بايد ، مسلمين بايد همان‏طوري كه در اسلام هست با تاني ، با طمانينه ، بدون اينكه دست و پاي خودشان را گم بكنند ، به كار خودشان ادامه بدهند و با اسرا رفتار خوب بكنند و آنچه كه قانون اسلامي اقتضا مي‏كند با آنها عمل بكنند و هرگز با عصبانيت و با دستپاچگي كاري را انجام ندهند و به طور متانت و طمانينه بر موازين قانوني و بر موازين اسلامي با آنها عمل بكنند . مبادا يك وقت شهادت عزيزان ما اسباب اين بشود كه با شدت عمل بيشتر از آن مقداري كه بايد با آنها عمل بشود ، عمل بكنند . با زندانيان رفتار خوب مي‏كنند و بيشتر كنند و با اسرا رفتار خوب مي‏كردند و مي‏كنند و بيشتر كنند . و محاكم با قدرت هرچه تمامتر به كار خودشان ادامه بدهند . و مردم و ملت با قدرت تمام ، و هرچه بيشتر توجه كنند و به اين كساني كه توطئه‏گر هستند توجه كنند و به محاكم صالحه و به مقامات انتظامي اطلاع بدهند . آنها هم با موازين قانوني و اسلامي عمل بكنند و مفسدين را به جزاي خودشان برسانند و كساني كه بيگناه هستند از حبس خارج بكنند و علي اي حال ، رفتارها ، رفتارهاي اسلامي باشد . جمهوري ، جمهوري اسلامي است ، رفتارها حتي با كساني كه قاتل شناخته شدند ، رفتار اسلامي باشد و لو اينكه با شدت عمل و شدت ديد آنها را به جزاي خودشان برسانند ، اما فقط همان رساندن به جزا باشد و تعدي زيادتر نشود .
    ( بيانات امام در جمع مسلمانان سازمان اماميه پاكستان ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص ۱۲۰ )
    ۶۰/۶/۱۰

    اجراي دقيق قانون
    آني كه به حسب حكم شرع ، حكمش قتل است ، مسامحه نكنند . از آن طرف هم طوري باشد كه اگر چنانچه يك نفر آدم بي‏گناه است ، حتي مانع بشود از اينكه يك حرف تند به او بزنند . آنها هم كه گناهكارند حق نيست به اينكه با آنها معامله غير انساني بكنند . آنها [كه] مستحق قتل‏اند ، بايد قتل بشوند ، مستحق اعدام‏اند ، اعدام بايد بكنند ؛ اما زايد بر آن بخواهند كارهايي بكنند ، اين را بدانند كه مسئول هستند .
    و همين طور متصديان حبسها و زندانها بايد اين معنا را توجه داشته باشند ، چه اشخاصي كه در راس هستند و چه اشخاصي كه مشغول اجراي عمل هستند ، بايد اين معنا را توجه بكنند كه حدود الهي معنايش اين نيست كه يك كسي كه مستحق قتل است ما فحشش بدهيم ؛ جايز نيست اين ، يا به او سيلي بزنيم ؛ حق نيست ؛ يعني ، قصاص دارد اين . يك نفر آدم جاني كه دارند مي‏برند بكشندش ، اگر شما يك سيلي بزنيد ، او حق دارد به شما سيلي را عوض بزند و خلاف شرع كرديد . گمان نكنيد كه حالا كه اين آدم توي حبس آمده است ، ما بايد با او رفتار بد كنيم . ان‏شاءاللَّه ، نمي‏كنيد و نبايد بكنيد .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۳ )
    ۶۱/۵/۳۱

    قانون شرع ، قانون حاكم
    من حالا هم اعلام مي‏كنم به تمام سر تا سر قضات كشور ، كساني كه متصدي قضا هستند ، كساني كه در دادگستري هستند ، تمام قوانيني كه در زمان طاغوت بوده است و بر خلاف شرع بوده است ، تمام بايد دور ريخته بشود و مسئوليتش به گردن من ؛ تمام را دور بريزيد و به جاي او ، قوانين شرع را عمل بكنيد .
    شوراي قضايي اگر نكرده‏اند اين كار را - خداي نخواسته - حالا ؛ دشفظظ بخشنامه كنند به همه سر تا سر كشور ، به دادستانها و به دادگاهها و به دادگستريها و به همه اينها امر كنند به اينكه تمام احكامي كه به حسب قانوني كه ، قانون فاسدي كه گذرانده‏اند ، تمام اينها فاسد است و مگر حالا گاهي پيدا بشود كه مطابق شرع باشد ، خوب ، آنها را عمل بايد بكنند . آن چيزهايي كه بر خلاف شرع است هيچ كس حق ندارد عمل بكند و هر كه عمل بكند ، علاوه بر اينكه پيش خداي تبارك و تعالي روسياه است و عذر اينكه ما به قانون عمل مي‏كنيم ، غلط است . كدام قانون ؟ قانون مخالف با اسلام ؟ قانون مخالف با شرع ؟ نبايد به آن عمل بشود . شما اگر با قانون سابق هم بايد عمل بكنيد ، خوب ، يكي از ماده‏هاي متمم قانون اساسي سابق اين بود كه هيچ قانوني بر خلاف شرع ، قانون نيست . منتها پيشتر به آن عمل نشد ، سابقاً به آن عمل نكردند . بناء عليه ، آن چيزهايي كه به اسم قانون آورده‏اند و بر خلاف شرع است ، به حسب قانون اساسي زمان سابق هم قانون نيست .
    شما مي‏توانيد آن وقت اگر از شما سوال كردند [كه] چرا كرديد ، بگوييد قانون اساسي سابق هم اين را گفته است . قانون حالا هم كه اينطوري است ، و مجرم است كسي كه اين عمل را بكند . به هيچ كس نبايد اعتنا بكنيد . هر كس گفت كه اين كار خلاف شرع را بايد مطابق قانون عمل كنيد ، توي دهنش بزنيد - به هيچ كس اعتنا نكنيد . نمي‏گويم حالا پاشيد سيلي به او بزنيد ، لكن جلويش بايستيد . بگوييد كه اين خلاف شرع است ، من نمي‏كنم و نبايد هم بكنم . و ان‏شاءاللَّه ، آقايان هم كرده‏اند اين كار را . و اگر چنانچه اعتنا نشده ، ثانياً - چيز بكنند و - متخلفين را دعوت كنند و محاكمه كنند .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۴ - ۲۵۳ )
    ۶۱/۵/۳۱

    لغو قوانين نامشروع
    شوراي نگهبان ، شوراي قضايي بخشنامه بكنند و همه جا بگويند به اينكه اين قوانين سابق كه مخالف شرع بوده نبايد عمل بشود و اگر كسي عمل بكند ، مجرم است و بايد محاكمه بشود ، به جزاي خودش برسد .
    ( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۴ )
    ۶۱/۵/۳۱

    برخورد قاطعانه
    قضيه دادگاهها و دادسراي انقلاب را كه مربوط به اين جمعيت است ، ( گروهكهاي محارب با نظام )
    همان جا من گفتم آنها حسابشان علي حِدّه است . اينها بايد با جديت [درست] بشود ، با جديت تعقيب بشود و حسابشان را درست بكنند . البته معاشره ، معامله با آنها مادامي كه در زندان هستند ، معامله انساني - اسلامي بايد باشد . و هر وقت هم معلوم شد كه اين شخص بايد فلان حد را بخورد ، فلان حد را بخورد . بايد هم بماند تو حبس تا برود و آن ، اشراري است كه اگر بيرونش كنند باز هم مشغول بشود به آن كارها ، مي‏ماند تا هر وقتي كه خدا بخواهد .
    ( بيانات امام در جمع مسئولين حكام شرع دادگاهها ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۸۰ )
    ۶۱/۱۱/۱۸

    رعايت معيارهاي اسلامي
    در حق مجرمان و منحرفان از خدا بيخبر هم نبايد از معيارهاي اسلامي و حدود و تعزيرات مقرره تجاوز گردد كه آن خود نيز از نظر عدالت اسلامي جرمي است كه موجب كيفر است .
    ( پيام به مناسبت آغاز پنجمين سال جمهوري اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۲۲۷ )
    ۶۲/۱/۱۲

    بي‏حرمتي لفظي يا عملي
    همه بايد بدانيم كه مجرمي كه بالاترين جرم را دارد و به سوي چوبه دار مي‏رود ، جز اجراي حد شرعي احدي حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد ؛ و مرتكب ، خود ظالم است و مستحق كيفر .
    ( پيام امام به مناسبت گشايش دومين دوره مجلس ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۸ )
    ۶۳/۳/۷

    ممنوعيت تعدي و تفريط
    درباره زندانيان عنايت خاص داشته باشند كه نه از مستحق حدود و تعزيرات شرعيه از مجازات الهيه بدون مجوز شرعيه صرف نظر كنند و نه خداي نخواسته غير مستحقي مظلوم واقع شود . نه ساده‏انديشي كنند كه منحرفين و مفسدين رها شده و به فساد خود ادامه دهند و نه كساني كه چنين نيستند حتي يك روز دربند باشند .
    ( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۰۷ )
    ۶۳/۱۱/۲۲

    اولويت قانون مصوب مجلس
    استفتاي رئيس ديوان عالي كشور از حضرت امام
    در تاريخ ۱۰/۸/۶۳ توسط سه نفر از آقايان كه بر حسب دستور مورخ ۱۶/۱/۶۳ حضرتعالي توسط آقاي نخست وزير تعيين گرديدند ، مصاديقي براي حكم حكومتي آن جناب مورخ ۱۲/۱۲/۵۷ تعيين گرديد . و در محاكم مخصوص اين احكام عمل مي‏شد ، و در تاريخ۲۵/۶/۶۳ قانوني در مجلس تصويب و به قوه قضاييه ابلاغ شده كه محاكم طبق قانون عمل كنند . چون در چندين مورد نوشته آن آقايان با قانون مصوب مجلس تنافي و تعارض دارد ، در محاكم ايجاد اشكال مي‏شود . اجازه بفرماييد در موارد تنافي به قانون مصوب مجلس عمل شود . عبد الكريم موسوي اردبيلي

    بسمه تعالي
    موافقت مي‏شود .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( پاسخ امام به استفتاي رئيس ديوان عالي كشور ، اسناد منتشر نشده )
    ۶۴/۳/۲۲

    رعايت موازين در اجراي حدود
    در اجراي حدود ، نبايد از آن حدودي كه حق تعالي فرموده است ، پايين‏تر عمل بشود و نبايد زيادتر . حتي آن كسي را كه الآن محكوم به قتل شده‏است و دارند مي‏برندش در جايي كه او را بكشند ، هيچ كس حق ندارد حتي يك كلمه درشت به او بگويد ؛ اجراي حكم خداست . اگر كسي يك سيلي به او زد ، او حق دارد در همان جا ، يك سيلي برگرداند و بايد هم‏ديگران كمك كنند تا او قصاص بكند . اگر يك درشتي كرد ، آن كسي كه درشتي كرده است تعزير لازم دارد ، بايد قوه قضاييه تعزير كند او را .
    از آن طرف هم اگر كسي تقصير بكند در اين ، يك كسي كه مستحق هفتاد - مثلاً - شلاق است ، شصت تا بزند ، اين هم تقصيري است كه در حكم خدا شده است و خيال نكند كه اين يك رحمتي است ، بلكه اين يك امري است كه معصيت خداست . اجراي حدود به آنطوري كه خداي تبارك و تعالي فرموده است ، بايد بشود . اين كه انسان ترحم كند به يك كسي كه بايد حد به او جاري بشود ، حد را جاري نكند يا كم جاري كند ، اين عصيان است ، بلكه به خود آن آدم هم لطمه وارد مي‏شود ، به خود ملت هم لطمه وارد مي‏شود . اين حدود همان طوري كه تربيت مي‏كند اشخاص را ، ملت را هم مي‏رساند به جايي كه اينطور فسادها در او كم بشود . . . قضات وقتي مي‏توانند قاضي باشند كه در قضاوت ، هم در جهت حكم و هم در جهت دستور به اين كه بايد چه بشود ، هيچ تقصير و قصوري نكنند ، نه غلو كنند ، نه تقصير بكنند . بنابراين ، يكي از مهمات است كه بايد ملاحظه بشود وان‏شاءاللَّه كه ملاحظه مي‏شود . و من اميدوارم كه همه موفق بشويد به اين كه كارها را مطابق اينطوري كه خدا گفته است ، عمل بكنيد و نه زياده روي كنيد ، يك وقت - خداي نخواسته - تجاوز از حد بكنيد كه آن تقصير است و نه ناقص عمل كنيد ؛ يعني ، اين كه خدا گفته است ، شما زيادتر از رحمت خدا خيال كنيد رحمت داريد كه آن هم تقصير است . آن چيزي كه صراط مستقيم است ، آني است كه بر روشي كه خداي تبارك و تعالي فرموده است ، به آن روش عمل بشود . همين طور پليس قضايي بايد توجه بكند كه اين پليس اسلام است ، اين پليس قوه قضاييه اسلام است . اين پليس بايد روي موازين عمل بكند – خداي نخواسته – يك وقت قدرت دارد ، تجاوز نكند . به همان طوري كه دستور داده مي‏شود و دستور مطابق با موازين شرعيه است ، به همان طور بايد ان‏شاءاللَّه ، عمل بكنند .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضايي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۱۹۳ )
    ۶۴/۵/۸

    تساوي در پيشگاه قانون
    همه در پيشگاه قضاوت اسلام مساوي بوده ، و نيز به همان اندازه كه اغماض از مجرمين گناه بزرگي است ، تعرض نسبت به بيگناهان از گناهان نابخشودني است .
    ( پاسخ امام به نامه حجت الاسلام محمدي ري شهري ، صحيفه نور ، ج ۲۰ ، ص ۴۶ )
    ۶۵/۸/۵

    استثنا نداشتن حدود شرعي
    در اجراي حكم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتكب چيزي شد كه موجب حد شرعي است بايد در مورد او اجرا شود .
    ( اسناد منتشر نشده )


    محدوده صدور حكم اعدام
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    آقاي دادستان دادگاه انقلاب اسلامي
    در غير از دو مورد زير :
    كسي كه ثابت شود آدم كشته است ؛
    ۲ - كسي كه فرمان كشتار عمومي داده است و يا مرتكب شكنجه‏اي شده كه منجر به مرگ شده باشد ، هيچ دادگاهي حق ندارد حكم اعدام صادر كند و نبايد اشخاص در غير از دو مورد مذكور اعدام شوند . تخلف از اين امر جرم است و موجب ثبوت قصاص .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمان امام به دادستان دادگاه انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۲۲ ، ص ۲۳۱ )
    ۵۸/۲/۲۳

    منشور قضايي انقلاب
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    در تعقيب تذكر به لزوم اسلامي نمودن تمام ارگانهاي دولتي بويژه دستگاههاي قضايي و لزوم جانشين نمودن احكام اللَّه در نظام جمهوري اسلامي به جاي احكام طاغوتي رژيم جبار سابق ، لازم است تذكراتي به جميع متصديان امور داده شود . اميد است ان‏شاءاللَّه تعالي با تسريع در عمل ، اين تذكرات را مود توجه قرار دهند :
    ۱ - تهيه قوانين شرعيه و تصويب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گيرد و قوانين مربوط به مسائل قضايي كه مورد ابتلاي عموم است و از اهميت بيشتر برخوردار است در راس ساير مصوبات قرار گيرد ، كه كار قوه قضاييه به تاخير يا تعطيل نكشد و حقوق مردم ضايع نشود ، و ابلاغ و اجراي آن نيز در راس مسائل ديگر قرار گيرد .
    ۲ - رسيدگي به صلاحيت قضات و دادستانها و دادگاهها با سرعت و دقت عمل شود تا جريان امور ، شرعي و الهي شده و حقوق مردم ضايع نگردد . و به همين نحو رسيدگي به صلاحيت ساير كارمندان و متصديان امور ، با بيطرفي كامل بدون مسامحه و بدون اشكال‏تراشيهاي جاهلانه كه گاهي از تندروها نقل مي‏شود ، صورت گيرد تا در حالي كه اشخاص فاسد و مفسد تصفيه مي‏شوند اشخاص مفيد و موثر با اشكالات واهي كنار گذاشته نشوند . و ميزان ، حال فعلي اشخاص است با غمض عين از بعض لغزشهايي كه در رژيم سابق داشته‏اند ، مگر آنكه با قرائن صحيح معلوم شود كه فعلاً نيز كارشكن و مفسدند .
    ۳ - آقايان قضات واجد شرايط اسلامي ، چه در دادگستري و چه در دادگاههاي انقلاب بايد با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامي احكام اسلام را صادر كنند ، و در سراسر كشور بدون مسامحه و تعويق به كار پر اهميت خود ادامه دهند . و مامورين ابلاغ و اجرا و ديگر مربوطين به اين امر بايد از احكام آنان تبعيت نمايند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار ، احساس آرامش قضايي نمايند ، و احساس كنند كه در سايه احكام عدل اسلامي جان و مال و حيثيت آنان در امان است . و عمل به عدل اسلامي مخصوص به قوه قضاييه و متعلقات آن نيست ، كه در ساير ارگانهاي نظام جمهوري اسلامي از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواي نظامي و انتظامي و سپاه پاسداران و كميته‏ها و بسيج و ديگر متصديان امور نيز به طور جدي مطرح است و اَحدي حق ندارد با مردم رفتار غير اسلامي داشته باشد .
    ۴ - هيچ كس حق ندارد كسي را بدون حكم قاضي كه از روي موازين شرعيه بايد باشد توقيف كند يا احضار نمايد ، هر چند مدت توقيف كم باشد . توقيف يا احضار به عنف ، جرم است و موجب تعزير شرعي است .
    ۵ - هيچ كس حق ندارد در مالِ كسي چه منقول و چه غيرمنقول ، و در مورد حق كسي دخل و تصرف كند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حكم حاكم شرع ، آن هم پس از بررسي دقيق و ثبوت حكم از نظر شرعي .
    ۶ - هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل كار شخصي كسي بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا كسي را جلب كند ، يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد ، و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني - اسلامي مرتكب شود ، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند ، و يا براي كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد ، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد ، و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري كه از غير به او رسيده و لو براي يك نفر فاش كند . تمام اينها جرم [و] گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از كباير بسيار بزرگ است ، و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي‏باشد .
    ۷ - آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد ، در غير مواردي است كه در رابطه با توطئه‏ها و گروهكهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است كه در خانه‏هاي امن و تيمي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيتهاي مجاهد و مردم بيگناه كوچه و بازار و براي نقشه‏هاي خرابكاري و افساد في‏الارض اجتماع مي‏كنند و محارب خدا و رسول مي‏باشند ، كه با آنان در هر نقطه كه باشند ، و همچنين در جميع ارگانهاي دولتي و دستگاههاي قضايي و دانشگاهها و دانشكده‏ها و ديگر مراكز با قاطعيت و شدت عمل ، ولي با احتياط كامل بايد عمل شود ، لكن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها ، چرا كه تعدي از حدود شرعيه حتي نسبت به آنان نيز جايز نيست ، چنانچه مسامحه و سهل‏انگاري نيز نبايد شود . و در عين حال مامورين بايد خارج از حدود ماموريت كه آن هم منحصر است به محدوده سركوبي آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعيه ، عملي انجام ندهند .
    و موكداً تذكر داده مي‏شود كه اگر براي كشف خانه‏هاي تيمي و مراكز جاسوسي و افساد عليه نظام جمهوري اسلامي از روي خطا و اشتباه به منزل شخصي يا محل كار كسي وارد شدند و در آنجا با آلت لهو يا آلات قمار و فحشا و ساير جهات انحرافي مثل مواد مخدره برخورد كردند ، حق ندارند آن را پيش ديگران افشا كنند ، چرا كه اشاعه فحشا از بزرگترين گناهان كبيره است و هيچ كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدي از ضوابط شرعيه نمايد . فقط بايد به وظيفه نهي از منكر به نحوي كه در اسلام مقرر است عمل نمايند و حق جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن را ندارند ، و تعدي از حدود الهي ظلم است و موجب تعزير و گاهي تقاص مي‏باشد . و اما كساني كه معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بين مردم است ، در حكم مفسد في‏الارض و مصداق ساعي در ارض براي فساد و هلاك حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آنچه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضايي معرفي كنند . و همچنين هيچ يك از قضات حق ندارند ابتدائاً حكمي صادر نمايند كه به وسيله آن ماموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل يا محلهاي كار افراد وارد شوند كه نه خانه امن و تيمي است و نه محل توطئه‏هاي ديگر عليه نظام جمهوري اسلامي ، كه صادر كننده و اجرا كننده چنين حكمي مورد تعقيب قانوني و شرعي است .
    ۸ - جناب حجت الاسلام آقاي موسوي اردبيلي رئيس ديوان‏عالي كشور ، و جناب آقاي نخست وزير موظفند شرعاً از امور مذكوره با سرعت و قاطعيت جلوگيري نمايند . و لازم است در سراسر كشور ، در مراكز استانداريها و فرمانداريها و بخشداريها هياتهايي را كه مورد اعتماد و وثوق مي‏باشند انتخاب نمايند و به ملت ابلاغ شود كه شكايات خود را در مورد تجاوز و تعدي مامورين اجرا ، كه به حقوق و اموال آنان سر مي‏زند بدين هياتها ارجاع نمايند و هياتهاي مذكور نتيجه را به آقايان تسليم ، و آنان با ارجاع شكايات به مقامات مسئول و پيگيري آن متجاوزين را موافق با حدود و تعزيرات شرعي مجازات كنند .
    بايد همه بدانيم كه پس از استقرار حاكميت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهوري اسلامي با تاييد و عنايات خداوند قادر كريم و توجه حضرت خاتم الاوصيا و بقيه اللَّه - ارواحنا لمقدمه الفداء - و پشتيباني بي‏نظير ملت متعهد ارجمند از نظام و حكومت ، قابل قبول و تحمل نيست كه به اسم انقلاب و انقلابي بودن خداي نخواسته به كسي ظلم شود ، و كارهاي خلاف مقررات الهي و اخلاق كريم اسلامي از اشخاص بي‏توجه به معنويات صادر شود .
    بايد ملت از اين پس كه حال استقرار و سازندگي است احساس آرامش و امنيت نمايند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به كارهاي خويش ادامه دهند ، و اسلام بزرگ و دولت اسلامي را پشتيبان خود بدانند ، و قوه قضاييه را در دادخواهيها و اجراي عدل و حدود اسلامي در خدمت خود ببينند ، و قواي نظامي و انتظامي و سپاه پاسداران و كميته‏ها را موجب آسايش و امنيت خود و كشور خود بدانند . و اين امور بر عهده همگان است ، و كار بستن آن موجب رضاي خداوند و سعادت دنيا و آخرت مي‏باشد ، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقيب و جزاي دنيوي است . از خداوند كريم خواهانم كه همه ما را از لغزشها و خطاها حفظ فرمايد ، و جمهوري اسلامي را تاييد فرموده و آن را به حكومت عالَمي قائم آل محمد - صلي اللَّه عليه و آله - متصل فرمايد اِنّه قريب مجيب .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمان هشت ماده اي امام خطاب به قوه قضائيه ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۷ - ۱۰۵ )
    ۶۱/۹/۲۴

    حكم هيات تعيين حدود تعزيرات
    بسمه تعالي
    در اين موقع كه اكثريت قاطع متصديان امر قضا واجد شرايط شرعيه قضاوت نيستند ، و از باب ضرورت اجازه به آنان داده شده است ، حق تعيين حدود تعزير را بدون اجازه فقيه جامع‏الشرايط ندارند . بنابراين لازم است با تعيين هياتي مركب از جنابعالي ( آيت الله محمد يزدي ، رئيس سابق قوه قضائيه كه در آن زمان رئيس كميسيون امور قضائي و حقوقي مجلس بود . )
    و حجت‏الاسلام آقاي اردبيلي و دو نفر از فقهاي شوراي محترم نگهبان به انتخاب فقهاي مذكور نگهبان ، حدود تعزيرات را تعيين كنندكه در آن چهارچوب اجازه داده شود ، و حق تخطي از آن نداشته باشند . و البته اين امر موقتي و اضطراري است تا ان‏شاءاللَّه قضات جامع‏الشرايط تعيين گردند .
    روح الله الموسوي الخميني
    ( پاسخ امام به استفتاي كميسيون امور قضائي مجلس ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص ۲۴۵ )
    ۶۴/۸/۲۸

    واگذاري تعزيرات حكومتي به مجمع تشخيص مصلحت
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيدعلي خامنه‏اي - دامت افاضاته
    با اهداي سلام و دعاي خير براي اعضاي محترم مجمع تشخيص مصلحت ، در اين زمان كه بحمداللَّه تعالي كار جنگ بدين جا رسيده است ، اينجانب حق تعزيرات حكومتي را لغو نمودم .
    حدود تعزيرات ، چه شرعي و چه حكومتي ، حق فقهاي جامع‏الشرايط است ؛ ولي براي جلوگيري از فساد ، لازم است مجمع تشخيص مصلحت ، تشخيص مصالح را دراجرا و عدم اجرا داده ، و به نحوي كه مصلحت را تشخيص مي‏دهند عمل كنند . ان‏شاءاللَّه موفق باشيد .
    ( فرمان امام به حجت الاسلام خامنه اي رئيس جمهور ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۶ )
    روح اللَّه الموسوي الخميني
    ۶۷/۶/۱۳

    لغو حكم حكومتي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب آقاي موسوي ، نخست‏وزير محترم
    لغو حق تعزيرات حكومتي
    تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است ، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد . . . والسلام .
    روح الله الموسوي الخميني
    ( نامه امام در پي استعفاي مهندس مير حسين موسوي ، صحيفه نور ، ج ۲۱ ، ص ۱۱ )
    ۱۵/۶/۶۷
    علاوه بر موارد مذكور براي اطلاع از مواضع حضرت امام رجوع شود به صحيفه نور :
    ج ۳ ، ص ۳۲
    ج ۶ ، ص ۱۷۳
    ج ۱۶ ، ص ۶۰
    ج ۱۶ ، ص ۱۶۸

  16. #16
    کاربرسایت MR HAMID آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۱۱-۰۲
    نوشته ها
    156
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پاسخ : قضا و قضاوت از ديدگاه امام خميني ( س )

    * دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامي

    تاسيس دادگاه انقلاب
    جناب آقاي مهندس مهدي بازرگان
    با توجه به اينكه روساي ادارات كشوري و امنيتي و نظامي ، جناياتي عليه ملت ايران بر طبق شواهد و دلايل متقن و مستند انجام داده‏اند كه قانوناً و شرعاً مستحق مجازات‏اند ، بنابراين در اسرع وقت از طريق دادگستري ، با تشكيل يك دادگاه انقلابي ، برطبق مقررات اسلامي محاكمه ، و به كيفر اعمال جنايت آميزشان برسانيد تا روح شهداي راه آزادي و استقلال ، كه در انتظار كيفر دژخيمان اين قرن مي‏باشد ، تا حدي شاد گردد . والسلام عليكم .
    بايد حداكثر محاكم اينها دو روز باشد . اينها محكوم هستند لكن محاكمه در پيش خبرنگاران خارجي و داخلي شوند .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۵۸/۶/۲

    واگذاري دادگاه انقلاب به شوراي انقلاب
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    نظر به اينكه تسريع در محاكمات و اجراي احكام درباره جنايتكاران - في‏الجمله - منتفي شده است ، لازم است از اين پس محاكمات زير نظر شوراي انقلاب اسلامي و دولت انقلاب اسلامي صورت گيرد . و به همين منظور دستور داده شده است كه شوراي انقلاب اسلامي آيين‏نامه جديدي تنظيم و تصويب نمايد . از اين رو لازم است دادگاه مركزي تهران ، از اين تاريخ تا تصويب آيين‏نامه جديد ، محاكمات را متوقف كند ؛ و دادگاههاي شهرستانها به كار بازپرسي و محاكمه ادامه دهند ولي اجراي احكام اين دادگاهها از اين پس موقوف به تاييد دادگاه مركزي خواهد بود كه طبق آيين‏نامه جديد صورت خواهد گرفت .
    تذكر اين نكته بجاست كه تمامي دادگاههاي انقلابي بجز رسيدگي به جرايم ضدانقلابي ، حق هيچ گونه دخالت در امور ديگر از قبيل دزدي و ساير اموري كه موجب حد مي‏شود را ندارند ؛ زيرا دادگاههاي فوق‏العاده انقلاب اسلامي فقط مربوط به رسيدگي به امور ضد انقلابي در حال حاضر و در دوران رژيم اختناق مي‏باشد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام در موردتعيين وظيفه دادگاههاي انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص ۱۸۹ )
    ۵۷/۱۲/۲۵

    حاكم نمودن نظم و امنيت
    از اين تاريخ به بعد احدي حق تعرض به كسي را ندارد ، نه مقامات مسئول و نه گروه غيرمسئول . و جناب آقاي رئيس‏جمهور موظف هستند كه از اين هرج و مرج موجود اكيداً با قوه قهريه جلوگيري نمايند و متخلفين را از هر قشري هستند به دست قانون بسپارند . و جناب آقاي قدوسي دادستان كل انقلاب موظف هستند كه اشخاص متخلف را از هر طبقه هستند به دادگاه احضار و به وسيله آقاي رئيس‏جمهور آنان را الزام به حضور ، و عدالت را درباره آنان اجرا كنند .
    و اما اشخاصي كه متهم هستند به يكي از امور فوق كه مورد عفو نمي‏توانند باشند ، احدي حق تعرض به آنان را ندارد جز محاكم صالح ، و مامورين از قِبَل آن محاكم براي تحويل به محاكم و تمام محاكم ايران موظفند كه پس از اتمام پرونده متهم ، پرونده يا رونوشت آن را به تهران نزد آقاي قدوسي ، دادستان كل انقلاب بفرستند براي رسيدگي نهايي . و آقاي قدوسي موظفند هيات يا هياتهايي مركب از قضات شرع تشكيل دهند ، و رسيدگي به اين قسم پرونده‏ها بكنند و حكم عدل اسلامي را جاري نمايند .
    ( فرمام امام در مورد عفو عمومي ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۴ - ۱۳ )
    ۵۸/۱۲/۲۸

    اسوه بودن دادگاههاي انقلاب
    دادگاههاي انقلاب در سراسر ايران بايد نمونه كامل اجراي حدود اللَّه باشند . بايد سعي كنند كه قدمي از احكام خداي تعالي منحرف نشوند و احتياط كامل را رعايت نمايند . بايد با صبر انقلابي به قضاوت بنشينند . دادگاهها حق ندارند نيروي مسلح از خود داشته باشند . بايد بر طبق قانون اساسي عمل نمايند و بتدريج دستگاه قضايي اسلامي مسئوليتهاي اين دادگاهها را بر عهده گيرند . قضات بايد با تمام جديت جلوي تخلفات را بگيرند ، و اگر خداي ناكرده كسي از دستورات الهي سرپيچي كرد ، بلافاصله به ملت معرفي شده و به مجازات برسد .
    ( پيام امام به مناسبت حلول سال جديد ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۱ )
    ۵۹/۱/۱

    تاييد بر حفظ دادگاههاي انقلاب
    تمام دادگاههاي انقلابي در سرتاسر مملكت بايد به قدرت خودش باقي باشد . بايد دادگاهها با همان قدرت باشند . منتها بر شماهاست ، بر آقايان است كه اگر يك قاضي نمي‏تواند قضاوت بكند يا منحرف هست ، عوضش مي‏كنيد . اما اينها بايد ، اين نهادهاي انقلابي تمامش بايد بدون اينكه دستي به آن زده بشود تمام اينها بايد سر جاي خودش باشد ، و كارها ؛ ضغيظظ به‏طور انقلابي بگذرد .
    ( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۲ ، ص ۲۵۷ )
    ۵۹/۴/۲۹

    قاطعيت انقلابي دادگاههاي انقلاب
    اينجانب از دادگاههاي انقلاب مي‏خواهم كه با مراعات جانب عدل اسلامي با قاطعيت انقلابي با اين مفسدان و تباه كنندگان حرث و نسل رفتار و احكا م قرآن مجيد را درباره آنان اجرا نمايند ، و به ياوه‏گويي همان كساني كه به حدود اسلامي پايبند نيستند گوش فراندهند .
    ( پيام امام به مناسبت پيروزيهاي رزمندگان اسلام ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص ۷۰ )
    ۶۰/۴/۱۸

    مقابله با فتنه و تجاوز
    بر محاكم انقلاب است كه بر طبق فرمان الهي با آنان رفتار نمايند و بي‏كم‏و كاست حكم قرآن كريم را اجرا نمايند و به خواست خداوند فتنه را بخوابانند و از تجاوز و افراط خودداري كنند .
    ( پيام امام به مناسبت هفته بزرگداشت جنگ تحميلي ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص ۱۵۹ )
    ۶۰/۶/۲۷

    سختي كار دادگاههاي انقلاب
    من هم مشكلات دادگاههاي انقلاب را و دادسراهاي انقلاب را مي‏دانم كه‏خيلي زياد است ، و هم زحمات آنها را مي‏دانم كه زحمات بسياري است ؛ براي اينكه ، خود مواجه شدن با امثال آنهايي كه سر و كارشان با اين دسته از آقايان است ، اصلاً مواجه شدن با آنها هم خودش مشكل است . فرضاً كه انساني بخواهد به آنها مسائلي را بگويد و آنها جواب بدهند .
    ( بيانات امام در جمع حكام شرع دادگاهها ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۷۸ )
    ۶۱/۱۱/۱۸

    برخورد جدي دادگاههاي انقلاب
    راجع به دادگاه انقلاب و راجع به كارهايي كه مربوط به دادگاه انقلاب‏است ، من نمي‏گويم كه بايد اينجا سستي بشود . اينجا بايد با جديت جلويش گرفته بشود ، بايد جلوي اين فسادها گرفته بشود . حالا بگيرند نگه دارند تربيت كنند يا اگر واقعاً مستحق حدود شرعي هستند حدود شرعي را جاري بكنند كه - زندانها - بايد زندانها محل تربيت باشند .
    ( بيانات امام در جمع حكام شرع دادگاهها ، صحيفه نور ، ج ۱۷ ، ص ۱۷۹ )
    ۶۱/۱۱/۱۸

    حكم آقاي مهدي هادوي
    بسمه تعالي
    جناب آقاي مهدي هادوي - دامت توفيقاته
    جنابعالي به موجب اين حكم به سمت دادستان كل انقلاب جمهوري اسلامي منصوب مي‏شويد كه وظايف خود را طبق موازين شرعيه انجام دهيد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( انتصاب آقاي هادوي به دادستاني كل انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۵ ، ص ۱۲۳ )
    ۵۷/۱۲/۹

    بسمه تعالي
    خدمت جناب مستطاب حجت‏الاسلام آقاي حاج شيخ جعفر صبوري - دامت افاضاته
    حكم آقاي جعفر صبوري
    لازم است جنابعالي به عنوان قاضي شرع در دادگاه انقلاب اسلامي كه در كاشان تشكيل مي‏شود حضور به هم رسانده و دستور اجراي حدود الهيه را در مورد مجرمين صادر فرماييد . ادامه توفيقات آن جناب را از خداي تعالي خواستارم .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد متشر نشده )
    ۵۸/۱/۷

    حكم آقاي حسيني كاشاني
    جناب مستطاب حجت‏الاسلام آقاي سيد محمد حسيني كاشاني - دامت افاضاته
    بدين وسيله جنابعالي به سمت قاضي شرع در دادگاه انقلاب اسلامي شهر كازرون منصوب مي‏شويد كه در دادگاهها حضور به هم رسانده و به پرونده‏ها رسيدگي نموده و احكام شرعيه را اجرا نماييد . و چنانچه افرادي مشمول عفو مورخه نيمه شعبان ۹۹ مي‏باشند ، مورد عفو قرار داده آزاد نماييد . موفقيت جنابعالي را از خداي تعالي خواستارم .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( انتصاب حجت الاسلام محمد حسيني كاشاني ، صحيفه نور ، ج ۲۲ ، ص ۲۰۸ )
    ۵۸/۷/۶

    حكم آقاي آذري قمي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب حجت الاسلام آقاي حاج شيخ احمد آذري - دامت افاضاته
    با توجه به وضع كنوني زندانهاي تهران و احتياج به تسريع در كار رسيدگي به پرونده‏هاي متهمين ، بدين وسيله جنابعالي به دادستاني دادگاه انقلاب اسلامي تهران و حومه انتخاب و منصوب مي‏شويد . اميد آنكه پيرو اين ماموريت ، اقدام به رسيدگي و تسريع كارها نموده ؛ و در هر حال احتياط را مراعات نماييد . از خداي تعالي موفقيت آن جناب را خواستارم .
    ( فرمام امام به حجت الاسلام آذري قمي ، صحيفه نور ، ج ۷ ، ص ۲۴۷ )
    ۵۸/۴/۱۱

    بسمه تعالي
    جناب مستطاب ثقهالاسلام والمسلمين آقاي سيد محمدتقي شاهرخي - دامت افاضاته
    حكم آقاي محمدتقي شاهرخي
    با توجه به حساسيت وضع موجود و احتياج به تسريع در كارهاي دادگاهها و رسيدگي به وضع زندانيان و اصلاح امور مردم ، بدين وسيله جنابعالي به سمت قاضي شرع در دادگاه انقلاب اسلامي بروجرد منصوب مي‏شويد كه ان‏شاءاللَّه تعالي زودتر به پرونده‏ها رسيدگي و حكم الهي را درباره متهمان اجرا نماييد ؛ و افرادي را كه مشمول عفو عمومي مي‏شوند از زندان آزاد كنيد . و در مورد اصلاح امور مذهبي و اجتماعي شهر نيز با همكاري و مشورت علماي اعلام محل و مومنين محترم اقدام نماييد . از خداي تعالي توفيقات همگان را در راه خدمت اسلام و مسلمين خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه و بركاته .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام شاهرخي ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۰۵ )

    ۵۸/۵/۱

    حكم آقاي جبل عاملي
    بسمه تعالي
    خدمت حضرت مستطاب حجت‏الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ عبدالجواد جبل‏عاملي - دامت بركاته
    اميد است وجود محترم از بليات محفوظ و به وظايف الهي مشغول باشيد . ضمناً با توجه به لزوم تسريع در كار دادگاههاي انقلاب و رسيدگي‏به پرونده‏هاي متهمان لازم است جنابعالي در اين مورد اقدام‏فرموده و در شهرستان سده و توابع دستور رسيدگي و اقدام درموردپرونده‏ها را بدهيد و به همين جهت خود جنابعالي به سمت‏قاضي‏شرع منصوب مي‏شويد تا مستقيماً در دادگاهها شركت و قضاوت نموده و احكام صادره را اجرا نماييد و در اصلاح كارهاي عمومي و مشكلات اهالي‏نيز به هر نحو مصلحت مي‏دانيد اقدام فرماييد . از خداي‏تعالي ادامه توفيقات جنابعالي را خواستارم . والسلام عليكم ورحمهاللَّه .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام جبل عاملي ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۱۶ )

    ۵۸/۵/۳

    حكم آقاي حسين اكبري
    بسمه تعالي
    جناب مستطاب ثقهالاسلام و المسلمين آقاي آقا شيخ حسين اكبري - دامت افاضاته
    بدين وسيله جنابعالي به سمت قاضي شرع در دادگاههاي انقلاب اسلامي در شهرهاي آبادان و خرمشهر منصوب مي‏شويد كه زودتر به پرونده‏هاي متهمان زنداني در دو شهر فوق‏الذكر رسيدگي نموده و حكم شرع مقدس اسلام را درباره آنان اجرا نماييد . و در هر حال مراعات احتياط را بنماييد ؛ و هر كدام مشمول عفو صادره در نيمه شعبان ۹۹ مي‏شوند از زندان آزاد نماييد . از خداي تعالي موفقيت آن جناب را خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به آقاي شيخ حسين اكبري ، اسناد منتشر نشده )
    به تاريخ ۵ رمضان المبارك ۹۹
    ۵۸/۵/۸

    حكم شهيد قدوسي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب مستطاب حجت الاسلام شيخ علي قدوسي - دامت افاضاته
    بدين وسيله جنابعالي به سمت دادستاني كل انقلاب اسلامي در سطح كشور منصوب مي‏شويد كه از اين تاريخ در كارهاي دادستاني اقدام و شروع به كار نماييد ؛ و در هر حال احتياط را كاملاً مراعات فرماييد . از خداي تعالي ادامه توفيقات جنابعالي را خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه و بركاته .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام قدوسي ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۲۵ )

    ۵۸/۵/۱۵

    حكم عزل آقاي هادوي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    جناب آقاي هادوي دادستان كل انقلاب اسلامي
    ضمن تشكر و قدرداني از زحماتي كه در طول اين چند ماهه جنابعالي در مقام دادستاني متحمل شديد ، قرار شد از اين تاريخ جناب حجت‏الاسلام آقاي حاج شيخ علي قدوسي - دامت افاضاته - متصدي مقام دادستاني شده و بدين مقام منصوب گردند . مراتب جهت اطلاع آن‏جناب بدين وسيله ارسال شد . از خداي تعالي موفقيت جنابعالي را خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه و بركاته .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( حكم عزل آقاي هادوي از دادستان انقلاب ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۲۲۶ )

    ۵۸/۵/۱۵

    حكم آقاي طه مقدسي
    بسمه تعالي
    جناب مستطاب حجت‏الاسلام آقاي حاج آقا طه مقدسي - دامت افاضاته
    حكم آقاي طه مقدسي
    بدين وسيله جنابعالي به سِمت قاضي شرع در دادگاههاي انقلاب اسلامي شهرستان محلات و شهرهاي مجاور منصوب مي‏شويد كه در دادگاههاي انقلاب حضور به هم رسانده و حكم شرع مقدس را با توجه به فرمان عفو مورخه نيمه شعبان ۹۹ اجرا نماييد . از خداي تعالي موفقيت جنابعالي را خواستارم .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام طه مقدسي ، اسناد منتشر نشده )
    ۵۸/۶/۱۱

    حكم آقاي حسين اكبري
    بسمه تعالي
    جناب مستطاب ثقهالاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ حسين اكبري - دامت افاضاته
    بدين وسيله جنابعالي به سمت قاضي شرع در دادگاه انقلاب كرج منصوب مي‏شويد كه در غيبت قاضي شرع قبلي به پرونده‏هاي معوّقه متهمان رسيدگي نموده و حكم شرع انور را با توجه به حكم عفو مورخه نيمه شعبان ۹۹ صادر و اجرا نماييد .
    از خداي تعالي موفقيت جنابعالي را خواستارم . والسلام عليكم و رحمهاللَّه .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام حسين اكبري ، اسناد منتشر نشده )

    ۵۸/۶/۲۱

    حكم آقاي اسماعيل فردوسي
    بسمه تعالي
    جناب مستطاب حجت‏الاسلام آقاي حاج شيخ اسماعيل فردوسي - دامت افاضاته
    بدين وسيله جنابعالي به سمت قاضي شرع در دادگاههاي انقلاب اسلامي مشهد مقدس منصوب مي‏شويد كه در دادگاههاي مزبور حضور به هم رسانده و به پرونده‏ها رسيدگي نموده و با توجه به فرمان عفومورخه نيمه شعبان ۹۹ احكام را صادر و بر طبق موازين شرع انوراجرا نماييد . از خداي تعالي موفقيت جنابعالي را خواستارم .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( فرمام امام به حجت الاسلام آقاي اسماعيل فردوسي پور ، صحيفه نور ، ج ۲۲ ، ص ۲۵۵ )

    ۵۸/۷/۸

    حكم آقاي حسين موسوي
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    شوراي‏عالي قضايي
    چون وضع كشور در حال حاضر طوري است كه لازم است آقاي آقا سيد حسين موسوي كه تا كنون ثابت نموده شايستگي خود را ، بر طبق همين ورقه
    به ايشان اختيارات دهيد و پس از اين توجه به مصالح كشور را در نظر داشته باشيد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۱/۵/۵
    ( منظور از اين ورقه ، حكمي است كه به شماره ۱/۱۹۴۹۵ مورخ ۶۰/۷/۸ از سوي شوراي عالي قضايي به نام حجت‏الاسلام سيدحسين موسوي تبريزي به عنوان دادستان كل انقلاب اسلامي صادر شده است . در حكم مذكور تاكيد شده بود كه : ضمن انجام وظايف قانوني ، نواقص و اشكالات موجود در دادسراهاي انقلاب سراسر كشور را از هر جهت مرتفع نماييد و نيز كمبود دادستانها و دادياران را چنانچه به وسيله موظفين دادگستري مامور خدمت در دادسراهاي انقلاب تامين نشود ، با توجه به موازين اسلامي و قانوني از افراد واجد شرايط پس از مشورت با شوراي عالي قضايي ترميم و ابلاغ و انتصاب و يا عزل آنان را به نيابت از شوراي عالي قضايي امضا نماييد )

    محدوده اختيارات دادگاه هاي انقلاب
    بسم اللَّه الرحمن الرحيم
    دادستان كل انقلاب اسلامي كشور
    محدوده اختيارات دادگاههاي انقلاب
    جنابعالي موظفيد فقط در محدوده اختياراتي كه در تاريخ ۹/۶/۶۰ از طرف شوراي‏عالي قضايي به شما داده شده است عمل نماييد . ضمناً به كليه دادسراهاي انقلاب در سطح كشور بخشنامه نماييد كه به هيچ وجه در خارج از اموري كه در صلاحيت دادسراها و دادگاههاي انقلاب مي‏باشد دخالت نكنند ، و بخشنامه‏هاي قانوني شوراي‏عالي قضايي را دقيقاً عمل كنند . و شما نيز به هر مساله‏اي كه از طريق شوراي‏عالي به شما ارجاع مي‏شود سريعاً رسيدگي و جواب قانع كننده‏اي به شورابدهيد . ضمناً شما در مقابل شوراي‏عالي قضايي مسئول مي‏باشيد . و شوراي‏عالي قضايي ، بخشنامه‏هاي مربوط به دادگاهها ودادسراهاي انقلاب و كليه امور مربوط به ضد انقلاب اعم از زندانها وشكايات از دادسراها و دادگاهها را از طريق‏شما انجام خواهند داد .
    روح‏اللَّه الموسوي الخميني
    ( اسناد منتشر نشده )
    ۶۱/۵/۹
    ( حكم فوق‏الذكر دقيقاً چهار روز بعد از دستور مورخ ۵ مرداد ۱۳۶۱ حضرت امام به شوراي عالي قضايي از سوي معظمٌ له صادر شده است . حجت‏الاسلام سيدحسين موسوي تبريزي ، دادستان كل انقلاب اسلامي وقت ، درباره چگونگي صدور اين دو حكم در فاصله‏اي اندك و علت صدور آن مي‏نويسد : اين دو دستخط مبارك حضرت امام سلام‏اللَّه تعالي عليه در تاريخ ۶۱/۵/۵ و ۶۱/۵/۹ مربوط مي‏شود به اختلافي كه ميان بنده و شوراي عالي قضايي روي داده بود )

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختر بچه ای که 5 دقیقه جهان را به سکوت واداشت
    توسط HRG در انجمن اخبار عمومی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۱ تیر ۸۹, ۱۹:۱۶
  2. طراحی یخچال کم مصرف ومتفاوت
    توسط گنجینه در انجمن اخبار علمی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۲۹ خرداد ۸۹, ۱۸:۰۹
  3. عشق يا شهوت
    توسط ارسطو در انجمن دل باختگی و وصلت
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۸۸, ۲۰:۳۱
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۱ مهر ۸۷, ۰۳:۲۰

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •