انسان هفت کالبد دارد که یک مرئی ( کالبد فیزیکی) و شش تای دیگه نامرئی هستند.
نزدیک ترین کالبد به جسم مادی کالبد انرژی نامیده می شود که انرژی در ان جریان دارد. انرژی در این کالبد در " نادی" ها که شبیه رگ های خونی هستند حرکت می کند.
سه نادی اصلی در این کالبد "آیدا"، "پینگالا" و "سوشامنا" ست. که دو نادی اولی به دور نادی سوم پیچ خوردند و در چشم سوم به هم می رسند.
انتهای این سه نادی به محلی به نام "کندا" که به معنی حوضچه است ختم می شود.در انسان های عادی نادی سوشامنا بسته است و هیچ فعالیتی از خود نشان نمی دهد اما در بعضی از افراد به واسطه مدیتیشن و یا فیض الهی این کانال باز شده و جریان انرژی در سوشامنا به حرکت در می آید و به سمت بالا و چاکرای تاج صعود می کند.
این حرکت رو به بالای انرژی را " کندالینی" می نامند.
کندالینی در مسیر خود به سمت بالا تغییرات شگرفی را باعث می شوند که از جمله آنها می توان به پدیدار شدن احساسات فوق طبیعی، رهایی از بند احساسات سطح پایین مانند خشم، طمع و... اشاره کرد.
کندالینی در صعود نهایی خود در محل چاکرای تاج با انرژی الهی یا انرژی کیهانی یکی شده و فرد به روشن شدگی و آزادی از بند های زمینی " موکشا" می رسد.
کندالینی در صعود خود باعث ایجاد حالتی غیر قابل توصیف از شعف و سرزندگی در فرد می شود و در بعضی موارد این صعود باعث آزاد شدن روح از بدن و " سفر روح" می گردد!


در متون مقدس هدف نهايي از هر مسلک مذهبي، دين و يا آييني را بيدار کردن اين انرژي الهي ذکر کرده اند.
اين انرژي بعد از بيدار شدن با هوش و قدرت خلاقه اي که دارد، آگاهي شخص را افزايش داده و او را در جهت وصل با انرژي کيهاني و کسب آگاهي برتر سوق مي دهد.
اکثر تمرينات روحي و مديتيشن ها به نحوي با کالبد دوم و آزاد کردن اين انرژي سرو کار دارند.
مهمترين عامل در بيداري اين انرژي را مي توان فيض الهي و کمک ذات باري تعالي ذکر کرد که اين امر توسط نايبين و اساتيد بر حق الهي در زمين صورت مي گيرد.
ممکن است در اينترنت يا محافل ديگر از گروه ها يا انجمن هايي اسم ببرند که در زمينه بيدار کردن اين انرژي فعاليت مي کنند، به خاطر داشته باشيد که بدون کمک الهي و ياري جستن از ذات الهي هرگونه تلاشي در اين زمينه ممکن است باعث صدمات جبران ناپذير به فرد يا حتي مرگ فرد گردد!

در هفت نقطه از بدن ما مراکز انرژي وجود دارد . اين مراکز به صورت مخروطهايي هستند که راس آنها متصل به بدن ماست و دهانه آن به سمت بيرون . پنج تا از آنها داراي قسمت پيشين و پسين مي باشند و دو تاي ديگر يک ورودي دارند . به ترتيب از پايين به بالا چنين نامگذاري شده اند
چاکراه تحتاني. جنسي . خورشيدي. قلب. گلو. چشم سوم. تاج.
چاکراه تحتاني و تاج يک ورودي دارند و بقيه دو ورودي دارند . چاکراهها همانند گردابها و گربادهايي هستند که انرژي را از کائنات دريافت نموده به داخل سيستم ما هدايت مي کنند و يا برعکس از درون ما به بيرون مي فرستند. اکثر چاکراهها داراي مخروطهاي همرکز ريزتري هستند که با سرعتهاي مشخص دوران مي کنند در اين حرکت دوراني طيفهايي از انرژي به داخل يا خارج از سيستم ارسال مي شوند !


کنداليني يک نوع انرژي خاصه که هنگام حرکت به سمت بالا احساسي از وجد و سرور روحاني در انسان به وجود مي آورد که توصيفش واقعا غير ممکنه...
در تکميل حرفهاي سندباد کنداليني با حرکت به سمت بالا باعث به کار افتادن و فعاليت چاکراهاي موجود در مسير خودش ميشه ...
هنگامي که کنداليني صعود مي کنه انرژي ان باعث فعال شدن چاکراها و بازشدن آنها ميشه و نزول کنداليني يا قطع انرژي آن باعث برگشتن چاکراها به حالت اوليه خودشون ميشه...!


بيدار کردن کنداليني و کار با اون چيزي نيست که در شاخه علوم عقلي طبقه بندي بشه و مربوط به گروه يا تمدن خاصيش کرد...
انسان ها از دير باز با اين انرژي آشنا بودند و به نحوي سعي در استفاده از آن به نفع خودشون داشتند...
مصريان باستان، هندوها حتي مسلمانان و مسيحيان به شکل ها مختلف با اين انرژي آشنا بودند.
اين انرژي ، مادر تمام انرژي هاي موجود در خلقت مي باشد و از آن به جريان قابل سماع هستي، شبدا، اک، جريان حق و خيلي اسامي ديگه نام برده شده است.
راه هاي بسياري براي رسيدن به حقيقت و وصل با ذات احديت وجود دارد يکي از اين راه ها ، بيدارشدن کنداليني ست که با نتيجه هاي قابل لمس همراه است.
همونطور که سندباد عزيز ذکر کردند، اين حالت به اذن الهي و به فرمان خدا رخ ميده و هيچ نيروي طبيعي و مافوق طبيعي بدون فرمان الهي حق مداخله در اين مسير رو نداره و فرشتگان و اولياء الهي در بيدار کردن و هدايت اون نقش دارند.
همانطور که قبلا گفتم مداخله بدون اجازه در اين مسير ممکن است باعث ناراحتي هاي رواني ، ديوانگي و حتي مرگ فرد بشود...

در کالبد دوم يا بدن انرژيايي منافذي براي تبادل انرژي با کيهان وجود دارد که از آنها به نام چاکرا ياد مي کنند.
اولين چاکرا ، چاکراي ريشه يا چاکراي قاعده اي مي باشد که محل کنداليني است و به عنوان صندلي کنداليني نيز از آن ياد مي کنند.
چاکرا ها را به صورت نمادين به شکل نيلوفر آبي نمايش مي دهند که هر چه به سمت بالا تر حرکت مي کنيم تعداد گلبرگ هاي آن افزايش پيدا مي کند.
انرژي به حرکت رو به بالا خالص شده و پاک تر مي گردد و در چاکراي تاج به خالص ترين صورت خود مي رسد و با انرژي کيهاني يکي مي گردد.
مفاهيم چاکرا ها مفاهيمي نمادين مي باشد و در بعضي از مسلک ها و مرام ها به آن اصلا اشاره اي نشده است.
چاکراها زماني موجوديت پيدا مي کنند که مسير حرکت رو بالاي انرژي يا صعود کنداليني مطرح باشد.
تعداد چاکراها 7 ، 5 يا حتي 3 عدد گزارش شده است و اين تناقض به دليل اين امر است که يک چاکرا تا زماني که مسدود نباشد و دچار گرفتگي نباشد ، احساس نمي گردد و به حس در نمي آيد.
چاکراهاي فوقاني در اکثر افراد مسدود مي باشد و تنها چاکراهاي جنسي و خورشيدي و حداکثر چاکراي قلب در بعضي از افراد از خود فعاليت نرمال و طبيعي نشان مي دهد و ساير چاکراها به دلايل مختلف صدمه ديده يا مسدود مي باشند...

اين مسئله اي که گاهي مواقع باعث سردرگمي افراد ميشه چون آزاد کردن انرژي کنداليني از اراده افراد خارج است و هيچ فردي با تمايل شخصي نمي تونه اين انرژي رو آزاد بکنه....
حالا ممکنه يک سري از دوستان اين سوال براشون پيش بياد که اگر اين کار در اختيار انسان نيست پس تلاش در اين مورد بي نتيجه است و خدا هر وقت که بخواد خودش اينکار رو انجام ميده...
اما دوستان آزاد شدن اين انرژي شرايطي داره که هروقت اون شرايط حصول بشه ، مطمئنا خدا از جانب خودش حتي يک لحظه هم تاخير نمي کنه...

جريان کنداليني نقش پاک کننده کالبد دوم را داراست و به ترميم و شفادهي چاکراها مي پردازد و اين امر تا زماني که يک کالبد بدون نقص حاصل نشده ادامه دارد و ممکن است اين حالت هفته اي يکبار و در فواصل زماني بيشتر تجربه بشه...
زماني که کالبد تماما ترميم شد و از ناخالصي ها پاک گرديد کنداليني صعود نهايي خودش رو انجام مي ده و فرد به روشن شدگي Enlightenment مي رسه...
هدف نهايي از بيدار شدن کنداليني رسيدن به روشن شدگي ذهن و آزادي از دست تمايلات پست و دست يابي به آزادي روح مي باشد...ان شاء الله
آزاد کردن کنداليني در اراده مقدسين و اولياء الهي مي باشد و از اراده افراد عادي خارج است و تکنيک هاي ذهني و يا حرکات فيزيکي تنها باعث پاک کردن کالبد هاي انسان مي گردد و نقش مستقيم در آزاد کردن اين انرژي ندارد...