پسر کوچکی از مشکل مالی والدینش بسیار نگران و ناراحت بود پس تصمیم گرفت که به خداوند نامه بنویسد :


خدای عزیزم:

پدر و مادرم به 500دلار نیاز دارند و من نمی دانم که از چه کسی بجز تو می توانم طلب کمک کنم. لطفا به ما کمک کن.

جانی


نامه به اداره پست رسید اما در درون دسته انبوهی از نامه های بی نشانی و مبهم انداخته شد.کارمند اداره پست که در مورد این نامه که به خداوند ارسال شده بود کنجکاو شده بود ان را باز کرد تا ببیند که در ان چه نوشته شده است همانطور که حدس زدید تحت تاثیر این نامه قرار گرفت و تصمیم گرفت که به این پسر بچه کمک کند .او از همه همکارانش خواست که هر کدام مبلغی را پرداخت کنند تا به این خانواده نیازمند یاری رسانند. وقتی که همه کمک هاجمع اوری شد جمعا به مبلغ 300 دلار رسید . و کارمند خیر این مبلغ را از طرف "خدا" به همان ادرس ارسال کرد . چند هفته بعد همان کارمند نامه دیگری که به "خدا" ارسال شده بود را در یافت کرد . در نامه نوشته شده بود


خدای عزیزم:

بابت 300 دلاری که به ما کمک کردی متشکرم اما دفعه بعد پول را از طریق اداره پست نفرست چون 200 دلار حق الزحمه خود و هزینه ارسال را از پول بر می دارند !