پس از پايان کليه عمليات مربوط به تهيه زمين, کاشت و داشت گياه زراعتي, زمان برداشت فرا مي رسد. برداشت عملي است حساس که اگر به طور صحيح انجام نشود زحمات و سرمايه هاي مصرف شده را يکباره هدر مي دهد. يکي از عوامل مهمي که در برداشت بايد بايد به آن توجه داشت اين است که علايم فيزيولوژيکي رسيدن محصول در گياهان زراعي مختلف کاملا متفاوت است, مثلا در غلات, حبوبات, گياهان علوفه اي و گياهان غده اي که هرکدام به نوعي ضمن تغيير رنگ دادن گل مي دهند و روشهاي برداشت آنها هم با يکديگر فرق مي کند. در غلات دانه ريز, عمليات برداشت با دست و به وسيله داس انجام مي شود. ماشينهاي برداشت دانه ذرت هم سه نوع اند که يا ميوه را از ساقه جدا مي کنند, ولي پوسته وجود دارد؛ يا ميوه را از ساقه جدا مي کنند و غلاف ها را هم برمي دارند؛ يا ميوه را از ساقه جدا و دانه ها را خشک مي کنند و و به انبار منتقل مي کنند. ذرت خوشه اي هم با دست برداشت مي شود, اما حبوبات را مي توان با کمباين هم برداشت کرد. برداشت گياهان علوفه اي يا با دست و داس است يا با ماشين هايي به نام مور يا ريک و سپس, عدل بندي و چاپر که هر کدام وظيفه خاصي دارند. گياهان غده اي را نيز با دست و بيل مي توان برداشت کرد.


نگهداري و انبار کردن محصولات زراعي:
براي اين کار از کيسه هاي کنفي استفاده مي شود. انبار بايد ضدعفوني شود. ديواره هاي انبار بايد سيماني باشدتا رطوبت نگيرد. مدت زمان نگهداري غلات در انبار به درصد رطوبت دانه و درجه حرارت داخلي انبار بستگي دارد. محل انبار حبوبات و دانه هاي روغني بايد تميز و داراي تهويه مناسب باشد و از قبل سمپاشي و ضدعفوني شده باشد. براي نگهداري علوفه به صورت تر و تازه بايد از سيلو استفاده کرد.

انبار مطلوب براي سيب زميني بايد داراي دستگاه هاي تهويه و کنترل درجه حرارت با تخته هاي مشبک در کف آن باشد.

سيلو کردن چغندر قند هم بايد طوري باشد که خواص آن تغيير نکند.


آيش بندي و تناوب زراعي
چنانچه زارعی به کشت دائمي فقط يک گياه يا حتي يک خانواده گياهي بپردازد, موجب نقصان محصول در سالهاي متمادي مي شود, زيرا بر علل متعدد اين طريق کشت اصولي نيست.

مهم ترين علت کاهش عملکرد, خستگي زمين است که در نتيجه مجموعه عواملي نظير کم شدن حاصلخيزي و باروري خاک، افزايش و توسعه آفات و بيماريهاي گياهي, کاهش ذخاير آب در خاک, افزايش جمعيت علف هاي هرز, سخت شدن خاک زراعي در عمق خاص و شخم يکسان به وجود مي آيد. بنابراين, بايد بتوان با تنظيم کشت گياهان زراعتي حداکثر درآمد مطمئن ساليانه را براي کشاورز تامين کرد. يکي از اين فنون، اجراي تناوب يا گردش زراعي مناسب است که به افزايش عملکرد محصول منجر مي شود. ابتدا, بايد نوع زراعت را در يک منطقه با توجه به آب و هوا و خاک و دوري و نزديکي به شهر و بازار و عرضه و تقاضا معين کرد. سپس, زمين هاي مزرعه را بسته به نوع گياهي که عمليات کشاورزي مشابه دارند و موقع آنها هم زمان و حدودا نزديک به هم باشد قسمت بندي کرد و در هر قسمت محصولي را کاشت. اين عمل را آيش بندي مي گويند. اين برنامه ريزي به دو طريق اصلي تقسيم بندي مي شود:

1- زراعت گسترده يا سطحي، که مقدار محصول در واحد سطح کم است, ولي وسعت زياد اراضي و کم هزينه توليد در واحد سطح جبران کمي آن را مي کند. در اين شيوه, ميزان رطوبت (نزولات آسماني) عامل اصلي افزايش محصول است؛

2- زراعت فشرده يا عمقي، که در واقع, از حداقل واحد سطح حداکثر بهره برداري مي شود.


تناوب چيست؟
تناوب چرخش گياهان زراعي در يک قطعه زمين بر طبق اصول پذيرفته شده است. اينکه بدانيم چه نوع غلات و حبوباتي را از يک خانواده مي توان با هم تناوب داد و آيش بندي کرد و در مناطق پرآب با اين قضيه چطور بايد برخورد کرد.

تا حدودي مشخصات کار و شغل و حرفه کشاورزي بيان شد. اميد است که در پي آشنايي با اين مقدمات در انتخاب خود موفق باشيد. در دوره کارشناسي مهندسي کشاورزي تمام اين مباحث در واحدهاي گوناگون چون ژنتيک, بيوشيمي, گياه شناسي, خاک شناسي, آبياري, رابطه آب و خاک, زراعت نباتات صنعتي, اصلاحات نباتات خصوصي, زراعت نباتات علوفه اي, عمليات هاي کشاورزي, هوا و اقليم شناسي, ماشين هاي کشاورزي, ديم کاري, بيماريهاي گياهي, زراعت غلات, حشره شناسي, کنترل علف هاي هرز، اصول ترويج و آموزش و اقتصاد کشاورزي مطرح مي شود.

به طور کلي, شرايط کار يک کشاورز بسيار سخت تر از شرايط کار يک باغبان است. البته اين شرايط کاري گاه اداري و گاه عملياتي و صحرايي است.