واژه "فروهر" در زبان اوستایی "فروشی farvashi" و در زبان پارسی کهن(هخامنشی) "فرورتی farvarti" و در زبان پهلوی "فروهر fravahar" میگویند و این واژه در گاتاها دیده نمیشود.در آیین زرتشتی آدمی دارای پنج نیروی نهادی است که در یسناها هات ۲۶ بند ۴ از هر پنج تای آن باهم یاد میکند که بدینگونه است:۱-اهو (انگهو در اوستا) که نیروی جنبش و زندگی است همان جان میدانند.۲-دئنا یا دین که بینش درونی و وجدان است.۳-بئوذ که نیروی پنجگانه دراکه است.۴-روان که نام اوستایی آن اورون است و این روان پاسخگو کردار آدمی و گزینش میان خوب و بد و به گفتار دیگری از دیدگاه من همان اندیشه و مینو است.روانپزشکان نیز به درمان این روان یا اندیشه می پردازند.۵-فروهر که جوهری است بی وزن و بی پایان پاک که روان است.فروهر تنها نیرویی است که پس از مرگ آدمی می ماند و از بین نمیرود.

برخی آدم سالخورده در فروهر نشان دانایی و کارآموزدگی و سه ردیف پر در بالها را نشان پندار و گفتار و کردار نیک دانسته اند.

در بالا نگار گوی بالدار بدون نیم تنه پیکر آدمی در دیواره های شوش هخامنشی میتوانید ببینید نگار بالا نشان میدهد که گوی بالادار در فروهر چیزی بیشتر از نشان دادن پندار و گفتار و کردار نیک و یا سپندا و انگره مینو است.من میپندارم که آن گوی بالدار نماد کانون آفرینش باشد.به گفته دوست گرامی آقای بهرام ساسانی فروهر بدون آدم سالخورده ایرانی هرچه در ایران باشد نیست زیرا این نقش در میانرودان و مصر نیز یافت شده است و گویی این نقش از دیوارهای ایلامیان بوده که هخامنشیان آن را از بین نبرده اند.

در اینجا گوی بالدار را میبینیم که آدمی سالخورده از درون آن پدیدار میگردد که در دستی گویی دارد و دست دیگر را به سوی جلو اشاره کرده است.این فروهر در بالای سر داریوش بزرگ در بیستون است که بال آن ۶ لایه دارد که لایه آخر ۷۲ پر دارد که ۳۶ پر در هر سو و لایه پس از آن ۲۹ پر در هر سو و لایه سوم ۲۱ پر در هر سو دارد.۷۲ پر را نشان از ۷۲ بخش اوستا و ۲۱ پر را نشان از ۲۱ پوشینه اوستا پنداشته اند.در گمان من آن آدم سالخورده نماد روان آفرینش کهن سال است که از کانون آفرینش به بیرون می آید و رنگ میگیرد و آن گوی که در دست او است اشا یا راستی یا هنجار آفرینش است.روان آفرینش با در دست گیری و انجام دادن اشا یا هنجار آن همیشه به سوی جلو در جنبش است و همواره دگرگون میشود و پیروی از اشا بر گفته گاتاها خوشبختی روان آفرینش را دارد.
ر پارهاي از نگارهي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1- سر: سر فروهر بهصورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن بهياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي ميكند.

2- دستها: دستهاي فروهر بهطرف بالاست بهخاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

در دست فروهر حلقهاي وجود دارد كه آنرا نشانهي احترام به عهد و پيمان ميدانند.

3- بالها: بالهاي فروهر باز است. چون با ديدن بالهاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد ميآورد كه فروهر او را بهسوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي ميكند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانهي انديشهنيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه ميشويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني بهوسيلهي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4- دايره ميان شكل: دايره خطي است منحني كه از هر نقطهي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشاندادن روزگار بيپايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجهي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت بهوجود آمده كه نشانهي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهدهي اين سه بخش درمييابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6- دو رشتهي آويخته: اين دو رشته نشانهي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگرهمينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشهي انسان ظاهر شوند . وظيفهي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشهي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).