تاريخ زرتشتيان با پيدايش اشوزرتشت آغاز ميشود. در دوران پادشاهي گشتاسب كياني، شمار زرتشتيان افزايش مييابد. در عصر هخامنشيان، بيشتر پادشاهان و مردمان، زرتشتي بودند، بدون آنكه آيين زرتشت، دين رسمي باشد. ساسانيان دين زرتشتي را دين رسمي كشور اعلام كردند.
در قرن هفتم ميلادي، پس از استيلاي عربها بر ايران ، بيشتر ايرانيان مسلمان شدند و اسلام، دين رسمي كشور شد. در قرن نهم ميلادي، گروهي از زرتشتيان به هندوستان مهاجرت كردند و به نام پارسيان هند معروف شدند. گروهي ديگر، در ايران ماندند و زرتشتي باقي ماندند.
در دوران استيلاي مغولان بر ايران، دوران سختي بر همه ملت ايران اعم از زرتشتيان، كليميان، مسيحيان و مسلمانان گذشت. بسياري كشته شدند و گروهي نيز به نقاط دوردست پناه بردند تا از ستم مغولان در امان بمانند.
در زمان پادشاه صفوي جهانگردان از اروپا به ايران سفر كردند و مشاهدات خود را به رشته تحرير درآوردند. در سفرنامههاي اين جهانگردان به صورت مجمل، شرحي در مورد زرتشتيان آن زمان آمده كه به توضيح يكي از آنان به نام تاورنيه كه در سالهاي 1632 تا 1668 سفرهايي به ايران كرده است، ميپردازيم. وي در كتاب چهارم سفرنامه خود، چنين مينويسد: «دو چيز باعث شد كه شاه عباس اين پل را اينجا بر روي رودخانه بنا نمايد. اول اينكه در اين نقطه، رودخانه از جاهاي ديگر، گودتر و آبش روشنتر و خوشمنظرهتر است و دوم، مجاورت محله گبرها (زرتشتيان) به آن است كه شاه ميخواست بدين وسيله، راه آنها را به اصفهان نزديكتر نمايد. محله گبرها قريه بزرگي است كه اولين خانههاي آن از كنار رودخانه شروع ميشود.»
تاورنيه در جاي ديگري نوشته است: «در ميان اين اديان متعدد و مختلف، پيروان سه آيين در ايران اكثريت را دارند. اول دين اسلام كه دين پادشاه و دين بيشتر مردم است. دوم، دين گبرها (زرتشتيان) كه آيين قديم ايرانيان است؛ قبل از آنكه دين اسلام در ايران رواج يابد. سوم، مذهب ارامنه كه اكثر آنها از عيسويان شرقي هستند و جلفا مركزشان است، ولي در بسياري از شهرها و دهات ايران هم پراكنده هستند.» در جاي ديگر كتاب آمده: «در كرمان بيش از ده هزار گبر زندگي ميكنند. من در اواخر سال 1654 براي انجام معاملهاي با گبرها سه ماه در كرمان توقف داشتم و در اين مدت، اغلب اوقات به تحقيق درباره دين و رسوم آنها پرداختم.»
در زمان قاجاريه مركز زرتشتيان ايران، يزد و كرمان بود و شمار زرتشتيان در شهرستانهاي ديگر حتي در تهران كه پايتخت آن روز نيز بود، بسيار اندك بوده است.
به طور كلي ميتوان گفت در ميان اديان كهن ايران، زرتشتيان نه تنها از ديرباز در ايجاد و توسعه تمدن اين مرز و بوم نقش داشتهاند، بلكه پس از پذيرش آگاهانه دين مقدس اسلام توسط اكثر ايرانيان و گسترش آن در سرزمينهاي ايراني، همواره با متانت و صداقت به همگامي و همراهي خويش با مسلمانان هموطن خود ادامه دادهاند و در آباداني و سازندگي ايران سهم بزرگي برعهده گرفتهاند. نخستين بانكدار مدرن، موسس آبياري نوين و پدر شهرسازي جديد در ايران، زرتشتي بوده و در شماري از شهرها، زرتشتيان نخستين كارخانههاي برق و خطوط تلفن را داير كردند.
مدارس زرتشتيان در تهران، يزد و كرمان از برجستهترين مدارس بوده است. سهم زرتشتيان در فرهنگ و بهداشت ايران ـ به نسبت جمعيت ـ بر اكثريت فزوني داشته و در بين آنان بيسواد وجود ندارد. زرتشتيان ـ به نسبت جمعيت ـ بيشترين شمار پزشك، مهندس و استاد دانشگاه را به ميهن خود ايران دادهاند.
آنان از ديرباز در اغلب شهرها و دهات زرتشتينشين، هيئتهايي به نام انجمن زرتشتيان بنياد نهادند كه كليه امور اجتماعي و آييني و فرهنگي و خيريه زرتشتيان محل خود را اداره ميكنند و به وضع مدرسهها و … و ديگر نهادهاي زرتشتي شهر يا روستاي خود رسيدگي ميكنند. همچنين در اكثر مناطق زرتشتينشين، سازمان ديگري به نام سازمان زنان زرتشتي براي رسيدگي به امور مربوط به دوشيزگان و بانوان جامعه زرتشتي در هر محل بنياد شده است. نخستين صورتجلسه انجمن زرتشتيان تهران، به سال 1325 نوشته شده كه نشاندهنده تأسيس اين انجمن در آن سال است. از ديگر بنيادهاي زرتشتيان، ميتوان به انجمن زرتشتيان اصفهان، انجمن زرتشتيان كرمان، باشگاه جوانان زرتشتي يزد، انجمن موبدان تهران، بنياد خيريه گيو، بنياد خيريه آباديان و … اشاره كرد.
شايان ذكر است كه زرتشتيان داراي كنگرهاي به نام كنگره زرتشتيان جهان هستند كه هدف از تأسيس آن، افزايش همكاري بين انجمنها و سازمانهاي زرتشتيان به منظور حفظ ميراث فرهنگي و ديني و بهبود شرايط زندگي و پيشرفت زرتشتيان در جهان است. اين كنگره از نظر زرتشتيان سراسر دنيا، ارزش و اعتبار خاصي دارد و همواره شخصيتهاي برجسته سياسي، فرهنگي و مذهبي كشورها به آن توجه خاصي داشتهاند. اولين و ششمين كنگره جهاني زرتشتيان در ايران برگزار شده است و دبيرخانه دائمي آن در تهران است.
در حال حاضر، زرتشتيان ايران را ميتوان دومين جمعيت غيرمسلمان از لحاظ تعداد دانست. جمعيت آنان طبق برخي آمارهاي ذكر شده در حدود 45000 نفر است كه در اغلب شهرهاي ايران پراكندهاند؛ اما در تهران، كرمان، يزد، شيراز، اصفهان، زاهدان و اهواز، جمعيت بيشتري متمركز شدهاند.
زرتشتيان 9 مدرسه اختصاص در تهران و در حدود 8 مدرسه در ديگر شهرستانها دارند كه در سه مقطع دبستان، راهنمايي و دبيرستان فعالند. البته وجود مدارس اختصاصي زرتشتيان به آن معنا نيست كه دانشآموز زرتشتي فقط حق تحصيل در اين مدارس را دارد، بلكه آنان آزاد هستند كه در ساير مدارس نيز تحصيل كنند. ايشان همچنين داراي يك مركز تربيت موبديار هستند كه در انجمن موبدان تهران فعال است.
از ديگر فعاليتهاي اين جامعه ميتوان به فعاليتهاي مطبوعاتي آنان اشاره كرد. زرتشتيان داراي حدوداً 10 نشريه هستند كه در موضوعات ديني، اجتماعي و فرهنگي فعالند. برخي از اين نشريات عبارتند از: فروهر، چيستا، وهومن، امرداد، پارسيان، اشا. همچنين داراي يك انتشارات مخصوص به خود به نام فروهر هستند كه كتابهاي مختلف اعم از زرتشتي و غيرزرتشتي را به چاپ ميرساند.
زرتشتيان در تهران داراي چهار آدريان و ده روحاني ديني هستند. ايشان همچنين در اين شهرها داراي آدريان هستند: كرمان، يزد، شيراز، اهواز، كرج و برخي از آباديهاي يزد مانند شريفآباد، حسنآباد، رحمتآباد، خرمشاه، كوچه بيوك، مريمآباد، قاسمآباد و …
زرتشتيان ايراني همواره دوشادوش ديگر هموطنان خود، چه در امر سازندگي و چه در هنگام جنگ، به كشور خود خدمت كردهاند. در دوران جنگ تحميلي با اعزام جوانان و كمكهاي مردمي، در دفاع مقدس شركت كرده و 15 شهيد را نيز تقديم كشور خود كردهاند.
زرتشتيان در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، جزو اقليتهاي ديني رسمي و مورد احترام نظام بودهاند. آنان با داشتن يك نماينده در مجلس شوراي اسلامي در تصميمگيريهاي كشور خود مشاركت ميكنند.آيين سدرهپوشي زرتشتيان
مراسم سدرهپوشي يا جشن بلوغ، در آيين زرتشتي داراي همان اهميت غسل تعميد در مسيحيت است، زيرا پس از آنكه كودك سدرهپوش شد و كشتي بست، به عنوان يك فرد زرتشتي شناخته ميشود و حق دارد مانند ساير زرتشتيان در همه مراسم مذهبي و اجتماعي آنان شركت كند. به طور كلي ميتوان گفت مشخصهاي كه يك فرد زرتشتي را از افراد غيرزرتشتي جدا ميكند، دو چيز است: نشان دروني (باطني) و نشان بيروني (ظاهري).
نشان دروني عبارت است از سه واژه اوستايي هومته، هوخته و هورشته كه به معني انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك است. اين سه واژه، اساس و پايه دين زرتشتي است و فرد زرتشتي موظف است وجود خود را با اين سه صفت بيارايد و در طول زندگي بكوشد همواره در انديشه و گفتار و كردارش، پاك و بيآلايش باشد و از هر گونه پليدي و ناپاكي دوري كند.
نشان بيروني عبارت است از سدرهپوشي و بستن كشتي. سدره پيراهني است گشاد با آستين كوتاه و بدون يقه كه از پارچه سفيد ساخته شده است و آن را زير لباسهاي خود ميپوشند. در جلوي سدره از گردن به پايين، چاكي است كه تا سينه ميرسد و در انتهاي آن، كيسه كوچكي قرار گرفته به نام كيسه كرفه1 كه به عقيده زرتشتيان مومن، گنجينه انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك است و پوشنده آن بايد بكوشد وجود خود را به اين سه صفت بيارايد.
زرتشتيان بر اين باورند كه سدره، جامه ستايش و بندگي اهورامزدا و به منزله زره و جوشني است كه پوشنده را از شر تمايلات نفساني و صفات رذيله حفظ ميكند. سفيدي سدره، نشان آن است كه فرد زرتشتي بايد قلب و روح خويش را مانند آن، سفيد و بيآلايش نگاه دارد و گرد صفات بد نگردد.
كشتي، بندي است باريك و بلند كه از 72 نخ پشم ساخته شده است. اين 72 نخ را هنگام بافتن به 6 قسمت كه هر يك داراي 12 نخ است تقسيم ميكنند و به هم ميبافند و گرههايي به اول و انتهاي كشتي ميزنند. آنان كشتي را بر روي سدره، سه دور به گرد كمر ميبندند. در دور دوم، دو گره به جلو و در دور سوم، دو گره از پشت سر به كشتي ميزنند.
كشتي، بند بندگي اهورامزداست و زرتشتيان، به جز در موارد استثنايي، آن را ميبايد در هر حال، به كمر داشته باشند و از خود دور نكنند. كشتي، علامت ارتباط معنوي و روحاني است كه افراد جماعت زرتشتي را به هم پيوند ميدهد و همه را در اطاعت و بندگي اهورامزدا شريك و يگانه ميسازد.
مراسم سدرهپوشي را زرتشتيان براي فرزندان خود اعم از دختر و پسر در سنين 7 تا 10 سالگي برگزار ميكنند. در اين هنگام، كودك زرتشتي بايد تعليمات ديني و اوستايي بايسته را فرا گرفته باشد. والدين كودك زرتشتي، براي برگزاري اين مراسم، از آشنايان دعوت ميكنند و طي مراسمي كه موبد زرتشتي انجام ميدهد، كودك سدره را ميپوشد و كشتي بر كمر ميبندد.

جشنهاي مذهبي زرتشتيان
جشن و جشنواره از ويژگيهاي كيش زرتشتي است. در اين كيش، وظيفه شاد بودن و نشاط داشتن، از واجبات ديني است. در آيين زرتشتي، روزه گرفتن مرسوم نيست، زيرا بر طبق اصول آن، گرسنگي نيز مانند اندوه، از وجوه مشخصه اهريمن است، پس تمام جشنهاي ديني همراه با ضيافت و سرود و پايكوبي و بسياري از آداب و رسوم لطيف ديگر است.
نيايش گروهي از كارهايي است كه انجام آن در اين جشنها واجب است و نيايشگر نه تنها بايد از ته دل پاك شده باشد، بلكه بايد از نظر ظاهري و جسمي نيز پاك و تميز باشد.
به طور كلي زرتشتيان برپا كردن جشن را امري ثواب ميدانستهاند، اما 7 جشن بوده كه همواره برپايي آنها جزو واجبات ديني بوده است. اين جشنها عبارت بودند از 6 جشن كه در روزگار ساسانيان به نام گاهنبار شناخته ميشدند كه گفته شده خود زرتشت آنها را بنيانگذاري كرده است. جشن هفتم، جشن نوروز است كه راهنماي سال نو بوده است. نوروز، اوج جشنهاي هفتگانه بوده كه مستقيماً با زيربناي آموزههاي زرتشت درباره 7 آفرينش و 7 امشاسپندان (متوليان 7 خلقت كيهان) مربوط ميشود.
ساختار سال عبادي زرتشتي با اين 7 جشن بنا شده و مراد از ايجاد آن، كمك به نقش بستن آموزههاي زرتشتي در ذهن پيروان اين كيش بوده است. جشنهاي مربوط به گاهنبارها در آغاز، نيمه و يا پايان هر فصل برگزار ميشود.

گاهنبارهاي ششگانه عبارتند از:
ميديو زرمگاه: آفرينش آسمان (نيمه بهار، ارديبهشت ماه)
ميديو شهمگاه: آفرينش آب (نيمه تابستان، تيرماه)
پيتي شهمگاه: آفرينش زمين (پايان تابستان، شهريور ماه)
ايا سرمگاه: آفرينش گياهان (اول پاييز، مهر ماه)
ميد يارمگاه: آفرينش جانوران (نيمه زمستان، دي ماه)
همس پت ميديمگاه: آفرينش انسان (پايان زمستان، اسفند ماه)
گاهنبارها 6 چهره دارند و هر چهره 5 روز طول ميكشد و جمعاً 30 روز سال به 6 گاهنبار اختصاص دارد.
زيارتگاههاي زرتشتيان
پير هريشت
در 10 كيلومتري يزد و 12 كيلومتري روستاي شريفآباد واقع شده است.
زرتشتيان هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردين (7 تا 11 فروردين) براي برگزاري آيينهاي ديني و سنتي، در اين زيارتگاه گرد هم ميآيند. طبق عقيده ايشان، اين مكان مقدس، گوهربانو از كنيزان يزدگرد شهريار را در خود گرفته است. گوهربانو بر كودكي گمشده نمايان شد و به او فرمود تا از پدر بخواهد كه پير هريشت را بنيان گذارد. بنا بر تقويم قديم زرتشتي، در طول ماه آبان، هر بهديني ميتوانست به اين جشنگاه رفته و آيين ويژه زيارت را به جاي آورد. جشن آتشافروزي (هيرومبا) را زرتشتيان شريفآباد در 26 فروردين در اين زيارتگاه برپا ميكنند. پير ناركي
در 58 كيلومتري يزد، در نزديكي شهر تفت است.
زرتشتيان همه ساله از روز مهر تا ورهرام از ماه امرداد (12 تا 16 مرداد) با گردهم آمدن در اين مكان، به نيايش اهورامزدا و برگزاري آيين ديني و مراسم سنتي ميپردازند. بر اساس باور زرتشتيان، عروس فرمانرواي پارس به نام نازبانو در اين مكان مقدس است. نازبانو بر بيابانگردي رويينتن نمايان شده و او را در بنياد پير ناركي فرمان ميدهد.

پير بانوي پارس
واقع در 112 كيلومتري يزد.
از روز مهر تا روز ورهرام از ماه تير (13 تا 17 تير) زرتشتيان با برپايي آيينهاي ديني و سنتي، در اين زيارتگاه گرد هم ميآيند. بنا بر عقيده زرتشتيان، شهربانو پارس را اين مكان مقدس در خود گرفته است. شهربانو در خواب نابينايي نمايان شده، پس از شفاي چشمان او، ميفرمايد كه پير بانو را بنيان گذارد. بنا بر تقويم قديم زرتشتي، به مدت 5 روز، زمان برگزاري نماز همگاني در پيربانو بوده است.

پير سبز (چك چك)
در 68 كيلومتري شمال شهر يزد واقع شده است.
زرتشتيان به مدت 5 روز از روز اشتاد تا انارام از ماه خورداد (24 تا 28 خرداد) در اين زيارتگاه گرد هم ميآيند و آيين ديني و سنتي خود را به جا ميآورند. زرتشتيان بر اين عقيدهاند كه اين مكان مقدس، حيات بانو، يكي از شاهدختهاي ساساني را در خود گرفته است. چوپاني در آنجا حيات بانو را در خواب ميبيند كه به او ميفرمايد تا پير سبز را بنيان گذارد. بنا بر تقويم قديم زرتشتي، از روز اشتاد ايزد از ماه بهمن به مدت 5 روز، زمان برگزاري نيايش همگاني در اين جشنگاه بوده است.

پير ستيپير
در مريمآباد از روستاهاي شهر يزد است. هر سال در روز اشتاد از ماه خورداد (24 خرداد) زرتشتيات به زيارت پير ستيپير كه به قلعه هستندان نيز مشهور است ميروند. نيايش و ستايش اهورامزدا و برگزاري مراسم ديني و سنتي، از آداب زيارت اين پير است. طبق عقيده زرتشتيان، شاهزاده شاهوير در آتشكده آذربرزين مهر در خراسان، بر يكي از زندانيان نمايان ميشود. او را بر اسب مينشاند و همان دم در جايگاه ستيپير فرود ميآورد و ميگويد تا ستيپير را بنياد گذارد. بنا بر تقويم قديم زرتشتي، روز اشتاد از ماه بهمن به مدت 1 روز، زمان برگزاري نماز همگاني در اين جشنگاه بوده است.

پير نارستانه
واقع در 30 كيلومتري شهر يزد.
زرتشتيان همه ساله به مدت 5 روز از روز سپندارمذ تا روز آذر از ماه تير (2 تا 6 تير) به نارستانه ميروند و آداب و رسوم نيايش اهورامزدا و برپايي سنتهاي شاد را به جا ميآورند. زرتشتيان بر اين باورند كه اين مكان مقدس، شاهزاده اردشير را براي در امان ماندن از دشمنان، در خود گرفته است. شاهزاده اردشير بر شكارچي روشنبيني نمايان شده و شكارچي بنا به خواست و فرمان شاهزاده اردشير، پير نارستانه را بنيان مينهد. طبق تقويم زرتشتي، از روز دي بآذر از ماه اسفند به مدت 5 روز، زمان برگزاري نماز همگاني در اين جشنگاه بوده است.