چه تعداد از ویژگیهایی که به نام " زنانه" یا " مردانه" میشناسیم، چه تعداد از این تواناییهایی که به زن یا مرد بودن نسبت میدهیم، ریشه در جنسیت انسان دارند و زیستشناختیاند؟ عامل پدید آورندهی چه تعداد از آنان محیط و تربیت است؟ تقریباً از زمانی که انسان وجود دارد، دربارهی تفاوتهای میان زنان و مردان گفته شده و نوشته شده. کتابهای زیادی با این موضوع بدون یافتن یک پاسخ منطقی، به چاپ رسیدهاند. اما پژوهشهای تازهی علمی چه میگویند؟

زنان حساب کردن بلد نیستند، توانایی جهت یابی ندارند، قدرت و هنر مدیریت در آنها کمتر از مردان است یا اصلاً نیست، در نقشهای کلیدی حرفی برای گفتن ندارند، از همهی این ها که بگذریم، زنها با دو دو تا چهارتا هم مسئله دارند و... دنیای بحث بر سر تفاوتهای زنانه و مردانه، بحث بر سر تواناییهای دو جنس، پر است از این کلیشهها. کلیشههایی که عمری به قدمت تاریخ دارند. اما آیا این کلیشهها واقعیت دارند؟ آیا زنان و مردان واقعاً متفاوتند؟

پرفسور گون تورکون زیست شناس دانشگاه رور در شهر بوخوم، پژوهشهای زیادی روی مغز زنها و مردها انجام داده و معتقد است نمیتوان منکر تفاوتهای زیستشناختی میان زنان و مردان شد. رئیس کلینیک پزشکی شهر آخن پرفسور هنیگ زاس هم یکی از کسانی است که به تفاوت های زیست شناختی اعتقاد دارد. او برای اثبات ادعای خود به آمار اشاره میکند و میگوید: « در رشتهی پزشکی در آغاز تحصیل، ۶۵ درصد از دانشجویان دخترند. اما تنها ۵ درصد از این تعداد به عنوان متخصص و پرفسور ادامه تحصیل میدهند. به اعتقاد او ریشهی این تفاوتها را باید در تفاوتهای زیستشناختی دید

جامعه منشأ تبعیض
اما تفاوتهای زیست شناختی تا چه اندازه بر قدرت یادگیری دو جنس تأثیر میگذارد؟ یعنی تنها تفاوت در یک کروموزم ناقابل، یک جنس را برای ریاضی و مغز دیگری را برای بچهداری پرورش میدهد؟ از نظر پژوهشگران رفتار شناسی و بسیاری از جامعه شناسان پاسخ منفی است. تفاوتهای زیست شناختی به تنهایی تفاوت آفرین نیستند. عامل زیست محیطی و تربیت را در این باره نباید فراموش کرد. آمار بسیاری وجود دارد که نشان میدهند دختر بچهها در ریاضی مستعد و حتی بهتر از پسربچهها هستند.

دختربچهای که هم جنس خود را در برنامههای تلویزیونی تنها در حال بازی کردن با عروسک یا راندن کالسکه میبیند، از همان بچگی ناآگاهانه نقشی را که جامعه برای او در نظر گرفته، میپذیرد.به اعتقاد این کارشناسان، عامل وجود کلیشههایی در مورد استعداد ریاضی زنان را باید در جامعه جست. این جامعه است که اعتماد به نفس را از دختربچهها میگیرد و آنان را نامطمئن میکند. شنیدن مداوم عباراتی چون: تو دختری این کار تونیست، دخترها از پس این کار بر نمیآیند، این تصور را در جنس زن ایجاد کرده که نمیتوانند. به گفتهی بسیاری از صاحبنظران، جامعه تمام تلاش خود را در قبولاندن ضعف دختران نسبت به پسران انجام میدهد، حتی کار به آنجایی کشیده که « باربیهایی سخنگو به بازار آمدهاند که میگویند: ریاضی سخت است». این جامعه است که امکان رشد وبالیدن دختران و پسران جوان را تنها به دلیل جنسیتشان از آنان میگیرد.

نقش جامعه در تعیین الگوی رفتاری انسان غیر قابل انکار است. تنها کافی است که با دقت به تبلیغات تلویزیونی نگاه کرد. دختربچهای که هم جنس خود را در برنامههای تلویزیونی تنها در حال بازی کردن با عروسک یا راندن کالسکه میبیند، از همان بچگی ناآگاهانه نقشی را که جامعه برای او در نظر گرفته، میپذیرد. تزریق مدلهای مشخص رفتاری به دو جنس از همان دوران کودکی آغاز میشود و در آنها تثبیت میشو

تعیین الگوهای رفتاری از همان آغاز کودکی!
پرفسور واسیلیوس فتناکیس، استاد دانشگاه بوتسن هم تفاوتهای میان مرد و زن را تنها در مرحلهی تولید مثل به رسمیت میشناسد. به اعتقاد او همهی تفاوتهای دیگر توجیه فرهنگی دارند و ریشه در برخورد جامعه با فرد.

پسر بچههایی که با عروسک بازی میکنند و دختر بچههایی که با جرثقیل بازی میکنند، از سوی هم بازیها خود طرد میشوند.این پژوهشگر بر روی گروههای متفاوت سنی در مهدکودکها مطالعه کرده و میگوید: «پسر بچههایی که با عروسک بازی میکنند و دختر بچههایی که با جرثقیل بازی میکنند، از سوی هم بازیها خود طرد میشوند. وقتی خوب به این بچه ها و به سرنوشتشان نگاه کنید ، میبینید که این بچهها زیر فشار گروهاند که این رفتار را از خودشان نشان ندهند. به این ترتیب بچهها مجبور میشوند یا با بزرگترها بازی کنند یا تنها، تا این که کسی نبیند چه کار میکنند یا حتی رفتار خودشان را هم انکار میکنند. یعنی شروع میکنند به دروغ گفتن.»

این پژوهشگر که در تنظیم برنامههای آموزشی چندین ایالت آلمان دست داشته، میخواهد ساختارهای تثبیت شدهی را که جامعه به دو جنس دیکته میکند، در همان سالهای نخستین رشد و بالیدن کودکان برهم زند.
پرفسور فتناکیس تنها نیست، بسیاری از صاحبنظران با پژوهشهای فراوان ثابت میکنند که نقشهای از پیش تعیین شده عامل بازدارنده برای حرکت رو به رشد جامعهاند. به زنانی که در دنیای بیرون از خانه موفق هستند، اغلب با بدگمانی نگاه میشود، آنان متهم به کوتاهی در نقش و وظایف مادری خود میشوند و به آنان خصلتهای مردانه نسبت داده میشود. از سوی دیگر جامعه مردانی را که با اشتیاق در خانه داری و بچه داری سهیم میشوند، با دیدهی تمسخر مینگرد و به آنان ویژگیهای زنانه نسبت میدهد؛ ویژگیهایی که زیست شناختی نیستند که با شخص متولد نشدهاند و تنها اکتسابیاند. شاید مهمترین گام در راه پشتیبانی از برابری زن و مرد، عوض کردن این نگاه است. بر هم زدن نقشهای از پیش تعیین شدهی مردانه و زنانه و پذیرفتن حمایت کردن از هر فرد، همان گونه که هست، بدون در نظر گرفتن ویژگیهای جنسیتیا

Deutsche Welle