در فاصله 15 هفته تا پایان رقابت های لیگ برتر انگلیس، هنوز 6 تیم از شانس قهرمانی برخوردارند.


به گزارش "ورزش سه"، فرزاد حبیب اللهی، آنالیزور تیم پرسپولیس، از ابتدای فصل جاری لیگ برتر انگلیس، یادداشت هفتگی به نام «باکس تو باکس» را برای یکی از روزنامه ها می نوشت و چند تا از این مجموعه یادداشت ها را در ورزش سه هم خوانده بودید؛ اما از امروز قرار است این مجموعه یادداشت ها یک یا دو بار در هفته، به طور اختصاصی به ورزش سه داده شود؛ در نتیجه تا پایان هفته «باکس تو باکس» را در ورزش سه خواهید خواند:
لیورپول-چلسی یک-یک شد. آخرین تساوی چلسی پیش از این بازی در ماه سپتامبر رخ داده بود؛ 4 ماه پیش مقابل سوانزی، در بازی ای که دو-دو به پایان رسیده بود، آن هم پیش از تغییر سیستم به 3-4-3.
پس از بازی لیورپول-چلسی، یکی از تحلیلگران انگلیسی نوشت: «اولین تساوی چلسی از زمان بازی با سیستم 3-4-3 درحالی رخ داد که این بار وینگ-بک های چلسی یعنی موزس و آلونسو عقب تر از همیشه بازی می کردند و در مجموع تیم کونته محتاط تر، حرفه ای تر و ایتالیایی تر از همیشه بازی می کرد.»
اصل اساسی: پیشگیری از غافلگیر شدن
می توان از همین جا آغاز کرد. اینکه آرایش چلسی در بازی با لیورپول، متاثر از نزدیک بازی کردن موزس و الونسو به مدافعان میانی، به 1-4-5 نزدیک تر بود؛ تا 3-4-3. شاید در چشم بسیاری از فوتبالی ها، مهمترین نیروهای هجومی چلسی، ادین آزارد و دیه گو کاستا باشند؛ اما در استراتژی و در شکل بازی کونته، کلیدی ترین بازیکنان چلسی، دو وینگ-بک این تیم یعنی موزس و آلونسو هستند؛ دو بازیکنی که اگر کونته آرایش چلسی را به 3-4-3 تغییر نمی داد، راه به ترکیب اصلی هم پیدا نمی کردند؛ اما اکنون تبدیل به مهره های استراتژیک چلسی شده اند. موزس و آلونسو هر کدام 3 گل برای چلسی زده اند.
درباره اهمیت وینگ-بک های چلسی در فاز حمله، یادداشتی جداگانه نوشته خواهد شد. برسیم به لیورپول-چلسی: در فوتبال، شما در دو موقعیت کلی می توانید به گل برسید؛ یا زمانی که دفاع حریف، سازماندهی دارد (یعنی معمولا وقتی که در حال طراحی open-play هستید)؛ یا زمانی که حریف سازماندهی دفاعی اش به هم خورده و در تلاش برای بازیابی سازماندهی دفاعی است و پیش از رسیدن به سازماندهی، ضربه نهایی را می زنید (یعنی غالبا وقتی که counter-attackیا fast-break می زنید).
آنچه بازی لیورپول-چلسی را قفل کرده بود، قدرت هر دو تیم در حالت دوم بود. هر دو تیم در ضربه زدن به دفاعی که سازماندهی اش را از دست داده، تخصص دارند و هر دو تیم از قدرت تیم مقابل، در این زمینه آگاه است. یورگن کلوپ، از ابتدای فصل روی گگن-پرسینگ یا همان کانتر-پرسینگ کار کرده و تیمش در توپ گیری در یک سوم دفاعی حریف و ضربه زدن در حمله سریع به تیمی که سازمان دفاعی اش را از دست داده، مهارت پیدا کرده است؛ و کونته: یکی از مهمترین برنامه های تیمش، در اجرای حمله نامنظم است. نامنظم و نامتقارن بودن حملات چلسی، مقابل تیمی که در انتقال از حمله به دفاع است و سازماندهی اش را از دست داده، توان ضربه زدن بالایی دارد.
کلوپ و کونته با آگاهی از این نقطه قوت تقریبا مشترک، برنامه اصلی شان در بازی هفته گذشته، حفظ سازماندهی دفاعی و عقب کشیدن از توانایی شان بود: کونته دو وینگ-بک خود را نزدیک به مدافعان میانی اش نگه داشت و از حملات غیرمنظم/نامتقارنش عقب نشینی کرد و پرس ویژه لیورپول در زمین حریف هم کنترل شده تر از بازیهای قبلی بود. ایده کونته در آنفیلد یک شباهت کلی به برنامه مورینیو در آنفیلد داشت؛ اینکه بازیکنان چلسی باید توپ را دور از زمین خودی از دست می دادند تا همزمان با آغاز حمله تدریجی لیورپول، بازیکنان چلسی بتوانند سازماندهی دفاعی خود را بازیابند. این یک بازی تاکتیکی ویژه بود؛ یک بازی بزرگ، با فرهنگ بازیهای حذفی در لیگ قهرمانان اروپا.
بازی لندن، شبیه بازی لیورپول
بازی بزرگ شنبه، بازی چلسی-آرسنال است. چلسی در حالی 9 امتیاز با تیم دوم فاصله دارد که در دور برگشت، تاکنون با تاتنهام و لیورپول بازی کرده و نباختن به آرسنال به این مفهوم است که در پایان هفته بیست و چهارم، فاصله مناسبی با تیم های دوم و سوم جدول خواهد داشت و فقط هم دو بازی بزرگش، از تقابل با قدرت های کلاسیک (یعنی بازی با یونایتد و سیتی) باقی می ماند. پس تساوی در بازی امروز، برای چلسی حکم رسیدن به یک قدمی قهرمانی را خواهد داشت.
آرسنال هم در استمفوردبریج یک امتیاز برایش بد نخواهد بود؛ پس شاید شکل کلی بازی امروز، شبیه بازی هفته گذشته لیورپول-چلسی باشد؛ یعنی هر دو مربی، برنامه اصلی شان غافلگیر نشدن در انتقال از حمله به دفاع خواهد بود و شکل بازی شان بر اساس این استراتژی کلی، طراحی خواهد شد.
فشار و واکنش بزرگان آرسن ونگر از حضور روی نیمکت آرسنال محروم است؛ آن هم در روزهایی که مورینیو مدعی شده رفتار کمیته داوران با او، تبعیض آمیز است و آنقدر که برای او محرومیت در نظر گرفته می شود، به رفتار مربیان دیگر تیم ها توجه نمی شود. یورگن کلوپ هم امروز در مصاحبه ای اعتراف کرده: «فشار زیاد، روی مربیان، باعث رفتارهای تند آنان در کنار زمین می شود. من اگر به خاطر رفتارم در جریان بازی محروم شوم، حکم را می پذیرم؛ اما نمی توانم قول بدهم که واکنش هایش در جریان بازی را کنترل کنم.»
فصل جاری لیگ برتر انگلیس، فصل اسطوره زدایی است؛ اسطوره زدایی از چهره هایی که در فضای کم فشارتر در قیاس با شرایط پرفشار فوتبال انگلیس در عصر کنونی، اسطوره شده بودند و برای مردم و رسانه ها، ناکامی شان باورناپذیر بود. کلوپ و گواردیولا و ونگر و مورینیو را در هفته های اخیر، بارها نگران یا ناامید دیده ایم؛ همین نکات است که باعث می شود این فصل از لیگ برتر انگلیس، به عنوان یک فصل تاریخی، جای بررسی دقیق هفته به هفته را داشته باشد.
فرزاد حبیب اللهی/ آنالیزور تیم پرسپولیس و نویسنده آزاد