ويکتور هوگو با اثر معروف خود "Les Orientales " پايه گذار مکتب هنر براي
هنر شد. و هوگو بود که عبارت هنر براي هنر را در محافل ادبي ضمن بحث هاي
ادبي به ميان کشيد.
جوانان بسياري دور هوگو جمع شدند و گفتند هنر
خدايي است که بايد آن را تنها به خاطر خودش پرستيد و هيچ گونه جنبه مفيد و
يا اخلاقي به آن نداد و نبايد چنين تصورهايي از آن داشت.

تئوفيل گوتيه از جمله اين جوانان بود که پس از چند سال در رأس عده اي که
هنر براي هنر را شعار خود کرده بودند قرار گرفت. شاعر ديگر اين مکتب
تئودور دو بانويل است.

مکتب پارناس :

در حوالي سال 1860 عده اي از شاعران جوان فرانسه بر ضد رومانتيسم قيام
کردند و تحت تأثير مکتب هنر براي هنر محافل ادبي تشکيل دادند. در رأس اين
شاعران لوکنت دو ليل قرار داشت. در سال 1866 مجموعه شعري از آثار اين
شاعران تحت عنوان (پارناس معاصر) انتشار يافت که سخت مورد توجه قرار گرفت.

و رفته رفته اين شاعران به نام (پارناسين) معروف شدند.

به عقيده پارناسين ها شعر نشانه اي است از روح کسي که احساس هاي خود را
خاموش ساخته است. اين گونه شاعر به هيچ وجه نمي خواهد شعرش محتوي اميد و
آرزو و خواهشي باشد و فقط براي هنر محض احترام قائل است و به زيبايي شکل و
طرز بيان اهميت مي دهد.

اصول مهم اين مکتب به شرح زير است:

1- کمال شکل، چه از لحاظ بيان و چه از لحاظ برگزيدن کلمه ها.

2- عدم دخالت احساس ها و عدم توجه به آرمان و هدف.

3- زيبايي قافيه.

4- وابستگي به آئين "هنر براي هنر".