مطلب ما درباره آدمهای غمگینی است که فکر میکنند کائنات یک ماموریت دارد و آن هم گرفتن حال آنهاست! اگر شما چنین فردی هستید در ادامه با ما همراه باشید.

یک نگاه به دور و برتان بکنید. حتما آدمهایی را میبینید که همیشه در حال آه و ناله هستند. ما انتظار نداریم بعد از خدای نکرده فوت یکی از عزیزانتان یا شکست در یک پروژه تجاری خوشحال باشید اما فرق هست بین یک چنین ناراحت بودنی با اینکه همیشه غمگین زندگی کنید.
مطلب امروز ما درباره چنین آدمهای غمگینی است که فکر میکنند کائنات یک ماموریت دارد و آن هم گرفتن حال آنهاست! اگر شما چنین فردی هستید در ادامه با ما همراه باشید.

اگر هم از این آدمهای بسیار شادی هستید که گل هر مجلس و خانوادهای میشوید بد نیست یک نگاهی به این دروغهای بزرگ بیاندازید. این جوری میتوانید مطمئن باشید که هیچ کدام از لحظات شیرین زندگیتان را از دست نمیدهید.

دروغ شماره یک
شادی صبر میکند تا همه چیز رو به راه شود و بعد میپرد بیرون !

زندگی بالا و پایین دارد. خیلی از مردم این مسئله را میدانند اما فقط آدمهایی مثل من که واقعا دلم پر از شادی است باورش کردیم. میدانید چرا میگویم دلم پر از شادی است؟ چون شرایطم را همانطوری که هست پذیرفتم و سعی میکنم به دنبال دلایلی برای شاد بودن بگردم.

پذیرفتن شرایط یعنی اینکه رویاپردازی را بگذاریم کنار. باور کنیم که حالا اینجا هستیم و تنها کار به درد بخوری که میتوانیم انجام بدهیم این است که تلاش کنیم وضع را بهتر کنیم.

دنبال شادی گشتن و یاد گرفتن شاد زندگی کردن سختترین قسمت است. اما یادتان باشد اگر بخواهید غمگین فکر کنید آن وقتی که به پایین زندگی میرسید مشکلات چند برابر میشود و شما را غرق در خودش میکند.

دروغ شماره دو
هر مسئله یک راه حل دارد

شاید فهمیدن این که چرا دروغ است سخت باشد. بگذارید حقیقت را بگویم. برای حل هر مسئله معمولا بیش از یک راه حل وجود دارد!

افرادی که از زندگی ناراضی هستند معمولا انعطافپذیر نیستند. نمیخواهند باور کنند که میتوانند شرایط را بهتر کنند. و قسم خوردند که هیچ وقت کمی مثبتتر نگاه نکنند!

فکر کنید و فکر کنید و فکر کنید." فکر کردن به راه بهتر "چند راه جلوی شما میگذارد که میتوانید از بین آنها بهترین راه را پیدا کنید و به یک شرایط بهتر برسید. این راهها منتظرند که شما پیدایشان کنید.

دروغ شماره سه
من هیچ کنترلی روی زندگی و شرایطی که روزگار پیش میآورد ندارم

اکثر آدمهای غمگین واقعا باور کردند که کاملا ضعیف و بدون قدرت هستند و مثل یک مورچه افتادند زیر پای فیل زندگی! اصلا و ابدا هم نمیتوانند شرایط را بهتر کنند. مشخص است اگر کسی خودش را در موقعیت یک ضعیف مطلق ببیند غم میریزد توی دلش.

ایمان به خدا در باور ما خداپرستان یک جورهایی کمک میکند که از این احساس دوری کنیم.

دروغ شماره چهار
بقیه باید بدانند من چه حسی دارم

افراد غمگین فکر میکنند که باید یک دستورالعمل داشته باشند. بقیه آن دستورالعمل را بخوانند و به سرعت متوجه شوند چی بگویند و چی کار بکنند که به تریج قبای آنها برنخورد !

خب این عملی نیست. هر کسی بخواهد بقیه مطابق میل او رفتار کنند و خودشان کیف دنیا را ببرند که نمیشود. افراد شاد یاد میگیرند چطور با بقیه تعامل داشته باشند تا این که عین بدبختها منتظر بشوند که بقیه تمام خواستههایش را مو به مو اجرا کنند. عین بدبختها چون این قضیه هیچ وقت اتفاق نمیافتد.

دروغ شماره پنج
هیچ وقت ناامید نمیشوم اگر فقط انتظار بدترین چیزها را داشته باشم

بگذارید رازی را بگویم که یکی از کلیدهای اساسی خوشبخت بودن است. برای تجربه شادی دائمی باید باور داشته باشید که این طبیعی است که گاهی ناامید باشید. درک کنید که اشکالی ندارد این قضیه و ناامید شدن مقطعی ( اگر اجازه ندهید دائمی بشود! ) نمیتواند شما و شادیهایتان را نابود کند.

آدمهای شاد شاد شاد هم قرار نیست همیشه امید داشته باشند که در این صورت مثلا به آنها میگویند «الکی خوش» که لقب واقعا جذابی نیست. تصورات شما از آینده میتواند احساس هیجان و لذت و امیدواری فوقالعادهای به شما هدیه کند. با منفی نگری از دستش ندهید.

دروغ شماره شش
دیگران احمق و گیج و دست و پا چلفتی هستند

این که فکر کنید دیگران از شما پایینتر هستند یک اشتباه خیلی خیلی خطرناک است. به حرفهای مادر و پدرتان که به بقیه پدر و مادرها میگفتند بچه ما باهوش است توجه نکنید. همه پدر و مادرها از این حرفها میزنند. این کار فقط و فقط باعث میشود که احساس تنهایی کنید و به مرور در یک محیط ایزوله از این تنها بودنتان احساس غم داشته باشید.

یادتان باشد اکثر مردم در یک سطح از بهره هوشی هستند و شما هم احتمالا در همان سطح ( کمی بالاتر ویا کمی پایینتر ) هستید. این غرورهای کاذب اکثرا بسیار گران برای شما تمام میشود.

دروغ شماره هفت
واقعیت این است که همیشه باید به خراب شدن چیزها فکر کنیم

باید باور کنیم همه چیز حداکثر همان قدری خوب میشود که شما خوب تصورش کنید. یعنی چیزی بیشتر از چیزی که شما باور دارید خوب نمیشود. پس اگر میخواهید کاری درست انجام شود نباید فکر کنید که آن کار خراب میشود.

آدمهای غمگین همیشه دوست دارند برای خودشان مانعتراشی کنند و مرتبا با خودشان تکرار میکنند که نمیشود و خراب میشود و نمیتوانم و به جایی نمیرسم. بدیهی است بعد از این همه منفی بافی غمگین میشوند دیگر.

این دروغ یک تضمین به شما میدهد. این که هرگز به هدفتان نمیرسید و کارها را خراب میکنید. در آخر راهی برای شما باقی نمیماند جز بغل کردن زانوی غم.

دروغ شماره هشت
دنیا محل خطرناکی است که همه بدبختیها جمع شدند آنجا

در این دنیا سختیها و دردهای زیادی هست. هیچکس نمیخواهد این را رد کند. آن دنیا را هم که خبر نداریم.

آدمهای شاد این دردها را میبینند. برای انسانهایی که در درد و رنج هستند غمگین میشوند. اما غمگینانه زندگی نمیکنند. میدانید چرا؟

چون آنها درک کردند که این غمها اجتناب ناپذیر است و نباید به آنها توجه کرد. باید به دنبال پیشرفت بود و یاد گرفت که چطور از لحظه لحظه زندگی لذت بیشتری برد و با اعتماد و شور و شوق و عشق به زندگی شاد لبخند زد.

"برگرفته از نجوای دل"