نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان دارویی

  1. #1
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان دارویی

    مقدمه:

    در حال حاضر با توجه به افزايش بي رويه جمعيت و نياز به تأمين مواد غذايي اين جمعيت رو به تزايد، زيست فناوري كشاورزي مورد توجه خاص مي باشد و محصولات تراريخته گوناگون پرمحصول و مقاوم كشاورزي مانند ذرت، برنج، سويا، گوجه فرنگي، گندم توليد و استفاده از تكنيك هاي نوين زيست فناوري در افزايش توليد شير و گوشت دام موثر واقع شده اند.
    تأمين سلامت و بهداشت جمعيت بيش از شش ميلياردي ساكنان كره زمين از طريق توليد داروهاي نوتركيب و واكسن ها، دستيابي به روش هاي درمان كم هزينه بيماري ها و يافتن درمان بيماري هاي لاعلاج و تشخيص سريع تر و مؤثر تر بيماري هاي گوناگون از جمله بيماري هاي ژنتيكي از وظايف زيست فناوري پزشكي ميباشد.
    همچنين رويكرد جديد به محيط زيست در قرن حاضر و در نظر گرفتن آن به عنوان يك جزء از سرمايه ملي كشور ها و لزوم حفظ آن با استفاده از زيست فناوري از مهمترين دغدغه هاي بشر در قرن حاضر است. حذف مؤثر آلاينده هاي محيطي خطرناك از محيط زيست با استفاده از ميكروارگانيسم هاي پالايشگر آلودگي و استفاده از تكنيك هاي حفظ، نگهداري و حراست از ذخاير ژنتيكي كشور از جمله كاربردهاي زيست فناوري در زمينه محيط زيست ميباشد. كاربردهاي زيست فناوري در صنعت كه منجر به توليد محصولات با صرف هزينه و انرژي كمتر، ضايعات اندك و از همه مهمتر، كمترين اثر سوء بر محيط زيست مي شود. باعث شد كه از اين فناوري به عنوان يكي از پاكترين بخش هاي صنعت ياد شود. زيست فناوري همچنين توليد محصولاتي كه قبلأ از روش هاي ديگر امكان توليد آن وجود نداشته يا بسيار سخت و دشوار بوده است، ممكن ساخته است.
    بیوتکنولوژی به کار بردن روشهای علمی و فنی در تبدیل برخی از مواد است که در این روش از عوامل زیستی برای تولید کالا و خدمات استفاده میشود.
    در این میان منظور از عوامل زیستی به طور عمده میکروارگانیسم ها ، سلولهای گیاهی یا حیوانی و آنزیمها است و کالا و خدمات نیز به کشاورزی ، ماهیگیری ،صنایع غذایی و دارویی مربوط می شود.
    انجمن بیوتکنولوژی صنعتی یا IBA نیز به طور ساده بیوتکنولوژی را استفاده از ارگانیسم های زنده برای ساخت فرآورده های تجاری معرفی می کند.

  2. #2
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    تاریخچه علم بیوتکنولوژی:

    واژه زيست فناوري نخستين بار در سال 1919 توسط Karl Ereky به مفهوم كاربرد علوم زيستي و اثر مقابل آن در فناوري هاي ساخت بشر به كار برده شد. تاریخچه بیوتکنولوژی به دورانهای بسیار قدیم که شراب سازی ، پنیرسازی و پخت نان توسط بابلی ها و مصریها کشف شد برمی گردد اما بیوتکنولوژی به معنای امروزی آن علم جدیدی است که از سال ۱۹۵۳ با کشف ساختار DNA آغاز شد و همچون پلی بین علوم پایه و کاربرد آنها در صنعت ، کشاورزی و پزشکی قرار گرفت.
    این علم با آنکه در ابتدای راه تکامل خود است اما اثرات برجسته ای بر جنبه های تئوری و عملی زندگی بشر برجای نهاده بطوری که هیچ یک از انواع دیگر پژوهشهای علمی را نمی توان یافت که در مدت زمانی بدین کوتاهی ، چنین رشد قابل توجهی داشته و پیشرفتهای بسیاری در عرصه های اکولوژی ، ژنتیک ، میکروب شناسی ، زیست شناسی مولکولی و تکنولوژی کشت سلولهای گیاهی و جانوری ایجاد کرده باشد و در ضمن دارای ویژگیهای صرفه جویی در منابع تجدد ناپذیر ، حداقل تاثیر منفی بر محیط زیست و تضمین کننده هماهنگی بین رفاه بشر و اقتصاد باشد.
    بیوتکنولوژی جدید به فنونی مربوط می شود که می توان به طور خلاصه در مورد آنها چنین گفت:
    الف) توانایی برش و اتصال مولکولی DNA ، که با استفاده از آنزیمهای خاص ، DNA را به قطعات کوچکی در حد ژن تقسیم کرده و آنها را به مولکولهای وراثتی باکتریها متصل می کنند. حال این باکتریهای جدید را که حامل صفات تازه ای میباشند ، تکثیر کرده و از آنها برای تهیه ترکیبات خاصی چون پروتئین ها ، ویتامین ها و … استفاده می کنند.
    ب) قابلیت اصلاح پروتئین ها توسط فرایندی که آن را مهندسی ژنتیک می نامند و به یاری آن ویژگیهای یک ترکیب پروتئینی را تغییر می دهند. مثلا در این باره می توان از آنزیمهایی نام برد که در پودرهای لباسشویی جدید به کار رفته و دارای قدرت پاک کنندگی منحصر به فردی هستند.
    در واقع اساس و پایه بیوتکنولوژی جدید را می توان انتقال ژنهای یک موجود به موجود دیگر و فعال ساختن آنها در موجود جدید دانست. فن آوری رو به گسترشی که امروزه به سرعت در صنایع دارویی ، غذایی ، پزشکی ، شیمیایی و کشاورزی وارد شده است. برای مثال ممکن است این ژنها وارد یک باکتری شوند و پس از فعال شدن ، ترکیبات کم مقدار ولی با ارزشی چون هورمون رشد یا انسولین ایجاد کنند یا ممکن است این ژنها به گیاهان منتقل شده و گونه هایی را ایجاد کنند که در مقابل آفت کشها مقاوم هستند و یا این که بازدهی بالایی دارند. به این ترتیب استفاده از انسولین برای بیماران دیابتی محدودیت خاصی نخواهد داشت همچنین کشاورزان می توانند در پرورش گیاهانی چون سویا از سموم و آفت کشهای کمتری استفاده کنند و با استفاده از نژادهای جدید ، با همان سرمایه گذاری قبلی ، محصولی تا چند برابر به دست آورند.
    مرکز ملی تحقیقات مهندسی ژنتیک و تکنولوژی زیستی نیز در برنامه تفصیلی طراحی و برنامه ریزی رشته بیوتکنولوژی در معرفی قلمروهای این علم آورده است که قلمروهای عمده بیوتکنولوژی را به طور گسترده در زمینه های زیر میتوان فهرست کرد:
    ۱- صنایع تخمیری و غذایی (دارویی) برای تولید انواع اسیدهای آمینه ، پپتیدها ، آنزیمها (طبی و صنعتی) ، مواد تشخیص طبی ، انواع پروتءین ها ، آنتی بیوتیکها ،انواع واکسنها ، هورمون ها ، آنتی بادی های منوکلونال و ویتامین ها و … همچنین تولید مواد غذایی جدید و مواد لبنی فاقد لاکتوز و استفاده از راکتورهای زیستی برای افزایش بهره وری فراورش مواد غذایی.
    ۲- پزشکی – ژن درمانی ، انواع تشخیص طبی ، مبارزه بیولوژیکی علیه حشرات ناقل بیماریها .
    ۳- محیط زیست ، در این زمینه بیوتکنولوژی دارای کاربردهای بیشماری است که از بازیابی زباله و فاظلابها تا عمل آوری و انهدام آلاینده های خطرناک و پاک سازی دریا را شامل می شود. بیوتکنولوژی در این زمینه می تواند به حفظ کلی CO2 و حرارت در جو و کاهش آلودگی زمین و آب یاری رساند.
    4- معادن – بازیابی بیوتکنولوژیکی فلزات سنگین و افزایش بهره وری معادن نفت و گوگردزدایی آن و ...
    5- کشاورزی و امور دامی ، در این زمینه کاربرد بیوتکنولوژی در موارد بسیار متنوعی گزارش شده است که به شرح زیر خلاصه می شود:
    - تهیه نقشه ژنتیکی ، کشت سلول و بافت. برای کوتاه کردن فرایند اصلاح نباتات و تولید نباتات مقاوم در برابر شرایط محیط و حشرات و آفات و ...
    - استفاده از پادتن های منووکنونال و اسیدهای نوکلئوتید در اصلاح نژاد و فعالیت قرنطینه و تبادل مواد ژنتیکی ، تشخیص بیماریها ، تشخیص میزان سموم در مواد غذایی ، شناسایی میزان مقاومت حشرات و آفات به سموم.
    - تولید واکسن های دامی به شیوه های جدید که به حفاظت کمتری در برابر شرایط محیط نیاز داند و نیز کشت جنین ، تشخیص بیماریهای دامی و تدوین نقشه ژنتیکی.
    - بهبود شرایط خاک برای جذب رطوبت ، جذب و تثبیت ازت و فسفر و سایر مواد غذایی مورد نیاز گیاه در خاک.
    6- انرژی ، استفاده از میکروارگانیسم ها برای تولید انواع سوختهای مایع و گازی از ضایعات و دورریختهای سلولزی و نیمه سلولزی و نشاسته ای.

  3. #3
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    بیوتکنولوژی و کاربرد آن در کشاورزی:

    بيوتكنولوژی یکی از مدرن ترین شاخه های زیست شناسی است که مجموعه ای از علوم بیوشیمی ، میکروبیولوژی سلولی ، بیولوژی ، مهندسی ژنتیک و ... را شامل می شود. در دهه ششم از قرن بیستم اصلاح گران نباتات توانستند عملکرد بالایی از واریته های جدید به دست آورده و بدین ترتیب انقلاب سبز را به وجود آوردند . اما همزمان با افزایش جمعیت ، این افزایش نتوانست کمبود مواد غذایی را جبران کند لذا دانشمندان به تحقیق در این زمینه پرداختند. پیشرفت های جدید زمینه های جدید را بوجود آورده که با کمک آن می توان از میکروارگانیزم ها برای تولید محصولات تجاری متفاوت شامل مواد غذایی و دارو بهره گرفت. به همین کیفیت تکنیک هایی برای تشخیص بیماری ها ، تولیدات شیمیایی بیولوژی و سوخت برای آینده مورد استفاده قرار گرفته است. مهندسی ژنتیک یکی از ابزارهای کارآمد بیوتکنولوژی می باشد که هدف از آن، شناخت ساختمان و کارآیی ژن ، تولید پروتئین و مواد اولیه مفید دیگر به وسیله روش های متداول و نوظهور و تولید گیاهان و حیوانات تراریخته با ویژگی های مطلوب می باشد.البته باید توجه داشت که مهندسی ژنتیک با ژنتیک تفاوت داشته ، بدین ترتیب که ژنتيک بيشتر يک علم است و به بررسی نحوه انتقال صفات از والدين به فرزندان میپردازد و از ابتدای قرن ۲۰ پس از کشف مجدد قوانين مندل به صورت يک علم نوين ظهور کرد ، اما مهندسی ژنتيک يک فناوری يا يک تکنيک است که با استفاده از علوم مختلف طی دستورزی يا دستکاری ژنتيکی موجودات زنده در سطح مولکول DNA تغييراتی در موجودات ايجاد میشود. مهندسی ژنتيك بخشی از بيوتكنولوژی مدرن امروزی است كه از دهه ۸۰ ميلادی به طور جدی مطرح شده است.
    در واقع بیوتکنولوژی محصول تعامل بین علم بیولوژی و تکنولوژی است. به منظور تعریف بیوتکنولوژی پیشنهاداتی ارایه شده است و محققین مختلف تفاسیر متفاوتی از این فنآوری ارایه داده اند. معذالک تعاریف زیر به نظر می رسد که مناسب ترین تعاریف باشند:
    1- کاربرد علم و مهندسی در استفاده مستقیم یا غیر مستقیم از موجودات زنده و یا اجزا و تولیدات آنها در حالت طبیعی یا تغییر یافته آن موجودات
    2- استفاده تلفیقی از علوم بیوشیمی میکروبیولوژی و مهندسی به منظور نایل شدن به استفاده صنعتی از قابلیت های میکروارگانیزم ها، سلول های بافت کشت شده و اجزای متعلق به آنها (فدراسیون بیوتکنولوژی اروپا )
    3- استفاده کنترل شده از عوامل بیولوژیکی از قبیل میکروارگانیزم ها یا اجزای سلولی برای استفاده مفید (فرهنگستان علوم ایالات متحده )
    4- تولید فرآورده ها از طریق فرآیند زیستی که مستلزم فنون مهندسی است (فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران )
    یکی از مشکلات اصلاح نباتات کلاسیک و مرسوم این است که دامنه موجوداتی که امکان مبادله ژن در بین آنها وجود دارد ، به دلیل موانع گونه ای شدیدا محدود است. فنآوری جدید راهکار بهتری را برای کنترل و دست ورزی اهداف فراهم کرده اند و حصار های خاص گونه ای مانعی بر سر راه آنها محسوب نمی شود. این فنون جایگزین اصلاح نباتات مرسوم نیستند بلکه با ایجاد روش های نوین دسترسی به اهدافی که با روش های مرسوم امکان پذیر نیست را ممکن می سازند.

  4. #4
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    فواید بیوتکنولوژی:

    بیوتکنولوژی جبهه علمی هیجان انگیزی را در کشاورزی گشوده است. تکنیک های جدید حاصل ازبیوتکنولوژی در مقایسه ، سریع ، بسیار ویژه و در مصرف منابع کارآمد هستند.اکنون دیگر قدرت بیوتکنولوژی قدرتی تخیلی نیست. در چند سال اخیر توانسته ایم آنچه را که تنها در فکر می گذشت به فعل در آوریم . به طور نمونه دانشمندان یاد گرفته اند که چگونه با تغییر ژنتیکی بعضی گیاهان مقاومت آنها را در برابر برخی علفکش ها افزایش دهند یا با استفاده از بیوتکنولوژی توانسته اند واکسن های مطمئن و کارآ تری را علیه بیماری های ویروسی و باکتریایی نظیر هاری کاذب، اسهال و تب برفکی بسازند. بیوتکنولوژی امروزه توانسته است بر روی ژن موجودات زنده کار کند و در جهت هدف های پیش بینی شده تغییراتی را ایجاد کند که از این منظر عبارت از دخالت مستقیم در محتوای اطلاعات وراثتی سلول های زنده و توفیق در تولید گونه های جدید و بهتر است.
    روش های جدید بیوتکنولوژی در علم کشاورزی شامل کشت سلولی، کشت بافت و پروتوپلاست گیاهی ، هیبرید سلول های سوماتی، دستکاری و انتقال جنین و DNA نوترکیب در شناسایی تبیین ماهیت انتقال و کنترل ژن است. دانشمندان بسیاری از این روش ها را برای بهینه سازی گیاهان و جانوران به کار برده اند. برای نمونه بیش از 40 نوع گیاه از الحاق پروتوپلاست تولید شده است که سیب زمینی و گوجه فرنگی از جمله این نمونه ها به شمار می رود. كشت بافت به عنوان يكي از بنيادي ترين روشهاي فنآوري بيوتكنولوژي امروزه به صورت گسترده مورد استفاده دانشمندان قرارگرفته است. طي اين روشها ميتوان از يك سانتي متر مكعب از بافت يااندام گياه، چندين ميليون سلول همانند توليد كرد كه بطور بالقوهاي ميتوان از آنها ميليونها بوته با خواص يكسان بدست آورد. طي اين شيوه ، امكان مطالعه بهتر گياه در كم ترين زمان و با بيشترين ضريب اطمينان ممكن ميباشد. براي نمونه در يك آزمايشگاه تحقيقاتي به نام ماكسپلانك (MAX Planck) در آلمان، ضمن آزمايشي معلوم شد كه ازميان 42 هزار بافت سيب زميني مورد آزمايش فقط 73 بافت يعني (4درصد بافتها) در برابر قارچ سيب زميني مقاوم بودند. بافت مقاوم تكثيرگرديده و گياهان مقاوم به قارچ، سپس به مزرعه منتقل گرديدند. (اينشيوه دستيابي به گونههاي مقاوم فقط در مدت 8 ماه عملي گرديد، درصورتي كه در سالهاي 1975 تا 1980 اين كار از طريق روشهاي اصلاحنباتات حداقل 10 تا 15 سال زمان ميطلبد. اين كار در گياهان ديگر ازجمله نخل روغني حداقل 30 سال زمان نياز دارد. در حال حاضر دركشورهاي صنعتي ، اين شيوه بسيار رواج يافته و تحولات شگرفي در توليدگونههاي گياهان زراعي با خصوصيات جديد بوجود آمده است.
    بيوتكنولوژي، روشهاي جديد بهينه سازي گياهان به طور مقرون بهصرفه و از طرق مختلف را ممكن ساخته است ، كه براي نمونه ميتوان بهافزايش مقاومت در مقابل خطرات و بيماريها، راههاي جديد مبارزه باعلفهاي هرز، مقاومت بيشتر در مقابل فشارهاي جوي و محيطي ازجمله خشكسالي، سرما و نمك و مواد شيميايي (مثل آلومينيم)، استفاده بهتر از مواد مغذي مثل نيتروژن، بهبود كيفي فرآوردهها از طريق ايجادتغييراتي در ويژگيهاي موادي مثل اسيدهاي چرب، اسيدهاي آمينه،طعم، مزه و قابليت حفظ كيفيت به هنگام ذخيرهسازي و بهبود درچگونگي متابوليسم گياهي (مثل استفاده از نيتروژن فتوسنتز)، توليد گل و دانه و تقسيم مواد غذايي بين ساقه و دانه اشاره نمود.

  5. #5
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    فواید مهندسی ژنتيك :

    در طول تاریخ کشاورزی ، بشر از فرایند طبیعی مبادله ژنی در قالب اصلاح نباتات و به وجود آمدن تنوع خصایص بیولوژیکی استفاده نموده است. واقعیت فوق پشتوانه کلیه تلاش ها برای اصلاح گونه های کشاورزی ، خواه از طریق اصلاح نباتات و دام به صورت سنتی و یا از طریق تکنیک های بیولوژیکی ملکولی بوده است.در این دو مورد بشر، برای تولید انواع گیاهان و جانورانی که دارای صفات و خصایص مطلوب باشند ، مانند گیاهان مقاوم به بیماری ها و دام های خوراکی که در آنها نسبت ماهیچه به چربی زیادتر است ، تلاش کرده است .
    دلیل اصلی و اولیه ایجاد مهندسی ژنتیک ناشی از رسیدن به اهداف سودمندی در علوم کاربردی ، بهداشتی و پزشکی به شرح ذیل بوده است :
    1- شناخت ساختمان و کارآیی ژن
    2- تولید پروتیین های مفید و مواد اولیه دیگر بوسیله روش های نوظهور متداول
    3- تولید گیاهان و حیوانات تراریخته با ویژگی های مطلوب
    تفاوت عمده میان اصلاح نبات و دام به صورت سنتی و روشهای "بیولوژیکی- ملکولی " انتقال ژن ها ، نه در هدف هاست و نه در فرآیندها، بلکه در سرعت ، دقت ، قابلیت اطمینان و دامنه کار قرار دارد . هرگاه متخصصان سنتی اصلاح دام و نباتات دو گیاه یا دام دارای قابلیت جنسی را با یکدیگر آمیزش می دهند، ده ها ژن با یکدیگر درهم می آمیزند ، هریک از والدین نیمی از ژنوم ( یا مجموعه ژنهای ) خود را در قالب ادغام سلولی تخم و اسپرم به نسل خود منتقل می کند ، لیکن ترکیب آن نیمه در هر یک از سلولهای جنسی والدینی و به تبع آن در هر آمیزش تفاوت می کند . قبل از وقوع ترکیب "مطلوب" ژن ها و ایجاد صفات مورد نظر در نسل بعد باید آمیزش های زیادی صورت پذیرد.
    با استفاده از روش های بیولوژیکی ملکولی و مطالعه تاثیر تک تک ژن ها می توان برخی از این مسایل را حل نمود. دانشمندان به جای اتکا به ترکیب های متوالی تعداد متنابهی ژن برای کسب نتایج دلخواه می توانند هر ژن را به طور مجزا برای بررسی صفتی معین مستقیما در ژنوم سلول تخم قرار دهند.آنها نحوه تظاهر این ژن ها در رقم جدید گیاه یا دام را هم کنترل می کنند. خلاصه آنکه با تمرکز روی صفت مطلوب می توان از طریق انتقال ملکولی ژن مورد نظر، مدت زمان لازم برای ایجاد ارقام جدید را کوتاه نمود و سطح دقت مطالعه را بالا برد. همچنین می توان با استفاده از این روش ، ژن ها را میان گیاهان و یا جانورانی که از لحاظ جنسی قابل آمیزش نیستند مبادله نمود.
    تکنیک های انتقال ژن ، کلید بسیاری از کار بست های بیوتکنولوژی هستند.اساس مهندسی ژنتیک عبارت است از توان شناسایی ژن مورد نظر یعنی ژنی که حاوی ویژگی مطلوب در موجودات است، مجزا کردن آن ژن ، مطالعه کارکرد و اصول فعالیت آن تغییر ژن و کار گذاشتن مجدد آن در میزبان طبیعی خود و یا گیاه و جانوری دیگر.این تکنیک ها ابزار هستند نه هدف . با استفاده از آنها می توان طبیعت و وظیفه و کارکرد ژن ها را شناسایی نمود ، اسرار مقاومت به بیماری ها را گشود ، رشد و نمو را تنظیم نمود و یا در نحوه ارتباط میان سلول ها و موجودات دخل و تصرف نمود.
    مهندسي ژنتيك امكان ايجاد واريته ها و گياهاني را فراهم مي كند كه داراي صفاتي هستند كه دسترسي به آنها از روش هاي معمول غيرممكن است. براي مثال با دست ورزي ژنتيك برنج طارم مولايي ، نه تنها به كرم ساقه خوار برنج بلكه به كليه آفات پروانه اي و برخي بيماري هاي قارچي مانند شيت بلايت مقاوم شده است.
    صفت مقاومت مطلق به كرم ساقه خوار و بيماري شيت بلايت در هيچ يك از ۱۲۰۰۰۰ نمونه برنج نگهداري شده در مؤسسه بين المللي تحقيقات برنج مشاهده نشده است. با توجه به عدم دسترسي به ارقام مقاوم نمي توان از روش هاي سنتي اصلاح نباتات براي ايجاد چنين صفات مهمي استفاده كرد. منافع اقتصادي و زيست محيطي اين قبيل واريته هاي زراعي بي نياز از توضيح است. كاهش مصرف سموم، كاهش هزينه هاي توليد، افزايش عملكرد، محيط زيست سالم تر براي انسان، دام و آبزيان و به ويژه انطباق كامل اين فناوري با روش هاي مبارزه تلفيقي از معدود مزاياي كاربرد گياهان تراريخته مقاوم به آفات و بيماري است.
    در این رابطه به تازگی خبرهای مسرت بخشی مبنی بر رهاسازی و تولید انبوه اولین برنج تراریخته در ایران منتشر شده که این موفقیت میتواند کمک شایانی به افزایش تولید این محصول استراتژیک در کشورکند. اين برنج تراريخته، با دستورزي ژنتيكي رقم طارم مولايي در پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي توليد شده و نزديك به 10 سال از اولين آزمايشهاي بررسي آن ميگذرد. در اين برنج با ابراز ژن مسئول توليد پروتئيني كريستالي موسوم به Cry1A(b) در برگ گياه، به محض تغذيه لارو حشره آفت از قسمت سبز گياه، طي يك واكنش كه فقط در محيط قليايي دستگاه گوارش اين حشره صورت ميگيرد، آفت نابود ميشود و هيچ اثر منفي ديگري بر ساير حشرات مفيد موجود در مزرعه وجود نخواهد داشت. علاوه بر اين مبارزه اختصاصي با آفت، عدم ابراز ژن مذكور در دانه برنج نيز در اين برنج تراريخته رعايت شده است، گرچه اين پروتئين براي انسان مضر نيست و محاسبات انجام شده نشان داده كه ميزان پروتئين Cry1A(b) موجود در چندين هزار كيلو ذرت Bt نه تنها هيچ اثر منفي بر موش نداشته، بلكه به عنوان يك پروتئين غذايي برای مصرف انسان (حتی کودکان و نوزادان) مورد تائيد قرار گرفته است. این برنج ، بدون مصرف هرگونه سم در برابر تمامي آفات پروانهاي اين گياه از جمله انواع برگخوارها و همچنين كرم ساقهخوار كه از جمله مهمترين آفات برنج در كشور ما بوده و بيشترين ميزان سموم مصرفي را به خود اختصاص دادهاند، مقاوم است.
    در يك جمع بندي اين گونه نتيجه گيري شده است كه بهره گيري از روش هاي مهندسي ژنتيك منجر به توليد محصولات مقاوم در برابر آفات باارزش غذايي بالاتر مي شود، انعطاف بيشتري در عمليات زراعي به وجود مي آورد و به دليل كاهش مصرف سموم دفع آفات نباتي براي محيط زيست جهان مفيد خواهد بود.

  6. #6
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    اهمیت بیوتکنولوژی:

    توسعه پايدار در مفهوم گسترده خود عبارت از اداره و بهرهبرداري صحيح و كاراي منابع پايه، منابع طبيعي، منابع مالي و نيروي انساني براي نيل به الگوي مصرف مطلوب، همراه با به كارگيري امكانات فني، ساختار وتشكيلات مناسب براي رفع نياز نسلهاي امروز و آينده، به طور مستمر وقابل رضايت مي باشد. بر اساس اين تعريف، فنآوري، كليدي مهم برايبهرهوري بيشتر و بهينه از منابع محدود طبيعي است كه به توسعه پايداردر تمام ابعاد منجر ميگردد. لذا برآيند توانايي و ظرفيتهاي يك كشور، براي انتخاب، تشخيص و انطباق يك فنآوري بيخطر و مناسب براي محيطزيست ميتواند معياري براي خودكفايي پايدار و در نهايت نيل بهتوسعه پايدار جهاني باشد. امروزه بيوتكنولوژي و به ويژه نوع مدرن آن، يكياز ابزارهاي نيرومند تكنولوژيك محسوب ميشود كه خود به دليل ظرفيت، توان بالقوه و قابل توجهاش، اثرات شگرفي بر جامعه از حيثاقتصادي ، علمي و اجتماعي گذارده است.
    بيوتكنولوژي نه تنها ميتواند در افزايش سطح قابليتها وتوانمنديهاي بخشهاي مختلف جامعه مؤثر باشد، بلكه حتي ميتواندمنجر به بهبود مناسب روشها و فرآيندهاي متنوع توليدي و خدماتي درزيربخشهاي چون كشاورزي و پزشكي گردد.هدف و انگيزه اغلب كشورهاي در حال توسعه از به كارگيري بيوتكنولوژي اين است كه بتوانند آن را در خدمت توسعه و بهبود وضعيت صنايع كشاورزي دارويي و غذايي در آورند. ضمن اينكه، بتوانند مواد خام و كمارزش را به فرآوردههايي با ارزش افزوده بالا تبديل و يا زمينهاي بايرو كم حاصل را حاصلخيز و غني كنند. در اين ميان آگاهي و شناختعمومي جامعه از اثرات بيوتكنولوژي بيشتر محدود و معطوف به كاربردها، محصولات و فرآوردههاي بيوتكنولوژي مدرن است، در حاليكه با فراگيرشدن كاربردهاي بيوتكنولوژي در حوزههاي كشاورزي، صنعت و محيطزيست اثرات و جنبههاي اقتصادي بيوتكنولوژي نيز فراگير شده و با توجهبه روند يكپارچه شدن مسائل اقتصادي جهاني، اين اثرات افزايشبيشتري خواهد يافت.از جمله موارد استفاده بیوتکنولوژی در صنعت می توان به روند شیرین سازی شکر، تولید ویتامین های آلی و آمینواسیدها ، تولید سوخت متان از فرآورده های پسماند و توسعه سوخت هیدروژن اشاره کرد. جايگاه بيوتكنولوژي در محيط زيست به قدري حايز اهميت گرديدهاست كه شاخه جديدي از بيوتكنولوژي به نام Bioromodiation به وجود آمده است كه عبارت از علم استفاده از باكتريها و ميكروارگانيسمها در پاكسازي آلودگيهاي محيطي است. بيوتكنولوژي درحوزه محيط زيست ميتواند در يافتن نژادهاي مؤثر براي تصفيه بهترفاضلاب، خاكهاي آلوده و بقاياي نفتي كمك كند. دانش بيوتكنولوژي دركاهش اثرات مخرب كشاورزي بر محيط، حفظ خاك و استفاده بهينه ازمنابع كشاورزي گام برداشته است.بيوتكنولوژي گياهان زراعي نيز منجر به افزايش كمي و كيفي گياهانزراعي گشته است. از اين دانش در توسعه ارقام جديد گياهي با فوايدبسيار زيادتر نسبت به ارقام قديمي استفاده ميشود. ولي مهندسيژنتيك قادر است اين فرآيند را تسريع و دقت آن را افزايش دهد.درک کارآیی گیاهان تراریخته از سوی کشاورزان به حدی بوده است که در عرض كمتر از ۷ سال سطح زير كشت گياهان تراريخته(Transgenic) ۳۵ برابر افزايش يافته و سطحي بالغ بر ۷/۵۸ ميليون هكتار از اراضي جهان را به خود اختصاص داده است.
    با توجهبه مسائل ذكر شده ، بطور اخص ميتوان اهميت كاربرد بيوتكنولوژي دركشاورزي را بصورت ذيل بيان نمود:
    الف) كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي موجب افزايش توليدميگردد. نمونههايي از اين تأثير توليد فرآوردههاي جديد دامي و يا توليد مثل براي به دست آوردن گاوهايي با شيردهي بيشتر است.
    ب) بهكارگيري بيوتكنولوژي در كشاورزي، موجب كاهش هزينههايكشاورزي ميگردد. (مانند ايجاد گياهان مقاوم به آفات كه استفاده از آفتكشها را به حداقل كاهش ميدهد)
    ج) به كارگيري اين تكنولوژي امكان بالقوه براي توليد غذاهايي باكيفيت بالا، فرآوردههايي با ارزش افزوده بيشتر و متناسب با انتظاراتمصرف كننده و صنايع تبديلي غذايي را به وجود آورده است (گوشتهايكمچربي، بذرهاي روغني با مقدار چربي تغيير يافته، سبزي هايي باانبارگي طولانيتر، نمونههايي از اين مورد هستند).
    د) ا ميد ميرود كه بيوتكنولوژي با ارائه گياهان مقاوم به آفات و امثالآن، روشهايي را براي مقابله و كنترل علفها و آفات در اختيار قرار دهد كه براي محيط زيست زياني نداشته باشد.

  7. #7
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    کاربرد های بیوتکنولوژی در کشاورزی:

    دانش بيوتكنولوژي به عنوان عظيم ترين منبع تكنولوژي بشر در قرن فعلي مطرح بوده و آن را انقلاب سبزنويني براي غلبه بر فقر و گرسنگي ناميدهاند.حاميان بيوتكنولوژي، معتقدند چنانچه روند فعلي رشد جمعيتادامه يابد، به يقين نسلهاي آينده بشري با كمبود مواد غذايي و فقر، روبرو خواهند شد. بنابراين بايستي روشهاي مهندسي ژنتيك و اصلاحگياهان زراعي پربازده در دستور كار كشورها قرار گيرد. روشهاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي گياهي ميتواند، گونههايي از محصولاتجديد را، حتي در خاكهاي نامرغوب و نا مساعد پرورش دهد; همچنين بذرهاي مقاوم به ويروس و آفات گياهي ميتوانند، كاربرد سموم و موادشيميايي را محدود ساخته و بازدهي محصولات را افزايش بخشند.
    به كارگيري بيوتكنولوژي نوين در كشاورزي منجر به توليد فرآوردههاي با كيفيت بهتر، كاهش هزينه توليد آن و توليد فرآوردههايي باارزش افزوده بيشتر ميگردد. به همين دليل، امروزه فعاليتهايگستردهاي در بخش بيوتكنولوژي براي تبديل تحقيقات پايهاي بهكاربردي و توسعهاي (تجاري) در حال شكلگيري است . به كارگيري روشها و فنون مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي در كشتسلول و بافت گياهان به ويژه گياهاني كه از جنبه اقتصادي و غذايي اهميت فوقالعادهاي دارند، بسيار ارزشمند است. چرا كه در مقايسه با شيوههاي كشت و تكثير معمولي از اين روش ميتوان با هزينهاي بسيار كمتر وسرعت عمل بيشتري به دودمانهاي خالص سلولي و انتخاب سالم ترين بافت گياهي با بازده كمي و كيفي چشمگيري نائل شد. با به كارگيري بيوتكنولوژي ميتوان گياهي را توليد كرد كه به عواملي همچون سرما، گرما، رطوبت، خشكي، املاح، حشرات، آفات ويروسها و ساير عواملبيماري زا مقاوم باشند و علاوه برآن در مقايسه با موجود طبيعي، مجهز به مكانيسمهاي دفاعي اضافي باشند. اين عوامل قرنها است كه كشاورزان را آزار داده و لطمات بيشمار اقتصادي وارد كرده است.بيوتكنولوژي كاربردهاي اميدوار كننده بسياري دارد، اما نه يك راه حل عمومي و نه جايگزيني براي روشهاي موجود است، بلكه يك روشكمكي براي حل مشكلات كشاورزي است. نمونههاي فراواني ازكاربردهاي بيوتكنولوژي در كشاورزي امروز وجود دارد كه برخي ازنمونهها در ذيل اشاره ميگردد:
    كرم اگروتيس (شبپره زمستاني) يكي از حشرات آسيب رساننده بهغلات است كه معمولا به وسيله حشرهكشها با آن مبارزه ميشود. باكتري با سيلوس تورژين سيس پروتئيني توليد ميكند كه كشنده حشره فوقاست ولي اين باكتري با غلات همزيستي ندارد . بيوتكنولوژيستها برايحل اين مشكل ژن پروتئين توليدي اين باكتري را به باكتري پسودوموناس فلوئورسنس كه در خاك وجود داشته است و با سوياهمزيستي دارد انتقال دادند و سپس با وارد كردن اين باكتري به خاكمحل كشت غلات، حشره فوق را كنترل نموده و صدمات ناشي از آن راكاهش دادند. اين مثال نمونهاي از كاربرد علم بيوتكنولوژي در كنترلحشرات و آفات محسوب ميشود.از فنآوری بيوتكنولوژي در كنترل علفهاي هرز نيز استفاده گرديده است.
    براي نمونه بسياري از علفكشها به دليل حضور مادهاي بنام گيلفوسيت در علفكش رانداپ كه تأثير منفي بر فعاليتهاي آنزيمي حبوبات دارد، در مزارع حبوبات قابل استفاده نيست.بيوتكنولوژيستها توانستهاند با انتقال ژن مقاومت به گليفوسيت (كه آنرا در نوعي باكتري به نام سالمونلا فلاتيفي موريوم يافتهاند) به گياهانزراعي، واريتههاي جديدي از ذرت، پنبه و تنباكوي مقاوم به علفكشهارا توليد نمايند.
    استفاده از بيوتكنولوژي درگياهان زراعي در افزايش كيفي گياهانزراعي نيز مؤثر بوده است، به طوري كه گياهان تراریخته كه از طريق بيوتكنولوژي به دست آمدهاند نسبت به ارقام قديمي توليد بيشتري داشتهاند كه اين افزايش بهرهوري به دليل عواملي چون تحمل بهخشكي، مقاومت به حشرات، بيماريها و قدرت رقابت بيشتر با علفهاي هرز بوده است. همچنين بيوتكنولوژيستها موفق شدهاند مكانيسمي كه موجب نرمشدگي و فساد ميوههايي چون گوجه فرنگي ميشود را با استفاده ازروشهاي مهندسي ژنتيك تحت كنترل خود در آورده و موجب حذفشيميايي موادي ميشوند كه موجب رسيدگي بيش از حد محصولميشود. با استفاده از اين تكنيك ، گوجه فرنگي Flavrsavr را توليدنمودند كه ميوهها به حالت طبيعي رسيده و پس از برداشت، بدون اينكهميوهها در معرض فساد قرار گيرند به مسافتهاي دور قابل حمل بودند.
    ايجاد مقاومت در مقابل تنشهاي محيطي مانند خشكسالي، گرما،سرما، ازن موجود در اتمسفر، نمك و مواد كاني از ديگر اهداف بيوتكنولوژيستها بوده است. در اين مورد ميتوان به توليد سيبزميني وتوت فرنگي مقاوم به يخبندان كه از طريق مهندسي ژنتيك بدست آمده،اشاره نمودد.
    كشت سلولي كه طي آن سلولهاي گياهي رشد يافته در محيطكشت، به عنوان منبع تأمين كننده مواد ارزشمندي محسوب ميگردند، ازديگر كاربردهاي بيوتكنولوژي ميباشد. براي نمونه، وانيل معمولا از بذرگياه وانيلا بدست ميآيد. استخراج وانيل از سلولهاي گياهي كشت شده ميتواند ارزان تر از روشهاي سنتي تمام شود. علاوه بر اين از كشتسلولهاي گياهي در محيط كشت، مي توان ساقه و ريشه توليد كرد كهبرخي از اين اندامها ميتوانند به دليل جهش داراي صفات متفاوتي باشند كه قابل بهره برداري خواهند بود.علاوه بر موارد ذكر شده به اختصار، برخي از كاربردهاي بيوتكنولوژي را ميتوان بصورت ذيل عنوان کرد:
    1- توسعه ظرفیت تثبیت نیتروژن در گیاهان غیر لگومینوز ( مهندسان ژنتیک در حال کار کردن بر روی انتقال ژن نیف ( ( nif در گیاهان غیر لگومینوز بوسیله استفاده از ناقل E.Coli هستند )
    2- مراقبت از گیاهان در مقابل بیماری های گیاهی ( گیاهانی مثل پایه نیشکر که از کشت بافت مریستمی به دست می آیند مقاومت بالایی نسبت به بیماری ها دارند )
    3- توسعه گونه های جدید به وسیله گداختن پروتوپلاسم یا پروسه کلون سازی
    4- توليد تركيبات مؤثر و مهم گياهي از راه كشت انبوه سلولي
    5- استفاده از گياهان به عنوان عوامل و منابع توليد محصولات زيستشناسي و شيميايي
    6- مطالعه فرآيندهاي رشد و نمو و تمايز آن
    7- مقامت به تنش های زنده ( حشرات، ویروس ها و بیماری های قارچی و باکتریایی )
    8- مقاومت به تنش های غیر زنده
    9- مقاومت به علف کش ها
    10- گیاهان تراریخت برای بهبود کیفیت ( کیفیت انباری )
    11- گل های تراریخت برای رنگ گل
    12- گیاهان تراریخت برای نر عقیمی
    13- گیاهان تراریخت برای تولید بذور خاتمه دهنده ( به تکنولوژی که قابلیت حیات یا باروری بذور را پس از یک مدت معین خاتمه می دهد ، خاتمه دهنده یا Terminator technology می گویند. بدین ترتیب شرکت تولید کننده ، بذور نسل اول را می فروشد اما بذور و یا میوه های حاصل از این گیاهان فقط به عنوان غذا قابل استفاده هستند و اگر کشت شوند جوانه نخواهد زد )
    14- گیاهان تراریخت به عنوان بیوراکتورها ( برای تولید ارزان مواد شیمیایی و دارویی که این پدیده به زراعت مولکولی یا Molecular farming معروف می باشد)
    15- تولید پلاستیک قابل تجزیه زیستی (Biodegradable plastic )
    16- استفاده از آنزيمها در توليد مواد شيرين كننده توليدات غذايي انسان
    17- كنترل و دفع آفات گياهي و تهيه انواع كودهاي زيستي وحشرهكشهاي ميكروبي
    18- اصلاح ژنتيك بذر و دانههاي روغني
    19- كاهش اثرات مخرب كشاورزي بر محيط خاك
    20- غنيسازي خاك و حاصلخيز كردن آن با استفاده از ميكروارگانيسمهاي تثبيت كننده ازت و قارچ ميكوريزا
    21- استفاده از ايجاد مصونيت برخي مواد شيميايي گياهان در برابر امراضمزمن انساني
    22- تهيه نوعي آلبومين انساني در گياهان با دستكاريهاي ژنتيكي
    23- استفاده از هورمونهاي رشد در دامها
    24- تلقيح مصنوعي دامها و بهره گيري از صفات برتر ژنتيكي در روش هايانتقال جنين
    25- كاربرد در صنايع غذايي تبديلي و كاهش هزينههاي توليد موادغذايي
    26- تهيه و توليد واكسنهاي مفيد و جديد براي پيشگيري از عفونتهاي مرگآور در دامها و طيور

  8. #8
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    دورگ گيري بيـن گونـه اي و بيـن جنسـي:

    محدوديت تنوع ژنتيكي در يك گونة زراعي ممكن است مقدار بهبود ژنتيكي كه مي تواند از طريق اصلاح نباتات حاصل شود را محدود سازد. به نژادگران از نظر خصوصيت منابع تنوعي را كه به اسان ترين وجه قابل دسترسي هستند، يعني، آنهايي كه مي توانند در حداقل زمان الحاق يابند، معمولاً ارقام سازگار را بهبود مي بخشند. گياهاني كه از گونه هاي زيستي مشابه هستند معمولاً به آساني براي توليد نتاج بارور تلاقي مي يابند و براي نوتركيبي ژنتيكي حداقل مانع ايجاد و يا هيچ مانعي را ايجاد نمي نمايند.
    معرفي گياهان براي آماده سازي به نژادگران با منابع ارزشمند ژرم پلاسم كه براي توليد ارقام مفيد هستند و به بهبود عمليات كشت پاسخ مي دهند، كه داراي كيفيت غذا، تغذيه، يا الياف قابل قبول بوده، و مقاوم به آفات و تنش هستند خدمت كرده است (شاندس و ويسنر، 1991).
    دورگ گيري ارقام سازگار با گونه هاي غريبه اغلب وقتي مورد توجه بوده است كه تنوع بين ارقام سازگار يا ارقام محلي از بين رفته باشد. گاهي يك مشكل خاص مي تواند با دريافت ژنهاي خاص از تلاقي هاي دور، كه شامل ارائه از گونه ها و يا جنس هاي مختلف مي باشد، حل شود. انجام تلاقي هاي دور ممكن است مشكل باشد و حتي اگر انجام شود، ممكن است توليد نتاجي نمايد كه عقيم يا غير زنده باشند. به نژادگراني كه تلاقي هاي دور انجام مي دهند بايد دلايل معتبري براي انجام تلاشهاي اضافي مورد نياز داشته باشند.
    براي دورگ گيري بين گونه اي و بين جنسي تعداد كروموزوم گياهان اطلاعات مفيدي براي به نژادگران محسوب مي شود (كاودرون، 1986). تعداد متفاوت كروموزوم در والدين يا سطوح متفاوت پلوئيدي ممكن است نشان دهد كه ناسازگاري تلاقي و عدم زنده ماني هيبريد و عقيمي مي تواند از جمله مشكلات به حساب آيند. دو برابر كردن تعداد كروموزوم يك يا هر دو والد و/يا دورگ هاي F1 ممكن است از راههاي غلبه بر مشكل باشند. تعداد كروموزوم n2 تقريباً 400 گونة گياهي، به همراه اسم عمومي و منبع آنها، توسط آرمسترانگ (1987) فهرست شده است.
    به عنوان راهنما براي الحاق ژرم پلاسم دور، بولي و تيلور (1987) فهرست جامعي از بيش از 660 گونة گياهي را جمع آوري كردند كه به طور موفقيت آميزي با همتاهاي زراعي خود مي توانند ژرم پلاسم مبادله نمايند. انتقال ژرم پلاسم در صورتي كه گياهان F2 يا تلاقي برگشتي توليد شود يا اگر نتاج را بتوان از طريق توليد مثل آپوميكسي نگهداري كرد، موفقيت آميز ارزيابي مي شود. گونه هايي كه يكي از والدين يا F1 بايد به طور مصنوعي دو برابر شود تا نتاج F1 يا تلاقي برگشتي را بدست آورد مشخص شده اند. فهرست، مطابق با مأخذ، تا جولاي 1982 بايد كامل مي شد. استاكر (1980) انتقال موفقيت آميز ژنهاي مفيد را از گونه هاي دور به گياهان زراعي خويشاوند مرور كرد.
    پشتكار در برخورد با چالش تلاقي هاي دور تحسين برانگيز بود. تلاقي هاي دور براي انتقال صفات با وراثت كيفي مانند مقاومت به بيماري يا آفت در گندم (نات و دوراك، 1976؛ كاودرون، 1979) و آفتابگردان (لافرير، 1986) بسيار موفقيت آميز بوده است. در سطح بين المللي تقريباً 30 رقم گندم حامل ژنهاي مقاومت به بيماري از منبع غريبه هستند (متلين، بلاتنر، و اسكلجل، 1974؛ برژنف، 1978؛ شارما و گيل، 1983؛ زيلر، 1974).
    صفات با وراثت كمّي عموماً از نظر وراثت بسيار پيچيده تر هستند و دستورزي آنها در برنامه هاي اصلاحي بسيار مشكلتر است. گونه هاي آگروپايرون (Elytrigia) و تريتيكوم (Aegilops) با گندم قابل تلاقي هستند، و در بسياري از موارد مواد به سمت شرايط لاين هاي اضافي (addition lines) پيشرفت داده شدند كه براي غربال كردن در دسترس هستند (فداك، 1985). انتخاب از اين تلاقي ها اميد به داشتن سطوح پيشرفته تحمل به خشكي، سرما، و شوري را زياد كرده است. بعلاوه، برگهاي پرچم به شكل هاي اوليه مي تواند ميزان فتوسنتز و محتوي پروتئين بيشتري نسبت به برگهاي پرچم گندمهاي هگزاپلوئيد زراعي توليد نمايد (ايوانز و دانستون، 1970؛ خان و تسونودا، 1970). در بيشتر موارد، اين صفات محصول مسيرهاي متابوليكي پيچيده با وراثت كمّي هستند و انتقال آنها به گندم نان مشكل است. با وجود تلاش هاي بسيار طاقت فرسا و صرف زمان طولاني، موفقيت براي استخراج اين صفات از گونه هاي غريبه در حداقل قرار داشته است (فداك، 1985). فرآيند نياز به روش هاي غربال كردن كافي دارد. انتخاب دوره اي به عنوان يك وسيلة ممكن براي انتقال صفات خاص پيشنهاد شده است.
    عليرغم موانع و سدّ هاي موجود بر سر راه تلاقي هاي دور، تعداد بسيار زيادي از مآخذ برآورد كردند كه نگاه به نژادگران به آن مطلوب مي باشد. تلاقي هاي دور به دلايل زير انجام مي شود:
    • براي بهبود بخشيدن يك گونه توسط انتقال صفات خاص، مانند مقاومت به بيماري، آفت، و تنش.
    • براي بدست آوردن بيانهاي جديدي از صفت، احتمالاً از طريق عمل ژنهاي مكملي كه مي توانند انواعي برتر از دامنة هر والد براي صفات كمّي مانند عملكرد، رسيدگي، و مقامت به سرماي زمستان توليد نمايند.
    • براي توليد گونه هاي آلوپلوئيد جديد.
    • براي احساس رضايت از كنجكاوي بشر راجع به خصوصيات توليدي وقتي كه تلاقي هاي دور ايجاد مي شود.
    • براي تحقيق در روابط بين گونه ها براي مطالعات فيلوژنتيكي كه تلاقي هاي دور توسط يك مطالعة ميوزي دورگ ها براي ايجاد روابط كروموزومي بين والدين دنبال مي شوند.
    • براي افزايش تنوع ژنتيكي به عنوان محافظي در مقابل مخاطرات زيستي و محيطي پيش بيني نشده.
    • به عنوان منبع آللهاي مطلوب براي عملكرد براي افزايش واريانس ژنتيكي و براي تقويت هتروزيس.
    براي درك موانع مقابل تلاقي هاي دور، يك موقعيت فرضي در سلسلة حيوانات مورد بررسي قرار مي گيرد. فرض كنيد كه تمام سگ ها به استثناء تعدادي از سگ هاي بسيار كوچك و تعدادي از سگ هاي بسيار بزرگ در اثر يك اپيدمي گسترده جهاني مرده باشند. دو گروه بايد از يكديگر جدا شوند، و بنابر دلايل مختلف، موانع فيزيكي و جغرافيايي از تلاقي بين اين دو نوع جلوگيري مي كنند. تاكسونوميست ها به طور دلخواه آنها را در دو گونة جداگانه طبق بندي مي نمايند. تلقيح مصنوعي مي تواند تلاقي را تسهيل نمايد، و طبقه بندي دلخواه تغيير داده خواهد شد. تلاقي بين جنسي حقيقي مشابه تلاقي بين يك سگ و يك گربه است.
    تلاقي هاي بين گونه اي و بين جنسي تاكنون در گياهان زينتي بيشترين اهميت را داشتند. گل صدتوماني، سوسن، اركيده، گل اختر، گل كوكب، زنبق، رز، گل خشخاش، و بنفشه توسط امسولر و همكاران (1937) براي توليد از طريق تلاقي هاي دور پيشنهاد شده بودند.
    مطلب مهم ديگر، گياهان درختي مانند سيب، آلو، گيلاس، فندق، انگور، و انواع ديگر موانع از تلاقي هاي دور نتيجه شده اند. گياهاني مانند گندم، توتون، يولاف، پنبه، و نيشكر، كه تلاش هاي جديد براي توليد تلاقي دور موفقيت خاصي نداشته است، آلوپلي پلوئيدهايي هستند كه از نظر منشاء از طريق دورگ هاي بين گونه هاي مختلف حاصل شده بودند.
    بين سبزيجات، فقط سيب زميني و سيب زميني شيرين از دورگ گيري بين گونه اي بهره مند شدند، در حاليكه سبزيجات معمول، مانند گوجه فرنگي، لوبيا، چغندر، هويج، مارچوبه، كرفس، و كاهو، هر كدام از يك گونة ديپلوئيد حاصل شده اند، و تلاقي بين گونه اي در آنها مهم نبوده است.
    استبينز (1950، ص. 292) دو دليل پيشنهاد نمود كه مي تواند براي دامنه اي از اهميت تلاقي هاي دور بين گياهان زينتي، درختان، گياهن زراعي و سبزيجات صادق باشد: تلاقي هاي دور ممكن است براي گونه هايي كه از طريق رويشي تكثير مي شوند نسبت به آنهايي كه توسط بذر توليد مي شوند ارزشمندتر باشد؛ و وقتي كه جنبه هاي كيفيت از مقدار كل عملكرد اهميت بيشتري داشته باشند تلاقي هاي دور از ارزش كمتري برخوردار هستند.

  9. #9
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    بهبود سريع گياهان زراعی با استفاده از روش کشت بافت:

    خلاصه:
    روش کشت سلول های گياهی سهم قابل ملاحظه ای در ميزان فهم ما از مبانی مسائل فيزيولوژی، بيوشيمی و رشد و نمو گياهان داشته است. امروزه بشر قادر به کشت مقادير زيادی سلول در تعداد بيشماری از گونه های گياهی و توليد مجدد گياه کامل از آنها می باشد. در گذشته کشت بافت فقط توسط متخصصين خاص مورد استفاده قرار می گرفت ولی اکنون برای اصلاح بسياری از گياهان به يکی از صورت زير عمل می شود:
    1-تهية قلمة گياهان نادر و مفيد بطوريکه بتوانند به سرعت توسّط زارعين بکار گرفته شوند.
    2-افزودن و الحاق آللهاي مفيد جديد به ارقام موجود گونه هاي خوراکی.
    به عنوان ابزار اصلاح گياهان، بنيان و اساس قدرت روش کشت بافت در اين است که قادر به ساده کردن پروسه هاي انتخاب طبيعي و انتخاب موتاسيوني است. اين روش را ميتوان در آزمايشگاه، در يک شرايط کاملاً تحت کنترل و مطابق با دستورالعمل و در طول مکانيزم هاي تکامل طبيعي و تصادفي گياهان به صورت بسيار فشرده انجام داد و براي انتخاب موتاسيونهاي اختصاصي و مفيد که به طور طبيعي اتفاق مي افتند و يا حتی براي انتخاب مصنوعي فنوتيپ هاي جديد مورد استفاده قرار دارد. روش هاي اصلاحي سنتي، موتاسيون و انتخاب مشابهي را بکار مي برند، ولي روش کشت بافت قادر است بطور قابل ملاحظه اي ميزان زمان لازم براي انجام کار، فضاي مورد نياز و سختي و حجم کار را کاهش دهد.
    روش اصلاح کشت بافت بطور مشخص براي بدست آوردن ارقام گياهان خوراکي که حاوی ژن هاي مقاومت به عوامل استرس محيطي مختلف هستند بسيار مناسب است. گياهاني که براي شرايط محيطي خاصي تغيير يافته اند، ارقام غير سازگار را، مادامي که به نهاده ها و انرژي کمتري نيازمند باشند، از دور خارج خواهند کرد. خصوصيت ذاتي کشت بافت در اين است که کاربرد آن، از نظر اقتصادي، توليد ارقام گياهي مفيد براي شرايط محيطي ويژه و محلي را آسان مي نمايد.
    هدف اين مقاله نشان دادن پتانسيل کاربرد روش کشت سلول به اصلاح کنندگان تا از آن در برنامه هاي اصلاحي خود و نيز براي توليد گياهان مقاوم به شوري NaCl)) استفاده نمايند. اين اميد وجود دارد که روش کشت بافت به زودي به عنوان يک روش اصلاحي حياتي و مهم تلقي شود تا در ارتباط و تعامل با روش هاي سنتي به خوبي مورد استفاده واقع شوند.
    مقدمه:
    در طول سه دهة گذشته، پيشرفت اصلي در توليد گياهان زراعي خوراکي با استفاده از کاربرد کود، آبياري، آفت کش، علف کش، مکانيزاسيون و ارقام اصلاح شدة زراعي بود. تمام اين عمليات به استثناء آخرين تغييرات محيطي اعمال شده جهت متناسب ساختن آن براي گياهان، بطور کامل در مناطقي از جهان که بهبود کشاورزي توسط اين روش ها عيناً صورت گرفته است. بعلاوه، افزايش هزينة انرژي موانع بسيار شديدي جهت کاربردشان در کشورهاي کمتر توسعه يافته ايجاد مي کند، و در آينده حتي ملت هاي صنعتي نيز ممکن است هزينه هايشان را بازدارنده تلقي نمايد. يک راه براي کاهـش اين هـزينه ها و براي ادامـه دادن به توليد غذا اين است که ارقام جديد گياهي را توليد کنند که به تغييرات محيطي کمتري نياز داشته و بطور اختصاصي براي محيطهاي محلي توسعه يافته باشد.
    اصلاح کنندگان ارقام گياهي جديدي را با الحاق آللهاي جديد مفيد يا ترکيبات آللي در داخل خزانة ژن ارقام مورد کاشت توليد نمودند. بطور سنتي، اينکار يا بوسيلة اصلاح ارقام اهلي يا وحشي موجود، يا با انتخاب موتانتهاي خودبخودي يا القاء شده حامل صفات مطلوب صورت مي گيرد. هرگاه صفات خاصي را در يک گياه توسط هر کدام از روش ها جدا کنيم، آساني کار براي اصلاح گياه به پروسة گشنيده شدن يک گونة گياهي خاص بستگي خواهد داشت. در گونه هاي خود گشن صفت به آساني در گياهان تکثير شده استقرار پيدا مي کند. در گونه هاي دگرگشن معرفي يک صفت جديد کند و دشوار مي باشد.
    ارقام اهلي يا وحشي دگرگشن مي تواند بالقوه چندين ژن جديد را به بهترين ژنوتيپ موجود اضافه نمايد، ولي به چندين نسل اصلاحي براي تثبيت تنوع دگرگشني حاصله مورد نياز مي باشد. بعلاوه، حمل صفت مطلوب توسط رقم اهلي و يا وحشي امري غير معمولي نيست. انتخاب موتانت هاي خودبخودي و يا القاء شده مي تواند نياز به تثبيت را معلوم سازد و ابتدائاً براي افزايش يک ژن در يک زمان به يک ژنوتيپ بکار رفته است. در حاليکه، چندين مورد معايب منطقي و اقتصادي براي اين روش نيز وجود دارد.
    در اثر ميزان کم موتاسيون (در 1000000تا100000000 فقط يک گياه داراي موتانت خودبخودي براي يک صفت مطلوب خواهد بود)، جداسازي موتانتهاي خودبخودي از گياهان رشد يافته در مزرعه نياز به آزمون تعداد زيادي از گياهان دارد. اين به نوبة خود درگير با مقدار زمان اجرايی و دشواری کار بسيار زياد، که همه با هزينه های بسيار بالا هم همراه هستند می باشد. در روش های انتخاب برای کاهش عمليات بيشتر از قلمه ها استفاده می کنند تا گياهان رشد يافته در مزرعه. به هر حال قلمه ها در مقايسه با گياهان بالغ به شکل های متفاوتی به يک عامل انتخابی پاسخ می دهند. بعلاوه صفات مطلوب مشخص (مانند رفتار رشدی) به آسانی توسط مشاهدات مزرعه ای مشخص می شود، در حاليکه صفاتی نظير پروفيل های اسيدآمينه را نمی توان مشخص کرد. موتانت های ديگری مثل مقاومت به علف کش و تحمل به شوری نياز به اين دارند که گياهان با فشار انتخاب در گير شوند.
    القاء موتاسيون در بذور يا دانة گرده موجب افزايش فراوانی فنوتيپ های مطلوب، ولی موجب کاهش تعداد گياهان مورد انتخاب می گردد. از نظر آماری، احتمال يک موتاسيون مضر بيشتر از يک موتاسيون مفيد است. در مورد وقوع يک موتاسيون مفيد در يک بذر، مشکل اصلی در اين است که طبيعت پر سلولی جنين از نظر آماری پيدا کردن تمام سلولهای اولين نسل گياهان موتانت که حاوی موتاسيون های مشابه در همان نسل باشند غير ممکن است. اين موجب ايجاد مشکل وراثت شيمری شده و ممکن است پيش از آينکه يک ذخيرة خالص بدست بيايد به تعداد بيشتری فصول اصلاحی نياز باشد. ايجاد موتاسيون در دانة گرده پيش از لقاح موجب ايجاد مشکلاتی در اخذ تعداد زيادی از گياهان بالقوه موتانت می شود. محدوديت، هزينه و تنها با موفقيت های اخير در توليد مفيد گياهان از موتاسيون های القائی در بذر می تواند به مخارج زياد و سرمايه گذاری فيزيکی در حمل تعداد زيادی بذر در خلال چندين نسل اصلاحی آنهم برای تثبيت يک صفت خاص نسبت داده شود.
    به اين دلايل، بررسی ساير تکنولوژيهای در حال توسعه که بسياری از اين موانع را کاهش دهد يا حذف نمايد مناسب می باشد. پيشرفت های اخير در کشت سلولهای گياهی روشی را برای جدا سازی سريع موتاسيون های مطلوب در گياهان زراعی پيشنهاد می نمايد. ميليونها گياهان بالقوه را می توان در يک فلاسک يا لولة آزمايش رشد داد، در حاليکه می توان برای فنوتيپ های موتانت انتخاب نيز انجام داد. کشت سلول گياهی بطور قابل ملاحظه ای از ميزان زمان، فضا، و دشواری کار مورد نياز برای توليد يک واريتة جديد می کاهد، و انعطاف بيشتری در انتخاب صفات مطلوب در گياهان زراعی ايجاد می کند.
    روش های کشت سلولی:
    توليد گياهان موتانت بوسيلة روش های کشت سلولی را می توان به چهار مرحله تقسيم نمود: a) شروع کشت سلولی، b) انتخاب فنوتيپ سلولی موتانت مطلوب، c) بازرشد سلول های موتانت به گياه کامل و d) آزمون گلخانه ای و مزرعه ای. اين بحث خلاصة روش کلی و جزئی روش های ويژة بکار رفته آزمايشگاهی برای بدست آوردن گياهان متحمل به شوری محسوب می شود.

    در مرحلة اول، گروهی از سلول های گياهی از يک گياه حذف شده و بطور ضد عفونی بر روی يک محيط کشت جامد يا مايع کشت می شوند. از نظر شکلی، قطعه ای از يک گياه (قطعه ای از ريشه، ساقه يا برگ) را با کلراکس 20% به مدت 10-20 دقيقه ضدعفونی سطحی نموده و در داخل يک لولة آزمايش حاوی محيط کشت آگار جامد با غلظت های معين شکر، مواد معدنی، ويتامين ها، و هورمون های رشد گياهی قرار داده می شود.يک محيط کشت پاية کاملاً مفيد متعلق به لينسماير و اسکوگ (1965) به صورت زير است:


    A. نمک های غير آلی
    1. NH4NO3 1650 میلیگرم در لیتر (بطور متوسط)
    2. KNO3 1900
    3. CaCl2. 2H2O 440
    4. MgSO4. 7H2O 370
    5. KH2PO4

    B. عناصر کم مصرف
    6. MnSO4 16.9 میلیگرم در لیتر (بطور متوسط)
    7. ZnSO4. 2H2O 10.3
    8. H3BO3 6.2
    9. KI 0.83
    10.Na2MoO4. 2H2O 0.25
    11.CuSO4. 5H2O 0.025
    12.CoCl2. 6H2O 0.025

    C. مواد آلی
    13. Thiamin HCl 0.4 میلیگرم در لیتر (بطور متوسط)
    14. myo-inositol 100.0

    A. نمک های غير آلی
    15. EDTA-Ferric salt 50.0 میلیگرم در لیتر (بطور متوسط)

    غیره
    Sucrose 40 گرم در لیتر
    Agar 10 گرم در لیتر
    Medium pH 5.5 میلیگرم در لیتر

    ترکيبات هورمونی محيط کشت برای تحريک تکثير سلول ها به شکل توده ای تمايز نيافته از سلول ها که "کالوز" ناميده می شود تنظيم شده اند .اين معمولاً با کاربرد سطوح بالای (2-40 ميلی گرم در ليتر) اکسين (يک هورمون گياهی) که موجب تحريک تقسيم سلولی ولی باعث جلوگيری از تشکيل ساقه و ريشه می گردد. اکسين مخصوص بکار رفته همانند غلظت های مختلف از گونه ای به گونة ديگر و گاهی از واريته ای به واريتة ديگر فرق می کند.
    در مورد آزمايشات طراحی شده برای بدست آوردن توتون، يولاف، و گندم متمل به شوری، لاين های سلولی از قسمتی از ساقة توتون و از بذور يولاف و گندم حاصل شد. در مورد قطعه ای از ساقة توتون، سلول ها رشد کرده و برای توليد کالوزهای به اندازة ناخن شصت تقسيم شده که خود حاوی حدود 50000 سلول در 2 تا 3 هفته خواهد شد. محيط کشت القاء تکثير سلولی در توتون سامسون حاوی 5 ميلی گرم ايندول استيک اسيد بعلاوه 5/0 تا 5 ميلی گرم در ليتر کينتين می باشد. در مورد گندم و يولاف بذر بر روی محيط کشت پايه حاوی 2-5 ميلی کرم در ليتر 2،4- ديکلروفنوکسی استيک اسيد جوانه می زند. سلول های ريشه در حال جوانه زدن توسط اکسين برای رشد و تقسيم تحريک شده و منجر به توليد تودة کالوز می شود. برای هر سه گياه کالوز اوليه حاصله از قطعه ای از گياه را می توان کشت مجدد نموده و از آن کالوز ثانويه بدست آورد. وقتی به مقدار کافی کالوز بدست آمد، قسمتی از کالوز را گاهی در يک فلاسک حاوی محيط کشت مايع بر روی يک شيکر گردان (Gyratory shaker) قرار می دهند.حرکت مکانيکی شيکر موجب پخش شدن کالوز و تبديل آن به مجموعه های کوچکی از سلول و تک سلول ها می شود که به آن "سوسپانسيون سلولی" می گويند. هنگامی که تراکم سلول به حداکثر مقدار خود رسيد، سوسپانسيون سلولی را کشت مجدد می نمايد.
    سوسپانسيون سلولی حاوی تعداد زيادی سلول است. يک کشت سوسپانسيون 100 ميلی ليتری می تواند دارای 107 سلول باشد که تقريباً هر سلول قدرت ژنتيکی توليد يک گياه کامل را دارا می باشد. اگرچه هر سلول دارای ژنتيک معين می باشد و توليد گياهان با ژنتيک معين می نمايد، موتاسيون های خودبخودی در شرايطی انتخاب می شوند که وقتی کل سوسپانسيون سلولی يا کشت کالوز در آن شرايط قرار داده می شوند، سلول های طبيعی رشد کند نشان داده و يا رشدشان متوقف می شود، در حاليکه سلول های موتانت مورد نظر دارای رشد مناسب می باشند. مثلاً با افزاژش تذريجی سطح NaCl در کشت سوسپانسيونی توتون در مرحلة 600 ميلی گرم در ليتر، سلول های متحمل به NaCl انتخاب می شوند، زيرا رشد و تقسيم سلوليشان مطلوبتر به نظر می آيد. بنابراين، يک کشت کامل (107 سلول در 100 ميلی ليتر) از گياهان بالقوه متحمل به NaCl در ظرف چند ماه بدست آمد. در کشت توتون در چندين لاين سلولی تحمل NaCl برابر با 8000 ميلی گرم در ليتر بدست آمد. بدست آوردن تحمل تا اين اندازه در سوسپانسيون غير ممکن به نظر می آيد. اين ممکن است ناشی از ناتوانای ژنتيکی در سلول ها به سازگاری با غلظت نمک بالای اين سطح باشد. لاين های سلول توتون متحمل به نمک را می توان با افزودن NaCl به محيط کشت جامد حامی رشد کالوز نيز انتخاب نمود. جدول 1 داده هايی را که بيانگر اين نوع انتخاب باشند را نشان می دهد. برای يولاف و گندم، انتخاب لاين های سلول متحمل به NaCl بر روی محيط کشت جامد با کاربرد افزايش 1000 ميلی گرم در ليتر NaCl در هر مرحله انجام شده است. در هر دو گونه تحمل به 9000 ميلی گرم در ليتر بدست آمده است.
    در مرحلة نهايی، سلول ها به گياهی کامل بازرشد داده می شوند. سلول ها را از کشت سوسپانسيون برداشت کرده و بر روی محيط کشت جامدی که رشد ساقه و ريشه را تحريک می کند قرار می دهند. برای بعضی از گونه ها يک محيط کشت برای القائ ساقه دهی و محيط کشت ديگری برای القاء ريشه دهی بکار می رود. اين بستگی به گونة گياهی خاص ممکن است 4 تا 6 هفته وقت بگيرد. بعد از تشکيل گياهچة کامل (گياهان کوچک و جوان)، به گلدان هايی که محتوی مخلوطی از خاک هستند منتقل شده و به مدتی که برای تيمار سخت کردن قبل از انتقال به گلخانه نياز دارند، در يک محيط کنترل شده قرار داده می شوند .در گلخانه، گياهان بازرشد يافته برای پايداری فنوتيپ و وراثت پذيری موتاسيون آزمون می شوند. پروسة اصلاح استاندارد را می توان از اين به بعد برای الحاق بعدی موتاسيون های جديد به ارقام تثبيت شده بکار گرفت.


    جدول 1- انتخاب برای موتانت های متحمل به NaCl در کالوز رشد يافته بر روی محيط کشت جامد

    غلظت NaCl در محيط جامد به ppm کشت 1# ماه اول در نمک کشت 2# ماه دوم در نمک کشت 3# ماه سوم در نمک کشت 4# ماه هفتم در نمک
    0 1253 1344 1253 1344
    6400 377 255 1019 541
    11800 314 218 762 444
    17200 224 148 517 287
    22600 189 148 148 393

    برای مطالعه روی تحمل NaCl توتون، جست هايی از هر دو کشت متحمل و حساس به NaCl با قرار دادن سلول های کشت سوسپانسيون بر روی محيط بازرشد جامد، بازرشد داده شدند. محيط کشت بازرشد شامل محيط پاية لينسماير و اسکوگ همراه با 5/0 ميلی گرم در ليتر کينتين بود. بازرشد ساقه بطور قابل توجهی بر روی محيط حاوی NaCl کاهش يافته بود. ساقه ها پس از انتقال به محيط مشابه که حاوی 5 يا 10 ميلی گرم در ليتر ايندول استيک اسيد (IAA) اضافی بود ريشه دار شدند. کاهش سطح نمک های عمده به نصف يا يک دهم نرمال در اين سيستم موجب تحريک ريشه دهی نشده است. مجدداً، قدرت ريشه دهی بطور قابل ملاحظه ای در محيط حاوی NaCl کاهش می يابد.
    گياهان بازرشد يافته از ظروف کشت بيرون آورده شده، در خاک کشت شده، و در آزمايشگاه برای چند هفته قبل از انتقال به گلخانه عادت داده می شوند. گرئه گياهان بکار رفته: (1) گياهانی که از کشت های حساس به NaCl بازرشد يافتند و توسط محلول عاری از نمک آبياری شدند، (2) گياهانی که به عنوان متحمّل به NaCl از کشت های متحمّل به 4/6 گرم در ليتر NaCl انتخاب شدند، در حضور NaCl بازرشد يافته، و با محلول حاوی سطح نمک مشابه آبياری شدند، (3) گياهان مشابه گروه 2 ولی باز رشد يافته و ريشه دار شده در محيط عاری از نمک. بذور هر گروه جمع آوری شده و برای بدست آورن نسل F1 کشت شدند. گياهان F1 در گلدان های 4 اينچ در خاک را کاشته و گروه های گياهان با آب حاوی غلظت های مختلف نمک از صفر تا 19 گرم در ليتر NaCl آبياری شدند. وقتی آشکار شد که تحمل کامل بطور قابل ملاحظه ای از تحمل سلول های کشت شده بالاتر بود، غلظت محلول آبياری از صفر تا 8/32 گرم در ليتر NaCl افزايش داده شد. تصاوير 11 و 12 گياهان توتون را از گروه 1 (حساس به نمک) و گروه 3 ( متحمل به نمک) بعد از 3 هفته آبياری با يک محلول 8/32 گرم در ليتر NaCl نشان می دهد.
    بذور حاصل از سه گروه گياهان F1 تا جای ممکن جمع آوری شد. گلدهی و تشکيل دانه نسبتاً از زنده مانی گياه به NaCl حساس تر هستند، به همين دليل از همة گياهان بذر بدست نيامد. بذور حاصل از سه گروه از گياهان F1 که با محلول بدون نمک آبياری شده بودند برای بدست آوردن گياهان F2 کاشته شدند. گروهی از گياهان F2 تحت استرس نمک در سطوح مختلف مشابه با F1 قرار داده شدند نتايج اين آزمايشات پايداري مقاومت به NaCl انتخابي از طريق کشت بافت در گياهان نسلهاي اول و دوم پس از بازرشد را نشان مي دهند. چون ما قادر به انتخاب مکرر لاين هاي سلولي داراي تحمل خودبخودي به NaCl از کشت 107 سلول ديپلوئيد هستيم، معتقديم که مقاومت ناشي از فعاليت يک آلل داراي غالبيت کامل يا غالبيت ناقص مي باشد.
    براي افزايش بروز موتاسيون ها، القاء موتاسيون مي تواند در مرحلة سوسپانسيون سلولي انجام گردد. موتاسيون به شدت به دز عامل موتاسيون زا همانند تيمارهای مختلف قبل و يا بعد از موتاسيون زايي بستگی دارد. بعد از موتاسيون زايی انتخاب برای فنوتيپ های مطلوب به روش مشابه آنچه در مورد موتاسيون های خودبخودی انجام مي گرفت صورت می گيرد. متناوباً، القاء موتاسيون می تواند با بازرشد تعداد زيادی از گياهانی که بعداً موضوع انتخاب خواهند بود دنبال شود. مزيت القاء موتاسيون در کشت سلولی نسبت به القاء آن در بذر اين است که چندين فصل اصلاحی برای تثبيت فنوتيپ مورد نياز نمی باشد. اين ناشی از اين حقيقت است که غالب گياهان بازرشدی حاصل از تک سلول هستند و اگر انتخاب در کشت سوسپانسيون انجام گيرد تمام سلول ها حامل فنوتيپ مطلوب خواهند بود. بايد متذکّر شد که مشابه با بذر، غالب موتاسيون های القاء شده در کشت سلولی در يک محيط خاص مضر هستند. بنابراين، بايد ابتدا قبل از القاء موتاسيون برای يافتن موتاسيون های خودبخودی جستجو صورت گيرد.
    سهولت روش اصلاحی کشت بافت برای برای بکارگيری در گياهان خوراکی موجب بدست آوردن روش های قابل اعتماد برای بازرشد شده است. برای تعدادی از لگوم ها (سويا، لوبيا خشک)، هنوز روش های بازرشد مناسبی ايجاد نشده است. عليرغم اين مشکلات، امروزه متدلوژی کاملی برای الحاق اصلاح کشت بافت در برنامه های اصلاحی موجود گندم، چاودار، ذرت، گوجه فرنگی، و جو در اختيار قرار دارد.
    یک انتقاد عمومی از روش اصلاحی کشت بافت اين است که حتی اگر لاين های سلولی موتانت با صفات تغيير يافته در مرحلة سلولی انتخاب گردد، خصوصيت فنوتيپی آن ممکن است در مراحل مختلف توليد پايداری لازم را نداشته و برای کاربرد در مزرعه مفيد نباشد و يا احتمال حمل اثرات نقطه ای مضر نيز در آن وجود دارد. اين سؤالات را تنها می توان توسط آزمايشات جواب داد، به هر حال، روش های کشت سلول های گياهی برای بدست آوردن گياه کامل موتانت توتون از لاين های سلولی موتانت مقاوم به استرپتومايسين بطور موفقيت آميزی بکار رفته، و برای سمّيت Pseudonomas tabaci و برای علف کش پيکلرام، مقاومت گياهان کامل بازرشد يافته باقی مانده و قابل وراثت می باشد. اخيراً همانطوری که قبلاً بحث شد آزمايشگاه ما گياهان توتون با تحمل بسيار بالا به NaCl از لاين های سلولی موتانت توليد کرد، و آزمون گلخانه ای نشان داد که اين صفت به نسل F2 قابل وراثت می باشد.
    مهم نيست که منبع موتاسيون کشت بافت باشد يا منابع سنتی، روش های کشت بافت بطور قاطع می توانند زمان مورد نياز برای نعرفی ارقام جديد به زارعين را کاهش دهند. مثلاً اگر يک گياه متحمل به خشکی توسط يک اصلاح کننده در مزرعه پيدا شود، دوره ای از چندين سال معمولاً قبل از بدست آوردن مقدار بذر کافی برای معرفی به زارع مورد نياز می باشد. در حاليکه با کشت بافت، تعداد زيادی از گياهان را می توان به سرعت در ظرف چند ماه تکثير کرد.

    آینده :

    کمتر شکی در مورد مدرن بودن بیوتکنولوژی وجود دارد . بدون شک این فن آوری یک مد زود گذر نیست. انتظارات ایجاد شده برای توسعه تجاری مقاومت به علف کش ها و حشرات ، آینده درخشانی را برای بیوتکنولوژی کشاورزی خاطرنشان می نماید.با توجه به شواهد اولیه ای که در مورد استفاده از انتقال ژن های جدید به منظور ایجاد لاین های گیاهی سودمند برای تولید مواد شیمیایی ، از مواد دارویی گرفته تا پلاستیک های قابل تجزیه زیستی وجود دارد ، چشم انداز آینده این تکنولوژی نیز امیدوار کننده است.بیوتکنولوژی کشاورزی در مسیر خود از شروع به کار بیوتکنولوژی تا تولید مزرعه ای محصولات تجاری با موانع متعددی از محدودیت های علمی و تکنولوژیکی تا مشکلات قانونی و مدیریتی ، عوامل اقتصادی و نگرانی های اجتماعی روبرو می باشد. فرضیه محافظه کارانه قوانین در اکثر کشور ها این است که تمام گیاهان تراریخت بطور بالقوه خطرناک هستند.خطرات احتمالی مرتبط با ژن منتقل شده ویا فنوتیپ ایجاد شده است نه روش های مورد استفاده برای انتقال ژن. تا کنون گزارشی در مورد اثرات مضر محیطی و یا دیگر خطرات پیش بینی نشده گیاهان تراریخت در هزاران آزمایش مزرعه ای صورت گرفته در عرصه بین المللی ارائه نگردیده است ، با این حال نگرانی های متعددی در رابطه با سیستم های کشاورزی ایجاد شده است. اکنون عکس العمل مصرف کننده به محصولات گیاهی تراریخت با آزادسازی تجاری واریته های پیشرفته در سطح تجاری سنجیده شده است. این آزاد سازی با افزایش انتشار اطلاعات در مورد گیاهان تراریخت به شکل قابل دسترس برای عموم ، همزمان گردیده است. با این حال همچنان که محدودیت های تکنیکی برداشته می شوند ، این احتمال وجود دارد که محدودیت های تجاری به اصلی ترین موانع تبدیل گردند. تکنولوژی های جدید که در این عرصه خلق می گردند کاملا اختراعی بوده و واجد شرایط احراز حق حفاظت انحصاری و ملاحظه حقوق مالکیت معنوی می باشند.

  10. #10
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي:

    استفاده از ترکيبات دارويي مشتق از گياهان، نه تنها قدمت زيادي دارد، بلکه بهدليل عوارض جانبي بيشمار داروهاي شيميايي از يک سو و نارساييهاي متعدد طب نوين در درمان برخي از بيماريها با گذشت زمان، بار ديگر پرورش و توليد گياهان دارويي با رشد قابلتوجهي روبرو شدهاست. در بحث حاضر سعي شده است تا ضمن معرفي برخي از روشهاي بيوتکنولوژيک مورد استفاده در شناسايي و توليد گياهان دارويي، اهميت اقتصادي متابوليتهاي دارويي مشتق از اين گياهان و ارزش بالاي آنها براي کشورهايي همچون ايران که داراي تنوع بالايي از گياهان دارويي هستند مشخص شود:
    مقدمه:
    سابقة استفاده از گياهان دارويي به زمانهاي بسيار دور برميگردد؛ بهطوری که حتي در کتب قديمي مانند انجيل و کتاب مقدس باستاني هند (ودا)، استفاده از برخي گياهان در درمان بيماريها توصيه شده است. اما قدمت استفاده از گياهان دارويي، بهمعني روند رو به کاهش آن در دنياي مدرن امروزي نيست. امروزه در جوامع صنعتي و در بسياري از کشورهاي پيشرفته و درحال توسعه، استفاده از طب سنتي و گياهان دارويي براي حفظ سلامتي، بهدليل افزايش اعتماد مردم به استفاده از اين گياهان، بسيار چشمگير است.
    طبق برآوردي که توسط سازمان بهداشت جهاني ( WHO ) صورت گرفته است، بيش از 80 درصد مردم جهان (نزديک به 5 ميليارد نفر)، براي درمان بيماريها هنوز از داروهاي گياهي استفاده ميکنند. تقريباً يک چهارم داروهاي تهيهشدة دنيا داراي منشأ گياهي هستند که يا مستقيماً از گياهان عصارهگيري شدهاند و يا بر اساس ترکيب گياهي، مدوله و سنتز شدهاند. کار بر روي طب سنتي و استفاده از گياهان دارويي، در سراسر جهان و بهخصوص هند، ژاپن، پاکستان، سريلانکا و تايلند در دست انجام ميباشد. در اروپا و در کشورهايي از قبيل آلباني، بلغارستان، کرواسي، فرانسه، آلمان، مجارستان، هلند، اسپانيا و انگلستان و همچنين ترکيه، حدود 1500 گونه از گياهان دارويي و معطر مورد استفاده قرار گرفته و در حدود 1400 محصول گياهي در اروپا و ايالات متحده توليد ميشود. در حدود 25 درصد از داروهاي تجويزشده در ايالات متحده، حاوي حداقل يک ترکيب فعال گياهي هستند. در چين، فروش داروهاي سنتي در طول 5 سال اخير دو برابر شده است. در هند نيز صادرات گياهان دارويي نسبت به سالهاي قبل سه برابر شده است. تعداد زيادي از فرآوردههاي دارويي مشهور از گياهان بدست ميآيند. مثلاٌ، معمولترين مسکن، يعني (آسپرين) از گونههاي Salix (بيد) و Spiraea بهدست ميآيد. همچنين داروهاي ضد سرطاني چون Paclitaxel و Vinblastine فقط از منابع گياهي حاصل ميشوند.
    بنابراين استفاده از روشهاي بيوتکنولوژيک بهمنظور تکثير و افزايش توان ژنتيکي گياهان دارويي و همچنين شناسايي سريعتر و دقيقتر ژنوتيپهايي که فرآوردة بيشتري توليد ميکنند، ميتواند بسيار مفيد و از لحاظ تجاري سودآور باشد. در مطلب حاضر، روشهاي مختلف بيوتکنولوژيک که ميتوانند در زمينة افزايش بهرهوري گياهان دارويي بهکار روند معرفي خواهند شد.

  11. #11
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    1- کاربردهاي " کشت بافت " در زمينة گياهان دارويي:
    يکي از بخشهاي مهم بيوتکنولوژي "کشت بافت" است که کاربردهاي مختلف آن در زمينة گياهان دارويي، از جنبههاي مختلفي قابل بررسي است:

    1-1- باززايي در شرايط آزمايشگاهي ( In-Vitro Regeneration ):
    تکثير گياهان در شرايط آزمايشگاهي، روشي بسيار مفيد جهت توليد داروهاي گياهي باکيفيت است. روشهاي مختلفي براي تکثير در آزمايشگاه وجود دارد که از جملة آنها، ريزازديادي است. ريزازديادي فوايد زيادي نسبت به روشهاي سنتي تکثير دارد. با ريزازديادي ميتوان نرخ تکثير را بالا برد و مواد گياهي عاري از پاتوژن توليد کرد. گزارشهاي زيادي در ارتباط با بکارگيري تکنيک " کشت بافت " جهت تکثير گياهان دارويي وجود دارد. با اين روش براي ايجاد کلونهاي گياهي از تيرة لاله در مدت 120 روز بيش از 400 گياه کوچک همگن و يک شکل گرفته شد که 90 درصد آنها به رشد معمولي خود ادامه دادند. براي اصلاح گل انگشتانه، از نظر صفات ساختاري، مقدار بيوماس، ميزان مواد مؤثره و غيره با مشکلات زيادي مواجه خواهيم شد ولي با تکثير رويشي اين گياه از راه کشت بافت و سلول، ميتوان بر آن مشکلات غلبه نمود. چنانکه مؤسسة گياهان دارويي بوداکالاز در مجارستان از راه کشت بافت و سلول گل انگشتانه موسوم به آکسفورد، توانست پايههايي کاملاٌ همگن و يک شکل از گياه مذکور بهدست آورد. از جملة گياهان ديگر ميتوان موارد زير را نام برد:
    Catharanthus roseus, Cinchona ledgeriana, Digitalis spp, Rehmannia glutinosa, Rauvolfia serpentina, Isoplexis canariensis

    2-1- باززايي از طريق جنينزايي سوماتيک (غيرجنسي):
    توليد و توسعة مؤثر جنينهاي سوماتيک، پيشنيازي براي توليد گياهان در سطح تجاري است. جنينزايي سوماتيک فرآيندي است که طي آن گروهي از سلولها يا بافتهاي سوماتيک، جنينهاي سوماتيک تشکيل ميدهند. اين جنينها شبيه جنينهاي زيگوتي (جنينهاي حاصل از لقاح جنسي) هستند و در محيط کشت مناسب ميتوانند به نهال تبديل شوند. باززايي گياهان با استفاده از جنينزايي سوماتيک از يک سلول، در بسياري از گونههاي گياهان دارويي به اثبات رسيده است. بنابراين در اين حالت با توجه به پتانسيل متفاوت سلولهاي مختلف در توليد يک ترکيب دارويي، ميتوان گياهاني با ويژگي برتر نسبت به گياه اوليه توليد نمود. ازجمله گياهان دارويي که توانستهاند از آنها جنين سوماتيک بهدست آورند، ميتوان موارد زير را بيان نمود:
    Podophyllum hexandrum , Bunium persicum, Acacia catechu , Aesculus hippocastanum and Psoralea corylifolia

    3-1- حفاظت گونههاي گياهان دارويي از طريق نگهداري در سرما:
    با تکيه بر کشت بافت و سلول ميتوان براي نگهداري کالتيوارهاي مورد نظر در بانک ژن يا براي نگهداري طولاني مدت اندامهاي تکثير گياه در محيط نيتروژن مايع، اقدام نمود. نگهداري در سرما، يک تکنيک مفيد جهت حفاظت از کشتهاي سلولي در شرايط آزمايشگاهي است. در اين روش با استفاده از نيتروژن مايع (196- درجه سانتيگراد) فرآيند تقسيم سلولي و ساير فرآيندهاي متابوليکي و بيوشيميايي متوقف شده و در نتيجه ميتوان بافت يا سلول گياهي را مدت زمان بيشتري نگهداري و حفظ نمود. با توجه به اينکه ميتوان از کشتهاي نگهداري شده در سرما، گياه کامل باززايي کرد، لذا اين تکنيک ميتواند روشي مفيد جهت حفاظت از گياهان دارويي در معرض انقراض باشد. مثلاً بر اساس گزارشات منتشر شده، روش نگهداري در سرما، روشي مؤثر جهت نگهداري کشتهاي سلولي گياهان دارويي توليدکنندة آلکالوئيد همچون Rauvollfia serpentine , D. lanalta , A. belladonna , Hyoscyamus spp . است. اين تکنيک، ميتواند جهت نگهداري طيفي از بافتهاي گياهي چون مريستمها، بساک و دانة گرده، جنين، کالوس و پروتوپلاست بهکار رود. تنها محدوديت اين روش، مشکل دسترسي به نيتروژن مايع است.
    4-1- توليد متابوليتهاي ثانويه از گياهان دارويي:
    از لحاظ تاريخي، اگرچه تکنيک " کشت بافت " براي اولين بار، در سالهاي 1940-1939 در مورد گياهان بهکار گرفتهشد، ولي در سال 1956 بود که يک شرکت دارويي در کشور آمريکا ( Pfizer Inc ) اولين پتنت را در مورد توليد متابوليتها با استفاده از کشت تودهاي سلولها منتشر کرد. کول و استابو (1967) و هبل و همکاران (1968) توانستند مقادير بيشتري از ترکيبات ويسناجين ( Visnagin ) و ديوسجنين ( Diosgenin ) را با استفاده از کشت بافت نسبت به حالت طبيعي (استخراج از گياه کامل) بهدست آورند. گياهان، منبع بسياري از مواد شيميايي هستند که بهعنوان ترکيب دارويي مصرف ميشوند. فرآوردههاي حاصل از متابوليسم ثانويه گياهي ( Secondary Metabolite ) جزو گرانبهاترين ترکيب شيميايي گياهي ( Phytochemical ) هستند. با استفاد از کشت بافت ميتوان متابوليتهاي ثانويه را در شرايط آزمايشگاهي توليد نمود. لازم بهذکر است که متابوليتهاي ثانويه، دستهاي از مواد شامل اسيدهاي پيچيده، لاکتونها، فلاونوئيدها و آنتوسيانينها هستند که بهصورت عصاره يا پودرهاي گياهي در درمان بسياري از بيماريهاي شايع بهکار برده ميشوند.

    1-4-1-راهکارهاي افزايش متابوليتهاي ثانويه گياهي از طريق کشت بافت:
    1- استفاده از محرکهاي ( Elicitors ) زنده و غير زندهاي که ميتوانند مسيرهاي متابوليکي سنتز متابوليتهاي ثانويه را تحت تأثير قرار داده و ميزان توليد آنها را افزايش دهند. لازم بهذکر است که اين محرکها در شرايط طبيعي نيز بر گياه تأثير گذاشته و باعث توليد يک متابوليت خاص ميشوند.
    2- افزودن ترکيب اولية ( Precursor ) مناسب به محيطکشت، با اين ديدگاه که توليد محصول نهايي در نتيجه وجود اين ترکيبات در محيطکشت، القاء شود.
    3- افزايش توليد يک متابوليت ثانويه در اثر ايجاد ژنوتيپهاي جديدي که از طريق امتزاج پروتوپلاست يا مهندسي ژنتيک، بهدست ميآيند.
    4- استفاده از مواد موتاژن جهت ايجاد واريتههاي پربازده
    5- کشت بافت ريشة گياهان دارويي (ريشه، نسبت به بافتهاي گياهي ديگر، پتانسيل بيشتري جهت توليد متابوليتهاي ثانويه دارد)


    2-4-1- مثالها
    مثالهاي قابل ذکر آنقدر زياد است که تصور ميشود هر مادهاي با منشاء گياهي، از جمله، متابوليتهاي ثانويه را ميتوان بهوسيلة کشتهاي سلولي توليد کرد: از جمله ترکيباتي که از طريق کشت سلولي و کشت بافت به توليد انبوه رسيده است، داروي ضد سرطان تاکسول است. اين دارو که در درمان سرطانهاي سينه و تخمدان بهکار ميرود از پوست تنه درخت سرخدار ( Taxus brevilifolia L. ) استخراج ميگردد. از آنجاييکه توليد تاکسول بهدليل وجود 10 هستة استروئيدي در ساختار شيميايي آن بسيار مشکل است و جمعيت طبيعي درختان سرخدار نيز براي استخراج اين ماده بسيار اندک است، لذا راهکار ديگري را براي توليد تاکسول بايد بهکار گرفت. در حال حاضر، براي توليد تاکسول از تکنيک کشت بافت و کشت قارچهايي که بر روي درخت رشد کرده و تاکسول توليد ميکنند، استفاده ميگردد.
    سولاسودين ( Solasodine ) نيز از ترکيبات ديگري است که از طريق کشت سوسپانسيون سلولي گياه Solanum eleganifoliu بهدست ميآيد. از جمله متابوليتهاي ديگري که از طريق تکنيک کشت بافت و در مقياس تجاري توليد ميشود، شيکونين ( Shikonin ) (رنگي با خاصيت ضد حساسيت و ضد باکتري) است. مثالهاي زير گوياي کارايي تکنيک کشت بافت در توليد متابوليتهاي ثانويه است.
    توليد آلکالوئيد پيروليزيدين ( Pyrolizidine ) از کشت بافت ريشة Senecio sp ، سفالين ( Cephaelin ) و امتين ( Emetine ) از کشت کالوس Cephaelis ipecacuanha ، آلکالوئيد کوئينولين ( Quinoline ) از کشت سوسپانسيون سلولي Cinchona ledgerione و افزايش بيوسنتز آلکالوئيدهاي ايندولي با استفاده از کشت سوسپانسيون سلولي گياه Catharanthus roseus .

    1-4-3- استفاده از بيورآکتورها در توليد صنعتي متابوليتهاي ثانويه
    توليد متابوليت ثانوية گياهي با خصوصيات دارويي در شرايط آزمايشگاهي، فوايد زيادي در مقايسه با استخراج اين ترکيبات از گياهان، تحت شرايط طبيعي دارد. کنترل دقيق پارامترهاي مختلف، سبب ميشود که کيفيت مواد حاصل در طول زمان تغيير نکند. درحالي که در شرايط طبيعي مرتباٌ تحت تأثير شرايط آب و هوايي و آفات است. تحقيقات زيادي در زمينة استفاده از کشتهاي سوسپانسيون و سلول گياهي براي توليد متابوليتهاي ثانويه صورت گرفته است. از جمله ابزارهايي که براي کشت وسيع سلولهاي گياهي بهکار رفتهاند، بيورآکتورها هستند. بيورآکتورها، مهمترين ابزار در توليد تجاري متابوليتهاي ثانويه از طريق روشهاي بيوتکنولوژيک، محسوب ميشوند.

    مزاياي استفاده از بيورآکتورها در کشت انبوه سلولهاي گياهي عبارتند از:
    1- کنترل بهتر و دقيقتر شرايط خاص مورد نياز براي توليد صنعتي ترکيبات فعال زيستي از طريق کشت سوسپانسيون سلولي
    2- امکان تثبيت شرايط در طول مراحل مختلف کشت سلولي در بيورآکتور
    3- جابجايي و حملونقل آسانتر کشت (مثلاً، برداشتن مايهکوبه در اين حالت راحت است)
    4- با توجه به اينکه در شرايط کشت سوسپانسيون، جذب مواد غذايي بهوسيلة سلولها افزايش مييابد، لذا نرخ تکثير سلولها زياد شده و بهتبع آن ميزان محصول (ترکيب فعال زيستي) بيشتر ميشود.
    5- در اين حال، گياهچهها به آساني توليد و ازدياد ميشوند.
    سيستم بيورآکتور براي کشتهاي جنينزا و ارگانزاي چندين گونة گياهي بهکار رفته است که از آنجمله ميتوان به توليد مقادير زيادي سانگئينارين ( sanguinarine ) از کشت سوسپانسيون سلولي Papaver somniferum با استفاده از بيورآکتور، اشاره کرد. با توجه به اينکه بيورآکتورها، شرايط بهينه را براي توليد متابوليتهاي ثانويه از سلولهاي گياهي فراهم ميآورند، لذا تغييرات زيادي در جهت بهينهسازي اين سيستمها، براي توليد مواد با ارزش دارويي (با منشأ گياهي) همچون جينسنوسايد ( ginsenoside ) و شيکونين صورت گرفته است.

  12. #12
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    2- مهندسي ژنتيک

    شاخة بعدي بيوتکنولوژي که در زمينة گياهان دارويي کاربردهاي فراواني دارد، "مهندسي ژنتيک" است. پيشرفتهاي اخير در زمينة ژنتيک گياهي و تکنولوژي DNA نوترکيب، کمک شاياني به بهبود و تقويت تحقيقات در زمينة بيوسنتز متابوليتهاي ثانويه کرده است. قسمت اعظمي از تحقيقات در زمينة متابوليتهاي ثانويه، بهروي شناسايي و دستکاري ژنتيکي آنزيمهاي دخيل در مسير متابوليکي سنتز يک متابوليت ثانويه، متمرکز شدهاست. ابزار طبيعي که در فرآيند مهندسي ژنتيک و در اکثر گونههاي گياهي و بخصوص گياهان دولپه بهکار ميرود، يک باکتري خاکزي بهنام آگروباکتريوم ( Agrobacterium ) است. گونههاي مختلف اين باکتري، مهندسان طبيعي هستند که بيماريهاي تومور گال طوقه ( Crown Gall Tumour ) و ريشة مويي ( Hairy Root ) را در گياهان سبب ميشوند. تحقيقات نشان دادهاست که ريشههاي مويي توليد شده بهوسيلة گونهاي از اين باکتري بهنام A. rhizogenes ، بافتي مناسب براي توليد متابوليت ثانويه هستند. به علت پايداري و توليد زياد اين بافتها در شرايط کشت عاري از هورمون، تاکنون گونههاي دارويي زيادي با استفاده از اين باکتري تغيير يافتهاند. که از آن جمله ميتوان به کشت ريشة مويي گياه دارويي Artemisia annua بهمنظور توليد ترکيب دارويي فعال، اشاره کرد.
    بنابراين ميتوان ديد که مهندسي ژنتيک ميتواند بهعنوان ابزاري قدرتمند جهت توليد متابوليتهاي ثانوية جديد و همچنين افزايش مقدار متابوليتهاي ثانويه موجود در يک گياه بهکار رود.

  13. #13
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    3- نشانگرهاي مولکولي

    بخش مهم بعدي داراي کاربرد فراوان در حوزة گياهان دارويي، "نشانگرهاي مولکولي" است. قبل از اينکه به موارد کاربرد نشانگرهاي مولکولي پرداخته شود، لازم است دلايل لزوم استفاده از نشانگرهاي مولکولي در زمينة گياهان دارويي ذکر شود:

    1-3- دلايل استفاده از نشانگرهاي مولکولي در زمينة گياهان دارويي:
    فاکتورهايي همچون خاک و شرايط آب و هوايي، بقاي يک گونة خاص و همچنين محتواي ترکيب دارويي اين گياه را تحت تأثير قرار ميدهند. در چنين حالاتي علاوه بر اينکه بين ژنوتيپهاي مختلف يک گونه تفاوت ديده ميشود از لحاظ ترکيب دارويي فعال نيز با هم فرق ميکنند. در هنگام استفادة تجاري، از اين گياه دو فاکتور، کيفيت نهايي داروي استحصالي از اين گياه را تحت تأثير قرار ميدهند:
    1- تغيير محتواي يک ترکيب دارويي خاص در گياه مورد نظر
    2- اشتباه گرفتن يک ترکيب دارويي خاص با اثر کمتر که از گياهان ديگر بهدست آمده است. بهجاي ترکيب دارويي اصلي که از گياه اصلي بهدست ميآيد.
    چنين تفاوتهايي، مشکلات زيادي را در تعيين و تشخيص گياهان دارويي خاص، با استفاده از روشهاي سنتي (مرفولوژيکي و ميکروسکوپي)، بهدنبال خواهد داشت. براي روشنشدن موضوع به مثال زير توجه کنيد:
    کوئينون يک ترکيب دارويي است که از پوست درخت سينکونا ( cinchona ) بهدست ميآيد. پوست درختان سينکونا که در جلگهها کشت شدهاند، حاوي کوئيوني است که از لحاظ دارويي فعال است. گونههاي مشابهي از اين درخت وجود دارند که بهروي تپهها و زمينهاي شيبدار رشد ميکنند و از لحاظ مرفولوژيکي (شکل ظاهري) مشابه گونههايي هستند که در جلگهها رشد ميکنند، اما در اين گونهها کوئيون فعال وجود ندارد.
    در طول دهههاي گذشته، ابزارهايي که براي استانداردسازي داروهاي گياهي بهوجود آمدهاند، شامل ارزيابي ماکروسکوپيک و ميکروسکوپيک و همچنين تعيين نيمرخ شيميايي ( Chemoprofiling ) مواد گياهي بودهاند. قابل ذکر است که نيمرخ شيميايي، الگوي شيميايي ويژهاي براي يک گياه است که از تجزية عصارة آن گياه بهوسيلة تکنيکهايي چون TLC و HPTLC و HPLC بهدست آمده است. ارزيابي ماکروسکوپيک مواد گياهي نيز بر اساس پارامترهايي چون شکل، اندازه، رنگ، بافت، خصوصيات سطح گياه، مزه و غيره صورت ميگيرد. علاوه بر اين، بسياري از تکنيکهاي آناليز، همچون آناليز حجمي ( Volumetric Analysis )، کروماتوگرافي گازي ( Gas Chromatography )، کروماتوگرافي ستوني ( Column Chromatography ) و روشهاي اسپکتروفتومتريک نيز براي کنترل کيفي و استانداردسازي مواد دارويي گياهي، مورد استفاده قرار ميگيرند.
    گرچه در روشهاي فوق، اطلاعات زيادي در مورد يک گياه دارويي و ترکيبات دارويي موجود در آن فراهم آيد، ولي مشکلات زيادي نيز بههمراه دارد. مثلاً براي اينکه يک ترکيب شيميايي بهعنوان يک نشانگر ( Marker ) جهت شناسايي يک گياه دارويي خاص، مورد استفاده قرار گيرد، بايد مختص همانگونة گياهي خاص باشد، در حاليکه همة گياهان دارويي، داراي يک ترکيب شيميايي منحصربهفرد نيستند. همچنين بين بسياري از مولکولهاي شيميايي که بهعنوان نشانگر و يا ترکيب دارويي خاص مدنظر هستند، همپوشاني معنيداري وجود دارد؛ اين موضوع در مورد ترکيبات فنولي و استرولي حادتر است.
    يکي از عوامل مهم ديگري که استفاده از نيمرخ شيميايي را محدود ميسازد، ابهام در دادههاي حاصل از انگشتنگاري شيميايي ( Chemical Fingerprinting ) است. اين ابهام، در اثر تجمع مواد مصنوعي در پروفيل شيميايي حادث ميشود. علاوه بر اين، فاکتورهاي ديگري، پروفيل شيميايي يک گياه را تغيير ميدهند. که از جمله اين فاکتورها ميتوان فاکتورهاي دروني چون عوامل ژنتيکي و فاکتورهاي بروني چون کشت، برداشت، خشککردن و شرايط انبارداري گياهان دارويي را ذکر نمود. مطالعات شيموتاکسونوميکي (طبقهبندي گياهان بر اساس ترکيبات شيميايي موجود در گياه) که بهطور معمول در آزمايشگاههاي مختلف استفاده ميشوند، تنها ميتوانند بهعنوان معيار کيفي در مورد متابوليتهاي ثانويه، مورد استفاده قرار ميگيرند و براي تعيين کمي اين ترکيبات، استفاده از نشانگرهاي ويژه (شيميايي) که بهکمک آن به آساني بتوان گونههاي گياهان دارويي را از يکديگر تشخيص داد، يک الزام است. در اين رابطه، همانطور که در فوق ذکر شد، در هرگياه يک نشانگر منحصر به فرد را نميتوان يافت.
    مشکلي که در شناسايي گونههاي گياهان دارويي با استفاده از صفات مرفولوژيک وجود دارد، وجود نامهاي گياهشناسي متفاوت در مورد يک گياه در نواحي مختلف جهان است. در اين حالت ممکن است گونههاي گياهان دارويي نادر و مفيد، با گونههاي ديگري که از لحاظ مرفولوژيکي به گياه اصلي شبيهاند، اشتباه فرض شوند.
    بنابراين، با توجه به مشکلات موجود در زمينة شناسايي گياهان دارويي با استفاده از روشهاي سنتي و با توجه به پيشرفت محققين در زمينة ايجاد نشانگرهاي DNA ، استفاده از اين تکنيکهاي نوين ميتواند ابزاري قدرتمند در استفاده کارا از گونههاي مؤثر دارويي محسوب شود. از جمله مزاياي اين نشانگرها، عدم وابستگي به سن و شرايط فيزيولوژيکي و محيطي گياه دارويي است. پروفيلي که از انگشت نگاري DNA يک گياه دارويي بهدست ميآيد، کاملاً به همان گونه اختصاص دارد. همچنين براي استخراج DNA بهعنوان مادة آزمايشي در آزمايشات نشانگرهاي مولکولي، علاوه بر بافت تازه، ميتوان از بافت خشک نيز استفاده نمود و از اين رو، شکل فيزيکي نمونه براي ارزيابي آن گونه، اهميت ندارد. نشانگرهاي مختلفي بدين منظور ايجاد شدهاند که از آن جمله ميتوان به روشهاي مبتني بر هيبريداسيون (مانند RFLP )، روشهاي مبتني بر RCR (مانند AFLP ) و روشهاي مبتني بر توالييابي (مانند ITS ) اشاره کرد.

    2-3- برخي موارد کاربرد نشانگرهاي DNA در زمينة گياهان دارويي:
    1-2-3- ارزيابي تنوع ژنتيکي و تعيين ژنوتيپ ( Genotyping ):
    تحقيقات نشان داده است که شرايط جغرافيايي، مواد دارويي فعال گياهان دارويي را از لحاظ کمي و کيفي، تحت تأثير قرار ميدهد. بر پاية تحقيقات انجام شده، عوامل محيطي محل رويش گياهان دارويي در سه محور زير بر آنها تاثير ميگذارد:
    1- تاثير بر مقدار کل مادة مؤثرة گياهان دارويي
    2- تاثير بر عناصر تشکيل دهندة مواد مؤثره
    3- تاثير بر مقدار توليد وزن خشک گياه
    عوامل محيطي که تاثير بسيار عمدهاي بر کميت و کيفيت مواد مؤثرة آنها ميگذارد عبارتنداز نور، درجه حرارت، آبياري و ارتفاع محل. بنابراين نياز است که بهدقت اين موضوع مورد بررسي قرار گيرد. به اين خاطر، بسياري از محققين، تأثير تنوع جغرافيايي بر گياهان دارويي را از لحاظ تغييرات در سطوح مولکول DNA (ژنتيک) مطالعه نمودهاند. اين برآوردها از تنوع ژنتيکي ميتواند در طراحي برنامههاي اصلاحي گياهان دارويي و همچنين مديريت و حفاظت از ژرمپلاسم آنها بهکار رود. از جمله گياهان دارويي که از نشانگرهاي مولکولي، براي ارزيابي تنوع ژنتيکي در ژرمپلاسم آنها استفاده شده است ميتوان موارد زير را نام برد:
    Taxus wallichiana , neem, Juniperus communis L., Codonopsis pilosula , Allium schoenoprasum L., Andrographis paniculata

    2-2-3- شناسايي دقيق گياهان دارويي
    از نشانگرهاي DNA ميتوان براي شناسايي دقيق گونههاي گياهان دارويي مهم، استفاده کرد. اهميت استفاده از اين نشانگرها، بهويژه در مورد گونهها و يا واريتههايي که از لحاظ مرفولوژيکي و فيتوشيميايي به هم شبيهند، دوچندان ميشود. گاهي ممکن است بر اثر اصلاح گياهان دارويي کالتيوارهايي بهوجود آيد که هر چند از نظر ظاهر با ساير افراد آنگونه تفاوتي ندارد ولي از نظر کميت و کيفيت مواد مؤثره اختلافهاي زيادي با آنها داشته باشد. در اين حالت اصلاحکنندگان چنين گياهاني بايد تمام مشخصات آن کالتيوار را از نظر خصوصيات مواد مؤثره ارايه دهند که شناسايي و معرفي خصوصيات مذکور مستلزم صرف هزينه و زمان زياد از نظر کسب اطلاعات گسترده دربارة فرآيندهاي متابوليسمي گياه مربوطه است. بهعلاوه امکان تغييرپذيري وضعيت توليد و تراوش مواد مؤثره در مراحل مختلف رويش گياه همواره بايد مورد نظر اصلاحکننده قرار داشتهباشد. بهعنوان مثال، از نشانگرهاي RAPD و PBR براي شناسايي دقيق گونة P.ginseng در بين جمعيتهاي جينسنگ ( ginseng ) استفاده شده است. همچنين برخي از محققين از يک راهکار جديد بهنام DALP ( Direct Amplification of Length Polymorphism ) براي شناسايي دقيق Panax ginseng و Panax quinquefolius استفاده کردهاند.



    3-2-3- انتخاب کيموتايپهاي ( Chemotypes ) مناسب بهکمک نشانگر
    علاوه بر شناسايي دقيق گونهها، پيشبيني غلظت مادة شيميايي فعال گياهي ( Active Phytochemical ) نيز براي کنترل کيفي يک گياه دارويي مهم است . شناسايي نشانگرهاي ( DNA QTL ) که با مقدار آن ترکيب دارويي خاص همبستگي دارند، ميتواند جهت کنترل کيفي و کمي مواد خام گياهي، مؤثر واقع شود. لازم بهذکر است که تنها تفاوت بين کيموتايپهاي مختلف، مقدار مادة شيميايي فعال آنها است. همچنين، پروفيلهاي حاصل از نشانگرهاي DNA ميتوانند جهت تعيين روابط فيلوژنتيکي (خويشاوندي) بين کيموتايپهاي مختلف يک گونه گياه دارويي بهکار روند. در سالهاي اخير مطالعات زيادي بهمنظور تعيين رابطة بين نشانگرهاي DNA و تنوعات کمي وکيفي ترکيبات فعال دارويي در بين گونهها و خويشاوندان نزديک گياهان دارويي، صورت گرفته و يا در حال انجام است. از طرفي، بهکارگيري توأم تکنيکهاي مولکولي و تکنيکهاي آناليزي ديگر، چون TLC و HPLC ، ميتواند شناخت ما را نسبت به يک گونة دارويي خاص و به تبع آن کنترل کيفي و کمي ترکيب دارويي مورد نظر در سطح صنعتي، افزايش دهد. بهعنوان مثال بررسي تنوع ژنتيکي Artemisia annua ، بهعنوان منبع ترکيب ضد ملارياي آرتميزينين ( artemisinin )، نشان ميدهد که ژنوتيپهاي اين گياه در سراسر هند، از لحاظ محتواي اين ترکيب (مقدار مادة مؤثرة آرتمزينين)، تنوع نشان ميدهند. اين بررسي با استفاده از نشانگر RAPD (يک نوع نشانگر DNA ) صورت گرفته است.
    4-2-3- اصلاح گياهان دارويي
    اگرچه کاشت گياهان دارويي به هزاران سال پيش باز ميگردد ولي بايد گفت که در مورد اصلاح آنها تاکنون پيشرفت قابل ملاحظهاي صورت نگرفته است و در حال حاضر، تعداد کالتيوارهاي مفيد بهدست آمده بر اثر اصلاح گياهان دارويي اندک است. هدف از اصلاح گياهان دارويي، افزايش کميت و کيفيت آن دسته از مواد مؤثره در اين گياهان است که در صنايع دارويي از اهميت خاصي برخوردار هستند. در سالهاي اخير توجه خاصي از جانب سازمانهاي مختلف در کشورهاي جهان در ارتباط با اصلاح اين گياهان صورت گرفته است. در اين رابطه، استفاده از نتايج حاصل از انگشتنگاري ( fingerprinting ) مولکولي گياهان دارويي، ميتواند محققين را در پيشبرد اهداف اصلاحي اين گياهان ياري نمايد. از جمله صفات اصلاحي در گياهان دارويي ميتوان موارد زير را نام برد:
    مقاومت به آفات و بيماريها، سرعت رشد و نمو اندام محتوي مادة مؤثره (مثلاٌ زودرس بودن ميوه)، دوام کافي اندام مذکور از نظر استحصال (مثلاٌ زود نريختن ميوه و باقي ماندن آن در گياه به مدت کافي)، هماهنگي و همزماني رشد و نمو اندامهاي مورد استحصال (مثلاٌ رسيده شدن همزمان تمامي ميوهها و با هم نبودن ميوههاي کال و رسيده)، قابل جمعآوري بودن محصول با ماشين، فقدان اعضاي مزاحم استحصال چون خارهاي موجود در ساقه، برگ، ميوه و غيره. علاوه بر اينها، در کشت گياهان دارويي ميتوان به توليد انبوه محصول اندامي که محتوي مقادير بسيار کم از ماده مؤثرة خاصي است، يا (بهعکس) به توليد کمتر از انبوه اندامي که همان مادة مؤثره را بيشتر تراوش ميدهد توجه نمود.
    بهعنوان مثال، مشخص شده است که نشانگرهاي ISSR-PCR ، تکنيکي مؤثر و کارا براي شناسايي گياهچههاي زيگوتي (گياهچههاي حاصل از تلاقي جنسي) در تلاقيهاي بينپلوئيدي در مرکبات است.

    5-2-3- استفاده از نشانگرها در زمينة غذاداروها ( Nutraceutical ):
    تاکنون نشانگرهاي مولکولي مبتني بر DNA در طيف وسيعي از مطالعات مربوط به گياهان زراعي خوارکي استفاده شدهاند. اين موارد استفاده، شامل مطالعة تنوع ژنتيکي، شناسايي ارقام، مطالعات اصلاحي، شناسايي ژنهاي مقاومت به بيماري، شناسايي محل ژنهاي صفات کمي ( QTL )، آناليز تنوع ژرمپلاسم خارجي، شناسايي جنسي گياهان دوپايه و آناليز فيلوژنتيک (روابط خويشاوندي) و غيره هستند. اخيراٌ در نقاط مختلف جهان، استفاده از اين نشانگرها در زمينة غذاداروها رايج شده است. مثلاً، بر اساس قوانين اتحاديه اروپا، مبني بر برچسبگذاري ( Labeling ) غذاها و محصولات تغيير يافتة ژنتيکي ( GMO )، چندين کشور اروپايي همچون آلمان و سوئيس، روشهاي مبتني بر RCR را براي شناسايي و تعيين کمي اين گونه غذاها، در سطح کشور خود توسعه دادهاند. همچنين کشور ايرلند، مؤسسهاي را براي شناسايي فرآوردههاي تغيير يافتة ژنتيکي فاقد مجوز که در بازارهاي بينالمللي وارد شدهاند و بهطور اخص براي تعيين ذرت تغيير يافتة ژنتيکي با استفاده از تکنيک PCR ، تأسيس نموده است.

  14. #14
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    4- پتانسيل اقتصادي گياهان دارويي

    طبق برآوردهاي صورت گرفته در سالهاي اخير، ارزش بازارهاي جهاني داروهاي گياهي که شامل گياهان دارويي و فرآوردههاي آنهاست، همواره با رشد قابل توجهي روبه افزايش بوده است. با توجه به اينکه بخش اعظم بازار گياهان دارويي دنيا، به توليد و عرضة متابوليتهاي ثانوية مشتق از اين گياهان مربوط ميشود، لذا در اين مقاله سعي شده است به اهميت اقتصادي اين ترکيبات پرداخته شود. متابوليتهاي ثانويه معمولاً از ارزش افزودة بسيار بالايي برخوردار هستند. بهطوريكه ارزش فروش برخي از اين ترکيبات مانند شيكونين، ديجيتوكسين ( Digitoxin ) و عطرهايي همچون روغن جاسمين ( Jasmin )، از چند دلار تا چند هزار دلار به ازاي هر كيلوگرم تغيير ميكند. همچنين قيمت هر گرم از داروهاي ضد سرطان گياهي مانند وينبلاستين ( Vinblastin )، وينكريستين ( Vincristin )، آجماليسين ( Ajmalicine ) و تاکسول ( Taxol ) به چند هزار دلار ميرسد. همانطور که قبلاٌ اشاره شد، تاکسول يکي از ترکيبات دارويي است که از پوست درخت سرخدار بهدست ميآيد و در درمان سرطانهاي سينه و تخمدان مورد استفاده قرار ميگيرد. آزمايشهاي متعددي براي بررسي اثر اين دارو بر روي انواع ديگر سرطانها مانند سرطان خون، غدد لنفاوي، ريه، روده بزرگ، سر و گردن و غيره در دست انجام است. طبق گزارش اعلام شده از سوي سازمان هلال احمر ايران، ميزان ارز تخصيص يافته براي خريد هر گرم تاکسول تا 5/2 ميليون تومان نيز رسيده است. از آنجاييکه رشد اين درخت بهکندي صورت ميگيرد و منابع دسترسي به اين گياه محدود بوده و براي درمان يک بيمار سرطاني، حدود 28 کيلوگرم از پوست درخت سرخدار لازم است (مقدار مذکور، معادل پوست سه درخت يکصدساله است) ، لذا توليد اين دارو بهروش استخراج از پوست درخت، مقرون بهصرفه نيست. به همين دليل در حال حاضر، اين متابوليت را با استفاده از روش کشت سلولي و در شرايط آزمايشگاهي توليد مينمايند. با اين روش، توليد يک گرم از داروي تاکسول حدود 250 دلار هزينه دارد، در حاليکه با قيمتي حدود 2000 دلار در بازار عرضه ميگردد.
    بر اساس آمارهاي موجود، ارزش بازار جهاني داروهاي مشتق از گياهان در سال 2002، با رشد 2/6 درصدي نسبت به سال پيش از آن، به 7/13 ميليارد دلار بالغ گرديد. پيشبيني ميشود اين مقدار در سال 2007 به رقمي معادل 8/18 ميليارد دلار برسد. آمريکا در سال 2002 بيش از 50 درصد اين بازار را به خود اختصاص داده بود. با اين حال انتظار ميرود ارزش اين بازار تا سال 2050 به رقمي معادل 5 تريليون دلار افزايش يابد. نقش بيوتکنولوژي در اين بازار بسيار حايز اهميت بوده است. جدول شمارة (1) و نمودار شمارة (1) ميزان رشد و ارزش بازار اين داروها را نشان ميدهند.

    جدول 1- بازار جهاني داروهاي مشتق از گياهان (ميليارد دلار)

    1999 2000 2001 2002 درصد متوسط رشد ساليانه ( 2007-2002)
    آمریکای شمالی 36.5 81.5 32.6 87.6 5/7
    کشورهای دیگر 4.6 29.6 58.6 87.6 3/5
    کل 40.11 111.1 91.2 175.2 4/6


    در نتیجه می توان اینگونه برداشت نمود که گياهان دارويي، يکي از منابع مهم توليد دارو هستند که بشر ساليان دراز، از آنها استفاده نموده است و در حال حاضر نيز نهتنها ارزش خود را در زمينة توليد دارو از دست ندادهاند بلکه اهميت آنها نيز فزوني يافته است؛ چنانکه برخي از داروهاي گرانقيمت مانند تاکسول و يا برخي از ترکيبات دارويي که مصرف آنها زياد است مانند آسپرين و ديجيتوکسين، تنها از منابع گياهي بهدست ميآيند.
    گياهان دارويي به دليل توأم بودن ماهيت طبيعي و وجود تركيبات همولوگ دارويي در آنها، با بدن سازگاري بهتري دارند و معمولاً فاقد عوارض ناخواسته داروهاي شيميايي هستند، بهخصوص در موارد مصرف طولاني و در بيماريهاي مزمن، بسيار مناسبتر ميباشند. به عنوان مثال، گياهان دارويي در بسياري از اختلالات اعصاب و روان که تجويز طولاني مدت دارو براي رفع عوارض بيماري، مورد نياز است، بهعنوان بهترين گزينه خواهند بود.
    بر اساس آمار موجود، بيشترين داروهاي مصرفي کشور در سال 1380 با تعداد حدود 6/6 ميليارد عدد، مربوط به بيماريهاي اعصاب و روان هستند كه داراي عوارض ناخواسته متعددي نيز ميباشند، درحاليكه بهراحتي ميتوان بخش قابلتوجهي از آنها را با داروهاي گياهي جايگزين كرد . در اين زمينه، روشهاي مهندسي ژنتيک و بيوتکنولوژي ميتوانند بهمنظور افزايش بهرهوري از اين گياهان مورد استفاده قرار گيرند؛ چنانکه کشت بافت با تکثير و حفاظت از ژنوتيپهاي مفيد گياهان زراعي ميتواند مشکل ازدياد و نگهداري به روش سنتي را برطرف سازد. همچنين با استفاده از مهندسي ژنتيک ميتوان گياهان دارويي تراريختهاي بهدست آورد که ميتوانند متابوليتهاي ثانويه و ترکيبات دارويي بيشتر و يا جديدتري را توليد نمايند. علاوه بر اين تحقيقات گستردهاي که در زمينة کاربرد نشانگرهاي DNA در زمينة گياهان دارويي در مؤسسات تحقيقاتي مختلف جهان در حال انجام است، گوياي توجه محققان به اين ابزارهاي قدرتمند است؛ بهطوريکه در هند که يکي از دو کشور عمدة توليدکنندة گياهان دارويي در جهان است، چندين دانشکدة کشاورزي و مؤسسة تحقيقاتي در زمينة استفاده از تکنيک هاي مبتني بر DNA ، جهت شناسايي گياهان دارويي، مشغول فعاليت ميباشند. در بسياري از کشورهاي جهان، از سالهاي قبل، برنامههاي مدوني بهمنظور استفادة تجاري از گياهان زراعي تدوين شده است. براي مثال، در سال 1989، وزارت کشاورزي، شيلات و جنگلداري ژاپن پروژهاي تحت عنوان پروژة روح سبز ( Green Spirit Project ) با بودجهاي حدود 110 ميليون ين، از طريق آژانس جنگل خود به اجرا درآورد. هدف از اين برنامه، توليد روغن، رزين و گليکوزيدهاي مهم از بقاياي گياهي همچون چوب، شاخه، برگ و پوست درختان بود. در اروپا، کانادا و آمريکا نيز فعاليتهاي تحقيقاتي و توليدي گستردهاي در زمينة گياهان دارويي انجام شده و يا در حال انجام است که به دليل کثرت آنها، از معرفي آنها خودداري ميشود.
    بنابراين، با توجه به اهميت گياهان دارويي و متابوليتهاي مشتق از آنها در تأمين سلامت جوامع بشري و پتانسيل بالاي اقتصادي اين گياهان، بهعنوان يک منبع درآمد مطمئن، لازم است در کشور ما نيز برنامة مدون و جامعي در اين زمينه تدوين شده و بخشي از تحقيقات بيوتکنولوژي کشاورزي در دانشگاهها و مؤسسات تحقيقاتي بر روي شناسايي، توليد صنعتي و بهينهسازي روشهاي استخراج متابوليتهاي دارويي از اين گياهان اختصاص يابد.

  15. #15
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    پیشنهادات:
    با توجه به شرایطی که در کشور با آن مواجه هستیم و موانع موجود در زیل پیشنهادانی ارائه می گردند. پس ابتدا به شرایط و موانع موجود در کشور در رابطه با علم بیوتکنولوژی می پردازیم:

    موانع موجود بر سر راه توسعة علم و تکنولوژي درکشور
    1- بحرانآفرينيهاي سياسي و فرهنگي، ناشي از عدم جديت مسئولين در توسعه است:
    بسياري از مسئولين کشور ما سرگرم كارهايي هستند که به هيچ عنوان به درد توسعه کشور نميخورد. ما هنر داريم هر روز حادثهاي را در کشور ايجاد کنيم و بعد آن حادثه به يک بحران تبديل ميشود، كه اين بحران با دعواهاي درون کشور توسعه پيدا ميكند. طبيعي است كه بخشي از وقت و انرژي خود را صرف برطرف نمودن آن بحران خواهيم کرد. بحرانآفرينيهاي سياسي و فرهنگي مانع توسعه و پيشرفت علم و تکنولوژي ميشود. مسئولان کشور بايد توجه بيشتري به توسعة علم و تکنولوژي نمايند و اين مسئله را دغدغة اصلي خود قلمداد نمايند. الآن به هيچ عنوان اولويتهاي مسئولين ما توسعه کشور نيست. اگر چنين باشد، حتماً انرژي و توان مسئولين بايد به سمت توسعه علم و تکنولوژي جهتگيري شود. در حالي که اين اتفاق الآن نميافتد. ما شاهد هستيم که تصميمگيريها و دعواهايمان در نکاتي است که به هيچ عنوان براي پيشرفت کشور ما اساسي نيستند.
    2- گسستگي و شکاف جدي بين علم و فناوري:
    در کشور ما رابطهاي بين پژوهش و علم، در کل با فناوري و استفاده تجارتي از علم وجود ندارد. اگر ارزشگذاري تنها بر مبناي نتايج تحقيقاتي باشد, نتيجهاي پيش ميآيد که امروز در کشور خود شاهد آن هستيم. بالاخره بسياري از محققين ما به هر دليلي بايستي مقالهاي را منتشر کنند. استاديار ما دانشيار شود و دانشيار ما نيز استاد شود. حتي برخي مواقع اين کارها امکان دارد در سطح مرزهاي دانش نيز باشد، ولي در کل به فناوري در کشور تبديل نميشود؛ زيرا ارتباطي بين مراکز علمي و صنعتي ما وجود ندارد. سوالات زيادي وجود دارد که به طور جدي بايد به آنها پرداخته شود. اينکه چرا علم در اين کشور به توليد وصل نيست؟ چرا مراکز توليدي ما از تحقيق بينيازند؟ به نظر ميآيد اينها موانع جدي بر سر راه توسعه و پيشرفت کشور هستند.

    3- عدم توانايي جذب افراد برجسته و حفظ نيروهاي موجود:
    دانشگاههاي ما نه تنها قادر به جذب افراد برجستة علمي نيستند، بلکه نميتوانند افراد موجود را نيز حفظ نمايند. وقتي افراد برجستة کشور که احساس ميکنند، دانش آنها در سطح جهاني است و ميتوانند براحتي در مراکز و دانشگاههاي معتبر دنيا جذب شوند، مورد بيمهري قرار گرفته و شان، منزلت و موقعيت آنها حفظ نميشود، براحتي از کشور خارج ميشوند. لذا در درجه اول ما در جذب اين افراد ناتوان هستيم. از طرف ديگر دانشگاههاي ما توانايي تامين رضايت شغلي و رفاهي يک محقق را ندارند.
    سازوکارهاي دانشگاههاي ما مشابه به دستگاههاي کارمندي ديگر است. پژوهشگر علمي ما بيشتر حالت يک کارمند را دارد تا يک شخصيت علمي. يک محقق نبايد اسير بوروکراسي اداري بيهوده شود. نبايد براي انجام تحقيق خود، اين همه دردسر بکشد. بوروکراسي سختي در دانشگاهها حاکم است. مکانيزمهاي کار در دانشگاههاي ما صحيح نيست. ما در حال تبديل دانشگاهها به دبيرستانهاي بزرگتر هستيم.
    4- عدم وجود نشاط و سرزندگي در دانشگاهها:
    روحية نشاط علمي و تحقيقاتي در دانشگاههاي ما در حال كم شدن است. بخشي از آن، به سازوکارهاي موجود در دانشگاه بر ميگردد، زيرا ما دعواهاي سياسي نيز داريم. بخشي ديگر ناشي از وضعيت کلي کشور ماست. از يک طرف توليد ناخالص ما پايين است و از طرف ديگر بهرهوري ما به عنوان افراد تشکيل دهنده جامعه پايين است. نميتوان همه جا دولت را مقصر دانست. پايين بودن بهرهوري ما صرفاً ناشي از سياستهاي دولت در زمينه صنعت نيست، بلکه يک مقوله فرهنگي است که متاسفانه با پيروزي انقلاب اسلامي نيز خيلي حل نشد. هنوز هم ما جزء کشورهايي هستيم که بهرهوري پايين داريم.
    5- عدم وجود ديدگاه صحيح در مورد تحقيقات:
    به طور کلي دولت و مسئولين بايد ديدگاههاي خود را نسبت به تحقيقات عوض نمايند و تسهيلات ويژهاي را براي سرمايهگذاري در اين زمينه فراهم کند. در بسياري از کشورها اصل بر اين است که اگر بخواهند زمينهاي در کشور شکوفا شود, تسهيلات و قوانين ويژهاي را براي آن در نظر ميگيرند. اما در کشور ما بهعنوان مثال, قوانيني که براي ايجاد يک کارخانه ماکاروني وجود دارد, هيچ تفاوتي با قوانين موجود براي احداث يک واحد توليد اينترفرون ندارد.لزومي ندارد سرمايهگذاري حتما به علم توليدي بومي ما تبديل شود، ما ميتوانيم دانش فني علوم مورد نظر را از کشورهاي پيشرفته وارد کنيم؛ اگر زمينه مناسب فراهم شود, ميتوان با تجارب خارجيها هم اين سرمايهگذاريها را انجام داد.ولي هنوز مسئولين کشور ما حمايتهاي عملي را شروع نکردهاند. همه اين ادعاها در حد حرف است. اگر شاخهاي از علوم به عنوان يک اولويت پذيرفته شود, بايد زمينهها و توسعه آن نيز فراهم بشود.
    مزاياي برخي شهرستانها براي ايجاد صنايع بيوتکنولوژي
    (مزاياي نسبي شهر قم براي استقرار واحدهاي صنعتي و تحقيقاتي)
    بهطورکلي براي استقرار و فعاليت واحدهاي صنعتي و تحقيقاتي، تفاوت چنداني بين شهرها و حتي كشورها وجود ندارد؛ بهويژه اگر هدف، "تحقيق و توسعه" در زمينة تكنولوژيهاي نو مانند بيوتكنولوژي باشد. با اين حال، شهرستان قم از يكسري مزاياي نسبي برخوردار است كه موقعيت ممتازي را براي تأسيس واحدهاي صنعتي در اين شهر فراهم آورده است؛ مانند:
    1- وجود چهار شهرك صنعتي در اين شهر
    2- توليد برخي از محصولات سنگين صنعتي در قم،
    3- نزديک بودن به تهران البته به نحوي که مشمول قانون ممنوعيت راهاندازي واحدهاي صنعتي تا فاصلة 120 كيلومتري تهران نميشود.
    4- عبور چهار خط انتقال نيروي كشور از استان قم که نياز واحدهاي صنعتي تأسيس شده در اين ناحيه را از نظر انرژي برطرف ميکنند.
    5- برخورداري استان قم از امكانات رفاهي و مكانهاي اقامتي. براي مثال، اين شهر همانند چند شهر بزرگ كشور، داراي هتلهاي پنجستاره است.
    6- وجود نيروي انساني ماهر و تحصيلکرده در قم که جايگاه اين شهر را بالاتر از ميانگين كشوري قرار داده است. از جمله دلايل اين وضعيت، ميتوان به نزديكي شهرستان قم به تهران، رتبهبندي قم در زمرة منطقة دو کشور در كنكور سراسري سالهاي گذشته و حضور بسياري از متخصصان تهراني در شهر قم براي گذراندن دورة طرح خدمت نيروي انساني، اشاره كرد.
    7- وجود سرمايههاي سرگردان در قم که بر اساس يك بررسي دقيق آماري كه در سال 1379 صورت گرفت، ميزان اين سرمايهها در اين استان بيش از 300 ميليارد تومان است.
    به همين دليل، استان قم از نظر آمادگي براي سرمايهگذاري در عرصة تحقيقات و تكنولوژي، از پتانسيل بالايي برخوردار است كه بايد به نحو صحيح، جهتدهي و ساماندهي شود.
    بيوتكنولوژي نوين نياز چنداني به آب ندارد
    از جمله ايرادات و نکات منفي كه گاهي در مورد استقرار واحدهاي صنعتي بيوتكنولوژي در استان قم يا استانهاي مشابه ذکر ميشود، مسئلة كمبود آب در اين شهرهاست؛ اما بايد توجه داشت كه برخلاف تصور رايج، صنعت بيوتكنولوژي نياز زيادي به آب ندارد. بهعبارت ديگر، اين فناوري مصرفكنندة آب نيست؛ بلكه آب را وام گرفته و دوباره باز ميگرداند. يعني حتي در صنايع تخميري بيوتكنولوژي كه محيطهاي كشت چند هزار ليتري در آن تهيه ميشوند، قسمت اعظم آب مورد استفاده در پروسه، پس از مرحلة توليد و تخليص محصول، دوباره به سيستم بازگردانده ميشود. بنابراين، صنايع بيوتكنولوژي فقط آب را براي استفاده در چرخة توليد، وام گرفته و دوباره به طبيعت باز ميگردانند.
    مثال بارز اين ادعا، شركت "زيستفناور سبز" قم است كه كودهاي زيستي فسفاته توليد ميكند. اين شركت، كل آب مورد نياز مرحلة توليد خود را با خريد يك دستگاه تصفيه آب، به ارزش حدود هفتصد هزار تومان تأمين نموده است و در حال حاضر، به كمك اين دستگاه، آب تميز با كيفيت در داخل اين مجموعه، توليد، مصرف و دوباره بازيابي ميشود.
    پتانسيل بالاي محيطزيست قم و شهرهاي مشابه براي ايجاد صنايع بيوتكنولوژي
    از ديگر مزاياي مناطقي مانند قم براي استقرار صنايع بيوتكنولوژي، داشتن محيطزيست مقاوم در برابر آسيب است؛ چون توان زيستي و اكولوژيك مناطق كويري نظير قم، در مقايسه با مناطق شمالي كشور كه از پوشش طبيعي حساس برخوردارند، بسيار بالاتر است، احداث واحدهاي صنعتي در اين مناطق، صدمات كمتري را به محيطزيست وارد ميكند. از اين رو، صنايع بيوتكنولوژي نهتنها موجب تخريب محيطزيست كويري قم نميشوند، بلكه در موارد زيادي ميتوانند باعث بهبود وضعيت آن شوند. براي مثال، برخي از ضايعات صنايع بيوتكنولوژي كه بهراحتي جنگلهاي سرسبز و آسيبپذير شمال را نابود ميكنند، به آساني و طي چند مرحلة تصفية مقدماتي که ساده و كمهزينه هستند، در كوير رها ميشوند. جالب اينکه، در اغلب موارد، همين ضايعات و پسابها بعداً به كانوني براي رشد و تقويت پوشش گياهي فقير اما مقاوم منطقه تبديل ميشوند.
    تلاش براي توزيع واحدهاي بيوتكنولوژي در نقاط مختلف كشور بر اساس مزاياي نسبي منطقه
    از جمله مسايلي كه ميتواند در رشد و بالندگي صنعت بيوتكنولوژي در كشور مؤثر واقع شود، تلاش براي توزيع متوازن و اصولي نيروهاي متخصص بيوتكنولوژي و به تبع آن، واحدهاي پژوهشي و توليدي بيوتكنولوژي در مناطق مختلف کشور است. اين امر، علاوه بر تمرکززدايي از تهران و ايجاد صنايع اشتغالزا در مناطق دور از مركز، موجب كاهش رقابتهاي ناسالم و مخرب بر سر اجراي طرحهاي تحقيقاتي و توليدي شده و از سوي ديگر، رقابتهاي سازنده را بين محققان و سرمايهگذاران، تقويت مينمايد.
    بخشي از مشکلات فعلي كشور، ناشي از تفكر غلطي است كه كل ايران را در تهران خلاصه ميکند و اکثر سرمايهگذاريها را در عرصههاي گوناگون تكنولوژي، به سمت اين منطقه سوق ميدهد. در حاليکه بهتر است صنايع به نقاط مختلف كشور هدايت شوند و فقط مجموعههاي نظارتي و راهبردي، در تهران متمركز شوند.
    خروج از مركز، در مورد اغلب تكنولوژيها بهويژه بيوتكنولوژي، ميتواند نتايج بسيار مثبتي را براي صنعت كشور به ارمغان بياورد. البته بديهي است كه در مورد تکنولوژيهاي گوناگون، هر منطقهاي مزاياي نسبي خاصي دارد كه محيط را براي استقرار و توسعة صنايع مختلف مناسبتر ميکند. بنابراين، شناسايي اين ويژگيها و مزايا از ملزومات اولية توسعة صنعت است. بهعنوان مثال، مناطق شمالي ايران به لحاظ جاذبههاي گردشگري، بستر مناسبي براي توسعة صنعت توريسم بهشمار ميروند، اما بايد توجه کرد که اين مسئله نميتواند توجيهي براي استقرار واحدهاي بيوتكنولوژي يا ديگر صنايع در همان منطقه باشد.

    در يک جمعبندي کلي، استقرار صنايع گوناگون در شهرها و مناطق مختلف كشور بايد کاملاً هدفمند و بر اساس اصول مكانيابي و پتانسيلهاي خاص منطقه صورت گيرد. در اين راستا، طبيعي است كه اگر قرار باشد صنايع وابسته به بيوتكنولوژي در خراسان يا آذربايجان ايجاد شوند، بهتر است رويكرد غالب آنها به بيوتكنولوژي كشاورزي و غذايي باشد؛ يا شهرستان قم و محلات بهترتيب از پتانسيلهاي خوبي براي پرداختن به بيوتكنولوژي دام و گلهاي زينتي برخوردار هستند. مناطق جنوبي کشور هم توان خوبي براي پرداختن به بيوتكنولوژي دريايي دارند.

  16. #16
    کاربرسایت mohitzist آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    949
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : پتانسیل بیوتکنولوژی در افزایش بهره وری گیاهان د�

    با توجه به موانع و پتانسیل های موجود به یکی از راه حلهایی که آقای دکتر مهبودی در کتاب "بيوتكنولوژي در ايران، فرازها و نشيبها" به آن اشاره می کنند، می پردازیم:

    بيو تكنولوژي و لزوم مديريت پايدار در امر پژوهش

    پژوهش به عنوان سرچشمة زايندة علم و تكنولوژي، با سرعت هر چه تمامتر ارابة اقتصاد و سلطه و برتري جويي كشورهاي پيشرفته را به جلو هدايت ميكند. مطمئنا "مديريت پژوهش" از عوامل موثر در پيشبرد اين مقوله در كشورهاي موفق است.
    كاميابي در امر پژوهش، مرهون برنامهريزي درازمدت خواهد بود و اين امر بدون اطمينانخاطر در زمينه "ثبات مديريت" بعيد به نظر ميرسد. بايد پذيراي اين واقعيت باشيم كه هرچند توجه به پژوهش، بعد از انقلاب در دستور كار سياستگذاران كشور قرار گرفته و به آن به عنوان يك استراتژي ملي نگاه شده و حمايتهاي پراكندهاي طي بيست سال گذشته از آن به عمل آمده است، اما هنوز نتيجه مطلوبي از پژوهش حاصل نگرديده است. سواي مسائل مهمي مانند عدم برخورداري از ساختار مناسب تحقيقاتي، بدون شك "ناپايداري مديريت"، يكي از علل و عوامل مهم اين شكست بوده است.
    فرايند تحقيق و ايجاد علم و تكنولوژي، در گرو استفاده بهينه از زمان است و يكي از بهترين راهها براي عجين كردن "موفقيت" با "زمان"، ثبات مديريت است.
    پژوهش با صبر و حوصله در هم آميخته است و همواره تاثير آن در درازمدت آشكار خواهد شد. اما متاسفانه شاهديم كه در ايران با تعويض هر وزير، معاونتهاي پژوهشي وزارتخانه و موسسات ذيربط و روساي مختلف مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي مرتبط نيز تغيير ميكنند و نتيجه آن، تغيير سياستهاي پژوهشي آن مركز يا دانشگاه و بالطبع هدر رفتن زمان صرف شده و سرمايه هاي هزينه شدة قبلي ميباشد.
    انعكاس اثر ناپايداري مديريت را ميتوان در طرحهاي تحقيقاتي مصوب دانشگاهي و مراكز تحقيقاتي مشاهده كرد. با نگاهي گذرا به اين طرحها به مواردي برميخوريم كه هنوز به دنبال "بررسي" مسائل و مشكلات مختلف هستند. هنوز مشخص نيست كه اين"بررسيها" كي به اتمام ميرسند و پژوهش براي "حل" اين مسائل چه زماني آغاز ميگردد. اين موضوع نشاندهنده عدم هماهنگي و پيوستگي در برنامهريزي و انجام پژوهش است كه ناشي از عدم ثبات مديريتي در كشور ميباشد.
    در صورتيكه پژوهش، جهتگيري مناسبي داشته باشد آيندهاي روشن در پيش روي آن است اما انجام تحقيقات بدون جهتگيري تاثيرات سوء جبران ناپذيري خواهد داشت؛ چرا كه نه تنها زمان از دست رفته قابل بازگشت نيست بلكه پژوهش در جهان با سرعتي پيش ميرود كه ميزان عقب افتادگي دوچندان شده و ديگر فرصتي براي جبران نخواهد بود. تنها برنامهريزي صحيح و دراز مدت است كه ميتواند افق روشني براي پژوهش پديدار نمايد و اين ميسر نميشود مگر با مديريتي پايدار در امر پژوهش كه:
    1- داراي تجربه علمي كافي در زمينة تحقيقات باشد.
    2- كمترين تاثيرپذيري را از تغييرات خطوط سياسي كشور داشته باشد.
    3- داراي انگيزة لازم از نظر علمي، سياسي و اجتماعي براي پيشبرد تحقيقات باشد.
    4- با سياستهاي پژوهشي جهان آشنا بوده و قدرت ايجاد روابط علمي با مراكز بينالمللي را دارا باشد.
    شايسته است در اينجا از مخترع يكي از فنآوريهاي نوين در زمينه بيوتكنولوژي تحت عنوان "تراشههايDNA" كه كاربرد تجاري فراواني دارد نامي برده شود. اين مخترع دكتر ميرزا بيلف از انستيتو مولكولي روسيه ميباشد كه مدت 22 سال است در سمت رياست اين موسسه فعاليت مينمايد. يعني نه تنها شاهد تعويض چند وزير و كابينه دولت بوده است، بلكه در دو نظام سياسي كاملا متفاوت در سمت خود ابقاء شده است.
    بيوتكنولوژي ابزار مناسب و قدرتمندي براي دستيابي به توسعه پايدار به شمار ميآيد ضمن اينكه ابزار و اهرمي مناسب براي تسلط هر چه بيشتر كشورهاي پيشرفته صنعتي بر ساير كشورها نيز محسوب ميگردد. بنابراين به نظر ميرسد كه توجه به بيوتكنولوژي، به لحاظ توانايي و كاربرد گستردة آن، بايد فراتر از لحاظ كردن آن در برنامههاي ملي توسعه باشد.
    اگر بخواهيم خوشبينانه قضاوت كنيم، توسعه بيوتكنولوژي نيازمند اتخاذ سياستها و تدوين برنامه يا برنامههاي ملي جداگانه است. نگاهي به بعضي كشورهاي صاحب نام در عرصه بيوتكنولوژي ما را به اين واقعيت ميرساند كه بسيج همه جانبه و عزم ملي در سايه اراده مديريت سياسي جامعه، مهمترين راه توسعه اين كشورها بوده است. از اين راه بود كه ژاپن هماكنون در هشت تكنولوژي كليدي دنيا همپا و در بعضي موارد حتي جلوتر از آمريكا قرار گرفته است. در بيوتكنولوژي و به ويژه فرايندهاي تخميري و ميكروبي، ژاپن رهبري جهان را در اختيار دارد. آرژانتين و كوبا و مكزيك طي سالهاي83-82 برنامههاي اختصاصي براي توسعه بيوتكنولوژي تدوين كرده اند.
    ما به عنوان كشوري پهناور با منابع غني و سرشار طبيعي وظيفه داريم تا با تدوين راهبردهاي مشخص گامهاي توسعه را جديتر برداريم. اگر در عرصه نبرد تكنولوژيهاي كهن، ياراي رقابت با قدرتهاي پيشرفته را نداريم، در عوض در حيطه بيوتكنولوژي به دليل نو و جوان بودن اين علم از يك سو و فراهم بودن شرايط و امكانات رشد و توسعه آن از ديگر سو، چندان از كشورهاي در حال توسعه دنيا عقب نيستيم. تنها كمي عزم و اراده آميخته با تعهد و التزام همه جانبه ميطلبد تا بتوانيم خود را در رديف كشورهاي مطرح در بيوتكنولوژي قرار دهيم. در اين راه اولين گام ايجاد تعهدي واضح و واقعبينانه در بالاترين سطح تصميمگيري يعني مديريت سياسي جامعه است.
    مديران و مسئولان سياسي و اجرايي كشور بايد در تمام محافل، مباحث و برنامههاي خود، ضرورت توجه به توسعه تكنولوژي و بيوتكنولوژي را گوشزد كنند. تدوين سياستها و استراتژيهاي توسعه بيوتكنولوژي، برنامهريزي وسيع، فراگير و بلند مدت، ايجاد و تقويت نهادهاي اجرايي موجود (كمسيون بيوتكنولوژي، شوراي عالي بيوتكنولوژي، مراكز تحقيقاتي و آموزشي ذيربط و...) وگسترش فرهنگ و اشاعة ادبيات بيوتكنولوژي به منظور آمادهسازي و هدايت سرمايهها، منابع و امكانات مادي و معنوي براي روآوردن به فعاليتهاي تحقيق و توسعه، از گامهاي ديگر است كه برنامه ريزان و سياستگذاران كشور بايد در راه توسعه ملي بيوتكنولوژي بردارند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۷ خرداد ۹۰, ۲۰:۲۷
  2. با نگاه کردن به این سینک دستشویی هیپنوتیزم شوید
    توسط mina در انجمن گفتار پراکنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۰۹ آبان ۸۷, ۱۶:۴۵
  3. علم بیوتکنولوژی در صنعت کشاورزی
    توسط mohitzist در انجمن کشاورزی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۳۰ آبان ۸۶, ۲۱:۵۵
  4. کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی
    توسط mohitzist در انجمن باغبانی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۰ آبان ۸۶, ۲۲:۳۱
  5. تاثیر پتاسیم بر نارسایی قلبی
    توسط mojir shayan در انجمن قلب و عروق
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۴ مرداد ۸۶, ۱۲:۲۰

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •