شهریار عباسی نویسنده رمان «دختر لوتی» و برگزیده هشتمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد اظهار کرد: من بر این باورم که رمان باید در هر شرایطی کارکرد خاص خودش را داشته باشد و دنبال تقلید از کسی نباشد. من در کارگاه داستان نویسی خودم نیز به دانشجویانم میگویم که باید داستان خودشان را بنویسند نه اینکه نگاه کنند امروز چه کسی روی بورس است و از آن تقلید کرد. من بر این باورم که رمان نویس باید صاحب نگاهی متفاوت باشد و در حد توان کار خودش را بکند. اگر توانست بنویسد که عالی است اگر هم نتوانست در نهایت تلاشش را کرده است.
عباسی افزود: برخی دائم به دنبال آن هستند که از برخی نویسندگان برای خودشان بت بسازند. همه نویسندگان قابل احترام هستند اما هیچ کدام نباید برای نویسندگان دیگر تبدیل به بت شود. نویسنده باید طوری بنویسد که بعد از وی و سالهای آتی بگویند که فلانی اینطور مینوشت و او را با سبک نوشتاری خودش به یاد بیاورند نه با سبک کسی که سعی در تقلید از آن را داشته است، من این را دوست دارم. این نویسنده همچنین افزود: تعریف من از رمان بازآفرینی تجربه زیستن است. این تجربه همیشه واقعی نیست. تجربه های ذهنی هم به اندازه تجربههای واقعی اصالت دارد و ما در آن زندگی میکنیم. تلفیق این دو برای من تبدیل به رمان میشود و من در درون اینکار دنبال اتفاقی تازه میگشتم که واقعا لمس بشود و بتوان حسش کرد. نویسنده تقدیر شده در جایزه ادبی شهید حبیبغنیپور ادامه داد: در همه رمانهای من هشت سال جنگ تحمیلی حضور داشته است چون جنگ بخشی از زندگی من است. برخی دوستان که جنگ را ندیده و حتی تفاوت صدای توپ و خمپاره را نمی دانند و یا سردی و سنگینی یک تفنگ را در دست خود حس نکردهاند این روزها درباره جنگ داستان مینویسند در حالی که شاید استعداد آنها در جای دیگری است که بیشتر و بهتر لمسش کردهاند. من بر این باورم که هر نویسندهای اگر مشهور شده به خاطر آن است که متکی بر تجربه خود مینویسند و اصالت کارشان نیز همین است. من در مناطق جنگی و پشت جنگ بودهام و میتوانم و باید بر مبنای تجربهام از این بودن دربارهاش بنویسم. عباسی ادامه داد: رمان «می خواهم یک نامه کوتاه عاشقانه بنویسم» در فضای جنگ شهرها رخ میدهد. رمان هتل گمو هم در صحنه نبرد میگذرد. رمان دختر لوتی هم متعلق به فضای بینابین این دو است. راوی دارد که به صحنه اصلی نبرد نزدیک میشود اما به آن نمیرسد. حسم به من میگفت این فضا هم حرف و حس زیادی دارد که تازه است و میشود بیانش کرد. پدر من سالها در شهر پلدختر زندگی کرده و من هم. من در این شهر به شکل یک بچه محصل زیستهام و فضای رخداد رمانم را دیدهام اما در این رمان راوی را یک معلم تهرانی انتخاب کردم که به این شهر سفر میکند و آنجا را اصلا نمیشناسد. این راوی انتخاب شد تا آنچه میبیند و روایت میکند برای خودش و مخاطب جذاب جلوه کند. وی افزود: این نوع از داستان اگر مخاطب را به سمتی ببرد که حس کند او در حال خاطره گویی است، رفته رفته باعث میشود او حس کند که راوی در حال روایت یک اتفاق واقعی است. اگر من رمان را به زمان حال می نوشتم این اتفاق کمتر رخ میداد. دختر لوتی همان هتل گمو است منتهی چون زمان روایت هتل گمو حال استمراری است کمتر حس میشود که شکلی خاطره گون دارد و چون زبان روایت دختر لوتی ماضی است شکل روایی خاطرهگون بیشتر در آن نمود پیدا میکند. من اعتقاد دارم که مخاطب باید داستان را باور کند و استراتژی رمان دختر لوتی اینگونه است.