حاملگی خواسته و ناخواسته از دیدگاه روانپزشکی

حاملگی و بارداری به طور کلی به دو نوع تقسیم میشوند. نوع اول بارداری خواسته، برنامهریزیشده و کم استرس که حاملگی توصیه شده توسط کلیهٔ متخصصین است. نوع دوم حاملی ناخواسته، بدون برنامهریزی و پراسترس که تأکید فراوانی بر اجتناب از آن شده است.
در حاملگی خواسته هم زن و هم مرد، پس از باروری احساس قدرت و توانایی بسیاری میکنند. ولی هر چه به زمان تولد بچه نزدیکتر میشود احساسات متضاد راجع به اینکه چطور تولد بچه زندگی آنها را تغییر میدهد ایجاد میگردد.
به طور کلی نوعی پاسخ روحی ـ روانی طبیعی به هر تغییری در روند زندگی روی میدهد. حاملگی و بچهدارشدن نیز نوعی تحول بزرگ است. اکثر مردم به حاملگی خواسته پاسخ مناسبی نشان میدهند. زن و شوهر میبایستی با تغییرات فیزیولوژیک و روحی ـ روانی اصل از بارداری زند انطباق طبیعی حاصل کنند. بهطور مثال زن فرم لباسهای خود را متناسب با افزایش اندازه شکم تغییر میدهد ولی برخی، تا حد امکان از تغییر واضح فرم لباس دوری میجویند.
شوهر نیز راجع به تغییر اندازه شکم همسرش صحبت میکند و به او اطمینان میدهد که این حاملگی برای وی نیز خوشایند است و بارداری همسر هیچگونه آسیبی به رابطه عاطفی آنها نمیزند و این مرحله از زندگی مشترک را نیز دست در دست هم با موفقیت طی خواهند کرد. پیروی از الگوهای رفتاری سالم اطرافیان، در برخورد با حاملگی و توصیههای روانپزشکی در انطباق با آن، بسیار کمککننده هستند.
در مراحل اولیه بارداری توجهات بیشتر به تغییرات فیزیولوژیک و جسمی بارداری و انطباق با تهوع صبحگاهی، بزرگی اندازه پستانها و تغییر در رژیم غذایی و ورزش است. با گذشت زمان زن و شوهر به موضوعات دیگری مثل تهیه اطاق و وسایل مناسب برای بچه، مسائل اقتصادی و وضعیت اشتغال مادرهای شاغل، توجه نشان میدهند.
اگر چه نوع مراقبت از بچه توسط والدین، وابسته به جنس است و پدرها بیشتر نقش حمایت اقتصادی و مادرها بیشتر نقش حمایت عاطفی بچه را به عهده دارند ولی این دو جداناشدنی هستند و در تمام مراحل بارداری و پس از آن هر دو نوع حمایت میبایستی به طور متقابل توسط هر دو والد انجام گیرد. اگر حمایت متقابل نباشد سبب ایجاد نگرش منفی به حاملگی و تولد نوزاد خواهد شد.
اگر چه بچهدارشدن و حاملگی خواسته برای والدین بسیار لذتبخش و ارزشمند است ولی والدین میبایستی از ابتدا نگرش واقعگرایانه به مسؤولیتهای بچهدارشدن و مراقبتهای مستمر داشته باشند و از غرقشدن در آرزوها و رؤیاهای تولد نوزاد ایدآل دوری گزینند و اگر توقعات واقعگرایانه نباشند، تغییرات حاصل از حاملگی سبب ایجاد نگرش منفی به حاملگی و بچهدارشدن میشود.
به عبارت دیگر وقتی تخیلات والدین راجع به لذت بیحدوحصر بچهدارشدن در عمل با واقعیات مراقبت مستمر و گاهی خستهکننده از بچه جایگزین میشود، خود سبب نوعی اختلال انطباق و سازگاری با شرایط واقعی میشود.
در حاملگی خواسته تولید مثل و پرورش بچه نوعی تکامل است و سبب استحکام هویت جنسی، کفایت جنسی، عواطف پدرانه و مادرانه میشود. در حاملگی خواسته تجربیات انطباقی گذشته، در مواجهه مراحل مختلف زندگی با برنامهریزی آگاهانه، به مرحلهای رسیده است که والدین خود را در شرایط مناسب جسمی، روحی، اقتصادی و اجتماعی برای تولید مثل میبینند.
درمقابل در عوارض حاملگی ناخواسته انواع اختلالات انطباقی به صورت اضطراب، افسردگی و پرخاشگری در والدین رخ میدهد که اثرات مخربی روی زندگی مشترک و اساس خانواده خواهند داشت.
حاملگی ناخواسته با خود استرس و فشارهای روحی روانی عدیدهای به همراه دارد. جنین داخل شکم مادر تحت تأثیر این فشارهای روحی روانی قرار میگیرد زیرا هورمونهای وابسته به استرس تولیدشده در بدن مادر از جفت عبور کرده، سیستم قلبی عروقی و عصبی جنین را تحت تأثیر قرار میدهند. مادرهای با حاملگی پراسترس بچههای تحریکپذیر، عصبانی، بیقرار و ناآرام، با اختلالات خواب و تغذیه به دنیا خواهند آورد. این « بچههای مشکل » ( difficult child ) متعاقباً سختیها و مشکلات زیادی برای خود و خانواده ایجا خواهند کرد.
رشد روحی روانی این بچهها نیز سیر مناسبی نخواهد داشت. ضمناً این بچهها گاهی رشد جسمی و وزن کمتر از حد طبیعی پیدا خواهند کرد. بچههای ناخواسته بیشتر مورد بیتوجهی ( child neglect ) و تنبیهات بدنی ( child abuse ) والدین قرار میگیرند که این دو مورد خود ضربهٔ روحی ـ روانی و جسمی شدیدی به آینده فرد میزند.
در آخر باید گفت آنچه که پرواضح است با حاملگی خواسته و برنامهریزیشده به سادگی از دهها عارضه حاملگی ناخواسته و پراسترس جلوگیری میشود.



منبع: مجله بهداشت خانواده
تألیف : دکتر محمدرضا شمس انصاری