نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: یوهان کرویف درگذشت

  1. #1
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    یوهان کرویف درگذشت

    یوهان کرویف، اسطوره هلندی باشگاه بارسلونا به دلیل ابتلا به بیماری سرطان عصر دیروز درگذشت.

    به گزارش "ورزش سه"، 30 مهر ماه بود که رادیو کاتالونیا خبر از ابتلای یوهان کرویف به بیماری سرطان ریه داد. خبری که فوتبال دنیا را متاثر کرد.گزارشها حاکی از آن بودند که کرویف روحیه ای قوی دارد و پیام های دلگرم کننده اهالی فوتبال نیز باعث قوت قلب او در راه شکست سرطان شده بود اما در نهایت اعلام شد که این اسطوره بی بدیل فوتبال هلند و باشگاه بارسلونا در سن 68 سالگی از دنیا رفته است.

    کرویف همچنین در سال 1991،پس از یک حمله قلبی، تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفته بود. کرویف سال ها، حتی در زمان بازی، سیگار می کشید اما بعد از همین جراحی قلب، سیگار کشیدن را کنار گذاشته بود؛ با این وجود، به نظر می رسد اثرات استعمال سیگار در نهایت منجر به مرگ وی شد.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  2. #2
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    یوهان کرویف؛ داستان یک اسطوره جاودانه

    دقایقی پیش خبری تکان دهنده فوتبال دنیا را متاثر کرد. یوهان کرویف 6 ماه پس از ابتلا به سرطان ریه، سرانجام ساعتی پیش تسلیم این بیماری شد و از دنیا رفت. در زیر مروری می کنیم به زندگینامه ورزشی این اسطوره فقید.

    به گزارش "ورزش سه"، هندریک یوهانس کرایف در تاریخ 25 آوریل سال 1947 در آمستردام هلند به دنیا آمد.کرایف یکی از بااستعدادترین بازیسازان تمام تاریخ فوتبال و سمبل تیم ملی فوتبال هلند در دهه 70 بوده است. وی پس از دوران بازیگری، در کسوت مربی نیز بسیار موفق عمل کرد.

    او فوتبال را در هفت سالگی آغاز کرد. مادرش یک نظافتچی در باشگاه آژاکس آمستردام بود، جایی که رینوس میشل او را کشف کرد.

    پسر وی، یوردی نیز یک فوتبالیست معروف است که مدتی نیز در بارسلونا شاگردش بوده است.



    شیوه بازی


    او اسما یک مهاجم میانی بود، اما به دلیل سیستم کلی بازی، در همه جای زمین بازی میکرد. گاهی توپ را تا عمق زمین خودی میبرد، گاهی ناگهان با عملی مخرب (برای حریف)، به بال راست یا چپ می رفت. او برای فوتبال آن زمان یک کار انقلابی بود.
    کرایف پیش از هرچیز به خاطر قدرت تکنیکی، سرعت و قدرت رهبریاش شهرت داشت. با این وجود، بزرگترین نقطه قدرت او نگاه کلیاش به بازی بود که او را به عنوان یک بازیساز متمایز میساخت.

    فعالیت باشگاهی

    کرایف در طول دوران بازیاش در تیمهای باشگاهی آژاکس آمستردام، اف. ث. بارسلونا، لس آنجلس آزتک، واشینگتن دیپلمات، لوانته و فاینورد روتردام بازی کرده است.

    آژاکس آمستردام

    حضور او در آژاکس د ر15 نوامبر سال 1964 در بازی مقابل تیم گرونینگن آغاز شد که وی در این دیدار که تیمش 1 بر 3 بازنده شد، تک گل آژاکس را به ثمر رساند. اما تازه در فصل 1966/1965 بود که وی توجه همگان را به خود جلب کرد. بعد از زدن دو گل در مقابل دور ویلسکراخت اشترک در لیگ هلند، تبدیل به بازیکن ثابت تیمش شد. در آن فصل وی موفق شد در 25 بازی، 23 گل وارد دروازه حریفان بکن و آژاکس با حضور او قهرمان هلند شد.
    وی سال بعد با آژاکس به هردو قهرمانی لیگ و حذفی دست یافت و خودش با زدن 33 گل، آقای گل مسابقات شد.

    سال بعد هم موفق شد جام قهرمانی را بالای سر برده و برای دومین بار مرد سال فوتبال هلند شود. او با آژاکس به فینال جام باشگاههای اروپا هم رسید که در آن دیدار با 1 بر 4 نتیجه را به تیم ایتالیایی آ. ث. میلان واگذار کرد.



    در فصل 1970/1969 برای دومین بار فاتح هردو جام باشگاهی هلند شد. در فصل بعد برای اولین بار به شدت مصدوم شد. پس از انجام یک عمل جراحی در دیدار مقابل آیندهوون در 30 اکتبر 1970 به میدان بازگشت. در این بازی برای اولین مرتبه، شماره 14 اسطورهای را به تن کرد، چراکه همتیمیاش، گری مورن پیراهن شماره 9 کرایف را تصاحب کرد. از این زمان به بعد، وی در بیشتر بازیها با شماره 14 ظاهر شد. در 29 نوامبر سال 1970 در دیدار مقابل آ. زد. آلکمار که با پپیروزی 8 بر 1 همراه بود، به رکورد 6 گل در یک بازی دست یافت. در همان فصل، آژاکس با پیروزی 2 بر 0 در بازی فینال جام باشگاههای اروپا در برابر پاناتینایکوس آتن یونان، برای اولین بار قهرمان باشگاههای اروپا شد. در همان سال، یوهان کرایف هم برای اولین بار مرد سال فوتبال اروپا شد.

    در فصل 72/1971 آژاکس توانست با کرایف از عنوان قهرمانی اروپا در مقابل اینتر میلان دفاع کند. در بازی فینال، کرایف هر دو گل آژاکس را وارد دروازه اینتر کرد. در فصل پاییز بعد از آن، آژاکس با برتری مقابل تیم ایندپندنته از آرژانتین، قهرمان جام باشگاههای جهان شد. در ژانویه 1973، با پیروزی 3 بر 2 در برابر گلاسکو رنجرز اسکاتلند، قهرمانی سوپرجام اروپا هم به دست آمد. آژاکس فصل 73/1972را با سومین قهرمانی پیاپی لیگ به پایان برد. در این فصل، کرایف در دیدار دربی مقابل اف. سی. آمستردام، اولین و نیز آخرین گل به خودی را وارد دروازه تیمش کرد.

    در تابستان 1973 یوهان کرایف پس از کسب شش قهرمانی لیگ، چهار قهرمانی حذفی، سه قهرمانی اروپا، یک قهرمانی باشگاهی جهان و یک قهرمانی سوپرجام اروپا، آژاکس را به مقصد بارسلونا ترک کرد. کاتالانها برای این انتقال، تقریبا 6 میلیون گولدن هلند پرداخت کردند.



    اف. ث. بارسلونا

    کرایف از همان بدو ورود تبدیل به بازیکن محبوب کاتالانها شد و قبل از هرچیز به خاطر یکی از اظهاراتش مبنی بر این که بارسلونا را در مقابل رئال مادرید انتخاب کرده است، چراکه نمیتوانسته در باشگاهی بازی کند که با دیکتارتور آن زمان اسپانیا، فرانسیسکو فرانکو مرتبط بوده است. پس از آن هم به دلیل این که پسرش را به شکل نامهای کاتالانی، یوردی نامید بر محبوبیتش افزوده شد. بارسلونا با کرایف برای اولین بار پس از سال 1960 قهرمانی باشگاههای اسپانیا را کسب کرد و در همان سال بازهم کرایف به عنوان مرد سال فوتبال اروپا برگزیده شد.

    او در دورانی که در بارسا بازی میکرد گل معروفش را زد. در بازی مقابل آتلتیکو مادرید، کرایف به هوا پرید و با وجود این که توپ پشت سرش بود، بدون این که آن را ببیند با پاشنه پای راستش آن را وارد دروازه آتلتیکو کرد.



    آمریکا

    در سال 1979، زمانی که بیش از 30 سال سن داشت به آمریکا رفت. او قراردادی با باشگاه لس آنجلس آزتک به امضاء رساند. در آنجا فقط یک فصل ماند. فصل بعد، یک سال در شهر واشینگتن دی سی در تیم واشینگتن دیپلماتس بازی کرد.
    بازگشت به هلند

    پس از حضوری کوتاه در باشگاه اسپانیایی لوانته، به وطنش، هلند برگشت. با کسب دو عنوان قهرمانی با آژاکس در سالهای 1982 و 1983، این تیم قرارداد کرایف را تمدید نکرد و او راهی روتردام شد. در آخرین فصل بازیاش در فاینورد روتردام، یک بار دیگر توانست هردو عنوان قهرمانی باشگاهی هلند را به دست بیاورد. وی در سال 1984 به فعالیتش پایان داد.

    تیم ملی


    اولین بازی ملی کرایف در تاریخ 7 سپتامبر سال 1966 در روتردام در دیدار مقدماتی جام ملتهای اروپا در برابر مجارستان بود (2 : 2). درست در دومین بازی ملی بود که شیوه بازی شتابزده و بدون فکر او منجر به یک بدبیاری شد. او در بازی مقابل چکسلواکی از سوی رودی گلوکنر، داور اهل آلمان شرقی آن دیدار در دقیقه 76 از زمین اخراج شد. بدین ترتیب او اولین بازیکن هلندی بود که در یک دیدار ملی از زمین مسابقه اخراج میشد. پس از گذراندن یک سال محرومیت از سوی فدراسیون فوتبال هلند، در تاریخ 13 سپتامبر 1967 توانست دوباره در تیم ملی حضور پیدا کند. در این دیدار، تنها پس از دو دقیقه در دیدار مقدماتی جام ملتهای اروپا، گل پیروزی را وارد دروازه آلمان شرقی کرد.

    کرایف در سال 1974 که هلند نایب قهرمان جام جهانی شد، کاپیتان این تیم بود. در آن جام، هلند در نمایشی درخشان با چهار گل آرژانتین را شکست داده و نیز برزیل، مدافع عنوان قهرمانی را با دو گل از پیش رو برداشت. اما در فینال در مقابل آلمان، میزبان بازیها 1 بر 2 مغلوب شد.



    وی آخرین بازی ملیاش را در26 اکتبر سال 1977 در آمستردام در مقدماتی جام جهانی در مقابل بلژیک انجام داد که به پیروزی 1 بر 0 هلند انجامید. بعد از این که کرایف از تیم ملی کنارهگیری کرد، ارنست هاپل که کمی قبل از جام جهانی 1978 آرژانتین از سوی فدراسیون فوتبال هلند به سرمربیگری تیم ملی منصوب شده بود، سعی کرد او را متقاعد به بازگشت به تیم کند، اما موفق نشد. دلیل واقعی تصمیم وی، تا امروز بر کسی آشکار نشده است.
    یوهان کرایف در مجموع 48 بازی ملی انجام داد و 33 گل هم زد و تیمش را 33 بار به عنوان کاپیتان در زمین هدایت کرد.

    به علاوه وی دوبار هم برای تیم منتخب کاتالان بازی کرد که البته گلی به ثمر نرساند.



    فعالیت به عنوان مربی

    آژاکس آمستردام

    در فقط دو سال مربیگری در آژاکس، دوبار در سالهای 1986 و 1987 قهرمانی جام حذفی هلند و یک بار قهرمانی جام در جام اروپا (1987) را به دست آورد. او توانست با این کار، پا جای پای سلف و استاد خود، رینوس میشل بگذارد.

    اف. ث. بارسلونا

    کرایف یک بار دیگر در سال 1988 آمستردام را به مقصد کاتالونیا ترک کرد. بارسلونا تحت هدایت وی، چهار بار پیاپی قهرمانی لالیگا، یک بار قهرمانی جام حذفی اسپانیا، سال 1992 قهرمانی جام باشگاههای اروپا، و یک بار قهرمانی سوپرجام اروپا را به دست آورد. کرایف بازیکنانی چون رونال کومان، میشائیل لادروپ، هریستو استویچکوف و روماریو را به بارسا آورد.
    نام کرایف در نزد هواداران بارسلونا تا امروز " ال سالوادور " به معنای نجاتبخش باقی مانده است.

    افتخارات


    به عنوان بازیکن

    نه بار قهرمانی باشگاههای هلند با آژاکس آمستردام: 1966، 1967، 1968، 1970، 1972، 1973، 1982، 1983، و یک بار با فاینورد روتردام: 1984
    شش بار قهرمانی جام حذفی هلند با آژاکس آمستردام: 1967، 1970، 1971، 1972، 1983، و یک بار با فاینورد روتردام: 1984
    دو بار آقای گلی هلند با آژاکس آمستردام: 1967، 1972
    یک بار قهرمانی باشگاههای اسپانیا با بارسلونا: 1974
    یک بار قهرمانی جام حذفی اسپانیا با بارسلونان: 1978
    سه بار قهرمانی باشگاههای اروپا با آژاکس آمستردام: 1971، 1972، 1973
    نایب قهرمانی جام جهانی با تیم ملی هلند: 1974
    مقام سومی جام ملتهای اروپا با تیم ملی هلند: 1976
    فوتبالیست قرن اروپا: 1999
    سه بار مرد سال فوتبال اروپا: 1971، 1973، 1974



    به عنوان مربی

    دو بار قهرمانی جام حذفی هلند با آژاکس آمستردام: 1986، 1987
    یک بار قهرمانی جام در جام باشگاههای اروپا با آژاکس آمستردام: 1987، و یک بار با بارسلونا: 1989
    چهار بار قهرمانی باشگاههای اسپانیا با بارسلونا: 1991، 1992، 1993، 1994
    یک بار قهرمانی جام حذفی اسپانیا با بارسلونا: 1990
    یک بار قهرمانی جام باشگاههای اروپا با بارسلونا: 1992
    یک بار قهرمان سوپرجام اروپا با بارسلونا: 1992

    افتخارات دیگر


    کسب لقب شوالیه لژیون افتخاری: 1999

    برای شصتمین سال تولد وی در 25 آوریل سال 2007، باشگاه آژاکس آمستردام اعلام کرد که پیراهن شماره 14 را بایگانی کرده و به هیچ بازیکن دیگری نخواهد داد.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  3. #3
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    مرثیه ای برای کرویف، افسانه ای که در گذشت

    نیمخط خبر در معمولیترین روز هفته، صاحبِ آن اندام ترکهای، موهای لخت و ساقهای غیرقابل پیشبینی را برای همیشه از دنیا میگیرد.

    به گزارش "ورزش سه" به همین سادگی؟ نیمخط خبر در معمولیترین روز هفته، صاحبِ آن اندام ترکهای، موهای لخت و ساقهای غیرقابل پیشبینی را برای همیشه از دنیا میگیرد. نیمخط خبر با کلیدواژههای آرامشِ همیشگی و بارسلونا. انگار نه انگار که یوهان زمانی به عنوان یک پادشاه به شهر قدم گذاشته بود. ساعتها قبل از فرود هواپیمای او، فرکانس همه رادیوها روی گزارش زنده از فرودگاه تنظیم شدند وهمه رانندهتاکسیهای بندر بارسلون، آرزو داشتند راننده او از فرودگاه تا محلِ اولین کنفرانس باشند.

    آنجا کرویف یک بت انسانی بود که هر روز بیشتر از قبل مردم را به این پرستش متقاعد میکرد. یوهان که غرورِ از دسترفته را به کاتالانها بازگردانده بود، هم بین دو نیمه و هم در پایان هر مسابقه، بدون استثنا به سراغِ کمدش میرفت تا استوانههای کوچک سفید و نارنجی را آتش بزند.





    هانس ویسویلر، اولین مربی کرویف بود که درباره سیگار کشیدن به این سوپراستار تذکر داد و کاری کرد تا کمی بعد هافبک هلندی چنین جملهای را در رسانهها مطرح کند:«هانس مربی موردعلاقه من نیست». واضح بود که از بین ستاره سیگاری و مربی منزجر از سیگار، تنها جای یک نفر در باشگاه خواهد بود. انتخاب بین این دو نفر برای بارسلونایی ها ابدا کار سختی به نظر نمی رسید.

    دوازده سال بعد از اخراج سرمربی آلمانی منفور کرویف از بارسلونا، اسطوره هلندی به عنوان سرمربی به تیم موردعلاقهاش بازگشت. عادت سیگارکشیدن او در همین دوره اوج گرفت و خبرِ تلخ امروز، در واقع تاوان دو فصل اول حضور او روی نیمکت بارسا به عنوان سرمربی تیم است. کرویف در دو سال اول مربیگری بارسا به جام در جام اروپا و کوپادلری رسید اما نتوانست به سلطه رئال بر لالیگا پایان بدهد تا استرس روی نیمکت تیم به اوج برسد.





    تا یوهان هیچ روزی را بدون سوزاندن 20 نخ از سیگارهای کمل محبوباش تمام نکند و قبل از هر بازی در راهروی نیوکمپ و حتی در جریان بازی روی نیمکت تیم، مثل قهرمانهای فیلمهای کلاسیک از سیگار کشیدن دست برندارد. در پایان این روزهای پراسترس، کرویف ناچار به جراحی قلب شد و بعد از این جراحی، پزشکان او را متوجه کردند که ادامه سیگارکشیدن، زندگیاش را خیلی زود به پایان خواهد رساند. داستان عاشقانه کرویف و سیگار، در سال 1991 به جدایی ختم شد. او حالا به توصیه پزشکاناش روی نیمکت آبنبات چوبی میخورد تا رفتهرفته از عادت سیگارکشیدن فاصله بگیرد.

    خیلی زود تاثیرات مثبت این ماجرا عیان شد.«تیم رویایی» درست در همان دوره زمانی شکل گرفت. آنها بلاخره به 5 قهرمانی متوالی رئال در لالیگا پایان دادند و با فوتبالی چشمنواز، 4 بار متولی قهرمان لالیگا شدند. حالا کرویف دیگر سیگار دود نمیکرد و به جای آن، تیم های رقیب را با توتال فوتبال، دود میکرد و به هوا میفرستاد.





    همان فوتبالی که در آن دروازهبان اولین مهاجم بود و مهاجمِ نوک، اولین مدافع. سالِ 91 هم انگار برای جانشینی سیگار با آبنبات دیر بود. حالا، بعد از این لبخندربایی مسلحانه از همه هواداران خالق ضربه فانتوم، همه باز هم جمله تاریخی او به یاد خواهند آورد:«من دو اعتیاد در زندگیام داشتم. فوتبال و سیگار. اولی همه چیز به من داد و دومی تقریبا همه چیز را از من گرفت»

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

  4. #4
    کاربر ویژه hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    9,840
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 84 در 80 پست

    در دو قدمی یوهان کرویف

    کرویف در دو قدمی من بود و حسی که در آن لحظه به او داشتم، حسی آمیخته با نفرت و تحسین بود. من رئالی بودم و او دشمن شماره یک تیم محبوب من.

    به گزارش "ورزش سه"، نوشتن از شخصی که از دنیا رفته همیشه از سخت ترین کارهای دنیاست. بدترین شیوه شروع کردن نوشته اینطور است که بگوییم مرحوم را در فلان روز ملاقات کردم اما در هر صورت باید اینگونه نوشته خودم را آغاز کنم.

    یوهان کرویف را 17 فوریه 1974 برای اولین بار از نزدیک دیدم. او 26 سال داشت و من کودکی 11 ساله بودم. آن روز رئال در برنابئو میزبان بارسلونا بود. سرمای سختی بر مادرید حکمفرما بود از جنس زمستان های قدیمی اسپانیا. تنها گرمایی که حس می کردم گرمای دست پدرم بود که سخت مرا از میان جمعیتی که به عمرم ندیده بودم به جلو هدایت می کرد. توجه داشته باشید که آن موقع تنها 11 سال داشتم.

    سعی داشتیم دو ساعت زودتر از باز شدن درهای استادیوم خودمان را برسانیم چرا که می خواستیم در بهترین نقطه ورزشگاه بنشینیم، جایی نزدیک به چمن؛ در غیر این صورت باید در بدترین نقطه ورزشگاه و از میان بدن های تنومند و سرهایی که مرتب این سو و آن سو می رفتند رنج تماشای یک بازی 90 دقیقه ای را به جان می خریدیم.

    خوشبختانه موفق شدیم در یکی از بهترین نقاط ورزشگاه مستقر شویم؛ جایی بین فوندو سور(دروازه جنوبی) و نقطه کرنر. البته آنجا خطر برخورد توپ به من که جثه ای ریز داشتم، وجود داشت با این حال آنجا را با یک دنیا هم عوض نمی کردم. نمی دانم که فاصله دو ساعت تا شروع بازی چگونه گذشت. مطمئنا در حالیکه حرکاتم تحت نظارت پدرم بود، با خوردن تنقلات، زمان را سپری کردم.



    شانس من این بود که در نیمه اول، بارسا به سمت دروازه ای که پشتش نشسته بودم حمله می کرد. کمی قبل از شروع بازی، کرویف وارد زمین شد. او خودش بود. همانی که در تبلیغ تلویزیونی پینتوراس برگر دیده بودم. نمی دانم برای زدن ضربه کرنر بود یا ضربه خطا اما او در دو متری من بود و تقریبا می توانستم لمسش کنم؛ تنها چیزی که از آن لحظه به یاد دارم عضلات روغن زده از دید من افسانه ای پای او بود که به شدت جلب توجه می کرد.

    تماشای بازی اسطوره ای مثل کرویف با آن چشمان دریده که به فوتبال بیشتر از هر چیزی در دنیا عشق می ورزید، کسی که با فوتبال نفس می کشید و با آن زنده بود، با آن قیچی برگردانی که هنگام تبلیغ پینتوراس برگر می زد، روی من تاثیر شگرفی گذاشت.

    او در دو قدمی من بود و حسی که در آن لحظه به او داشتم حسی آمیخته با نفرت و تحسین بود. نفرت؟ واضح است؛ چون من هوادار رئال بودم و برای دیدن بازی تیم محبوبم به برنابئو رفته بودم نه یوهان کرویف. تحسین بدین خاطر که در آن روزگار سفید و سیاه اسپانیا(اشاره به دیکتاتوری فرانکو)، تماشای یک بازی فوتبال و بخصوص دیدن ستاره ای چون کرویف می توانست موهبتی باشد.

    کرویف دشمن شماره یک من و تیم محبوبم بود با وجود اینکه ساعت ها سعی می کردم قیچی برگردان معروف او در آن تبلیغ را تقلید کنم. در آن سن و سال، درک درستی از واژه "باشکوه" نداشتم اما کرویف برای من مصداق بارز این کلمه بود. او بارها در طول بازی نزدیک به جایگاهی شد که در آن نشسته بودم، او وقار و شکوه خاصی در زمین مسابقه داشت حتی زمانیکه اعتراض می کرد و با حرکات دست نارضایتی خود را نشان می داد.

    وقتی رئال 1-0 عقب افتاد، تماشای بازی او برای کودک 11 ساله ای که عاشق بازی "پیری(کاپیتان سابق رئال)" بود، غیر قابل تحمل شد. بخصوص که قبل از پایان نیمه، کرویف یک گل هم به رئال زد هرچند آن گل را خوب ندیدم ولی اطمینان داشتم که زننده گل، خود او بوده چون همه بازیکنان بارسلونا او را در آغوش می گرفتند.



    یوهان عجله ای برای بازگشت به مرکز زمین نداشت و این مساله، زخمی دیگر روی رقیبی بود که مرده به نظر می رسید. بازی تراژیکی برای من و دیگر هواداران رئال شده بود، یادم است که ساندویچ بدمزه ای خوردم و شرایط برای من به قدری ناامید کننده بود که اگر پدرم به من می گفت به خانه برگردیم، قبول می کردم.

    همانطور که به آغاز نیمه دوم فکر می کردم، به این هم می اندیشیدم که در نیمه دوم نمی توانم کرویف را به اندازه نیمه اول از نزدیک ببینم. از او نفرت داشتم ولی از سوی دیگر دوست داشتم او را کنار خودم داشته باشم. از این حس البته که بدم می آمد.

    اشتباه می کردم چون کرویف به عنوان بازیکن آزاد، در همه جای زمین حضور داشت و او را در 20، 30 و 50 متری خودم می دیدم. کرویف بازی را به دلخواه خود کنترل می کرد؛ به بهترین شکل ممکن. بارسا در نیمه دوم سه گل دیگر نیز زد که تنها یک گلش را به وضوح دیدم؛ گل چیپ خوان کارلوس. دیگر گل ها را بخاطر روحیه خرابم در آن هوای سرد و اینکه در سوی دیگر زمین به ثمر رسیدند، از دست دادم.

    در بازگشت به خانه، ناامیدی بزرگی به وسعت دنیا داشتم؛ رئال 5-0 در خانه باخته بود و مرد اول میدان نیز کسی نبود جز کرویف اما با گذشت زمان و با عظمت بیشتری که یوهان در سال های بعد پیدا کرد، آن شب در زندگی من به عنوان یک هوادار فوتبال به یک شب تاریخی بدل شد.



    هرگز از پدرم به اندازه کافی بدین خاطر که مرا برای تماشای آن ال کلاسیکو، به برنائبو برد قدردانی نکردم. هر زمان که از شکست 5-0 رئال در برنابئو صحبت می شود، هر زمان که سالروز آن مسابقه می شود ، هر زمان که مجبور می شوم از آن بازی عذاب آور برای یک هوادار رئال، بنویسم، اشاره کردن به این نکته که من آن روز در برنابئو بودم، دیگر برایم تلخ نیست؛ چرا؟ چون آن بازی را با تمام وجودم زندگی کردم، چرا که برای اولین بار کرویف را از نزدیک دیدم، کسی که حالا یک اسطوره و یک افسانه در تاریخ فوتبال است.

    خوشبختانه این شانس را پیدا کردم که در یکی از معدود دفعاتی که کرویف به مارکا آمده بود به او بگویم:" یوهان، من آنجا بودم، همان شب پیروزی 5-0 بارسا دربرنابئو، در دو قدمی تو."

    روبرتو پالومار: مارکا
    ترجمه: رضا سیف
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]� -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] -+- [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]/

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ابتلای یوهان کرویف به سرطان ریه
    توسط hamid192 در انجمن اخبار پزشکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۰۱ آبان ۹۴, ۰۹:۴۲
  2. ایران تحویل ذخیره اورانیومش به ترکیه را پذیرفت...!
    توسط HRG در انجمن اخبار انر‍‍‍ژي هسته اي
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۰۵ خرداد ۸۹, ۲۰:۴۰
  3. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۹ دی ۸۸, ۲۱:۲۵
  4. مسئولان استون ویلا : یانگ ; 25 میلیون
    توسط PARI در انجمن بایگانی اخبار فوتبال ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۶ تیر ۸۸, ۱۳:۱۵
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۷ آبان ۸۷, ۱۸:۵۴

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •