.ساعت 10 شب پنجم آبان ماه سال 92 صدای شلیک چند گلوله سکوت شبانه را در خیابان واین شهریار شکست و جنایتی خانوادگی رخ داد.همسایهها با شنیدن صدای شلیک از خانههایشان بیرون ریختند و خود را در برابر صحنه هولناک مرگ مرد آشنایی دیدند. این جنایت مسلحانه خیلی زود به کارآگاهان پلیس مخابره شد و دقایقی نگذشته بود که بازپرس جنایی نیز پای در قتلگاه گذاشت و در حلقه تماشاچیان دست به تحقیقات میدانی زد.تیم جنایی ابتدا پی برد قربانی به نام علی محمد است که با شلیک سه گلوله در مقابل خانهاش از پای درآمده است.کارآگاهان در جریان تحقیقات از خانواده قربانی به سرنخ جدیدی از یک آشنای انتقامجو رسیدند که نشان میداد علی محمد قربانی اختلافات شدید خانوادگی شده و قاتل تیرانداز برادرزن وی به نام جواد است.
همین سرنخ کافی بود تا پلیس جنایی برای دستگیری عامل جنایت مسلحانه وارد عمل شود و خیلی زود جواد دستگیر شد.این مرد خشن در بازجوییها، قتل دامادشان را به گردن گرفت و انگیزهاش را از این جنایت مسلحانه اختلافات عمیق دانست.پرونده این جنایت خانوادگی با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.این مرد به خاطر قتل شوهر خواهرش در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و دو قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت.جواد وقتی برای آخرین دفاع پشت تریبون ایستاد، گفت:
مدتها بود که با همسرم اختلاف داشتم. از آنجا که بچه داشتیم به خاطر دخترم با ناسازگاریهای وی کنار آمدم اما همسرم زن زندگی نبود و به بهانههای مختلف زندگی را برایم سخت کرده بود تا اینکه از یکدیگر جدا شدیم و سرپرستی دختر کوچولویم را خودم به عهده گرفتم.این مرد خشن ادامه داد: پس از مدت کوتاهی پی بردم علی محمد که دامادمان است با همسرم ازدواج موقت کرده است. خیلی ناراحت شدم از وی کینه به دل گرفته و به فکر انتقام افتادم.ابتدا یک کلت کمری خریدم.
روز حادثه با خودروی برادرم به مقابل خانه خواهرم رفتم و به بهانه اینکه میخواهم با علی محمد حرف بزنم وی را سوار خودرو کردم و همانجا سه گلوله به او شلیک کردم سپس جسدش را از خودرو پایین انداختم و از محل گریختم و مدتی را در پارکها خوابیدم تا اینکه دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم گرفتم خود را به پلیس معرفی کنم.
اکنون بشدت پشیمانم و تقاضای عفو و بخشش دارم.بنابر این گزارش، در پایان سه قاضی عالیرتبه برای صدور رأی نهایی با هم وارد شور شدند.