نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: رومانتيسم / Romantisme

  1. #1
    کاربرسایت IRAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    281
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 1 در 1 پست

    رومانتيسم / Romantisme

    رومانتیسم یا رومانتیسیسم نام یکی از جنبشها و مکاتب ادبی و هنری است که از اروپا سرچشمه گرفته.

    پیشینه

    آغاز سده نوزدهم را باید آغاز عصر نوینی در ادبیات اروپا دانست که دامنه
    آن تا به امروز کشیده شده است. این دوره جدید که باید آن را عصر رمانتیک
    نام داد عصر طبقه بورژوازی شمرده میشد. در این دوره تجمل و زندگی اشرافی
    همه اهمیت و نفوذ خود را از دست داد ؛ قلمرو آثار ادبی گسترش یافت ؛ حالا
    دیگر شاعران و نویسندگان از طبقههای گوناگون جامعه بودند. ادبیات رمانتیک
    در قرن نوزده در کشورهای اروپایی یکی پس از دیگري به ظهور رسید.

    در آغاز واژه رومانتیک از طرف طرفداران مکتب کلاسیک برای مسخره به
    نویسندگان جدید اطلاق میشد و معنی نخستین آن مترادف با خیال انگیز و
    افسانهای بود. اصولا مکتب نخستین رومانتیسم انگلستان بود و از آنجا به
    آلمان رفت و از آنجا در فرانسه رسوخ کرد و سرانجام تا سال 1850 بر ادبیات
    اروپا مسلط شد.

  2. #2
    کاربرسایت IRAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    281
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 1 در 1 پست
    اصول مکتب رمانتیک

    نخست مقایسهای از دو مکتب کلاسیک و رومانتیسم به عمل میآوریم:

    1_ کلاسیکها بیشتر آرمانینگر هستند و حال آنکه رومانتیکها میکوشند
    گذشته از بیان زیباییها و خوبیها که هدف کلاسیک هاست زشتی و بدی را هم
    نشان بدهند.

    2_ کلاسیکها خرد را اساس شعر کلاسیک میدانند و حال آنکه رومانتیکها بیشتر پابند احساس و خیال پردازی هستند.

    3_ کلاسیکها تیپها و الهام آثار خویش را از هنرمندان یونان و روم قدیم
    میگیرند و حال آنکه رومانتیکها از ادبیات مسیحی قرون وسطی و رنسانس و
    افسانههای ملی کشورهای خویش ملهم میشوند و همچنین از ادبیات معاصر ملل
    دیگر تقلید میکنند. در دوره رمانتیسم ارسطو جای خود را به شکسپیر داده
    است.

    4_ کلاسیکها بیشتر طرفدار وضوح و قاطعیت هستند و رومانتیکها به رنگ و
    جلال و منظره اهمیت میدهند. آنها ترجیح میدهند که به جای سرودن اشعار
    منظم و یکنواخت به اشعاری بپردازند که بیشتر شبیه نثر (چه از لحاظ آهنگ و
    چه از لحاظ مضمون)، تصویری و متنوع باشد.

    این مکتب براي آزادی، شخصیت (فرمانروایی من)، هیجان و احساس ها، گریز و
    سیاحت و سفرهای جغرافیایی در آثار خود بسیار اهمیت قائل است. هنرمند در آن
    به کشف و شهود میپردازد و به افسون سخن و به اهمیت واژه بی اندازه آگاه
    است. خلاصه اینکه رومانتیک ذهنیمدار است یعنی نویسنده خود در جریان نوشته
    اش مداخله میکند و به اثر خود جنبه شخصی و خصوصی میدهد.

  3. #3
    کاربرسایت IRAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    281
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 1 در 1 پست
    رمانها

    ویکتور هوگو، والتر اسکات، وردزورت، گوته، شیلر، پوشکین، و لرمانتوف، از پیشوایان نخستین این مکتب هستند.

    از آثار معروف این مکتب میتوان نتردام دوپاری، بینوایان، تاراس بولبا، سه
    تفنگدار، زندانی قفقاز، فواره باغچه سرای، آیوانهو را نام برد.

    سده نوزدهم را معمولا "سده رمان" مینامند. رمان در این سده در مسیرهای
    متفاوت و بسیار وسیعی پیش میرود و بسیاری از رمانهای نبوغ آسای جهان در
    این قرن به وجود میآیند و رمان جنبههای مطلوب تر و جهانی تری پیدا
    میکند. پس سده نوزدهم شایستگی دریافت عنوان "قرن رمان" را دارد. هر چند
    که در قرن بیستم رمان به حد کمال و پختگی خود میرسد و قواعد و اصول اساسی
    آن تثبیت میشوند و نمونهها و سرمشقهای رمان در هر شکل و طریقه به عرصه
    میآیند اما در قرن نوزدهم غولهایی چون بالزاک، فلوبر، دوما، داستایوسکی
    و تولستوی قدم به میدان میگذارند. و جمعا رمان اروپایی به اوج پیروزی
    میرسد. حال آن که در قرن بیستم رمان نویسان بزرگی در سرزمینهای دیگر، در
    امریکای شمالی، در امریکای جنوبی و ژاپن و افریقا در صحنه ادب ظاهر
    میشوند.

    آیا سده نوزدهم را باید از روز اول ژانویه 1801 به حساب آورد؟ در این
    تاریخ در فرانسه، شاتو بریان و سنانکور Senancour)، 1846-1770، نویسنده
    فرانسوی مولف رمان ابرمن) نخستین آثار رمانتیک را خلق کردند. انقلاب کبیر
    چند سالی در کارهای ادبی وقفه انداخت اما نرم نرم رمان نویسان به انتشار
    آثار خود پرداختند. با این وصف تا چندین دهه رمان نیز مثل سایر رشتههای
    ادبی در همان فضایی که محصول ذوق بزرگان قرن روشنگری بود سیر میکرد. رمان
    "کلاسیک" این مخلوق قدرتمند رآلیسم که تا مدتها رمان "واقعی" تلقی میشد،
    در سال 1830 به صحنه آمد.

    و از نظر اساس و بنیاد، خالق بزرگ آن؛ آونوره دوبالزاک بود و "کمدی
    انسانی" بالزاک تاریخ رمان را زیر سلطه خود آورد و نمونه و سرمشق جهانی
    شد. و در همه جا مورد تحسین و تقلید قرار گرفت. عدهای بر ضد این جریان
    بودند و مسیرهای دیگری را برگزیدند و در نتیجه سبک و سیاقهای متفاوتی به
    وجود آمد. از بالزاک تا زولا، از دیکنز تا تولستوی، رمانهای رآلیست؛ و
    رمانهای روانشناسانه، بر صحنه مسلط شدند و رمان در این مسیر پیش رفت و در
    سراسر قرن نوزدهم این وضع برقرار بود. و در قرن بیستم نیز گروهی از رمان
    نویسان – رژه مارتن دوگار، رومن رولان، ژرژ دوهامل و دیگران همین راه را
    طی میکردند.

  4. #4
    کاربرسایت IRAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    281
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 1 در 1 پست
    نوآوریهای تازه

    در پایان قرن بیستم، بر ویرانههای "ناتورالیسم" گلهای عجیبی رویید که
    عدهای از منتقدان معتقد بودند که رمان در این دوره به انحطاط رسیده، اما
    گروهی عقاید دیگری داشتند و میگفتند که این نویسندگان معترض و سرکش، که
    لئون بلوا، اکتاو میرابو و ژرژ داریان و نظایر آنها، راههای تازهای
    یافتهاند. و نوآوری در عالم هنر از ضروریات است. و رمان قرن بیستم با این
    ابتکارات ریشهها و اصول خود را به دست میآورد و از طرف دیگر در آن سوی
    اقیانوس اطلس، رمان امریکایی نخستین آثار بزرگ و درخشانش را به جهان عرضه
    میکند و غرب استعمارگر، رمان خود را همراه چیزهای دیگر، به هند و ژاپن و
    خاورمیانه و افریقای جنوبی میبرد که بعضی از این سرزمینها از مستعمرات
    غرب بودند.

    رمان تاریخی در طول قرن نوزدهم و بخشی از قرن بیستم در نظر مردم ارزش و
    اهمیت خود را حفظ کرد. هر چند که امروز روشنفکران به رمانهای تاریخی با
    بدگمانی مینگرند، جاذبه این رمانها همچنان باقی است. در طی یک قرن و نیم
    اخیر بعضی از نویسندگان داستانهایی از این نوع نوشتهاند که غالب آنها
    بسیار سرگرم کننده و جذاب بودهاند. از جمله رمان Quo va dis به قلم
    هانریک سینیکه ویچ لهستانی (1950-1844) و "سوس یهودی" اثر "لیون
    فوشتوانگر" (1958-1884) که نازیها با تغییرات و انحرافاتی از این کتاب یک
    فیلم ضد یهودی ساختهاند. استاندال و فلوبرو پوشکین و تولستوی، از
    بزرگترین نویسندگان قرن نوزدهم نیز رمان تاریخی نوشتهاند. و بعضی از
    نویسندگان قرن بیستم، گاهی به رمان تاریخی روی آوردهاند که برای نمونه
    میتوان از آراگون نام برد و کتاب "هفته مقدس" او و نویسندگان دیگری چون
    "ژیونو (هوسارد روی بام)، آله خوکار پنتیه (قرن روشنگری)، سولژنیتسین (اوت
    14) و مارگریت یورسنر (خاطرات آردین).

    در همین سالها بود که بعضی از شاهکارهای رمان تاریخی آفریده شد.
    پروسپرمریمه (Proper Merimee) (1870-1803) نخستین بار با کتاب "روایاتی از
    دوران شارل یازدهم" (1829) به شهرت رسید. این نویسنده در ایامی که از طرف
    دولت بازرس بناهای تاریخی بود، بخش بزرگی از یادگارهای دوران "رمان"
    (Roman یک سبک هنری که در قرنهای یازدهم و دوازدهم در اروپا به شکوفایی
    خود رسید) و گوتیک را از ویرانی نجات بخشید. آفردووینیی نیز که از
    بازماندگان یک خانواده اشرافی قدیم بود که در ایام انقلاب به وضع بدی دچار
    شده بودند، مجذوب عظمت تاریخ بود و برخلاف والتر اسکات که حوادث ناچیز و
    قهرمانان گمنام را ترجیح میداد، این نویسنده در رمان "پنجم مارس" (1826)،
    یک قهرمان رمانتیک را به صحنه میآورد که با ریشلیو در میافتد و خود را
    به حوادث متلاطم سرنوشت میسپارد. بالزاک در حوادث عصر انتقلاب و دوران
    امپراتوری، ریشههای تاریخی دنیای معاصر را جست و جو میکند. ویکتورهوگو
    در آثار دوران جوانی اش از والتر اسکات تأثیر میپذیرد و در رمانهای "هان
    ایسلندی" و "بوک ژارگال" کم و بیش در سرزمینهای دیگر به رویدادهای تاریخی
    میپردازد و سپس در "نوتردام دوباری" (1831) تصویری از قرون وسطی را ترسیم
    میکند که نوعی رمان سیاه نیز به حساب میآید. و در رمان "نودوسه" (1874)
    این تصویر تاریخی را تا دوران انقلاب جلو میآورد و در رمان "مردی که
    میخندد" (1869) از وقایع تاریخی انگستان سخن میگوید و در "بینوایان"
    (1862) مانند بالزاک به تاریخ باز میگردد و ریشههای تاریخ معاصرش را از
    دل خاک بیرون میکشد. اما استاد بزرگ رمان تاریخی فرانسه، بی تردید
    الکساندر دوما (1871-1802) است با رمانهای "سه تفنگدار" (1844)، "ملکه
    مارگو" (1841)، " گردن بند ملکه" (1849) و بیش از بیست رمان دیگر.

  5. #5
    کاربرسایت IRAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۹-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    281
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 1 در 1 پست
    نوزایی رمان

    در نیمه دوم قرن نوزدهم رمانهای برجسته و ارزشمندی در اسپانیا، در مقایسه
    با بقیه کشورهای اروپا نوشته شد. علاوه بر "پرزگالدس" رمان نویسان توانایی
    با مشربها و مسلکهای متفاوت، رمانهای معتبری به یادگار گذاشتند که در
    میان آن نویسندگان کلارین (1901-1825)، پدرو آنتونیو دوآلارکن
    (1891-1833)، خوزه والرای آکالاگالیانو (1905-1824) و آرماندو
    پالاچیووالدس (1938-1835) از دیگران نام آورترند و جمعا این نویسندگان
    بازیگران صحنه رنسانس رمانتیک در اسپانیا بودند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مكتب رمانتيسم
    توسط Setayesh در انجمن داستان و فیلمنامه و ...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۲ آبان ۹۳, ۰۸:۵۴
  2. تب روماتيسمي
    توسط PEZESHK در انجمن پزشکی تخصصی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۹ اسفند ۸۶, ۱۱:۳۵

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •