باغبانی ,دانش و فن بررسی و پژوهش در میوهشناسی، سبزیشناسی، گلشناسی، فضای سبز پارکها و بوستانها و محیط زیست و همچنین استفاده از محصولات باغبانی در صنایع غذایی است.

پيدايش باغباني :

پيدايش باغباني به 3000سال قبل از ميلاد در مصر بر مي گردد . مدارك و شواهد تاريخي نشان مي دهد كه در آن زمان بسياري از گياهان باغي مانند انگو , خرمالو , زيتون , پياز و خيار كشت داده مي شد . مصريان قديم براي توليد اين محصولات به عملياتي نظير هرس , آبياري و آماده سازي زمين آشنا بوده اند.
سپس باغباني در روم و يونان قديم رواج يافت . اين زمان تقريبا به 500 سال قبل بر مي گردد . روميان به عملياتي نظير پيوند زدن , تناوب كشت و مصرف كودهاي دامي و استفاده از گلخانه آگاهي داشتند . در اواخر قرن پنجم ميلادي و با گسترش اسلام و پيشرفت علمي مسلمانان كه همزمان با قرون وسطي بود كشاورزي و باغباني از اهميت زيادي در نزد مسلمانان برخوردار شد . به طوري كه بسياري از كشورهاي اسلامي ازآن زمان مانند عراق , شام , ايران و هند به توليد محصولات باغي مي پرداختند. آنجه مسلم است ايران يكي از كشورهاي قدرتمند و پهناور است كه تاریخ و قدمت آن گوياي انجام عمليات مختلف كشاورزي در اين پهنه بوده است و حتي حدود شش هزار سال قبل , ايرانيان از سيستم هاي زراعي گوناگون استفاده مي كرده ند .
در اوايل قرن چهاردهم ميلادي و با شروع دوره رنسانس در اروپا , باغباني در ايتاليا و فرانسه پيشرفت چشم گيري داشت . به دنبال آن كشف سلول توسط رابرت هوك , طبقه بندي گياهان توسط كارل لينه ومطالعات تووارثي گرگور مندل از مهم ترين ابداعات و اكتشافات اين دوره در طي قرون شانزده تا نوزده ميلادي محسوب مي شود .
در نهايت در طي قرن بيست با پيشرفت در زمينه مختلف علوم به ويژه توليد بذر اصلاح شده , كوده ها و سموم و ماشين آلات كشاورزي , تحولات بسياري در كشاورزي و باغباني صورت گرفت بطوريكه پيشرفت كشاورزي در صد سال گذشته (به خصوص در سي سال اخير) بيش از صد قرن قبل از آن بوده است .
انسانها در گذشته بسيار دور به فكر اين بودند كه ضمن تشكيل اجتماع در نقاط مناسب , غذاي خود را نيز به جاي جمع آوري توليد كنند بنابراين كشاورزي در تمدن هاي لوليه به صورت كاملا ابتدايي شروع شد . بر حسب شواهد تاريخي انسانها از حدود 9 هزار سال در جلگه هاي دجله ,فرات و نيل به كشت برخي از محصول ها مشغول بوده اند . با پيشرفت تمدن ها و به وجود آمدن اجتماع هاي بزرگ اختلاف گروهي پديدار گشت كه موجب بروز جنگ هاي بي شمار شد درنتيجه بشر به خاطر امنيتي ديوارهاي به دور محيط زيست خود ايجاد كرد . به دليل محدوديت فضاي بين اين ديوارها كشاورزان اوليه مجبور شدند تعدادي از محصولات خود مانند غلات را كه به صورت كشت گسترده يعني در سطح وسيع و با كار و بازده به نسبت كم در واحد سطح ,كاشته مي شد . به زمين هاي بيرون شهر منتقل كنند . آن دسته از محصولاتي كه مانند سبزي و ميوه به شكل كشت متراكم يعني به مراقبت زياد و محصول بيشتر در واحد سطح توليد مي گشت را د داخل شهر ها به كار بردنند . بدين سان در كشاورزي دو شعبه زراعت (يعني توليد در مزرعه) و باغباني (يعني توليد در باغ ) به وجود آمد .در حال حاضر در بسياري از نقاط ديگر كشت گياهان در داخل محيطي محصور متداول نيست و تمايز گياهان دو شعبه ذكر شده بر اساس عوامل زير انجام مي پذيرد .

الف) ميزان كار مورد نياز و بازده محصول در واحد سطح : در اين مورد همان گونه كه ذكر شد پرورش گياهان باغي به طور معمول به كار بيشتري نياز داشته در عوض محصول بيشتري توليد مي كنند بنابراين كشت آنها به صورت متراكم است در حالي كه محصولات زراعي به طور معمول به طور گسترده كاشته مي شود و بازده آنها در واحد سطح كمتر است .

ب) نحوه مصرف محصولات توليد شده : به طور معمول گياهان باغي به صورت تازه مصرف مي شود (مثل ميوه كاري و سبزي كاري) در حالي كه گياهان زراعي بيشتر به صورت خشك و يا تغيير شكل يافته به مصرف مي رسند (مثل غلات , توتون و دانه هاي روغني).

ج) عرف و عادت محلي : برخي از محصولات مانند سيب زميني و بقولات در برخي از نقاط جزو گياهان زراعي و در برخي نقاط جزو گياهان باغي به شمار مي آيد .
لازم به ذكر است كه گياهان دارويي , ادويه اي و نوشابه اي هم جزء گياهان باغباني هستند .

با توجه به سه عامل ياد شده مشاهده مي شود كه در بسياري از موارد تفاوت مشخصي بين گياهان زراعي و باغباني موجود نيست و هيچ يك از عوامل ذكر شده به تنهاي براي تعيين اينكه كدام گياه بخصوص متعلق به گروه باغباني و يا زراعي است كافي نمي نمايد زيرا در حال حاضر در بسياري از نقاط دنيا درختان ميوه و سبزي ها به صورت ديم در سطوح كشت مي گردند (كشت گسترده) در حالي كه هنوز به عنوان گياهان باغي شناخته مي شود .
در مقابل برنج . توتون و ذرت علوفه اي حتي در سطح كوچك و با وجود كار بسيار زيادي كه مي برند (كشت متراكم) گياهان زراعي محسوب مي شوند .
به اين دليل به جاي اينكه باغباني را براساس ويژه گي ها و نحوه كشت گسترش يا تراكم تعريف كنند آن را براساس گياهانش بدين صورت زير تعريف مي نمايند :
باغباني عبارت است از هنر , دانش و پيشه كشت ,داشت , برداشت و بازار رساني انواع سبزي , گل و ميوه . در اين تعريف از هنر , دانش و پيشه باغباني سخن رفته است دليل اين امر اين است كه كار هاي مانند پيوند زدن و هرس و گرده افشاني و مانند اين ها براي اينكه به طور موفقيت آميز انجام شوند نياز به مهارت . ممارست و سليقه ويژه اي دارند كه همان آن ها را جزو هنرها قرار مي دهد از طرف ديگر هر يك از اين كار ها مبتني بر اصول و دلايل ويژه اي مي باشد كه شناخت آنها نوعي دانش است و سرانجام كاربر اين هنر و دانش ها براي تامين زندگي پيشه باغباني را تشكيل مي دهد.